مشتی پر از یاس

به نقل از خبرگزاریها در مورد مشتی پر از یاس : هندزفری مشتی درمواقعی مانند رانندگی یا هنگام نشستن پشت میز یا هنگام استفاده از سیستم vox (مکالمه بدون نیاز به فشردن دکمه)....بهترین گزینه استفاده از هندزفری مشتی است. دهنی آن که دردست قرارمیگیرد هم کار میکروفون راانجام میدهد و هم کار بلندگو را یعنی هم میکروفون است وهم صدای طرف مقابل از طریق آن پخش میشود. د شت دهنی گیره ای برای متصل آن به لباس یا کت یا.... قرار دارد. قیمت فقط 45000 تومان هندزفری مشتی درمواقعی مانند رانندگی یا هنگام نشستن پشت میز یا هنگام استفاده از سیستم vox (مکالمه بدون نیاز به فشردن دکمه)....بهترین گزینه استفاده از هندزفری مشتی است. دهنی آن که دردست قرارمیگیرد هم کار میکروفون راانجام میدهد و هم کار بلندگو را یعنی هم میکروفون است وهم صدای طرف مقابل از طریق آن پخش میشود. د شت دهنی گیره ای برای متصل آن به لباس یا کت یا.... قرار دارد. قیمت فقط 55000 تومان حال تصورات من این روزها بد است
"یک سایه پشت پنجره در رفت وآمد است"


لحن صدای عابرکان پیاده در
-ویرانه های حوصله ام بوق ممتد است


خوشبختی :اتفاق بزرگی که میرسد!
خوشبختی اتفاق بزرگی که :شاید است


این روزها که آنطرف نیستی
این روزها که مسری باشد نباشد است


دارم به انتهای خودم فکر میکنم
مشتی سوال مثل –چرا او نیامد؟- است


یک چا ایه دست دلم را گرفته و...
یک سایه پشت پنجره دررفت وآمد است

(دوست عزیز من شبنم فرضی زاده)

پزشک پی در پی
از نوار قلب می گفت
من اما خوب می دانستم
این گاه و بی گاه تپیدن ها
از همان روزی آغاز شد که ...
و تو با سردردهای مدام
به مصاف شنیده ها می آیی
دندان به عصب رسیده را اما
باید از ریشه در آورد.
بی اعتنا وقتی می گذری
سر
درد
قلب
مشتی واژه اند.
این سر بر این تن
زیاد بود ازاول ...

(مرضیه علوی نژاد) «برای جماعتی که شعار "رضاشاه روحت شاد..." سر می دهند، ارزش و شعور قائل نیستم! مشتی عوام که در تونل زمان و آمدنیوز گم شده اند.»
سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خاک" که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه یا "سنگی" در دامان یک کوه یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوسشاید "خاکی" از گلدان یا حتی "غباری" بر پنجره اما مرا از این میان برگزیدند : برای" نهایت" برای" شرافت" برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای : " نفس کشیدن " " دیدن " " شنیدن " " فهم. از حضرت انس (رض) روایت می کنند که خداوند تعالی برای انیکه در تشییع جنازه ای شرکت می کنند ، فرشته ای را تعیین می کند . وقتی مردم بعد از تدفین میت بر می گردند آن فرشته مشتی خاک از قبرش می گیرد و بسوی آنها می اندازد و می گوید : « شما بسوی دنیای خود برگردید . خدا یاد میت شما را از لوح قلبتان محو می گرداند » . و آنها طوری میت خود را فراموش می کنن. کینه های صدام که مشتی بر سر مردم حلبچه شد، توان موشکی خط قرمز ایران و ... از جمله اخبار پربازدید حوزه دفاعی امنیتی گروه باشگاه خبرنگاران جوان در فروردین 95 است.
سرتاپایم را خلاصه کنند
می شوم مشتی خاک...
که ممکن بود!
خشتی باشد بر دیوار یک خانه
یا سنگی در دامن کوه
یا قدری سنگریزه در انتهای یک اقیانوس
ویا شاید خاکی از گلدان!
یا حتی غباری بر پنجره


اما مرا ازاین میان برگزیدندبرای :
نهایت شرافت..
برای انسان بودن وانسانیت...


وپروردگارم که بزرگوارانه اجازه ام داد به
نفس کشیدن...
دیدن...
شنیدن...
فهمیدن...


