متن شب وصل عهدیه

به نقل از خبرگزاریها در مورد متن شب وصل عهدیه : یه شب یه روز یه ماه یه سال
یه عمره که میگردم بدحال
چو کبوتر بی پرو بال
میرم همه جا...
یه روز دیدم گم شد جونم
دور افتادم از آشیونم
بی خونمونم سرگردونم
بی او به خدا...
سلطان قلبم کجائی کجائی
رفتی که بر من به شادی گشائی
دروازه های بهشت طلائی
اما صد افسوس...
رفتی و برد از کفم زندگانی
عشق و امید مرا در جوانیفصل اول ( ترانه صفاران )فصل دوم ( سحر صالح کمایی- محدثه معین)فصل سوم ( حسن ملازاده-فرانک قاسم ابادی)فصل چهارم ( الهه مشرف-جمیله چوپانی)فصل پنجم ( کیومرث مرادی -مسعود نگهبان)فصل ششم ( سرور فتحی -طاهره گمار )فصل هفتم ( تک نف. یه دم صبح مریم کوچولو خواب خوابه بعثی ها هجوم آوردند یه چفیه گردن مهدی میشه اعزام سوی جبهه علی کوچولو پنج سالشه اشک توچشماش شده حلقه عهدیه سرکلاسه میپرسه خانوم اجازه چرا رنگ جنگ سیاهه بچه ها همه تند معلم میگه اشتباهست رنگ جنگ ایران همون رنگ پرچم سبز سفید قرمز
# 1 2 3 a حبیب رضایی – جابر احمدی الهه فدائی – فاطمه باق ور سرور فتحی – طاهره گمار b مهشید نکویی –فاطمه رستمی جمیله چوپانی- ساجده کیانی مسعود نگهبان-کیومرث مرادی c مهناب صفاران –زهرا ادیم حسن ملا زاده-رودابه قاسم آبادی ساناز خدادادی –مهسا حبیبی d زهرا زارع –ندا صاحبی الهه مشرف –طیبه معتضدیان محدثه معین –سحر صالح کمایی e عهدیه علیخ. موسسه مک کینزی مطلبی منتشر کرده و در آن"کتاب هایی که مدیران شرکت های معتبر در سال 2017 در حال مطالعه هستند" را آورده است. شناخت این کتاب ها به شناخت ذهنیت آن افراد کمک شایانی می کند. مطلب مشابه همین برای سال 2016 هم منتشر شده بود.
ترجمه بعضی از این کتاب ها منتشر شده :
در سال 2017 کفش‎باز : خاطرات بنیان‎گذار نایکی/ نوشته ی فیل نایت ؛ ترجم. سلیمانی و بهروز وثوقی http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_025.jpg


زنده یاد سید علی میری و شیلا خداداد http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_055.jpg


ناصر ملک مطیعی، جعفری و بهروز وثوقی http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_031.jpg


زنده یاد نعمت الله آغاسی و فروزان http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_011.jpg


محمدرضا شجریان، همسرش کتایون خوانساری و رایان پسرشان

http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha.jpg


امید، خواننده محبوب ایرانی http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_021.jpg


ملکه رنجبر، زنده یاد کیومرث ملک مطیعی و گیتی ساعتچی http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_012.jpg


زنده یاد محمدعلی فردین، پوری بنایی و داوود رشیدی http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_036.jpg


محمدعلی فردین، ایرج نوذری و منوچهر اسماعیلی http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_007.jpg


ناصر ملک مطیعی، نصرت الله وحدت و محمد علی فردین http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_003.jpg


زنده یاد بیک ایمانوردی http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_044.jpg


بهروز وثوقی و گوگوش http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_030.jpg


ژاله علو و جمشید مشایخی http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_010.jpg


مریم جلالی و بهزاد فراهانی در مشهد http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_034.jpg


منوچهر وثوق و زنده یاد فردین http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_020.jpg


زنده یاد مهناز و ناصر ملک مطیعی http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_005.jpg


عارف و گوگوش http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_022.jpg


مادران سفرکرده سینمای ایران http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_032.jpg


اطلاعیه درگذشت زنده یاد ایرج قادری http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_052.jpg


جمع هنرمندان سریال آژانس دوستی http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_048.jpg


مهناز افشار http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_043.jpg


بهروز وثوقی و آنتونی کویین http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_047.jpg


دلکش و گوگوش http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_028.jpg


ع ی بسیار قدیمی از عادل فردوسی پور http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_018.jpg


زنده یاد محمد علی فردین و گوگوش http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_027.jpg


زنده یاد رضا بیک ایمانوردی و شهناز تهرانی http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_029.jpg


زنده یاد فریدون فرخزاد http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_037.jpg


ناصر ملک مطیعی و سعید راد http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_046.jpg


بهروز وثوقی و گوگوش http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_053.jpg


عزت الله انتظامی http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_041.jpg


گوگوش http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_051.jpg


زنده یاد http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_016.jpg


ایرج و گلپا http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_042.jpg


لیلا فروهر http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_019.jpg


زنده یاد ایرج قادری http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_024.jpg


حمیرا http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_009.jpg


زنده یاد بیک ایمانوردی http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_054.jpg


نلی http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_026.jpg


فروزان http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_006.jpg


زنده یاد تقی ظهوری http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_050.jpg


عهدیه http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_045.jpg


داریوش

http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_038.jpg


نوش آفرین http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_039.jpg


ستار http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_015.jpg


زنده یاد ویگن و دخترش آیلین http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_013.jpg


زنده یاد بیک ایمانوردی http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_004.jpg


