من همانم که شبوروز تورا می جوید

به نقل از خبرگزاریها در مورد من همانم که شبوروز تورا می جوید : رمان جدید یادم تورا فراموش کتاب یادم تورا فراموش رمان یادم تورا فراموش رمان فراموش رمان یادم فراموش رمان یادم تورا
ادامه مطلب بسم الله مهربون :)
+ سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرده ام و نه با تو دشمنی کرده ام( ضحی 1-2)
+ایا من برنداشتم از دوشت باری که می ش ت پشتت؟ (سوره شرح 2-3)
+غیر از من خ که برایت خ کرده است ؟ (اعراف 59)
+پس کجا می روی؟ (تکویر26)

+من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می دهم. (قریش 3)
+برگرد، مطم. تلخ باش دختر ِ پاییز.. بسانِ قهوه ای که تلخی اش سکر آور است برای آنکه تورا می خواهد.. سرد باش دخترِ پاییز.. همچون سردی جمله ی آن معشوقی که تورا برای همیشه تمام کرده است.. دلت، هوای خواندن پستِ آن مردِ نارنجی را نکند، که تمامِ واقعیتِ تورا به نگارش در آورده بود.. ای رسول خدا حتما خبر داری کاریکاتور تورا کشیده اند.می دانم بازهم لبخندمهربانی برلبانت داری قبلا هم تورا دیوانه خوانده اند در کوچههای مدینه به توسنگ هم زده اند انها کهغرق در جهل ودختر کشی برادر کشی وفقر بودند بر سر تو زباله هم ریخته اند اما توبه عیادتشان رفتی وگرچه قلب پاکت لبریز از غصه بود غصه هدایت هم نوعانت ولی هماره لبانت خندان . در خانه ی کوچک ما امید جوانه می دهد پرستوها خبر می دهند که در باغچه ی کوچک ما گل های شقایق که نشان از عشق دارند باز شدند شبنم اشک شوق اش را روی گلبرگها می ریزد بلبلان مست از برای تو میخوانند جویبارها از برای تو جاری میشوند من عشق تورا همچو سرمه به چشم میکشم که از مزگان به چشم نزدیکتر باشند ای تنها نگین ام عشق تورا فریاد خواهم زد و تا بی. ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تورا
خبر از سرزنش خار جفا نیست تورا
رخت بر بلبل بی برگو نوا نیست تورا
فاتی به اسیران بلا نیست تورا
ما اسیر غمو اصلا غم ما نیست تورا
با اسیر غم خود رحم چرا نیست تورا
فارغ از عاشق غمناک نمیباید بود
جان من این همه بی باک نمیباید بود طو !!! مقصری اگر من دیگر "من سابق" نیستم...! من را به من نبودن محکوم نکن! من همانم که درگیر عشقش بودی...! یادت نمی آید؟! من همانم...! حتی اگر این روزها هر دویمان بوی بی تفاوتی بدهیم...! دلت که پیش ی باشد هر قدر هم نامهربانی ببینی هر قدر هم که ش ته بشوی هر قدر تلاش کنی که تمام علاقه ات را جمع کنی و از کنارش بروی نمی شود! دل خوش "کوچک ها" می شوی حرف ها. فعالیتهای فرهنگی و هنری روز مورخ ۲۴/۴/۹۳ - کاردستی پرنده (پرنده های دست آموز) - معرفی کتاب من همانم من همانم - قصه گویی با ابزار از کتاب من هم من همانم - سفال جهت اعضاء کودک و نوجوان - اجرای بازی زمینی " اگه نبری می برمش" - کاردستی اعضاء نوجوان ساخت پل های ماکارونی بر اساس کتاب سازه ها

تـــو مقصری اگر مـــن دیگر ” مــن سابــق ” نیستـــم !
مــن را به مــن نبودن محکـــوم نکن !
مــن همانم که درگیـــر عشقش بــــودی !
یادتـــــــــ نمی آید ؟!
مــــن همانم ! حتـــی اگر این روز هــا هر دویــــمان بـــوی بی تفاوتـــی بدهیم ! کوتاه شود من همانم که پر از عاطفه ام و به هستی و به احساس، ارادت دارم و تو را می خواهم... که مرا دری ولی انگار تهی از احساس در پی بازی بی من به تماشا رفتی و مرا آزردی من همانم که به تو و به انکار تمام لحظاتی که تو با من بودی باز هم عاطفه دارم و تو انگار که باز رگ احساس دلت شده به سزای تیغ تکرار فراموشی ها تو بگو من چه کنم از نبودنهایت پر شده ام و در آ. پندهای قرآنی....(2)

