مازه ابول

به نقل از خبرگزاریها در مورد مازه ابول : مردم ، مرگ را به زندگی تحت سلطه هخا ان ترجیح می دادند
هخا ان (بخش254)
" ... اردشیر (سوم) ضمن گرد آوردن در بابل ، به ایدرءیوس کاریایی فرمان داد ناوگان و ی را به قبرس ببرد . مازه فرمانروهی کیلیکیا و بلشونو (بلسوس) خشث اون شام در همان حین نخستین عملیات را بر ضد فنیقیه فرماندهی می د . تنس شاه صیدا در این فاصله به مدد گیری از میان مردم صیدا و. تسلیم بدون جنگ ، و استقبال باشکوه بابلیان از اسکندر
هخا ان (بخش821)
(پس از جنگ گوگمل) " چون مازه ( داریوش سوم) شنید که اسکندر به طرف بابل روانه است ، با اولاد خود به استقبال اسکندر شتافته ، اظهار انقیاد (فرمانبرداری) کرد . این قضیه باعث خشنودی اسکندر گردید ؛ زیرا شهر بابل که استحکاماتی متین داشت ، بی جنگ به تصرف اسکندر در می آمد و دی. خیانت و وطن فروشی ان هخا ، عامل تصرف راحت ایران بدست اسکندر
هخا ان (بخش819)
قبلا به موارد متعددی از خیانات ان هخا (و حتی خود داریوش) به حکومت و تمامیت ارضی ایران در برابر اسکندر اشاره کردیم . در اینجا دو مورد دیگر ، که یکیشان -یعنی مازه- بسیار مهم است ، را ذکر می کنیم :
(پس از جنگ گوگمل) " چون مازه ( داریوش سوم) شنید که اسکندر به طرف ب. ترجمه فارسی و متن ترانه ابوالقاسم خان از مسعود بختیاری (زنده یاد بهمن علاءالدین) مر جنگه، مر جنگه
خدا دونه جنگ تفنگه

چار بالون چار طیاره (خدا دونه) چارتا زره پوش
ددویل خان ابول (خدا دونه) همه سیاپوش

مر او بی مر او بی
خدا دونه جنگ برنو بی

آ رضی کله گزی (خدا دونه) دستم به ش
(ای) لاشمه خاکی (خدا دونه) برنو حل
<. باز اربعین آمد و غیرت عباس باز آه زینب شنیده شد و قهقهه یزید باز صدای گریه رقیه آمد و خنده دختر یزید باز عروس قاسم با دست حنا شده آمد و هنده همسر یزید باز اربعین اومد و ناله ی سجاد از درد باز سر بریده حسین آمد و چوب خیزران یزید باز اربعین حسینی آمد و مردم شد سیه پوش شاعر : حسین ابول زاده روستای سردو دارای یک مدرسه راهنمایی می  باشد که در قسمت میانی(وسط)بنا نهاده شد.در محله ای که به آن مازه جافر می گویند ساخته شد.این مدرسه دارای سه پایه درسی (اول،دوم،سوم)هست.وجمعیت این مدرسه 45دانش آموز می باشد .همچنن داش آموزان این مدرسه بخاطر نبود دانش آموز کافی وکم بودامکانات مختلط می باشند. حیله گری هخا ان / غارت ذخایر و آذوقه اسکندر در حین جنگ
هخا ان (بخش814)
" ... مازه ( داریوش) در ابتدای جنگ ، با سواره نظام ایرانی ، مقدونی ها را هدف باران تیر قرار داد و تلفات زیاد به آنها وارد کرد . بعد او دسته ای از سواره نظام ممتاز که مرکب از دو هزار نفر کادوسی و هزار نفر سکایی بود جدا کرده ، به آنها دستور داد از جناح چپ دشمن دور زده ، ح. ....                                             .....گربه عجیج مجیدیه حمیده شده....نقش نگارش ؛بسی عجیج مجیدیه ؛خصوصا اون بوته گلهاb-)+200تومنی کاغذی: +خدارحمت کنه ؛اموات شما رو ؛پدربزرگ همیشه بهمون پول تو جیبی مرحمت مینمودن ؛فلضا من هیچ وقت قلک نداشتم!چرا!؟ یعنی باوجود چوپان ومی به بودن قلکه نبود!همش کم رداشت؛یعنی بد ارمش حسین بود!مش حسین کی بود!؟چای خونه وفوتبال دستی و...ازاین جور مکان های ف رهنگی؛مش ابول عصرها میرف چای بخوره!مش رمضونم میرفت...مردشریف و چوپانم میرفتن!!سن مش رمضون ومش ابول کجا!؟سن مردشریف وچوپان کجا!!البته دیگر مشتی ها وحاجی ها هم بودن ؛ولاکن آن دو مشتی ها؛ دیالوگ هاشان نسخه اصلی ببوده وغیرقابل پخش ثدا صیمایی...بله میگفتیم؛پدربزرگ میگفتن؛بچه ها!؟شماها که مغازمیرین؛برای ماجان خوراکی بگیرین! من حساب میکنم!(یعنی پدر بزرگ هم نشسته در دکان بودن)اینا به انضمام پول تو جیبی و حساب پدربزرگ (یعنی وسیله واسه خودشونم میگرفتن)و پول تو جیبی پدربزرگ؛بازم پول لازم میشدن!  یعنی آمار زیرفرش رو هم داشتند؛امادس نمیزدن؛مکتوبا عنوان مینمودن؛برو از پدر جان برامون پول بگیر؛عنوان شفاهی شون بود:-p....دیدین بچه ها چقده ذوق ناک میشن ؛وقتی خوراکی میبینن(همون چار پنج  شیش هفت ساله ها ندونسته حساب کت ه منظورمه )چون بعضی ها دوست دارن خودشون مغازه برن...یادمه دخترکوچیکه فرنگیس جون ؛وقتی پاکت خوراکی رو دید گفت؛من اینارو نمی خوام!خودم باید برم انتخاب کنم! هی پاشو کوبوند که خودم باید برم...+ چقدر لذت داره که؛پاکت خوراکی آن و آن دگری متفاوته!یعنی هیشکی شبیه هم نیست.عین پنج انگشت...خدایا شکرت.بابت چونان برارهای عجیج مجیدی وحمیده شده. navazeh siavash   غارت و سوزاندن اموال ایرانیان توسط داریوش سوم هخا
هخا ان (بخش802)
" ... وقتی که داریوش شنید مقدونی ها نزدیک شده اند ، یکی از ان خود را که ساتروپات نام داشت ، با هزار سوار پیش فرستاد و بعد ، شش هزار نفر به یکی از ولات خود مازه نام داد که از عبور مقدونی ها از فرات جلوگیری کند و ضمنا جلگه های بین النهرین را غارت کرده ، تمام آذوقه (مردم) ر. رسول جعفریان تصحیح «لطایف الاذکار» از قدیمی ترین آثار فارسی در حوزه حج و جغرافیای ایران را به کوشش نشر علم در دست انتشار دارد که در آن جزئیاتی از بقیع و قبور ان، مقام رأس الحسین (ع) و مزار حضرت علی (ع) در نجف ذکر شده است. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج به نقل از تسنیم، حجت ال والمسلمین رسول جعفریان نویسنده و مورخ تاریخ ، از انتشار تازه ترین اثر خود با عنوان «لطایف الاذکار» خبر داد و گفت: لطایف الاذکار یکی از قدیمی ترین آثار فارسی در حوزه حج و جغرافیای ایران است که به زودی توسط نشر علم منتشر خواهد شد.

وی ادامه داد: نویسنده این کتاب ابوجعفر شمس الدین محمد بن عمربن عبدالعزیزبن مازه است که است که در سال ۵۱۱ متولد شده و در سال ۵۶۶ درگذشته است. وی از خاندان آل برهان یکی از بنام ترین خاندان های علمی و بخارا در قرن های ششم تا هشتم است. اثر یادشده راهنمای حج است که برای مسافران اسانی به ویژه بخارائیان نوشته شده که آنها سالها به صورت کاروانی و انبوه راهی حج می شدند.

جعفریان با بیان این مطلب که این کتاب در سال ۵۵۲ نوشته شده است، گفت: این کاروان ها در هر شهر به زیارت قبور مشایخ رفته مسیر از اسان تا حرمین را طی می د.
ابن مازه در این کتاب از مزارات بخارا شروع کرده، سپس از مرو، سرخس، نیشابور، بسطام، ری، همدان، کرمانشاه، بغداد و کوفه و در نهایت ربذه از قبر ابوذر سخن رانده است.
وی کتاب را به درخواست مادرش که در این سفر همراه وی بوده نگاشته است.

رئیس سابق کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای ی تصریح کرد: در بخش اول کتاب، آداب دعا و زیارت آمده و در بخش نهایی کتاب مناسک حج و بخشی هم در شناخت اماکن متبرکه مکه و مدینه آمده است. در مقدمه این کتاب شرح حالی از نویسنده و خاندان وی ارائه شده است. این کتاب اگرچه در ظاهر سفرنامه نیست، اما در عمل یک اثر سفرنامه ای است که شهر به شهر طی و در هر شهر قبور مشایخ و شرح حال مختصری از آنها ارائه شده است.

وی گفت: میان اطلاعات این کتاب، اطلاعاتی درباره بخارا، مرو و نیز مقام رأس الحسین (ع) به چشم می خورد که بسیار جالب توجه و حائز اهمیت است، هم چنین در این سفرنامه علاوه بر آن که مزارات مشایخ صوفیه در بخارا معرفی شده، مطالب کوتاهی درباره مزار علی (ع) در نجف و مزار حسین (ع) در کربلا وجود دارد.

جعفریان ادامه داد: هم چنین از دیگر نکات جالب توجه این سفرنامه ذکر اطلاعاتی درباره بقیع و زیارت نامه ای برای قبور ان بقیع (ع) است که با وجود کوتاه بودن، بسیار دقیق است.

«لطایف الاذکار» به تصحیح و حواشی رسول جعفریان در ۲۵۴ صفحه به زودی از سوی نشر علم منتشر می شود.

■ دو جایزه برای سینمای ایران از جشنواره «سینما پوورو» جشنواره بین المللی «سینما پوورو» ایتالیا به دو کوتاه ایرانی جایزه داد. این جشنواره که های کوتاه را به رقابت می گذارد؛ به دو کوتاه ایرانی جایزه داد. کوتاه نجس ساخته مشترک بهمن و بهرام ارک (حاج ابول لو) و مرثیه ای برای شب ساخته یوسف کارگر جایزه ویژه شهر ایسپرا که به بهترین فرهنگی اجتماعی اهدا می شود را دریافت د. جشنواره بین المللی کوتاه «سینما پوورو» در روزهای 18 تا 20 ژوئیه در شهر تاریخی اسپرا ایتالیا برگزار شد. پروژه اتوکد مسجد جامع نایین تاریخ ایجاد 02/05/2016 12:00:00 ق.ظ تعدادبرگ: (نقشه های اتوکد) قیمت: 2000 تومان حجم فایل: 146 kb تعدادمشاهده 5

مسجد جامع نایین
با الگوبرداری از مسجد در مدینه ساخته شده است. حیاط بزرگی در میان دارد و پیرامون آن را شبستان های ستوندار گرفته است. دهانه میانی روبه قبله و دهانه روبروی آن که ورودی مسجد است پهن تر و گشادتر از دهانه های دیگر است. مسجد جامع نائین دارای شبستان ستوندار است و بخشی از آن از مسجدهای بومسلمی گرفته شده است. مسجد نائین به شیوه اسانی ساخته شده است، در زمان آل بویه و آل کاکویه بخش هایی به آن افزوده شد. بخش شبستان جنوبی قدیمی ترین قسمت آن بود که در شیوه معماری رازی دگرگون شد. نما در شیوهٔ رازی ساخته شد ولی خصوصیات شیوه اسانی را دارا ست. این تغییرات شامل تغییر طاق مازه دار به تیزه دار است و این مسجد اولین مسجدی است که در آن طاق مازه داز به تیزه دار تیدیل شد. نیم طیقه دوم شبستان جنوبی که بخش نه مسجد است در قرن هشتم به آن افزوده شده است. نیم طاق ها و و ستون های شبستان از شیوه رازی هستند، روی ستون ها گچبری زیبا کار شده است و آمیزه ای از چهره نگاری یافت می شود. در مسجد جامع نائین دو نوع کتیبه وجود دارد که یکی از آنه گچبری است و دومی با رنگ روی گچ ترسیم شده است. کتیبه هایی که با رنگ ترسیم شده متعلق به قرن پنجم هجری و به خط کوفی و کلاً بر روی سردر ورودی مسجد از داخل می باشد.
کلمات کلیدی مرتبط:
مسجد جامع نایین ,با الگوبرداری از مسجد در مدینه ساخته شده است. حیاط بزرگی در میان دارد و پیرامون آن را شبستان های ستوندار گرفته است. دهانه میانی روبه قبله و دهانه روبروی آن که ورودی مسجد است پهن تر و گشادتر از دهانه های دیگر است. مسجد جامع نائین دارای شبستان ستوندار است و بخشی از آن از مسجده, اسامی قبول شدگان آزمون خوشنویسان - مرداد 1395 **************** 1. مقدماتی: همه خواهران وبرادران قبول 2. متوسط: همه خواهران وبرادران قبول 3. خوش ( خواهران وبرادران) : تر - جمشیدی - حاجی - دبیر- رفیعی سامانی - سیاهی آهنگر - زهرا علوی - کلانتر نژاد - نواب پور - نیکو - مزبان زاده4. عالی ( خواهران وبرادران) : خونساری ( نسخ ) - سرو جهانی زاده ( ش ته) - شریفی پور( نست. آن روزها صفحه ای که درآن خاطرات ورزشی مرور می شود. درگذشته های نه چندان دور بازی های مختلفی درهلیله برگزار می شد که هواداران خاص خودرا داشت.قبل از این که فوتبال جای همه ی آن ها را تنگ کند، « چکه بازی »، « کندا بازی» ،« چوکی لی» ، « هفت سنگ » و... ازجمله بازی های پرطرفدار به حساب می آمدند. «چکّه »از بازی های مورد علاقه ی هم ولایتی ها به شم. قبولی غرور آفرین ماهانی های بناب را در کنکور کارشناسی ارشد 93 زهره بدری زبان انگلیسی رتبه 11 کشوری حجت ستاری مدیریت رتبه 19 کشوری صالح نصیری تربیت بدنی رتبه 49 کشوری فریبا تقوی علوم تربیتی رتبه 166 کشوری شبنم مزرعی جغرافیا رتبه 147کشوری محمد ی علوم تربیتی رتبه 242 کشوری عباس زینالی ی کشاورزی رتبه 222 کشوری فاطمه شیخ ال ی حقوق رتبه 300 کشوری ن. ترجمه فارسی و متن ترانه آواز کاوه از آقای کوروش اسدپور جور کاوه دی کری از ملک ایما نی وریسته
از میون ای کر دی چی قدیما نی وریسته

آسمون تنگه غر ز اورا نی وریسته
ار چه اورا اوسنن دی سیچه غوغا نی وریسته

کرگل مالن به خو داسون ز درد دل گریوه
دار وانفسای کری سی حرمت دا نی وریسته

*** علی مردون همو نر شیر میدون
دشمن. امروز به تربیت مدرس رفتم تا با تنی چند از ان آموزش بهداشت دیدار کنم و دریابم در حوزه ی بهداشت مدارس چه پژوهشهایی انجام شده است. پس از دیدار با ان به کتابخانه رفتم و به صورت خیلی اتفاقی در میان قفسه های کتابهای بهداشت مدارس چشمم به کت قدیمی خورد. نام کتابن «فرزان تن و روان برای آموزندگان» بود و نویسنده آن ع-بصیر نام داشت. کتاب سال 1336 تو.
امسال،به مناسبت سالروز درگذشت علی اکبر خان شهنازی،مردی که هر وقت به یادش میاورم احساس غرور می کنم، 7 ساز و آواز به همراهی اقبال السلطان(اقبال آذر) و ابراهیم منصوری از صفحات ضبط شده در 1305 شمسی را می شنویم و بررسی می کنیم:
پ.ن:بیش تر قطعات نواخته شده،جز ردیف دوره ی عالی علی اکبر خان شهنازی می باشد.

1.آواز اقبال السلطان در آواز ابوعطا تار :علی اکبرخان شهنازی ویلن :ابراهیم منصوری دوره ی دوم ضبط صفحه :1305 شمسی درآمد : تحریر درآمد سَیَخی : برخیز بده جام چه جای سخن است کامشب دهن تنگ تو روزیّ من است + تحریر تکمیلی شعر درآمد ما را ز رخ خویش می گلگون ده کاین توبه من چو زلف تو پرشکن است + تحریر تکمیل ملودی شعر درآمد و فرود به شور حجاز : تحریر حجاز حجاز عرب : چندان بخورم کز بوی آید ز تراب چون روم زیر تراب + تحریر حجاز عرب تحریر اوج و حضیض حجاز + حجاز دوم : تا بر سر خاک من رسد مخموری + تحریر تکمیلی کوتاه + تحریر حجاز دوم عشاق + از بوی من شود مست و اب + تحریر تکمیل ملودی شعر و فرود
آواز اقبال السلطان(اقبال آذر)در ابوعطا با تار علی اکبر خان شهنازی و ویلن ابراهیم منصوری


2.آواز اقبال السلطان در مایه ی بیات ترک تار :علی اکبرخان شهنازی ویلن :ابراهیم منصوری دوره ی دوم ضبط صفحه :1305 شمسی درآمد: کشش کوتاه + زان پیش که از زمانه ت بخوریم با همدگر امروز ی بخوریم + تحریر رباعی درآمد ( تحریر 4 قسمتی ) بیت تکمیلی درآمد و اشاره به فیلی : کاین چرخ فلک به وقت رفتن ما را چندان ندهد امان که آبی بخوریم + تحریر رباعی درآمد فیلی : تحریر فیلی + مائیم که سرمست یم مدام تحریر کوتاه فرود ابول + در مجلس ما نیست بجز باده خام ش ته : بگذار نصیحت من ای زاهد خام + تحریر ش ته و فرود فرود : ما باده پرستیم و لب یار به کام + تحریر تکمیلی درآمد بصورت رباعی

آواز اقبال السلطان(اقبال آذر) در بیات ترک با تار علی اکبر شهنازی و ویلن ابراهیم منصوری

3.آواز اقبال السلطان در دستگاه چهارگاه
تار :علی اکبر خان شهنازی
ویلن :ابراهیم منصوری دوره ی دوم ضبط صفحه :1305 شمسی درآمد : تحریر درآمد + آن شکر خنده که پر نوش دهانی دارد نه دل من که دل خلق جهانی دارد + تحریر تکمیلی درآمد زابل : تحریر زابل + به تماشای درخت چمنش حاجت نیست + تحریر زابل به تماشای درخت چمنش حاجت نیست هر که در خانه چو تو سرو روانی دارد + تحریر زابل و فرود حصار : تحریر حصار + کافران از بت بیجان چه تمنا دارید + تحریر پس حصار باری آن بت بپرستید که جانی دارد + تحریر پس حصار + تحریر فرود مخالف : تحریر مخالف + ای که گفتی مرو اندر پی خونخواره خویش با ی گوی که در دست عنانی دارد + تحریر مخالف علّت آنست که وقتی سخنی می گوید ورنه معلوم نگشتی که دهانی دارد + تحریر فرود
آواز اقبال السلطان(اقبال آذر)در چهارگاه با تار علی اکبر خان شهنازی و ویلن ابراهیم منصوری


