ممکنه کوتاه بیام ولی کو تا بیام

به نقل از خبرگزاریها در مورد ممکنه کوتاه بیام ولی کو تا بیام : سلام بچه ها بالا ه بعد از کلی وقت اومدم ولی یکم ناراحتم از دستتون فک می وقتی بیام خیلی نظر دارم ولی اونقدر نبود بیشترشم خصوصی بودش. چقدر زود یک سال گذشت ومن یک سال بزرگتر شدم. خوب دوستان ممکنه تو تابستونم کم به کم آپ بشم ولیوقتی میام میخوام خیلی کآمنتم داشته باشم پس جون من نظر یادت نره هاااااااااااااااااااااااااا. انیمیشن کوتاه «همباستر / hambuster» ممکنه بخواهید که یک ناهار آرام و لذت بخش در یک پارک داشته باشید ولی اگر ناهار شما نظری مخالف داشته باشد چه؟ این داستان، ماجرای زنده شدن غذاها و خوردنی هاست... . در «تابناک» تماشا می کنید. اگه دیگه انار نباشم چی؟!! اگه بخوام عوض شم، دیگه ای بشم چی؟! باید شروع کنم؟! یا نه همین طور هی کنار بیام، کوتاه بیام و ادامه بدم؟! تغییر همیشه ترسناکه! عوض شدن درد داره اون هم یه درد وحشتناک! ولی ادامه دادن اینطوری هم ضرره پس یا باید تموم شه یا عوض! پ.ن: عنوان یعنی واسه عوض شدن کمک لازمه، واسه تموم ش جرات + این حرفا فقط واسه من نیست، هر جا . سلام خدا جون اجازه میدی امشب بیام پیشت؟ بیام و قرآن بگیرم سرم و بگم الغوث الغوث؟ بیام و بگم ببخشید؟ شرمنده از این نفس پرستی ؟ و من شرمنده ام به خاطر هوای نفس.... این دفعه هم مرا ببخش ... میدانم هیچ گناهی به بزرگی رحمت و کرمت نیست ... پس ببخش مرا و از من بگذر ..... ای مهربان ترین مهربانان ســــــــــــــــــــــــــــــــلامـــــــــــــــــــ به تمام دوستانی که در این مدت که نبودم سنگ تموم گذاشتن واقعا نمیدونم چه طوری جبران کنم از همه ی شما ها ممنونم خوب حالا باید یه نکاتی رو به شما دوستان بگم که فکر میکنم لازم باشه 1.به دلیل نقل مکان اینترنتمون کم سرعت،به همین دلیل نمیتونم زیاد پست بذارم 2.از تمام دوستان که در این مدت برام کامنت گذاشتن و منتظر بودن که پاسخ بدم و نتونستم معذرت میخوام خصوصا از عاطفه سادات که واقعا شرمنده ایشون شدم امیدوارم بنده حقیر رو عفو بفرمایند و درکم کنند خوب خیلی حرف زدم ببخشید سعی میکنم به تمام وبلاگ هایی که کامنت گذاشتن بیام ولی زمان میبره ولی قول میدم که بیام قول، قول، قول چرا نمیتونم دردای تو رو حس کنم؟ چرا نمیتونم سختیایی که میکشی رو لمس کنم؟ چطور ممکنه تو مریض باشی و من چیزی حس نکنم؟ چطور ممکنه تو امتحان داشته باشیو من استرس نداشته باشم؟ چطور ممکنه تو خسته باشیو من احساس سرزندگی کنم؟ هیچ راهی نیست برای اینکه من بخشی از تو باشم؟ هیچ راهی نیست که من تو باشم؟ سلام دوستان گل وبلاگ مسی امیدوارم ذر منو برای غیبت 4ماهه م بپذیرید ممکنه دیگه خودم نتونم بیام و مدیریت وبلاگو واگذار کنم راستش دیگه ب از همه چیز و همه سرمو تو دفتر و قلم و رمان مینویسم احتمالا ی وبلاگ دیگه اما این با با موضوع رمان سرا درست کنم اما با مدیریت خودم یعنی کیانا دوستون دارمممممم بای بای جونم براتون بگه که خیلی با آرامش موضوع تولد از بیخ گوش ما تا این لحظه گذشتهالبته ممکنه مامان مستر امروز بهم زنگ بزنه و بگه بیا تولدمیگم با آرامش چون مدل اونا مثل من نیست که یکی ی کاری برام نکنه دنیا رو بهم بریزم!اونا عمرا از هیچی کوتاه نمیان ب مستر بهم گفت که سپید تولد خواهرم هست و البته میدونم و دلایلت رو کاملا قوبل دارماگه بگی نمی خ. شعر کوتاه مادرگ بهترین شعر کوتاه مادر جالبترین شعر کوتاه مادر خاصترین شعر کوتاه مادر زیباترین شعر کوتاه مادر خوشگلترین شعر کوتاه مادر نازترین شعر کوتاه مادر
ادامه مطلب داشت می گفت فلانی مثل تو عه. شعر زیاد می خونه و حتا گاهی شعر می گه. گفتم بنده خدا رو نیار پایین انقد! من هیچ استعدادی تو شعر سرودن ندارم! یه بار سعی یه بیت بگم ولی بعد دیدم عه حتا اون یه بیت هم نشد. رفتم دفترچه و سررسیدم رو آوردم گذاشتم جلوم. شروع به خوندنشون. اول رفتم سراغ دفترچه که مال دوم و سوم دبیرستان بود. گفتم عادی تره. جدیدتره. تازه . با سلام مدت هاست که در حال آماده سازی این مقاله هستم.
با توجه به تجربه ی چندین ساله در صداگذاری به این 8 مرحله رسیدم بنابراین ممکنه که همکاران دیگری مرحله ی دیگریو اضافه یا کم بدونن. پس این مراحل مطلق نیست و ممکنه این پست بروز بشه.

توجه: این مطالب به سختی بدست آمده است به قیمت ساعت ها تلاش، خستگی، پست سیستم نشستن، پرسیدن، ضایع شدن، اب شدن پروژه و ... بنابراین از آن به بهترین نحو استفاده کنید. ادامه مطلب یه اختلالی توی روانشناسی هست که بهش می گن اختلال دو قطبی. توی این اختلال فرد طی یه دوره کوتاه مدت فوق العاده سرزنده و خوشحال و پرانرژی هست و طی یه دوره کوتاه مدت بعد از اون خیلی افسرده و غمگین و خسته. و این سیکل در یه دوره بلند مدت ادامه پیدا میکنه ... حالا من دچار نوع جدیدی از این اختلال شدم، توی طول هفته سخت منتظرم که ا هفته بشه و برم ق. واسه من که قدم با قسم و قرآن به ۱۷۰ سانت میرسه؛ سخته که بلند بخندم، بلند حرف بزنم، بلند فکر کنم؛ من فقط یاد گرفتم بعد از هر بلایی که روزگار به سرم میاره، کوتاه بیام...