این عادت دیرینه ات بوده هرگاه که خوشح ازمن روی برگرد ورویت راآن طرف طرف کردی،وهروقت سختی به تورسیدازمن ناامیدشدی(اسراء/83) آیامن برنداشتم ازدوشت باری که میش ت پشتت؟(سوره شرح/2و3) غیرازمن کدام خ است که برایت خ کرده است؟(اعراف/59) پس کج وی؟(تکویر/26) پس ازاین سخن دیگربه کدام سخن میخواهی ایمان بیاوری؟(مرسلات/50) چه چیز. به نسیمی همه ی راه بهم می ریزد! کی دل سنگ تورا آه بهم می ریزد؟!سنگ دربرکه می اندازم و می پندارم باهمین سنگ زدن ماه بهم می ریزدعشق برشانه ی هم چیدن چندین سنگ است! گاه می ماند و ناگاه بهم می ریزد!!آنچه را عقل به یک عمر بدست اورده است! دل به یک لحظه ی کوتاه بهم می ریزد!آه یک روز همین آه تورا می گیرد! گاه یک کوه به یک کاه بهم می ریزد"فاضل نظری" واحدمدیکال تورا کوپی در کلینیک شهید مباشر کاشانی همدان راه اندازی شد. تورا میخواهم

تنها تورا می خواهم...

تنها صدایت را میخواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد...

نگاهت را می خواهم تا روشنی چشمهای خسته ام باشد...

وجودت را می خواهم تا گرمای آغوشم باشد...

دستهایت را می خواهم تا نوازشگر بی ی اشک هایم باشد...

و

تنها خنده هایت را میخواهم تا مرحم کهنه زخم های زندگی ام باشد...

آری

تنها تو را می خواهم ع در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید. از تو یک عمر شنیدیم و ندیدیم تورا / زهر هجر تو چشیدیم و ندیدیم تورا گاهی اندازه یک فقط فاصله بود / را نیز کشیدیم و ندیدیم تورا مدتی در پی تو رند و نظر باز شدیم / همه را غیر تو دیدیم و ندیدیم تورا سعی کردیم تو را خواب ببینیم شبی / سحر از خواب پریدیم و ندیدیم تورا مگر ایام کهن سالی ما جلوه کنی / در جوانی که دویدیم و ندیدیم تورا فکر کردیم که م.  
بازکن بند ،
ازسرگیسوی کمند و
رهاکن که دلم ،
به اوبند است بند
 
