ماکیاولیستی نظرونه

به نقل از خبرگزاریها در مورد ماکیاولیستی نظرونه : 5229 : به قلم دامنه. به نام خدا. کو و کجا رفته بود عقل و درایت؟ کو و کجا رفته بود عاطفه و عد ؟ کو و کجا رفته بود اخلاق و مُروّت؟ کو و کجا رفته بود آن آرمان بلندِ صدور ایدئولوژی برجسته و جهان نگر شیعه و ارزش های دینی و انسانی انقلاب و سیرۀ اهل بیت عصمت و طهارت؟ این ع زیر شیوَن میمونِ مادر است. گریه در داغ فرزندش که بر اثر سقوط از درخت در منطقۀ جبَل‌پور هند، مُرد. میمون به حکمِ آموزه های غریزی که خدای حکیم در نهادش نهاده، از سقوط فرزندش، این گونه شیون و زاری و گریه می کند که بزرگی ست برای عبرت گیری. از این میمون باعاطفه یاد بگیرید و پا روی مُروّت و انصاف و اخلاق نگذارید. مردم ایران بسیاری از های عجیب و غریب! را بخوبی می دانند و آگاه اند. بهتر است به خود آیید و از شیوه های بدتر از ماکیاولیستی، از انقلاب و مردمِ آگاه و مؤمن و آزاد شِ و ملتِ صاحب اختیار و رأی و عقیده انتقام نگیرید. چرا جمهوریت همیشه با یت همپیوند است و به آن در پهنۀ ایران بزرگ مدَد می رساند. والسّلام. شیوَن میمونِ مادر در مرگ فرزندش بر اثر سقوط از درخت در منطقۀ جبَل‌پور هند
5229 : به قلم دامنه. به نام خدا. کو و کجا رفته بود عقل و درایت؟ کو و کجا رفته بود عاطفه و عد ؟ کو و کجا رفته بود اخلاق و مُروّت؟ کو و کجا رفته بود آن آرمان بلندِ صدور ایدئولوژی برجسته و جهان نگر شیعه و ارزش های دینی و انسانی انقلاب و سیرۀ اهل بیت عصمت و طهارت؟ این ع زیر شیوَن میمونِ مادر است. گریه در داغ فرزندش که بر اثر سقوط از درخت در منطقۀ جبَل‌پور هند، مُرد. میمون به حکمِ آموزه های غریزی که خدای حکیم در نهادش نهاده، از سقوط فرزندش، این گونه شیون و زاری و گریه می کند که بزرگی ست برای عبرت گیری. از این میمون باعاطفه یاد بگیرید و پا روی مُروّت و انصاف و اخلاق نگذارید. مردم ایران بسیاری از های عجیب و غریب! را بخوبی می دانند و آگاه اند. بهتر است به خود آیید و با شیوه های بدتر از ماکیاولیستی، از انقلاب و مردمِ آگاه و مؤمن و آزاد شِ انتقام نگیرید. و ذائقۀ این ملتِ صاحب اختیار و رأی را _که ولی نعمتانِ نظام هستند_ تلخ نکنید. چرا که در نظام ما جمهوریت همیشه با یت همپیوند است و به آن در پهنۀ ایران بزرگ، مدَد می رساند. والسّلام. شیوَن میمونِ مادر در مرگ فرزندش بر اثر سقوط از درخت در منطقۀ جبَل‌پور هند

(کویر، من، دوربین، لنز، ماه، ابر، باد، شتر و بچه اش) در بیابان هایش گله های شتر آزادانه حرکت میکنند. شتر تاریخ را به دوش میکشد. انگار که از همه ی عالم قدیم تر است. اگر حیوان شناسی کمی شبیه به انسان شناسی بود آنوقت آدم هایی بودند که در کتاب هایشان مینوشتند که شتر علیرغم اینکه لباقتش را از همه بیشتر داشت، در میان افسانه های اسطوره ای ردی از خود به جای نگذاشته. چون رخش، از میان نیزه ها عبور نکرده. چون کر ، جان پادشاهی را نجات نداده و جگر خدایگانی را تکه تکه نکرده. شتر گویی از اعماق تاریخ بیرون آمده و هر حرکتش طعنه ای به نسل بشر است. همین است که کویر را برای زیستن انتخاب کرده. آدم های شهر، بیشتر از یک غروب و طلوع و چند ستاره ی پر نور و کم نور از کویر نمیبینند. اگر هوا ابری باشد پس کویری هم نیست. «این کویرِ تشنه و مرموز و گدازان و منتظر و غمگینِ "بودن"». اینجا سوت و کور شده. سوت و کوری که بی رونقی نیست. خانه با عطر تو از رونق نمی افتد. کویر عطر خدا را دارد و روح و جهان و تاریخ و میهن و دل، همه را با هم میداند. بارها نوشته ام و نوشته ام. نوشتنم یا اجتماعی ست(ونه آن اجتماعی نویسی های با نگاه ماکیاولیستی) یا (همان نویسی های معمول و تلگرامی و اینستاگرامی) یا هَشت حَرفی نویسی. نه اینکه من شریعتی باشم و نه اینکه برابری کند هشت حرفی نویسی ام با کویریات معلم شهید؛ اما، او هم اگر هشت حرفی ام را میخواند ارزشش را با کویریات یکی میدانست؛ چراکه، هشت حرفی هم حرف هایی ست که برای نگفتن دارم و شاید بث الشکوی ها و نفثه المصدور هایی ست از روحی پر قلق و ای دردمند و مجروح. و تو فقط میفهمی این تشنه و مرموز و گدازان و منتظر و غمگینِ "بودن" را. تو علتی و من معلول، آنگاه که مینویسم. هربار نوشتن، تندباد عصرگاهی ست و تو علت این تندبادی که هشت حرفی را در هم میکوبد و اغیار را گریزان میکند. میشکند و د میشود و پودر میشود و سبک میشود و بالا میرود و پنهان میشود و باز گویی سوت و کور میشود. «که در "کویر" هیچ نیست، نه حرفی، نه ی. تندبادی سرگشته و بی آرام، در این بیکرانگیِ تشنه همچون روحی تنها و سرگردان، می وزد و می نالد و می جوید و فریاد می کشد.» مدتی است تصمیم گرفته ام تا انجا که ممکن است راجع به مسائل ننویسم و مطالب را به فرهنگ اختصاص دهم اما از همان زمان تنها یک عامل بود که می دانستم و می دانم مرا مجبور می کند تا نوشتن های را ادامه دهم و آن هم جبهه پایداری است. تمام شخصیتهایی که عضو این جبهه هستند و آنها هم که کنار رفته اند و ان دیگری چون بذ اش که یک پایداری چی تمام است و تنها. یکی از گفتمان‏ های غائب و حاشیه امروز سیاست ایران، گفتمان مدیریت جهادی است؛ مفهومی که یکی از مفاهیم کلیدی گفتمان (ره) بوده که باید طرد و نادیده گرفتن آن را در روند ها و پویش های ایران امروز مورد کندوکاو قرار داد. نخبگان راهبردی در ایران به دلیل تعلقات به نگرش های سنتی و مدرن عملا از نگرش سومی به نام گفتمان فاصله گرفته و راهبردهای و ا. متاسفانه در کشور ما قاعده بازی در سیاست را نه روش های سیاست ورزانه و نه ارزش های مورد قبول احاد جامعه مبنای کار ون از کوچک و برزگ شده است و چون خود را محور جریان متبوغ خود می دانند برای باقی ماندن در سپهر سیاست ایران نه تنها از کارهای خود ولو غلط و یا بی ادبانه هم که انجام داده اند هیچگونه ناراحتی واحساس پشیمانی نکرده و راه و روش خود . تحلیلی وارونه پیرامون روند انتخابات تحلیلی وارونه پیرامون روند انتخابات را سردبیر یکی از رو مه‌های جریان اصلاحات بیان کرد و در خطای تحلیلی در قبال پیروزی ، روایتی مرگ شانه از زیست جریان رقیب را آغاز کرد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار به نقل از مشرق:رقابت‌های ریاست جمهوری دوازدهم با فراز و نشیب‌های فراوان به پایان رسید و آقای حسن با اقبال مردمی، چهار سال دیگر کلیددار پاستور شد.

از امروز آقای شرایط سخت را پیش رو دارد؛ او بار دیگر سکاندار قوه مجریه خواهد بود و باید علاوه بر وعده‌های پیشین در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، وعده‌های جدید اردیبهشتی خود را نیز عملی کند و در اولین توییت بعد از  پیروزی در انتخابات نوشت: «به عهدم با شما وفادار خواهم ماند» و دوره دوم حضور ایشان در پاستور، آغاز عیارسنجی مردم نسبت به وفاداری به اجرایی شدن وعده‌ها خواهد بود. از سوی دیگر با منتقدان 16 میلیون نفری رویکرد ایشان در دوره یازدهم مواجه است که باید در بخش‌هایی از رویکرد -اقتصادی خود تجدیدنظر کند و حقوق شهروندی آنان با گزاره‌های تند پیشین مورد هجمه واقع نشود. در این میان، تحلیلی وارونه پیرامون روند انتخابات را سردبیر یکی از رو مه‌های جریان اصلاحات بیان کرد و در خطای تحلیلی در قبال پیروزی حسن ، روایتی مرگ شانه از زیست جریان رقیب را آغاز کرد. سنجه اصلی برای سنجش تهی سازی یک گفتمان رویگردانی عرصه عمومی به آن است؛ گفتمان اصولگرایی در عرصه عمومی اقبال 15 میلیونی داشته است؛ هرچند فرد پیروز در انتخابات، خصلت گفتمان عاریتی و محصول مشترکی با گفتمان اصلاحات و حتی بخشی از اصولگرایان داشت و امیدوار باشیم که در چهار سال آینده مؤلفه‌های گفتمانی رئیس‌جمهور مستقر شفاف‌تر و از این طریق ظرفیت مقایسه علمی فراهم شود. تهی سازی مفهومی یک گفتمان، با عدم بازسازی و جمود هم‌ترازی می‌یابد و رکود گفتمانی آن هنگامی شکل می‌گیرد که در برابر مقتضیات جدید، انسداد تغییر خواهی را شاهد باشیم. اصولگرایان با بازی اتحاد سازمان ، تحول‌خواهی در عرصه فرهنگ را که پیش‌ از این سویه‌های آن دیده می‌شد، به‌صورت جدی آغاز د و باید تعجب کرد که اصلاح‌طلبان برای رهایی از رکود گفتمانی بر پروتاگونیست جعلی که از دل اصولگرایی چراغ هدایت آنان را دست گرفته است، پناه برده‌اند.