من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داد به:
انتخاب وتغییر...
به شو ...
به عشق...

وای برمن که اگر قدر ندانم... اگر پای خاطرات پدربزرگ و مادربزرگتان نشسته باشید حتما با بستنی و روزهای گرم تابستان داستان های به یادماندنی زیادی دارند که نوه هایشان را با آن سرگرم کنند. بستنی ها هم برای خودشان قدمت و اص دارند. آنقدر اص دارند که برای خیلی ها تداعی خاطرات گذشته شان است.
بستنی هم برای خودش نسل هایی را گذرانده است و اکبرمشتی و ممد ریش را کمتر ی است که به عنوان اولین سازنده های بستنی ایرانی نشناسند، چون قدمتی 100 ساله را با خود به یدک می کشد.

در گذشته بستنی اکبر مشتی حوالی خیابان ری بود و پاتوق جوان های دیروز که اوقات خود را با بستنی های خوشمزه و خنک اکبر مشتی می گذراندند. کم کم بستنی از ح سنتی تبدیل به بستنی های مدرن و پاستوریزه شد که امروز بچه های دهه 60 با آنها خاطره های زیادی دارند و هنوز هم در مغازه های مارکت، اثری از آنها را می بینیم. بستنی توپی، کیم، آدمکی، آلاسکا و جدیدترین آنها هم سالار و مگنوم بودند که هنوز هم طرفدار دارد و از نظر قیمت و دردسترس بودنشان باعث شده هنوز فراموش نشوند و طعمشان را همه دوست داشته باشند. بستنی های امروزی البته حکایت تازه ای دارند.

بستنی ایرانی از اکبر مشتی تا آیس پک !+ ع
مستند «مشتی اسماعیل» به کارگردانی مهدی زمانپور کیاسری، جایزه بهترین مستند جشنواره «میتینگ» روسیه را از آن خود کرد. مسئول نمایندگی ولی فقیه در انصار الحسین(ع) استان همدان گفت: حضور مردم درحماسه 9 دی مشتی بر دهان یاوه گویان خارجی و منحرفین داخلی است. آهنگ جدید ارشاد به نام مشتی باش با و کیفیت ۳۲۰ آهنگ تنظیم کننده: ارشاد / می و مسترینگ: مهدی قدمی new song by ershad mashti bash
 آهنگ جدید ارشاد به نام مشتی باش ادامه مطلب خوشگل باش ✓اما فیکـــــــــــ نباش✘ خوشتیپ باش✓ اما جلفــــــــــ نباش✘ مغرور باش✓ اما سگـــــــــــ نباش✘
مشتی باش ✓شاخ نباش✘ سلطان دلها باش ✓اما دل نش ✘ بزار همه عاشقت باشن اما تو عاشق یکی باش♥️ خواسته همه باش ✓اما هر یو نخواه✘ پله بساز✓اما از ی بالا نرو✘ بالا باش ✓اما چشمت به بالا سری باشه ⇧ دورت شلوغ کن ✓اما تو شلوغیا خودتو گم نکن✘ ی باش که واست دعوا کنن✓ نه ی که بهش بگن واسم دعوا کن✘ ادعات نشه اما ی باش که اونا که ادعاشون میشه جلوت خم و راست بشن طلا باش اما خاکی باش... آهنگ جدید ارشاد به نام مشتی باش new song by ershad called mashti bash ادامه مطلب سر تا پایم را خلاصه کنند
می شوم "مشتی خاک"
که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه
یا "سنگی" در دامان یک کوه
یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس
شاید "خاکی" از گلدان
یا حتی "غباری" بر پنجره

اما مرا از این میان برگزیدند :
برای" نهایت"
برای" شرافت"
برای" انسانیت"
و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :
" نفس کشیدن "
" دیدن "
" شنیدن "
" فهمیدن "
و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید
من منتخب گشته ام :
برای" قرب "
برای" رجعت "
برای" سعادت "
من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:
به" انتخاب "
به" تغییر "
به" شو "
به" محبت "
به " محبت "
به "محبت "
به " محبت"


وای بر من اگر قدر ندانم… به گزارش مشرق، در جنوب تهران در میدان اسان خیابانی است بنام طیب که عده ای از اهالی قدیم آن به رسم یادبود برای دوستشان طیب حاج رضایی با تیپ خاصی وارد هیئت می شوند.