4.آواز اقبال السلطان در دستگاه ماهور تار :علی اکبرخان شهنازی ویلن:ابراهیم منصوری
دوره ی دوم ضبط صفحه :1305 شمسی درآمد : تحریر درآمد ( فاش )2 می گویم و از گفته خود دلشادم گشایش : فاش می گویم و از گفته خود دلشادم بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم + تحریر گشایش و فرود فیلی : تحریر فیلی طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق + تحریر تکمیل شعر طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق ابول : که در این دامگه حادثه چون افتادم + تحریر ابول و فرود به درآمد دلکش : تحریر دلکش نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار + تحریر تکمیلی شعر رضوی : نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار + تحریر تکمیل شعر قرچه : چه کنم حرف دگر یاد نداد م تحریر دلکش + تحریر حزین و فرود به درآمد ش ته : تحریر ش ته + می خورد خون دلم مردمک دیده رواست + تحریر تکمیلی شعر قره باغی : می خورد خون دلم مردمک دیده رواست + تحریر قره باغی ش ته : ( که چرا دل )2 به جگر گوشه ی مردُم دادم + تحریر ش ته + تحریر کوتاه فیلی + تحریر ابول و فرود
آواز اقبال السلطان(اقبال آذر)در دستگاه ماهور با تار علی اکبر خان شهنازی و ویلن ابراهیم منصوری

5.آواز اقبال السلطان در مایه ی دشتی تار :علی اکبر خان شهنازی ویلن :ابراهیم منصوری دوره ی دوم ضبط صفحه :1305 شمسی درآمد : حُسنت به جهان چشم مرا دوخته است عشق تو به جانم آتش افروخته است + تحریر تکمیلی درآمد دشتی عشاق : تحریر عشاق ( تحریری متفاوت از تحریرهای عشاق که اقبال السلطان همانند تحریر حسینی اجرا کرده اند ) و فرود + بیات راجه و فرود : از بس به دلم دست درازی کردی دستت ز حرارت دلم سوخته است + تحریر فرود
آواز اقبال السلطان(اقبال آذر)در دشتی با تار علی اکبر خان شهنازی و ویلن ابراهیم منصوری

6.آواز اقبال السلطان در دستگاه همایون تار :علی اکبرخان شهنازی ویلن :ابراهیم منصوری دوره ی دوم ضبط صفحه :1305 شمسی درآمد : تحریر درآمد ( صلاح کار کجا و )2 من اب کجا + تحریر کوتاه تکمیل ملودی شعر صلاح کار کجا و من اب کجا ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا + تحریر کوتاه تکمیل ملودی شعر + تحریر بعد شعر درآمد چکاوک : تحریر چکاوک ( چه نسبت است )2 به رندی صلاح و تقوا را + تحریر تکمیل ملودی شعر سماع وعظ کجا ، نغمه ی رباب کجا + تحریر نوروز عرب + تحریر فرود به درآمد بیداد : تحریر بیداد قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست قرار چیست؟ صبوری کدام و خواب کجا ؟ + تحریر بیداد و فرود به درآمد + تحریر بعد شعر درآمد لیلی و مجنون : کشش کوتاه + این باد بهار بوستانست یا عید وصال دوستانست ای مرغ به دام دل گرفتار باز آی که وقت اشیانست فرود به درآمد : با اینهمه دشمنی که کردی باز آی که دوستی همانست + تحریر هلهله کوتاه شوشتری منصوری : تحریر منصوری_شوشتری منصوری : ز روی دوست وای ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد + تحریر کوتاه تکمیل ملودی شعر شوشتری : چراغ مرده کجا ، شمع آفتاب کجا + تحریر شوشتری + تحریر فرود به درآمد بختیاری : شنیدستم که مجنون دل افگار که شد از مردن لیلی خبردار ( بیداد ): گریبان چاک کرد با آه و افغان + تحریر سه تکه ای فرود از بیداد به درآمد به سوی تربت لیلی شتابان + تحریر تکمیل ملودی شعر ( بیداد ): به هر سو دیده ی حسرت گشاده + تحریر سه تکه ای فرود از بیداد به درآمد پس آنجا کودکی دید ایستاده
آواز اقبال السلطان(اقبال آذر)در همایون با تار علی اکبر خان شهازی و ویلن ابراهیم منصوری

7.آواز اقبال السلطان در دستگاه شور
تار :علی اکبر خان شهنازی ویلن :ابراهیم منصوری
دوره ی دوم ضبط صفحه :1305 شمسی
درآمد : تحریر درآمد + حکایت از لب شیرین دهان سیم اندام تفاوتی نکند گر دعاست ور دشنام + تحریر تکمیلی درآمد به شکل رباعی سلمک : تحریر سلمک + اگر ملول شوی یا ملامتم گویی + تحریر سلمک اگر ملول شوی یا ملامتم گویی اسیر عشق نین د از ملال و ملام + تحریر سلمک + تحریر نغمه + تحریر سلمک + تحریر فرود بال کبوتر قرچه : تحریر قرچه + رضوی : حریف خاص که از خویشتن خبر دارد صرف محبت نخورده است تمام + تحریر رضوی + فرود به سلمک + فرود به درآمد حسینی و عزال: تحریر حسینی و عزال+ شب دراز نخسبم که دوستان گویند به سرزنش عجبا" للمحبّ کیف ینام + تحریر ملک حسینی + فرود به سلمک + فرود به درآمد
آواز اقبال السلطان(اقبال آذر)در شور با تار علی اکبر خان شهنازی و ویلن ابراهیم منصوری


اختصاصی از فایل هلپ تحقیق مسجد جامع اصفهان 18 ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 28 مسجد جامع اصفهان : ( به سبک اسانی)مسجد جامع اصفهان گنجینه ( موزه ) هنر ایران و یکی از افتخارات معمای این سرزمین است . اثری که نشانه های سیزده سده تحول در فرهنگ ی ایران را ، در خود گرد آورده است . کاوش ها روشن ساخته اند که این ساختمان بر روی آثار صدر و پیش از آن بنیاد نهاده شده است.طرح نخستین مسجد به گونة بوسلمی ( شبستان ستوندار) بوده که در سال 156 هجری ساخته شده و کاوش ها ، موقعیت آنرا روشن ساخته است . محراب و بخش بزرگی از دیوار بسوی قبله مسجد کهن با گچ بری ناب و بی همتا در زیر کف شبستان جنوبی مسجد کنونی یافت شده است. سوی قبله مسجد کهن با سوی قبله کنونی نزدیک به 20 تا 30 درجه اختلاف دارد.در سال 236 هجری ، مسجد کهن ویران شده و به ویرانه های آن مسجد بزرگتر ( نزدیک به ده جریب) ساخته شده ، که طرح شبستان ستوندار داشته است با میانسرایی در میان و شبستان هایی پیرامون آن که بخش جنوبی با شش دهانه ، شمالی باچهار دهانه و شرقی و غربی با دو دهانه ساخته شده بوده است. به گفته تاریخ نویسان مسجد در این زمان بزرگترین حوزه علمی شهر بوده و کتابخانه ای بزرگ داشته که کتابهای علمی زمان ، در آن گرد آمده بوده و در پای هر ستون شبستان ، محفل درسی ب ا بوده است .در سدة چهارم در روزگار آل بویه ، ساختمان مسجد ، افزوده شد . بدین گونه که یک دهانه به شبستان ها ، با کوچکتر میانسرا ، افزوده شد . ستونهای نما نیز دارای آجر کاری شد . در سده پنجم و ششم دگرگونی های بنیادی در معماری مسجد رخ داد و مسجد با چهار ایوانی تبدیل شد . بدین گونه فضای پیوسته و ساده شبستان ها و میانسراها با ایوان ها و دو گنبد ، از هم گسسته شد . در سالهای 473 و 481 هجری ، گنبدهای زیبایی در بخش جنوبی و شمالی مسجد ] گنبد نظام الملک و گنبد تاج الملک[ ساخته شد . ازاین چهار ایوانی بودن مسجد ، یکی از ویژگیهای بنیادی مسجدسازی در ایران شد ( مراجعه کنید به شیوه رازی).مسجد جامع نایین: ( 349 هجری)مسجد جامع نایین دارای شبستان ستوندار است و بخشی از آن از مسجدهای بومسلمی برگفته شده است . بعدها در زمان آل بویه و آل کاکویه ، بخش هایی دیگر به ساختمان افــزوده شده است . کهن ترین بخش آن شبستان جنوبی است که در شیوة رازی دگرگون شده است.نمای مسجد در شیوة رازی ساخته شده ، اما ویژگیهای شیوة اسانی را داراست . بلندای چفذها و تاقها که از مازه دار به قیزه دار دگرگون شده اند ، آنرا روشن می سازد . در این مسجد برای نخستین بار چفذهای مازه دار به تیزه دار تبدیل شده اند.« کم وش ها » درشبستان جنوبی که بخش نه مسجد است در سدة هشتم به آن افزوده شده اند.مدرسه چهارباغ اصفهان :مدرسه چهارباغ اصفهان یکی از زیباترین مدرسه های ایران و آواز قوی شیوه اصفهانی است و در زمان شاه سلطان حسین ساخته شده است .ساختمان در شرق خیابان چهارباغ جای دارد . در شمال آن بازارچه بلند و در شرق کاروانسرای مادرشاه جای دارد. در میان بازار ، چهار سویی با گنبد بزرگ است که در آیگاه مدرسه نیز به آن باز میشود . در سوی راست درآیگاه ، حجرة شاه سلطان حسین بوده که با حجره های دیگر ی ان بوده است.درآیگاهی که به چهارباغ باز می شود . بسیار باشکوه است و با کاشی تراش پوشیده است . گرداگرد میانسرا چهارایوان دارد که ایوان جنوبی به گنبد خانه راه دارد . گنبدی خوش ترکیب با نگاره های اسلیمی به رنگهای زرد و سیاه که باشکوه تمام بر روی زمینه ای فیروزه ای و درخشان دور میزند. گنبد دو پوستة گسسته است. خود آن روی خشخاشی و شبکه ای از چوب به گونة پره ای سوار شده است . نگاره های روی گنبد دگرگون شده و پیش از آن گله ای ساده تر داشته است .پس از زمان صفویان ، مان نادر شاه بیشتر در جنگ گذشت و ساختمانهای اندکی ساخته شد . یکی از ساختمانهای آن زمان ، کلات نادری است که طرح ان بسیار به بایشخانه اصفهان همانند است و در سال 1150 قمری ساخته شده است .این کوشک در میانه باغ بزرگی شاید برای س ت نادر شاه ساخته شده و نمای آن با سنگهای مرمر سیاه پوشیده شده است . بلندای کوشک در گذشته 25 متر بوده ، که اکنون با ویرانی اشکوب سوم ، به 20 متر رسیده است . کلاً 12 اتاق دارد که همگی نقاشی و گچبری شده اند . درمیان ساختمان ، از سطح بام
با
تحقیق مسجد جامع اصفهان 18 ص
:برخی واحد های سکه ها و چگونگی نام گذاری آن ها در طول تاریخ منابع نام گذاری سکه ها متفاوت است . این نام ها می تواند متاَثر از نام یا لقب حاکم (یمینی،اشرفی) ، نام منطقه و محل ضرب (طبری لاری) ، اندازه و وزن (ربعی) ، جنس یا رنگ (پول سفید، پول سیاه ) سکه ها در دوره ی رواج آن ها باشد : نام برخی واحد های اسمی سکه ها در ج زیر آورده شده است سکه های زری. پاو وینت بررسی مسجد تاریخانه دامغان
تاریخ ایجاد 12/12/2015 12:00:00 ق.ظ    تعدادبرگ: 30 اسلاید شامل پلان نما برش پرسپکتیو و تصاویر   قیمت: 5000 تومان     تعدادمشاهده  17
مسجد تاریخانه در جنوب شرقی دامغان واقع شده و یکی از بهترین نمونه های مساجد نخستین در ایران و قدیمی ترین بناهای پس از است. درباره تاریخانه و زمان ساخت بنای اولیه آن، صاحب نظران بسیاری بحث کرده اند. نویسنده مرآه البلدان، دستور ساخت تاریخانه را به المؤمنین علی(ع) نسبت داده و آندره گدار، تاریخ ساخت این بنا را اواسط قرن دوم هجری ذکر کرده است. آرتور پوپ، ساخته شدن این مسجد را بین سال های 130 تا 170 هجری دانسته و محمد کریم پیرنیا تاریخ ساخت آن را حدود 150 هجری می داند.
   در وجه تسمیه این بنا گفته اند که تاری به معنای خداست و تاریخانه یعنی خدای خانه. عده ای بر این باورند که این مسجد قبلاً آتشکده بوده و پس از تسلط اعراب ، آن را ناری خانه خوانده اند و سپس به تاریخانه معروف شده است.
نمای مسجد تاریخانه  پیش از ساخت طاق بر دهانه میانی شبستان - از کتاب معماری ایران اثر پوپ  
نمای کنونی مسجد تاریخانه در زمان بازسازی مسجد در قرن سیزدهم هجری ، به جای طاق های مازه دار (بیضوی) اصلی که اغلب فرو ریخته بودند ، طاق های  نوک تیز جناغی بنا شدند، هر چند که در بخش هایی از بنا ، نمونه هایی از طاق های مازه دار اولیه به چشم می خورد.  
بخشی از رواق جانبی مسجد تاریخانه بنا بر توصیف مؤلف مرآه البلدان ، در قرن سیزدهم هجری قمری ، تنها چند ستون از این بنا باقی مانده بود. نویسنده تاریخ قومس یادآور می شود که میرزا آقا عاملی ، از وعاظ دامغانی ، با کمک مالی مردم، طاق های مسجد را بازسازی کرد؛ اما در این بازسازی ، ح اولیه طاق ها را تکرار ن د و آن ها را به روش معمولی در آن روزگار ساختند. او می گوید که از سوی شمال غربی ، سه دهانه رو به جنوب شرقی و پنج دهانه دیگر به شبستان هایی باز می شده که اکنون اب شده اند.   تاریخانه دامغان ، یکی از کهن ترین ساختمان ها در شیوه اسانی است. بار بنا به شدت تحت تأثیر معماری ساسانی و ساختمان ها و کاخ های سروستان و فیروزآباد است.  نقشه ساختمان بر پایه همان شبستان ستون دار است که بعدها در آن تغییراتی داده اند؛ برای نمونه ، دهانه میانی در شبستان جنوبی ، بلندتر و بزرگ تر شده است. نمای مسجد نیز دگرگون شده است و قوس های مازه دار(بیضوی) طاق ها به قوس های تیزه دار (جناغی) تبدیل گردیده اند. البته پاکارقوس ها (جایی که طاق شروع می شود) ، تغییری نیافته است. هنوز قوس های مازه دار(بیضوی) کهن ، در ساختمان دیده می شود که نشان دهنده اص آن است.

نمای سه بعدی مسجد تاریخانه - مرکز اسناد دانشکده معماری و شهرسازی علم و صنعت ایران