بهروز وثوقی http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_040.jpg


زنده یاد فردین http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_014.jpg


منوچهر وثوق http://up08.persianfun.info/img/91/8/pf/axhaye-kamyab-bazigaran/ghadimiha_008.jpg اول اینکه : رفتم رشت آزمون مسئول فنی ...
خب اینکه آزمون منابع نداشت و اولین دوره برگزاریش بود و بیشترین تعداد شرکت کننده تو گیلان بوده ( مثلا قزوین 34 تا و گیلان رشته ما 280 نفر ووو.... ) اینا بماند ..
ـآزمون کشوری بود و پاسخ نامه از تهران. یه ساعت و نیم موندن تا ما ها رو جابه جا . شماره صندلی ها به شماره پاسخ نامه نمیخورد و برای بعضی صندل. نام های زیبای قرآنی و ی   مبینا =آشکار و روشن،از اسامی کلام وحی   نور =معنیش روشه،از اسامی خدا(نور آسمانها و زمین)   نورا=درخشان ،تابان(از نور میاد)   مهنا(mohanna) =گوارا و خوش   حنیفا= حق ،راست(لقب ادیان توحیدی و مسلک حضرت ابراهیم)   حنیفه=حق ،راست(لقب ادیان توحیدی و مسلک حضرت ابراهیم)   مهدی(مهدا خونده میشه،دخترونست)=هدای. «اکب ور» یک موسیقی دانِ به معنای واقعی ست. کارهایی که می کند هویت دارند. جان دارند. تا امروز بسیار سمفونی و سونات و سوئیت نوشته برای ار تر های کوچک و بزرگ و بسیار آهنگ هایی که دیگران ساخته اند را هارمونی کرده و به اجرا کشانیده یا که برای شان ویولون نواخته. این ها جدای از آهنگ ها و ترانه های ماندگاری ست که از حنجره های تمام نشدنی ای مثل «ایرج»، «عهدیه»، «مازیار»، «حمیرا»، «سیما بینا»، «مسعودی»، «سیما مافیها»، «پوررضا»، «شیون»، «گلچین»، «فانی»، «سیمین غانم»، «مرجان» و… به گوشِ اهالی ایران زمین رسیده و به دل هاشان نشسته. اکب ور همه چیزش موسیقی ست. جوری که هیچ نمی شود او را بی ساز و آواز فهمید. سندش هم این: گفته اند «هفت» فرزند دارد به نیت «هفت حرف» الفبایِ موسیقی! زمستان ۹۰، نفس های واپسین اش را می کشید که به تاکید “علی رضا پورامید”، قرار گفتگو با «کاسعلی اکب ور»، جور شد. «اکب ور» را هرگز از ظاهر ساده و بی پیرایه، و هم گفتار صمیمی و بی تکلف اش نمی شود شناخت. همین است که وقتی اول بار، بساط گفت و شنود پهن شد، شبهه ناک جلوه می کرد برایم لقبی را که “تیمورگورگین” رفیق دیرین اش را با آن به من و دیگران می شناساند؛ “بتهون گیلان!”. «اکب ور» به واقع نابغه ایست در موسیقی. نه فقط در گیلان. که در همه ی پهنه ی ایران. این را فقط وقتی می شود فهمید که گذشته ها را کاوید و صداهای فراموش شده ی ممنوعه ی غبار گرفته را از پس زمان بیرون کشید و دوباره از جان شنید. موسیقیِ درست، ریشه دار، پراحساس، دغدغه مند و متعهد به زاد و بوم، که عطرِ خوشِ طبیعتِ بکر و دلپسندِ گیلان از نُت به نُت اش برمی خیزد و به جان می نشیند. موسیقیِ عمیق که فهمش مداقه می خواهد و تامل. که سوگوارانه باید گفت؛ از سوی ما و آنهایی که باید، هیچ کوششی در کشف آن صورت نگرفته، پس تماشای زیبایی های موسیقایی نهفته در پس مهِ فراموشی، هیچ به تجربه ی جمعی کشانیده نشده. و این گونه است که “بتهون گیلان” همین حالا، غریبانه در غربت، عمر می فرساید و باز معصوم و بی ادعا، برای خاکی که فراموشی، ادب و آئینش اش شده، از دل، آهنگ و تصنیف و ترانه می سازد… – آقای اکب ور! علی رغم آثار قابل توجهی که در حوزه موسیقیِ بومی و ملَی (در پیش و پس از انقلاب) خلق کرده اید، اما کمتر جایی صحبتی از شما به میان آمده و یا این که گفتگویی از شما در نشریات و رسانه های جمعی خوانده شده. حالا این دلیلش چیست بماند! اما برای همین به گمانم نیاز است که در ابتدای گفتگو، مقداری از گذشته تان و هم نحوه گرایشات به موسیقی در روزهای کودکی و جوانی برای مان تعریف کنید. البته حالا برای من مشکل است از گذشته بگویم و باید وقت باشد و مدتی بگردم و از آرشیو چیزهایی که می خواهید را برایتان پیدا کنم. اما اگر بخواهید درباره فعالیتهایم در گذشته بیشتر بدانید کتابهایی هست و باید بگردید و پیدای شان کنید و ببینید که مثلاً «اکب ور» کی هست؟ کتابهایی مثل «مردان موسیقی سنتّی و نوین ایران»، «کتاب گلهای جاویدان» و .. که «حبیب الله نصیری فر» منتشر کرده. حالا من حرفی ندارم و صحبتی نیست. که من اصلاً ی نیستم و در حد صفرم. و چندان خوشم هم نمی آید که درباره خودم حرف بزنم. این که شما می خواهید باید عرض کنم من نهم فروردین ۱۳۱۳ متولد شدم. در «سیاه اسطلخ» (حوالی خشکبیجار). اما توی شناسنامه ام نوشته اند نهم فروردین ۱۳۱۲! این تغییر تاریخ را هم چون آن موقع گمان شان بود که عدد ۱۳ شگون ندارد و نحس است توی شناسنامه ام انجام دادند! پدرم «حاج اسماعیل اسطلخی» نام داشت. مادرم هم از خانواده ی مجتهدین بود. به نام «حاج سید محمود ”؛ پیش مسجد “بادی الله” رشت. یعنی اول در “بادی الله” رشت ن بودند و بعد از آن جا کوچیدند به جایی که حالا به «سیاه اسطلخ» معروف است. من آنجا متولد شدم. در سه- چهار سالگی به خاطر مشکلاتی که بود س رستی ام را سپردند به ام. یعنی در خانه ی همان «حاج سید محمود » که فوت شده بود مقیم شدم. آن موقع «حاج سید محمَد » بزرگتر فامیل بود و هم او، و انی دیگر از دور و نزدیک من را حفظ د و حمایتم د تا بزرگتر شدم. از ۵- ۶ سالگی جنگل و دریا را زیاد دوست داشتم و به خصوص زیاد می رفتم حوالی تپه ماهورهای کنار دریای کاسپین. یادم هست وقتی بزرگتر بودم و در خشکبیجار ن بودیم ، یک آقایی به نام «کوچی آقاجان» که پیش مسجد خشکبیجار هم بود و از فک و فامیل مادری ام بود، سفارشم را خیلی می کرد و به همه می گفت؛ «این کاسعلی حتمن یک چیزی می شه» با اصرار و حمایت او هم بالا ه من را فرستادند مدرسه. تاکید هم داشت که چون استعدادم بالا است حتماً باید بروم رشت برای تحصیل و من هم رفتم. فکر می کنم سن و سالم بالا بود و یک ساله ۵-۶ کلاس را با هم گرفتم. همان روزها هم بود که گرایش پیدا به موسیقی. – وضع مالی خانواده چه جوری بود؟ چه ی تامین تان می کرد برای تحصیل و فراگیری موسیقی؟ مشکل که زیاد بود . اما همان آقای و کلاً فامیل های دور و نزدیکِ «کوچی آقاجان» و «پیله آقاجان» و بقیه که اسمشان یادم نیست کمک مان می د و من هم زیر سایه ی خدای مهربان و کمک این عزیزانِ مادری، خوب درس خواندم . – آقای اکب ور! اولین معلم هایی که برای آموزش نوازندگی داشتید چه انی بودند؟ ای کاش این ها را قبلتر می گفتید و جوابها را جمع و جور می برایتان. استعداد من توی فراگیری موسیقی خیلی بالا بود. تا جایی که از همان ۱۳٫ ۱۴ سالگی در «رادیو فانوسی» کنسرت می دادم. من آن موقع اسم رادیو بی سیم رشت را گذاشته بودم فانوسی! ویولون می زدم و زنده اجرا می .آن موقع با آقای «مسعودی»،آقای «جفرودی» و خواننده های دیگری که اسم هاشان یادم نیست کار می . ِ اول من اما قبل از ورودم به رادیو بی سیم، «موسیو یِرواند» بود. من ویولون را در رشت نزد «موسیو یرواند» فرا گرفتم. بیشتر در . همان طور که گفتم تقریبا از سال ۲۸ دیگر جدی ساز می زدم و آهنگ هم می ساختم. و چون در نوجوانی استخدام شدم، هم برای ار تر ساز می زدم و هم قطعه می ساختم. و البته در ار ترها و اپراها هم انجام وظیفه می . یادم هست خیلی آهنگها را توی ماشین و در مسیر رشت به تهران می نوشتم. خاطرم می آید؛ آن موقع منزل ما مسجد بادی الله بود. بارها و بارها می شد که من ویولون به دست وقتی می دیدم واعظی- فیلسوفی دارد توی مسجد حرف می زند می رفتم و می نشستم پای منبرش. با ساز! خوشم می آمد از شنیدن حرفهای نو. حرفهایی از فضا. جهان ماورا و… این نگاه فلسفی و هم علاقه مندی به طبیعت خیلی موثر بود در نوع نوازندگی و آهنگ هایی که می ساختم. – در گیلان علاوه بر “موسیو یرواند” از “کیهان دیوان بیگی”و “رکن الدین نژند” هم چیز آموختید؟ بله. حالا خیلی از اسمها را در خاطرم نیست. – خب! همان طور که گفتید خودتان ار تری هم داشتید در رشت. بله. در همان سالهای جوانی ار تری هم داشتم که مثلاً «آقای امانی» برای آن فلوت می زد. در رادیو فانوسی با آن ار تر برنامه اجرا می کردیم و آنقدر خوب بود که «بنان» هم وقتی در ۱۳۳۴ شمسی به رشت آمد با ار تر ما اجرای برنامه کرد و کنسرت هم می داد. یادم می آید اجراهای مان توی سالن «ارامنه” بود. در رادیو و هم در اجراهای زنده ” نادر پوردلجو”،”میخچی” و “امانی” بودند و آقایی هم بود که سنتور می زد و حالا اسمش یادم نیست… – آمنین؟ بله! نوازنده خوبی بود و آهنگ هم می ساخت. در اجراهای دیگرمان (بعدها) توی رادیو و کنسرتها “ناصر مسعودی” می خواند و دیگرانی هم بودند که من اسمشان یادم نمی آید و آهنگ های من را خواندند. ولی می توانم بعد برایتان پیدا کنم. – در گیلان مثلاً “فانی” و “گلچین و “پوررضا”؟ بله. اما “مسعودی” از همه بیشتر. برای آنها هم که نام بردید آهنگ ساختم. – تهران که بودید حتماً از انی هم آموزش موسیقی دیده اید؟ من در تهران نزد «ابراهیم روحی فر» چیزهای بیشتری از ویولون آموختم. بعد از «والوت تارخانیان». از “اقدس پورتراب” هم پیانو را فرا گرفتم. – در تحقیقاتی که انجام شده دیده ام که اسامی بزرگان دیگری هم هست که شما نزد آنها آموزش دیده اید و هم در کارهای مهمی با ایشان همکاری داشته اید. مثل؛ “محمود کریمی”، “حسن رادمرد”، “رحمت الله بدیعی”، “توماس کریستین دیوید”، “مصطفی پورتراب”، “حسین دهلوی”، “فرهاد ف الدینی”، و “احمد پژمان”… بله. این ها که گفتید با همه شان کار . وضعیت من در دهه چهل و پنجاه جوری بود که وقتی در تهران آموزش می دیدم در هم تدریس می ؛ ویولون، ویولا و هم پیانو را. حالا در دهه چهل چون هم درس می خواندم هم درس می دادم زیاد وقفه می افتاد توی کارهایم. البته من هم به خاطر علاقه ام به آهنگسازی هرگز نخواستم درجه نظامی بگیرم و افسر بشوم و برای همین هیچ وقت درجه دار نبودم. بعد منتقل شدم به خیلی جاها مثل مشهد و کرمانشاه و.. آن وقت دیگر در نظامی درس موسیقی می دادم. همان سالهای ۵۰- ۵۱ هم لیسانس موسیقی گرفتم. – همان موقع هم بورسیه انگلستان گرفتید؟ لیسانس موسیقى را که در رشته‏ى آهنگسازى از هنرکده‏ى موسیقى ملى گرفتم از اولین نفراتی بودم که بورس ادامه‏ى تحصیل در زمینه ی موسیقى در کشور انگلستان به او تعلق گرفت. اما به خاطر وضعیت تاهل و تعهدات به خانواده از عزیمت به خارج منصرف شدم. آ ن وقت دیگر در ایران، در ار ترسمفونیک های کوچک و بزرگ کار می . با ان مطرح ایرانی و خارجی که حالا اسم شان خاطرم نیست. – در ار تر ملّی با ف الدینی. ار تر باربد، نکیسا و ار ترهاى بزرگ رادیو و تلویزیون ار تر عماد رام. دهلوی، و… بله. درست یادآوردید. با همه این ار ترها کنسرت می دادیم؛ مثلا در “تالار رودکی”. و با ار تر خودم هم اجراهای مختلف می گذاشتم. در رشت هم همین جور. می رفتیم جاهای دور و نزدیک. در “گیلان” و “مازندران” یادم نیست دقیقاً کجاها می رفتیم. اما در تهران چرا! در ار تر بزرگ ملی به ی “فرهاد ف الدینی” همه ی ایران و خاور دور و نزدیک و میانه و کشورهای عربی و اروپا…حتی چین را سفر کردیم و اجرای موسیقی داشتیم. – در تهران که بودید ترانه و تصنیف هم برای خواننده های مطرح آن زمانِ ایران زیاد ساختید. مقداری از آنها بگوئید. بله. مثلا برای “ایرج” حدود ۱۵-۲۰ آهنگ ساختم. یادم هست در این اوا ، حتی در یادواره ی “فردین” یکی از کارها را از من خواستند که ساختم و “ایرج” خواند. برای “سیما بینا” هم کار آماده . برای “حمیرا” و “مرجان” و “سیما مافیها”و “نادرگلچین” هم کار . البته هنوز هم در جلساتی که هفتگی داریم «مافیها» را می بینم. – از ارتباط تان با مرحوم “مازیار کیانی نژاد” برای مان بگوئید . ترانه ی معروف “ساقی” یا همان “امشب دلی ش ته دارم” را چه شد که برایش ساختید؟ بله. این ترانه را که گفتید، وقتی برای “مازیار” ساختم سریع همه گیر شد و بیشتر از همه ی کارها گُل کرد. “مازیار” خیلی دوست داشت که من برایش آهنگ بسازم. خودش اما آن قدر افتاده و موقر و متین و انسانیتش بالا بود که وقتی می خواست با من دست بدهد یا روبوسی کند می افتاد به پاهایم! من هم یک بار گفتم ؛ «باهات قطع رابطه می کنم اگه باز هم این جوری برخورد کنی!» بالا ه رابطه مان جوری بود که من خانه اش می رفتم و او خانه ی من می آمد. یک بار توی تمرین ها این آهنگ را کار کردیم و خوب در آمد و ضبط هم شد و خیلی طرفدار پیدا کرد. ی هم که شعرش را گفت “پدرام” نام داشت که او هم متاسفانه مثل “مازیار” از دنیا رفت. – حتماً خودتان می دانید که اتفاقاً روی سنگ مزار «مازیار» متن همین ترانه را نوشته اند ” دیگر ستاره ای ندارم ساقی. عمر دوباره ای ندارم ساقی”.. مازیار انسان بود. من خیلی کارهای دیگر هم برایش ساختم که متاسفانه گُم شدند و حالا اثری ازشان نیست. از این ها گذشته آن زمان تقریباً همکاری داشتم با هرچه خواننده ی آقا و خانم که در تهران بود. مثل “ناصر مسعودی” که چند ده تا از آهنگهای من را به گویش گیلکی اجرا کرد. “رشید وطن دوست”، “مهرداد کاظمی”، ” بهرام گودرزی، “جهانگیر زمانی”، “قدمی”، “بهرام حصیری”، یا “صادق صادقی” که مدتهاست رفته به اروپا و حالا هم بازنشسته شده.آهنگِ معروفِ “میرزا یار زحمتکشان بود” را هم من ساختم و “صادقی” خواند و بعد به فارسی و حتی به زبان روسی و فرانسوی روی همان آهنگِ من دکلمه می شد. البته برای میرزا کارهای دیگری هم ساختم. یک جوری میرزا کوچک از فامیلهای مادری من هم بود. حتی خاطرم هست یکبار برای یک درباره نهضت جنگل با ما مصاحبه هم د و گرفتند. حدود سی سال پیش. به جز این خیلی کارهای دیگر هم هست مثل مجموعه ی “نغمه های زندگی”، “سوئیت ها” و “سمفونی ها” روی قطعه های گوناگون برای “ویولون”، “فلوت”، ” نی” و برای “پیانو”… که برای ار ترهای بزگ و کوچک ساختم. – همکاری تان با شیون چگونه بود؟ من برای شیون آهنگهای کاستهای ۳ و ۴ گیله اوخوان را ساختم. یعنی شیون روی آهنگهای من شعرهایش را خوانده. روی آن آهنگ ها خواننده هایی هم هستند که ترانه خوانده اند که اسامی شان حالا یادم نیست. – اگر می شود اسامی شعرای دیگری را هم که روی شعرهای شان ترانه و تصنیف ساخته اید برای مان بگوئید. من روی اشعار خیلی از شعرای قدیم و معاصر ایران آهنگ ساخته ام. “شمس تبریزی”، “مولانا”، “سعدی”، “پروین”، “ صرانی”، “ شادان”، “ماهدخت مخبر”، “بهمن فرخی”، “شهدی لنگرودی” ، “جعفر مهرداد” و .. مخصوصاً “تیمور گورگین” که از دوستان قدیمی و صمیمی بنده هست. -که فکر می کنم «آفتاب گوله» معروفترین کار مشترکتان بود با »تیمور گورگین» بله. که آن را هم ناصر مسعودی خواند. – در پرونده کاری تان شعرای نامدار دیگری هم هستند که برای آهنگهای تان ترانه نوشته اند؛ «سیمین بهبهانى»، «شهین حنانه»، «آذر صرافپور»، «شهر آشوب»، «راغب»، «خورشیدى»… زیاد بودند. من نزدیک ۵۰۰ ترانه و آهنگ ساختم.. – شما کار مشترک هم با “م. آزاد” داشتید برای ک ن. منظورم نوار قصه های ک نه است که خیلی هم طرفدار داشت. از آن ها برایمان بگوئید. بله. من برای بچه ها هم کارهایی نوشتم که نوار قصه شد. این نوارها آن وقتها بیرون و روبروی تهران پخش می شد. آهنگها بر اساس قصه های «م. آزاد»؛ مثل “قصه ی پیرزن»، «گربه بلا. موش ناقلا» و… تهیه شد . “م. آزاد” ۲۴ تا اثر کوچک در قالب کتاب قصه برای بچه ها داشت که از من خواست و من روی بعضی هاشان آهنگ ساختم. حالا یادم آمد که آهنگ”پیرزن پیرهن گلی” را هم ساختم. آن وقت ها خانُمی در گیلان بود که اسمش را یادم نیست. قصه می خواند و من روی قصه خوانی اش “ویولون” می زدم. آثار موسیقی دان های بزرگ ایران و جهان را و هم آهنگهای خودم را. آن خانم قصه می گفت و من لابه لای کلامش سُلو می زدم. – این اجراهای مشترک قصه و موسیقی در کجاها شکل می گرفت؟ در سالنهای ارامنه. گاهی اوقات هم توی . یا مثلاً تالاری هست در رشت حوالی زرجوب؟ آنجاها اجرای برنامه داشتیم و استقبال خوبی هم می شد. – خب! شما سوئیت و سمفونی هم ساخته اید. اما نکته ی قابل توجه این است که همیشه در خلق آثار موسیقایی تان به فرهنگ بومی گیلکی نگاه جدی داشته اید. حتی از روایت ها و قصه های محلی برای ساخت همین قطعات بهره گرفته اید. نمونه اش هم قطعه ی ماندگار “گیشه دمرده” بله. «گیشه دمرده» را هم من ساختم . بر اساس یک حکایت مشهور گیلکی. درباره ی نوعروسی که می بردنش اما در مسیر ، پُلِ دِه فرو می ریزد و این عروس می افتد در آب و غرق می شود. در همه این سالها از این قطعه به شکلهای مختلف و در جاهای مختلف استفاده شده و بسیار زیاد هم شنیده شده است. -یکی دیگر از سوئیت هایی که ساخته اید و منشاء بومی هم دارد “دوره گرد قصه گو” ست. انگار این قطعه و نوار کاستش هم در دوره خودش بسیار دوست داشتنی و پرمخاطب هم شد. بله. کاست “دوره گرد قصه گو” خیلی گُل کرد. من این سوئیت را برای مرد آواره ای ساختم که بچه ها خیلی اذیتش می د. می بینید که اینجا هم بر روی یک داستان، سوئیت ساختم. آن وقت ها “سعدی” نامی بود در “انزلی” که بچه ها و همسرش از خانه بیرونش کرده بودند. او هم توی خیابان زندگی می کرد. برای عابرها شعر می خواند و پولی گیرش می آمد و گذران می کرد. حالا که صحبت به این جا کشید، من خیلی دوست دارم که اسم “سعدی دوره گرد” را حتماً بیاورید. اخلاقش جوری بود که برای مثال اگر ماهی بیست تومان نیاز زندگی اش بود، و دویست تومان عایدش می شد، همان بیست تومان را بر می داشت و بقیه را صدقه می داد. می بخشید! این سعدی برای من خیلی عزیز بود و همان هم سبب شد برایش این قطعه را بسازم.
کاسعالی اکب ور. فریدون شهبازیان و محسن کلهر/ استودیو پاپ تهران
ضبط نوارهای قصه برای ک ن/ نوشته م. آزاد – آقای اکب ور! شما از معدود آهنگسازانی هستید که بعد از انقلاب (یعنی از همان روزهای آغازینش) بالاخص ایّام جنگ در حوزه ی موسیقی فعال بودید و اتفاقاً آثار جدی و ماندگاری هم خلق کردید. از این دوره فعالیت تان برای مان تعریف کنید. روزهای جنگ، شوهرِ خواهرم هم شهید شد. همراهِ شهید فهمیده. من برای آن هایی که با جان از این خاک دفاع د زیاد آهنگ ساختم. برای مثال “شهید وطن” را ساختم روی شعری از “حمید سبزواری”، ” بلند آسمان” را هم که خیلی با استقبال مواجه شد و خوب شنیده می شد. تصنیف های گیلکی و مازندرانی و آذری هم زیاد ساختم که در آرشیو مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی موجود هست. – شما حالا با این همه تجربه ی جدی در عرصه ی موسیقی کلاسیک و بومی ایران، در سن ۷۸ سالگی چه کار می کنید؟ تا همین اوا در سه کلاس موسیقی تدریس می . هم می رفتم برای آموزش دانشجویان. حالا چون مادر بچه ها یک مقداری داشت از کارهایم کم و فعلاً در آموزشگاه موسیقی “سلمک” در جُردن درس ویولن می دهم. همین روزها دوستانی که با هم آشنا هستیم در جلسات آموزشی، خواسته اند که نوازنده هایی را که سابقه ی همکاری با هم داریم را جمع کنیم برای اجرای برنامه و کنسرت. من هم در صدد هستم از “میلاد کیایی” که از افتخارات موسیقی ماست بخواهم همراهی کند و نوازنده هایی را معرفی کند تا گروه جمع شود برای تمرین و اجرای کنسرت. حالا باید ببینم با دغدغه هایی که هست، می توانیم یا نه. – منظورم این است که مسئولین و متولیان فرهنگ هیچ حواسشان به شما و این همه خدمتی که در عرصه موسیقی انجام داده اید هست؟ یعنی جویای احوال هستند و حمایت می کنند؟ ببینید! هر در زندگی خودش وظیفه ای دارد و کار من هم این بوده. خب! در این مدت گاهی از آن مقامات بالا مثل آقای “لاریجانی” من را جزو چهرهای ماندگار معرفی کرده اند و تجلیل هم شده ام. البته من در برابر بزرگان صِفرم. من از کودکی خوشم می آمد از موسیقی. برای همین هم در همین حوزه ها تحصیل و آموزش دیدم. البته در این مسیر خیلی ها به من لطف داشته اند و محبت کرده اند. چه در زمان های گذشته و چه در این زمان. مخصوصاً آقای “فرهاد ف الدینی” که برای من و موسیقی ما زحمت کشیده اند و می کشند. ایشان صدای فرهنگ ما شده اند از زبان موسیقی. باعث افتخار ماست که به واسطه ی ایشان صدای ایران به هر جای دنیا از خاورمیانه گرفته تا اروپا و .. می رسد. حالا که بحث به اینجا رسید اجازه بدهید از بعضی دوستان هم یاد کنم. آقای «مسعودی» که همیشه به من لطف دارند و من هم متقابلاً به ایشان علاقه مندم. در گذشته بسیار با ایشان کار مشترک داشته ام که متاسفانه در جریان انقلاب از بین رفتند و فقط تعداد اندکی از آنها را در آرشیوم دارم. آقای «غلامرضا امانی» و «تیمور گورگین» هم که از عزیزان هستند. یک آقایی هم بود در انزلی که ویولون می زد و در شورای موسیقی هم بود؟ – منوچهر ویسانلو؟ بله. بله. به ایشان و بقیه دوستان در گیلان سلام برسانید و بفرمائید مشتاق دیدارشانم. اما بگذارید اینجا از خانواده ام هم یاد کنم. من اگر توانستم کار درستی را در عرصه موسیقی به انجام برسانم حاصل زحمات و حمایت های خانواده ام بود. زمانی که سخت بیمار بودم و توی بیمارستان بستری بودم، همسرم “شوکت ترش دهی” و بچه ها بسیار حمایتم می د و حتی خاطرم هست لباس و ساز اجرای کنسرتم را می آوردند بیمارستان و من همان جا لباس می پوشیدم و می رفتم تالار رودکی روی صحنه و برمی گشتم! همیشه در سختی ها همراهم بودند و من بی نهایت از ایشان ممنونم. حالا هم دلم به همین خوش است که بچه ها هستند و به مادرشان می رسند. که یک خانواده به معنای واقعی هستیم. برگرفته ازkhoroosjangi.com ار تر همنوازان/ رشت/ اوا دهه ۳۰ خورشیدی نفر سوم، نشسته از چپ: کاسعلی اکب ور ار تر همنوازان/ رشت/ اوا دهه ۳۰ خورشیدی
نفر سوم، نشسته از چپ: کاسعلی اکب ور «اکب ور» یک موسیقی دانِ به معنای واقعی ست. کارهایی که می کند هویت دارند. جان دارند. تا امروز بسیار سمفونی و سونات و سوئیت نوشته برای ار تر های کوچک و بزرگ و بسیار آهنگ هایی که دیگران ساخته اند را هارمونی کرده و به اجرا کشانیده یا که برای شان ویولون نواخته. این ها جدای از آهنگ ها و ترانه های ماندگاری ست که از حنجره های تمام نشدنی ای مثل «ایرج»، «عهدیه»، «مازیار»، «حمیرا»، «سیما بینا»، «مسعودی»، «سیما مافیها»، «پوررضا»، «شیون»، «گلچین»، «فانی»، «سیمین غانم»، «مرجان» و… به گوشِ اهالی ایران زمین رسیده و به دل هاشان نشسته. اکب ور همه چیزش موسیقی ست. جوری که هیچ نمی شود او را بی ساز و آواز فهمید. سندش هم این: گفته اند «هفت» فرزند دارد به نیت «هفت حرف» الفبایِ موسیقی! زمستان ۹۰، نفس های واپسین اش را می کشید که به تاکید “علی رضا پورامید”، قرار گفتگو با «کاسعلی اکب ور»، جور شد. «اکب ور» را هرگز از ظاهر ساده و بی پیرایه، و هم گفتار صمیمی و بی تکلف اش نمی شود شناخت. همین است که وقتی اول بار، بساط گفت و شنود پهن شد، شبهه ناک جلوه می کرد برایم لقبی را که “تیمورگورگین” رفیق دیرین اش را با آن به من و دیگران می شناساند؛ “بتهون گیلان!”. «اکب ور» به واقع نابغه ایست در موسیقی. نه فقط در گیلان. که در همه ی پهنه ی ایران. این را فقط وقتی می شود فهمید که گذشته ها را کاوید و صداهای فراموش شده ی ممنوعه ی غبار گرفته را از پس زمان بیرون کشید و دوباره از جان شنید. موسیقیِ درست، ریشه دار، پراحساس، دغدغه مند و متعهد به زاد و بوم، که عطرِ خوشِ طبیعتِ بکر و دلپسندِ گیلان از نُت به نُت اش برمی خیزد و به جان می نشیند. موسیقیِ عمیق که فهمش مداقه می خواهد و تامل. که سوگوارانه باید گفت؛ از سوی ما و آنهایی که باید، هیچ کوششی در کشف آن صورت نگرفته، پس تماشای زیبایی های موسیقایی نهفته در پس مهِ فراموشی، هیچ به تجربه ی جمعی کشانیده نشده. و این گونه است که “بتهون گیلان” همین حالا، غریبانه در غربت، عمر می فرساید و باز معصوم و بی ادعا، برای خاکی که فراموشی، ادب و آئینش اش شده، از دل، آهنگ و تصنیف و ترانه می سازد… – آقای اکب ور! علی رغم آثار قابل توجهی که در حوزه موسیقیِ بومی و ملَی (در پیش و پس از انقلاب) خلق کرده اید، اما کمتر جایی صحبتی از شما به میان آمده و یا این که گفتگویی از شما در نشریات و رسانه های جمعی خوانده شده. حالا این دلیلش چیست بماند! اما برای همین به گمانم نیاز است که در ابتدای گفتگو، مقداری از گذشته تان و هم نحوه گرایشات به موسیقی در روزهای کودکی و جوانی برای مان تعریف کنید. البته حالا برای من مشکل است از گذشته بگویم و باید وقت باشد و مدتی بگردم و از آرشیو چیزهایی که می خواهید را برایتان پیدا کنم. اما اگر بخواهید درباره فعالیتهایم در گذشته بیشتر بدانید کتابهایی هست و باید بگردید و پیدای شان کنید و ببینید که مثلاً «اکب ور» کی هست؟ کتابهایی مثل «مردان موسیقی سنتّی و نوین ایران»، «کتاب گلهای جاویدان» و .. که «حبیب الله نصیری فر» منتشر کرده. حالا من حرفی ندارم و صحبتی نیست. که من اصلاً ی نیستم و در حد صفرم. و چندان خوشم هم نمی آید که درباره خودم حرف بزنم. این که شما می خواهید باید عرض کنم من نهم فروردین ۱۳۱۳ متولد شدم. در «سیاه اسطلخ» (حوالی خشکبیجار). اما توی شناسنامه ام نوشته اند نهم فروردین ۱۳۱۲! این تغییر تاریخ را هم چون آن موقع گمان شان بود که عدد ۱۳ شگون ندارد و نحس است توی شناسنامه ام انجام دادند! پدرم «حاج اسماعیل اسطلخی» نام داشت. مادرم هم از خانواده ی مجتهدین بود. به نام «حاج سید محمود ”؛ پیش مسجد “بادی الله” رشت. یعنی اول در “بادی الله” رشت ن بودند و بعد از آن جا کوچیدند به جایی که حالا به «سیاه اسطلخ» معروف است. من آنجا متولد شدم. در سه- چهار سالگی به خاطر مشکلاتی که بود س رستی ام را سپردند به ام. یعنی در خانه ی همان «حاج سید محمود » که فوت شده بود مقیم شدم. آن موقع «حاج سید محمَد » بزرگتر فامیل بود و هم او، و انی دیگر از دور و نزدیک من را حفظ د و حمایتم د تا بزرگتر شدم. از ۵- ۶ سالگی جنگل و دریا را زیاد دوست داشتم و به خصوص زیاد می رفتم حوالی تپه ماهورهای کنار دریای کاسپین. یادم هست وقتی بزرگتر بودم و در خشکبیجار ن بودیم ، یک آقایی به نام «کوچی آقاجان» که پیش مسجد خشکبیجار هم بود و از فک و فامیل مادری ام بود، سفارشم را خیلی می کرد و به همه می گفت؛ «این کاسعلی حتمن یک چیزی می شه» با اصرار و حمایت او هم بالا ه من را فرستادند مدرسه. تاکید هم داشت که چون استعدادم بالا است حتماً باید بروم رشت برای تحصیل و من هم رفتم. فکر می کنم سن و سالم بالا بود و یک ساله ۵-۶ کلاس را با هم گرفتم. همان روزها هم بود که گرایش پیدا به موسیقی. – وضع مالی خانواده چه جوری بود؟ چه ی تامین تان می کرد برای تحصیل و فراگیری موسیقی؟ مشکل که زیاد بود . اما همان آقای و کلاً فامیل های دور و نزدیکِ «کوچی آقاجان» و «پیله آقاجان» و بقیه که اسمشان یادم نیست کمک مان می د و من هم زیر سایه ی خدای مهربان و کمک این عزیزانِ مادری، خوب درس خواندم . – آقای اکب ور! اولین معلم هایی که برای آموزش نوازندگی داشتید چه انی بودند؟ ای کاش این ها را قبلتر می گفتید و جوابها را جمع و جور می برایتان. استعداد من توی فراگیری موسیقی خیلی بالا بود. تا جایی که از همان ۱۳٫ ۱۴ سالگی در «رادیو فانوسی» کنسرت می دادم. من آن موقع اسم رادیو بی سیم رشت را گذاشته بودم فانوسی! ویولون می زدم و زنده اجرا می .آن موقع با آقای «مسعودی»،آقای «جفرودی» و خواننده های دیگری که اسم هاشان یادم نیست کار می . ِ اول من اما قبل از ورودم به رادیو بی سیم، «موسیو یِرواند» بود. من ویولون را در رشت نزد «موسیو یرواند» فرا گرفتم. بیشتر در . همان طور که گفتم تقریبا از سال ۲۸ دیگر جدی ساز می زدم و آهنگ هم می ساختم. و چون در نوجوانی استخدام شدم، هم برای ار تر ساز می زدم و هم قطعه می ساختم. و البته در ار ترها و اپراها هم انجام وظیفه می . یادم هست خیلی آهنگها را توی ماشین و در مسیر رشت به تهران می نوشتم. خاطرم می آید؛ آن موقع منزل ما مسجد بادی الله بود. بارها و بارها می شد که من ویولون به دست وقتی می دیدم واعظی- فیلسوفی دارد توی مسجد حرف می زند می رفتم و می نشستم پای منبرش. با ساز! خوشم می آمد از شنیدن حرفهای نو. حرفهایی از فضا. جهان ماورا و… این نگاه فلسفی و هم علاقه مندی به طبیعت خیلی موثر بود در نوع نوازندگی و آهنگ هایی که می ساختم. – در گیلان علاوه بر “موسیو یرواند” از “کیهان دیوان بیگی”و “رکن الدین نژند” هم چیز آموختید؟ بله. حالا خیلی از اسمها را در خاطرم نیست. – خب! همان طور که گفتید خودتان ار تری هم داشتید در رشت. بله. در همان سالهای جوانی ار تری هم داشتم که مثلاً «آقای امانی» برای آن فلوت می زد. در رادیو فانوسی با آن ار تر برنامه اجرا می کردیم و آنقدر خوب بود که «بنان» هم وقتی در ۱۳۳۴ شمسی به رشت آمد با ار تر ما اجرای برنامه کرد و کنسرت هم می داد. یادم می آید اجراهای مان توی سالن «ارامنه” بود. در رادیو و هم در اجراهای زنده ” نادر پوردلجو”،”میخچی” و “امانی” بودند و آقایی هم بود که سنتور می زد و حالا اسمش یادم نیست… – آمنین؟ بله! نوازنده خوبی بود و آهنگ هم می ساخت. در اجراهای دیگرمان (بعدها) توی رادیو و کنسرتها “ناصر مسعودی” می خواند و دیگرانی هم بودند که من اسمشان یادم نمی آید و آهنگ های من را خواندند. ولی می توانم بعد برایتان پیدا کنم. – در گیلان مثلاً “فانی” و “گلچین و “پوررضا”؟ بله. اما “مسعودی” از همه بیشتر. برای آنها هم که نام بردید آهنگ ساختم. – تهران که بودید حتماً از انی هم آموزش موسیقی دیده اید؟ من در تهران نزد «ابراهیم روحی فر» چیزهای بیشتری از ویولون آموختم. بعد از «والوت تارخانیان». از “اقدس پورتراب” هم پیانو را فرا گرفتم. – در تحقیقاتی که انجام شده دیده ام که اسامی بزرگان دیگری هم هست که شما نزد آنها آموزش دیده اید و هم در کارهای مهمی با ایشان همکاری داشته اید. مثل؛ “محمود کریمی”، “حسن رادمرد”، “رحمت الله بدیعی”، “توماس کریستین دیوید”، “مصطفی پورتراب”، “حسین دهلوی”، “فرهاد ف الدینی”، و “احمد پژمان”… بله. این ها که گفتید با همه شان کار . وضعیت من در دهه چهل و پنجاه جوری بود که وقتی در تهران آموزش می دیدم در هم تدریس می ؛ ویولون، ویولا و هم پیانو را. حالا در دهه چهل چون هم درس می خواندم هم درس می دادم زیاد وقفه می افتاد توی کارهایم. البته من هم به خاطر علاقه ام به آهنگسازی هرگز نخواستم درجه نظامی بگیرم و افسر بشوم و برای همین هیچ وقت درجه دار نبودم. بعد منتقل شدم به خیلی جاها مثل مشهد و کرمانشاه و.. آن وقت دیگر در نظامی درس موسیقی می دادم. همان سالهای ۵۰- ۵۱ هم لیسانس موسیقی گرفتم. – همان موقع هم بورسیه انگلستان گرفتید؟ لیسانس موسیقى را که در رشته‏ى آهنگسازى از هنرکده‏ى موسیقى ملى گرفتم از اولین نفراتی بودم که بورس ادامه‏ى تحصیل در زمینه ی موسیقى در کشور انگلستان به او تعلق گرفت. اما به خاطر وضعیت تاهل و تعهدات به خانواده از عزیمت به خارج منصرف شدم. آ ن وقت دیگر در ایران، در ار ترسمفونیک های کوچک و بزرگ کار می . با ان مطرح ایرانی و خارجی که حالا اسم شان خاطرم نیست. – در ار تر ملّی با ف الدینی. ار تر باربد، نکیسا و ار ترهاى بزرگ رادیو و تلویزیون ار تر عماد رام. دهلوی، و… بله. درست یادآوردید. با همه این ار ترها کنسرت می دادیم؛ مثلا در “تالار رودکی”. و با ار تر خودم هم اجراهای مختلف می گذاشتم. در رشت هم همین جور. می رفتیم جاهای دور و نزدیک. در “گیلان” و “مازندران” یادم نیست دقیقاً کجاها می رفتیم. اما در تهران چرا! در ار تر بزرگ ملی به ی “فرهاد ف الدینی” همه ی ایران و خاور دور و نزدیک و میانه و کشورهای عربی و اروپا…حتی چین را سفر کردیم و اجرای موسیقی داشتیم. – در تهران که بودید ترانه و تصنیف هم برای خواننده های مطرح آن زمانِ ایران زیاد ساختید. مقداری از آنها بگوئید. بله. مثلا برای “ایرج” حدود ۱۵-۲۰ آهنگ ساختم. یادم هست در این اوا ، حتی در یادواره ی “فردین” یکی از کارها را از من خواستند که ساختم و “ایرج” خواند. برای “سیما بینا” هم کار آماده . برای “حمیرا” و “مرجان” و “سیما مافیها”و “نادرگلچین” هم کار . البته هنوز هم در جلساتی که هفتگی داریم «مافیها» را می بینم. – از ارتباط تان با مرحوم “مازیار کیانی نژاد” برای مان بگوئید . ترانه ی معروف “ساقی” یا همان “امشب دلی ش ته دارم” را چه شد که برایش ساختید؟ بله. این ترانه را که گفتید، وقتی برای “مازیار” ساختم سریع همه گیر شد و بیشتر از همه ی کارها گُل کرد. “مازیار” خیلی دوست داشت که من برایش آهنگ بسازم. خودش اما آن قدر افتاده و موقر و متین و انسانیتش بالا بود که وقتی می خواست با من دست بدهد یا روبوسی کند می افتاد به پاهایم! من هم یک بار گفتم ؛ «باهات قطع رابطه می کنم اگه باز هم این جوری برخورد کنی!» بالا ه رابطه مان جوری بود که من خانه اش می رفتم و او خانه ی من می آمد. یک بار توی تمرین ها این آهنگ را کار کردیم و خوب در آمد و ضبط هم شد و خیلی طرفدار پیدا کرد. ی هم که شعرش را گفت “پدرام” نام داشت که او هم متاسفانه مثل “مازیار” از دنیا رفت. – حتماً خودتان می دانید که اتفاقاً روی سنگ مزار «مازیار» متن همین ترانه را نوشته اند ” دیگر ستاره ای ندارم ساقی. عمر دوباره ای ندارم ساقی”.. مازیار انسان بود. من خیلی کارهای دیگر هم برایش ساختم که متاسفانه گُم شدند و حالا اثری ازشان نیست. از این ها گذشته آن زمان تقریباً همکاری داشتم با هرچه خواننده ی آقا و خانم که در تهران بود. مثل “ناصر مسعودی” که چند ده تا از آهنگهای من را به گویش گیلکی اجرا کرد. “رشید وطن دوست”، “مهرداد کاظمی”، ” بهرام گودرزی، “جهانگیر زمانی”، “قدمی”، “بهرام حصیری”، یا “صادق صادقی” که مدتهاست رفته به اروپا و حالا هم بازنشسته شده.آهنگِ معروفِ “میرزا یار زحمتکشان بود” را هم من ساختم و “صادقی” خواند و بعد به فارسی و حتی به زبان روسی و فرانسوی روی همان آهنگِ من دکلمه می شد. البته برای میرزا کارهای دیگری هم ساختم. یک جوری میرزا کوچک از فامیلهای مادری من هم بود. حتی خاطرم هست یکبار برای یک درباره نهضت جنگل با ما مصاحبه هم د و گرفتند. حدود سی سال پیش. به جز این خیلی کارهای دیگر هم هست مثل مجموعه ی “نغمه های زندگی”، “سوئیت ها” و “سمفونی ها” روی قطعه های گوناگون برای “ویولون”، “فلوت”، ” نی” و برای “پیانو”… که برای ار ترهای بزگ و کوچک ساختم. – همکاری تان با شیون چگونه بود؟ من برای شیون آهنگهای کاستهای ۳ و ۴ گیله اوخوان را ساختم. یعنی شیون روی آهنگهای من شعرهایش را خوانده. روی آن آهنگ ها خواننده هایی هم هستند که ترانه خوانده اند که اسامی شان حالا یادم نیست. – اگر می شود اسامی شعرای دیگری را هم که روی شعرهای شان ترانه و تصنیف ساخته اید برای مان بگوئید. من روی اشعار خیلی از شعرای قدیم و معاصر ایران آهنگ ساخته ام. “شمس تبریزی”، “مولانا”، “سعدی”، “پروین”، “ صرانی”، “ شادان”، “ماهدخت مخبر”، “بهمن فرخی”، “شهدی لنگرودی” ، “جعفر مهرداد” و .. مخصوصاً “تیمور گورگین” که از دوستان قدیمی و صمیمی بنده هست. -که فکر می کنم «آفتاب گوله» معروفترین کار مشترکتان بود با »تیمور گورگین» بله. که آن را هم ناصر مسعودی خواند. – در پرونده کاری تان شعرای نامدار دیگری هم هستند که برای آهنگهای تان ترانه نوشته اند؛ «سیمین بهبهانى»، «شهین حنانه»، «آذر صرافپور»، «شهر آشوب»، «راغب»، «خورشیدى»… زیاد بودند. من نزدیک ۵۰۰ ترانه و آهنگ ساختم.. – شما کار مشترک هم با “م. آزاد” داشتید برای ک ن. منظورم نوار قصه های ک نه است که خیلی هم طرفدار داشت. از آن ها برایمان بگوئید. بله. من برای بچه ها هم کارهایی نوشتم که نوار قصه شد. این نوارها آن وقتها بیرون و روبروی تهران پخش می شد. آهنگها بر اساس قصه های «م. آزاد»؛ مثل “قصه ی پیرزن»، «گربه بلا. موش ناقلا» و… تهیه شد . “م. آزاد” ۲۴ تا اثر کوچک در قالب کتاب قصه برای بچه ها داشت که از من خواست و من روی بعضی هاشان آهنگ ساختم. حالا یادم آمد که آهنگ”پیرزن پیرهن گلی” را هم ساختم. آن وقت ها خانُمی در گیلان بود که اسمش را یادم نیست. قصه می خواند و من روی قصه خوانی اش “ویولون” می زدم. آثار موسیقی دان های بزرگ ایران و جهان را و هم آهنگهای خودم را. آن خانم قصه می گفت و من لابه لای کلامش سُلو می زدم. – این اجراهای مشترک قصه و موسیقی در کجاها شکل می گرفت؟ در سالنهای ارامنه. گاهی اوقات هم توی . یا مثلاً تالاری هست در رشت حوالی زرجوب؟ آنجاها اجرای برنامه داشتیم و استقبال خوبی هم می شد. – خب! شما سوئیت و سمفونی هم ساخته اید. اما نکته ی قابل توجه این است که همیشه در خلق آثار موسیقایی تان به فرهنگ بومی گیلکی نگاه جدی داشته اید. حتی از روایت ها و قصه های محلی برای ساخت همین قطعات بهره گرفته اید. نمونه اش هم قطعه ی ماندگار “گیشه دمرده” بله. «گیشه دمرده» را هم من ساختم . بر اساس یک حکایت مشهور گیلکی. درباره ی نوعروسی که می بردنش اما در مسیر ، پُلِ دِه فرو می ریزد و این عروس می افتد در آب و غرق می شود. در همه این سالها از این قطعه به شکلهای مختلف و در جاهای مختلف استفاده شده و بسیار زیاد هم شنیده شده است. -یکی دیگر از سوئیت هایی که ساخته اید و منشاء بومی هم دارد “دوره گرد قصه گو” ست. انگار این قطعه و نوار کاستش هم در دوره خودش بسیار دوست داشتنی و پرمخاطب هم شد. بله. کاست “دوره گرد قصه گو” خیلی گُل کرد. من این سوئیت را برای مرد آواره ای ساختم که بچه ها خیلی اذیتش می د. می بینید که اینجا هم بر روی یک داستان، سوئیت ساختم. آن وقت ها “سعدی” نامی بود در “انزلی” که بچه ها و همسرش از خانه بیرونش کرده بودند. او هم توی خیابان زندگی می کرد. برای عابرها شعر می خواند و پولی گیرش می آمد و گذران می کرد. حالا که صحبت به این جا کشید، من خیلی دوست دارم که اسم “سعدی دوره گرد” را حتماً بیاورید. اخلاقش جوری بود که برای مثال اگر ماهی بیست تومان نیاز زندگی اش بود، و دویست تومان عایدش می شد، همان بیست تومان را بر می داشت و بقیه را صدقه می داد. می بخشید! این سعدی برای من خیلی عزیز بود و همان هم سبب شد برایش این قطعه را بسازم.
کاسعالی اکب ور. فریدون شهبازیان و محسن کلهر/ استودیو پاپ تهران