اما در روند همین تحلیل وارونه از فضای انتخابات، نوع پرداخت تحلیلی به نحوه نقش‌آفرینی آقای محمدباقر قالیباف است؛ محمدباقر قالیباف مانند جهانگیری نامزدی پوششی نبود؛ او برای رقابت جدی وارد عرصه رقابت شده بود و این ائتلاف یک گام در رقابت صورت‌بندی می‌شود و همچنین از منظر جریان مقابل، هرگونه افشاگری در راستای منافع ملی، استعاره از تندخویی ستیزه‌جویانه است؛ اما استمرار این روند انتقادی بدون انتقام‌جویی در دوره چهارساله آتی به سود مردم خواهد بود
محمدباقر قالیباف در این رقابت نشان داد که مانند فرمانده دفاع مقدس است که در مهلکه بن‌بست محاصره نیروهای تحت فرمانش، روی مین می‌رود و برخلاف فرماندهان لشکر رقیب، خود را فدای نیروهایش می‌کند و نه آنان را سپر بلای خود. انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم نشان داد، محمدباقر قالیباف، برای«آینده» محافظه‌کار نیست. او آینده‌ساز برای جریان انقل خواهد بود؛ جریان سومی است که در رویکرد فرهنگی و اجتماعی قرابت ‌ساز با دال‌های فرهنگی انقلاب و تلاش برای ب اقبال عمومی با نوآوری‌ها فکری دارد و این تکاپو، ستیز همیشگی با اشرافیت ساختاری به ‌دور از ماهیت انقلاب دارد که بارها از سوی ؟ره؟ و انقلاب ی هشدار داده‌ شده است. حجت‌ال ابراهیم رئیسی، هرچند سیاست ورزی برای ب پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم را خیلی دیر شروع کرد ولی سیاست کاری به معنای ماکیاولیستی از ایشان و تیم انتخاباتی‌اش رخ نداد. در نگاه وی در ورطه سیاست ت یب معنا ندارد و در برابر ت یب باید سکوت کرد و اصولگرایانه پایبندی به اخلاق را فدای رقابت نکرد. حجت‌ال ابراهیم رئیسی، گام‌های جدی برای فراموش‌شدگان جامعه ایرانی، از محرومان تا اهالی فرهنگ برداشت که در برداشت اشتباهی طرفینی، مرکزگریز از گفتمان اصولگرایان شده‌اند. مصطفی میرسلیم با انتقادات صریح و صراحت بیان در قبال نمایندگان وضع موجود ماندگار شد؛ او ندای جناح راست سنتی بود که رساتر از همیشه در افکار عمومی حضور پیدا کرد و نامزد موردنظر بسیاری از افراد در ورای رقابت دوقطبی محور بود. مصطفی میرسلیم نشان داد که بازسازی‌های جدی در بدنه تشکیلاتی راست سنتی باید بر اساس صراحت کلام و صدق گفتار بنا شود.
با پایان رقابت‌های ، گام‌های آغازین را باید محکم‌تر برداشت؛ جریان رقیب سرنوشت مرگ شانه برای ما متصور است. به همین خاطر باید با حفظ انسجام و وحدت درونی، آسیب‌شناسی نه به‌منزله «حذف» یا «مقصری ش ت» بلکه اقدام برای اعتلای گفتمانی صورت داد و از سوی دیگر باید علاوه بر حفظ سازمان رأی 16 میلیونی با حفظ ارتباطات دوسویه، رویکرد «مطالبه‌گری وعده‌ها» و «شفافیت اقدامات» نسبت به ت دوازدهم را افزایش داد؛ این گام سرنوشت اصولگرایان در سپهر سیاست آینده کشور را مشخص می‌کند. اختصاصی از سورنا فایل فناوری در ایران 4 ص با و پر سرعت .
دسته بندی : علوم انسانی _ تاریخ و ادبیاتفرمت فایل:  image result for word doc 

    قسمتی از محتوای متن word   تعداد صفحات : 6 صفحه فناوری در ایران در سال 1950 اولین مخابراتی در مدار کره زمین قرار گرفت و بشر امکان یافت تا با حذف تکرار کننده های زمینی، تنها با یک واسطه یعنی ، در آن واحد با اقصی نقاط کره زمین تماس مخابراتی داشته باشد: تا آنروز برای ارتباطات مخابراتی با نقاط دور از تکرار کننده های زمینی استفاده می شد که اینکار در نقاط بسیار دور مست م استفاده از صدها تکرارکننده زمینی و بالطبع محدودیت های فراوانی بود؛ اهمیت این اختراع بزرگ برای جامعه بشری کاملا روشن نبود اما با ارائه توانائی های آن بسرعت تقاضا برای استفاده از خدمات این پدیده جدید آنقدر جدی شد که مجمع عمومی سازمان ملل طی قطعنامه ای خواستار ارائه خدمات آن به همه کشورهای عضو سازمان بدون تبعیض شد.
علاوه بر تسهیل در ارتباطات تلفنی، پخش مستقیم تلویزیونی وقایع مهم، مانند المپیک و گزارشارت مستقیم خبری از مهمترین اموری بودند که برای اولین بار از طریق ها در گستره وسیعی ازکره زمین انجام گردید.
از طرفی همزمان و بطور مخفیانه کشورهای سازنده شروع به ساخت های جاسوسی د و سال ها طول کشید تا مردم دنیا از وجود چشم های نامحرم های جاسوسی بر فراز کشور خود با خبر شوند و این اولین قدم در مسیر استفاده نامشروع از این پدیده با ارزش بود.
همانطور که همه می دانیم چندی پیش برای اولین بار ایران قدرت تکنولوژیکی خود را در دفاع از حریم فضایی خویش نشان داد و با قطع کامل برنامه تلویزیون ضد انقلاب در محدوده ای زمانی خاص که از پخش می شود دفاع ستاره ای خود را آغاز کرد.
پس از این واقعه مقامات ئی از روی دست پاچگی و برای توجیه غافلگیری خود تحلیل های متفاوت و بعضا متناقضی ارائه د، ابتدا، اعلام شد اینکار بوسیله یک اتومبیل سیار در خاک صورت گرفته اما چون این موضوع سیستم اطلاعات داخلی را زیر سؤال می برد اعلام د که اینکار از داخل خاک کشور کوبا انجام شده اما باز هم چون این موضوع می توانست مردم دنیا را متوجه توخالی بودن ادعاهای قهرمان پیروز جنگ ستارگان کند، اعلام د اینکار با تکنولوژی روسی انجام پذیرفته است تا حداقل ش ت خود را از دانشمندان ایرانی مخفی کنند.
بهر صورت از نظر علمی هر کاری که برای یکبار انجام شود دوباره هم قابل اجراء خواهد بود و این موضوعی است که سردمداران را متوجه پیشرفت های تکنولوژیک ایران کرده است و خدشه مهمی در طرح جنگ ستارگان آنها به حساب می آید.
انرژی اتمی و ماجراهای مخالفت با بومی شدن آن در ایران و کارشکنی های عوامل در آژانس بین المللی انرژی اتمی یکی دیگر از عرصه هائی است که دانشمندان کشورمان در آن دشمن را غافلگیر کرده اند.
کاربردهای پزشکی وبهداشتی جزء صنایع جانبی انرژی اتمی به حساب می آیند که چه قدرت های اتمی دنیا بپسندند و یا نه در کشورمان مدت ها است که در حال استفاده می باشد و تولید انرژی اتمی نیز با همت دانشمندان کشورمان بالا ه از انحصار قدرت های جهانی خارج شد و غنی سازی اورانیم مورد نیاز نیروگاه که پیچیده ترین و آ ین حلقه تولید انرژی اتمی است نیز بدست دانشمندان ایرانی به انجام رسید؛ البته طبیعی است که آنها با ش تن این انحصار بسیار استراتژیک به مخالفت برخیزند، زیرا سال هاست که با استفاده از این انرژی بسیار ارزان قیمت، فاصله اقتصادی خود با کشورهای دیگر را زیاد کرده اند.
مخالفت ئی ها با تولید انرژی اتمی در ایران را می توان چنین تشبیه کرد که ما تولیدکنندگان نفت، را مجبور کنیم در چاه های نفت خود را ببندند و بدون اجازه ما از آنها نفت برداشت نکنند! خبر دستی دانشمندان ایرانی به تکنولوژی های تازه علمی، نوید بخش روشن شدن موتور تولید علم در کشور و پیام آور حرکت ها و مراکز علمی پژوهشی برای ب افتخار و رفع نیازهای کشور است، این روزها خبر تولید سلول های بنیادین که در درمان بسیاری از امراض از چشم پزشکی تا پیوند اعضاء و حتی برخی امراض صعب العلاج کاربرد گسترده دارد بوسیله دانشمندان ایرانی نه تنها باعث خوشحالی مردم شد بلکه باعث شگفتی دانشمندان جهان نیز گشت.
بهر ترتیب ایران عزیز و قدرتمند امروز لحظه به لحظه توانائی های جدید خود را به جهان عرضه می کند و تصمیم دارد به همت جوانان دانشمند، غیرتمند و خط شکن خود با گسترش مرزهای علم، آنرا از انحصار زورگویان جهانی خارج کرده و مناظر زیبای تکنولوژی سبز را به نمایش بگذارد و دانشمندان ما بالا ه به ئی ها هم خواهند فهماند که هیچ نمی تواند مزایای علم و تکنولوژی را در حصار تنگ جغرافیای حبس کند و خود را مالک آن بداند.
هر چند ئی ها بر اساس اصول ماکیاولیستی حتی به دوستان و همپیمانان خود اجازه قدرتمندتر شدن نمی دهند اما مسلمانان جهان بر اساس اصول خود، نه منتظر اجازه خواهند ماند و نه بنا دارند تا مانند ئی ها به سراغ تولید انواع سلاح های کشتار جمعی بروند.