پلان مسجد تاریخانه دامغان ـ از گدار  
اگرچه بخشی از ساختمان اصلی بازسازی شده و به طور طبیعی در مدت حدود 900 سال اب شده ، آن قدر دست نخورده باقی مانده که کیفیت خود را نشان می دهد. طرح اصلی آن به سبک صحن مرکزی  است : یک صحن بزرگ تقریباً چهارگوش و در گرداگرد آن رواق هایی با طاق ضربی روی ستون های مدور.  صحن این مسجد 72/26 متر طول و72/25 متر عرض دارد که دور تا دور آن را رواق هایی فرا گرفته است. بدین ترتیب که 22 دهانه طاق بدین صحن باز می شود. ورودی این مسجد ، از جناح طولی شرق است. پوشش مسجد ، با طاق های گهواره ای بر روی قوس ها و ستون های مستحکم صورت گرفته است. امروزه طاق های گهواره ای مسجد فرو ریخته اند ، ولی در شکل اصلی قابل مقایسه با طاق های گهواره ای مسجد جامع فهرج بوده اند. برای نگهداری طاق ها ، ستون های عظیمی از آجر بر پا شده که  توسط قوس هایی به همدیگر و به دیوار وصل شده اند. بر روی این قوس ها نیز دیواری به بلندی یک متر ساخته و سپس طاق گهواره ای را بر آن سوار کرده اند. قوس های بالای ستون ها به صورت بیضی از آجر ساخته و در بالا به آرامی ش ته شده اند. برای حفظ تعادل و اتصال محکم قوس ها به ستون از قطعات چوب استفاده شده است. دهانه طاقی که در مرکز رواق به سمت قبله قرار می گرفته ، از دهانه های دیگر عریض تر و بلندتر ساخته شده و بیانگر مراحل اولیه شکل گیری ایوان در مساجد شبستانی ایران است. بدین ترتیب ، علاوه بر تداوم سنت معماری دوره ساسانی ، به مرکز جایی که محراب و منبر در آن قرار دارد، اهمیت خاصی شده است.  
در سمت چپ، نمای سه بعدی از کاخ سروستان به چشم می خورد و در سمت راست، نمایی از فضای شبستان جنوبی. در مسجد تاریخانه دامغان، همان گونه که دیده می شود، نحوه قرار گرفتن طاق ها بر ستون ها به وضوح متأثر از هنر ساسانی است. ستون های این مسجد ، مدور به قطر 160 سانتیمتر و محیط 9/4 تا 97/4 متر است و ارتفاع آن از سطح زمین تا محلی که طاق بر آن تکیه دارد، 284 سانتیمتر و تا پشت بام 6 متر است. هر ضلع از آجرهای مربع این ستون ها 34 و ضخامت آن ها 7/5 سانتیمتر است که به پیروی از آجرچینی دوره اشکانی و ساسانی، پی در پی به صورت افقی و عمودی روی هم چیده شده اند. همچنین، این ستون ها به طور کامل قابل مقایسه با ستون هایی است که در تپه حصار دامغان ، از یک کاخ ساسانی خاکبرداری شده است. قسمت پایین برخی از این ستون ها ، (در کاخ ساسانی) که از آجرهای مربع 35 ×35×8 سانتیمتر ساخته شده ، نشان می دهد که آجرها پی در پی به صورت عمودی و افقی به قطر 79/1 متر روی هم قرار گرفته اند و با دقت در ابعاد آن ها، می توان اندک تفاوت میان این دو بنا را به خوبی دید.   تصویر بالا، شیوه پارتی کاربرد آجر در ساخت دیوار و ستون را نشان می دهد و دو تصویر پایین ، ستون هایی از مسجد تاریخانه را نمایش می دهند. آن گونه که آشکار است، معماران مسجد تاریخانه دامغان در ساخت بنا از شیوه های پارتی بهره گرفته اند.     در بخش غربی مسجد ، بناهای وابسته ای وجود داشته که امروزه به طور کامل از بین رفته اند؛ از جمله این بقایا می توان به یک مناره با مقطع چهارگوش اشاره کرد. مسجد تاریخانه دامغان ، جزء نخستین مساجد ایران است که در آن، مناره ساخته شده است. این مناره که در کنار مسجد بوده ، 5/6 متر مربع وسعت داشته است. ساخت این مناره می تواند به تأثیر از مناره مساجد عراق باشد، هرچند ممکن است آن ها خود از معماری دوره ساسانی تأثیر پذیرفته باشند. 
 در کنار این مناره ، در دوره سلجوقی ، مناره دایره شکل دیگری ساخته شده که دارای کتیبه ای به خط کوفی مشتمل بر آیات قرآنی بوده که به نام بانی آن، بختیار، فرزند محمد در تاریخ 420 هجری نام گذاری شده است. ارتفاع کنونی این مناره ، 26 متر است و 86 پله دارد. محیط آن در پایین 13 متر است که کم کم از آن کاسته می شود و در بالا به 8/6 متر می رسد. آجرهایی که در ساختمان این مناره به کار رفته ، 4 تا 5/4 سانتیمتر قطر و 22 سانتیمتر طول دارند و آجرهایی که در تزیینات خارجی مصرف شده ، به طول و عرض 17 یا 5/17 و ضخامت 5/3 سانتیمتر است.
مناره مسجد تاریخانه که در سال 420 هجری به مجموعه اضافه شد و دارای تزیینات آجری بسیار زیبا به شیوه سلجوقی می باشد. طرح کلی مسجد کاملاً ساده است ولی بیشتر کارشناسان آن را بسیار گیرا یافته اند؛ زیرا احساسی از شکوه و زیبایی شاهانه ارائه می کند و یکی از با شکوه ترین بناهای ی است که بی شک، مظهر عظمت و اعتماد و در عین حال، فروتنی است. ساختمان از لحاظ مصالح و سبک به طور کامل به شیوه ساسانی است، حتی آجرچینی شعاعی و ابعاد آجرهای قرمز و خود ستون ها شبیه همان طرح های کاخ ساسانی است که فاصله چندانی با آن محل ندارد.  ولی چگونه یک بنای ناب ساسانی می تواند سخنگوی موثق باشد؟ تاریخانه ، با وجود ماهیت نیرومند ساسانی اش ، ساسانی نیست؛ چون ساختار آن با دستاوردهای ی به طور کامل تغییر یافته است. این امر دارای اهمیت فراوانی است ؛ چرا که نشان می دهد شکل بیش از مصالح با فنون معماری منشأ اولیه اثر نیرومند عاطفی آن است. دست کم بخشی از این شکل ، ناشی از نیازهای عبادی است که مست م هیچ تشکیلات یا تشریفات پیچیده ای نیست، بنابراین با سادگی محض ، به خوبی سازگار است.  
در تصویر بالا بخشی از شبستان جنوبی مسجد را می توان دید که طاق های آن به صورت اولیه حفظ شده و از نوع مازه دار (بیضوی ) هستند که بیانگر تأثی ذیری مسجد تاریخانه از ساختمانهای ساسانی به ویژه کاخ های سروستان و فیروزآباد می باشد. پایه های عظیم تاریخانه که محکم تر از حد نیاز بنا است، اعتمادی بیشتر پدید می آورد. ضرب آرام طاق نماها ، طاق های محکم که با سادگی و صرفه جویی طراحی شده، و ارتفاع کمتر ساختمان نسبت به بناهای دوره ساسانی که فروتنی ی را نشان می دهد، همه در طرحی از نسبت های هماهنگ و اثری با وقار درآمیخته است. بدین سان ، شکلی حاکی از هدف ها و بینش های تازه، مکمل عاطفی تاریخانه شده و اثر نوینی بر جای نهاده است. تاریخانه، یکی از اندک بناهای بازمانده از دوره شکل گیری هنر ی است و این امر اهمیت آن را دو چندان می نماید. متاسفانه، تاکنون پژوهش های چندانی پیرامون این اثر ارزنده صورت نگرفته  و همین مسأله،  بلاتکلیفی در مرمت این بنا را در پی داشته است.
اقای ابول فضل گرمه ای در مورد سال غارت اشارتی فرموده بودند که من توضیح مختصری میدهم ......این موضوع برمیگردد به حدود 80 سال پیش .دران زمان مرحوم حاجی علی اضغر گرمه ای سه روستای ارگ و گزنظر و کاریجی را بصورت شش دانگ یداری میکنند که حد اقل بالغ بر شش هزار تار میباشد باتوجه به اینکه او در بجنورد بکار تجارت مشغول بوده و عضو انجمن شهر بوده واز نفوذ اداری بالایی برخوردار بوده است .......اما زمانیکه اقدام به احیای قنات گزنظر میکنند متوجه میشود که هزار تار زمین گزنظر برای اب بسیار زیاد تنها قنات گزنظر کافی نیست ...اینجاست که بفکر انتقال اب به انسوی تپه ها یعنی زمینهای بکر ودست نخورده تظر نمایند .زمین های مورد نظر او بایر و دست نخورده بود .دراین هنگام مالکین روستای تظر که عمدتا اهل سنخواست بودند به مخالفت میپردازند .این موضوع موجب اختلاف شدید بین انها میشود .در ضمن مرحوم حاج عباسقلی خان امینی که نایب حکومت در سنخواست بوده در مکه مکرم بوده است وگر نه نقش میانجیگری او میتوانست بحل موضوع منجر شود .مرحوم حاجی علی اصغر گرمه ای بابسیج دهقانان سه روستای ارگ وگزنظر وکاریجی واوردن تعدادی دیگر از اصغر اباد و بام وشوغان به محل اختلاف مواجه با مقاومت مالکین و افراد انها از سنخواست میشود .این اتفاق دقیقا در وسط هرده تظریعنی بین گزنظر وتظر رخ میدهد ...اما چه اتفاقی رخ داد که به یک در گیری جدی منجر نشد ی نمیداند شاید در غیبت حاج عباسقلی خان امینی انی از ریش سفیدان محلی تصمیم میگیرند که حق را به طرف مقابل بدهند از انجایی که تا ان زمان زمین های مورد مناقشه بکر وبایر ودست نخورده بود ...بعد از این واقعه ان زمین بطورکامل بتصرف مالک گزنظر میافتد.واو اب قنات گزنظر را به این سوی تپه ها منتقل مینماید .و نزدیک به پاصد تار از همین اراضی بزیر کشت گندم میرود .این موضوع باعث ن یتی بخشی از مالکین طرف مقابل شده است که خود موجب پیدایش سال تاریخی ومعروف قارت میشود که در حافظه تاریخ مردم ان دیار ثبت شده است .من در اینجا به ذکر ان نمیپردازم و چندان اطلاع درستی نیز ندارم .اما در سنخواست هنوز انی هستند که بیشتر میدانند 14 ابان 93 مشهد ‎'‎اقای ابول فضل گرمه ای در مورد سال غارت اشارتی فرموده بودند که من توضیح مختصری میدهم ......این موضوع برمیگردد به حدود 70 سال پیش .دران زمان مرحوم حاجی علی اضغر گرمه ای سه روستای ارگ و گزنظر و کاریجی را بصورت شش دانگ یداری میکنند که حد اقل بالغ بر شش هزار تار میباشد باتوجه به اینکه او در بجنورد بکار تجارت مشغول بوده و عضو انجمن شهر بوده واز نفوذ اداری بالایی برخوردار بوده است .......اما زمانیکه اقدام به احیای قنات گزنظر میکنند متوجه میشود که هزار تار زمین گزنظر برای اب بسیار زیاد تنها قنات گزنظر کافی نیست ...اینجاست که بفکر انتقال اب به انسوی تپه ها یعنی زمینهای بکر ودست نخورده تظر نمایند .زمین های مورد نظر او بایر و دست نخورده بود .دراین هنگام مالکین روستای تظر که عمدتا اهل سنخواست بودند به مخالفت میپردازند .این موضوع موجب اختلاف شدید بین انها میشود .در ضمن مرحوم حاج عباسقلی خان امینی که نایب حکومت در سنخواست بوده در مکه مکرم بوده است وگر نه نقش میانجیگری او میتوانست بحل موضوع منجر شود .مرحوم حاجی علی اصغر گرمه ای بابسیج دهقانان سه روستای ارگ وگزنظر وکاریجی واوردن تعدادی دیگر از اصغر اباد و بام وشوغان به محل اختلاف مواجه با مقاومت مالکین و افراد انها از سنخواست میشود .این اتفاق دقیقا در وسط هرده تظریعنی بین گزنظر وتظر رخ میدهد ...اما چه اتفاقی رخ داد که به یک در گیری جدی منجر نشد ی نمیداند شاید در غیبت حاج عباسقلی خان امینی انی از ریش سفیدان محلی تصمیم میگیرند که حق را به طرف مقابل بدهند از انجایی که تا ان زمان زمین های مورد مناقشه بکر وبایر ودست نخورده بود ...بعد از این واقعه ان زمین بطورکامل بتصرف مالک گزنظر میافتد.واو اب قنات گزنظر را به این سوی تپه ها منتقل مینماید .و نزدیک به پاصد تار از همین اراضی بزیر کشت گندم میرود .این موضوع باعث ن یتی بخشی از مالکین طرف مقابل شده است که خود موجب پیدایش سال تاریخی ومعروف قارت میشود که در حافظه تاریخ مردم ان دیار ثبت شده است .من در اینجا به ذکر ان نمیپردازم و چندان اطلاع درستی نیز ندارم .اما در سنخواست هنوز انی هستند که بیشتر میدانند 14 ابان 93 مشهد‎'‎ "}" data-reactid=".7o"> نوییها درسالهای نزدیک اما از سال 1352 وسرشماری بعمل آمده فقط زیلایی های باز مانده از ایل نوئی حدود 54 روستا وقریه در مناطق سرد سیری تشکیل داده اند . ایل نوئی بعد از قدرت گرفتن ایل بویر احمد کم کم از هم پاشیده ودر کنار ایل بویر احمد بصورت طوایف تیره های مختلف در استان کهگیلویه وبویر احمد ،فارس ،بوشهر ،خوزستان وچهار محال و بختیاری و بعضا. وقت نشناسی ان هخا در اجرای نقشه ها ، زمینه ساز پیروزی اسکندر
هخا ان (بخش809)
" ... مازه ( داریوش) عقب می نشست و دهات و آبادی ها (ی ایران) را آتش می زد . "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، ص 1230
" ... از نوشته های مورخین پیداست که دربار ایران خواسته در این موقع (پس از عبور از دجله) نقشه ممنن (آتش زدن روست. 9040.jpg مشاور طرح سد و نیروگاه سان 3 گفت: رودخانه سان یکی از شاخه های اصلی رودخانه کارون با حجم آبی 3.5 میلیارد مترمکعب است که مطالعات آن از 40 سال قبل شروع شده است. به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه کهگیلویه و بویراحمد، حسن رخشانی زاده در نشست بررسی مشکلات سد سان 3 که در استانداری کهگیلویه و بویراحمد برگزار شد، افزود: این سدبتنی، دو قوسی با ارتفاع 195 متر و حجم مخزن 1158 میلیون مترمکعب که یکی از 10 سد بزرگ کشور خواهد بود و در روستای طلایه لردگان چهارمحال و بختیاری ایجاد خواهد شد. وی اظهارکرد: این سد توانایی این را دارد که 1106 گی ات انرژی را تولید کند و طول تاج این سد 470 متر است که ظرفیت نصب شده روی ان 410 م ات است. مشاور طرح سد و نیروگاه سان 3 خاطرنشان کرد: از پتانسیل های ویژه این سد تامین آب برای استان چهار محال و بختیاری، ایجاد شرایط ویژه برای پرورش آبزیان و ایجاد محیط زیست مناسب و گردشگری می توان نام برد. وی با بیان اینکه سد سان 3 به لحاظ خصوصیات شبیه سد کارون 3 است، تصریح کرد: خسارت های ناشی از این سد برای استان کهگیلویه و بویراحمد زیر آب رفت 16 روستا به طور کامل و در بخش کشاورزی زراعت و باغات 23 روستا خواهد بود. وی "لمای سفلی"، " ک بالا و پایین"، "مازه گز، "لمای علیا"، "دره شوره"، "مُنج"، "دشت بز"، "ده پایین"، "دو راه غماشکه"، "سر سور"،"ده شیخ"، "سرتنگ"، "کله گه"،" گل چهرآباد"، "رودشتی"،" سرتل ،دینگو"، "بیژگن"، "کلات محمودی" برخی از روستاهای هستند که بر اثر زیر آب رفتن نابود می شوند و یا کشاورزی آنها زیر آب می رود. به گزارش ایسنا، این جلسه با حضور استاندار، مدیران دستگاه های اجرایی استان کهگیلویه و بویراحمد، برخی از مسئولان سد سان 3 و برخی از مردم، شوراها و دهیاران روستاهای منطقه سادات محمودی شهرستان دنا حضور داشتند. آغاز شروع عملیات این پروژه در سال 86 بوده است که هم اکنون باعث نگرانی مردم منطقه سادات محمودی شده است. پروژه سد و نیروگاه برق آبی سان 3 در 45 کیلومتری جنوب شهرستان لردگان در استان چهار محال و بختیاری واقع شده است. هدف از احداث این طرح تولید انرژی برق آبی به میزان 1107 گی ات ساعت در سال است. سد سان 3 قرار است توسط شرکت ین مشاور آبان پروژه اجرا شود. خیانت ان هخا ، عامل تصرف ایران بدست اسکندر
هخا ان (بخش841)