ازسرآن جامه برون آر ، 
که ببویم چوگل
تا بنوشم ،
شهد شیرین لبهای تورا
 
تابه کی درد. عطش ،
 بس کن
همه شب به سرآرم ،
 یاد تورا
 
تومرا مبرزیاد ،
که خوب دانی
که من ازدل نکنم ،
بنیاد تورا
 
باده ای زده ام ،
ازجام لبت
که . مرداد هم رو به پایان است ... و من هنوز هم روح و افکارم بیمار است ... درد دارد نتوانستن ... درد دارد از خود نا امید شدن ... درد دارد تنفر از خود ... درد دارد شرمندگی ... گویی این درد نتوانستن سخت در وجودم ریشه دوانده و دارد تا مغز استخوانم را می سوزاند ... روحم از درد به خود می پیچد ... حالم هیچ خوب نیست ... دیگر خود را نمی شناسم ... من این نیستم ... نه ای. سلام ای غروب غریبانه من سلام ای طلوع سحرگاه رفتن خداحافظ ای شادی زندگانی سلام ای غم لحظه های ج خداحافظ ای شعر شبهای رفتن خداحافظ ای قصه عاشقانه خداحافظ ای عطر شعر شبانه خداحافظ ای آبی روشن عشق خداحافظ ای باغ دل گلشن عشق خداحافظ ای ه ن شب و روز فتاده ز فقدان تو در دلم سوز سلام ای پدر داغ بر دل نشسته تورا می سپارم به دلهای خسته اگر شب نشینم اگر دلش ته تورا می سپارم به مینای مهتاب تورا می فشارم به چشمان بی خواب به اشکم به دامان دریا تورا می سپارم به رویای فردا به شب می سپارم تورا تا نسوزد به دل می سپارم تورا تا نگیرد اگر چشمه ی واژه از غم نخشکد اگر روزگار این صدا را نگیرد.ع جالب و زیبا از گل رز آبی خوشگل در حال درخشش با پس زمینه مشکی و سیاه - زیباترین ع زمین های گل رز تورا من دوست میدارم که جانان را خ تو دوعایت میکنم هر شب سزاوار ثنایی تو خداوند جهانی ,ملک و هستی را تو پروردی حکیم و حاکم وسالاری و مایی تو زمین و آسمان را تو پر از نور و صفا کردی چه شی و شوریده چه پر شور و نوایی تو تویی معشوق بی همتا تویی آرامش دلها تویی معبود جانفرسا که با مهر و وفایی تو ز کوی عشق میگیرم سراغ آن بت رعنا به هر جا پا نهم م. نمیدانم تورا به اندازه ی نفسم دوست دارم... یا نفسم را به اندازه ی تو؟! نمیدانم چون تورا دوست دارم نفس میکشم... یا نفس میکشم که تورا دوست بدارم؟! نمیدانم زندگی من تکرار دوست داشتن توست... یا دوست داشتن تو زندگی من؟! تنها میدانم:که دوست داشتنت... لحظه لحظه ی زندگیم را می سازد!! و عشقت... ذره ذره ی وجودم را...!! مخاطب خاصم..."bhr" axgig,ع گیگ پایگاه آپلود ع ویژه وبلاگنویسان من همانم که بودم ساده و صمیمی از جنس خودمانی ها از جنس چادر گلی مادر بزرگ از جنس شوق و ذوق های بی خودی از جنس دل خوشی های ساده و کوچک از جنس دوستی ها و دوست داشتن های پاک و بی ریا دوستی های ساده بدون حاشیه و بدون راه راه هر چه هم عوض بشود من همانم بسم الله الرحمن الرحیم خداوندا آمد آن بنده ای که ی ال فراری بود. ی ال در ملک تو بودم و روزیم می دادی و مرا می دیدی اما گناه می و من به همه این مطالب آگاه بودم. خداوندا نیاز به معرفی نیست اما میگویند اقرار کننده را عف دهند. من همانم که دیگران را نصیحت کرده و خود نصیحت قبول نمی ، من همانم که سخن زاهدانه نسبت به دنیا می گفتم و من همانم که دی. یک: نبرد من وتو ...جنگ ستارگان نبود ... چشم به چشم خشم می خوردیم ...هضم رقیب سخت است !!! دو: باران بهار را شاد کرد ... توهم بودی ...تا بیایی و بفهمی الماس تقلب یعنی چه؟... کلی خوش حال می شدی !!! سه: بوسیدم دو چشم تورا و آسمان ع گرفت ... برق زد ...ومن ... ترسیدم که ابر باز گریه کند!!! چهار: دریا دیگر نمی بینم تورا و دیدارمان به بعد ... وقتی که خورشید رفت و ماه داشت پشت ابر ...می خو د !!!

شعر تو را در زیر باران میسرایمدر بوق ماشین و خیابان میسرایم
تا لذت دنیا تو را از من نگیردشعر تو را با چشم گریان میسرایم
با لهجه ی مازندرانی صاف و سادهدر روستا همراه چوپان میسرایم
به اسم رب بعداز تلاوتشعر تو را همراه قرآن میسرایم
تا کشورم در عشق پاینده بماند