.  متن بالا فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.شما بعد از پرداخت آنلاین فایل را فورا نماییدبعد از پرداخت ، لینک را دریافت می کنید و ۱ لینک هم برای ایمیل شما به صورت اتوماتیک ارسال خواهد شد. «پشتیبانی فایل به شما این امکان را فراهم میکند تا فایل خود را با خیال راحت و آسوده دریافت نمایید »
با
فناوری در ایران 4 ص
«مشکل اینجاست که اخوانی ها باورشان شده مصر مال آنهاست.» این جمله اعتراضی «حسین هیکل» رو مه نگار مصری، زمانی عنوان شد که او از ایرادات وارد بر رفتارهای «محمد مرسی» رییس جمهوری برکنارشده مصر با رو مه ای گفت وگو می کرد. اما مشکلات ساختاری جمعیت اخوان المسلمین تنها به همین مورد پایان نمی یابد.
وقتی اخوانی ها بالا ه به قدرت رسیدند، انتظار آن می رفت با توجه به پیشینه طولانی و جایگاه نهادینه شده این گروه در میان لایه های مختلف اجتماعی مصر، لااقل در اندک زمانی شاهد افول قدرت آنان نباشیم. اما اوضاع به آن احوالی که پیش بینی می شد، جلو نرفت و در کمال حیرت بسیاری از طرفداران و حتی مخالفان، روند اوج گیری اخوان به درازا نپایید. در اینکه زوال قدرت محمد مرسی به عنوان یکی از نمایندگان اخوان و همچنین ش ت آشکار در پیاده راهبردهای این گروه دلایل متعدد دارد، شکی نیست. اما یکی از صریح ترین اشتباهاتی که اخوان مرتکب آن شد و موجبات ناامیدی حامیان ملی و فراملی خود را فراهم کرد، پیروی از اصولی بود که ریشه در نهاد فکری این گروه نداشت و به عبارتی «رویکردهای جدیدی» بود که پس از به قدرت رسیدن به آن دست زد. درحالی که این رویکردها با آنچه تا پیش از آن به عنوان راهبردهای کلان اخوان المسلمین برشمرده می شد، فاصله بسیار داشت. این رویکرد را به صراحت می توان در چنگ زدن به گرایشات ماکیاولیستی نوین این گروه جست وجو کرد که با آموزه های ی درآمیخته شده بود. از آنجا که اخوان المسلمین از جمله بزرگ ترین شبکه های - اجتماعی ی در جهان به شمار می رفت و سابقه ای قابل توجه در مبارزات جدی در مسیر برقراری ایدئولوژی های کلان ی را برای خود رقم زده بود، مشاهده چنین گرایش هایی که قطعا با گفتمان دینی در تضاد بود، پرسش برانگیز به نظر می رسد. به همین خاطر می توان این رویکرد را از اصلی ترین عوامل ش ت این شبکه ی دانست. در نخستین نگاه می توان به تغییر تاکتیک در بین ان اخوان رسید؛ تغییری که به مسالمت جویی نرم با بازیگران بین المللی قدرتمند و در عین حال مخالفی همچون منتهی شد. این رویکرد که با جهت گیری های سابق اخوان به شدت در تضاد بود، پرسش بی پاسخی را در اذهان طرفداران و مردمی این تشکیلات ایجاد کرد که چه انگیزه ای یک گروه ی که «تشکیل جامعه واحد ی» از اصلی ترین اه فراملی اش به حساب می آمد، امروز حاضر به برقراری روابط دوطرفه و مسالمت جویانه با و هم پیمانان اسراییل است؟
رسیدن به پاسخ این پرسش با گذری بر احوالات اخوانی ها پس از قدرت گیری ساده است. تبدیل شدن آموزه های ی از «هدف» به «وسیله» یکی از آشکارترین دلایل اتخاذ چنین رویکردی است. تا پیش از اوج گیری فعالیت این گروه، ب ایی احکام ی غایت اصلی تفکرات ان آن به شمار می رفت. اما شرایط پس از انتخاب مرسی تغییر کرد و تاکتیک های اجرایی- دیپلماتیک اخوانی ها عمدتا ب ایه حفظ قدرت، تثبیت جایگاه حاکمیت و تلاش برای استمرار این مسیر استوار شد. در این راستا بود که بیان آشکار ضدیت با گفتمان شیعی و همچنین همراستایی با قدرت های غیر ی در جامعه جهانی مبدل به یکی از استراتژی های اصلی اخوان در زمان ریاست جمهوری مرسی شد. به این امید که رابطه با بازیگران اصلی محیط بین المللی مثل می تواند به حفظ قدرت نوپای مرسی و همراهان تشکیلاتی او کمک کند. دلیلی دیگر برای نشان دادن تمایل شدید اخوان به دخ در معادلات جامعه مصر اصرار، ان این گروه به قدرت نمایی بود. پس از مبارک اوضاع وخیم اجتماعی مصر به شکلی بود که هر گروه و تشکلی حاضر به ورود به عرصه این جامعه نابسامان نبود. اما اخوان المسلمین در نخستین تحرکات، اشتیاق خود را نسبت به این اقدام نشان داده و وارد اوضاع آشفته ای شدند که تنها با اجرای تاکتیک های دیپلماتیک استاندارد احتمال به موفقیت رسیدن در آن، ممکن به نظر می رسید. درحالی که باوجود ادعاهای این گروه، سیاستمداری و سیاستگذاری در حیطه توانمندی های اخوانی نبود که زمانی نزدیک به 85سال یا به واسطه مخالفت حاکمیت، اقدامات زیرزمینی داشت یا در حیطه مسایل اجتماعی - مذهبی فعالیت کرده بود. بنابراین طبیعی بود گرایش به سمت مقاصد منفعت طلبانه که ماهیت مادی داشتند و نه اخلاقی - ی، ایجاد شود. در نتیجه نوعی فاصله از طبقات توده مردم ایجاد شد که دلیلی جز خود محوری های اخوانی ها نداشت. تا پیش از آن منافع اخوان در گرو منافع مردم مصر و گفتمان های ی نمود پیدا می کرد اما پس از به قدرت رسیدن، آنها تعریف جدیدی از منافع تشکیلاتی ارایه دادند که با پیشینه مبارزاتی شان در تضاد آشکار بود. همه اینها در کنار انحصارگرایی هایی که در مسیر قدرت ی اخوان المسلمین صورت گرفت و بی تفاوتی به اقشاری که در طیف های گسترده به راهی آنها در حیطه حاکمیت یاری رسانده بودند، (مانند لیبرال ها، سکولارها و گروه های چپ) باعث شد تا موتور حرکت این تشکل تازه به قدرت رسیده در کمتر از زمان معمول خاموش شده و متعاقبا همان مقدار فعالیت گذشته نیز غیرقانونی شناخته شود و ان اخوانی ها در ناگوارترین موقعیت ممکن قرار گیرند. بزرگان آنها به زندان انداخته شده و فعالیت هایشان جرم اعلام شد و جمعی که تا چندی پیش از تصمیم گیران سرزمین پهناور و استراتژیک مصر بودند، این روزها مجالی برای بروز افکار و گفته هایشان حتی در خیابان های شهر ندارند. منبع : نیم نگاهی به ماکیاولیسم اخوانی related image محصول (شبکه‌ی نت‌فلی ) پنج فصل (از 2013 تاکنون) نویسنده: اندرو دیویس گروه کارگردانی: دیوید فینچر، جیمز فولی، جوئل شوما ، جودی فاستر، ر ن رایت،... . بازیگران: کوین اسپیسی، ر ن رایت، مایکل کلی... . احتمالا مخاطبان این نوشته دهه‌ی هفتاد شمسی (نود میلادی) و سریال تلویزیونی انگلیسی «خانه‌ی پوشالی» و بازی فراموش نشدنی ایان ریچاردسون در آن سریال را به یاد دارند. در آن سریال ایان ریچاردسون در نقش یک ‌ی پارلمان انگلیس به نام فرانسیس اورکات بازی می‌کرد که شخصیتی ماکیاولی داشت و با طراحی یک نقشه‌ی حساب‌شده و حذف تدریجی رقبای خود، در نهایت به نخست‌ ی رسید و در کل شخصیتش نمادی بود از تصور اسطوره‌ای ایرانیان از روباه پیر انگلیس. لبخندهای موذیانه‌ و شیطنت‌آمیزی که فرانسیس اورکات هنگام صحبت با بینندگان بر لب می‌آورد، مولفه‌‌ی اصلی شخصیت وی بود که با تکنیک «فاصله‌گذاری» نقشه‌های و مکنونات درونی خود را  به اطلاع بینندگان می‌رساند. بینندگان آن سریال هرگز صحنه‌ی پایانی را فراموش نمی‌کنند. در آن صحنه فرانسیس اورکات خبرنگار جوان و خوش‌سیمایی را که عامل ارتقای اورکات بود و سرانجام دریافت مورد سوءاستفاده‌ی این سیاست‌مدار  قرار گرفته است، از پشت بام پارلمان انگلیس به پایین پرت کرد و با این کار تصویر خودش را به عنوان یک سیاست‌مدار مکار و عملگرای افراطی کامل کرد.سریال جدید «خانه‌ی پوشالی» که محصول شبکه‌ی نت‌فلی ست با نگاهی به شخصیت فرانسیس اورکات و داستان ارتقای همزاد وی در ساختار ساخته شده است. با توجه به خاطره‌ی خوش سریال اصلی (نسخه‌ی انگلیسی) و بازی درخشان ایان ریچاردسون در آن، باید اذعان کرد که سازندگان سریال جدید (نسخه‌ی یی) و نیز بازیگر نقش اول آن یعنی کوین اسپیسی کار دشواری در پیش داشته‌اند. ساخت اثری هنری از روی یک اثر پیشینی ضعیف البته کار سختی نیست، اما اگر اثر پیشین خوش‌ساخت و ماندگار بوده باشد، البته ساخت اثر جدید چالش‌برانگیز می‌شود و وجود حتی یک نقطه ضعف در آن بهانه به دست هواداران اثر اصلی خواهد داد تا لب به اعتراض بگشایند و آن را تخطئه کنند، اتفاقی که خوشبختانه در مورد «خانه‌ی پوشالی» شبکه‌ی نت‌فلی رخ نداده است.  