امروز یه قسمت از تئوری بیگ بنگ رو داشتم میدیدم که همه داشتن فکر می اگه شلدون نبود باهم آشنا نمیشدن و هرکدوم زندگیشون توی تنهایی یا سختی میگذشت.به این فکر افتادم که از اونجا که من هم بسیار شبیه شلدون هستم...ممکنه در غیاب من هم به این فکر کنن که اگه من نبودم چه اتفاقی میفتاد؟میتونم چندنفر رو بگم که قطعا باهم آشنا نمیشدن.و یه سری فرصت ها. این انیکه نمیخونند ولی پایبند به نظام و حکومت ی هستند بیشتر دارن نمایش بازی میکنن و ممکنه هر لحظه طغیان هم ند و هیچ پایبندی به ندارن و در مقابل وسوسه های شیاطین بازنده هستند یعنی اومدیم در همین بازیگری و نمایشی که دارن برای ما بازی میکنن نمایش نامه ش بد بود اینها ناچارند بد بازی کنن و یه مرتبه ممکنه طغیان هم ند و ازشون هرکار بدی حتی . واسه تولدای پیش روم برنامه ریختم. ولی خب ریسک گفتنشو نمی کنم چون ممکنه بخونن. ممکنه.ولی خب خیلی به خودم مفت م -__- دیروز فک می خیلی بدتر بگذره. با عاطفه. ولی خب، اینطوری نبود. البته این همیشه هست که واقعا، به معنی واقعی کلمه داریم فرق می کنیم و شاید دیگه همو درک نکنیم. من باب مسائل مهمی که در دی اند دی ممکنه پیش بیاد این رو بگم که ممکنه شما بری جلو برای اینکه لاشه ی یه هیولا رو لوت کنی، بعد یهویی می بینی لاشه ی هیولا تبدیل می شه به هیولای لاشی و نمرده و می زنه صورت زیبای الفیت رو به چیز می ده. اینه که مواظب باشین هیچوقت با گیم مستر در نیفتین! :)) روز تولدم خیلی عادی گذشت. عادی تر از بقیه روزها . یه روز قشنگ زمستانی بود ولی هوا آفت و گرم بود. حتی خودم هم یادم نبود. مگر فرقی هم میکنه ؟؟؟؟ نه ی آهنگ تولد تولد تولدت مبارک برام گذاشت. نه ی برام کیک شکلاتی با 3 جین شمع گرفت.... نه حتی ی مثل آهنگ دلشو بهم هدیه داد. روز تولدم خیلی عادی گذشت. عادی تر از هر روز دیگه ای. تولد ؟؟؟؟ روز تولد؟؟؟؟؟؟. سلام دوستان گل ! خوبید ؟ امید وارم خوب باشین .... امروز تجربی ها کنکور داشتن ... منم ب خوابم نمی برد احساس می خودم امتحان دارم احساس می کنکور از رگ گردن به من نزدیک تر است ! خوب امیدوارم تجربی ها عالی داده باشن به چیزی که میخواستن برسن ! منم این پست آ تا روز قبل از کنکورمه که بیام و بگم چه حسی دارم ...! قراره گوشیمو ازم بگیرن و از قبل هم محدود .
اون وقت هایی که عاشق میشید زیاد متن شخصی تولید نکنید، بعداً میاید می خونید هی از خودتون می پرسید یعنی اینقدر احمق بودم؟ چطور ممکنه؟ در حالیکه کاملاً ممکنه.. دختر گلم بعد از جشن مهد کودک دیگه مهد نرفتی و یا خونه موندی و یا خونه مامان فرزینت موندی دیگه مهد اصلاً نمیخای بری و بدت میاد بعضی صبح ها که میخام بیام جلوی منو میگیری یه عروسک به من میدی تا ببوسم و اونو تن خودم بمالم تا بوی منو بگیره بعد عروسک پیشت باشه تا زمانی که من بیام و این منو ناراحت میکنه بعضی روزها هم پیش مامان فرزین میمونی تا. چرا انگشتهای دستهایم می لرزد؟ وقتی  یک  نفر  می  لرزد  فکر  می  کنیم  یا  سردش  هست  یا  از  چیزی  ترسیده  که  می  لرزد  لرزش دست  نیاز به  بررسی  دارد ممکنه  مهم  باشه  ممکنه نباشه    بهترین راه را  نشان  می  دهد  ممکنه    برای  بررسی به  شما  بگوید  . مداحه اومده بود تو محله داشت مداحی می کرد با ریتم { خانوم}میگفت: حرم طلا... حسین... میمیرم برات... میخوام بیام دم حرمتون... دس بزنم به ضریحتون!  ملت نمیدونستن باید بزنن یا قر بدن؟! لابد بدشم میخواس بگه: شدم عاشق شمشیرتون، میخوام بیام در رکابتون، حالا میخوام بیام جنگ م، نگو نه، نگو نمیشه، این قلب من عاشقته عاشقترم می شه... اینم قسمت ش: ح. - میفهمی؟ اینا یه، اولا. ثانیا، میدونی با این یه میلیارد تومن کراک چند تا از جوونای مردم معتاد میشن؟ - خب با سودش مرکز ترک اعتیاد میزنیم، اینجوری بچه های مردم هم سلامتیشونو دوباره به دست میارن... - خیلی نامردی! تازشم مگه ما احمقیم؟ زخم بزنیم بعد بیام دوا بدیم؟ اگه آروم نشد چی؟ از "زندگی" بندازیمشون بعد بیام بگیم ما که بهت دوا دادیم ... دوستان عزیز من کاری برام پیش اومده این هفته و نمیتونم 5 تا 7 بیام،و خیلی ناراحتم از این بابت و دلم می خواد که بیام حتما. آیا براتون مقدور هست این هفته استثناعن ساعت رو جلو بندازیم؟مثلا 4تا6؟یا حتی 3تا 5؟یا 3:30تا5:30؟ ممنون میشم اگه تلاش کنید که اینکارو انجام بدید. آزاده سلام بچه ها بچه ها من تحریمم(البت تازگیا کلن قط شده) دیگه خیلی کم میتونم بیام بهتون سر بزنم(حالا انگار قبل از این چقد سر زدم) ب هر حال ... زنده ام! پدرام خان هم زندس نت اونم قطعه دیگه چی میخواستم بگم؟ هوم! خب دیه یادم نماد ها! نظر بزارین ک حداقل انگیزه داشته باشم قاچاقی بیام سر بزنم! خب فعلا من دیدم که ایرانیا و هر ی که از کشوری اومده که کالچرش خیلی direct هست ممکنه بگه که این کانا ا زنکن بلا بلا بلا
من قبول دارم که ممکنه اینا به شدت زنک باشن چون آدمیزاد ذاتش یه مدله یعنی تو دوست داری بزنی یارو رو له کنی اگه حرف مز فی میزنه ولی تو کالچر کانادا چون از بچگی به همه یاد دادن که نایس باشن و سعی کنن قاط نزنن
در نتیجه ممکنه ازت م. ببین من نمی دونم چرا ولی بعد از اون بعد از ظهرِ نیمکت چوبی این چند روز هم کنارت خوش بودم... می دونم خیلی متفاوتیم، به هم نمی سازیم :)))ولی لحظه های که می خندیم کنارت خوشم...و حس باید اینو اینجا بنویسم. چون نمی دونم ممکنه چند بارِ دیگه چنین حسی رو تجربه کنم. ممکنه یادم بره...من نمی تونم تفاوت ها رو نادیده بگیرم. سخت انتخاب می کنم. و تو ع. نه که اینجا رو یادم رفته باشه ها... نه. فقط هربار که لپ تاپ رو روشن میکنم و یاد اینجا می افتم بی اختیار احساس خستگی میکنم. یه جور حس اجبار که خودم برای خودم ایجاد کرده بودم تا از دنیای آدمای زنده بیام بیرون و تو حیات خلوت اینجا یه نفسی بکشم و بعد باز دوباره با یه نفس عمیق، هوا رو تو ریه هام حبس کنم و برگردم همونجایی که بودم. منتها مشکل ای. بعضی وقت ها هیچ کاری از دستت بر نمیاد فقط باید مثل یه توپ تو گردونه به دست روزگار بیهوده بچرخی تا شاید یه اتفاقی بیفته تا همه چی عوض شه...کی نوبت من میشه بیفتم تو اون دریچه تا از این گردونه در بیام خدا میدونه""تراوشات ذهنی خودمه""