" ... مورخ مذکور (آریان) روایت خود را دنبال کرده گوید : در این احوال بغستان یکی از معاریف بابل و آنتی بلوس یکی از پسرهای مازه وارد شده گفتند : نبرزن که به ی هزار سوار با داریوش بود ، بسوس والی باختر ، و برازاس والی رخج و سیستان ، داریوش را توقیف کرده اند ... خیال کنکاشیان این بود. در نوجوانی همیشه بر این فکر بودم که بیچارگانند افراد پرمشغله! حتی تصور اینکه ی هم کار کند ، هم درس بخواند ، هم تفریح کند و هم مسائل شخصیش را رفع و رجوع کند برایم سخت بود . تا اینکه ، به تجربه بر حضرت خویش اثبات نمودم که مشغله ، نظم کاری به دنبال دارد آنچنان که معدل الف شدن کار سختی نیست همزمان که پرمشغله ای ، همزمان که هفته ای یک بار تفر. شب قدر دوم، دبیرستان حلی. برع راهنمایی که کلی آدم عشق علامه میان، اینجا، باید آدمهایی رو دید که علامه همه چیشونه. یا اوجشون علامه است. اینبار، آدما شاخ نیستن، دنبال نوستالژی نیستن. این آدما بیشتر اومدن چون رفیقاشون اومدن. چون یه طیفن از آدمهایی که ی نشدن، که علامه نقطه اوج زندگی شون بوده. نمی گم همه بازنده ان. نه، بودن ایی که اومدن برای دیدن دوستانشون بعد از چندین سال. اکثر این آدما، اونایی هستن که کاری به ی ندارن، سیگار نمی کشن و با رفقا خوش و بش می کنن. این فرصتیه برای دیدن آدمایی که سال تا سال چشمشون به هم نمی افته. خوشم نمی آمد ازش من. دیگه بعیده برم. حقیقت، عموما یا چیز بیمزه ایه یا خیلی تلخیه. گاهی اوقات، آدما دوست دارن که بجای گفتن حقیقت ماجرا، با تلطیفش، یه دروغ آبکی تحویل مردم بدن. بی ضرر، برای جالبتر ماجرای بیمزه حقیقی. من به بعضی ها گفتم رفتم فوتبال با بچه های سعیدی. حقیقتش نرفتم. تا ساعت پنج خونه بودم، سردرد داشتم، چشمم میسوخت و خوابم نمی اومد. پس همون موقع لباس پوشیدم که شاید ی حلی باشه. ی نبود همونطور که بدیهی هم بود. منم رفتم یه دور مدرسه رو زدم، رفتم میدون انقلاب گشتی زدم و با مترو برگشتم. همین، هیچ کار خاصی ن . حقیقت اصولا خیلی بیمزه است. مراسمی نبود راستش. یه ساعت با بچه های ندیده به سالی خوش و بش و جالب بود که میان ما یک سال فاصله، انقدر عجیب بود که اکثرا پرسشی جز چه خبر نداشتند. و پاسخ هم مبنی بر بی خبری است. انشالله اینها همه درست می شوند. برویم ، همه نیمه بیخبر از هم می شویم. واقعا مکان خبر گیری نیست. بیشتر، تکه تکه نشان دادن وجود آدمهاست، نه بیانگر زبان و افکار و حرف هایشان. حالا. نشاندن این روز در روزهای بد عمرم، کمال بی انصافی است. جاهایی بوده ام، کارهایی کرده ام، روزهایی گذرانده ام که در پیششان این گذرهای خسته حرفی ندارد. اولش که بچه هایی بود که حلی هم بودند، بعد بچه هایی که حلی نبودند. حلی دویی های اندک شناخته شده توسط بنده، سال بالایی ها، معلم ها، نیمه معلم ها(!) و الباقی. جالب است که احتمالا من می توانستم قلابم را به هر ی گیر داده، چترم را هرجایی بیاندازم. شانس هنری بود که به او گیر کرد. از خوبی های تک دوستی نبودن، این است که می توان با چند نفر برنامه ریخت، یکی را اجرا کرد. یا وقتی تایم یکی تمام شد، به دیگری پیوست که البته من این کار را ن چون حسش نبود. توضیح میدهم. افطاری که دادند، بلوایی به شیوه کمبود غذا پیش آمد که نتیجه اش، حجم عظیم دانش آموزان گرسنه بود که در هم می لولیدند برای لقمه ای نان و ما و باقی. من شخصا یک ما و یک بامیه از فره کش رفتم که امید است حلال بفرماید. نفرمود، ما که بخیل نیستیم، نفرماید! یک چند لیوان آب و شربت آبلیمو لمب م و هنری در عین جه یک کاسه آش گرفت که گفتم نگیر ولی گیر داد. تهش یک سنگ درش یافت که خوب است، چون ممکن بود نیابد و از جاهای بدی سردر بیاورد! و بعد، تصمیم بر آن گرفته شد به دست هنری که غذا کذاست(!) برویم باقرو، جگرکی سر لشکر، دلی از عزا در بیاوریم. در این راه، تاج و ابول هم همراه من و هنری و بف شدند که البته دقیقا اینگونه رقم خوردن اتفاقات در سیر نبود ولی بیخیال، حسش نیست نصف شبی! در ادامه جگر و قلوه و دل و بال و خوئک را به تصادف بر رگ نهادیم و نوش جان نموده، تصفیه حساب فرموده، نشستیم جلوی مغازه که چه کنیم. در این میان بف رفت. هنری ول معطل بود که اگر برود جایی برای مراسم، چه گونه باز گردد به منزل. که البته راه حل، در قالب بازگشت به دبیرستان و گرفتن تا ی سر رسید. و البته از نقش تاج و ابول در کلیت این اتفاق چشم پوشی نمی کنم و اذعان میدارم که نقش مؤثری داشتند این دو کلا. ایران هم رفت نیمه نهایی! و فکر می کنم غذاهای نذری ای که ابول و تاج گرفتند هنوز روی لبه ی پنجره ناهار خوری باشند. امید است که ی بیابدشان و ببردشان. بعد که تاج و هنری و ابول آژانس گرفتند به سمت شهران، من خواستم بروم تهران برای مراسم. به دلیل حضور چند تایی از بچه ها من جمله علیرضای نادری. خب، فی نفسه این امر بدی نیست. از مزایای تک دوستی نبودن هم هست. ولی نشد. واقعا توان رفتن به آنجا را در خودم نمی دیدم. مسیری که موقع آمدن با فره و هاتف و سورنا در ری از ثانیه گذشت، به مثابه کابوسی تمام نشدنی می ماند. هر قدم، قدم بعدی را پیش می کشید و آنقدر حرکت تا به مترو رسیدم و بیست دقیقه تمام به انتظار رسیدن قطار نشستم و خو دم. از آنجایی که حرکت تنهای مرا ندیده اید، باید بگویم که اکثر مواقع کاملا ناخودآگاه می لنگم. به خصوص وقتی زیاد راه بروم و خسته باشم، پیچ خوردگی پایم کمی اذیت می کند و حتی بدون آن هم، راه رفتن دشوارم می شود. برای همین، تکیه ام روی پای راست بیشتر می شود و کمی می لنگم. پس لنگان لنگان خودم را به خانه خالی رساندم. و حالا، نشسته ام پشت کیبرد. و حالا که از قصه گذشتیم، شاید ی بپرسد که چرا این نام؟ چرا مسیر سرد وین؟ بچه که بودم، سطح تفکر از تهران و لاهیجان و این دور و بر فراتر نمی رفت. اوج تفکر برون مرزی، به جی تی ای و بازی های امثالهم بازمی گشت که نقش مؤثری در شناساندن دنیا به من نداشتند. دبستان که بودم، یک متنی در رو مه خواندم. درباره شهر های ت دنیا بود. رتبه اول، وین بود. ت ترین شهر دنیا. پر از منوریل های بی سر و صدا، مترو زیر زمینی، ماشینهای کم و برقی. شهری زیبا و ت، در دل اتریش تکیه زده بر آلپ. رویای کودکی من، وین بود. نه ونیز، نه لندن، نه پاریس و نه برلین و نه پراگ، رویای من وین بود. دل اروپا، دل تاریکی ناشناخته ام. عمق جایی که تنها در نقشه های گوگل ارت علیرضا نادری دیده بودم. وین، الدورادو ی من شد. یوتوپیای دست نیافتنی من. مقصد تمام سفرها، ختم تمام جاده ها. روم من شد، پاریس من شد، جشن بیکران من شد. یادم هست در راهنمایی تحت تأثیر دارن شان، رمانی داشتم از پسری که دست سرنوشت او را از ایران به کامچاتکا روسیه(و چرا آنجا؟! دورترین نقطه ی روی نقشه بود!) و سپس از دشت های کولیما، او را به اروپا و آلپ میرساند و انتهای مسیر، وین بود. جایی که اولین طرح من از امپراطور نیووریکا منتظرش بود. بگذریم، بچه بودم، داستان کذایی است و بدیهی است. ولی حضور وین در همه جای زندگی آن دوره من هست. حالا اما وین تنها یک شهر دیگر است. جایی که مذاکرات ایران در آن امشب گویا تمام می شود. جایی که شهر ت، دنیای خودش را دارد، رازهای غم آلودش، فریاد های خفه اش. وین یک شهر دیگر است، یک جای دیگر. ولی هنوز، این رویای دست نیافتنی من است، بودن در وین. و تمام تلاش هایم برای رسیدن به جایی، به طی مسیر سرد وین می ماند، شبی برفی در دل آلپ، جوانی تنها و به جست و جوی زندگی، در انتظار مرگ که نوری می بیند، روشنایی چراغ های ت وین را. البته که حقیقت جغرافیایی تضاد عینی با خطوط قبل دارد، ولی مهم نیست. مهم حرکتی است که در مسیر انجام می شود. می خواستم امروز، از چند نفر بپرسم می خواهند چه کار کنند. نپرسیدم. شاید یادم رفت، شاید مهم نبود، شاید در چشمانشان می دیدم که نمی دانند. دست های بخشاینده آینده را انتظار می کشند و تحفه هایش را دستچین می کنند تا چیزی درخور یابند. و شاید هم، تنها مشکل این است که نمی خواهند بدانند. می خواهند از این لحظه لذت ببرند و دشواری های پیشرو را در پیشرو مواجه شوند. و من هم نمی دانم. من هم نمی دانم آینده چه برایم تدارک دیده است. من هم نمی دانم چه کار می خواهم م. می ترسم. از تنها بودن می ترسم. می ترسم انتخ م که تنهایی را برایم تدارک ببیند. می ترسم دوباره مجبور باشم با آدمهایی سرکله بزنم که حرفم را نمی فهمند، در دنیایم شریک نیستند، دردم را ندیده اند، همراه، همدرد، همفکر، همکار، همصدا نیستند. هیچ نیستند انگار. انگار تصاویر ماتی هستند در غبار ش ته ای متروک. می ترسم از این فکر اشتباه. برای همین میپرسم که نیما کجا می رود، هنری کجا می رود، حتی منوص کجا می رود. برایم مهم است که ی باشد که بشناسم. هنوز کودکی هستم که در کرانه های کامپیوترش، زوزه ی بادهای آلپ را تصویر می کند. هنوز همان بچه ترسویی هستم که بودم. و این هم ترسناک است که تغییری نکرده ام. ب، در پیاده روی شبانه ام در مسیر سرد وین، فهمیدم در انتها. فهمیدم که وین را من ساخته ام، من شکل داده ام، من طرح چیده ام. وین من، رویایی کامل است اما برای من. این مسیر برای من است. منم که باید سرمای کولاک را روی پوستم حس کنم، منم که باید با پاهای خسته برف را بشکافم، منم که باید عینکم را پاک کنم و روشنایی چراغ های ت وین را ببینم. منم که باید به دل تاریکی سلطنت کنم. تنها من. انتخاب شخص ماست که دنیایمان را شکل می دهد. مهم است که نیما، هنری، علیرضا، منوص، کیامهر، کیارش، فره، حتی بف و هادی، مهم است که اینها کجا می روند، چه انتخ می کنند. اینها مهم هستند ولی مهمتر از همه، انتخاب خودم است. مسیر من را من انتخاب می کنم و سرمایش را بو آغوش می کشم، به امید آنکه چراغ های ت وین روشن باشند. پ.ن: برای نشون دادن یه چشمه از توانایی های نگارشیم، براتون زدم به نثر قرن 16-17! هنوز نیومده! برین حال کنین! بابت تغییر لحن هم عذر می خوام، جدیدا مرسوم شده برام، یهو جو عوض میکنم در بدنه متن! پ.پ.ن: بعد از مشاهده متن، تازه متوجه شدم چه قدر از علیرضا نادری اسم بردم! به کار بردن فامیلی، فقط برای جلوگیری از اختلاف اسامی زیاد علیرضا هاست! جاشم خالی، اینجا که سر نمی زنه. پ.3ن: چه می کنه ایران! به روزرسانی: ایران باخت البته، ولی به دلیل بازی خوب ب، ع شونو بر نمی دارم. به این امید که سوم بشن لااقل. شعرمازرون نام شاعر:سید فاضلی کچبی ام خنه بهشت مازرونه - زادگاه مابهشت مازندران است همونجه که همیشه بی خزونه - همان جایی که همواره بی خزان است. همونجه که چهارفصلش بهاره - همان جایی که چهارفصل آن بهاراست تموم سرزمین و تلاره - وسراسرسرزمین آن سرشارازطبیعت بکرودست نخورده است. تودل هرعاشقی یه هرازه - دردل هرعاشقی یک رودخانه ی هرازاست وشون لب پرعسل مازه - ولب های شان مملوازکلام شیرین(همچون عسل)است. دلای مردم وه،دریاییه - دل های مردم آن دریایی است شقایقه،لاله ی صحراییه - شقایقند ولاله ی صحرایی هر ی خوانه که یه نیما بوه - هر ی می خواهدیک نوآفرین،مانند نیما شود بل بکشه افتاب فردا بوه - شعله می کشد(فروزان می شود)تاآفتاب فردای روشن شود. گذرگذر روخنه وجنگله - گذربه گذرآن سرشاراز رودخانه وجنگل است هرداری جرکفنه یه چوپله - وهردرختی که برزمین می افتدپلی می شودبرای عبوردیگران مازرون زمین پرازشمشاده - سرزمین مازندران پرازشمشادهای رشید(شهیدان)است هرکجه سرزنی وشون یاده - وهرکجاکه سرک می کشی سرسبزازیادآن هاست. هردلی که باوه،ب ده پیون - هردلی که بامازندران پیوندخورده است همیشه سربلنه،چون دماون - همواره ، مانند دماوند سربلنداست. منبع:اختصاصی خلوت نور(سیدرحمت فاضلی کچبی) هرگون برداشت،یاتقلیدوحتی برداشت های جزای یاساخت کلیپ وترانه ازاین ترانه، تحت هرعنوانی بدون اجازه ی شاعر،ممنوع وپیگردقانونی دارد. منبع:اختصاصی خلوت نور این اثرمشمول قانون کپی رایت است. اتباع : ( از او پیروی کرد - در پی ی رفتن» و پیروی ) لفظی است مهمل و بی معنی یا فاقد معنی روشن. آن دنبا ل اسم یاصفت می آید برای تاکید و گسترش معنی آنها یا بیان نوعی مفهوم جنس یا قسم .ممکن است معنی نیز داشته باشد مثل شایسته بایسته . .از این دو کلمه یکی اصلی است که آن را 'متبوع 'می خوانند و دیگری فرعی که 'تابع 'نامیده می شود' اتباع از این جهت که در لفظ و معنی و مکان تابع کلمه اصلی است بدین اسم نامیده شده است و چون معمولا در ترکیب با کلمه، مهمل و بی معنی است و یا حداقل معنی روشنی ندارد .آن را تابع مهمل( بیهوده - کلام بیهوده ) نیز گفته اند .مانند: بغل مغل - رخت و پخت ،یعنی : رخت و و امثال آن -لباس و چیزهایی ازآن قبیل . مکتر ،یعنی صنف ها و پزشک ها - و افرادی از آن صنف و طبقه چون جرّاح و غیره .اتباع گاهی همراه واو عطف است و گاهی بی همراهی آن .همانند :مرج -پخت-مکتر-توک در ترکیبات هرج و مرج -رخت و پخت- مکتر-تک و توک . گاهی معنی کلمه متبوع نیزکاملا روشن نیست ،مانند شرو ور ،که شاید شر معنی و عامیانه شعر باشد .اتباع بیشتر اختصاص به تداول عامه دارد و در ادبیات فولکوریک بیشتر رایج است .گاهی در اتباع بر خلاف معمول ،لفظ بی معنی دراول می آید مانند بهمان و فلان -چک و چانه -سلمبه و قلمبه-نک و نال . انواع و اشکال اتباع : الف ) تبدیل حرف اول کلمه به «م» بدون تغییرات دیگر : تارو مار - مکتر - ده مرده-تازه مازه-کتاب متاب -پول مول - قلم ملم - بچه مچه - کژ مژ -چاق ماق جاهل ماهلها . اگر کلمه خود با میم آغاز شود اتباع معمولا با «پ»می آید : مرغ پرغ -مرد پرد .
ب) تبدیل حرف اول کلمه به «پ» بدون تغیرات دیگر : ت و پرت - چرند و پرند - ساخت و پاخت - شلوق پلوق - ج) تبدیل حرف اول به حروفی از قبیل «ل- و - ب- ت- ف- س »بدون تغییرات دیگر : آش و لاش - شرو ور - هاج و واج - «حیص و بیص - کار و بار - اخم و تخم -) ... د ) تبدیل حرکت اول به u (او): هارت و هورت - ت و خورت - تک و توک - شیفته و شوفته - سیت و سوت - چاپ و چلوپ - چاله چوله -لات و لوت - پرت و پلا - قرض و قوله «کج و کوله - پول و پله - چاق و چله - خاک و خل - آت - گاه گدار - فلان و بهمان » ازاتباع یکی از انواع اسم مرکب ساخته میشود : چرند و پرند « چیز و میز » 18-جی مکتوب علی علیه السلامین، عبدالله ابن عباس اونون طرفیندن بصره نین حاکمی اولان زمان اونا یازدیغی مکتوبلاریند ر: ای عباسین اوغلو! بیل کی، بصره ین ائندیگی یئر و فتنه لر تارلاسیدیر. (بو شهرین فتنه آختارانلاری چوخدور.) بونا گؤره ده او دیارین اهالی یاخشیلیق ائتمکله، اونلاری شاد ائده رک سئویندیر. و (پیس داورانیشلا اونلاری عصیانا قال. خورشید گامهای گرم و نازک خود را به روی اروند رود گسترانیده بود و کم کم سعی داشت مزه و حال و هوای جنوب را به مسافران خوزستان بچشاند ، وقت رفتن بود و باید حرکت میکردیم تا را در مسجد ابادان بخوانیم و به شلمچه برویم و چقدر این واژه ها سوهان خاطرات تلخ و شیرین پستوی ذهنم شده بود !! و زنگار از چهره هزاران خنده ، گریه و حرفهای ناگفته دلم را میزدود ! شلمچه .. ابتدا یک بیابان بود بیابانی وسیع که پاسگاه مرزی دو کشور ایران و عراق در زیر افتاب سو نش در همه ادوار چون "ابول هول " به همدیگر خیره شده بودند و گویا همیشه قهر بودند ، اما امروز یک محل است ، محل عشقبازی با جای پای بیش از ده هزار شهید که مفهوم شجاعت و جوانمردی ایرانی و شیعی را در این بیابان سوزان به تاریخ هدیه د . اتوبوس ها تمام مسافران را بدون کم و کاست دوباره سوار میکنند !! و به راه می افتیم . همه بغل دستی ها حاضرند ! ی جا نمانده است مرتضی و محمد و ولی و علی اقا همه هستند ، حتی بچه های دسال هم شادند و اب خنک و گوارا هم هست . بستنی و میوه و تنقلات هم هست ! مجروح و شیمیایی هم نداریم ، اگرم باشد زخم های کهنه است و ربطی به این رود وحشی ندارد ! همه چیز خوب است و مشکلی وجود ندارد ، دلهره ای هم نباید داشته باشیم امن و امان است . هنوز دو کیلومتری دور نشده ایم که اتوبوس یک لحظه از نهر سعداویه میگذرد ، وای خدای من این همان نهری است که به اروند متصل میشود و با جزر و مد اروند خالی و پر میشود ! مثل بقیه نهرهای کنار اروند. اما چقدر آبهایش زلال شده است این نهر !! انگار نو نوار شده ! گویا به یاد ندارد این نهر که همه قایق های حامل شهیدای لشکر عاشورا از همینجا تخلیه شده اند ! شاید فراموش کرده که خلیل حیدری و علی کشاورز و سید رضا نبوی را با پیکرهای سراسر خون از همین نهر گذارنده بودیم . در این فضا احساس خفگی می ، چهره های دوستان شهیدم با دنیایی از لبخند و خاطره ، در مقابل چشمانم میدرخشیدند و اتوبوس اما امان و لنگان لنگان در دست اندازهای اروند کنار در حرکت بود ! دختر کوچولوی مرتضی بازم مثل یک ماهی خودش را از بین صندلی های اتوبوس گذراند و با شیطنتای خاص و شیرین ک نه خود حواسم را پرت کرد !! هم صندلی دوست جانبازم مرتضی بودم و باید ترکش های شیطنت این ناز و شیرینش را نیز با او قسمت میکردیم ! او در این سفر همیشه یا وقتی سر و کله اش پیدا میشد که ما خواب بودیم و یا زمانی که حس و حال روزهای قدیم در سر داشتیم و بهر حال هر دو را بهم میزد و مثل سوت خم ما را برای لحظه ای بهم میریخت ! و میخندید . بگذریم ما در مسیر اروند رود بطرف ابادان بودیم و گرمای ناشی از نور خورشید کولرهای اتوبوس را به مبارزه میطلبید ! کم کم مرتضی شاپری و علی عموقلی و تقی و عباس و حسین و همه نسل سومی ها و چهارمی ها ، چهره هاشان اخم آلود شده بود راحت میتوانستی شکایت از گرما را از نگاه درهم و سرخشان بخوانی . من فقط در شه شلمچه بودم مسیری که باید امروز طی میکردیم ! مسیری که یک روز غروب در دی ماه 65 با شهید ولی الله درزی و شهید نیلی و شهید اصغری و .... طی کرده بودیم اما بی بازگشت و سو ک و مسیری که نمیدانم اینک اگر انجا را ببینم میشناسم یا ؟؟؟ ....... ادامه دارد نهج البلاغه مکتوبلار 18 18-جی مکتوب علی علیه السلامین، عبدالله ابن عباس اونون طرفیندن بصره نین حاکمی اولان زمان اونا یازدیغی مکتوبلاریند ر: ای عباسین اوغلو! بیل کی، بصره ین ائندیگی یئر و فتنه لر تارلاسیدیر. (بو شهرین فتنه آختارانلاری چوخدور.) بونا گؤره ده او دیارین اهالی یاخشیلیق ائتمکله، اونلاری شاد ائده رک سئویندیر. و (پیس داورانی. مسجد جامع اصفهان
تاریخ ایجاد 04/10/2014 12:00:00 ق.ظ تعدادبرگ: 18 قیمت: 1500 تومان حجم فایل: 107 kb تعدادمشاهده 10