طرح داستان فصل اول سریال جدید تقریبا مشابه داستان سریال اصلی است، اما با تفاوت‌های بسیار در جزئیات داستانی و به خصوص تفاوت در شخصیت‌های اصلی که باعث می‌شود محصول شبکه‌ی نت‌فلی به سریالی مستقل با هویتی کاملا متمایز تبدیل شود. فرانسیس آندروود که نام کوچک خود را مدیون فرانسیس اورکات است در مجموع شخصیتی جدی‌تر و بی‌رحم‌تر از همتای انگلیسی خود دارد که ح خشم‌آلود چهره‌اش گاه مخوف می‌شود به ویژه هنگامی که در اجرای نقشه‌های خود با مقاومت هم‌حزبی‌هایش مواجه می‌گردد. او نمونه‌ای جالب توجه و در عین حال تنفرانگیز از آن دسته سیاست‌مدارانی است که قدرت و جاه‌طلبی آنان را افسون کرده است. آندروود مدارج پیشرفت در ساختار امریکا را آهسته و پیوسته و با موذی‌گری طی می‌کند. او با همکاری همسرش کلیر با بازی ر ن رایت به مرور خود را از سطح ‌ای که وظیفه‌ی تعریف شده‌اش در کنگره‌ی ل ‌گری برای حزب دموکرات است، به معاونت ریاست جمهوری می‌رساند و سپس با توطئه علیه رییس جمهور زیر پای او را خالی می‌کند و نهایتا جای او را می‌گیرد. او احتمالا بهترین شاگرد ماکیاول در میان شخصیت‌های تلویزیونی سال‌های اخیر است. آندروود به خاطر پایگاه خانوادگی پایین‌تر خود از عقده‌ی حقارت در برابر همسرش کلیر رنج می‌برد و شاید به همین دلیل در صحنه‌ای بر قبر پدر خود ادرار می‌کند، اما انگار که فرودستی طبقاتی وی بدل به محرکی نیرومند برای صعود او شده است. اندروود به چیزی جز قدرت اعتقاد ندارد. رفتارش در مواجهه با دیگران در کاخ سفید نمایشگر آن است که از دید او مفاهیمی چون میهن پرستی، ، دموکراسی و غیره پوچ و بی‌ارزش است. او حتی پرچم امریکا در اتاقش در کاخ سفید را در حرکتی نمادین با سیگار خود سوراخ می‌کند که نشانه‌ای است از خلائی که در باور تمردان امریکا نسبت به ارزش‌های و اجتماعی به وجود امده است.  آندروود برای ارتقای جایگاه خود از هیچ کاری حتی قتل بیگناهان رویگردان نیست و از هر ی و هر چیزی  به عنوان ابزاری برای تحقق جاه‌طلبی‌های خود بهره می‌جوید و در این راه به هیچ اصل اخلاقی پایبند نیست. او در همان لحظه‌ای که دارد با هم‌حزبی خود ل می‌کند و مثلا برای پیشبرد  نقشه‌های جاه‌طلبانه‌اش پستی را به او پیشنهاد می‌کند، توطئه‌ای نیز برای مفتضح احتمالی او در سر می‌پروراند تا در هنگام نیاز  بتواند او را سر جایش بنشاند، حتی اگر این آدم همسر خودش کلیر باشد. فرانسیس آندروود آدمی است خشن و بی‌روح با ذهنیتی تیره و ابرناک _مثل فضای تیتراژ _ که حتی لبخند‌های کمرنگش حساب‌گرانه و طبق نقشه‌ی راه زندگی قدرت‌محور اوست. اما علم‌رغم وجود این همه نکات منفی در شخصیت فرانسیس آندروود، صداقت او با تماشاگران سریال «خانه‌ی پوشالی» شخصیت او را برای  مخاطب قابل تحمل و پذیرفتنی می‌کند. با بهره‌گیری نویسنده‌ی ‌ از تکنیک «فاصله‌گذاری»، آندروود نیز مثل اورکات برای در جریان قرار دادن بیننده از مکنونات قلبی‌ خود، اول نگاهش را به سمت دوربین می‌چرخاند و سپس با گفتن یکی دو جمله‌ی افشاگرانه تماشاگر را از توطئه‌ای که برای دیگران چیده می‌آگاهاند. انگار که خود او به تنهایی تاب تحمل این افکار نابهنجار را ندارد و با اشتراک‌گذاری آنها با بیننده می‌خواهد بار ذهنی خود را سبک کند. اما در کنار فرانسیس آندروود باید گفت که همسر او یعنی کلیر آندروود در ماجراها نقشی محوری دارد که فصل به فصل حضورش در سریال پررنگ‌تر می‌شود و با روند فصل چهارم پتانسیل آن را دارد که در آینده حتی جای فرانسیس را هم بگیرد. در واقع یکی از چالش‌های اصلی سریال در کنار مبارزات بیرونی این دو برای ب قدرت، رابطه‌ی خود این دو شخصیت است که به جای «عشق»، بر مدار «قدرت» تنظیم می‌شود. کلیر شخصیتی سردتر و خشک‌تر از فرانسیس آندروود دارد. به دلیل اص و ثروت خانوادگی اعتماد به نفسی آمیخته با تبختر دارد. اما او نیز چون شوهرش شیفته‌ی قدرت است و این شیفتگی تا بدانجاست که حتی عشق را نیز در پای آن قربانی می‌کند. کلیر حامی اصلی فرانسیس آندروود برای پیشبرد نقشه‌های جاه‌طلبانه اوست. در کنار حمایت از شوهرش خودش نیز نیم‌نگاهی به قدرت دارد و برای ب پست نمایندگی در سازمان ملل خود را به آب و آتش می‌زند، هرچند نقشه‌اش با ع ‌العمل فرانسیس نقش بر آب می‌شود. با این وجود کلیر دست از تلاش بر نمی‌دارد و در فصل چهارم افق جاه‌طلبی‌های وی بالاتر می‌رود. او در این فصل با دور زدن شوهرش خود را تا سطح نامزدی معاونت ریاست‌جمهوری بالا می‌آورد. یقین دارم که علاقه‌مندان این سریال منتظرند تا ببینند نویسندگان نامه‌ی این سریال چه پایانی برای این رقابت نفس‌گیر خانوادگی در فصل پنجم در نظر گرفته‌اند. در مجموع شخصیت کلیر در کنار فرانسیس یک زوج کاملا متناسب را تشکیل داده است که رابطه‌ای سرد و تراژیک با هم دارند و انگار که مصداقی از این ضرب‌المثل فارسی هستند که: «خدا در و تخته را با هم جور می‌کند.» جدا از این‌ها باید گفت که زوج فرانسیس و کلیر آندروود به کمک هم توانسته‌اند از تصویر معمول و آشنای خانواده‌ی خوشبخت یی آشنایی‌ز کنند. اول این که این دو عاشق هم نیستند و آنچه که آن دو را به هم پیوند داده است، قرارداد نانوشته‌ی آن‌ها برای ب قدرت است. دوم این که فاقد فرزندند و به نوعی سترونند و انگار که با رفتن به کاخ سفید و الگو شدن برای جامعه قرار است این سترونی و بی‌آیندگی را به کلیت جامعه‌ نیز تعمیم دهند. سوم این که رفتار ماکیاولیستی آنان در ب قدرت، زائل‌کننده‌ی آ ین تصورات آدم‌های عامی از شخصیت سیاستمدار «خوب» است و شاید بتوان  ادعا کرد که مهم‌ترین درونمایه‌ی سریال «خانه‌ی پوشالی» نیز همین باشد؛ یعنی: «اسطوره‌ز از وجود سیاست‌مدار خوب». فصل پنجم سریال هم این روزها درآمده است. در این فصل فرانک آندروود و همسرش کلیر که حالا معاون ریاست جمهوری شده است، در رقابت با یک زوج جوان تازه‌نفس با بازی جوئل کینامان (در نقش ویل کانوی) و دومینیک مک الیگات (در نقش هانا کانوی) برای حفظ کاخ سفید دست به اقداماتی می‌زنند که در حقیقت به س ه گرفتن ساختار دموکراسی در ست. در این فصل جزئیات بیشتری از روابط عاطفی آندروودها و شخصیت درونی آنان به نمایش گذاشته می‌شود. رقابت حساس و مخفی فرانک آندروود و همسرش کلیر آندروود برای ب قدرت همچنان پابرجاست و در پایان این فصل به نقطه‌ی اوج می‌رسد، ضمن آن که هر دو در دعوای بیرونی با جمهوری‌خواهان هوای هم را دارند. فصل پنجم ارجاعات مشخصی به وقایع روز دارد. به عنوان مثال خبر فرانسیس آندروود  بر احتمال حمله‌ِ‌ی شیمیایی از سوی به مخالفانش و تاکید بر این که در صورت وقوع این حمله‌ی شیمیایی نیز به حمله خواهد کرد، تشابه عجیبی با مواضع این روزهای ت امریکا نسبت به ت دارد.  