مدادرنگی

به نقل از خبرگزاریها در مورد مدادرنگی : هیچی..چرت و پرت..همش میگه امید امید..زندگی زندگی..خوشبختی خوشبختی..
طرح تابستانه آموزش جامع اسکیس و راندو کاملا کاربردی با سر فصل استاندارد با تدریس مجربترین اساتید کلیه تکنیک ها را فرا بگیرید برخی از سرفصل ها (ترسیم خط ،پرسپکتیو،تکنیک های راندو ،آبرنگ، آب مرکب ، مدادرنگي ، پاستل ، وایت ،پلان ،نما، برش،پرسوناژ،درخت،شیت بندی،مدیریت زمان ،روند طراحی، منظر، شهری ،فرم، طراحی شناخت گره، لبه، طراحی . ای انی که برای بچه ها عیدی می آورید دستتان درد نکند خیلی زحمت میکشید فقط توجه کنید که بچه های بستری مریضند و خیلی هاشان رژیم های خاص دارند. شکلات نیاورید برایشان. مامانشان باید از دستشان بگیرد و ناراحت میشوند. اسباب بازی و کتاب و بادکنک و مدادرنگي بیاورید. بچه ها قیمت هدیه و بسته بندی قشنگش برایشان مهم نیست. اگر یک ع برگردان یا تخم مر. آدم ها،مثل مدادند.هرکدام با زندگی شان،داستان می نویسند؛آن قدر که تمام شوند. آدم ها میروند. داستان ها می مانند. یکی شاد،یکی غمگین،یکی ساده،یکی رنگی؛یکی تلخ،یکی شیرین. ما هم داستانی داریم. اول اینکه، مداد سفید نباشیم که با همه زیبایی ای که دارد، توی جعبه مدادرنگي، تنها و بی استفاده است و فقط میتواند توی سیاهی بنویسد نه سفیدی. یا هر چ. کاملا متفاوت شیوه ای نوین در آموزش اسکیس و راندو سرفصل ها • آشنایی با ترسیم • شناسایی اسکیس و کروکی • آموزش نحوه ترسیم خطوط • آشنایی با مفاهیم اولیه تعادل، تقارن، نظم، محدودیت، ریتم حرکت و ... • ترکیب سطوح و احجام • آشنایی با انواع پرسپکتیو( پارالاین، آگزانومتریک، 1 نقطه ای، 2 نقطه ای، 3 نقطه ای) • آشنایی با مبحث نور و سایه • ترسیم . کاملا متفاوت شیوه ای نوین در آموزش اسکیس و راندو سرفصل ها آشنایی با ترسیم شناسایی اسکیس و کروکی آموزش نحوه ترسیم خطوط آشنایی با مفاهیم اولیه تعادل، تقارن، نظم، محدودیت، ریتم حرکت و ... ترکیب سطوح و احجام آشنایی با انواع پرسپکتیو( پارالاین، آگزانومتریک، 1 نقطه ای، 2 نقطه ای، 3 نقطه ای) آشنایی با مبحث نور و سایه ترسیم پلان، نما، برش آشن. کاملا متفاوت شیوه ای نوین در آموزش اسکیس و راندو سرفصل ها آشنایی با ترسیم شناسایی اسکیس و کروکی آموزش نحوه ترسیم خطوط آشنایی با مفاهیم اولیه تعادل، تقارن، نظم، محدودیت، ریتم حرکت و ... ترکیب سطوح و احجام آشنایی با انواع پرسپکتیو( پارالاین، آگزانومتریک، 1 نقطه ای، 2 نقطه ای، 3 نقطه ای) آشنایی با مبحث نور و سایه ترسیم پلان، نما، برش آشن.
نشسته ام به نوشتن دارایی های ز ندگی ام: یک کتابخانه، تو، چند دیوان شعر یک چادر سفید گلدار، تو، استکان های چای، تو قاب ع یادگاری، تو، ظرف شکلات، تو، تو جعبه مدادرنگي، تو، تو، تو، تو، چندتایی شعر گلدان حسن یوسف، تو، تسبیح یادگاری، تو، تو می بینی! بی تو... ندارترین زن روی زمینم!
فاطمه بهروزف کاملا متفاوت شیوه ای نوین در آموزش اسکیس و راندو سرفصل ها آشنایی با ترسیم شناسایی اسکیس و کروکی آموزش نحوه ترسیم خطوط آشنایی با مفاهیم اولیه تعادل، تقارن، نظم، محدودیت، ریتم حرکت و ... ترکیب سطوح و احجام آشنایی با انواع پرسپکتیو( پارالاین، آگزانومتریک، 1 نقطه ای، 2 نقطه ای، 3 نقطه ای) آشنایی با مبحث نور و سایه ترسیم پلان، نما، برش آشن. اس ام اس دلتنگی توسط شایان نظرى در جولای 21, 2014 گاهی دور از چشم ابرها هم میتوان عاشق شد ، میتوان بغض کرد ، میتوان بارید گاهی دور از چشم مدادرنگي ها هم میتوان نقاش شد ، میتوان آسمان داشت ، میتوان آبی شد اما گاهی دور از چشم گذشته نمیتوان امروز را پشت هیچ فر پنهان کرد • • اس ام اس دلتنگی • • وقتی “دلبر” ﺩﺍﺭی ؛ ﺑﺎید ﺍﺯ بقیه “ﺩﻝ برﺩ. مداد رنگی ها مشغول بودند به جز مدادرنگي سفید، هیچ به او کار نمی داد همه می گفتند: تو به هیچ دردی نمی خوری. یک شب که مداد رنگی ها تو سیاهی شب گم شده بودند، مداد سفید تا صبح ماه کشید، مهتاب کشید و آنقدر ستاره که کوچک و کوچک تر شد، صبح توی جعبه مدادرنگي جای خالی او با هیچ رنگی پر نشد. هرگز منتظر فردای خیالی نباش سهمت را از شادی های زندگی هم. اختصاصی از اینو دیدی تحقیق درمورد تاریخ ابت پنجم با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 2 فعالیت های سالیانه ی پایه ......1- لیست فعالیتهای دانش آموز(کاردستی–نقاشی-قصه و...) 2 - مشخص تعطیلات 3- درصورت نیاز تکرار فعالیتفصلماههفتهروزتاریخعنوان فعالیت هنریابزار ومواد مورد نیاز        پاییز              آبان اولشنبه4/8تعطیلتعطیلدوشنبه6/8کاردستی ( کاغذ مچاله)کاغذ رنگی-چسب-گواش-موادتزیینی دومشنبه - - -دوشنبه13/8 قصه (تصویرخوانی) تهیه تصاویرمناسب (حداکثر3تصویر) سومشنبه18/8نقاشی (معین)مراحل رشد گیاه تهیه cd وتصاویرمناسب ومدادرنگي،گواش و...دوشنبه20/8تربیت شنوایی(سرودخوانی)ضبط صوت ،کتاب بخوانیم چهارمشنبه - - -دوشنبه27/8کاردستی(کارباگل) ساخت بشقاب پیش بند ، آب ، لیوان و گل    آذر  اولشنبه2/9کاردستی( رنگ آمیزی کارها) محصول هنری، گواشدوشنبه4/9 نمایش (بازی خوردن داروی تلخ) - دومشنبه - - -دوشنبه11/9نقاشی(توافقی) آبرنگ ، گواش یا مدادرنگي سومشنبه16/9تربیت شنوایی (تولید صدا)8لیوان ، آب و گواشدوشنبه18/9تلفیق کاردستی وتربیت شنوایی(کار بامواد طبیعی- ) انواع برگ،سنگ گواش و..... و موسیقی ملایم چهارمشنبه - - -دوشنبه25/9تلفیق قصه وکاردستی( تعریف خاطره) وساخت یک وسیله کاغذ ومقوای رنگی ،چسب، گواش ،مدادرنگي و...
با
تحقیق درمورد تاریخ ابت پنجم
من همیشه با سه واژه زندگی کرده ام
راه ها رفته ام
بازی ها کرده ام
درخت
پرنده
آسمان
من همیشه در آرزوی واژه های دیگر بودم
به مادرم می گفتم
از بازار واژه ب ید
مگر سبدتان جا ندارد
می گفت
با همین سه واژه زندگی کن
با هم صحبت کنید
با هم فال بگیرید
کمداشتن واژه فقر نیست