هیئت های میدان اسان
ع / هیئت داش مشتی ها در تهران
طیب پس از تشرف به زیارت مرقد مطهر حسین(ع) از سال ۱۳۲۶ شمسی (۶۱ سال پیش) به جرگه مریدان سالار شهیدان پیوست و در همان محله قدیمی صابون پزخانه بازارچه حاج غلامعلی در انتهای باغ فردوس مولوی در منزلش تعزیه داری حسینی را شروع نمود. بعدها به دلیل محدودیت مکان طیب از بازارچه حاج غلامعلی نقل مکان نمود و به حوالی خیابان اسان تغییر منزل داد و با توسعه عزاداری حسینی در ایام محرم تکیه مفصلی در داخل بنگاه حاج علی نوری واقع در خیابان ری در کنار انبار گندم ب ا نمود. این شعر با دیدن مجدد سریال زیبای در چشم باد دوباره برام یاد آوری شد:
البته تو این با لحن قدیمی و موسیقی خونده میشه و خیلی جالبه این شعر حال و هوای دوران مشروطه رو بازگو می کند. قسمت هایی از این شعر: مشتی اسمال،به علی،کاروبارا زار شده
تو بمیری،پاتوق ما بچه بازار شده
هر ی واسه خود،یکه میاندار شده
علی زهتاب در این مُلک،پاتوقد. جستاری در واژه مشهدی در ایران کمتر موقعی پیش می آید که در روستا یا محله ای گذر کنیم و در نام افراد ،خصوصا افراد پا به سن گذاشته پیشوند مشهدی را نبینیم و نشنویم .این لفظ به گونه ای در فرهنگ عامیانه ایرانی جای خویش را باز نموده که حتی در داستانهای عامیانه ایرانی نیز لفظ مشهدی در کنار برخی از نامها به کرار دیده میشود . تا جایی که لفظ مشهد. در حاشیه ناسالم شدن دوباره هوای تهران، رو مه شرق این کارتون را منتشر کرد. سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم “مشتی خاک”
که ممکن بود “خشتی” باشد در دیوار یک خانه
یا “سنگی” در دامان یک کوه
یا قدری “سنگ ریزه” در انتهای یک اقیانوس
شاید “خاکی” از گلدان
یا حتی “غباری” بر پنجره
اما مرا از این میان برگزیدند : برای” نهایت” برای” شرافت” برای” انسانیت”
و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای : ” نفس کشیدن ” ” دیدن ” ” شنیدن ” ” فهمیدن ”
و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید
من منتخب گشته ام : برای” قرب ” برای” رجعت ” برای” سعادت ”
من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده: به” انتخاب ” به” تغییر ” به” شو ” به” محبت ”وای بر من اگر قدر ندانم… توی گ ار ی قزوین وقتی از کنار مزار شهید عباس بابایی عبور کنی به قطعه 7 ردیف 2 میرسی....اونجا یک سنگ قبر میبینی که روش نوشته شده:
...مشتی خاک به پیشگاه خداوند متعال..
اگر میخوای روی سنگ قبر اسم شهید رو ببینی دنبال اسم نگرد ،چون اون شهید وصیت کرده بود :
به روی سنگ قبرم اسمم را ننویسید،میخواهم همچون ده ها شهید دیگر گمنام باقی بمانم... فروش انواع میکروفن مشتی بیسیم دستی آیکوم جهت ید محصولات با شماره تلفن 09904036778تماس بگیرید...... [email protected] کانال تلگرام با معرفی محصولات جدید   نزدیک سال تحویله مشتی پاشویه کم بیا قاطی آدما شوآدمایی که مثل نقاشی ا مثل توبره ی حکیم باشی اندهر یکیشون یه رنگ و بویی دارنیا سر به زیر یاهای وهویی دارندو دسته میشن آدما تو دنیایه دسته واقعی یه دسته رویاآدمایی که وضعشون عالیهحتی حیاط خونه شون قالیهآدمای که چشماشون آبیهگونه هاشون قرمز عن هتوراه بوتیکای رنگارنگنجایی که مانکناش خیل. سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خاک"