شعر تو را با نام ایران میسرایم
رفتی تو تا ایران ما ایران. یک مقام امنیتی افغانستان اعلام کرد نیروهای افغانستان منطقه تورا بورا در استان ننگرهار را بازپس گرفتند. آلبوم موسیقی «من همانم» با صدای هوتن هنرمند که به تازگی منتشر شده است، در ج فروش آلبوم های… من تورا می خواهم
و همین ساده ترین قصه یک انسان است
تو مرا می خوانی
من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم
و تو هم می دانی
تا ابد در دل من می مانی
از تو گفتن کار هر نیست ای زیبا غزل
از برای گفتنت باید که مولانا شوم
تا کی به خلاف قلب خود کار کنم
عاشق شوم و دوباره انکار کنم
این بار به جای نان و ما بگذار
با بو. که گفته "زن"ها می بایست بافتن موهایشان را یاد بگیرند ...؟ این یک کار کاملا " مردانه است. نمیدونم چگونه ازخدا تشکر کنم. خداوندا ممنونم در سال ۹۵ اجازه دادی عشق را تجربه کنم . روزبروز بیشتر شناختم تورا سرچشمه این عشق تو هستی وقتی عاشق شدم این یگانگی را بیشتر حس . با یک فرد ممکنه شروع بشه ولی به تو ختم میشه. عشق از روی زمین آغاز میشود از قلب . «آن گاه که عشق تورا می خواند، به راهش گام نه! هرچند راهی پرنشیب. آنگاه که تورا زیر گستره بال هایش پناه می دهد، تمکین کن! هرچند تیغ پنهانش جانکاه. آن گاه که باتو سخن آغاز کند، بدو ایمان آور! حتی اگر آوای او رؤیای شیرینت را درهم کوبد، مانند باد شرطه که بوستانی را.» او مرد است . . .

دستانش از تو زِبرتر و پهن تر است . . .

صورتش ته ریشی دارد . . .

قلبش به وسعتِ دریا . . .

جایِ گریه به بالکن میرود ،

و تنهایی را میبلعد . . .

او با همان دستان پهن و زبرش ،

تورا نوازش میکند . . .

با همان صورت ناصاف و ناملایم ،

تورا میبوسد و تو آرام میشوی . . .

آنقدر اورا نامرد نخوان . . .

آنقدر پول . تو رادر کوچه های بمب ودودو آه گم
تو را در خ در یک شب کوتاه گم
تو را در سنگری بین علفها آهنها
به زیر تابش شیری  ی قرص ماه گم
تورا که خواستی زخمی ترین شعر زمین باشی
میان صفر مرز وشهرکرمانشاه گم
قرار این بود دریا را بشورانی نشد تا من
تورا چون قطره بین آسمان وچاه گم
تورا از بس که خواندم در میان شعر جا دادم
شب. میان گردش روز و شب من، روزها و شبهای من، لحظه هایی که می خندم، فکر می کنم و دور خودم می چرخم... میان همه روزمرگی هایی که دوستشان دارم زیاد، حتی... خدایا تورا هنوز کم دارم... باید تورا بیشتر داشته باشم.... خیلی بیشتر... بیشتر از همه دنیا و آدمهایی که خیلی دوستشان دارم... سلام     خیره می شوم به چشم های تو به چشم های تو که دستان مردانه مرا دستهایی می بیند که خدا از آستین محبتش به سویت دراز کرده خیره می شوم به چشم هایت به چشمهایی که خوشبختی را در پس نگاه های من جستجو می کند: گاهی وقت ها با خودم فکر می کنم آیا من همانم که تو می شی، یا همانم که می شم یا کدام؟ بعضی وقتها چقدر شبیه فکرهای توام بعضی وقت ها چ. سلام محمد جان .دوباره بعد از مدتها یاد تو افتادم .تورا نمی توان فراموش کن ولی گذر زمان یاد تورا هم از ما گرفته است مدتها از رفتنت می گذر اما همچنان خاطرات با تو بودن را مرور می کنم .یادت بخیر و روحت شاد .ولی کماکان به این فکر می کنم که رفتن حق تو نبود بیماری در این سن حق تو نبود ولی تو بقول خودت مبارزه کردی اما روزگار برای تو و ما تلخ بود. وقتی تورا درجا م ارزو ان روز نمیدانستم امروز بسیار از من دوری،، ان قدر دور که حتی گوشه ای از یاد صدفهارا هم در ساحل ذهن نداری،از عشق رسیده ام به فراموشی باران واز فراموشی باران به تنهایی،راستی من گذرم که به خیابانهای تهی از تو می افتد، به ساحل های سفیدپوش،به ریزش نم نم باران به هر انچه تورا تمدید میکند میگویم یادت به خیر وقتی که دوس. هر شب در تمام رویاهایم تورا میبینم / در تمام رویاهایم تورا حس میکنم/و میدانم که تو همچنان هستی/وعشق ما جاودانه جریان دارد/تو به خوابم می ایی و به من میگویی که همچنان در کنار منی/نزدیک به من یا دور.../هر کجا که هستی/من ایمان دارم که قلب های ما به زندگی ادامه میدهد/و تو همینجا در قلب منی/در زمانی که دیگر نمیتوانم تو را لمس کنم/به تو میگویم . در آسمان غزل عاشقانه بال زدم
به شوق دیدن تو پرسه در خیال زدم