مسجد جامع اصفهان : ( به سبک اسانی)
مسجد جامع اصفهان گنجینه ( موزه ) هنر ایران و یکی از افتخارات معمای این سرزمین است . اثری که نشانه های سیزده سده تحول در فرهنگ ی ایران را ، در خود گرد آورده است . کاوش ها روشن ساخته اند که این ساختمان بر روی آثار صدر و پیش از آن بنیاد نهاده شده است.
طرح نخستین مسجد به گونة بوسلمی ( شبستان ستوندار) بوده که در سال 156 هجری ساخته شده و کاوش ها ، موقعیت آنرا روشن ساخته است . محراب و بخش بزرگی از دیوار بسوی قبله مسجد کهن با گچ بری ناب و بی همتا در زیر کف شبستان جنوبی مسجد کنونی یافت شده است. سوی قبله مسجد کهن با سوی قبله کنونی نزدیک به 20 تا 30 درجه اختلاف دارد.
در سال 236 هجری ، مسجد کهن ویران شده و به ویرانه های آن مسجد بزرگتر ( نزدیک به ده جریب) ساخته شده ، که طرح شبستان ستوندار داشته است با میانسرایی در میان و شبستان هایی پیرامون آن که بخش جنوبی با شش دهانه ، شمالی باچهار دهانه و شرقی و غربی با دو دهانه ساخته شده بوده است. به گفته تاریخ نویسان مسجد در این زمان بزرگترین حوزه علمی شهر بوده و کتابخانه ای بزرگ داشته که کتابهای علمی زمان ، در آن گرد آمده بوده و در پای هر ستون شبستان ، محفل درسی ب ا بوده است .
در سدة چهارم در روزگار آل بویه ، ساختمان مسجد ، افزوده شد . بدین گونه که یک دهانه به شبستان ها ، با کوچکتر میانسرا ، افزوده شد . ستونهای نما نیز دارای آجر کاری شد . در سده پنجم و ششم دگرگونی های بنیادی در معماری مسجد رخ داد و مسجد با چهار ایوانی تبدیل شد . بدین گونه فضای پیوسته و ساده شبستان ها و میانسراها با ایوان ها و دو گنبد ، از هم گسسته شد . در سالهای 473 و 481 هجری ، گنبدهای زیبایی در بخش جنوبی و شمالی مسجد ] گنبد نظام الملک و گنبد تاج الملک[ ساخته شد . ازاین چهار ایوانی بودن مسجد ، یکی از ویژگیهای بنیادی مسجدسازی در ایران شد ( مراجعه کنید به شیوه رازی).
مسجد جامع نایین: ( 349 هجری)
مسجد جامع نایین دارای شبستان ستوندار است و بخشی از آن از مسجدهای بومسلمی برگفته شده است . بعدها در زمان آل بویه و آل کاکویه ، بخش هایی دیگر به ساختمان افــزوده شده است . کهن ترین بخش آن شبستان جنوبی است که در شیوة رازی دگرگون شده است.
نمای مسجد در شیوة رازی ساخته شده ، اما ویژگیهای شیوة اسانی را داراست . بلندای چفذها و تاقها که از مازه دار به قیزه دار دگرگون شده اند ، آنرا روشن می سازد . در این مسجد برای نخستین بار چفذهای مازه دار به تیزه دار تبدیل شده اند.
« کم وش ها » درشبستان جنوبی که بخش نه مسجد است در سدة هشتم به آن افزوده شده اند.