که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه
یا "سنگی" در دامان یک کوه
یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس
شاید "خاکی" از گلدان
یا حتی "غباری" بر پنجره
اما مرا از این میان برگزیدند : برای" نهایت" برای" شرافت" برای" انسانیت" ادمک سلام / کجای قصه ای / اهنم الان دوراهه زندگیم
از وقتی رفتی من دارم لا ا میخوابم / الحق که سختی مشتی من یه خورده بی اراده ام
یه بی اراده اما سزامو دادم
منم یه نخ سیگار با عادت های قدیم ندیم / چشمم به در دیوار تو عالم های عجیب غریب
دلم گرفته باز از ادمای سگ مضیر / قلم می ه باز رو کاغذ های خط خطی
خــــــب حاجی زندگی همینه / گ. معلمی به دانش آموزش گفت : تا برایم از بهشت خاک نیآوری نمره کامل را به تو نمیدهم . شاگرد گفت: ای ، اگرخاک بهشتی بیآورم، برایم نمره کامل میدهی؟ گفت: بله دانش آموز رفت و روز بعد مشتی خاک برای معلم آورد. معلم از او پرسید: این خاک از کجاست و چگونه آن را آوردی؟ گفت : مادرم بر روی آن گام برداشت ، منهم آنرا جمع و آوردم و همانگونه که به ما خبر دادی .
در پاکتی درگشوده برایت مشتی سلام و بوسه فرستادم با اندکی هوای نیالوده و چند قطعه ع نان برای تبرک که پشتشان نوشته ام آیا دوباره می بینمت؟ آیا هنوز وقتی که می دوم دلت هوای شانه های مرا دارد؟ آیا هنوز بر این عقیده ای که دو دو تا مساوی چار است؟ و هیچ قصد توبه نداری؟ ناچارم برایت دعا کنم از فرط عشق بمیری .
رویا زرین
صدای برخورد قطرات بارون به شیشه ی نورگیر میاد و فاضل نظری تو پیجش گذاشته: با دلت حسرت هم صحبتی ام هست ولی سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم؟ بعد زیرش کپشن زده: موسیقی سکوت ص شنیدنی است! فکر هر دو طرفو کرده! گفته بنده خداها یه وقت بی جواب نمونن!
گرچه موسیقی باران از اینجا که من هستم بسیار شنیدنی تر است. فقط مشکلی که هست اینه که تا راه. نخست ترکیه از سیاست های نرم آلمان در قبال مخالفان مقامات آنکارا انتقاد کرد. سلام دوستی من در دوستی ساعتی بیشتر از وقتت نمی خواهم که در کنار دلت بنشینم ،با یک لیوان نسکافه در دست از همه جا بگوییم وبشنویم تو به پرسی حالم را ومن به بپرسم ح را هر دو باهم بگوییم خوبم ... وبعد بزنیم زیر خنده ،که خوب هم کلمه خوبیست از ان کلمه های مشتی ،مشتی ع : ‏سلام دوستی من در دوستی ساعتی را بیشتر از وقتت نمی خواهم که در کنار دلت بنشینم ،با یک لیوان نسکافه در دست از همه جا بگوییم وبشنویم تو به پرسی حالم را ومن به بپرسم ح را هر دو باهم بگوییم خوبم ... وبعد بزنیم زیر خنده ،که خوب هم کلمه خوبیست از ان کلمه های مشتی ،مشتی‏ در ادامه مطلب داستان چادر مادر رابخوانید اگر میخوای روی سنگ قبر اسم شهید رو ببینی دنبال اسم نگرد ،چون اون شهید وصیت کرده بود :