این قسمت یک بی‌منطقی داستانی هم دارد که حداقل در این فصل پاسخی برای آن نمی‌توان متصور شد. فرانسیس آندروود که از مخالفت امور خارجه‌اش به تنگ آمده برای رهایی از او در نقطه‌ی کور دوربین‌های کاخ سفید او را بر راه‌پله‌های هل می‌دهد و بعد از این حادثه بر زمین می‌افتد و بی‌هوش می‌شود و دیگر از دور خارج می‌شود. این که فرانک چگونه توانسته پیش‌بینی کند بعد از این حادثه فقط بیهوش می‌شود و مثلا نمی‌میرد یا مصدوم نمی‌شود نکته‌ای است که قطعا قابل پاسخ نیست و منطقی ندارد. با وجود مواردی شبیه این نقطه ضعف و ریتم گاه بسیار کند داستان ، یقینا «خانه‌ی پوشالی» در صدر سریال‌های سینمایی از آغاز تاکنون قرار دارد و این جایگاه را تا مدتها حفظ خواهد کرد. فرد ناشناس یک خبرنگار زن را در مزارشریف به ضرب چاقو کشت به روز شده: 14:24 گرینویچ - چهارشنبه 17 سپتامبر 2014 - 26 شهریور 1393 مقتول پلوشه توخی هراس آل سعود از آیت الله ۲۶ سنبله ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۳۸ هراس آل سعود از آیت الله چندبار تاخیر و تعلل در صدور حکم نهایی در مورد محاکمه آیت الله نمر؛ مبارز شیعه اهل عربستان سعودی، نشان دهنده آن است که سران آل سعود هنوز در مورد تبعات این اقدام حرمت شکنانه و ضد اصول عد انسانی و ی، مطمئن نیستند. روس ها آماده می شوند ۲۶ سنبله ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۳۴ روس ها آماده می شوند رییس جمهور روسیه همچنین در این اوا در سخنرانی هایش، از تشکیل «روسیه نو» سخن گفته است؛ چیزی که اخیرا توسط یکی از ان شورشیان هوادار روسیه در شرق اوکراین نیز تکرار شد. بهره ای که پا تان از بحران افغانستان می برد ۲۶ سنبله ۱۳۹۳ ساعت ۰۱:۰۴ بهره ای که پا تان از بحران افغانستان می برد تردیدی وجود ندارد که رد پای پا تان در بحران ناامنی در کشور، کاملا مشهود است؛ اما نباید از یاد برد که آشفتگی، سردرگمی، بی سرنوشتی و خلأ محسوس قدرت در افغانستان نیز در افزایش و گسترش تروریزم و دهشت افکنی پا تانی در کشور نقش دارد. گزینه نخست، چرا آ ؟ ۲۶ سنبله ۱۳۹۳ ساعت ۰۱:۰۱ گزینه نخست، چرا آ ؟ دیدیم که روش و منش تاریخ حیات گذشته ی ما مشحون از کودتا ها، انحصار و دیکتاتوری ها و تنش و چالش های بسیار بود، واقعیات تلخی که در عصر دموکراسی و شرایط کنونی جهان، دیگر پذیرفتنی و پاسخگو نیست. همه ی اقوام و اقشار، ظرفیت و ظرافتی را متوقع بودند که تهداب نظام نو، به صورت بومی و واقعاً دموکراتیک ... غیبت ایران و ، پاشنه آشیل ائتلاف ضد ۲۵ سنبله ۱۳۹۳ ساعت ۱۸:۰۵ غیبت ایران و ، پاشنه آشیل ائتلاف ضد ایران یکی از قدرت های مؤثر در معادلات منطقه و جهان است و نادیده گرفتن آن در چنین ائتلاف هایی می تواند به ضرر طرف های ائتلاف کننده تمام شود. پا تان، نگران چیست؟ ۲۵ سنبله ۱۳۹۳ ساعت ۱۸:۰۱ پا تان، نگران چیست؟ اصلی ترین عامل برانگیزنده این نگرانی از دید ناظران، بیم و هراس آن کشور از شکل گیری یک ت ملی و مقتدر در افغانستان است. ائتلافی برای مبارزه یا مساعده؟ ۲۵ سنبله ۱۳۹۳ ساعت ۰۰:۵۷ ائتلافی برای مبارزه یا مساعده؟ ائتلاف جهانی مبارزه با به ی ایالات متحده که کشورهای شدیدا متهم به حمایت از آن گروه را گرد آورده، آیا واقعی و صادقانه است یا سناریویی در سناریوی دیگر است در افغانستان مشروع، در پا تان ممنوع ۲۵ سنبله ۱۳۹۳ ساعت ۰۰:۰۱ در افغانستان مشروع، در پا تان ممنوع پنج یا هر گروه تروریستی دیگر منسوب به ، اگر در پی ایجاد اصلاحات شرعی و ی اند باید ابتدا در داخل آن کشور اقدام کنند؛ با توجه به این مسایل، مشخص است که هدف این گروه، تامین منافع پا تان در افغانستان است و این یک اهرم فشار تازه از سوی آباد در برابر ت افغانستان می باشد. تقابل فرهنگی؛ افزایش فاصله میان جوانان و نسل های گذشته ۲۴ سنبله ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۵۹ تقابل فرهنگی؛ افزایش فاصله میان جوانان و نسل های گذشته کارشناسان مسایل فرهنگی، تقابل فرهنگی در جامعه افغانستان را برای آینده کشور خطرناک می دانند. عبدالله و احمدزی؛ خیلی دور، خیلی نزدیک ۲۴ سنبله ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۰۵ عبدالله و احمدزی؛ خیلی دور، خیلی نزدیک سه مورد اختلافی باقیمانده میان دو نامزد، به اندازه همه اختلاف های دیگر میان آنها، اهمیت و اولویت راهبردی دارد و همین مساله نیز افق توافق های قریب الوقوع میان آنها را تیره و تار می نماید. حلقه های مفقوده ائتلاف ضد ۲۴ سنبله ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۰۸ حلقه های مفقوده ائتلاف ضد عدم شرکت ترکیه در این ائتلاف هم سؤال برانگیز است و ناظران می گویند که این امر، نشان دهنده دوگانگی اه و نیات این ائتلاف را نشان می دهد. خندقِ دوستی یا دیورندِ دشمنی؟ ۲۴ سنبله ۱۳۹۳ ساعت ۰۹:۰۴ خندقِ دوستی یا دیورندِ دشمنی؟ اقدام تازه پا تان نیز در راستای مواضع پیشین این کشور انجام می شود و این اقدام عملی، کار ت افغانستان در برخورد با این مساله تاریخی را سخت تر خواهد کرد؛ زیرا این بار، مساله صرفا اظهارات دوجانبه نیست؛ بلکه پا تان رسما اقدام به خط کشی مرزی کرده است. فتنه های نئوماکیاولیسم برای نئودیکتاتوریسم ۲۴ سنبله ۱۳۹۳ ساعت ۰۸:۴۸ فتنه های نئوماکیاولیسم برای نئودیکتاتوریسم نچه نهاد جهان را ناآرام ساخته، دیکتاتوری های ملی و جهانی است که با روش های فوق پیچیده ماکیاولیستی، بخشی را پیاده نظام خود می سازند و بخشی دیگر را قربانی می کنند و کثیف ترین و خونین ترین بازی ها با سرنوشت ملتها را مرتکب می شوند. رییس جمهور، منجی یا میانجی؟ ۲۳ سنبله ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۵۸ رییس جمهور، منجی یا میانجی؟ دیدارهای مستمر و غالبا بی نتیجه رییس جمهور کرزی با هردو نامزد ریاست جمهوری به معنای آن است که وضعیت بسیار بیشتر از آنچه به نظر می آید، بحرانی است. مصر از ائتلاف ضد چه می خواهد؟ ۲۳ سنبله ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۲۲ مصر از ائتلاف ضد چه می خواهد؟ رژیم مسلط بر مصر که در نتیجه کودتای نظامی علیه ت گرایی محمد مرسی به قدرت رسید، به دنبال کشتارهای فجیع پس از کودتا و قتل و بازداشت و محاکمه هزاران معترض به کودتا، با بحران مشروعیت و انزوای بین المللی مواجه شد کمیسیون مستقل انتخابات عامل اصلی بحران های انتخاباتی است ۲۳ سنبله ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۵۱ کمیسیون مستقل انتخابات عامل اصلی بحران های انتخاباتی است کشور در شرایط حساسی قرار دارد، از این رو کوچکترین اشتباه از سوی کمیسیون مستقل انتخابات در اعلام نتایج، افغانستان را به سوی بحران سوق خواهد داد. این سرمایه و سرنوشت ماست که دود می شود ۲۳ سنبله ۱۳۹۳ ساعت ۰۰:۲۸ این سرمایه و سرنوشت ماست که دود می شود ایالات متحده حکومتی را به ما هدیه نکرده اما چالش های را که فرار روی آن تعبیه کرده که بن بست و بحران موجود انتخاباتی یکی از آنهاست. به نام شهید، به کام سیاست ۲۳ سنبله ۱۳۹۳ ساعت ۰۰:۲۴ به نام شهید، به کام سیاست دخ دادن مخالفت های و جناح بندی های انتخاباتی به روز شهید که متعلق به همه ملت افغانستان است نیز از سوی بسیاری از مردم و ناظران، نکوهش شد نقش دوگانه سازمان ملل در انتخابات افغانستان ۲۲ سنبله ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۵۲ نقش دوگانه سازمان ملل در انتخابات افغانستان سازمان ملل متحد، اگر در صدد بازی نقشی بیطرف در این روند است، با ارائه طرح های بدیل دیگری به جای ت وحدت ملی، بر نامزدها فشار وارد کند؛ تا دست از انحصارطلبی، تکیه بر نتایج تقلبی و امتیازطلبی های خودخواهانه بردارند. رخنه حق در بنای باطل ۲۲ سنبله ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۴۷ رخنه حق در بنای باطل شبیرجان برنده در مسابقات بو : ده ها عضو باسابقه یک واحد جاسوسی رژیم گفته اند که دیگر حاضر نیستند در عملیات جاسوسی علیه فلسطینیان شرکت کنند. روز یکشنبه مورخ 7 سپتمبر تورنمنت بو جوانان زیر 17 سال در استاکهولم برگزار شد . در این تورنمنت دو ورزشکار از کلپ جناب اجمل عمر به دریافت دو مدال نایل شدند. شبیر جان در وزن 57 کیلو گرام مقال اول و آلی در وزن 60 کیلو گرام مقام دوم را ب د . این موفقیت را برای ورزشکاران و مسوول کلپ ورزش اقای اجمل عمر تبریک میگوییم http://www.afghanha.se/ پست 4524 : به قلم حجة ال علی اکبر دارابکلایی 73. قسمت 48. «فصل سوم: تکلیف گرایی: عنوانی است که بر گونه ای از نظریه ی اخلاقی اطلاق می شود و وظیفه را در کانون ارزش های اخلاقی قرار می دهد. تکلیف گرایی به طور خاص با کانت و با این نظر پیوند خورده است که مجموعه ای از دستورات اخلاقی می توان ارائه کرد که حقیقت عینی دارند و عموماً با تحلیل های عقلانی و مفهومی، و نه کاوش تجربی، قابل اثبات اند. تکلیف گرایی با دو نظریه ی اخلاقی دیگر، نتیجه گرایی و اخلاق فضیلت گرایانه که هر دو نقشی برای شواهد تجربی قائل اند، در تعارض است. نظریات تکلیف گرایانه بر وظیفه ی ما مبنی بر رفتار با دیگران به عنوان موجوداتی عاقل تأکید می ورزند.