مدرسه چهارباغ اصفهان :
مدرسه چهارباغ اصفهان یکی از زیباترین مدرسه های ایران و آواز قوی شیوه اصفهانی است و در زمان شاه سلطان حسین ساخته شده است .
ساختمان در شرق خیابان چهارباغ جای دارد . در شمال آن بازارچه بلند و در شرق کاروانسرای مادرشاه جای دارد. در میان بازار ، چهار سویی با گنبد بزرگ است که در آیگاه مدرسه نیز به آن باز میشود . در سوی راست درآیگاه ، حجرة شاه سلطان حسین بوده که با حجره های دیگر ی ان بوده است.
درآیگاهی که به چهارباغ باز می شود . بسیار باشکوه است و با کاشی تراش پوشیده است . گرداگرد میانسرا چهارایوان دارد که ایوان جنوبی به گنبد خانه راه دارد . گنبدی خوش ترکیب با نگاره های اسلیمی به رنگهای زرد و سیاه که باشکوه تمام بر روی زمینه ای فیروزه ای و درخشان دور میزند. گنبد دو پوستة گسسته است. خود آن روی خشخاشی و شبکه ای از چوب به گونة پره ای سوار شده است . نگاره های روی گنبد دگرگون شده و پیش از آن گله ای ساده تر داشته است .
پس از زمان صفویان ، مان نادر شاه بیشتر در جنگ گذشت و ساختمانهای اندکی ساخته شد . یکی از ساختمانهای آن زمان ، کلات نادری است که طرح ان بسیار به بایشخانه اصفهان همانند است و در سال 1150 قمری ساخته شده است .
این کوشک در میانه باغ بزرگی شاید برای س ت نادر شاه ساخته شده و نمای آن با سنگهای مرمر سیاه
کلمات کلیدی مرتبط:
مسجد جامع اصفهان : ( به سبک اسانی) ,مسجد جامع اصفهان گنجینه ( موزه ) هنر ایران و یکی از افتخارات معمای این سرزمین است . اثری که نشانه های سیزده سده تحول در فرهنگ ی ایران را ، در خود گرد آورده است . کاوش ها روشن ساخته اند که این ساختمان بر روی آثار صدر و پیش از آن بنیاد نهاده شده است. ,ط, مقالات مرتبط در این دسته بررسی مسجد چخماق در یزد بررسی مسجد النبی قزوین، پاو وینت پاو وینت ،بررسی، مسجد ،جامع،کبیر ،یزد پاو وینت بررسی معماری مساجد جهان مسجد جامع یزد پاو وینت بررسی مسجد و مدرسه آقابزرگ معماری ی : کاشی کاری های گنبد سلطانیه/فرمت word , رایگان ,مدرسه خان شیراز- پاو وینت مسجد شیخ لطف الله اصفهان /فرمت word پاو وینت بررسی مسجد شاه اصفهان مسجد جامع دمشق - پاو وینت معماری ی جهان مسجد جامعه قرطبه , -پروژه پاو وینت بررسی گنبد سلطانیه - پروژه معماری ی مقاله بررسی مسجد احمد ابن طولون/فرمت word مقاله کامل معماری گنبد سلطانیه در گذرگاه هنر/فرمت word پاو وینت بررسی مسجد مدرسه و آب انبار معیر الممالک پاو وینت تحلیل و بررسی مسجد نظام ال ه تهران پاو وینت مسجد آقا بزرگ کاشان پاو وینت معماری سبک اصفهانی پاو وینت, مقایسه حیاط در مساجد
از وقتی شنیدم :
اگرمجنون دل شوریده ای داشت دل لیلی از او شوریده تر بود
فهمیدم معضل شوهر ی ریشه باستانی داره.










به م میگم یه جمله بگو توش ریسمان باشه ، میگه میتونم جمله انگلیسی بگم؟
گفتم ابول ، اره اره حتما ، برگشته میگه : نو ریسمان سوپیجینگ :
من واقعا تو شاسکولیت زن م موندم که چرا زن این . سستی ، بی تدبیری و بی مسءولیتی ان هخا ، عامل اصلی تصرف ایران بدست اسکندر
هخا ان (بخش804)
قبلا به موارد متعددی از سستی ها ، بی تدبیری ها و بی مسءولیتی های داریوش و انش در برابر اسکندر اشاره کردیم ؛ که سبب شدند اسکندر بسرعت پیشروی کرده ، هخا ان را ش ت دهد و ایران را به چنگ آورد . در اینجا به دو مورد دیگر اشاره می کنیم : " عبور اسکندر از . اختصاصی از فایل هلپ مسجد جامع فهرج با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 9 «بسم الله الرحمن الرحیم»موضوع تحقیق:مسجد جامع فهرج یزد راهنما:جناب آقای اشعاریتهیه و تنظیم:سولماز رحمانی رادجهاد ی یزد واحد اردکانتابستان 86معماری (سبک اسانی)شیوه اسانی در سده ی نخست هجری پدید آمد و تا سده ی چهارم ادامه یافت. آن چه درباره ی فرهنگ این زمان پیداست، این است که دگرگونی های فرهنگی، بیشتر در اسان رخ می داد. این سرزمین زادگاه تحسین نمونه های هنر و معماری ی است و از آن جا به ایی چون دامغان و یزد رسیده است. از دیدگاه نیارشی، معماری شیوۀ اسانی با شیوۀ پارتی تفاوتی نکرد. در این شیوه هم چفدهای مازه دار (بیز یا مرغانه ای) به کار می رفت، اما بلندای پاکار چفدها را کم می گرفتند و معمولاً کمی بیش از بلندای قد یک انسان بود و این چنین بلندای ساختمان را کوتاه می ساختند.ساختمایه ای که در این شیوه به کار رفته «بوم آورد یا ایدری» بوده است، یعنی آن را از خود محل ساخت به دست می آورند، نه از جاهای دیگر. برای نمونه، در مسجد جامع فهرج، دیوارهای چینه ای از گل فهرج و ستون ها از خشت است.یکی از نمونه ساختمانهایی که در این شیوه پدیدار شد و در معماری ایران همواره جایگاه ارجمندی داشته و دارد، مسجد است.معماری مسجدهای نخستین برگرفته از تهرنگ مسجد مدینه بود. همانگونه که در تاریخ آمده، جایگاه مسجد توسط شتر برگزیده شد.یکی از اصیل ترین ساختمان های شیوۀ اسانی، مسجد جامع فهرج است. این مسجد شاید کهن ترین مسجد ساخته شده در ایران است که ویژگی های نیارشی شیوۀ پارتی (ساسانی) را داراست.تهرنگ آن و جایگاه میانسرا، شبستان و صفه ها، آشکارا آن را اثری از روزگار ی معرفی می کند که از نخست برای مسجد ساخته شده و مانند مسجدهای صدر ، دارای طرحی ساده و بی پیرایه می باشد. آرایه های گچ بری شکنجی و پیچک های آن، همانند آرایه های کاخ ری در تیسفون است.نقشه مسجد جامع فهرج بسیار ساده است، حتی ساده تر از تاریخانه ی دامغان.شبستانی با سه هانه دارد که دهانه ی میانی بزرگتر از دهانه ی چپ و راست است. چفدهای همه ی آن ها بیضی است. تاق ها نیز آهنگ (ناوی یا کوره پوش) است.میانسرای کوچک مسجد، از جنوب به سه دهانه شبستان و از شرق و غرب هر یک به دو دهانه رواق محدود می شود. پهلوی شمالی میانسرا، چهار صفه دارد که با درگاه هایی به هم را داشته و اکنون بسته شده است. چفدهای بالای درگاه ها مانند درگاه های ساسانی، دارای هویه (نشانه) هستند و پاکار آن ها کمی از جرز های دو سوی درگاه پس نشسته است. جرزهای نمای میانسرا، چند تاقچه با چفدهای شکنجی دارد.یکی از ویژگی های جالب این مسجد، نقش درهای ساسانی است که با گچ، بر روی دیوار شرقی، نگاشته شده است. به طور کلی معماری این مسجد، به جز نقشه آن که چیز تازه ای است، معماری ساسانی است، حتی «زغره ها» و ستونک هایی که در چهار گوشه ستون های شبستان است و سه ستون و درگاه ها، همه به شیوه ی معماری پیش از آرایش شده است.آسمانه مسجد جامع فهرج، بلندای چشمگیری دارد و تلاشی برای کوتاه و مردم واری در آن شده است. مسجد فهرج کلاً از خشت هایی به اندازه یک درش (فاصله نوک آرنج تا نوک انگشت میانی)
با
مسجد جامع فهرج
پاو وینت بررسی خانلق نیشابور
تاریخ ایجاد 03/01/2017 12:00:00 ق.ظ تعدادبرگ: 24 اسلاید بهمراه تصاویرو نقشه قیمت: 6000 تومان تعدادمشاهده 10

پاو وینت بررسی خانلق
بخشی از مطلب
مالکیت بنا عمومی می باشد که با همیاری اهالی روستا ساخته شده است . مالکیت زمین این نیز متعلق به اجلال خان گنجی بوده (پسر سالار معتمد گنجی )که جهت ساخت در اختیار اهالی روستا قرار داده است و پس از ساخت بنا ، رسیدگی و راه اندازی و حفاظت از آن به عهده تعدادی از اهالی روستا با نامهای دامنجانی ، ترشیزی ، کندری , عمارلو و. . . بوده است .