ضبط نوارهای قصه برای ک ن/ نوشته م. آزاد – آقای اکب ور! شما از معدود آهنگسازانی هستید که بعد از انقلاب (یعنی از همان روزهای آغازینش) بالاخص ایّام جنگ در حوزه ی موسیقی فعال بودید و اتفاقاً آثار جدی و ماندگاری هم خلق کردید. از این دوره فعالیت تان برای مان تعریف کنید. روزهای جنگ، شوهرِ خواهرم هم شهید شد. همراهِ شهید فهمیده. من برای آن هایی که با جان از این خاک دفاع د زیاد آهنگ ساختم. برای مثال “شهید وطن” را ساختم روی شعری از “حمید سبزواری”، ” بلند آسمان” را هم که خیلی با استقبال مواجه شد و خوب شنیده می شد. تصنیف های گیلکی و مازندرانی و آذری هم زیاد ساختم که در آرشیو مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی موجود هست. – شما حالا با این همه تجربه ی جدی در عرصه ی موسیقی کلاسیک و بومی ایران، در سن ۷۸ سالگی چه کار می کنید؟ تا همین اوا در سه کلاس موسیقی تدریس می . هم می رفتم برای آموزش دانشجویان. حالا چون مادر بچه ها یک مقداری داشت از کارهایم کم و فعلاً در آموزشگاه موسیقی “سلمک” در جُردن درس ویولن می دهم. همین روزها دوستانی که با هم آشنا هستیم در جلسات آموزشی، خواسته اند که نوازنده هایی را که سابقه ی همکاری با هم داریم را جمع کنیم برای اجرای برنامه و کنسرت. من هم در صدد هستم از “میلاد کیایی” که از افتخارات موسیقی ماست بخواهم همراهی کند و نوازنده هایی را معرفی کند تا گروه جمع شود برای تمرین و اجرای کنسرت. حالا باید ببینم با دغدغه هایی که هست، می توانیم یا نه. – منظورم این است که مسئولین و متولیان فرهنگ هیچ حواسشان به شما و این همه خدمتی که در عرصه موسیقی انجام داده اید هست؟ یعنی جویای احوال هستند و حمایت می کنند؟ ببینید! هر در زندگی خودش وظیفه ای دارد و کار من هم این بوده. خب! در این مدت گاهی از آن مقامات بالا مثل آقای “لاریجانی” من را جزو چهرهای ماندگار معرفی کرده اند و تجلیل هم شده ام. البته من در برابر بزرگان صِفرم. من از کودکی خوشم می آمد از موسیقی. برای همین هم در همین حوزه ها تحصیل و آموزش دیدم. البته در این مسیر خیلی ها به من لطف داشته اند و محبت کرده اند. چه در زمان های گذشته و چه در این زمان. مخصوصاً آقای “فرهاد ف الدینی” که برای من و موسیقی ما زحمت کشیده اند و می کشند. ایشان صدای فرهنگ ما شده اند از زبان موسیقی. باعث افتخار ماست که به واسطه ی ایشان صدای ایران به هر جای دنیا از خاورمیانه گرفته تا اروپا و .. می رسد. حالا که بحث به اینجا رسید اجازه بدهید از بعضی دوستان هم یاد کنم. آقای «مسعودی» که همیشه به من لطف دارند و من هم متقابلاً به ایشان علاقه مندم. در گذشته بسیار با ایشان کار مشترک داشته ام که متاسفانه در جریان انقلاب از بین رفتند و فقط تعداد اندکی از آنها را در آرشیوم دارم. آقای «غلامرضا امانی» و «تیمور گورگین» هم که از عزیزان هستند. یک آقایی هم بود در انزلی که ویولون می زد و در شورای موسیقی هم بود؟ – منوچهر ویسانلو؟ بله. بله. به ایشان و بقیه دوستان در گیلان سلام برسانید و بفرمائید مشتاق دیدارشانم. اما بگذارید اینجا از خانواده ام هم یاد کنم. من اگر توانستم کار درستی را در عرصه موسیقی به انجام برسانم حاصل زحمات و حمایت های خانواده ام بود. زمانی که سخت بیمار بودم و توی بیمارستان بستری بودم، همسرم “شوکت ترش دهی” و بچه ها بسیار حمایتم می د و حتی خاطرم هست لباس و ساز اجرای کنسرتم را می آوردند بیمارستان و من همان جا لباس می پوشیدم و می رفتم تالار رودکی روی صحنه و برمی گشتم! همیشه در سختی ها همراهم بودند و من بی نهایت از ایشان ممنونم. حالا هم دلم به همین خوش است که بچه ها هستند و به مادرشان می رسند. که یک خانواده به معنای واقعی هستیم. برگرفته ازkhoroosjangi.com ار تر همنوازان/ رشت/ اوا دهه ۳۰ خورشیدی نفر سوم، نشسته از چپ: کاسعلی اکب ور ار تر همنوازان/ رشت/ اوا دهه ۳۰ خورشیدی
نفر سوم، نشسته از چپ: کاسعلی اکب ور ما یادگاران ضمن حمایت از حجت ال رئیسی، تلاش خواهیم کرد در روزهای آتی با انسجام جریان انقل و وحدت آفرین، آینده‌ای روشن، امیدوار کننده و با صلابت را برای ایران ی‌مان داشته باشیم. ما یادگاران ضمن حمایت از حجت ال رئیسی، تلاش خواهیم کرد در روزهای آتی با انسجام جریان انقل و وحدت آفرین، آینده‌ای روشن، امیدوار کننده و با صلابت را برای ایران ی‌مان داشته باشیم.   به گزارش فارس، بیش از هزار خانواده شهید و فرزندان شاهد از جمله زهرا کاوه فرزند محمود کاوه-لیلا زین الدین و خانواده شهیدان زین الدین-سمیه بروجردی فرزند شهید محمد بروجردی-خانواده شهید احمدی روشن-علی کشوری فرزند خلبان شهید احمد کشوری-سید سجاد صفوی فرزند شهید صفوی-زینب خداکرم فرزند شهید نورعلی خدا کرم-محدثه رستگار فرزند شهید کاظم رستگار-مجید فهمیده برادر شهید حسین فهمیده-زهرا دقایقی فرزند شهید اسماعیل دقایقی-خانواده های ان شهید صنیع خانی-مادر شهید ازی-فررند شهید نور علی شوشتری- سلیمه رودکی فرزند شهید عبدالله رودکی-خانواده شهید سلگی، طی بیانیه‌ای حمایت خود از حجت ال رییسی را در انتخابات ریاست جمهوری اعلام د.   در متن این بیانیه آمده است:   اینک که درآستانه دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری قرار داریم، به عنوان وارثان شهیدان در این آزمون تاریخی وسرنوشت ساز همگام با مردم آگاه، فهیم وانقل در تداوم راه شهیدان ، باعهدی که پدارانمان با فقید(ره) داشته اند با لبیک به فرمایشات فرزانه مان مبنی بر حضور حداکثری انتخابات به صحنه آمدیم تا نقشی موثر وشایسته در این انتخاب ایفا کنیم.   امروز مکلفیم منبعث از این نگاه آرمانی و رس ی که شهیدان بر دوشمان گذاشتند، در همه عرصه های اجتماعی و "فالستبقو الخیرات" را ملاک و الگو قرار دهیم و انتخاب خود را در این عرصه سرنوشت ساز بر خلاف مناسبات و بدیهیات متداول و متعارف سیاست ،اقدامی از سر خیرخواهی برای ملت عزیز ایران بدانیم و برای دفاع از آرمانهایی که هزاران جوان تقدیم تداوم آن کرده آیم در صحنه حاضر باشیم.   از عموم ملت ایران که همواره با حضور وانتخاب شایسته خود در طول تاریخ حافظ ونگهبان انقلاب وآرمان های مقدس هستند، میخواهیم بدون توجه به سیاه نماییها و ت یبهای انی که برای چرب و شیرین دنیا به هر روش و تهمتی تشبث میجویند وارد صحنه شوند و با فراست و ذکاوت عمل کنند و  آیه شریفه:   "قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَةٍ ۖ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى"   را الگوی عمل مخلصانه خویش قرار دهند و از ورود به دعواها و تنشهای ساختگی پرهیز کنند.   فرزندان وخانواده های "حجت ال سید ابراهیم رییسی "را در انتخابات ریاست جمهوری که توام با دوران بلوغ همه جانبه انقلاب ی است، را شایسته جایگاه ریاست جمهوری کشورمان، برای رسیدن به تراز تمدن بزرگ ایرانی -– ی دانسته ومعتقدیم با حضور ایشان کشورمان به عنوان الگویی عملی برای پیشرفت توام با عد برای خواهان ومستضعفان دنیا معرفی ونهادینه خواهد شد.   ما یادگاران ضمن حمایت از حجت ال رییسی، تلاش خواهیم کرد درروزهای آتی با انسجام جریان انقل و وحدت آفرین، آینده ای روشن، امیدوار کننده وبا صلابت را برای ایران ی مان داشته باشیم.   همچنین در ادامه مطلب اسامی دیگر عزیزان منتشر شده است.   -خانواده ان شهید شوقی--علی محمد عزیزی-زینب عزیزی-خدیجه ی-مجید عزیزی-رضا عزیزی-زهرا عزیزی-عباس عزیزی-محمد رضا عزیزی-رمضان قاضی زاده-کیوان بختیار-رقیه تیموری-احمد قاضی زاده-حسن قاضی زاده-سید علی قاضی زاده-ف الدین نوریان- ابراهیم پورحسینی- محمد جواد پورحسینی-محمد صادق کاظمی-علی احمدی-عزت اله جوانمرد-اشکان جوانمرد-احسان ی-شهرام ی-حبیب ی-علی مولا ی-ساره ی-مرضیه ی-طیبه رحمتی-هادی ی-سعیده ی-افاق ی-عاطفه شاکرمیان-حاجیه-اقدس جوانمرد-محمد صیدی-ناهید یوسفوند-پروانه رحیمی-اکرم رحیمی-بتول یوسفوند-عباس یوسفوند-زینب یوسفوند-ابوذریوسفوند-فرزانه یوسفوند-حاج محمد حسنوند-حاج شیر علی حسنوند-حشمت اله ولی پور-یاسین ولی پور-معصومه حسنوند-پروانه حسنوند-زهرا محمدی-اکرم حسنوند-مومنعلی صیدی-پریسا والی زاده-ماه پری چراغی-حسین صیدی-چنگیز جوانمرد-ذبیع اله حق نظری-شیرین جوانمرد-احمد رضا بازگیر-حمید رضا بازگیر-حسین بازگیر-کرمرضا بازگیر-ستاره بازگیر-سکینه جعفری-سیمین بازگیر-سوگند بازگیر-فاطمه بازگیر-مینا بازگیر-بهرام بازگیر-محمد بازگیر-مژگان بازگیر-سحر بازگیر-خانواده شهید علی اکبر عزیزی-خانواده شهید علی قدم کرمی-خانواده شهید نورکرم عزیزی-خانواده شهید موسی محمودی-خانواده شهید بگمیرزا اسدی-خانواده شهید طهماس ی-خانواده شهید مرادعلی رضایی-خانواده شهید مراد مریدی هزارخانی-خانواده شهید طلایی نصرت آبادی-خانواده شهید نیازعلی گل خاتونبانی-خانواده شهید مومنعلی حسینی-خانواده شهید محمد حسین حیدری-خانواده شهید قدرت الله لطوند-خانواده شهید تیمور سلیمانی-خانواده شهید رشیدی-خانواده شهید فیضی-خانواده شهید -میرزاعلی میری-پیر داد آدینه وند-پروین شفاهی-رقیه شفاهی-خدیجه شفاهی-غلامرضا شفاهی-نجیبه شفاهی-اخترشفاهی-زهرا اسودی-یونس زمانی-جانباز ناصر پهلوانی-خانواده جانبازصدیقی راد-جانباز محمد گنجیان-فاطمه کاظمی-صغری عزیزی-علی عزیزی-طیبه السادات ابراهیمی-سمیه مرادی-معصومه مرادی-زهرا مرادی-هاجر مرادی-محمد مرادی-سید حسین ابراهیمی نثار-اکرم حسینی-زهرا حسینی-سمیه حسینی-طاهره مرادی-آمنه حسینی-لیلا عیوتی-مجید عیوتی-هوری عزیزیان-سیدحسین ابراهیمی نثار-اکرم حسینی-زهرا حسینی-سمیه حسینی-طاهره مرادی-آمنه حسینی-لیلا عیوتی-مجید عیوتی-هوری عزیزیان-علی نصرت مستوفی-غلامحسین فرخی-میرزابگ بهاری-یونس ی-بهمن حسنوند-قدرت