اخلاق تکلیف گرایانه، با فرض آن که ما موجوداتی خودمختار و عاقل هستیم، حول این پرسش متمرکز است که چگونه باید با یکدیگر رفتار کنیم. یک پاسخ کوتاه می تواند این باشد که ما باید با دیگران دقیقاً به مثابه موجوداتی خودمختار و عاقل رفتار کنیم و چنانچه از آنها صرفاً به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدفی استفاده کنیم که مورد پذیرش ایشان نیست با آنها چنین رفتاری نداشته ایم. این مفهوم اساسی که به شکل امر مطلق بیان می شود مبنای رویکرد تکلیف گرایانه در مورد سیاست است. چنین محدودیت هایی در مورد چگونگی رفتار بایسته ی ما با یکدیگر با نظریه های ( هر چند که ممکن است مبانی غیرتکلیف گرایانه داشته باشند ) و دیدگاه لیبرالی حکومتِ محدود و مبتنی بر رضایت سازگار است. اگر من از اقدام شما رضایت داشته باشم ( و این رضایت را در وضعیت خودمختاری ابراز نمایم ) شما حق دارید آن اقدام را انجام دهید. اما اگر رضایت نداشته باشم، شما با من برخوردی ابزاری دارید. علاوه بر این، اخلاق کانتی به جای اجبار بر اقناع عقلانی به عنوان یک ارزش مهم و اساسی تأکید می ورزد. این مورد هم نشان می دهد که این نظر با بسیاری از مفروضات دموکراسی سازگاری دارد. منتقدین تکلیف گرایی خاطر نشان می سازند که امکان بنیان نهادن جامعه ی لیبرال دموکراتیک بر شالوده هایی کاملاً متفاوت وجود دارد ( هر چند این که آیا این شالوده ها به حد لازم محکم اند یا نه محل تردید است ). آنها همچنین به خشک و بی رحمانه بودن تجویزات برخی تکلیف گرایان مانند خود کانت اشاره دارند. انتزاع گرایی مکتب تکلیف گرایی در برابر رهیافت زمینی و واقع گرایانه ی مکتب نفع گرایی و نیز نظریه ی فضیلت ( که شهودات ما را در مورد وظایف خاص مان نسبت به انسان های خاص، مثلاً والدین یا فرزندان، تبیین می کند ) قرار دارد. تعریف تکلیف: این قوانین قراردادی از آن نظر که از طرف یک مقام صلاحیتدار وضع می‌شود و به انسان تحمیل می‌شود و تحمل قانون از نوعی زحمت و مشقت خالی نیست ، به نام " تکلیف " خوانده می‌شود .قانونگذار برای اینکه انسان را به تکلیف خاصی مکلف سازد چند شرط را باید رعایت کند . به عبارت دیگر ، انسان با واجد بودن چند شرط می‌تواند انجام تکالیفی را بر عهده بگیرد. شرایط تکلیف: شرایط تکلیف که در همه تکالیف باید وجود داشته باشد امور ذیل است : بلوغ   * عقل    * اطلاع    * آگاهی   *  قدرت   * توانایی    *    *اختیار 1-  بلوغ: انسان به یک مرحله از سن که می‌رسد ، تغییراتی ناگهانی و تغییری شبیه‌ نوعی جهش در اندامش و احساساتش و شه‌اش پیدا می‌شود که بلوغ نامیده‌ می‌شود . هر ی در حقیقت یک بلوغ طبیعی دارد .به طور دقیق نمی‌توان یک زمان معین را مرحله بلوغ برای همه‌ افراد معین کرد . ممکن است بعضی افراد از بعضی دیگر زودتر به مرحله‌ بلوغ‌ طبیعی برسند .خصوصیت فردی افراد و همچنین خصوصیات منطقه‌ای و محیطی در تسریع یا تأخیر بلوغ طبیعی تأثیر دارد. آنچه مسلم است این است که جنس زن از جنس مرد زودتر به مرحله‌ بلوغ‌ طبیعی می‌رسد . از نظر قانونی لازم است یک سن معین که سن متوسط عموم است‌ و یا سنی که حد اقل سن بلوغ است ( بعلاوه‌ء شرطی دیگر مانند رشد ، در فقه‌ ی ) در نظر گرفته شود تا همه‌ء افراد یک ضابطه داشته باشند . بنابراین ممکن است افرادی به بلوغ طبیعی رسیده باشند ، ولی هنوز به سن‌ بلوغ قانونی نرسیده باشند .در طبق نظر اکثریت علمای شیعه بلوغ قانونی مرد از نظر سن ، تمام‌ شدن پانزده سالگی به سال قمری و ورود در شانزده سالگی تعیین شده است‌ ، و بلوغ قانونی زن تمام شدن نه سالگی و ورود در ده سالگی تعیین شده است‌ . بلوغ قانونی یکی از شرایط تکلیف است ، یعنی فردی که به مرحله‌ء قانونی‌ نرسیده باشد مکلف نیست مگر با دلیل ثابت شود که به مرحله‌ء بلوغ طبیعی نرسیده است. (مطهری،مرتضی،انسان در قرآن،ص۴۱) 2- عقلیکی دیگر از شرایط تکلیف ، عاقل بودن است ، دیوانه که فاقد عقل است‌ مکلف نیست و تکالیف از او ساقط است . همان طوری که نابالغ در زمان‌ عدم بلوغ به هیچ وجه تکلیفی متوجه او نیست ، در زمان بلوغ نیز مکلف‌ نیست که آنچه را که در زمان عدم بلوغ انجام نداده است ، جبران کند ، مثلا شخص بالغ وظیفه ندارد هایی که در زمان عدم بلوغ نخوانده قضا کند ، زیرا تکلیفی متوجه او نبوده است. شخص دیوانه نیز در حال دیوانگی‌ مکلف نیست . بنابراین اگر دیوانه‌ای پس از چندی عاقل شد مکلف نیست‌ تکالیفی را که در ایام دیوانگی انجام نداده قضا کند ، مثلا لازم نیست که‌ ها و روزه‌های آن زمان را قضا نماید . بلی ، برخی تکالیف است که به دارایی و اموال کودک یا دیوانه تعلق‌ می‌گیرد و کودک یا دیوانه در حال کودکی یا دیوانگی موظف نیستند آن را انجام دهند ، ولی پس از آنکه کودک بالغ شد و یا دیوانه عاقل شد باید انجام دهند ، مانند زکات یا خمسی که به مال کودک و یا مال دیوانه تعلق‌ می‌گیرد که اگر ولی شرعی آنها ادا نکرده باشد خودشان پس از رسیدن به‌ مرحله‌ء مکلف بودن باید انجام دهند .(مطهری،مرتضی،انسان در قرآن،ص۴۱) 3-  اطلاع و آگاهی: بدیهی است که انسان آنگاه قادر است تکلیفی را انجام دهد که از وجود آن تکلیف آگاه باشد و به عبارت دیگر به او ابلاغ شده باشد . فرضا قانونگذاری قانونی را وضع کند ولی به اطلاع مکلف نرساند ، مکلف م م نیست و بلکه قادر نیست آن را به مرحله‌ء اجرا درآورد و اگر عملا بر خلاف رفتار نماید قانونگذار نمی‌تواند او را مجازات نماید . علمای‌ علم اصول می‌گویند مجازات ی که از تکلیف آگاه نیست و تقصیری در ب‌ اطلاع ندارد زشت است و نام این اصل را " قبح عقاب بلا بیان " می‌گذارند .البته شرط بودن علم و آگاهی برای تکلیف به نحوی که گفته شد مست م این‌ نیست که انسان بتواند عملا خود را در بی خبری نگه دارد و آن را عذری برای‌ خویش بپندارد . انسان مکلف است که تحصیل علم و آگاهی کند و سپس بر طبق آگاهی خویش عمل و فعالیت کند . 4-  قدرت و توانایی: کاری مورد وظیفه و تکلیف انسان قرار می‌گیرد که انسان توانایی انجام آن‌ را داشته باشد ، اما کاری که انسان قادر به انجام آن نیست هرگز مورد تعلق تکلیف واقع نمی‌شود . شکی نیست که توانایی انسان محدود است ، نامحدود نیست .چون توانایی محدود است ، تکالیف باید در محدوده‌ء تواناییها صورت گیرد . مثلا انسان توانایی تحصیل علم و دانش دارد اما در محدوده‌ء معین از نظر زمان و از نظر اندازه‌ء معلومات . یک فرد انسان هر اندازه نابغه باشد بالا ه باید تدریجا و در طول زمان مدارج علم و دانش‌ را طی کند . حالا اگر یک فرد را مجبور کنند که یک شبه تحصیلات چند ساله‌ را انجام دهد ، به اصطلاح تکلیف " بما لا یطاق " یعنی تکلیف به کاری که‌ فوق طاقت و قدرت است کرده‌اند و اما اگر انسانی را مجبور کنند که همه‌ء علوم جهان را فرا گیرد ، باز هم تکلیف به غیر مقدور است و صحیح نیست و هرگز از طرف یک مقام حکیم عادل چنین حکمی صادر نمی‌شود. خداوند در قرآن‌ کریم می‌فرماید :لا یکلف الله نفساإلا وسعها (سوره بقره ،  آیه۲۸۶) خداوند هیچ را جز به اندازه‌ء توانایی اش مکلف نمی‌سازد اگر شخصی در حال غرق شدن است و ما قدرت داریم که او را نجات دهیم بر ما واجب است که او را نجات دهیم ، ولی اگر مثلا هواپیمایی در حال سقوط است و ما به هیچ وجه قادر نیستیم جلوی سقوط آن را بگیریم تکلیف از ما ساقط است ، یعنی خداوند ما را به‌ خاطر کمک ن به جلوگیری از سقوط هواپیما مؤاخذه نمی‌کند چگونگی تحقق تکلیف: تکلیف شرعی چگونه تحقق عینی پیدا می کند؟ ارکان یک تکلیف چیست؟ کالبدشکافی اجمالی «رفتار معطوف به تکلیف» می تواند این ابهام را برطرف سازد. کنش معطوف به تکلیف شرعی سه رکن دارد: یکم: تکلیف شناسی (رکن بینشی): برای انجام تکلیف توسط مکلف، گام اول شناسایی تکلیف شرعی است که در متون دینی، قرآن، احادیث و سیره ی معصومین علیهم السلام و یا در راهنمایی های راهبردی معظم به چشم می خورد. البته تکلیف شناسی خود دارای دو بعد موضوع شناسی و حکم شناسی است. بنابراین تکلیف شناسی یعنی معرفت فرد به حکم خداوند در موقعیت های گوناگون. این که موحد بداند خدا از او چه خواسته و چه حکم و دستوری در موضوع خاص مورد بحث داده است تا بتواند امتثال امر کند. شناخت موضوع مرحله ای مهم در تکلیف شناسی است. ابهام در آن به ابهام در انطباق حکم شرعی مناسب در حکم شناسی می انجامد. اما در صورت کاستی رکن شناختی، فرد به رفتارهایی کشیده می شود که خود خلاف تکلیف است. نظیر حرکات برخی مومنان در برهم زدن یک اجتماع یا سخنرانی. دوم: انگیزه اخلاص الهی (رکن اخلاقی): رکن دیگر تحقق تکلیف شرعی، حضور انگیزه ی ناب و خلوص نیت در عمل به تکلیف شرعی است. صرف شناخت تکلیف یا عمل به آن کفایت نمی کند، بلکه باید روح عمل یا همان قصد قربت و نیت الهی و قیام برای خدا حضور داشته باشد تا تکلیف در عالم خارج تحقق عینی پیدا کند. این مرحله می تواند به صورت شناور قبل یا بعد از عمل قرار گیرد. به طور کلی در عمل به تکلیف گرایش مومنانه لازم است. سوم: عمل به تکلیف (رکن رفتاری. )رکن سوم تحقق تکلیف، عمل به تکلیف شناسایی شده است. به عمل کار برآید به سخن دانی نیست. بیشتر آسیب ها از ناحیه ی عدم عمل به تکالیف است. در این مرحله: اولاً باید تکلیف را «برونی سازی» کرد و در عالم خارج آن را محقق ساخت. باید رنگ ارزش های دینی را بر واقعیات خارجی زد.ثانیاً نباید عمل خلاف تکلیف انجام داد. یعنی برای رسیدن به «نتیجه» از ابزارهای غیرمشروع نباید استفاده کرد. ثالثاً بایستی برای رسیدن به نتیجه حداکثر تلاش و کوشش را انجام داد. اهمال و مسامحه و قصور و تقصیر در انجام تکالیف جایز نیست و به معنای عدم انجام تکلیف است. رابعاً نباید به جای انجام تکلیف فقط توکل نمود و از انجام تکلیف سر باز زد. اگر هر به انتظار دیگری بنشیند تا او آن کار را انجام دهد، در عمل هیچ آن کار را انجام نمی دهد. رفتار معطوف به تکلیف» در عقل معنوی سه آسیب شناسی دارد. آسیب نخست در رکن شناختی و ضعف بصیرت است؛ آسیب دوم ضعف انگیزه ی الهی و ناخالصی و نیت فاسد در عمل که فرد را در رفتار از درون پوک می کند و آسیب سوم عدم توازن در نسبت سنجی «تکلیف و نتیجه» در عمل است. فرد مکلف باید بکوشد تا نه تنها به تکلیف خود عمل کند بلکه «حداکثر تلاش» خود را به کار ببندد و در واقع به گونه ای عمل کند که تا آن جا که تکلیف به او در نقش «کارگزار» مربوط می شود، نهایت همت و تلاشش را برای تحقق آن انجام دهد. پیامدهای تحقق تکلیف: وقتی فرد مومن در رفتار ، اولاً تکلیف شناسی کرد، ثانیاً به تکلیف شناسایی شده به نحو احسن عمل کرد و ثالثاً این کار را به طور خالصانه و برای خدا انجام داد، تا این لحظه سه فعالیتی که در اختیار او به عنوان کارگزار خودمختار بوده انجام داده است. اما واقعیت های جهان سیاست چهره ی دیگری جز کارگزاری دارد و آن ساختارگرایی است. بنابراین همه ی نتیجه های سیاست در حیطه ی انتخاب و مدیریت کارگزار نیست. حتی گاه نتیجه ی عملی در سیاست به نتایجی خلاف انتظار و خلاف برنامه ریزی های انجام شده می انجامد. اینجاست که کارگزار مومن به محض تحقق ارکان   سه گانه ی تکلیف به نتیجه ی اساسی رسیده و در واقع «پیروزی» را به دست آورده است و به موقعیت «إحدی الحسنین» و دوراهی خیر اول یا خیر دوم یا دوراهی برد - برد دست یافته است. یعنی یا به نتیجه ی مورد انتظار در سیاست داخلی و سیاست خارجی دست می یابد و یا این که به این نتیجه دست نمی یابد. اما چون تکلیف شرعی خود را به نحو احسن انجام داده است، باز هم پیروز واقعی است، هر چند در عالم سیاست ش ت خورده باشد. از این رو نتیجه و تکلیف از تناقض نمایی خارج می شود. یعنی تعارض «نتیجه، در نظریه ی تکلیف گرایی مهم است» و «نتیجه، در نظریه ی تکلیف گرایی مهم نیست» و این که این گزاره های دوگانه چگونه با هم در زمان واحد قابل جمع و سازگار می شوند؟ نتیجه مهم است: نتیجه گرایی خود بخشی از نظریه ی تکلیف است» بنابراین نتیجه گرایی مهم است. این مسئله در مرحله ی نخست یعنی مرحله تحقق تکلیف و ارکان سه گانه ی آن به ویژه در رکن رفتاری است. در رکن رفتاری، مکلف باید حداکثر تلاش خود را انجام دهد تا به نتیجه ی واقعی در سیاست دست یابد. مانند تلاش انقل ون برای : سرنگون شاه یا تلاش رزمندگان برای سقوط صدام. اگر مکلف در این راه کوتاهی کند تکلیف شرعی خود را انجام نداده است. ی معظم در پاسخ به سوال دانشجویی درباره ی جایگاه «نتیجه گرایی» در نظریه ی تکلیف به این نکته تاکید د که همان رحمه الله که همواره اشاره می فرمودند :(تکلیف برای ما اصل است و نتیجه فرع آن) در همان لحظه به دنبال نتیجه بودند و «با آن شدت، با آن حدّت، در سنین کهولت، این همه سختی ها را دنبال کرد، برای این که نظام ی را بر سر کار بیاورد و موفق هم شد. انسان موحد چون به تکلیف خود عمل کرد (در حیطه ی اختیار انسان و کارگزار فعال) و رابطه ی خود با خداوند را اصلاح کرد، خداوند رابطه ی او با مردم و جامعه را اصلاح می کند و در واقع ساختارهای جبری و خارج از اراده و توان مدیریتی او را نیز به نفع مومن همسو می کند و به این ترتیب معمای ساختار و کارگزار حل می شود. این نکته یکی از نکات بسیار جالب در شرح نظریه ی تکلیف رحمه الله از سوی ی معظم و اصلاح یکی از کج فهمی های رایج در نظریه ی تکلیف است که عدم دقت در آن به بروز خسارت هایی در رفتار مردم و حتی بزرگان می انجامد. بنابراین نتیجه گرایی در مرحله ی تحقق تکلیف و رکن رفتاری آن مهم است و خود جزء مقوم تحقق تکلیف در رفتار و جهان خارج است. نتیجه مهم نیست!: از سوی دیگر نتیجه گرایی آن گونه که بارها در بیانات رحمه الله و ی معظم به آن اشاره شده است نکته ای فرعی محسوب می شود؛ یعنی گزاره ی «نتیجه گرایی در نظریه ی تکلیف مهم نیست» رخ می نماید. این مرحله، :مرحله ی پیامد تحقق تکلیف یعنی مرحله ی دوم است. مرحله ای که انجام عملیات اختیاری و کارگزاری پایان یافته و مرحله ی تسلیم تقدیر الهی شدن و توجه به ساختارهای سیاست داخلی، منطقه ای و بین المللی است. این ساختارها بعضاً جبریتی را بر رفتار دیکته می کنند که خارج از اراده ی فرد است. نکته ی مهم در این مرحله، آرامش روانی حاصل از انجام تکلیف حتی در وضعیت ناکامی های کوتاه مدت است. مومن در این حالات از آرامش خاطر برخوردار است. انجام عمل به تکلیف برای مومن، بهداشت روانی تولید می کند. آن گونه که در رفتار سیاستمداران الهی مشاهده می شود، انسانی که برای رسیدن به نتیجه بر اساس تکلیف عمل می کند، اگر به نتیجه ی مطلوب هم نرسید احساس پشیمانی و خسارت نمی کند. انسان موحد چون به تکلیف خود عمل کرد (در حیطه ی اختیار انسان و کارگزار فعال) و رابطه ی خود با خداوند را اصلاح کرد، خداوند رابطه ی او با مردم و جامعه را اصلاح می کند و در واقع ساختارهای جبری و خارج از اراده و توان مدیریتی او را نیز به نفع مومن همسو می کند و به این ترتیب معمای ساختار و کارگزار حل می شود. چون شریعت و تکلیف «حق» است و همسو با جهت حرکت کل هستی، انسان و جهان است، ساختارها هم در نهایت به نفع مومن خواهد بود. به طور مثال رحمه الله در جنگ تحمیلی مرتب بر تکلیف گرایی تاکید می د و نتیجه را در مرحله ی بعد از تحقق تکلیف فرع می دانستند. ایشان در پیام مشهور قطعنامه ی ۵۹۸ هم برای تبیین عقب نشینی ظاهری از موضع خود از منطق اص تکلیف و فرعی بودن نتیجه (پیروزی در جنگ) استفاده د. چند سال بعد با حمله ی صدام به کویت و پذیرش قرارداد ۱۹۷۵ و اسرا و ... نتیجه ی جنگ با پیروزی ایران آشکار شد. چه تلازمی بین تکلیف گرایی و نتیجه گرایی وجود دارد؟ 