7- مشخصات اثر:
خانلق با پلان مستطیل شکل (شمالی جنوبی ) دارای ورودی ساده است که در ضلع جنوب آن واقع گشته است . این به تبعیت از های دوره صفوی و قاجار صلیبی شکل ودارای بخشهای عمده بینه ، سربینه و خزینه می باشد
ورودی بنا فضای مستطیل شکلی است که طاق بالای سردر آن به شکل جناغی و پوشش سقف آن نیز گهواره ای است که دسترسی به فضای رختکن از این قسمت می باشد .
رختکن هشت ضلعی (هشت ونیم هشت) نا ی است که اضلاع بزرگ آن دارای عمق های متغیر بین 40/1تا 2 متر می باشد و اضلاع کوچک آن نیز که ورودی به فضاهایی بوده که به دلایل نامشخصی دهانه آن را مسدود نموده اند که یکی از این ورودی ها راهرویی است که به گرمخانه منتهی می شده است .
پوشش سقف رختکن گنبدیست که در راس آن نورگیر جهت تهیه نور تعبیه شده است و پوشش اضلاع آن نیز طاق جناغی است و کفپوش آن موزایک و اندود دیواره آن نیز سیمان می باشد. از اجزائ دیگر رختکن, وجود سکو هایی با عرض 35 سانتیمتری و ارتفاع 40 سانتیمتر می باشد که دور تا دور رختکن را پوشش داده است و این سکوها جهت نشستن و همچنین نگهداری وسایل شخصی استفاده می شده است.
رختکن از طریق اتاقکی که سرویس بهداشتی در آن تعبیه شده به گرمخانه منتهی می شود. ورودی سرویس بهداشتی دارای قوس مازه دار و پوشش
و...
کلمات کلیدی مرتبط:
پاو وینت , بررسی خانلق ,گرمابه خانلق ,معماری خانلق , مقالات مرتبط در این دسته پاو وینت بررسی های سنتی ایران معماری ایرانی,پاو وینت معماری گرمابه,پاو وینت پاو وینت های سنتی ایران پاو وینت بررسی کردشت جلفا درست چهل روز از زمستان گذشته و پنجاه روز به نوروز مانده(چله کوچک) یعنی دهم بهمن ماه هرسال در روستای فشک همانند برخی از مناطق کشور آئین و مراسم ب ایی ه اجرا می شود. ه نمادی از دیو خش الی و سرما است که نقش اول نمایش را فردی به نام َه (کِسِه) برعهده دارد. در این آئین و مراسم شعرهایی برای شادی و خوش یمن بودن توسط افراد شرکت کننده سروده می شود. به نام حضرت دوست السلام علی المهدی و علی آبائه والپیپر های ولادت و شهادت حضرت علی ( علیهم السلام ) , تولد حضرت علی , عید غدیر , ضربت خوردن حضرت علی تو اسامی مذهبی دختر و پسر؛ فاطمه، زهرا، حنانه، علی، محمد و مهدی رو خیلی دوس دارم خیلی که میگم یعنی خیلیا. تو این اسامی، فاطمه و علی برام خیلی خاص تر از بقیه اند و البته علی چون همش داشتم میگفتم خیلی برام خاصتره و آهنگ قشنگ و آرامش بخشی داره. بر خلاف خیلی از خانواده ها، ما بینمون معمول نبود که همدیگه رو "بعضیا، آی، آهای، طرف و..." صدا کنیم. علی نامی است بر انسانی کامل، اولین ایمان آورنده به ، شجاع ترین و مظلومترین انسان کل تاریخ و... . علی تو کل تاریخ دوست و دشمن زیاد داشته و داره دوستاش براش جونشونو میدن و دشمناش همه کار میکنن که از بینش ببرن اما حق از بین رفتنی نیست چرا که: یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ. دوستان! باید به نقشه دشمنان علی آگاه باشیم. شاید یت یا وه ت و افرادش که تو شیعه و حتی سنی نفوذ داشتند، خیلی راحت ضرب المثلهایی رو راجع به شخصیتهای بزرگ دینی وارد ادب محاوره و عامه ما د و ما گاهی بسیار غافلانه از اینها استفاده میکنیم. شاید انقدر موفق بودند که راحت مصطلحش د و ما ابداً فکرش رو هم نمیکنیم که داریم تو زمین اونا بازی میکنیم. مایی که سر و پای وجودمون مملو از ارادت به اهل بیت عصمت (ع) است. بله ما حواسمون نیست و مثلاً در صحبتامون راحت عوضِ کوچه، خیابون و بزرگراه هم میسازیم و اسمش رو میذاریم"... چپ"(!!!) "این که عبارت یاد شده ("خود را به کوچه ... چپ زده")ساخته یان است و یا منظور، علی(ع) است چندان قابل اثبات نیست و لیکن و صفت ها، تلاش می کنند از هر راهی به حریم دین و مؤمنین نفوذ کرده به و امت ی و مخصوصا ان و اشخاص تأثیر گذار در هدایت دینی مردم اهانت کنند. یکی از راه های آن همین ضرب المثل ها است. لذا گرچه مدرک معتبر برای اثبات گفتار فوق در دسترس ما نباشد ولی به لحاظ عملکرد شیاطین و سابقه رفتاری آنها، به نظر می رسد که دست دشمنان ولایت در کار است تا نام مقدس علی(ع) از قداست افتاده، آنگاه مردم را از اقتداء و اهتداء به آن وجود مقدس و نورانی محروم کنند.http://shiainfo. /post/998" "در زبان عامیانه فارسی وقتی میخواهیم به ی حالی کنیم که در شرایطی بودیم که مجبور شدیم از دست ی یا از از نیش کلامی خود را راحت کنیم اصطلاحاً میگوییم زدم به کوچه علی چپ .
در واقع نه علی چپی وجود داره و نه کوچه ای بنام این شخص. در موسیقی اصیل ایرانی در برخی از دستگاه های آن اگر اشتباه نکنم در همایون و نوا و شور وشاید دیگر دستگاه ها گوشه ای داریم بنام « ابول چپ » که نوازنده ها و خواننده ها هنگام م اسیون یا مرکب نوازی یا مرکب خوانی از طریق این گوشه میتوانند دستگاه را عوض کرده و مثلا از نوا به همایون برسند و بین موسقی دانان قدیمی این مصطلح بود که مثلا فلانی زد به گوشه ابولچپ و دستگاه را عوض کرد.
ولی به تدریج گوشه ابوال چپ تبدیل به کوچه علی چپ شد بدون اینکه ی بداند واقعا این کوچه کجاست و این علی آقا که مختصری مشکل بینایی دارد کیست؟"http://www.askdin.com/thread29299 " از اشخاص دیگه که خیلی راحت تو جوکامون به کار میبریم"غضنفر" هستش. اونوقت غضنفر لقب کیه؟؟ همینطور که باید حواس جمع باشیم که به قومیتها توهین نکنیم، باید به مقدساتمون هر لحظه حواسمون باشه. خصوصاً "علی" در ادامه چند ضرب المثل بی ربط به آموزه های دینی رو هم میارم: 1- "آب که ازسر گذشت چه یک وجب چه ده وجب"فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ
قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا 2- "خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو" وَ إِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبیلِ اللهِ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلّا یَخْرُصُونَ 3- "چراغی که منزل رواست به مسجد حرام است" که کمک به همنوع رو راحت زیر سؤال میبره البته کمک حد داره و تو قرآن هم اشاره شده خطاب به . اما زندگی معصومین با این ضرب المثل اصلاً هماهنگ نیست. بدلیل کثرت آیاتی که اشاره به کمک به بقیه هستش چیزی ذکر نمیکنم غیر از مهمترینش که آیه ولایت هستش: اِنّما وَلیّکم الله و رسوله والّذین آمنوا الّذین یقیمون الصّلوة و یؤتون ا ّکاة و هم راکعون. 4- "با یک گل بهار نمیشود."قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلّهِ مَثْنى وَ فُرادى ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا ما بِصاحِبِکُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلّا نَذِیرٌ لَکُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذابٍ شَدِیدٍ 5- "هر ی رو توی قبر خودش میذارن" وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَأُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. درسته با آیاتی که گفته هر کی بار گناه خودش رو بدوش میکشه میخونه اما متأسفانه این ضرب المثل تک بعدیه ولی همه جا به کار میره و با آیاتی که به امر به معروف اشاره دارند نمیخونه. غیر از این، باشه هر ی کار خودش، اما به شرطی که به ی لطمه نزنه و اعتقادات ی رو مورد توهین قرار نده. و... از این دست کنایات و ضرب المثلهای مصطلح شده که غلطند و گه گاه هم مغرضانه، کم نداریم. امیدوارم حواسمونو جمع کنیم. اللهم عجل لولیک الفرج یاعلی به نام حضرت دوست السلام علی المهدی و علی آبائه والپیپر های ولادت و شهادت حضرت علی ( علیهم السلام ) , تولد حضرت علی , عید غدیر , ضربت خوردن حضرت علی تو اسامی مذهبی دختر و پسر؛ فاطمه، زهرا، حنانه، علی، محمد و مهدی رو خیلی دوس دارم خیلی که میگم یعنی خیلیا. تو این اسامی، فاطمه و علی برام خیلی خاص تر از بقیه اند و البته علی چون همش داشتم میگفتم خیلی برام خاصتره و آهنگ قشنگ و آرامش بخشی داره. بر خلاف خیلی از خانواده ها، ما بینمون معمول نبود که همدیگه رو "بعضیا، آی، آهای، طرف و..." صدا کنیم. علی نامی است بر انسانی کامل، اولین ایمان آورنده به ، شجاع ترین و مظلومترین انسان کل تاریخ و... . علی تو کل تاریخ دوست و دشمن زیاد داشته و داره دوستاش براش جونشونو میدن و دشمناش همه کار میکنن که از بینش ببرن اما حق از بین رفتنی نیست چرا که: یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ. دوستان! باید به نقشه دشمنان علی آگاه باشیم. شاید یت یا وه ت و افرادش که تو شیعه و حتی سنی نفوذ داشتند، خیلی راحت ضرب المثلهایی رو راجع به شخصیتهای بزرگ دینی وارد ادب محاوره و عامه ما د و ما گاهی بسیار غافلانه از اینها استفاده میکنیم. شاید انقدر موفق بودند که راحت مصطلحش د و ما ابداً فکرش رو هم نمیکنیم که داریم تو زمین اونا بازی میکنیم. مایی که سر و پای وجودمون مملو از ارادت به اهل بیت عصمت (ع) است. بله ما حواسمون نیست و مثلاً در صحبتامون راحت عوضِ کوچه، خیابون و بزرگراه هم میسازیم و اسمش رو میذاریم"... چپ"(!!!)و از تأثیر کلام بر شکلگیری باورها به صورت ناخودآگاه، غافلیم و فکر میکنیم مسؤول هم نیستیم. "این که عبارت یاد شده ("خود را به کوچه ... چپ زده")ساخته یان است و یا منظور، علی(ع) است چندان قابل اثبات نیست و لیکن و صفت ها، تلاش می کنند از هر راهی به حریم دین و مؤمنین نفوذ کرده به و امت ی و مخصوصا ان و اشخاص تأثیر گذار در هدایت دینی مردم اهانت کنند. یکی از راه های آن همین ضرب المثل ها است. لذا گرچه مدرک معتبر برای اثبات گفتار فوق در دسترس ما نباشد ولی به لحاظ عملکرد شیاطین و سابقه رفتاری آنها، به نظر می رسد که دست دشمنان ولایت در کار است تا نام مقدس علی(ع) از قداست افتاده، آنگاه مردم را از اقتداء و اهتداء به آن وجود مقدس و نورانی محروم کنند.http://shiainfo. /post/998" "در زبان عامیانه فارسی وقتی میخواهیم به ی حالی کنیم که در شرایطی بودیم که مجبور شدیم از دست ی یا از از نیش کلامی خود را راحت کنیم اصطلاحاً میگوییم زدم به کوچه علی چپ .
در واقع نه علی چپی وجود داره و نه کوچه ای بنام این شخص. در موسیقی اصیل ایرانی در برخی از دستگاه های آن اگر اشتباه نکنم در همایون و نوا و شور وشاید دیگر دستگاه ها گوشه ای داریم بنام « ابول چپ » که نوازنده ها و خواننده ها هنگام م اسیون یا مرکب نوازی یا مرکب خوانی از طریق این گوشه میتوانند دستگاه را عوض کرده و مثلا از نوا به همایون برسند و بین موسقی دانان قدیمی این مصطلح بود که مثلا فلانی زد به گوشه ابولچپ و دستگاه را عوض کرد.
ولی به تدریج گوشه ابوال چپ تبدیل به کوچه علی چپ شد بدون اینکه ی بداند واقعا این کوچه کجاست و این علی آقا که مختصری مشکل بینایی دارد کیست؟"http://www.askdin.com/thread29299 " از اشخاص دیگه که خیلی راحت تو جوکامون به کار میبریم"غضنفر" هستش. اونوقت غضنفر لقب کیه؟؟ همینطور که باید حواس جمع باشیم که به قومیتها توهین نکنیم، باید به مقدساتمون هر لحظه حواسمون باشه. خصوصاً "علی" در ادامه چند ضرب المثل بی ربط به آموزه های دینی رو هم میارم: 1- "آب که ازسر گذشت چه یک وجب چه ده وجب"فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ
قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا 2- "خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو" وَ إِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبیلِ اللهِ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلّا یَخْرُصُونَ 3- "چراغی که منزل رواست به مسجد حرام است" که کمک به همنوع رو راحت زیر سؤال میبره البته کمک حد داره و تو قرآن هم اشاره شده خطاب به . اما زندگی معصومین با این ضرب المثل اصلاً هماهنگ نیست. بدلیل کثرت آیاتی که اشاره به کمک به بقیه هستش چیزی ذکر نمیکنم غیر از مهمترینش که آیه ولایت هستش: اِنّما وَلیّکم الله و رسوله والّذین آمنوا الّذین یقیمون الصّلوة و یؤتون ا ّکاة و هم راکعون. 4- "با یک گل بهار نمیشود."قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلّهِ مَثْنى وَ فُرادى ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا ما بِصاحِبِکُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلّا نَذِیرٌ لَکُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذابٍ شَدِیدٍ 5- "هر ی رو توی قبر خودش میذارن" وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَأُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. درسته با آیاتی که گفته هر کی بار گناه خودش رو بدوش میکشه میخونه اما متأسفانه این ضرب المثل تک بعدیه ولی همه جا به کار میره و با آیاتی که به امر به معروف اشاره دارند نمیخونه. غیر از این، باشه هر ی کار خودش، اما به شرطی که به ی لطمه نزنه و اعتقادات ی رو مورد توهین قرار نده. و... از این دست کنایات و ضرب المثلهای مصطلح شده که غلطند و گه گاه هم مغرضانه، کم نداریم. امیدوارم حواسمونو جمع کنیم. بامداد هستش(خب به جهنم!) بعضیا رأس قدرتند اونم با کلیییییییییی شعار همه جوره. اون وقت به منتقدای سیاست خارجی شون میگن: ترسو و بزدل ، خیلی می لرزید به جهنم! خب برید یه جا گرم پیدا کنید برا خودتون، کافر همه را به کیش خود پندارد، بی اعتماد به نفس، خداوند شما رو ترسو و و لرزان آفریده، به ظاهر شعار میدن اما بزدلند و... اصلاً اینکه راحت دارید دانشجو میگیرید و یه عده بی سواد رو مدرک دار میکنید به هر قیمتی، یعنی چی؟؟ میخواید سرانه کاغذ کشور بره بالا؟؟ اینو ببینید: http://snn.ir/detail/video/338876/202 اینم دکی سلام49، ببینید: http://snn.ir/detail/video/339116/202 اللهم عجل لولیک الفرج یاعلی
یا همه زخمی‌ها و ، یا هیچکدام، برایم فرق نمی‌کرد، آنهایی که روی زمین افتاده بودند، همه برادر من بودند و همه برایم مثل محمدابراهیم بودند، دلم نیامد بچه‌های مردم مفقودالجسد بمانند و تنها برادر مرا به عقب بیاورند.هر سال با آغاز فصل بهار، دل‌های بهاری عاشقان فرهنگ ایثار و شهادت یاد فرمانده‌ای را در خود زنده نگه می‌دارد که همه وجودش مردانگی و وفا بود، فرمانده‌ای که روزگاری در لشکر ویژه و خط شکن 25 کربلا علمداری می‌کرد. «سرلشکر شهید محمدحسن طوسی» قائم‌مقام فرماندهی و فرمانده واحد اطلاعات و عملیات لشکر ویژه 25 کربلا در 18 فروردین‌ماه 1366 در دشت تفتیده شلمچه کربلایی شد و اربابش را در آغوش کشید. دو فرزند دیگر به نام‌های «محمد ابراهیم و محمدحسین» نیز از خانواده گرانقدر طوسی، هدیه به محضر رب‌العالمین شدند. ابول محمدعلی طوسی پدر رزمنده و فداکار این بیت، سال گذشته پس از سال‌ها فراق از فرزندان شهیدش، به آنها پیوست. در ادامه خاطراتی جذاب از زبان حلیمه عرب‌زاده طوسی همسر شهید، از نظرتان می‌گذرد.  
  * را به‌خاطر غربتش بیشتر دوست دارم چهار سالی بود که در اهواز زندگی می‌کردیم، در طی این سال‌ها محمدحسن به‌‌ندرت کنار ما بود، به جز جبهه و رزمنده‌ها به چیز دیگری فکر نمی‌کرد، زمانی هم که در مازندران بودیم پیش آمده بود گاهی تا چهار ماه نیز همدیگر را نمی‌دیدیم تا جایی که بعضی‌ها می‌گفتند طوسی حتماً خانواده خود را دوست ندارد که به دیدن‌شان نمی‌آید. وقتی این موضوع را با او مطرح ، در جوابم گفت: من شما را دوست دارم ولی را به‌خاطر غربتش بیشتر دوست دارم، غریب است و باید از آن حمایت کنیم.  
  * نمی‌توانستم به چهره‌اش نگاه کنم به بهانه امتحانات دخترم به محمدحسن گفتم بیا با هم به مازندران برویم تا هم شما نفسی تازه کنی و هم ما سری به خانواده بزنیم و به امتحانات سمیه رسیدگی کنیم اما او گفت: شما بروید من باید در جبهه بمانم، اینجا به ‌وجود من بیشتر احتیاج دارند. من و سمیه به مازندران برگشتیم اما محمدحسن بعد از حدود چهار ماه از منطقه آمد، وقتی وارد منزل شد تا چشمم به او افتاد، حالم دگرگون شد، سابقه نداشت با دیدن او چنین حسی به من دست دهد، همانجا بود که فهمیدم این دیدار آ ماست و محمدحسن دیگر رفتنی است، آنقدر نورانی شده بود که هنگام صحبت نمی‌توانستم به چهره‌اش نگاه کنم. بعد از 10 سال زندگی مشترک نخستین‌باری بود که با هم دور سفره هفت‌سین نشسته بودیم، سال تحویل شد، در همین لحظات تلویزیون صحنه‌های تحویل سال در جبهه را نشان می‌داد که رزمندگان خوشحال در کنار سفره هفت‌سین بودند، محمدحسن به هیچ چیزی توجه نداشت و آنقدر عاشقانه به آنها نگاه می‌کرد که قابل توصیف نبود، می‌گفت: حالا که می‌بینم رزمندگان خوشحال هستند، احساس راحتی می‌کنم.  
  * نمی‌توانم در این دنیا زندگی کنم من و محمدحسن در حادثه رانندگی مصدوم شده بودیم، من از ناحیه پا و محمدحسن از ناحیه دست، با همان ح که در ویلچر نشسته بودم، با ‌هم به مشهد رفتیم، رفتیم به سمت ضریح رضا(ع)، آنجا محمدحسن به من گفت: «برایم دعا کن تا شهید شوم، چون تا تو از خدا نخواهی خدا به ‌من این مقام را ارزانی نمی‌کند». نگران و گریان گفتم: «این چه حرفی است، من اینجا باید برای سلامت و سعادتت دعا کنم، تو از من چه می‌خواهی». گفت: «تو رو خدا دعا کن شهید شوم، نمی‌توانم در این دنیا زندگی کنم، ظرفیت ندارم، باید بروم». خیلی گریه ، چون علاقه و دلبستگی شدیدی به او داشتم و حاضر بودم برایش فدا شوم، گفتم: «تو برای من چه می‌کنی؟» گفت: «تو دعا کن شهید شوم، من با خدا عهد بستم که هر کار خیری انجام داده‌ام، نصفش برای شما باشد، من در قیامت دست شما را می‌گیرم». گفتم: «خواسته‌ای ندارم اما من از شب اول قبر می‌ترسم». گفت: «تو دعا کن من شهید شوم، آنجا دستم باز است شاید از یاران حسین (ع) شدم آنجا دستت را می‌گیرم». همان لحظه گفتم: «خدایا راضی‌ام به رضای تو».  
  * مسؤولیت‌ها زیر پای من له شده است مسؤولیت و مقام برایش مهم نبود، به‌یاد دارم که به‌عنوان قائم‌مقام فرماندهی لشکر ویژه 25 کربلا انتخاب شده بود، وقتی به منزل آمد به او تبریک گفتم، به‌قدری ناراحت شد و برآشفت که تا به‌حال او را چنین ندیده بودم، گفت: «این مقام‌ها زیر پای من له شده است، من سرباز زمان (عج) هستم».  
  * همه برایم محمدابراهیم هستند برادرش محمدابراهیم، 17 سال از سنش می‌گذشت، خوش‌سیما و زیباروی بود، شهادت از چهره معصومانه‌اش می‌بارید، چشمانی آبی‌رنگ، موهایی طلایی و محاسنی نرم و زیبا داشت، مظلوم و کم‌حرف بود. هنگامی که خبر شهادت و مفقودالجسد شدن محمدابراهیم را در عملیات والفجر 6 به مادرش دادند، مادرش که زن باصلابت و مقاومی بود و در برابر مشکلات قد خم نمی‌کرد، فقط یک جمله بیشتر نگفت: «به محمدحسن بگویید اگر پیکر محمدابراهیم را پیدا کرد، بیاورد وگرنه خودش بیاید تا دلم آرام گیرد». ولی محمدحسن، سخت احساس شرمندگی می‌کرد و تاب دیدن روی مادر را نداشت. چندی نگذشت که محمدحسن آمد، صدای ماشین، مادر را متوجه آمدنش کرد، بلافاصله مادر از روی طاقچه قاب ع محمدابراهیم را گرفت، بوسید و به طرف درب حیاط شتافت، با دیدن قامت رعنا و رشید محمدحسن، اشک دور چشمان مادر حلقه زد، او را در آغوش کشید، بوسید و گفت: «ننه جان! خوش آمدی، فدای آن قد و قامت رعنایت شوم، ع محمدابراهیم را از دستم بگیر، تو محمدابراهیم را برایم نیاوردی ولی من او را برایت آورده‌ام، او را با افتخار تقدیم خدا و از خدا خواسته بودم محمدابراهیم، پیش‌مرگ و قربانی محمدحسن شود، همین‌قدر که محمدحسنم سالم است، خدا را شکر می‌کنم، اگر پیکر پسرم نیامده، فدای گمنامی و غربت مادر رزمندگان، حضرت فاطمه زهرا(س).»  
  از محمدحسن درباره شهادت برادرش و اینکه چرا او مفقود ماند، پرسیدم که در جوابم گفت: در حین عملیات والفجر 6، بعد از تصرف جاده آسف ه مسیر ای علی غربی ـ علی شرقی عراق و پاسگاه چیلات، عراقی‌ها پاتک سنگینی را علیه نیروهای ما شروع د. پس از شروع پاتک و پیشروی عراقی‌ها، نیروهای ما از هم جدا شده و همدیگر را گم د، مرشدی «از نیروهای واحد اطلاعات ـ عملیات که در عملیات والفجر 8 به شهادت رسید» در تکاپوی پیدا محمدابراهیم بود که دید رزمنده‌ای در جوار تخته سنگی در کنار جاده آسف ه به پشت بر زمین افتاده، ‌خیز به سوی او رفت، دید که آن رزمنده، شبیه محمدابراهیم است و چون لباس پلنگی به تن داشت، مطمئن شد که خود اوست. تکانش داد، چند مرتبه او را صدا زد ولی محمدابراهیم جو نمی‌داد، تنها کاری که محمدابراهیم کرد، سه بار کف دستش را به خون پشت سرش کشید و روی دست مرشدی مالید. چون قدرت تکلم نداشت، با اشاره به مرشدی فهماند که برود، توی آن هجمه وسیع آتش و درگیری، مرشدی، محمدابراهیم را روی دوش خود گذاشت و مسافتی او را با خود به عقب آورد اما آتش دشمن آنقدر سنگین بود که نتوانست پیکر محمدابراهیم را به خط دوم بیاورد.  
  او را در پشت تپه‌ای که ما به آنجا مشرف بودیم، قرار داد و از طریق بی‌سیم، موضوع را به من گفت، از من خواست تا اجازه بدهم از نیروها کمک گرفته و محمدابراهیم را به عقب بیاورد. از او پرسیدم: «اگر محمدابراهیم را به عقب بیاوری، تکلیف سایر زخمی‌ها و چه می‌شود؟» گفت: «امکان آوردن بقیه نیست». به مرشدی گفتم: «یا همه زخمی‌ها و ، یا هیچکدام، برایم فرق نمی‌کرد، آنهایی که روی زمین افتاده بودند، همه برادر من بودند و همه برایم مثل محمدابراهیم بودند، دلم نیامد بچه‌های مردم مفقودالجسد بمانند و تنها برادر مرا به عقب بیاورند، از طرفی هم در آن وضعیت بحرانی نمی‌خواستم جان نیروهای دیگر را به خطر بیندازم، بنابراین از آوردن پیکرش گذشتم و به ادامه عملیات پرداختم». مطالب فوق برگرفته از پرونده سرگذشت‌پژوهی این شهید بزرگوار در کنگره ی مازندران است. لازم به ذکر است:  18 فروردین‌ماه 1366 سالروز شهادت ان رشید و نامدار لشکر ویژه 25 کربلا، سرلشکر شهید محمدحسن طوسی، شهید حمیدرضا نوبخت و شهید سیدمنصور نبوی است. پاو وینت مسجد جامع سبزوار به همراه نقشه ها و تصاویر
تاریخ ایجاد 06/11/2015 12:00:00 ق.ظ تعدادبرگ: 81 اسلاید شامل پلان نما برش پرسپکتیو و تصاویر قیمت: 7500 تومان حجم فایل: 3204 kb تعدادمشاهده 24