داوری علم-علی قلی علیپور-علی حسنوند-رضا کریم عزیزی-خداداد -شیرمراد پروانه پور-عبدالرحیم کرم الهی-زهرا عیوتی-محمد ولی کرمی-علی عزیزی-نرگس عزیزی-ناصر محمودی پاچال-زینب عزیزی(فرزند شهید نورکرم)-حمید رضا عزیزی-علی حیدر عزیزی-مصطفی حسنوند-حامد حسنوند-کامران حسنوند-سامان حسنوند-علی حجت حسنوند-محمدعلی حسنوند-ملک تاج یوسفوند-صفورا حسنوند-فرشته حسنوند-خانواده شهید علی نصرت مستوفی-خانواده شهید غلامحسین فرخی-خانواده شهید میرزابگ بهاری-خانواده شهید یونس ی-خانواده شهید بهمن حسنوند-خانواده شهید قدرت داوری علم-خانواده شهیدعلی قلی علیپور-خانواده شهید علی حسنوند-خانواده شهید رضا کریم عزیزی-خانواده شهید خداداد -خانواده شهید شیرمراد پروانه پور-خانواده شهید عبدالرحیم کرم الهی-خانواده شهید محمد بهروز هاشمی-خانواده شهید عزیزالله فتح الهی-خانواده شهید حسین رضا یوسفوند-خانواده شهید مرید علی حسنوند-خانواده شهید فتح الله احمدوند-خانواده شهید پرویز حسنوند-خانواده شهید علی حیدر حیدری-خانواده شهید مراد علی مومنی-خانواده شهید شکرالله ندری-خانواده شهید علی مدد مهدی پور-خانواده شهید اکبر ملکی حسنود-خانواده شهید علی عسگر حق نظری-خانواده شهید صید حیدر رحمتی-خانواده شهید عباسمراد رحمتی-خانواده شهید محمد ولی بهرام آبادی-خانواده شهید فریدون حسنوند-خانواده شهید هوشنگ ی-خانواده شهید عباس فلاح-خانواده شهید کرم بهرامی-خانواده شهید میرزا نقی زاده-خانواده شهید مریدعلی نصیرزاده-خانواده شهید فاضل حسنوند-خانواده شهید غلامرضا حسنوند-خانواده شهید سید مراد ی-خانواده شهید ابراهیم اسدپور-خانواده شهید قدرت کولیوند-خانواده شهید سیدکاظم کاکولوند-خانواده شهید سی دعلی کاکولوند-خانواده شهیدعزیزالله حسنوند-خانواده شهید قادربگ حسنوند-خانواده شهید محمد علی دری د-خانواده شهید شمسعلی دری د-خانواده جانباز علی مراد میر دری د-خانواده شهید محمدرضا عالی پور-خانواده شهیدان یدالله نوری و مجید نوری-خانواده شهیدان عبدالرحمان و عبدالوهاب فتح اللهی-خانواده شهید علی مرادی-خانواده شهید شیرعلی حسنوند-خانواده شهید اسفندیار حسنوند-خانواده شهید یوسف نوری-خانواده شهید میرزا مقدس-خانواده شهید اکبر فتح اللهی-خانواده شهید زاهدین خیرالهی-خانواده شهید عظیم یوسفوند-خانواده شهید حمزه ی -خانواده شهید جمشید رضایی-خانواده شهید هوشنگ حسودی-خانواده شهید یادگار منصوری-خانواده شهید خداکرم یوسفوند- خانواده شهید حمی فوند-خانواده شهید خدامراد یوسفوند-خانواده شهید رضا شنبه زاده-خانواده شهید جهانبخش احمدی-خانواده شهیدان حسین رضا سهراب زاده و گلوسهراب زاده-خانواده شهیدعلی کرم حسوند-خانواده شهیدحمیدپرسکی-خانواده شهید مهدی قیطولی-خانواده شهید سیدمحمدبرخه-خانواده شهید هادی جوانمرد-خانواده شهید زاهدین حق نظری-خانواده شهید علی یار جوانمرد-خانواده شهید علی راست جامی-خانواده شهید ابراهیم حسنوند-خانواده شهید داراب نادری- خانواده شهید احمدحاصلی-خانواده شهید پرویز دار -خانواده شهید عظیم پذیرش-خانواده شهید مجید همتی-خانواده شهید خداداد حسنوند-خانواده شهید حمید یوسفوند-خانواده شهید حشمت ی دهنو-خانواده شهید سلطانقلی نظری-خانواده شهید هادی سحرخیز -خانواده شهید عباس فیروزی-خانواده شهید عبدالمحمد ی-خانواده شهید عبدالحسین ی-خانواده شهید بیدامقلی ی-خانواده شهیدمیرزا قلی دلشاد-خانواده شهید محمد پاپی-خانواده شهید محمد باقر دانش-خانواده شهید مهراب مرادی-خانواده شهید علی مرادی پور-خانواده شهید فریدون مرادی-خانواده شهید هاشم مهر زاده-خانواده شهید صادق مدهنی-خانواده شهیدان میرسجاد وهمت حسنوند-خانواده شهید محم ی نظری-خانواده شهید علی کرم الهی-خانواده شهید محمدحمید نقدی پور-خانواده شهید حسن رضا فولادوند-خانواده شهید رضا فلک الدین-خانواده شهید عظیم یوسفوند-خانواده شهید سیروس فولادوند-خانواده شهید محم ی رضایی-خانواده شهیدان یوسف و ابوطالب بختیاری-خانواده شهید محمدرضا میرزایی-خانواده شهید عباس ی-خانواده شهیدان هادی نور و علی نور ی-خانواده شهید علی حجت حسوند-خانواده شهید علی محمد ابدالی-خانواده شهید ناصربایدری-خانواده شهید فضل الله نوروزی-خانواده شهید رحمان صالحی-خانواده شهید عزیزالله زینتی-خانواده شهید احمدرضا توانگر-خانواده شهیدان علی محمدحسنوند-خانواده شهید ابراهیم حسنوند-خانواده شهید احمدرضا نعمتی-خانواده شهید فاطمه کاکروند -خانواده شهید رضا مرادی-خانواده شهید یداله حسنی کاکروند-خانواده شهید عبدالرضا حقی -خانواده شهید یوسف کاکروند-خانواده شهید هدایت نوری-خانواده شهید علی پور شیخی-خانواده شهید حمیدمرادی-خانواده شهید رضا ی-خانواده شهیدان پاپی حسنوند و حسنوند- مهدی امینی-محمد کاظمی-عباس دهقانی- دهقانی-بهمن محمدی-علی حتمی-رضا قندهاری زاده-محسن پورساداتی-پروین گودرزی-علی فعال-علی احمدی-فیض الله افشار-خانم زیور قلی پور حسن آباد-همسر شهید کرم اله افشار-مرتضی رامین نیا-حامد محزون-مجید محزون-فاطمه رسولی-میثم عزیزی-جواد ملکی-میثم مداح-مسعود مداح-میثم فتحی-مریم طحان-خانواده شهید سید احمدشوقی-سید حسن شوقی -سید حسین شوقی-سید محمد شوقی-بی بی راضیه شوقی-مبارکه قربانی-خانواده شهید سید محمد شوقی-سید روح الله شوقی-سید رضا شوقی-بی بی معصومه شوقی-خانواده شهید سید احمد مهدیزاده-سید کاظم مهدیزاده-صفیه مهدیزاده-خانواده شهید محمد حسین رفعتی-عبدالله رفعتی-خانواده شهید محمدجانی- مهلا محمد جانی-ملیحه محمدجانی-یاسر باقری-عمار باقری-مریم بلندی-سعید قاسمی-سجاد قاسمی-احسان چوبدار-مصطفی چوبدار-احمدشبانه-حامد عرفانیان-ناصر بهلولی-حسن برغمدی-سیدمرتضی قدمگاهی-سیدمهدی حسینی-اکبر یوسفی-مهرداد احمدیان-زهرا ترکاشوند-مهدیه -پژمان سوری-علی سوری-حسین سلگی-محمد سلگی - فریبا ایزدی-علیمحمد قیاسی-احترام -نرگس علیشاهی-علی حسین شه -محمد تقی بهرامی- بهرامی-فریبرز شهبازی-علی شهبازی-فرشته شه -موسی سیف-احمد جهانگیری-احمد پور -علی احمدی-مجتبی سلیمی-مهرانگیز کرمی-معصومه قیطاسی   اسامى خانواده هاى ى م عان حرم استان خوزستان که حمایت خودرا از از ایت الله رئیسى اعلام - خانواده شهید سید مهدی - شهید منصور مسلمی سواری- شهید جبار دریساوی- شهید سید حمید تقوی فر-پاسدار شهید حسن حزباوی- شهیدعلی منیعات-رزمنده شهیدحبیب جنت مکان- شهید هادی کجباف- شهید روزبه هلیسایی- شهیدسیدجاسم نوری-پاسدارشهیدحاج عبدالکریم اصل غوابش-پاسدار شهید احمد حیاری-پاسدار شهید علیرضاقنواتی - شهید حاج حمید مختاربند- شهیدفرشادحسونی زاده- شهید نادر حمید-پاسدار شهید محمد ظهیری- شهید جبار عراقی-پاسدارشهید محمدرضا عسکری فر-پاسدارشهید حمید فاطمی اطهر-پاسدار شهید علی هیودی- شهید صالح حسن زاده-پاسدار شهید مجتبی زکوی-رزمنده شهید حاج رضا مولایی-طلبه میلاد بدری-پاسدار شهید احسان فتحی- شهید سید اصغر فاطمی چرغند-پاسدار شهید سید مجتبی ابوالقاسمی- شهید محمد هادی نژاد-رزمنده شهید ایوب رحیم پور- شهید اکبر شیر علی-پاسدار شهید فرامرز رضا زاده- شهید محمد رضا علیخانی- شهید ارشاد بهوندی- شهید جلال حبیب پور -پاسدارشهیدشیخ جابر زهیری-پاسدار شهید فرزاد زنگنه- شهید حاج سعید سیاح طاهری- شهید مصطفی خلیلی بلوطکی- شهید محمود مراد اسکندری- شهید داود نری میسایی- شهید علی حسین کا ش- شهید رضا عادلی- شهید حبیب رحیمی منش- شهید احمد مجدی نسب- شهید احمد حاجیوند الیاسی- شهید علیرضا حاجیوند غیاثی- شهید عباس کردونی- شهید حاج علی قربانی- شهید سعادت خواه- شهید مجید محمدی- شهید صالح صالحی-سرهنگ دوم ستاد مرتضی ذوالفقار نسب-پاسدار شهید محمد زلقی-پاسدار شهید رضا رستمی مقدم- شهید مهدی طهماسبی- شهید احمد مکیان-پاسدار شهید مهدی نظری-رزمنده شهید مصطفی رشید پور-رزمنده شهید عادل سعد-رزمنده شهید حاتم حمادی- محمدکیهانی-حجت ال مجتبی حداد-احمد کریمی آذر-حسین مددکار-سعیده نبوی هاشمی-حجت ال مرتضی رمضانی-حامد عابدی-سید محمد حسینی-رضا ستوده-حسین ثانی-غلامعلی رحیمی-رحمان آغازی-حجت ال غلامرضا ت-حجت ال سیدجواد زاده-محمد موسولو-محمدحسین ظریفیان-رجب اکبرزاده-مصطفی سجادی-احمد سعیدی-حسن اردشیری لاجیمی-حسین میرزایی-محمد انصاری بیدار-عفت السادات رباط جزی-سیدهادی یثربی-علی بهنام-محمدرضا نصیری- جواد پورعابد-حجت ال سید علی -علی رنجبر فردویی-مهدی آرانی-حسین باطنی-حجت ال محمد طاهر یعقوبی-رضا کرمی-محمدرضا باقرزاده-تقی صادقی- صبا رهرو-حجت ال علی کاظمی-زهرا السادات -محمد خامه گر-رضوان محدث پور-سید حسن -سکینه اتراکی-اسماعیل-کاظمی زرومی-محمود شیخ ال -محمدحسین ندری-احمد حسین فلاحی-ناصر جباری-یداله دادجو-محمود صفار-علی بیگدلی-سید علی زاده-اسماعیل توکلی-هادی عجمی-سیدعلی فدائی-مهدی احمدی-مهدی مهدوی-علی آقازاده-هادی قاینی زاده -احسان حسنی-معصومه حسنی-محمد اژدر-مهدی زند -طوبی معتمد-علی اوسطی- فاطمه صفورایی-جلال الدین رضوی-ناصر سید زاده-حسین روحی- علی محمد رضایی-محسن کریمیان-سید مرتضی سادات-فاطمه-ندری-روح اله ندری-خانواده شهید خداداد محمدی-خانواده شهیدخداداد محمدی-عزیزالله محمدی-فیض الله محمدی-عبدالله محمدی-رسول محمدی-مسعود محمدی-مریم محمدی-گل عنبر محمدی-ماه سلطان موسایی-خانواده جانباز مزعلی محمدی-خانواده شهید جانمحمد اکبری-خانواده شهید بیژن اکبری-خانواده شهید نور محمد اکبری-خانواده شهیدعلیرحم محمدی -خانواده شهید بهرام مولایی-خانواده شهید علی محمد ی-خانواده-شهید نریمان رحیمی-خانواده جانبازحسین صالحی-خانواده شهید اسفندیار یوسفی