من می دانستم که فقر مدادر.     عروسک سبزه اسمش محمدجواد است، روزی بیست سی بار باید بغلش کنیم، بگوییم «دوستت دارم عزیزم» و با پیش پیش خوابش کنیم. آبی و نارنجی خواهر برادرهای دست‌باف کاموایی هستند که نباید از هم جدا شوند، اگر شوند قیامت می‌شود. دارا و سارا هم عروسکهای کاموایی بزرگتری هستند که مامان جون یده و روزی هفتادو چهار بار باید بگوییم وق. سلام همه ی وجودم. خیلی وقته نبودم و اینجا کلی چیز ننوشتم. اول خبرای ننوشته: شما توی آزمونی که سالهاست تردید داشتی قبول شدی و من واقعا بهت افتخار میکنم عشقم. شاید ی ندونه اما من کاملا درک میکنم روبه رو شدن با ترس های گذشته و ش ت دادنشون چقدر شجاعت و همت میخواد دومین خبر اینکه با حمایتای شما شوهر گوگولی خودم, کلاس نقاشی مدادرنگي هم رفتمو و ملت واقعا خوششون اومد از کارام. کلاس یوگا هم که عاشقشم دارم میرم. زومبا هم ... مهم ترین چیز که این مدت اتفاق افتاده , تصمیم ما واسه بچه دار شدنه . خیلی خوشحال میشم که این روزا دیگه از تردید قبلت خبری نیست و وافعا حس میکنم تو هم این تغییر زیبا رو تو زندگیمون میخوای. توی بخش بعدی همه ی اتفاقات این مدتو میذارم به قول خسرو شکیبایی : حال همه ما خوب است ، اما تو باور نکن ...! میدانی هر قلبی " دردی " دارد ... فقط نحوه ی ابراز آن متفاوت است ! برخی آن را در چشمانشان پنهان می کنند و برخی در لبخندشان ... ! ما انسانها مثل مدادرنگي هستیم... شاید رنگ مورد علاقه یکدیگر نباشیم !!! اما روزی ... برای کامل نقاشیمان ؛ دنبال هم خواهیم گشت !... به شرطی که اینقدر نتراشیم همدیگر را تا حد نابودی ...!!! گاهی دور از چشم ابرها هم میتوان عاشق شد ،
میتوان بغض کرد ،
میتوان بارید
گاهی دور از چشم مدادرنگي ها هم میتوان نقاش شد ،
میتوان آسمان داشت ،
میتوان آبی شد
اما گاهی دور از چشم گذشته نمیتوان امروز را پشت هیچ فر پنهان کرد . . . امروز که بود. طبق معمول منم ها دلم میگیره. اما این هفته من ک نه گذشت و دلگیریش کمتر شد یعنی اصلا حس نشد ... امروز کلی مدادرنگي ریختم دورم و ساعتها نقاشی ... بادکنک بازی .. کارتون دیدم... شعر خوندم ... جدا خوش گذشت بهم. اعتراف میکنم هیچ فکری از ذهنم هم عبور نکرد... چقدر خوب و بی دغدغه و شاد بود روزای کودکی و بی خبری... هرچند که اصلا بچه بازیگوشی ن. داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم یه دفعه مامانم یه جعبه مدادرنگي ۲۴رنگ قاب ف ی رو از توو کارتون درآورد نگاش کرد و زد زیر خنده!!! گفت: میدونی این چیه؟ اینو یده بودم هروقت معدلت۲۰شد بدم بهت حیف واقعا!!! خاک تو اون سرت  آه... از معدود نقاشی‌های سال‌های پورشور نوجوانی‌ست که هنوز هم دوستش دارم؛ دقیقا ده سال پیش... تقلید ناشیانه‌ای از روی ع جلد خلیل‌جبران، با سه‌چهارتا مدادرنگي درب‌وداغان. و این یکی که جبران یک روز ماری هسکل را نشانده بوده است روبه‌رویش و پرتره‌ای از او کشیده و من چون از ح ش خوشم می‌آمد خواستم مثلا از رویش بکشم؛ اما خب این کجا و آن کجا؟ بیچاره ده سال پیرتر شد و وارفت. به مناسبت روز دختر برنامه های ویژه و جذ در مرکز ما برگزار شد. ده نفر از اعضای دختر در کارگاه سفالگری شرکت د و فرشته های زیبائی شبیه یک دختر کوچک خلق د. اعضای دختر مرکز در قالب کارگاهی 15 نفره ، با هدایت مربی فرهنگی، طرح های دیواری زیبائی با عنوان «من یک دخترم» آف د. این طرح ها که با شیوه ترکیبی کلا ژ کاغذ رنگی و مدادرنگي ساخته شده بودند ، زینت بخش برد فرهنگی کانون شدند. همچنین این اعضا در کارگاه کاردستی که به مناسبت روز دختر برگزار شد، با استفاده از تخم مرغ های پلاستیکی، جوجه ها و پروانه های رنگارنگ و زیبائی ساختند. معرفی شخصیت حضرت معصومه (ع) و برگزاری کارگاه نمایش خلاق با موضوع « دنیای دخترونه ی ما» از دیگر برنامه هایی بود که به مناسبت این روز در مرکز شماره یک آبیک برگزار شد. sketchbook  یا همون دفتر طراحی یا کتابچه طراحی یه دفترچه سفید خالی هست که معمولا طراح ها و نقاش ها برای ثبت ایده هاشون یا مطالعه و بررسی موضوعات مختلف ازش استفاده می کنن. و برای هنرجوها یه روش تمرین عالی هست. خیلی وقتا یه نقاش یا طراح برای خودش طراحی میکنه نه برای دیگران. یا حتی وقتی یه سفارش داشته باشه، ممکنه قبل از شروع نقاشی اصلی، توی دفتر طراحی ش تمرین کنه. و میتونه یه جور دفتر یادداشت هم باشه و ومی نداره که تمام صفحاتش طراحی یا نقاشی باشه. شاید معروف ترین هنرمندی که دفتر طراحی داشته ( یعنی دفتر طراحی ش باقی مونده ) داوینچی باشه. چند روز پیش من اولین دفتر طراحی م رو یدم. البته سالها پیش در دوره کودکی دفتر طراحی داشتم ولی از طراحی های سالهای دبستان و راهنمایی و حتی دبیرستانم چیزی باقی نمونده جز سالهای آ دبیرستان که شروع به تمرین جدی طراحی و از روی یه کتاب طراحی  کار می . اون کتاب رو الان ندارم. ولی کتاب خیلی جالبی بود. اما مهمترین درس طراحی رو من خیلی سالها قبل از اون از یه کتابچه کوچیک طراحی بچگانه  یا  شایدم از یه برنامه نقاشی توی تلویزیون یاد گرفتم. اینکه با شکل های هندسی ساده شروع کنیم و به تدریج جزئیات رو اضافه کنیم. ... ولی خب میتونم بگم که حتی تا پارسال من توجه جدی به طراحی و نقاشی نداشتم. یعنی اصولی و آکادمیک تمرین نمی . شاید بعضی مفاهیم مث فضای منفی و فرم و شکل رو میشناختم ولی مثلا در مورد سایه روشن اطلاعات خیلی کمی داشتم و غریزی نقاشی می . ولی حالا تصمیم گرفتم که نقاشی رو اصولی یاد بگیرم. یعنی تا جایی که میتونم از پایه دوباره شروع کنم. شاید این تصمیم خنده داری باشه. در واقع خواهرم که نقاش حرفه ای هست، بهم می خندید وقتی میگفتم که میخوام از پایه شروع کنم و تمرین کنم. بهم میگفت که تو نیازی نداری، فقط  یه ع انتخاب کن و از روش نقاشی کن. و خب اگه بخوام از ج بندی grid method  استفاده کنم، مشکلی ندارم و میتونم هر ع ی رو خیلی خوب بکشم. مخصوصا سیاه قلم برام خیلی راحت تره. ,... ولی میخوام از طراحی سیاه قلم عبور کنم و مدادرنگي رو جدی تر پیگیری کنم. درسته که مدادرنگي خیلی سخت تره و هی دلم میخواد که بازم سیاه قلم بکشم. چون طرح های مدادرنگي م به خوبی طرح های سیاه قلمم نیست. ولی حتی با تمرین کمی که از ابتدای امسال تا حالا انجام دادم، پیشرفت خیلی خوبی داشتم. ولی خب هنوز توی  دو تا موضوع مشکل دارم، یکی اینکه برای تناسبات درست و دقیق هنوز متکی به روش ج بندی هستم و  اگه بخوام بدون ج بندی طراحی کنم ( مثلا پرتره بکشم ) یه مقداری کج و کوله درمیاد. مشکل دوم اینه که ترکیب رنگ توی مدادرنگي واقعا مشکل هست. به ویژه برای پرتره خیلی سخته. ... و خب بهترین راه برای حل این دو تا مشکل اینه که یه دفتر طراحی  رو  بردارم و اونقدر طراحی کنم و نقاشی کنم و بکشم و تمرین کنم تا بالا ه همه چی درست بشه. و خب داره درست میشه.   