ما آدم ها احتمالا بیش از اونکه با علاقه مندی هامون تعریف بشیم باید با ترس هامون تعریف بشیم... بنده به شخصه به خیلی چیزا ممکنه علاقه داشته باشم، ممکنه با یه ظرف پر از توت فرنگی های جذاب تو خونه تنها باشم ولی وقتی من تو اتاقم روی تختم افتادم که..... نگو غیر ممکنه ... در اون کلمه باز هم "ممکن " وجود داره . ïmkansız deme o kelimede gene imkan var ... سلام دوستان بعد از مدت های مدیدی یه پست میذارم ببخشید ببخشیییییییییییییییید از همه ی اونایی که برام نظر میگذاشتن و من نمیتونستم جواب بدم شرمنده شونم واقعا فکر نمیکنم دیگه زیاد وبلاگ بیام! شایدم بیام اصلا معلوم نیست ولی یه خبر جدید دارم اونم این که فن پیج اینستاگرام فعال هست.اونجا همیشه هستم! اگر دوست داشتید بیاید و فالو کنید instagram.. یا زمان رو سیاهم چیکار کنم چطور بیام دم خونت چطور بیام به دیدنت چطور بیام به خالصت مهدی جان تو گفتی نهی المنکر ولی من کر شدم و نشنیدم و الان شد این. یا مهدی جان منو ببخش.بخدا قسم بقران قسم به مادرت فاطمه زهرا قسم یه فرصت دیگه بهم بده.گریه هم دیگه روی سیاه منو نمیشوره. سلاااااااااااام به همه, خیلـــــــــی ه :( چرا آشیو اونجوری کرد:(( وقتی این وضعیتو دیدمو شنیدم از پریا اصن دیگه دوس نداشتم بیام:( ولی اصلا وبلاگ یه چیزززه دیگست :) خیلی دوسش دارم هیچ برنامه ای نمیتونه جاشو برام پر کنه ^_^ هر خبری هست خودتون بیاین بهم بگین تا من فرصت کنمو بیام پیش همتوووون :* دلم واس تک تک نوشته ها و عاشقونه هاتون تنگولیده. انیمیشن کوتاه موزیکال «ب ن / boundin» به کارگردانی باد لاکی و راجر گولدر جزو محصولات کمپانی پی ار محسوب می شود. این انیمیشن کوتاه داستان بز خوشگل و سفیدی که به پشم هاش می نازید حالا با کوتاه شدنش حس می کند زشت و صورتی شده تا اینکه گوش می رسد. این انیمیشن کوتاه را در «تابناک» می بینید. عجیب نیست عدم توانایی من در درک خیلی از بی عد ی ها اما سخته... اینکه بفهمیشون سخته...حس ش با تک تک سلول هات سخته... و راهی نیست جز اینکه واگذار کنی به اون بالایی و منتظر بمونی...تا کی؟؟تا کجا؟؟؟اگه باور نداشتم همه جای دنیا اسمونش همین رنگیه میگفتم باید رفت... حواسمون باشه داریم چیکار میکنیم...حواسمون باشه... گاهی کاری که فکر نمیکنیم اصلا مه. می دونید من پست های طولانی رو دوست ندارم. یعنی نمی خوام مخاطب رو خسته کنم و می دونم توی دنیای مینیمال امروز کمتر ی حوصله ی خوندن یه متن طولانی رو داره که البته -جدا از وبلاگ من- اصلن چیز خوبی نیست و از طرفی هم خوشم نمیاد یه نفر وبلاگم رو باز کنه و دو خط نوشته باشم فقط! برای همین الان که اومدم یه پست کوتاه بذارم دچار پارادو شدم! پست کوتاه . کوتاه «روتوش» جایزه بهترین کوتاه داستانی بخش مسابقه بین الملل جشنواره کراکوف را ب کرد. مرتضی کاردر: محمدرضا مجد از سازان جوانی است که با کوتاه سوادکوهی در جشنواره کوتاه تهران خوش درخشید. دیروز لی لا را دیدم؛ کوتاه اما عمیق، کوتاه اما اثرگذار... سلام محمد خوبم چه خبر؟