در انزوای خودم با تو عالمی دارم
به لطف قول و غزل قید قیل و قال زدم

کتاب حافظم از دست من کلافه شدست
چقدر آمدنت را چقدر فال زدم !

غرور کاذب مهتاب ناگزیر ش ت
همان شبی که برایش تورا مثال زدم

غزال من غزلم، محو خط و خال تو شد
چه شاعرانه بدون خطا به خال زدم

. جوانی خدمت حسین (ع) رسید وگفت من مردی گناه کارم ونمی توانم خودرا از انجام گناهان بازدارم مرانصیحتی فرما حسین (ع) فرمود پنج کار راانجام بده وآن گاه هرچه میخواهی گناه کن اول روزی خدارا مخور دوم از حکومت خد رون رو سوم جایی را انتخاب کن تا خداوند تورا نبیند چهارم وقتی عزرائیل برای گرفتن جان توآمد اورا از خود بران وپنجم زمانی که مالک دوزخ. دل ساده من جفا را ، باورنمی کند
بی مهری وحسرت را ، باورنمی کند
 
آنچنان دل بسته است ، به مهر تو
که بازهوای دلبر ، دیگرنمی کند
 
باورم هست تورا ، خلاق ذهنم نیستی
بی توعشق را ، چگونه باور کند ؟
 
مستی بوسهای بهار ، تلخی زما زدود
این سیه بختی است که تورا ، باورنمی کنند
 
نازشصت که مست ، جامت گشته ام
عطش هوس را . تورا دیده ام در طلوع هرروز خورشید از پس کوههای مشرق در سکوت شبانه مهتاب در طنین امواج سنگین دریا در پرواز مرغان دریایی بر فراز ابها در چک چک قطره های باران در شبنم نشسته بر گلبرگهای اطلسی ها در اولین گریه نوزاد در نم اشک چشمان مادر در دستان گرم پدر در ارامش در لبهای خشکیده کویر در برکت نان در نوازش سحرگاهان ودر همه هستی تورا دیده ام . اس ام اس بسیار زیبای عاشقانه, اس ام اس زیبای عاشقانه, اس ام اس عاشقانه, اس ام اس عاشقانه سال 93, اس ام اس عاشقانه مرداد 93, اس ام اس عاشقانه و احساسی, اس ام اس عاشقانه و بسیار زیبا, اس ام اس عاشقانه و زیبا, بهترین اس ام اس عاشقانه, جدید ترین اس ام اس های عاشقانه, زیباترین اس ام اس, زیباترین اس ام اس های عاشقانه, زیباترین پیامک های عاشقانه, عاشقانه مرداد 93, پیامک های عاشقانه و رمانتیک تورا به یاد آن روز ، تورا به یاد گلبرگ های خشک آن روز خشکیده ، تورا به روز اول بار دیدنت ، تورا به اولین نگاه عاشقانه ، تورا به یاد باران روز نیامده ات ، تورا به تنهایی روز رفتنت ، تورا به باران روز برگشتنت ، تنهایم مگذار دیگر فرازهایی از دعای ابوحمزه.. من از اینکه تومن را خواستی ،زبان باز درحالیکه سزاوار این نبودم که حرفم را بشنوی..! " معرفتی یامولای ،دلیلی علیک "..من تورا شناختم .. یعنی تو خودت جلوه کردی.اگر تو جلوه نمیکردی ،من نمیتونستم تورابشناسم.. اینکه من توراشناختم،این دلیل و استشهاد منه که تو منتظر منی! "و حبی لک ،شفیعی الیک "..و اینکه من تورا دوست دار. من همانم که به محض بازگشتن از آستانت به سنگ جفایی زمین میخورم. هنوز مهربانی خانه ات مثل لحظه ی اول دیدار و مثل لحظه ی آ وداع پیش چشمم هست. پس چرا روزه ی اولم را با تشنگی و معده درد گرفته ام از گریه های ب و سحرش؟ همین روز اولی دستم را بگیر و بلندم کن، خاک از سر و رویم بتکان. ازآغاز عالم تورا دوست دارم !
من ازعهدآدم تورادوست دارمازآغازعالم تورا دوست دارم
چه شبهامن وآسمان تادم صبحسرودیم نم نم تورا دوست دارم
نه خطی نه خالی نه خواب وخیالیمن ای حس مبهم تورا دوست دارم 
سلامی صمیمی ترازغم ندیدمبه اندازه غم تورا دوست دارم
بیا تاصدا ازدل سنگ خیزدبگوئیم باهم تورا دوست دارم
جهان یک دهان شد هم آوازباماتورا دوست دارم , تورا دوست دارمقیصر امین پورhttp://b2n.ir/29936
آیین عشق بازی دنیا عوض شده ست
یوسف عوض شده ست زلیخا عوض شده ست
سر همچنان به سجده فرو برده ام ولی
در عشق سالهاست که فتوا عوض شده ست
خو کن به قایقت که به ساحل نمیرسی
خوکن که جای قایق و دریا عوض شده ست
آن با وفا کبوتر جلدی که پر کشید
اکنون به خانه آمده اما عوض شده ست
حق داشتی مرا نشناسی به هر طریق
من همچنان همانم. جمله جمله نه! واژه واژه تورا / ای سفر کرده گفتگو کردیم
کوچه کوچه نه! خانه خانه تورا / سالیانی ست جستجو کردیم
سوره سوره نه! آیه آیه تو را / در مناجات آرزو کردیم
نه! لحظه لحظه تو را / ندبه کردیم و های و هو کردیم
شبی از دریچه ی ماه به این برکه بنگر
فرضیه ی دوری نیست که نیلوفران مرداب
با فات سرانگشتهایت
راهی دریا شوند
بسکه طعم آبیت در فضا پراکنده
و سرچشمه هایت ، غوغاوش حضوری ممتد ست
حواسم را از چشم هایت پرکن
هوای بارش ِبارانت به جان کویر افتاده
و تمنای رویش سبزت بر تن تبدار پاییز
با رویایم یکی باش
که این آشفتگی را ب.  
له های من همراز و ، بگوش
ه نمی بینم چشم تورا و ، گوش
 
مراببخش مثل کله ی گرک زدام
نهفتم ونالیدم و ، هستم گوش
 
چومرغ شبم و ، له جانسوز
امشب به طریقی ، زمیخانه بیاموز
 
تب وچون ، شعله سوزم
یارب توطبیم شو و ، درمان بیاموز
 
آوخ زسیاهئ  دل ، امشب
من باخته ام رنگ و ، توبی رنگ
 
رنجورم وتو ، آگاه ز د. هم سفرم با ...خودم...تنها... به کجاست مقصد ...؟ نمی دانم...اما به سوی توست... تو کجایی... که جستجو کرده ام تورا...ز هر رهگذر پرسیده ام تورا...که خواسته ام تورا... توکجای...نباشی گمم در باورم...در زندگی، در زیستن بی تو... بیا هم سفرم که در دل من صمیمیتی است ناب که با تو به اوج می رسد...رها می شود شکفتن را معنا می کند... چیزی نمی دانم...اما می دانم که همچنا. مرد من...ای دور...ای نزدیک...تورا به کدام نام بخوانم؟تو را به کدام نشانی.... من...تنها...دور از تو...روزگار میگذرانم...میشکنم...می افتم...سقوط میکنم... دستانم را ببین...دیگر رمق ندارد...دیگر قلم به دست نمیگیرد...دیگر عاشقانه نمینویسد... دلم...دیگر تاب نمیاورد...دیگر جان ندارد... مرا ببین...در چشمانم نگاه کن...نگاهی که با این ده شیشه ها از همه پنهان میک.