ب یه بخش کوچیک از نیمرخ یه مرد رو  خواستم بکشم، بار اول که کشیدم خوب نشد، دقت که دیدم علاوه بر اینکه رنگ رو درست در نیاوردم، بلکه حتی دماغ و اجزای صورت هم کج و کوله شده. دلیلش این بود که موقع طراحی فقط توی فکر ترکیب رنگ بودم و به تناسبات فکر نمی . یه بار دیگه طرح اولیه رو کشیدم ، این بار تناسبات خیلی بهتر در اومدن، ترکیب رنگ رو هم بهتر از قبلی انجام دادم ولی بازهم اون طرح اصلی بهتر از چیزی بود که من کشیدم. 
خب این مقدمه طولانی رو گفتم که برسم به اینجا که داشتن دفترطراحی  داره مهارت نقاشی من رو متحول میکنه. حتی با اینکه چند روزی بیشتر نیست که شروع . به این فکر می که وقتی دفتر طراحی یا همون sketchbook اینقدر مفید و عالی هست، چرا از همین ایده برای موضوعات دیگه استفاده نکنیم؟  البته من چندین سال هست که برای تمرینای ریاضی م از همین روش استفاده میکنم. یعنی به جای اینکه توی کاغذ های پراکنده تمرین کنم، یه دفترچه دارم برای ریاضی خوندن. این روش مزایای خیلی زیادی داره. اول اینکه مشخص هست که قبلا چیکار کردی و این از سرگردانی و معطلی برای شروع دوباره یا ادامه کار جلوگیری میکنه. دوم اینکه وقتی که لازم باشه میتونی برگردی و جواب یه تمرین یا یه مسأله یا یه موضوع رو دوباره بخونی. و ببینی چیکار کردی. یا مثلا یه روش رو امتحان کنی و اگه جواب نداد روش دیگه ای رو امتحان کنی و روش های دیگه. و بعدش میفهمی که مثلا روش سوم از همه بهتره، برمیگردی و اون روش رو ادامه میدی. ... درسته که من هیچ کشف بزرگی انجام ندادم و هنوز کار مهمی توی ریاضی ن . ولی از حدود هفت سال پیش تا حالا تقریبا تمام مطالعاتی که داشتم رو به صورت مکتوب نگه داشتم. ... تمام ایده های غلط یا خنده دار یا جالب یا ل کننده، مفید یا غیرمفید ... همه شون رو نگه داشتم و این خیلی خوبه. مزیت دیگه ش اینه که روند پیشرفتت رو میتونی مشاهده و تحلیل کنی. ...دیروز روز مفیدی بود، کلی روی طراحی تمرکز داشتم و برای یک روز پیشرفت های خوبی داشتم، فقط یه مشکل وجود داره و اینکه من باید تمرین آواز می ، در حالی که نشستم و طراحی . در واقع میشه گفت وقت تلف . حالا فقط امروز رو وقت دارم که درس آواز رو یاد بگیرم و آماده کنم.  و بدتر اینکه دیروز، ریاضی هم نخوندم. این جوگیر شدن ها آ ش منو به فنا میده.  مدتی است که با خودم عهد کرده ام صدایم را بر روی بچه هایم بلند نکنم دعوا نکنم فریاد نزنم ؛ حتی اگر خیییییییییییلی خییییییییییلی خسته ام و حوصله ندارم حتی اگر تمام روز خانه زندگی را جمع و جورکرده ام و در عرض یک ربع سطح وسیعی از خانه پر از اسباب بازیهای ریز و درشت و تکه های کاغذ دشده و ماژیک و مدادرنگي شده باشد...حتی اگریک لیوان شیر روی فرش ریخته باشد این وروجکمان و حتی اگر ... نمی گویم کاملا به عهدم وفا اما واقعاً خیییییییلی بهتر شدم و هم خودم و هم بچه هایم حالمان کلاً بهتر است! و بهتر از لحظات شیرین باهم بودنمان استفاده می کنیم. چند شب وقتی می خواستم دخترم را بخوابانم قبل از خواب به کارهایی که در طول روز باهم انجام داده بودیم فکر می به حرف ها و حرکات و آموزش های مستقیم و غیر مستقیم مان و به اشتباهاتم یک شب بوسیدمش و ازش معذرت خواهی که آن روز بر سرش داد زده بودم . او هم خندید و گفت باشه! (قربون صافی و صداقتت مادر!) هر بار وقتی اشتباه با آرامش و صادقانه و با ابراز محبت بهش گفتم که منو ببخشه هر بار به وضوح خوشحالی و گرم تر شدن روابطمان را احساس می بعد از چند بار او هم حالا از من عذر خواهی می کند که کاری که نباید را انجام داده! خیلی خوشحالم که دارد یاد می گیرد که گاهی هم اشتباهش را بپذیرد و عذر خواهی و جبران کند... پ.ن: کاش بعضی ازمسئولین هم از مادرشان این چیزها را یاد گرفته بودند! اگه تو یه کشور دیگه به دنیا میومدم،
اگه شرایط زندگی کمی متفاوت تر از این محیطی بود که الان توش هستیم،
من قطعاً یه مسیر دیگه ای رو برای زندگیم انتخاب می !
تقریبا هر روز همچین نیمچه متن ناراحت کننده ای میاد به ذهنم بعد به خودم میگم احمق جان،میشه لطفاً دست برداری؟!
من همیشه با هنر اروم میشم با این همه بیشترین فاصله ی ممکن از هنر رو دارم!!!!!!
سبک زندگیم
رشته ی تحصیلیم
کلاس هایی که تا به الان توشون شرکت
هیچکدوم حتی نزدیک به علایق واقعیم نبودن
امروز میفهمم که
کار با میکروسکوپ به من قدرت میده
 ولی کار با مدادرنگي ها بهم آرامش میده
 یه روز۱۰۰تا ورقa4رو بردم به نزدیک ترین لوازم حریری و تبدیلشون به یه دفتر نقاشی!
از اون روز ۴سال میگذره و من هر سال دفترم رو با خودم میبرم و ورق های جدیدی بهش اضافه میکنم
دفتر نقاشیِ من یه دنیای امن و ارومِ
یه پناهگاه برای تهِ یه روز پُرکار
امروز ،من اولین نقاشی زیر دریامو کشیدم ! :)
پی نوشت یک: شاید یه جایی ،یه روزی، به خودم یه لطفی کنم و برم کلاس نقاشی! سالهاست که یه بوم بزرگ و سفید مدام داره صدام میزنه!!!!!
پی نوشت دو: تغییر دادن ساعت رسمی کشور و یک ساعت جلو کشیدن عقربه های ساعت،احمقانه ترین کار دنیاست! (همش دارم وقت کم میارم!!!!!!)
پی نوشت سه: یه تست روانشناسیِ حیوان درون پُر و حیوان درونم "تک شاخ" درومد!(گونه ی من در حالِ انقراضِ !!!!!!!!) تو از روز اول ، من را یاد تمام چیزهای ساده ی زیبا انداختی
غروب ، ساتن نارنجی ، خورشیدی که عجله دارد
نیمه شب ، آواز ملیح ابر ..
آسمانی که یادش افتاده به باغچه اش آب بدهد
نیمه شب ، شهری که چتر ندارد !