به روی سنگ قبرم اسمم را ننویسید، میخواهم همچون ده ها شهید دیگر گمنام باقی بمانم. اگر خواستید فقط این جمله را بنویسید : مشتی خاک به پیشگاه خداوند متعال ... توان دفاعی و نظامی ما، به مثابه مشتی محکم، دشمن را از فکر برحذر می دارد.  به نقل از پایگاه اطلاع رسانی نداجا، دریادار حبیب الله سیاری فرمانده نیروی دریایی در مراسم تکریم و معارفه رئیس اداره عقیدتی نداجا به اهمیت توان بازدارندگی نیروهای مسلح ایران اشاره کرد و گفت: اگر توان دفاعی، نظامی و بازدارندگی ما بالا باشد، دشمن متوجه خواهد شد اگر قصد تعرض به ما را داشته باشد به تعبیر فرماندهی معظم کل قوا (مد ظله العالی) یقیناً با مشت محکم ما مواجه خواهد شد. وی افزود: دستی به این توان دفاعی که توان بازدارندگی را بوجود می آورد مؤلفه های مهمی دارد که مهم ترین آن ارتقاء توان معنویت است. چرا که دفاع و حتی تهاجم بنا به نیاز، اگر بر مبنای اعتقاد باشد کارساز است، در غیر اینصورت ده ها دلیل برای انجام ندادن مأموریت هست اما اگر اعتقادی در پی آن باشد تحت هر شرایطی هر ی بعنوان رزمنده خود را م م به تلاش می داند. توان دفاعی و نظامی ما، به مثابه مشتی محکم، دشمن را از فکر برحذر می دارد.   به نقل از پایگاه اطلاع رسانی نداجا، دریادار حبیب الله سیاری فرمانده نیروی دریایی در مراسم تکریم و معارفه رئیس اداره عقیدتی نداجا به اهمیت توان بازدارندگی نیروهای مسلح ایران اشاره کرد و گفت: اگر توان دفاعی، نظامی و بازدارندگی ما بالا باشد، دشمن متوجه خواهد شد اگر قصد تعرض به ما را داشته باشد به تعبیر فرماندهی معظم کل قوا (مد ظله العالی) یقیناً با مشت محکم ما مواجه خواهد شد.  وی افزود: دستی به این توان دفاعی که توان بازدارندگی را بوجود می آورد مؤلفه های مهمی دارد که مهم ترین آن ارتقاء توان معنویت است. چرا که دفاع و حتی تهاجم بنا به نیاز، اگر بر مبنای اعتقاد باشد کارساز است، در غیر اینصورت ده ها دلیل برای انجام ندادن مأموریت هست اما اگر اعتقادی در پی آن باشد تحت هر شرایطی هر ی بعنوان رزمنده خود را م م به تلاش می داند. عضو کمیسیون عمران مجلس در یادداشتی تصریح کرد: استیضاح راه و شهرسازی اعلام وصول شد تا خانه ملت یکشنبه میزبان عباس ی باشد. زیباست بهار گرچه زشتی کم نیست تلخ است بفهمی که پلشتی کم نیست با این همه از بهار عاشق تر کو؟ چون نغمه های های مشتی کم نیست شوخی خوشمزه های پرسپولیس با خودشان و همبازیان شان که یک جاهایی از حد گذشت و دلخوری های به حقی را هم دنبال داشت، فقط مشتی نمونه وار از فضای داخلی تیم های ملی و باشگاهی ماست که زمان در جریان اردوهای شان… سرتاپایم را خلاصه کنند
می شوم مشتی خاک...
که ممکن بود!
خشتی باشد بر دیوار یک خانه
یا سنگی در دامن کوه
یا قدری سنگریزه در انتهای یک اقیانوس
ویا شاید خاکی از گلدان!
یا حتی غباری بر پنجره