میهه ای-خانواده شهید صولت صالحی فارسانی-خانواده جانباز غلامعلی ایومن کرانی-خانواده جانباز ظاهری عبده وند-خانواده شهید اصلان موسایی-خانواده شهید سید اصغر میراحمدی-خانواده شهید قربانعلی داودی فارسانی-خانواده شهید سید شریف میراحمدی-خانواده شهید براتعلی جعفری فارسانی-خانواده شهید سهراب نوروزی-خانواده شهید م ع حرم علی عسگری-خانواده شهیدان ایوب و محمدرضا مکتبی-خانواده شهید فرهاد علیخانی-خانواده شهید محمدرضا عباسیان- خانواده شهید ایرج کرمیان بلداجی-خانواده شهید نصیر سلطانی بلداجی-خانواده شهید منوچهر صفیان بلداجی-خانواده شهید فریدون کشاورز-خانواده شهید م ع حرم حجه ال محمدعلی قلی زاده-جانباز والامقام بیژن مرادی-جانباز والامقام غلامعباس طاهری-جانباز والامقام یعقوب کوچکزاده-جانباز والامقام مهیار مرادی-جانباز والامقام یدالله شیرانی-جانباز والامقام قدمعلی قلعه ای-جانباز والامقام ابوالفتح خوری-جانباز 70 درصد والامقام سید عزیز هاشمی-جانباز 70 درصد والامقام رضایی-جانباز 50درصد والامقام سیامک توکلی-جانباز 70درصد والامقام کامران رحمانی-جانباز 70 درصد بیژن خدابنده-جانباز 70 درصد والامقام فرامرز حامدی-خانواده شهید محمد ب ی-خانواده شهید اسدالله ب ی-خانواده شهید امان اله ب ی-خانواده شهید حمداله ب ی-خانواده شهید بهروز اردشیری-خانواده شهید رمضان نادری- خانواده شهید سیروس فتحی-خانواده شهید علی باز حسنی-جانباز بیژن نقی پور-جانباز حسین بویری-جانباز روزعلی محمودی-جانباز ولی اله سعیدی-جانباز بهرام نادری-جانباز حاج حشمت الله مکتبی-جانباز جواد سلیمانی-جانباز اکبر محمدی-جانباز اصغر محمدی-لیلا بهرامی-زهرا بهرامی-رقیه بهرامی- سید محسن احمدزاده-مرتضی طهان-سید محمود زرگر-عباسعلی محمدی نژاد-مجید ایزدبخش-عطاالله صحافی-کیومرث نوروزی-ایرج نوروزی-حمید قدس-مجید قدس-محمدرضا خالصی-مجید کاشفی-صادق نصیری-محمد حسین حمزه-محمد طهان-نعمت الله رجبی-محمود فامیلی-محمد باقر امین الهی-خلیل الله بهرامی-علی اکبر نیکو-علیرضا فرخ نژاد-حسن شوکت پور-تقی مداح-رمضان مداح-سعیدرضا عربی-محمد علی اعر ان-علی اعر ان-حسین ناظمیان-علی عربی-مسعود رحیمیان-عباس مطیعی-حسن شاطری-علیرضا همتیان فر-عبدالمحمد محمد خانی-محمد ابراهیمیان-جلال طاهریان-سید جعفر احمد پناه-سید جمال احمد پناهی-سید مهدی احمد پناهی-مجید اخلاقی-محمد رضا اخلاقی-حسن اخلاقی-محمود ادب-عباسعلی ادب -جعفر ادب-رجبعلی ادب-کروش ارجمند زاده-شکر الله اصغری علائی-ابوالقاسم اصلاحی-حسین اعر -علی اصغر اعوانی-سیدمحمد افتخاری-سیامک افرادی-نوروز علی اکبری چاشمی-اسماعیل باتمانی-نبی ساعدی-محمد شریفیان-رضا رستمی-زهرا خدابنده لو-یدالله اسدی-خلیل عزیزی-امین مردوخیان-محمد مرادی-پروانه پیشیان-زمانه پیشیان-شیدا عدلی-مرتضی حلجوی-شاد علی احمدی-امید قنبری-امین مردوخیان-محمد صادقی-فرشاد فریدی-شهین فریدی-داوود زمانی-وریا کمانگر-اقبال صفوی-محمد خان باقری-یوسف باتری-برزو آفت -خالد ولدی-شورش محمدی-حشمت علی محمدی-حسام حیدری-رئوف صابری-زانیار صابری-صابر رحمانی-آزاد مرادی-ژیلا علیمحمدی-تیمور رحمانی-باقر آذر بوی-سلما بابایی-شهین بابایی- شیوا محمدی-الماس رضایی-پروانه عبداللهی-رمضان علیخانی-مهدی علیخانی-محمد حسین خدابنده لو- سید محسن احمدزاده-مرتضی طهان-سید محمود زرگر-عباسعلی محمدی نژاد-مجید ایزدبخش-عطاالله صحافی-کیومرث نوروزی-ایرج نوروزی-حمید قدس-مجید قدس-محمدرضا خالصی-مجید کاشفی-صادق نصیری-محمد حسین حمزه-محمد طهان-نعمت الله رجبی-محمود فامیلی-محمد باقر امین الهی-خلیل الله بهرامی-علی اکبر نیکو-علیرضا فرخ نژاد-حسن شوکت پور-تقی مداح-رمضان مداح-سعیدرضا عربی-محمد علی اعر ان-علی اعر ان-حسین ناظمیان-علی عربی-مسعود رحیمیان-عباس مطیعی-حسن شاطری-علیرضا همتیان فر-عبدالمحمد محمد خانی-محمد ابراهیمیان-جلال طاهریان-سید جعفر احمد پناه-سید جمال احمد پناهی-سید مهدی احمد پناهی-مجید اخلاقی-محمد رضا اخلاقی-حسن اخلاقی-محمود ادب-عباسعلی ادب -جعفر ادب-رجبعلی ادب-کروش ارجمند زاده-شکر الله اصغری علائی-ابوالقاسم اصلاحی-حسین اعر -علی اصغر اعوانی-سیدمحمد افتخاری-سیامک افرادی-نوروز علی اکبری چاشمی-اسماعیل باتمانی-نبی ساعدی-محمد شریفیان-رضا رستمی-زهرا خدابنده لو-یدالله اسدی-خلیل عزیزی-امین مردوخیان-محمد مرادی-پروانه پیشیان-زمانه پیشیان-شیدا عدلی-مرتضی حلجوی-شاد علی احمدی-امید قنبری-امین مردوخیان-محمد صادقی-فرشاد فریدی-شهین فریدی-داوود زمانی-وریا کمانگر-اقبال صفوی-محمد خان باقری-یوسف باتری-برزو آفت -خالد ولدی-شورش محمدی-حشمت علی محمدی-حسام حیدری-رئوف صابری-زانیار صابری-صابر رحمانی-آزاد مرادی-ژیلا علیمحمدی-تیمور رحمانی-باقر آذر بوی-سلما بابایی-شهین بابایی-شیوا محمدی-الماس رضایی-پروانه عبداللهی-رمضان علیخانی-مهدی علیخانی-محمد حسین خدابنده لو-جمال شهسواری-کامل شهسواری-جلیل شهسواری-کمال شهسواری-صلاح شهسواری-شاپور شهسواری-جبار شهسواری-سهیل شهسواری-ستاره شهسواری-گل چهره شهسواری -گل سیب شهسواری-افسانه شهسواری-مرضیه شهسواری-جبار ولی زاده-کمال ولی زاده-محمد ولی زاده-مهوش ولی زاده-کمال تن آرا-جمال تن آرا-لقمان محمدی-رضا محمدی-فواد محمدی-غلام رضا صفایی-خالد صفایی-حمید صفایی-احمد اسماعیلی-محمد اسماعیلی-رحیم اسماعیلی-کریم اسماعیلی-صدیق رحیمی-رشید رحیمی-سلیمان قربانی-هوشیار طهماسبی-فواد طهماسبی-کامیار قربانی-مهدی مظلومی-حسام رحیمی-محمد رحیمی-عارف رحیمی-هادی صیدی-مهدی صیدی-ایوب صیدی-طالب صیدی- قمری-سلام قمری -وحید شریفی-آکو شریفی-ف الدین مرادی-محمد مرادی-فرشید مهریاری-فواد مهریاری-فرید مهریاری-شیرزاد فرجی-عادل فرجی-میثم فرجی-کاوان مرادی-کمال مرادی-کامیار مرادی-سید اشرف حسینی-امجد پیروزی-اردشیر رحمانی-فرهاد اسماعیلی-کمال بهمنی-سامان علی کرمی-ایدریس علی کرمی-رمضان علی کرمی-محمد-علی کرمی-خسرو محمدی-یدالله رحیمی-کمال رحیمی-عبدالسلام کریمی-ایدریس کویک-صابر بارنامه-اسماعیل فرشته-امجد حسینی-حسین حیدری-فاروق قرادیان کردستانی-فاروق سالم-فردین خسروی-سالار لطفی-جمشید نصرتی-رسول کرمی-سیف الله کرمی-اسعد برازی-زاهد سبزی-محمد سبزی-اقبال سبزی-ابراهیم سبزی-مسعود برازی-ایوب کارگر-فرهاد خسروی-امجد نظری-حسام لطفی-اقبال بهمنی-محمد احمد یاری-فرهاد مرادی-سالار لطفی- حامد اصل پسندیان-پیمان اصل پسندیان-عابدی نوری مقدم-خانم نوری مقدم-اکبر نقوی-سیروس نقوی-علیرضا رضوی-برادر اقای رضوی- نریمانی-خانم نویدی-خانم ناهید فرمانبردار-حسن کنعانی-عباس پورعلی-حجت حسین زاده-بهزاد حسین زاده-اکبر مرد دل-اقای یادگاری-خانواده شهید مختاروند-بهنام فرزانجو-هادی پاکرو-سعید جمالی-وحید جمالی-مهدی محمودزاده-اسماعیل شاهی-صمد شاهی-یحیی ی-برادر اقای یحیی ی-جعفر نهندی-نادر نهندی-فیروز جوادی-شهاب سردرودی-محمد قردش پور-خانم قردش پور-ابوالفضل فرشباف-برادر ابوالفضل فرشباف-محسن کاظمی- معصومی-وحید رضازاده-برادران برمکی- -خانواده شهید والایی-خانواده شهید نوین-خانواده شهید فرزانه-خانواده شهید فتحی-خانم بهناز امینی-رستم اعظمی-مهدی ورامینی-اصغر رستم میدان-اکبر اعتمادی-اصغراعتمادی-رفیعه تیزچنگ حق-نعیمه تیزچنگ حق-الهام تیزچنگ حق-مریم بختیار-الیاس بختیار-آیت بختیار-مرجان بختیار-شیرین بختیار- خورشید تیموری راد-سیده باجی قریشی-محمود مرادی-علی ناصری نصب-افشار دری د-حمید دری د-حسن احمدی-حامد مرادی-شیر علی داوودی جانباز-زهرا محمدی- سیاوش میر-سید ماشاالله سهر -علی رستگار-فرهنگ نظری-کاظم میرهاشمی-حمید همت-افشار دری د-افشین دری د-افشین صفی زاده-افشین رحمتی-خانم آذر پی غم-احمد کشوری-جهانبخش مرادی دره-حامد کشوری-ناهید دری د-نورالله دری د-خوش صفا فلاح-اصغر عالیه پور-حسن ی-هادی ی-وحید ی-منصور پاشائی-محمد باقر محمد پور میرزائی-مطلب کاظم سلطانپور جعفرعلی تاری-محمدرضاکریم اقبالی-رضا تقوی-توحید جلالی-تقی جهانبانیان-اصغر خوش کلام-جواد خدایار-محمود خانبابائی-میر ناصر حیدری-مجید حسینی-مرتضی داوودی-سید مجید زکی اسکوئی-اصغر رزمی-کریم رستمی-محمدرضا رضاپور-مهدی سامی-توحید ستاری-حسین سلیمان زاده-زهرا سلیمان زاده-حسین شاهدی-اکبر شهبازی-علی صابری- شهنوازی-سعید صادقی-رضا محمدی-حجت طالب-عبدالله عبادتی-مهدی عباسی-مرتضی عباسی-خلیل عبدلی-رحمت الله عطائی-علی علیزاده-سعید غلامی-اصغر غلامی-بهروز فرج الله زاده-أبرح قسمتی-ارسلان قویدل-فرشید کرمی-ایرج کریمی-عبدالله کنعانی-محمد مهدی محبوبی-سعیده متذکر-سجاد محمدیان-منصوره ملکی-اصغر معبودی-توحید محمد سعیدی-سید حسن -سید حسین-رضا یونسی-یوسف آقائی-اسماعیل هاشمی-هوشنگ نادری-میرحبیب میر پور-رحیم نجد- علی نسبت-خانواده جانباز سعید سگوند-خانواده شهید محمد رضا فولادی-خانواده شهید مجید ناصری-خانواده شهیدسپهدار شیخ پور-خانواده شهید پاپی رضا زاده-خانواده شهید مهدی ی-خانواده فیروز ناصری-خانواده شهید تقی تقی پور-خانواده شهید محمد رضا خادم-خانواده شهید عظیم نقدی-خانواده شهید احمد رضایی-خانواده شهید احمد علی حاجی وند-خانواده شهید محمد علی یوسفوند-خانواده شهید منوچهر خزایی- خانواده شهید محمد خزایی-خانواده شهید سیف الله کولیوند-علی جعفر مومنی-شکوه درویشی-ناصر مطیعی-مسعود مطیعی-محمد طوسی-مصطفی پور مرادی-عهدیه مطیعی-علی اکبر مومنی پی نوشت : بازهم پرشین بلاگ مانع بروز رسانی جدید من شده است. با خبر باشید. مطلب جدید نمی زنم چون نمی توانم از درون سرویس می گویدنمی شود و خطایی پیش آمده و از این حرفها.