خندیدنت .. دانه های درخشان انار در کاسه ی سفال
پارچه ی فیروزه ای روی طاقچه ،
شمعدانی های ردیف کنار پله ها
چهره ای با. 1) دل به باران که نی سپرد نمیدانست رویاهایش راآب می برد 2)دستانم که لرزید ردپایی نبود تنها روی پیراهن خونی گلهای دامنم خودکشی د 2) چشمانت راباز کن مادیان قرمزمن به هرکجابروی آسمان گرفتاراست 3)سردی مرابخاطربسپار باتکه های یخزده قهوه ی تلخ راسرنکش 4) رویای سبز آینده کاش سرک نمی کشیدی به دفترکابوسم مدادرنگي هایم دربچگی جامانده اند 5) به . س رست جمعیت هلال احمر شهرستان سرایان از توزیع 106بسته حمایتی لوازم حریر بین دانش آموزان مستعد ومحروم در سطح شهرستان خبر داد.حسین اکبری گفت: هدف از اجرای این طرح که همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید اجرا شد اهتمام بیشتر جهت حمایت از دانش آموزان مستعد و کم بضاعت و ترغیب خیرین و داوطلبان برای کمک رسانی مستمر و همچنین تامین لوازم حریر موردنیاز دانش آموزان بوده است.وی افزود : اعتبار جذب شده برای تهیه این بسته ها مبلغ 30میلیون و پانصدهزار ریال از محل خیرین و با مشارکت جمعیت هلال احمر استان بوده است که با هدف حمایت از دانش آموزان مستعد ومحروم صورت گرفته است.به گزارش روابط عمومی جمعیت هلال احمر شهرستان سرایان در این طرح 106بسته شامل کیف، انواع دفاتر 40، 60 ، 80 و 100 برگ و دفتر نقاشی و زبان انگلیسی ،مداد مشکی، مدادرنگي، انواع خ ر و ماژیک وایت برد ،لاک غلط گیر و جامدادی باتوجه به نیاز دانش آموزان در دوسطح دبستان و راهنمایی - دبیرستان تهیه و بین دانش آموزان توزیع شد. طرح ارمغان مهر سلام این برنامه تقدیم شد به اهالی مهمان نواز شهرستان پاوه مجری : محمدبحرانی – شاهین شرافتی آیتم ها : پلک شب » پوژنگ پروازی متن خوانی رامتین خداپناهی / خداحافظ نگو » فریدون آسرایی زندگینامه خواجه نصیرطوسی مهدی بقائیان صدای جعبه موزیکال متن خوانی گلاره عباسی / مادر » ایلیا منفرد معرفی موسیقی مارش اسلاو اثر چایکوفسکی متن خوانی اکرم م. ایتالیا، نام های بزرگی را در تاریخ داستان نویسی مدرن به خود اختصاص داده است، ایتالو کالووینو و ناتالیا گینزبورگ ،قطعا بلند آوازه ترین این نام ها هستند...اینکه داستان نویسی امری مردانه است زیرا بیشتر برندگان نوبل ادبیات ،مرد هستند ،امری نادرست است،لااقل ناتالیا گینزبورگ ثابت کرده است ،ادبیات ایتالیا از این قاعده، مستثنی است.موضع. مهراوه شریفی نیا: صحنه های جنگی «کیمیا» واقعی شده بود! بانی آنلاین: مهراوه شریفی نیا ، بازیگر نقش «کیمیا» در سریالی 100 قسمتی به همین نام، در خصوص نقش خود میگوید: «کیمیا» دختری است که خیلی زیاد دوستش دارم؛ چون نه سیاه است نه سفید و نه خا تری. «کیمیا» یک جعبه مدادرنگي است. پر از رنگهای مختلف یک روز غمگین است و یک روز با شور و نشاط. او مثل نوجوانهای واقعی هر روز تحت تاثیر چیزهای مختلفی قرار میگیرد. مهراوه شریفی نیا که این روزها در سریال تلویزیونی «کیمیا» به کارگردانی جواد افشار به عنوان یکیاز نقشهای اصلی این مجموعه ایفای نقش میکند در گفتوگو با ایسنا، از حضور پنج ماهه خوددر مشهر و آبادان گفت و توضیح داد: حدود پنج ماه در مشهر بودیم. خاک این شهر خاک حرمتداری است و بر روی آدم تاثیر میگذارد. صحنههای جنگمان را آنجا گرفتیم. صحنه های جنگ برایمان بسیار تاثیرگذار و تکاندهنده بود. قصه ما یک قصه جنگی نیست و سریال جنگی کار نمیکنیم. بلکه به تاثیری که جنگ روی خانواده کیمیا میگذارد میپردازیم. در کل شاید پنج قسمت از مجموعه «کیمیا» به بحث جنگ بپردازد که همین پنج قسمت هم نفس همه را گرفته است. این بازیگر در ادامه حضورش در مشهر به مردمان این شهر اشاره کرد که بسیار خونگرم و مهربان هستند و سپس گفت: اصلا فکرش را نمی بتوانم پنج ماه در مشهر بمانم باورم نمیشد چون من حتی خارج از ایران هم 20 روز بیشتر نمیتوانم دوام بیاورم. واقعا دلم تنگ میشود و زودتر دوست دارم به خانه ام و شهرم برگردم، اما مشهر آنقدر برایم خوب بود که واقعا نفهمیدم چگونه گذشت. او در ادامه توضیح داد: همه دلشان میخواست جنگ را به بهترین شکل نشان بدهند. صحنه های جنگ سریال کیمیا واقعا واقعی شده بود. او سپس در بخش دیگری از این گفتوگو به شخصیت کیمیا که در این سریال بازی میکند، اشاره کرد و گفت: «کیمیا» دختری کنجکاو و پر ازهیجان و شور است مثل همه نوجوانانها، ایده آل های خاص خودش را دارد و برایش یک چیزهایی مهم است که دغدغه آن دوره نوجوانها بود. او سعی میکند در جهت ایده آل هایش کاری د که فکر میکند درست است. در نتیجه به خاطر دفاع از تفکراتش مقابل پدر، مادر، مدرسه، جامعه و خیلی از چیزهایش میایستد؛ البته خیلی از جاها میفهمد که تفکرش غلط بوده است. مهراوه شریفی نیا که پس از 22 سال با مادرش نقش دختر و مادر را در کنار یکدیگر ایفا می کنند، در این خصوص اظهار کرد: سال 68 نیز با مادرم عروسکها را بازی کردیم و در حال حاضر نیز در سریال کیمیا حضور داریم. بیش از آن چیزی که فکرش را می خیلی اتفاق بهتری شد. این رابطه به من و کل سریال کمک میکند. سکانسهایی را با مادرم بازی کردهایم که بسیار واقعی است. پاستل یا گچ رنگ خمیره ای از ماده های رنگی آمیخته با گچ و صمغ است که به صورت چوبچه درآمده است.واژه پاستل از همان paste به معنای خمیر به دست آمده و pastel به معنای خمیر مداد رنگی است اما در واقع پاستل یک ابزار هنری، برای طراحی و تشکیل شده از پودر خالص رنگدانه و چسباننده است.پاستل شامل رنگدانه های پودری است که به هم چسبیده اند. این رنگدانه ها اساسا همان هایی هستند که برای دیگر ابزارهای نقاشی مانند آبرنگ، اکریلیک و مدادرنگي نیز به کار می روند. اما پاستل به دلیل تاثیری که از خود بر کاغذ باقی می گذارد به تکنیکی خاص و متفاوت تر نیاز دارد.از پاستل از زمان رنسانس توسط هنرمندان استفاده می شد و در قرن ۱۸ محبوبیت قابل توجهی بدست آورد هنگامی که هنرمندان مشهور از پاستل به عنوان پایه کار خود استفاده د. آموزشی فارسی نقاشی با پاستل ارائه آموزشی توسط عباس بهنیا آموزش با بیانی شیوا و استاندارد قابل اجرا در رایانه و dvd پلیر ادامه مطلب http://iranfunnygroup.ir/mail-file/images/1393/khordad/7/tanz/%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d9%86%db%8c-%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d9%85%d8%b2%d9%87-23.jpg یکی باید پیدا شود که به مادران سرزمین من بفهماند که اگر شام ب خوردنی بود، همان ب خورده میشد بعععععله...
♦♦♦♦♦♦♦♦جوکهای خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦
ب یه پشه نیشم زد پاشدم دنبالش بالا ه گوشه اطاق ش اومدم بکشمش یهوگفت بابا ! راست میگفت من باباش بودم آخه خون من تو رگاش بود ! تا صبح تو بغل هم گریه کردیم !
♦♦♦♦♦♦♦♦جوکهای خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦
داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم یه دفعه مامانم یه جعبه مدادرنگي ۲۴رنگ قاب ف ی رو از توو کارتون درآورد نگاش کرد و زد زیر خنده!!! گفت: میدونی این چیه؟ اینو یده بودم هروقت معدلت ۲۰ شد بدم بهت حیف واقعا!!! خاک تو سرت
♦♦♦♦♦♦♦♦جوکهای خنده دار♦♦♦♦♦♦♦♦♦