1- اص تکلیف و مهم نبودن یا کم‌اهمیت بودن نتیجه: این نگاه بیشتر بر آن است که تکلیف تنها بر اساس حق و حقیقت شکل می‌گیرد و مکلف تنها بایستی اقامه و دستی به حق را دنبال کند و در این میان، توجه به نتیجه چندان حائز اهمیت نیست. برای مثال، یکی از متفکرین معاصر ی معتقد است: «احکام شرعی که بر اساس ملاک‌هایی تشریع شده، تا جایی که با اراده، اختیار و تصمیم ما سروکار دارد، مورد تکلیف است. مثل حکم جنگ که ممکن است به ش ت و یا پیروزی ختم شود. ما در مقابل تکلیف باید ببینیم که آیا شامل ما می‌شود یا نه؟ البته هر تکلیف برای رسیدن به مصالح و یا دفع مفاسدی است. به عبارت دیگر، به خاطر رسیدن به نتیجه‌ای است که بر آن مترتب می‌شود. اما تحقق آن نتیجه‌ی مطلوب فقط در گرو اراده‌ی من نیست. حرکت ، شمشیر زدن، جنگیدن با دشمن و حتی به شهادت رسیدن در اختیار من است؛ اما  نتیجه تابع خواست و اراده‌ی من نیست؛‌ بلکه صدها عامل دیگر هم در آن مؤثر است که آن‌ها ربطی به تکلیف من ندارد. من باید به تکلیفی که متوجه من است عمل کنم. در خصوص سایر عوامل، اگر راه عقلی و شرعی برای تحقق آن‌ها وجود دارد، باید برای رسیدن به نتیجه نسبت به آن‌ها اقدام کنم. در غیر این صورت، ما در برابر نتیجه مسئولیتی نداریم؛ چون اراده‌ی من فقط یکی از صدها عامل مؤثر در نتیجه است. بنابراین من باید کاری را که شرع یا عقل، آن را برای من اثبات می‌کند،‌ انجام بدهم و نگران نتیجه‌ی آن نباشم. اما قطع نظر از اینکه نظام عالم، نظام احسن است و خدای متعال همه‌ی جریانات و حوادث را بر اساس حکمت عامی که بر همه‌ی جهان جاری می‌کند، اگر نتیجه‌ی مطلوب برای من حاصل نشد، حتی اگر مکرراً هم چنین اتفاقی بیفتد، این ناکامی برای ترک وظیفه در دفعات بعد حجت نمی‌شود. من در هر مرحله، باید طبق موازین شرعی و فقهی ببینم چه تکلیفی متوجه من است و همان را انجام بدهم. من مکلف به تکلیفم هستم؛ اثری بر آن مترتب بشود یا نشود، من مسئول آن نیستم. البته می‌دانیم که حکم خدا گزاف نیست و مصالحی برای آن مترتب خواهد شد؛ اما این در حوزه‌ی تکلیف من نیست. پس اگر تکلیف شرعی از طریق حکم عقل یا شرع ثابت شد، ما باید به تکلیف عمل کنیم؛ مسئول نتیجه‌اش هم نیستیم. این، یعنی اگر فردا هم انتخاباتی باشد، باید همان کاری را انجام بدهیم که دیروز کردیم. چرا؟ اولاً شاید این دفعه نتیجه بدهد؛ ثانیاً مَعْذِرَةً إِلَی رَبِّکُمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ. ما عذری برای کناره‌گیری و ترک تکلیف نداریم... علاوه بر اینکه نباید از ش ت ظاهری حسین (علیه ‌السلام) سرخورده شویم. باید خدا را هم شکر کنیم که چنین مصیبتی بر ما وارد شد و خدای متعال آن را برای ما وسیله‌ی سعادت و رحمت و فضل در دنیا و آ ت قرار داد؛ زیرا اطمینان داریم که اجر ا وی انجام وظیفه در هر حال محفوظ است و چه چیزی از این بالاتر که انسان بتواند در کاری مشارکت داشته باشد که هر نفسش عبادت است؛ خواه نتیجه‌ای که می‌خواهیم بر آن مترتب بشود یا نشود؛ اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم. بررسی‌های تاریخی سیره‌ی اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه‌ی اطهار (علیهم السلام) نیز به خوبی نشان‌دهنده‌ی آن است که در تکلیف‌مداری بزرگان دینی عنایت به نتایج اعمال مورد توجه بوده است. روشن است که این دسته از متفکران، با برداشتی که از شه‌ی دینی دارند، نتیجه‌ی عمل را به طور کامل رد نمی‌کنند، بلکه توجه به آن را از لوازم تکلیف نمی‌دانند. جالب اینجاست که برخی تحلیل‌گران کوشیده‌اند که با استفاده از جمله‌ی تاریخ (رحمت الله علیه) که «همه‌ مأمور به ادای تکلیف و وظیفه‌ایم، نه مأمور به نتیجه»، ایشان را در زمره‌ی گروه اول قرار دهند که البته با استدلال‌ها و قرائنی که در ادامه خواهد آمد، نادرست بودن این تحلیل اثبات خواهد شد. 2- اص نتیجه و مقدم بودن آن بر تکلیف چنین نگاهی را بیشتر می‌توان در رهیافت‌های برون‌دینی و غیراخلاق‌مدارانه جست‌وجو کرد که مشهورترین آن سیاست مشهور «ماکیاولیستی» است که به نیکلا ماکیاولی، فیلسوف ایتالیایی قرن 15 و 16 میلادی، منسوب است. ماکیاولی معتقد بود اگر هدف، مقدس و قابل دفاع باشد، می‌توان کاربرد ابزارهای شرور و غیراخلاقی را توجیه کرد؛ چرا که هدف وسیله را توجیه می‌کند؛ هدفی که می‌خواهد خیر عموم را به ارمغان بیاورد. ماکیاولی در کتاب «شهریار» چنین نوشته است: «می‌باید دانست که یک شهریار، به ویژه شهریاری نو ت، نمی‌تواند در شه‌ی داشتنِ همه‌ی آن خیم‌هایی (خوی و طبیعت) باشد که در [میان] مردم، نیک شمرده می‌شود، زیرا برای پاسداری از تِ خویش چه بسا ناگزیر است درست‌پیمانی و نیکوکاری و مردم‌دوستی و دین‌داری را زیرِ پا نهد. بنابراین می‌باید چنان خویی داشته باشد که با دگر شدنِ روزگار و ضرورت‌های آن دگرگون شود و چنان ‌که گفتیم، جانبِ نیکی را فرونگذارد، اگر بشود، اما هر گاه ضروری باشد، بتواند به شرارت نیز دست یازد. طبیعی است که چنین شه‌هایی چندان در چارچوب‌های دینی پذیرفته نمی‌شود و در طول تاریخ و خصوصاً در میان متفکران ی، کمتر متفکری دیده شده است که به صراحت چنین رویکردی را به تکالیف اجتماعی دینی پذیرفته باشد. 3- توجه هم‌زمان به تکلیف و نتیجه در این رویکرد، علی‌رغم آنکه تکلیف‌مداری و عمل به تکالیف اجتماعی اص دارد، اما در ضمن عمل به تکلیف، به نتیجه‌بخش بودن و اثرات و پیامدهای آن نیز توجه می‌گردد. این رویکرد به روشنی در شه و سیره‌ی ان انقلاب ی، یعنی (رحمت الله علیه) و خامنه‌ای (مد ظله ‌العالی)، دیده می‌شود. ی (مد ظله)، در دیدار اخیر خود با دانشجویان و در پاسخ به پرسش تعدادی از دانشجویان در همین باب، به روشنی چارچوب نگاه خود و راحل (رحمت الله علیه) را در مسئله‌ی تکلیف و نتیجه چنین ارائه دادند: «رابطه‌ی تکلیف‌مداری با دنبال نتیجه بودن چیست؟ فرمودند: ما دنبال تکلیف هستیم. آیا این معنایش این است که دنبال نتیجه نبود؟ چطور می‌شود چنین چیزی را گفت؟ بزرگوار که با آن شدت، با آن حدّت، در سنین کهولت، این همه سختی‌ها را دنبال کرد، برای اینکه نظام ی را بر سر کار بیاورد و موفق هم شد، می‌شود گفت که ایشان دنبال نتیجه نبود؟ حتماً تکلیف‌گرایی معنایش این است که انسان در راه رسیدن به نتیجه‌ی مطلوب، بر طبق تکلیف عمل کند؛ بر خلاف تکلیف عمل نکند، ضدتکلیف عمل نکند، کار نامشروع انجام ندهد؛ والّا تلاشی که پیغمبران د، اولیای دین د، همه برای رسیدن به نتایج معینی بود؛ دنبال نتایج بودند. مگر می‌شود گفت که ما دنبال نتیجه نیستیم؟ یعنی نتیجه هر چه شد، شد؟ نه. البته آن ی که برای رسیدن به نتیجه، بر طبق تکلیف عمل می‌کند، اگر یک وقتی هم به نتیجه‌ی مطلوب خود نرسید، احساس پشیمانی نمی‌کند؛ خاطرش جمع است که تکلیفش را انجام داده. اگر انسان برای رسیدن به نتیجه، بر طبق تکلیف عمل نکرد، وقتی نرسید، احساس خسارت خواهد کرد؛ اما آنکه نه، تکلیف خودش را انجام داده، مسئولیت خودش را انجام داده، کار شایسته و بایسته را انجام داده است و همان طور که قبلاً گفتیم، واقعیت‌ها را ملاحظه کرده و دیده است و بر طبق این واقعیت‌ها برنامه‌ریزی و کار کرده، آ ش هم به نتیجه نرسید، خب احساس خسارت نمی‌کند؛ او کار خودش را انجام داده. بنابراین اینکه تصور کنیم تکلیف‌گرایی معنایش این است که ما اصلاً به نتیجه نظر نداشته باشیم، نگاه درستی نیست.» فصل چهارم: وظیفه خواص