از آسمان چه خبر؟؟مهمونه تو دیدی؟؟باباجونم آمد برای همیشه پیش تو؛دلم براش تنگه ،دیگه اونم نمی بینیم کاش میشد منم بیام پیش شما،دلم بابامو می خواد ولی نیست ،محمد خوشبح بابا جون پیشته،دلم دستاشو می خواد نگاهشو می خواد ولی نیست اصلا نمی تونم باور کنم باید چند سال زنده باشم خاطراتشو مرور کنم کاش منم بیام پیش شما یاد خاطره ایی از بچگیم افتادم گفتم بیام اینجا و بهتون بگم، کلاس اول دبستان بودم و مدرسه ایی که می رفتم خیلی از خونمون دور بود واسه همین بابام منو میبرد و میوورد ، و همیشه هر موقع نمره ی بیست میگرفتم برام یه بستنی عروسکی می ید ، یه روز بابام یادش رفت بیاد دنبالم و من هر چی منتظرش وایسادم نیومد ، خیلی ترسیده بودم و بغض گلومو گرفته بود، . یه چیزی هست که دوست دارم بنویسمش خامه عمرش کوتاه ولی گرمه داغه امن ه قشنگ ه میترسم بنویسمش زمان میخوام زمان و یه مشت نقشه که براورده شن زودی که بیام میلی به میلی شو بگم از گردالی لپ تاااا پلک زدن و فر مژه از شلوارک کتون تا جوراب آی عطری عجیبه انگار هزار میلیون تا کلمه تو صف و ن و دعوا راه انداختن برا بیرون اومدن دعا میخوام ... در  روز  میلیونها نفر ساعت را می پرسن ببحشید ساعت چنده؟ممکنه بخوای با دخترم ازدواج کنی؟امکانش هست  مرد جوون : ببخشین آقا ،می تونم بپرسم ساعت چنده ؟ پیرمرد : معلومه که نه ! جوون : ولی چرا ؟ ! مثلا" اگه ساعت روبه من بگی چی ازدست میدی؟! پیرمرد: ممکنه ضررکنم اگه ساعت رو به تو بگم ! جوون: میشه بگی چطورهمچین چیزی ممکنه ؟ !&nbs. دیگه از زندگی خسته شدم حتی برای نوشتم دستام می لرزن هیچ منو ادم هم نمیدونه دیگه هیچ امیدی برای زندگی ندارم فقط صادقانه دوست دارم بمیرم دیگه نمیتونم بیام وبلاگ متاسفم ولی شاید بیام در مورد ایین پست نظرات تون رو بخونه برام دعا کنید زود تر بمیرم والا باور کنین منم میتونم بیام یه لیست جور کنم آ همشم یه است بزارم : خو است که است : اصن دلش میخواد باشه : اصن باشه : اصن تو بگو گوریل : شما ب من بگین : مگه آدم نیست : مگه دل نداره : انقد همه چیز است ناراحت میشه : اون دنیا میاد یقتونو میگیره میاد خودتى : جیگرم جیگرم جیگرم : کتاب چهل نامه کوتاه به همسرم کتاب چهل نامه کوتاه به همسرم کتاب چهل نامه کوتاه به همسرم کتاب چهل نامه کوتاه به همسرم کتاب چهل نامه کوتاه به همسرم ادامه مطلب سلاااااااااااااام خوبین؟ خوشین؟ یه ع خوشگل دارم از ب:) منو خواهرم و ژله: و اما یه چیز دیگه اونم این پوستر خوشگله ک یکی از دوستان زحمتشو کشید:)------>هفت آسمان ممنون ازش:) +ا ین روزیه ک اینترنت نا محدود دارم:( شاید کمتر بیام شایدم تغییری نکنه + روزه های همتونم قبول باشه:) سلام گل گلیای خوشگل... منو ببخشین که دو روز بی خبر نبودم رفته بودم تبریز فک هتل وای فای داره می تونم بیام اما خب نداشت نتونستم بیام امروز ا ین روزیه که دارم براتون پست می زارم بلا ه مدرسه و.... نمی ذاره بیام نت... این پست پست ا نبس چون چن تا پست دیگه م می ذارمو بعدا خ ز ممنون بخاطر کامنتای نذاشتتون