بفرمـا ادامــه مطلب و بخنــد!!! من از نسل لیلی ام...

من از جنس شیرینم...

در وجود مادری رشد کرده ام و روزی کودکی در وجودم رشد خواهد کرد...

من دخترم...

با تمام حساسیت های دخترانه ام...

با تلنگری بارانی میشوم...

با جمله ای رام میشوم...

با کلمه ای عاشق میشوم...

با فریادی میشکنم...

با پشت ی ویران میشوم...

به راحتی وابسته میشوم...

با پیروزی به اوج میرسم...

هنوز هم با عروسکهایم حرف میزنم...

هنوز هم برایشان لالایی میخوانم...

هنوز هم با مدادرنگي خانه رویاهایم را به تصویر میکشم...

هنوز هم برای شکلات جان میدهم...

هنوز هم با وعده شکلات داروهایم را میخورم...

من دخترم...

پر از راز...

هرگز مرا نخواهی دانست...

هرگز سرچشمه اشکهایم را نمی ی ...

هرگز مرا نمیفهمی...

مگر از نسلم باشی...

مگر از جنسم باشی...

من دخترم...

از نسل لیلی...

از جنس شیرین... روز همه ی دُخمل مُخملا رو به همگی ، "مخصوصا دخملای گُل" تبریک می گم.... و برای همگی تون آرزوی موفقیت دارم...! من ؟ من عاشق خودش بودم و کل خانواده اش . لعنتی های دوست داشتنی ، همه شان زیبا و خوش تیپ و شیک پوش . به خانه ما که می آمدند ، حالم عوض می شد . نه که عاشق باشم نه ، بچه ده یازده ساله از عشق چه می فهمد ؟ فقط مثلا یادم هست یک بار مدادرنگي بیست و چهار رنگی را که دوست پدرم از آلمان برای سال تحصیلیم آورده بود نوی نو نگه داشتم تا عید ، که اینها آمدند. دوس پسر شوماس. . . ؟ پ چرا همش توpage ماس. . .؟ جمش کن بابا بدجوری تو دست و پاس o_o ی زن میتونه طوری عاشق باشه... ک فکر کنی هیچوقت ترکت نمیکنه ... اما وقتی اونو ش تی... طوری ترکت میکنه ک فکر میکنی هیچوقت عاشقت نبوده خدا کنه هیچوقت "هست" های ی نشه "بود"... ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ "زنها"تنهایییشان را گریه می. داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم یه دفعه مامانم یه جعبه مدادرنگي ۲۴رنگ قاب ف ی رو از توو کارتون درآورد. نگاش کرد و زد زیر خنده!!! گفت: میدونی این چیه؟ اینو یده بودم هروقت معدلت ۲۰شد بدم بهت !!! خاک تو سرت !!! : ゜*yellow*゜ のデコメ絵文字シンプル のデコメ絵文字シンプル のデコメ絵文字゜*yellow*゜ のデコメ絵文字 ✘ ڪَـپَـڪ✘ ﭘﺴﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺳﻮﭘﺮﺍﻳﺰ ﻣﻦ ﺣﺎﻣلم مانی ﻛﺎﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﺑﺎﺣﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻛﭙﻲ !!!!  اس ام اس سنگین و معنی دار گاهی دور از چشم ابرها هم میتوان عاشق شد ، میتوان بغض کرد ، میتوان بارید

گاهی دور از چشم مدادرنگي ها هم میتوان نقاش شد ، میتوان آسمان داشت ، میتوان آبی شد

اما گاهی دور از چشم گذشته نمیتوان امروز را پشت هیچ فر پنهان کرد









وقتی “دلبر” ﺩﺍﺭی ؛ ﺑﺎید ﺍﺯ بقیه “ﺩﻝ برﺩﺍﺭﯼ”








همه یادشون میمونه باهاشون چیکار کردی

ولی یادشون نمیمونه براشون چیکار کردی !








آ ش معلوم نشد زمانه عوض شده یا آدم هایش ؟

اما پیداس دستشان در یک کاسه است !








بر درخت زنده بی برگی چه غم ؟

وای بر احوال برگ بی درخت !








وقتی انسان تمام عمر کار د

لحظه ای فرا می رسد که در می یابد کارهای دیگری نیز می توانسته د

مثلا : عاشق شود و زیر باران قدم بزند…

به دنیا و مشکلاتش و لو برای چند ساعت فکر نکند…

از گرمی دست معشوق گُر بگیرد…

ولی حالا چند حساب بانکی دارد

چندین مرضِ سبُک و نیم دو جین قرص برای نفس کشیدن…

از این رو تاسف می خورد !