اما مرا ازاین میان برگزیدندبرای :
نهایت شرافت..
برای انسان بودن وانسانیت...


وپروردگارم که بزرگوارانه اجازه ام داد به
نفس کشیدن...
دیدن...
شنیدن...
فهمیدن...


من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داد به:
انتخاب وتغییر...
به شو ...
به عشق...

وای برمن که اگر قدر ندانم... (برگرفته از کتاب: آ ین کلام خاک از عبدالعظیم صاعدی) آریان، مورخ یونانی می نویسد: «بر قبر کوروش این کلام خود او به خط میخی منقور شده بود: «ای آدمیان، من کوروش فرزند کمبوجیه ام، پارسیان را قدرت فرمانروایی داده ام، سرور آسیا شده ام، این مشتی خاک را که گور من است از من دریغ مدارید.» بیانیه باشگاه های استقلال و پرسپولیس علیه برهان مبین محکم ترین مشتی بود که به پیکره این شرکت بلیت فروشی پرحاشیه فرود آمد. قیام برای نفع شخصی است که الان هم چند نفر کودک خیابانگرد را در تمام کشور بر اموال و نفوس و اعراض مسلمانان حکومت داده. قیام برای نفس اماره است که مدارس علم و دانش را تسلیم مشتی کودک ساده کرده و مراکز علم قرآن را مرکز ا کرده. قیام برای خود است که موقوفات مدارس و محافل دینی را به رایگان تسلیم مشتی هرزه گرد بی شرف کرده و نفس از هیچ در نمی آید. ... ادامه مطلب دختر مشتی مندلی; نه چادر داره نه روسری...این ها را پیرمرد بی دندانی می گفت که همیشه خدا ریش هایش مرتب بود. نه شش تیغه اش می کرد و نه مجال بلند شدنشان را می داد. برای همین هم بود که همیشه بوسه هایش با مهربانی فرو می رفت تو صورت ادم. جای خالی موهای روی سرش; چوب خط سالیان عمرش را یاد ادم می اورد و کلاهی که پس از رفتنش دیگر سر هیچ ندیدم. پیرمرد . مشهدی میرآقا قرانی، مدیر چلوکب است به همان اسم فامیلی خودش که در سال 1270 شمسی فعالیت می کرده است. براساس اسناد موجود قیمت و ترکیب سفره چلوکب مشتی به قرار زیر است: شوخی خوشمزه های پرسپولیس با خودشان و همبازیان شان که یک جاهایی از حد گذشت و دلخوری های به حقی را هم دنبال داشت، فقط مشتی نمونه وار از فضای داخلی تیم های ملی و باشگاهی ماست که زمان در جریان اردوهای شان بدون خنده و شوخی نمی گذرد. کاتوزیان :
سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم مشتی خاکـــ...
که ممکن بود خشتی باشد در دیوار یک خانه ؛
یا سـنگی در دامــان یک کــوه ؛
یا قدری سنگ ریزه در انتهای یک اقیانوس؛
شــاید خـــاکی از گلــــــدان ؛
یا حـــتی غـــباری بر پنــــجره ؛
اما مرا از این میان برگزیدند : برای نهایت، برای شرافت، برای انسانیتــــ...
و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای نفس کشیدن، دیدن، شنیدن و فهمیدن.
و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید
من منتخب گشته ام : برای قرب، برای رجعت، برای سعادتـــــ...
من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده: به انتخاب؛ به تغییر؛ به شو ؛ و به محبت.
وای بر من اگر قدر ندانم…
+ خوشبختی، داشتن دوست داشتنی ها نیست؛ خوشبختی، دوست داشتنه داشته هاستــ... + عیدتون هم مبارک :)
صبح امروز مردم شهر گرگان برای نشان دادن خشم و نفرت خود نسبت به اغت گران، به برگزاری تظاهرات پرداختند. انتخاب نوشت: آ رمضان 96، روزقدس، با حاشیه سنگینی همراه بود که فقط موجب تضعیف گروه هایی گردید که به هیچ عنوان تصور نمی د دست به کاری بزنند که خودی هایشان هم از آن اعلام برائت کنند. سرمربی پرتغالی تیم فوتبال منچستریونایتد از رفتار بازیکنان نسل امروز فوتبال انتقاد و آنها را مشتی پسر بچه بداخلاق توصیف کرد که مجبور است با آنها بسازد. راهم را می کشم به کشتزار غمگینمو ناگز یر یارم را در خا نه بگذارم دوستانم ماء مورند حافظ آبرویش باشند تا دو باره من از کشتزار بر گردم. آندم که در گورستان بیارامم عزیزم برایم مشتی خا ک می آورد و می گوید:این جا،پاهایی آرمیده اند که پیش من می آمدند این جا بازوانی غنو ده اند ،که تنگ در برم می فشرد ند. چایت را بنوش
نگران فردا نباش
از گندم زار
مشتی کاه می ماند
برای بادها! پند امروز را از نیک گهر، گرفته ام. چه خوب می شد واقعا می توانستیم قدر لحظه های حال را بدانیم و فارغ از تمامی کینه ها، دشنام ها و تهمت هایی که در اطرافمان با آن مواجهیم زندگی اکنونمان را دنبال کنیم. امروز هرچه دلت خواست بگو، هرچند حرف هایت تکراری باشد، اما یکی هست که به آن ها گوش دهد، پلک هایت را به هم بفشار، آشنایی مشت می کوبد به دریچه قلبت، لذت پرواز روح را حس کن. در زلال آفتاب نگاه و خنده خدا، قوت عشق را عاشقانه کن و در روز عرفه که سجاده ای به وسعت هستی گسترده است، سجده کن و ستایشگر معبودی باش که ایمان به نورش داری، به او که خود .