مسجد جامع سبزوار
بخشی از مطلب
سبزوار
شهر شبزوا ر یکی ازشهر های قبل از ایران است در این شهر دو بازار طولانی بوده که از چهار دروازه شهر شروع می شده که عمود بر یکدیگر چهار سویی در وسطبوجود می آورده است که در سالهای۱۳۱۷و۱۳۱۸ هجری شمسی به منظور احداث خیابان تمام بازارهای سبزوار را اب کرده و به جای ان خیاببان شمالی جنوبی به نام خیابان اسرار وشرقی غربی به نام خیابان بیهق احداث کردید.
● مسجدجامع سبزوار
این مسجد در طرف جنوبی خیابان بیهق نزدیک چهارسوی دوخیابانبیهق واسرار واقع شده وسعت بنای مسجد جامع سبزوار در حدود چهار هزار متر می باشد و فضای میانی مسجد به عرض ۶۰/۳۰ متر و طول آن ۳۸ متر و نزدیک به ۱۱۶۵ متر مساحت دارد.
در اطراف حیاط دو ایوتان شمالی وجنوبی وبقیه ابنیه عبارت از شبستانهای متعدد است وبنای ایوان جنوبی مسجد مهمتر از بقیه است ودو شبستان ضلع غربی ۵ فراختز ار شبستانشرقی است ایل توضیع که د رشبستان غربی سه ضربی بنا شده ودر شبستان شرقی دوضربی بوده کهاکنون تغییر شکل یافته ودر جای خود شرح داده میشود در وسط دو ضلع شرقی وغربی نمایی دو ایوانچه ای کوچک قرار دارد که ایوانچه طرف غربی رارویی ضربی های این قسمت استدر سمت شرقی نمای ایوانچه را قدری بلند تراز دیوار شبستان بتازگی بنا گردیده.
▪ ایوان شما لی مسجد جامع
در ورودی مسجد از ایوان شمالی است که در موقع احداث خیابان بیهق این راه را بسته ودهنه ایوان را پنجره بزرگی که شیشه دارد قرارداده اند و برای ورود به مسجد از دو طرف خارج ایوان ۳ سه متری از شبستان ۳ مسجد را برای وروددر نظر گرفته اند وبرای هر یک در آهنی بزرگی در کناذ خیابان نصب کرده اند در داخل ایوان وسردر ان کتیبه ونقشی دیده نمی شود.
دو پله کج ومعوج آهنی در فضای ایوان نصب کرده اند که بسیار نا هنجاروفاقد ظرافت است .
حجرات طرف ۳ پشت بام شبستان باسم کتابخانه ساخته شده اما کت نداردوحجرات ظرف دیگر ایوان در بالای شبستان قران خانه است ودرانجا تحوید وقرا عت قرای را به رایگان به مردم می آموزند در واقع کلاس قراعت قران است.
ارتفاع سردر ایوان ۳ که نمای ان اجری ساده است چهارده متر میباشد.
از امتیازات ایوان ۳ دو مناره کوتاه کوچک است که کصی برای گفتن اذان استفاده نمی کند وتقریبال زاعد به نظر میرسد ودیکر این که دزر دو پخ چپ وراست ایوان دو سنگ کوچک سیاه نصب شده است.
تاریخ این دو سنگ سال یکهزارو یکصد و سی و شش قمری است ودر سنگ پخ چپ این عبارت در بالا هو اللهودر سطح زیر ان بسم الله الرحمن الرحیم خوانده میشود در دیگز حکمی صادر شده این حکم از شاه طهماسب ثانی فرزند شاه سلطان حسین است که دریافت پیشکش ورود راموقوف داشته است و در پخ طرف راست سنگ دیگری بهمین مضمون نصب است ولیکن حاکی از تعهد متصدی امر دریافت پیشکش ورود می باشد و در واقع یکنوع زام میباشد و عبارت سنگ چنین است.
در بالا هوالمراد مقرر شد آنکه چون پریشانی و اختلال اوضاع رعایا و سکنه و متوطنین بلده و بلوکات دارالمومنین سبزوار سبب تاخت و تاراج از بکیه مشفیه و افاغنه... مخاذیل بعداوت و ساطع است لذا بنابر تحصیل دعای خیر جهت ذات اقدس و وجود مقدس که جان ما غلامان فدای تراب پای مبارکش باد و جوه پیشکش که حکام سابق از رعایا توقع می نمودند بر عایای الکای مزبور بخشیدند که رعایا مرفه الحال بفراغ بال بدعا گوئی دوام ت ابد مدت و بیچارگی و درویشی خود قیام و اقدام نمایند و بعد اگر احدی از عجزه این ولایت وجوه مذکور را توقف نماید نا صوفی اوجاق کیوان رواق خواهد بود کدخدایان و رعایای الکای مذکور من جمیع الجهات مستمال و امیدوار باشند و بدین علت دیناری با حدی نخواهند داد و در عهده شناسند مقرر آنکه من بعد اگر این بنده ی درگاه توقعی نمایم تا صوفی اوجاق کیوان مدار باشم فی شهر ذیقعده سنه ۱۱۳۶ حرره العبد محمد امین الحسینی فحوای عبارت سنک که به نام محمد امین الحسینی ذکر شده شاید حاکم سبزوار بوده تعهد می کند در آتیه بابت پیشکش ورود از ی وجهی دریافت نکند و اگر وجهی بگیرد ناصوفی باشد و توجه شود که ضمام این تعهد بسیار عجیب است زیرا غالب مردم، ناصوفی هستند و ایرادی هم بر ی که ناصوفی باشد نیست، خط فرمان شاه طهماسب نستعلیق بسیار پستی است ولیکن تعهد محمد امین با خط ثلث بهتری نوشته شده است.
در دالان طرف شرقی ایوان شمالی جامع سبزوار سنگ مستطیل خوش خطی است که گوشه ی راست طرف بالا و گوشه چپ طرف پایین آن ش ته و از بین رفته است و همان سنگ ش ته ناقص را بدیوار دالان در نزدیک دری که از ایوان وارد راهرو می شود نصب کرده اند و اتفاقاً تمام عبارت این سنگ و ش تگی آن در سال هزار و سیصد قمری از طرف مرحوم حسنخان اعتماد السلطنه در صفحه دویست و چهار جلد سوم مطلع الشمس ذکر شده و عیناً از آن کتاب ذیلاً نقل می شود.
از فرمان همایون شد آنکه چون غسل و دفن اموات واجب کفایی است و اخذ اجرت غسالی و گورکنی نامشروع است لهذا در این ولاشمه ای از مراحم بینهایت شامل حال شیعیان ولایت سبزوار گشته مالی غسالی و گوکنی از جمله ی وجوه رعیب خانه و ابواب جمع ولایت مذکور است از ابتدای همین سال تصدق فرمودیم و ثواب آنرا بمحضرات عرش مرتبات چهارده معصوم هدیه نمودیم که موافق شرع شریعت عمل نموده طلب اجرت از احدی ننمایند و از جاده شریعت غرا ع و انحراف نورزند سادات و ارباب و اهالی و کدخدایان ولایت مزبور حسب المسطور مقرر دانسته رقم این عطیه را بر سنگ نقش کرده در محل مرتفع که عبور خلایق آنجا باشد مؤکد بلعنت نامه نصب نماید و خلاف کننده و تغییر دهنده امر مذکور را از مردودان درگاه الهی شناسند و عمال و متصدیان مهمات مالی و غسالی و گورکنی را بتخفیف و تصدق مقرر دانسته یکدینار بدانعلت بحواله ندهند و طلبی و توقعی از مولانا محمد علی سبزواری و سایر غالان و گورکنان ولایت مذکور ندارند و در این باب غدغن لازم شناسند و از جوانب در این جمله روند و هر ساله حکم مجدد طلب ندارند تحریرا فی پنجشنبه ذیقعده سنه نهصد و هفتاد و نه ، این فرمان از جانب شاه طهماسب اول صادر شده است.
▪ شبستان شمالی جامع سبزوار
در سمت شمال مسجد و شرقی ایوان شمالی شبستانی است شامل نه ضربی که یک ضربی آنرا که در زاویه ی شمال شرقی شبستان واقع شده در سالها قبل از شبستان جدا و دیوار کرده و ضمیمه ی دکان کنار خیابان بیهق نموده اند( و این عمل خلاف موازین شرعی است و ی مجاز نیست محل گذاران را بدیگری برای ب واگذار کند) و سه ضربی طرف راست این شبستان مجاذی فضای مسجد و از آنجا نور میگردد و در آهنی شیشه دار در جلو این سه ضربی نصب است و بقیه متضل بشبستان شرقی مسجد می باشد.
▪ شبستان شرقی جامع سبزوار
در طرف شرقی جامع سبزوار در ابتدای بنا شبستان پا بگودی برای شبیه حوضخانه ساخته شده بوده که با چند پله از فضای مسجد وارد این شبستان روزهای تابستان گرم سبزوار بسیار مفید بوده است و برای وضع شبستان مذکور عین عبارت صفحه ۲۰۳ جلد سوم کتاب مطلع الشمس را عیناً می نویسم ( در طرف مشرق مسجد شبستانی زیر زمینی است و بالای آن نیز شبستان بهاری ساخته و در وسط تازه مدرسی بنا کرده اند)
این شبستان را واقف در گودی ساخته بوده تا حرارت تابستان در فضای داخلی آن در فصل گرما کمتر موثر باشد و سقف شبستان از کف مسجد قدری بلند تر بوده و در شبهای تابستان در ماهت و پشت بام این شبستان بعبارت می پرداخته اند و در هشت سال قبل این شبستان را که سالم و بی عیب بوده و با اینکه مردم هم راضی ب نبوده و اعتراض می کرده اند اب کرده و سپس کف شبستان را بالا آورده همسطح شبستان شمالی و فضای مسجد قرار داده اند و با نصب چند پایه آهنی گرد بر روی پایه های قدیمی شبستان سابق و با طرح سقف آهنی شبستانی بعرض هشت متر و شصت صدم و طول سی و هفت متر و بیست صدم جدیداً ساخته و با نصب نه دهنه در آهنی با خفنک دریچه دار بطرف فضای مسجد بنای شبستان جدید را بپایان می بردند و دهنه وسط شبستان را نمای ایوان کوچکی داده قدری از لبه بام شبستان بلند تر کرده و با کاشی تزیین نموده اند و نمای این شبستان جدید بطرف فضا در پایه ها و لب بام و پشت بام و پشت بغل درها کاشی خشتی الوان با خطوط و نقوش تازه زینت یافته در صورتیکه قبلاً در این مسجد مطلقاً کاشی کاری وجود نداشته است.
در خفنک در وسط شبستان که تماماً مزین بکاشی است این عبارت با خط درشت نستعلیق کاشی سفید بر زمینه لاجوردی نوشته شده( بسمه تعالی بانی معظم مرحوم حسینخان غنی بسعی حضرت آیت الله العظمی آقای حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در سال ۱۳۸۵ قمری با تمام رسید) و در زیر این عبارت با خط نستعلیق ریز مرقوم شده( بقلم حاج محمد حسن رضوان کتیبه نویس آستان قدس رضوی و بکاشی پزی محمود معاونی) و در همین خفنک با خط نستعلیق درشت در دو قسمت نوشته شده عجلوا بالصلوه قبل الفوت و عجلوا ب وبه قبل الموت.
و در پایه راست و چپ همین دهنه با خط ثلث کاشی سفید و زمینه لاجوردی از بالا بپایین پایه نوشته شده (الله محمد علی فاطمه حسن حسین) و در زیر این کلمات در پایه راست با خط نستعلیق ریز مرقوم است( ساخت مشهد) و د ایه چپ( محمود معاونی) در پایه های جلو شبستان تازه ساز که بطرف فضای مسجد است کاشی خشتی هفت رنگ با نقوش مناسب نصب شده و در هر پایه از بالا به پایین در سه جا با خط درشت کاشی سفید و زمینه لاجوردی در سه ترنج رقم شده (لااله لا الله محمد رسول الله علی ولی الله ) و این عبارت در تمام پایه ها تکرار گردیده است. در لبه دیوار شبستان کتیبه ای ابداع شده و از طرف راست سوره مبارکه را با خط ثلث کاشی سفید و زمینه لاجوردی شروع کرده و در طرف چپ شبستان که متصل بشبستان شمالی است با ذکر (صدق الله العلی العظیم) کتیبه خاتمه یافته و در آ آن با خط ریز رقم شده (رضا قدس-فرازی) تمام کاشی بدنه شرقی مسجد کاشی خشتی هفت رنگ است و تا اندازه ای ظریف و رنگ درخشان دارد و خطوط این جبهه متوسط و در سال ۱۳۸۵ قمری کاشی ها را ساخته اند و درهای این شبستان بطرف فضای مسجد تماماً آهنی و خفنک و دریچه در بالای در و شیشه داراست در صورتیکه درهای سایر شبستانها چوبی است و چون در سبزوار موریانه چوب را فاسد می سازد از این جهت و اینکه بسبک روز درها را ساخته باشند در آهنی با شیشه برای شبستان نو ساز تهیه کرده اند.▪ ایوان جنوبی جامع سبزواری
اهم بنای جامع سبزوار که جلوه ی خاصی دارد ایوان جنوبی آنجا و دو مناره آجری بدون تزیین بالای ایوان جنوبی است و هر چند ایوان جنوبی در زمان بنا کاشی یا گچ بری نداشته ولیکن با تمام سادگی اسلوب ابنیه اوا قرن هشتم هجری را می رسانیده است و عرض ایوان نه متر و بیست و پنج صدم متر است و نغل آن نوزده متر و هفتادو پنج صدم متر می باشد و ارتفاع ایوان هفده متر و شصت صدم و با ضربی روی فضای ایوان در حدود بیست متر است و محراب مسجد در آ این ایوان است.و در بالای محراب نوشته شده( سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیا تنا انه هوالسمیع البصیر اللهم اغفرلنا و لوالدنیا تحریراًفی شهر رجب ۱۲۹۲ (کتبه محمد حسین بن محمد باقر)
در ابتدای ایوان بعد از دو متر پایه قطور ضربی ایوان پیش آمده و در بالای این قسمت چند نقش ظریف با نیل و قرمزی و زرد نقاشی کرده اند و در وسط دو پایه ضربی ایوان یک غرفه ی کم عرض طولانی است که راه آن از پشت بام است و از این غرفه تمام مسجد را می توان زیر نظر گرفت پایه های ضربی ایوان پر قطر در نظر گرفته شده که سنگینی سقف ایوان و دو مناره ی بالای ایوان را بتواند تحمل کند و ارتفاع دو مناره ی بالای ایوان از پشت بام با ماذنه آن یازده متر است و با وجود چنین پایه های قطور سقف ایوان و الفرها و گوشوارها که با خشت پخته ه و راسته بنا شده در هر چهار طرف سقف و در محراب آ ایوان درزها و ش ت های قدیمی دیده می شود که در فرصت مناسب باید مرمت شود و در ضلع طرفین محراب در کلفتی پایه ی دو طرف دو حجره ی کوچک است که محل قرآنهای اوراق شده بود و موذن مسجد از مناره ی طرف راست ایوان اذان می گوید و راه مناره ی طرف چپ رتا مسدود کرده اند.
در دو طرف ایوان جنوبی جامع سبزوار در هر طرف چهار ضربی بلند و رسا و پر اوج در راست و چپ ایوان در زمان بنا ساخته شده که سقف آنها قریب سه متر از ضربی شبستانهای دیگر بلند تر است و این ضربیهای دو طرف ایوان را بمنظور پشت بند و تکیه گاه ایوان طرح کرده اند تا پشتیبان و محل اتکاء پایه ها و سقف ایوان و دو مناره ی بالای ایوان باشد تا پایه های ایوان از هم نگسلد . در طرف شرقی ایوان جامع سبزوار از وسط دو ضربی سقف بلند جنب ایوان راهی سراشیب و سرازیر است که بدرآهنی کوچکی منتهی میگردد و این در بکوچه ی نوبان باز می شود و مورد رفت و آمد مردم است و باین ترتیب جامع سبزوار دو در احداثی در خیابان بیهق در ضلع شمالی مسجد دارد و یک در کوچک در ضلع جنوبی که به کوچه ی نوبان باز شده و این هر سه در احداث است و راه اصلی ورود بمسجد فقط اسپر ایوان شمالی بوده که اکنون مسدود و بجای آن پنجره ی بسیار بزرگ قرار داده اند. در دو پایه طرفین ایوان کاشی کاری بدیعی از کاشی خشتی هفت رنگ شده که ذه تعریف می شود.
در دو پایه طرفین ایوان جنوبی حاشیه ها و خوانچه ها و مربع ها و گلدان ها طرح شده و در مربع ها با خط بسیار درشت ثلث و کاشی سفید و زمینه لاجوردی کلمات الله و محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین را از بالا بطرف پایین نوشته اند و خوانچه های دو پایه ایوان با خط ثلث کاشی سفید و زمینه لاجوردی لا اله الا الله و محمد رسول الله و علی ولی الله را رقم کرده و اطراف خوانچه ها بنقوش متناسب زینت یافته و در هر حال پایه های ایوان که قبلاً ساده و آجری بوده اکنون دارای کاشی هفت رنگ می باشد.
در نزدیک دهنه ایوان بر قطر پایه یک کتیبه طولانی ازطرف راست ببالا آغاز شده و تا بالا ی سر در رفته و سپس از لبه سر در بطرف پایه چپ سرازیر شده و همه جا دور لبه ایوان را سیر کرده و در زمینه کاشی لاجوردی سیر نزدیک به رنگ سیاه و خط ثلث با کاشی سفید آیه مبارکه نور را و سپس آیات دیگری از قرآن را در این کتیبه نوشته و در آ کتیبه در پایه چپ در مربع مستطیلی رقم شده (باهتمام جناب خیر الاج محمود مسلم زید توفیقانه پایان یافت ساخت مشهد محمد تقی قدس۲۵/۶/۴۷)
تمام پشت بغل ایوان کاشی خشتی با نقوش متناسب است و در وسط هر پشت بغل با خط ریز عباراتی نوشته شده که بواسطه بلندی ایوان و ریزی خط خواندن و عبارت میسر نگردید.
در یخ ایوان کتیبه دیگری است که سوره مبارکه هل اتی را با خط ثلث کاشی سفید و زمینه کاشی لاجوردی نوشته اند خط این کتیبه بسیار پست است و کاشی آنهم چندان مطلوب نیست.
در پیشانی سر در ایوان جنوبی جامع سبزوار در یک سطر دراز در زمینه کاشی لاجوردی و خط کاشی سفید نستعلیق زیبا عبارت ذیل را نوشته و نصب کرده اند.
(بمفاد آیه شریفه(و ما تقدموالا نفسکم من خیر تجدوه عندالله) بهمت حاج محمود مسلم فرزند حاج محمد حسین مسلم وسعی حجت ال آقای حاج محمد تقی عندلیبی این مکان مقدس تعمیرات لازمه و کاشیکاری گردید خداوند متعال در یوم الاینفع مال و لابنون جزای خیر بمعظم له عنایت فرموده و همین عمل خیر و سایر اعمال خیر ایشان را زاد و توشه آ ت قرار دهد بتاریخ محرم الحرام ۱۳۸۹) این سال قمری است و کاش الوان تمام سطح پایه ها و سر در ایوان را در چهار سال قبل تهیه و نصب کرده اند و با اینکه تمام کاشی ها خشتی و غیر معرق است از نظر طرح و رنگ بهتر از کاشی جلو شبستان شرقی مسجد است و جلوه تامی بعمارات جامع سبزوار که قبلاً هیچگونه تزئینی نداشته بخشیده است.
کف ایوان جنوبی با موزاییک سربی رنگ فرش شده و واضح است موزاییک در یک اثر باستانی بیمورد و غلط است و بهتر است کف ایوان را با آجر سبز محکم و یا با سنگ بادوام مفروش سازند.
▪ شبستان غربی جامع سبزوار
در طرف غربی فضای جامع سبزوار شبستانی طولانی در نه دهنه ساخته شده که دهنه وسط را بعنوان راهرو قرار داده و از آنجا وارد شبستان می شوند و بقیه شبستان غربی راهش از دالان جنب ایوان شمالی مسجد است نمای این ضلع مسجد قبلاً آجر ساده بوده و روکاری نداشته است و اکنون روی پایه های بطرف فضا را با کاشی نره ی سفید و سیاه مزین کرده و جا بجا الله و محمد و علی را با خط کوفی بنایی نوشته اند و در سر در کوچک راهرو شبستان کتیبه مختصری بعرض دهنه راهرو و نزدیک بلبه سر در آیه شریفه نور را با خط ثلث کاشی سفید قدری ریز و زمینه کاشی لاجوردی نوشته و نام خطاط این کتیبه ذکر نشده و در بغل سر در کوچک راهرو و نقوش متناسب با کاشی خشتی هفت رنگ دیده می شود.
پایه های شبستانها و ایوانها در زمان بنا بطرف فضا آجر ساده بوده و در سال اخیر تمام پایه ها را در چهار ظرف مسجد با سنگ معدن خلج مشهد در چند رک سنگ نصب کرده اند و شبستانها با قالی و زیلوی نذری مفروش شده و در تمام شبستانها بواسطه گرمی تابستان سبزوار کولر و با دزن برقی قرار دارد و دو خادم از اداره اوقاف موظفند و جاروب و تنظیف مسجد را عهده دار می باشند و مردم سبزوار در کمال گشاده دستی مرمتها و کاشیکاری و فرش و زیلوی مسجد را تقریباً الی الله مورد اقدام قرار داده اند.
اما بنای این مسجد را تا بحال نتوانستم بدست آوردم و در سبزوار گفته می شود که مسجد جامع سبزوار از بناهای سربداریه است و در کتاب گنج دانش در صفحه ۳۲۳ می نویسد (مسجد جامع سبزوار که از ابنیه سربداریه است بنای علای محکمی است )ولیکن مآخذ این قول را ذکر نمی کند و در کتاب مطلع الشمس تألیف اعتماد السلطنه نیز در صفحه ۲۰۳ جلد سوم بدون ذکر ماخذ نوشته (مسجد جامع سبزوار را بقول سبزواریها که این عنوان را ب تا بحال شنیده اید و در کتاب مذکور از ابنیه سربدارها می دانیم ولیکن در کتاب تاریخ بیهق برای سبزوار دو مسجد را ذکر می کند که یکی مسجد آدینه سبزوار بوده و اکنون بنام مسجد پامنار نامیده می شود و شرح آن قریباً بیاید دیگری مسجدی بوده که بنام مسجد سبز نامیده می شده و عبارت تاریخ بیهق در این مورد چنین است.
( و عمارت مسجد سبز بر دست خواجه ک نزل آبادی بودفی سنه اربع و ستین و اربع مائه و آن پیش از این سر گشاده بوده است و در میان آن درخت کشته و خواجه ک برین هیئت مرمت عمارت کرد) لذا با ذکر عبارت صفحه پنجاه تاریخ بیهق چاپ تهران حدس می زنم که مسجد جامع سبزوار در قرن پنجم قبلاً در سبزوار وجود داشته و شاید سربداریه بتجدید یا مرمت مسجد پرداخته باشند و در مسجد جامع کنونی هیچگونه کتیبه و سنگی که حاکی از نام بانی وسال ایجاد مسجد باشد باقی نمانده است تا این ابهام را بردارد و در تاریخ روضه الصفا ضمن حالات سربداران نامی از تاریخی بنام تاریخ سربداران میبرد که این کتاب را بنده ندیده ام و شاید در آن کتاب نام مسجد جامع سبزوار را که سربداران ساخته اند ذکر کرده باشد و با توجه بمدت سلطنت هر یک از سربداران هیچکدام فرصت بنای مسجدی را نداشته مگر خواجه علی موید سربداری آ ین نفر از این سلسله که بیست و هفت سال تا زمان پیدایش تیمور کورکان در سبزوار و نیشابور و طوس و کاشمر و دامغان و گاهی استر آباد سلطنت کرده و احتمال می دهم بنای مسجد جامع از نجم الدین علی موید سربداری باشد و در خاتمه ی این قمست می نویسم که در مسجد ذکر شده بشرح ذیل سنگی بتاریخ ۱۲۷۶ قمری که در ایوان شمالی مسجد بوده حاکی از اینکه شخصی ایوان را سنگ فرش کرد ولیکن نام بانی را عمداً تراشیده اند.● معماری وسازه مسجدسبزوار
۱) بی :
دونالد ویلبر به خوبی بی سازی بناهای دوران ایلخانی را در ایران توصیف می کند که در برخی موارد انتهای انها مشخص نیست سازه های دوره ایلخانی جنانکه ویلبر می کوید بی و کرسی جینی محکمی در زیر زمین دارند .
البته کفته های ویلبر نمی تواند در مورد همه بناها تعمیم داده شود. جنانکه بنای برعطمت سلطانیه به عنوان نماد معماری دوره ایلخانی کمتر از یک متر بی سازی دارد. در برخی بناها دیوارها را روی عارضه های طبیعی کار می کذاشته اند . جنانکه دیوارهای حصار شهر ایلخانی طایران توس فاقد بستر سازی است و اصلا بی ندارد.
در بخش شمالی مطابق کمانه زنی انجام شده در سال ۱۳۷۳ دیوارهای بار بر ایوان شمالی حداقل یک متر بی سنکی دارد که با توجه به رها شدن کار به صورت ناتمام انتهای بی مشخص شده است. اما احتمالا تا محل خاک ترسک ادامه بیدا می کند. در قسمت جنوب غربی ان که به واسطه مشکلات بیش امده بی بنا قابل رویت است می بینیم که اختلاف ارتفاع از کف بیرون مسجد ( در سرای تجاری جنوبی ان ) تا کف مسجد جیزی قریب به ۵/۷ متر است.
مشکلات به وجود امده برای بی مسجد به واسطه نشت ابهای زیرزمینی است. اکر جه سردر کمی قنات های قدیمی در نتیجه اجرای نادرست طرح فاضلاب در این شهر و در نهایت نشست و انحراف بایه های جرزها مشکلات جدیدتری را هم برای این بنا به بار اورده است.
این ح انحراف وقتی بدید می اید که زمین های مجاور ( و نه زیر ) بی سست و نابایدار کشته و یا زمانی که جاله ای عمیق در زمین مجاور بی ایجاد شده باشد.
۲) دیوارها :
اهمیت اجتماعی مسجد جامع از همان ابتدای ساخت و میل به ماندکاری ان – و نیز جنانکه کفته شد عبور قنات های اب از بستر زیر بی – موجب شده است که در ساخت ان از اجر استفاده شود اما طبق یافته های باستان شناسی در ایوان شمالی مسجد قدیمی ( احتمالا مسجد سبز) از خشت بوده است. دیوارهای زبره کشیده و مرتفع که تقریبا در همه قسمت های مسجد مشاهده می شود از خصوصیات سازه های این عصر ( خصوصا در نواحی اسان بزرک ) می باشد.
۳) بوشش ها
بوشش ها اساسی ترین وجه مشخصه مهم ترین ابتکار معماری ایرانی و نقطه عطف بیوند مردمان این سرزمین و بایسته های اقلیمی اش می باشند. بوشش ها را در تقسیم بندی عمومی ان به بوشش های تخت و بوشش های سغ ( یا ازج ) که همان بوشش های منحنی می باشند – تفکیک کرده اند . بوشش های منحنی یا تاقی نیز به شیوه های متفاوت دسته بندی شده اند :
۱) براساس نوع جفد ( یا منحنی ) به کار رفته در انها : قوس های مازه ای ( بیز _ بستو و ......... اغلب جفدهای مورد استفاده در معماری بیش از ) و تیزه ای ( جمانه – بنج اوهفت – شیدری – سروک سه بخشی – شابزی و .... )
۲) از لحاط شیوه جیدمان اجرها : رومی – ضربی – جبیله و مخلوط رومی و ضربی
۳) از نقطه نطر شکل کلی تاق : تاق اهنک – تاق جهار بخشی – تاق کرد کلمبو و جهار کرده و سه کرده – کنبد- کاربندی و...
به طور کلی در شیوه بوشش های منحنی در معماری ایرانی تکامل به وضوح مشاهده می شود.
انجا که کوشواره های ابداع شده در بنای جهار تاقی از ح جوبی ( اتشکده بازه هور – تربت حیدریه ) به فیلبوش ( اتشکده اذر برزین مهر – ریوند سبزوار ) و سبس به سکنج ( عمده مساجد بعد از ) می رسد اسبرهای طولانی تاق اهنک نیز برای باز شدن فضاها کنار می رود و بایه هایی برای تکیه بر جهار جهت ایوان کرخه جای انها را می د.
و انجا که جفدهای مازه ای برای کوجک حجم عموم ساختمان جای خود را به جفدهای تیزه ای می دهند در نهایت ساختمان به عنوان یک حجم توبر یک تکه و صلب به اندامواره ای با ماهیجه های به هم بیوسته و سازه ای استخوان دار دیکر می شود.
در اسان به عنوان یکی از خاستکاههای مهم بوشش های منحنی و ناجی اص ایرانی – بی شک نمونه های بی نطیری از این ه ابتکار عمل ها یافت خواهد شد .
تاق های اجرا شده در این مسجد از هر دو نوع رومی و ضربی است و شیوه اجرای جبیله نیز در ان دیده نشده است. اجرای رومی تاق ها در همه تویزه های باربردیده می شود و اجرای ضربی نیز در اغلب تاق های اهنک مشاهده می شود و اساسا تاق های اهنک را با اجرای ضربی می شناسند .
این تفکیک وطیفه میان جرزهای باربر و دیوارهای حایل سیستم سازه ای قالب در معماری بناهای تاقی ایرانی – خصوصا بس از – است . از نکات دیکر در ابتکارات بوششی معماری دوران ی در ایران استفاده از کاربندی هاست که به نحوه ساده و با شکوهی در بخش مرکزی شبستان جنوبی این مسجد اجرا شده است. بدین صورت که تصمیم داشته اند دهانه مرکزی را بزرکتر و طبیعتا بلندتر از دیکر دهانه های شبستان جنوبی ببوشانند . لنکه طاقهایی که به عنوان کاربندی در این قسمت اجرا شده است تنها از جهار تویزه تشکیل شده که دو به دو موازی و عمود بر یکدیکر هستند.
جفد این تویزه های بنج اوهفت تند است و تنها وطیفه ای که بر عهده دارند این است که دهانه کوجکتری را برای اجرای نهایی طاق کرد ایجاد می کنند لنکه های کاربندی در این بوشش هیج طرح شمسه ای خاصی ایجاد نمی کند و تنها زمینه متقارنی برای ایجاد طرح یزدی بندی ایجاد می کند که تزیینی بدون نقش سازه ای است و این موضوعی است که سبک و سیاق این معماری را به شیوه ها و نمونه های موجود در ایران مرکزی – خصوصا یزد و کاشان نزدیک می کند .
نکته دیکر جیدمان اجر به شیوه خوشه جینی زیبا در اسمانه طاقهای کلمبو می باشد که به صورت اویز بر روی جهار دمغازه در طاقهای شبیستان غربی و شمالی اجرا شده است.
در یکی از طاقها که اندود روی ان تراشیده شده است این جیدمان بسیار زیبا بیداست.
۴) جفدها :
برداشت منحنی جفدها روش های جندی دارد :
۱) تعیین ارتفاع نقاط مختلف روی جفد : در این روش همانطور که از نام ان بیداست نقاط مختلفی روی زمینه دهانه با فاصله مساوی علامت کذاری می شود و فاصله انها از اسمانه تویزه یا طاق منحنی اندازه ی می شود کفتنی است که میزان خطای این روش زیاد است .
۲) روش مثلث بندی : این روش تفاوت جندی با شیوه قبلی دارد دو نقطه اصلی روی باکارتاق علامت کذاری می شود این دو نقطه به عنوان نقاط بایه ای مثلثهای مختلف مبنای اندازه ی نقاط مختلفی به دلخواه روی منحنی تاق هستند در این روش احتیاجی نیست که نقاطی را که روی تاق علامت کذاری می کنیم فاصله مشخصی با یکدیکر داشته باشند بلکه موقعیت دقیق هر یک از انها به وسیله مثلث بندی و ترسیم به وسیله برکار بدست می اید . دو کمان دایره به مراکز باتاق و به شعاع اندازه های برداشت شده سرنوشت هر یک از نقاط را مشخص می کند .
۳) روش فتوکرامتری : دو روش اول در فضاهای سه بعدی مانند اسمانه کنبدها کاربرد بسیاری دارد و روش سوم که روش مورد استفاده این بزوهش بوده بیشتر در نماها و بخشهایی که مسیر انحنا در یک جهت است – و امکان عکاسی وجود دارد – باسخ مناسبی خواهد داد .
نکته مهم در این روش اینکه ع های کرفته شده باید کاملا از روبرو و بدون زاویه باشد و یا ابزاری مانند نرم افزارهای مختلف برای تخت و اصلاح خطای برسبکتیوی انها وجود داشته باشد نرم افزار مشهور phidias ( فیدیاس ) که به صورت یک تعداد امکانات اضافی و نوار ابزار ( ماکرو ) بر روی نرم افزار macro نصب می شود توانایی اصلاح برسبکتیوی تقریبا تمامی ع هایی را که به خصوصا شکل تاق اهنک و منحنی ان که در یک جهت حضور دارد جنین شیوه اجرایی را توجیه می کند .
تاق اهنک تاقی بسیار قدیمی و ساده ترین شکل تاقها می باشد ایوان ها خاستکاه جنین تاقی هستند و در این مسجد نیز ایوانهای شمالی – جنوبی و غربی دارای تاق اهنک است کاهی در برخی از انها مانند ایوان غربی انتهای تاق را کرد می کنند که در ورودی درکاهها به ان کنه بوش می کویند .
از انجا که اجرها در اجرای ضربی توان بالایی برای ایستادن در جهت قایم ندارند برای جلو ی از وارفتن انها به مرور زمان دو کار را انجام می دهند : یکی اینکه اولین اجر را مایل قرار می دهند تا تاق به اسبر انتهایی تکیه و ایستایی داشته باشد .
زاویه دار جیدن جند رج اول اجرها در تاق اهنک که به صورت ضربی کار می شود باعث تکیه رجهای بعدی بران می شود و نهایتا باعث استحکام بیشتر تاق می کردد . دوم اینکه در جلوی تاق اهنک تویزه ای به صورت رومی اجرا می کند تا اجرهای کارکذارده به صورت بر را در تاق اهنک از طبله و باز شدن نجات دهند.
۵) سیستم سازه ای :
ساختار ماهیجه ای مسجد بسیار تکامل یافته است. جنانکه کمترین وابستکی را به اسبرها و دیوارهای یکبارجه نشان می دهد و تماما بر سیستم سازه اندام وار و بیوسته ای استوار است . در این میان شبستان جنوبی یک نمونه مثال زدنی است بارهای وارده از تویزه ها و تاقهای میان انها تماما برروی بایه جرزها منتقل شده و هیج ارتباطی به لحاط سازه ای با دیواره ای که به عنوان در بر نده کل ساختمان می باشد ندارد. جنانکه رانش دیوار محیطی بنا در جبهه جنوب غربی همین شبستان- علی رغم اینکه مدتها بود که از به وجود امدن ان می کذشت – هیج ه تآثیری بر بیکره اصلی مسجد به جای نکذاشت. در شبستان غربی نیز همین سیستم بر با بوده است اما شبستان جنوبی به دلیل ارتفاع و فراخی دهانه های اجرای ان حایز اهمیت است.
شیوه سفارشی این نرم افزار- و به صورت چند ع ی از یک موضوع – تهیه شده باشند دارد.
در این روش به وسیله نرم افزاری مانند فتوشاپ ح پرسپکتیو تنها برخی از ع ها را اصلاح کرده ایم . در ع هایی که به این روش اصلاح می شوند باید چهار نقطه از تصویر که در ح حقیقی دارای زاویه ای ۹۰ درجه نسبت به یکدیگر هستند باید در تصویر دیده شوند و پسندیده تر آن است که این نقاط روی بدنه چفد مورد نظر وجود داشته باشد. بقیه کار تقریبا مشخص است ع مورد نظر را در نرم افزار فتوشاپ باز می کنیم ابزار crop را انتخاب می کنیم با این ابزار کادری را برای برش در تصویر انتخاب می کنیم سپس در نوار option در بالای صفحه کزینه perspective را فعال می کنیم. و در نهایت با اقتدار تمام گوشه های کادر انتخ خود را بر روی چهار نقطه ای که می بایست زاویه ۹۰ درجه داشته باشند تنطیم می کنیم .
بس از اتمام عملیات crop مشاهده خواهیم کرد که تصویر مورد نطر در درجاتی از عمق برسبکتیوی خودش تخت شده است مطمین باشید که نرم افزار phidias هم نمی تواند یک تصویر بدون برسبکتیو ایجاد کند و تنها بخشی از مشکلات ما را در فتوکرامتری ( البته با توانایی های ادراک نرم افزاری بیشتر ) برطرف می کند .
نکته ای که در جریان ع برداری مهم است اینکه عسکهای برداشت شیه حتی الامکان باید بدون زاویه و تخت برداشت شود و در نهایت باقی مانده های خطای پرسبکتیوی انها با این روش کرفته شود.
دیکر اینکه در زمان انطباق منحنی چفد استاندارد ترسیم شده با ع برداشت شده باید نواحی مهم پاکار و شکرگاه و ایوارگاه و نیزه دقیقا با هم سازگاری داشته باشد.
تفاوت های بارز در هر یک از این بخش ها میان دو منحنی استاندارد و منحنی چفد نهایی داشته باشد به همین جهت بهتر است که اجرهای تویزه در ع ی که برداشت می شود دیده شود تا بتوان پاتاق را تشخیص داد . در این پزوهش چنانکه گفته شد روش فتوگرامتری مورد استفاده قرار گرفت و در نهایت چفدهای به کار رفته در پوشش دهانه ها از این قرار تعیین شد .
کلمات کلیدی مرتبط:
مسجد جامع سبزوار , پاو وینت , مسجد جامع سبزوار ,به همراه نقشه ها و تصاویر ,پلان مسجد جامع سبزوار ,نقشه مسجد جامع سبزوار ,نمابرش مسجد جامع سبزوار ,پرسپکتیو مسجد جامع سبزوار , مقالات مرتبط در این دسته پاو وینت بررسی معماری مساجد جهان پاو وینت بررسی مسجد و مدرسه آقابزرگ مسجد تاریخانه یکی از کهن ترین مساجد ایران,پاو وینت بررسی مسجد گوهرشاد - معماری ی,پاو وینت بررسی مسجد جامع نی ریز - معماری ی,پاو وینت پاو وینت مسجد جامع کرمانشاه به همراه نقشه ها و تصاویر پاو وینت مسجد جامع نایین به همراه نقشه ها و تصاویر پاو وینت مسجد جامع نطنز به همراه نقشه ها و تصاویر پاو وینت مسجد جامع سنندج به همراه نقشه ها و تصاویر پاو وینت مسجد جامع سراب به همراه نقشه ها و تصاویر پاو وینت مسجد جامع شوشتر به همراه نقشه ها و تصاویر