“معرفت” یه موقعی لباس رفاقت بود ،

الان “منفعت” جاشو گرفته








ما همینیم که هستیم

شاخ نیستیم چون نیستیم

خاص نیستیم چون عقده نداریم

بالا نیستیم چون پرچم نیستیم

فقط یه آدمیم، چیزی که خیلیا نیستن







آدمها چه موجودات دلگیری هستند

وقتی سوزنشان را نخ میکنی ، برایت دروغ می بافند !








چون بسى ابلیس آدم روى هست

پس به هر دستى نشاید داد دست !








آدم ها ثانیه به ثانیه رنگ عوض میکنند

از آدم های یک ساعت دیگر میترسم چون درگیر هزاران ثانیه اند

ثانیه هایی که در هرکدام رنگی دگر به خود میگیرند !







چاره ای نیست

این روزها طرح روی جلد آدمهاست

که پرفروششان میکند نه متنشان!








کـــســـی که ســلــول انــفـــرادی را ســاخــت

مـــی دانــســـت ســـخــت تــــریــن کـــار انـــســـان

تحـــمـــل خــویــشتــن است . . .








هر چه میخواهد دل تنگت ، ســــــــــــــاکت

ی درک نخواهد کـــرد… آپلود ع من دخترم... با تمام حساسیت های دخترانه ام...
با تلنگری بارانی میشوم...
با جمله ای رام میشوم...
با کلمه ای عاشق میشوم...
با فریادی میشکنم...
با پشت ی ویران میشوم...
به راحتی وابسته میشوم...
با پیروزی به اوج میرسم...
هنوز هم با عروسکهایم حرف میزنم...
هنوز هم برایشان لالایی میخوانم...
هنوز هم با مدادرنگي خانه رویاهایم را به تصویر میکشم...
هنوز هم برای شکلات جان میدهم...
هنوز هم با وعده شکلات داروهایم را میخورم...
من دخترم...
پر از راز...
هرگز مرا نخواهی دانست...
هرگز سرچشمه اشکهایم را نمی ی ...
هرگز مرا نمیفهمی...
مگر از نسلم باشی...
مگر از جنسم باشی...
من دخترم...
از نسل لیلی...
از جنس شیرین... اکران های جشنواره مردمی عمار در روستای کاژغونه-کاشمر اکران های جشنواره مرذمی عمار در مسجدجامع روستای کاژغونه پایگاه شهیدعشقی-حلقه صالحین شهیدعزمی-کاشمر description: c:\users\saleh\desktop\111111111111111111111111111111111.jpg در این گعده های مدادرنگي و وقتی که آتش آمد اکران گردید www.sarv24.irپایگاه خبری تحلیلی سرو 24کاشمر من اگر عاشقانه می نویسم… نه عاشقـم ، نه ش ت خورده … فقط می نویسم تا عشق یاد قلبم بمانـد …! در ایـن ژرفای دل کندن ها و عادت ها و هوس ها
فقـط تمـرین آدم بـودن میکنم … گاهی دور از چشم ابرها هم میتوان عاشق شد میتوان بغض کرد میتوان بارید گاهی دور از چشم مدادرنگي ها هم میتوان نقاش شد میتوان آسمان داشت میتوان آبی شد اما گاهی دور از چشم گ. ************************* "به قول خسرو شکیبایی:
حال همه ما خوب است، اما تو باور نکن.........."
میدانی
هر قلبی"دردی "دارد...
فقط
نحوه ی ابراز آن متفاوت است!
برخی
آن را در چشمانشان پنهان می کنند
و
برخی در لبخندشان....!
ما انسان ها مثل مدادرنگي هستیم...
شاید رنگ مورد علاقه یکدیگرنباشیم!!!
اما روزی ..برای کامل نقاشیمان؛
دنبال هم خواهیم گشت !...به شرطی که اینقدر نتراشیم همدیگر را تا مرز نابودی...!!!! ای کاش این چند روز نوروز، حداقل همین چند روز تعطیلی ، رنگ های متفاوت هم را، زیباتر و قابل تحمل تر ببینیم. ای کاش غم ها و آلام خود را به دیگران سرایت ندهیم و با رویی گشاده به استقبال عزیزانمان برویم. این ، آن درس بزرگی ست که باید از طبیعت آموخته باشیم. نوروزتان سرشار از لبخند واقعی، آکنده از آغوش عزیزان، لبریز از نگاه های رنگین کمانی، و متبلور از دست های دوستی و صمیمیت. پیروز باشید. ***********************  تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودع ، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com من از نسل لیلی ام... من از جنس شیرینم... در وجود مادری رشد کرده ام و روزی کودکی در وجودم رشد خواهد کرد... من دخترم... با تمام حساسیت های دخترانه ام... با تلنگری بارانی میشوم... با جمله ای رام میشوم... با کلمه ای عاشق میشوم... با فریادی میشکنم... با پشت ی ویران میشوم... ب راحتی وابسته میشوم... با پیروزی به اوج میرسم... هنوز هم با عروسکهایم حرف میزنم.... من از نسل لیلی ام... من از جنس شیرینم... در وجود مادری رشد کرده ام و روزی کودکی در وجودم رشد خواهد کرد... من دخترم... با تمام حساسیت های دخترانه ام... با تلنگری بارانی میشوم... با جمله ای رام میشوم... با کلمه ای عاشق میشوم... با فریادی میشکنم... با پشت ی ویران میشوم... ب راحتی وابسته میشوم... با پیروزی به اوج میرسم... هنوز هم با عروسکهایم حرف میزنم.... به نام خدا و با سلام و درود، به لطف و یاری خداوند متعال شرکت روز آساره زندگی ( راز ) این افتخار را دارد با حضور پیش وتان و نویسندگان فرهیخته کشور، در جمعی صمیمی دومین دوره جشنواره ملی راز را برگزار نماید. این مراسم با اجرای همکار خوبمان سرکار خانم زهرا بختیاری که ضمن مجریگری مراسم، بعنوان دبیر اجرایی برای حسن برگزاری مراسم زحمات بسیاری را طی دو ماه گذشته کشیده بودند، با رضایتمندی اکثریت مهمانان و مدعوین به پایان رسید. طی این مراسم از اثار مولفین محترم ذیل نیز رونمایی شده و ایشان به معرفی آثار خود پرداختند. 1- سرکار خانم ناهید نوری (پرنیان/ مجموعه شعر- درمانده/ رمان) 2- جناب آقای مهدی سربازی (مدادرنگي های من و مریم/ رمان) 3- جناب اقای احمدرضا فرح دل (گندم ها گل می کنند/ رمان- هیپی و دشتبان/ رمان- میهنم برمی گردم/ رمان) 4- جناب اقای همایون کاشانی کیا (1001 راز بزرگ املاک/ اقتصادی تحلیلی- ورش تگی/ اقتصادی تحلیلی- بازاری مویرگی/ ی) 5- جناب اقای بهروز ی (لیلای سیاه پوش/ مجموعه شعر- دو نامه - دو نمایشنامه) 6- جناب اقای بهروز ارژنگ پور (نوید معجزه/ رمان- ازدواج سفید/ رمان) همچنین طی این مراسم سرکار خانم افسانه حسینی (مشاور و کارشناس روانشناسی مستند بیراهه و عضو تخصصی کمیته داوران) به ارائه مطالبی آموزنده در زمینه ارتقاء امید به زندگی و پیشگیری از مرگ خودخواسته (خودکشی) پرداختند. در پایان مراسم آقای بهروز ارژنگ پور (آذری) بعنوان رئیس کمیته داوران به ارائه مطالبی در خصوص نتایج مسابقه پرداختند و سپس با حضور کمیته محترم داوران (سرکار خانم حمیده حجتی، سرکار خانم صدیقه کارگرزاده، سرکار خانم افسانه حسینی، جناب اقای بهروز ی) سیزده برگزیده جشنواره دوم، معرفی و لوح تقدیری به رسم یادبود تقدیمشان گردید. همچنین به رسم جشنواره اول، به سه نفر اول سه خودنویس و سه سکه طلا (پارسیان) تقدیم گردید. گفتنی است این مراسم در حالی با استقبال نویسندگان و فرهیختگان کشوری مواجه شد که گروه فرهنگی راز تعهد هیچ جایزه ای را بجز لوح تقدیر در اطلاعیه ها تقبل نکرده بود. و لذا جا دارد از کلیه نویسندگانی که در این مراسم شرکت د بابت حضور خالصانه و دغدغه مندشان تجلیل و تقدیر نمود. در پایان از دست اندرکاران برگزاری مراسم به شرح ذیل تقدیر گردید: 1- سرکار خانم زهرا بختیاری (دبیر اجرایی و مجری مراسم) 2- سرکار خانم فاطمه احمدی ( بردار داوطلب و نویسنده برگزیده افتخاری) 3- سرکار خانم سعیده اصغری (عکاس داوطلب و نویسنده برگزیده افتخاری) 4- اعضای محترم کمیته داوری 5- جناب آقای سیامک تیز (داوطلب افتخاری مدیریت تدارکات و پشتیبانی) 6- جناب آقای عسگری (مدیریت محترم سرای محله) 7- مولفان پیش وت برگزیدگان دومین دوره جشنواره ملی راز به شرح ذیل معرفی و تقدیر گردیدند: 1- سرکار خانم الهه خزایی (مقام برتر) 2- جناب اقای حسین اسرافیلی (مقام برتر) 3- جناب آقای ناصر فرزین/ زنجان (مقام برتر) جهت مشاهده سصایر ع های مراسم به شرح خبر مراجعه فرمایید./ با تشکر فرق مدرسه و :
اگه به مدرسه دیر برسی مجبوری بری نیمکت آ بشینی....
ولی اگه به دیر برسی مجبوری بری نیمکت اول بشینی...  
روسری اذیتت می کنه ؟ دلت می خواد وقتی قدم می زنی باد توی موهات بپیچه ؟
وقتی کـفـتر رو کله ات ریــــــــــــــــــــــــــد می فهمی حجاب مصونیت است نه محدودیت   یکی از فانتزیام اینه که یه پیرمرد پودار تصادف کنه من برسونمش بیمارستان و نجاتش بدم اونم با بچه هاش مشکل داشته باشه تمام زندگیش به نام من بزنه و بمیره .وقتی بچه هاش منو پیدا میکنن که پولا بگیرن همه چیز بندازم جلوشون بگم بردارید نامردها اونی که با ارزش بود پدرتون بود   من یه خواستگار داشتم.......
بهش گفتم فعلا میخوام درس بخونم..
بیشعور رفت و دیگه نیومد
اصلن به کلمه "فعلا"توجه نکرد!!!!   داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم یه دفعه مامانم یه جعبه مدادرنگي ۲۴رنگ قاب ف ی رو از توو کارتون درآورد نگاش کرد و زد زیر خنده!!! گفت: میدونی این چیه؟ اینو یده بودم هروقت معدلت ۲۰ شد بدم بهت حیف واقعا!!! خاک تو سرت   ب یه پشه نیشم زد پاشدم دنبالش بالا ه گوشه اطاق ش اومدم بکشمش یهوگفت بابا ! راست میگفت من باباش بودم آخه خون من تو رگاش بود ! تا صبح تو بغل هم گریه کردیم !     یکی باید پیدا شود که به مادران سرزمین من بفهماند که اگر شام ب خوردنی بود، همان ب خورده میشد بعععععله...   مطالب طنز, جملات طنز و خواندنی image result for ‫ع خنده دار‬‎ تکنیک خط خطی برای خلاقیت ک ن وسایل مورد نیاز 1.مداد رنگ 2.ورقه سفید 3.پاستل روی ورقه نقاشی با مداد رنگی بی هدف خط خطی می کنیماین کار را می توانیم با چندرنگ انجام بدهیم. وقتی تمام صفحه خط خطی شد به خطها نگاه می کنیم . در دل این خطها شکلهایی پنهانشده اند که به ما چشمک می زنند سریع مدادسیاه را بر می داریم و آنها را پررنگ می کنیم. سپس با پاستل . سلام. 1.هشتادتا نوآموز! (کلاس اول دبستانی) رو قراره سنجش سلامتی کنم! 25تاشون رو گفتم امروز عصر بیان.بیشتر دختر بودن با چندتایی پسر... با اینکه قبلش حس خوبی نداشتم و کلا از معاینه داانش آموزا تو هر مقطعی بدم میاد ولی انقد این بچه ها با مزه بودن که کلی ذوقشون ! خیلی هم شیطون بودن درمانگاه رو گذاشته بودن سرشون! کلا شهر در دست بچه ها بود!! 2.دیروز برادر م ون با خانواده ش اومدن پانسیونش... یه برادرزاده 5ساله داره که زیاد ازش حرف زده بود که فاضل این جوری...فاضل اون جوری! تا اینکه دیروز دیدمش و کلی خوشم اومد.خیلی پسربچه ی بانمکی بود! . بسیار بهش توجه ... تو چندساعتی که صبح میدیدمش هر دفه یه لباس عوض میکرد می اومد! دیگه عصر و شب ندیدمش تا امروز صبح که خیلی زود رفتن که به گرما نخورن! قول مدادرنگي هم بهش دادم که متاسفانه گیرم نیومد و قرارا شد بعدا ب م بدم ش ببره... الان م ون میگه نمدونم چرا فاضل انقدر محو تو شده بود!! ب گریه!!! میکرده که چرا تورو ندیده دیگه!! (ینی ای طو!!) به م ون میگم خوبه نمردمو یه پسری واسم گریه کرد!!! میگفت فاضل رفته به باباش گفته: خانم چی کاره ی من میشه؟! باباش هم گفته: ناتنی ت! 3. ینی ما بوسنی و میزنیم و آرژانتین نیجرو میزنه و تفاضل گل ما خیلی خوب میشه و ما می ریم مرحله بعد؟!! البته من که میگم اگه بردیم دیگه ادامه ندیم و همین جا در اوج از جام خداحافظی کنیم!! آخه فک کنم اگه بریم بالا میخوریم به فرانسه ی همیشه محبوب من!!(من اگه ایرانی نبودم دوس داشتم فرانسوی باشم..چرا؟!! نمی دونم!) و البته من اگه جای مسی باشم، یه کاری می کنم نیجر ببره تا ایران حذف شه تا تلافی بی ادبی ایرانیا رو کرده باشم! چشم بد از تو همیشه دور باد ای سرزمین من! جواب بازی باقلوا مرحله 851 تا 900 مشاهده مراحل کامل بازی باقلوا جواب بازی باقلوا مرحله 851 تا 900 جواب کامل همه مراحل بازی باقلوا،حل و پاسخ مراحل بازی باقلوا،جواب بازی باقلوا،جواب های کامل بازی باقلوا،جواب بازی باقلوا مرحله،جوابهای بازی باقلوا،جواب تمام مراحل باقلوا،بازی باقلوا،حل کامل بازی باقلوا،راهنمای حل ج 851. کریستال، پیازچه، بزکوهی، اسان، طرفدار، هوادار، کویر، انتخابات
852. آنگولا، استکان، گرمسار، کاکتوس، خ ر، اسکناس، ظرفیت، کارگزینی
853. اختتامیه، طبیعت، وصیتنامه، فیلیپین، تا تان، دردسر، پاستوریزه
854. تختخواب، تدوینگر، بوقلمون، ساده، آناناس، نگاتیو، تعجب، مدادنوکی
855. شومینه، کلمبیا، اردبیل، آبگوشت، گردباد، آبادان، فرصت، دیفرانسیل
856. سومالی، دماسنج، پهلوان، اسکندر، دماوند، مالیات، نشاسته، کارشناس
857. استاندارد، وا ن، عبادتگاه، شاهین، نیویورک، آتشنشان، ریاضیدان
858. ، کاردانی، پدربزرگ، حقوق، مالو، کپنهاگ، ماسک، بلوچستان
859. آتشنشانی، بهار، آموزشگاه، کیفیت، ضدگلوله، پینوکیو، ماداگاسکار
860. خاویار، ایسلند، نامحرم، کاکوتی، کیبورد، فنلاند، کالری، مادربزرگ
861. آبدارخانه، سینی، الجزایر، گریمور، فردوسی، تحریم، پلان، ارتباطات
862. استثنایی، وانت، واتیکان، پانتومیم، خیارشور، ، پتروشیمی
863. اتوماتیک، رژلب، اقامتگاه، سلامت، استالین، شیروانی، میرزاقاسمی
864. فاطمیه، باردار، پاستور، فالوده، پرونده، اعتصاب، کنترل، افراسیاب
865. مجارستان، کادو، بدنسازی، تیتراژ، آنکارا، سنسور، نروژ، خمیردندان
866. یار، مریم، گانگستر، انباردار، رونالدو، لیو ول، اسکاتلند
867. امتیاز، کانادا، نسکافه، ک نت، پادشاه، کارامل، پونه، پالایشگاه
868. قابلمه، نگاتیو، مایونز، نوشابه، تردمیل، کریسمس، ادکلن، چغندرقند
869. میمون، شارلاتان، ساتور، مهماندار، سنگاپور، سکنجبین، خاورمیانه
870. اعلامیه، کرواسی، بنیامین، باشگاه، امدادگر، تخیل، جعبه، پیمانکار
871. شیشلیک، دوشیزه، زعفران، سمبوسه، شایسته، عاشورا، زالو، ژیمناستیک
872. باتلاق، سلیمان، برنامه، رومانی، خا تر، رزمایش، خسارت، مارمالاد
873. بازنشسته، قاجار، فرمانروا، جالباسی، لیو ول، قزوین، هخا ان
874. شیربرنج، کشتزار، موزاییک، کچاپ، صربستان، فیروزه، کاری، بازمانده
875. آمبولانس، شانه، اورانیوم، ، صربستان، ایتالیا، شیرخوارگاه
876. ویتنام، زنجبیل، گوینده، میش، محاکمه، مستضعف، متاهل، پاراگراف
877. آرژانتین، معاینه، پیراشکی، هدایت، اسفند، کاهگل، کنجد، خواستگاری
878. فدراسیون، پنیر، اوگاندا، پرورشگاه، جیرجیرک، دستفروش، حنابندان
879. چهارشنبه، خیار، آدرنالین، همکار، دانمارک، چلوکباب، الکتریسیته
880. ملاقات، نازنین، نایلون، ویرگول، نیجریه، کارواش، زیتون، سریلانکا
881. نمایشگاه، یخمک، پنجشنبه، تایلند، میلیون، میرزا، ریمل، وزارتخانه
882. ندامتگاه، پشمک، بندرگاه، مدادرنگي، گازانبر، دستگیره، پاسارگاد
883. کتابخانه، بنفشه، ماکارونی، زنبیل، خوابگاه، ، هخا ان
884. نشاسته، رومانی، ویترین، هورمون، شه، یارانه، آواره، هواشناسی
885. کامپیوتر، کامبوج، کنسرو، میانجی، پناهنده، سمعک، زغال، لوکوموتیو
886. کرمانشاه، روغن، نیازمند، کارآموز، گذرنامه، کیسه، حوله، تلویزیون
887. خاکشیر، المپیک، بورانی، خاگینه، هزا ا، کاراته، کشمش، پدرخوانده
888. گردشگر، باکتری، آلبالو، کاراته، بادبان، نیلوفر، دارو، میکروسکوپ
889. ویرایش، رزماری، باغبان، آلاسکا، لاکپشت، گردباد، خطاطی، تانزانیا
890. مونالیزا، طویله، آکواریوم، ستاره، زردچوبه، استعداد، نمایشگاه
891. صدراعظم، ناخن، بازیافت، صبحانه، هگمتانه، جاکفشی، درخت، عیدنوروز
892. آکادمی، اجتماع، سرجوخه، کامیون، همبرگر، خاکشیر، دمنوش، اتوماتیک
893. بروسلی، دارچین، آبلیمو، نارگیل، کالباس، ه، یوگا، الکترونیک
894. شانگهای، کمان، رودخانه، ریشه، افتخار، آبغوره، کنجد، زمان، سرخپوست
895. اخترشناسی، لشکر، ساندویچ، معجون، خدمتکار، صرافی، اسب، تاریکخانه
896. نمایندگی، منگنه، نامه، فنجان، شالیزار، ستارخان، میکروسکوپ
897. اشکانیان، دمبل، وات ولو، کبد، شالگردن، رصدخانه، ساختمان، النگو
898. ژلاتین، چیزکیک، پهلوان، قهرمان، نگ، گروگان، سرطان، گریپفروت
899. تردمیل، سناتور، آهنگری، ک نت، هورمون، پرونده، قارچ، سرگروهبان
900. شاهزاده، پماد، زردچوبه، استریل، سنگاپور، زی وش، شهاب، مدادرنگي با توجه به این که کم کم در آستانه ی عید نورزو هستیم و ما خانم های خانه دار و مخصوصا شاغل خودمون رو برای خانه تکانی عید از الان آماده می کنیم تا همه کارها برای یک هفته قبل از عید باقی نماند ، فکر شاید این نکات خانه داری که همه ی ما با آن سرو کار داریم مفید به نظر برسد . غفلت یک لحظه ای از بچه ی ۲ تا سه ساله ی مداد به دست ، نقاشی پیکاسویی دی. همش فک می ک 7-8سالی هست سینما نرفتم ولی بعد از تفکر فراوون یادم اومد برای هیس دخترها فریاد نمیزنند رفته بودم خوبه دیگه فقط 3سال :)) یک هفته ای میشد نیت کرده بودم ک برم خوب بد جلف و ببینم ولی خب هر دفعه ی کاری پیش می اومد و نمیشد تا اینکه شب برنامه ی هفت ، فراستی اومد برای نقدش! و من انقدرررر از این بشر بدم میاد ک چون گفت خوب نیست و ... تصمیم قطعی گرفتم ک برم و ببینم.. البته دروغ چرا ب تا قبل ساعت ده با خودم میگفتم نازی بی خیاااالش نمیخواد بری بشین interstellar و ببین و لذت ببر ولی خب اون نیمه ی ضد فراستی درونم پیروز شد و رفتم.. طنز بود بعضی تیکه هاش واقعا خنده دار و در کل خوب بود...ولی خب برای من توی ژانر طنز هیچی مث سن پترزبورگ و مارمولک نمیشه...
+ی دوست یی دارم ی زن و شوهر هستن خانمه از این سیاهپوستاس قشنگ کنار هم وایمیسیم ح روز و شبیم :) حالا این خانم عزیز چند تاسکه ی یی بمن داده برای سفره ی هفت سین منم میخوام امسال بذارمش توی سفره بلکه خدا ی نظری ه سال دیگه از نیویورک براتون پست بذارم :دی
شنیدن آهنگ مدادرنگي همیشه لذت بخشه...


متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب 5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="autostart" value="false">
صفائی بود ب با خی خلوتِ ما را
ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو