من وقتی تو نیستی

به نقل از خبرگزاریها در مورد من وقتی تو نیستی : نشکن دلمو... سرگرمی تو، شده بازی با این دل غمگین و خستم
یادت نمیاد، اون همه قول و قرارایی که با تو بستم
با این همه ظلم،تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرار، من نشستم
نشکن دلمو، به خدا آهم میگیره دامنتو عاقبت یک روز
نگو بی خبری، نگو نمیدونی دلم پر از یک نفرینه سوز
نگو بی خبری، نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده کار ای. روزها از پی هم گذشتند ...بالا ه انتظار سر اومد...چه روزهای طولانی و غم داری ...چه روزهای آوری...چه روزهایی که به سختی، خودم ُفقط به خاطر سمیر کشوندم ...اصلا فکرشم نمی که این طور وقتی نیستی از پا بیفتم یا بهتره بگم بیفتیم ...اصلا فکر نمی وقتی نیستی از کنار همه چی بی انگیزه و بی تفاوت رد بشم ..نبودنت و غصه دوریت یه طرف...غصه ی غصه ها و ناراحتیتُ . وقتی تو نیستی
شادی کلام نامفهومی است
و دوستت می دارم رازی است
که در میان حنجره ام دق می کند
وقتی تو نیستی
من فکر می کنم تو
آنقدر مهربانی
که توپ های کوچک بازی
تصویرهای صامت دیوار
و اجتماع شیشه های فنجان ها، حتی
از دوری تو رنج می برند
و من چگونه بی تو نگیرد دلم ؟
اینجا که ساعت و آیینه و هوا
به تو معتاد. از وقتی ندارمت، کافه های دنج زیادی را پیدا کرده ام، که جان می دهد برای بودن ما کنارم هم... که جان می دهد برای سیگار دود و خندیدن و به فراموشی سپردن دنیا! از وقتی که برای همیشه ترکت ، اوضاعِ همه چیز بهتر شد، به جز خودم، به جز قلبم... از وقتی که فراموش شدی، از وقتی که سعی فراموش ـت کنم... زندگی روی خوشش را نشان داد... همه چیز بهتر و بهتر شد... ام. وقتی تو تغییر کنی … تو تنها نیستی! آیا تا به حال این ح برایتان پیش آمده که تصور کنید در هنگام رانندگی انگار همه می خواهند به ماشین شما بکوبند؟ خوب فکر کنید. آیا این تجربه به روزهایی که با عصبانیت خانه را ترک کرده اید مربوط نمی شود؟ وقتی با عصبانیت به خیابان می زنید احساس می کنید که همه راننده ها نقشه قتل شما را کشیده اند!آیا در همان رو. وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم.
وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی او تمام کرد
من شروع
وقتی او تمام شد
من اغاز شدم
و چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی
مثل تنها مردن . علی شریعتی وقتی هی به دیگران اجازه بدی تو کارِت دخ کنن، به جایی میرسی که باید با عصبانیت سرشون داد بزنی وقتی چیزی نمیدونن و دستور میدن، باید حتی اگه عصبانی هم نیستی خودت رو عصبانی نشون بدی تا ت بشن! بذار فکر کنن بی منطقی، اینهمه که فکر با منطقی و هی هیچی نگفتی و مدارا کردی چه گُلی به سرت زدن؟ اونو دیگه نزنن !! هر چی سکوت ، بسمه، از این به بعد هر جو. اینم شانسه منه وقتی تنهانیستم وقتی یکیوازته دل دوس دارم وقتی نبودش روزامم سیاه میکنه وقتی حاضرم بمیرم ولی همیشه خنده رولباش باشه وقتی بخاطرش توروی خونوادمم وایسادم وقتی لمس صورتش آروزمه وقتی...وقتی همه فکرم خوابام رویاهام ارزوهام اونو وقتی عاشقشم دلتنگشم الان که ازش دورم دارم دیونه میشم.کاش پیشم بود این پست مخصوص عشقمه فقط برای . من شرط می بندم که توعاشق تر ازمن نیستی این عشق آ می رود تا ناکجای نیستی ازروز اول با تو من در حسرت پیدا شدن هر بار گفتم عاشقم با طعنه گفتی چیستی؟! دلگیرم از عصر وزمان از خنده های بی امان یک بار پرسیدم تو را با او چرا هم زیستی؟ بیمار بودم روز و شب می سوختم در لرز وتب وقتی نگاهش کردی وگفتی که حقا بیستی احساس می تورا وقتی ش تی پیش او آری کن. وقتی یک دختر حرفی نمیزند
میلیونها فکر در سرش می گذرد

وقتی یک دختر بحث نمیکند
عمیقا مشغول فکر است

وقتی یک دختر با چشمانی پر از سوال به تو نگاه میکند
یعنی نمی داند تو تا چند وقت دیگر با او خواهی بود

وقتی یک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسی تو می گوید : خوبم
یعنی اصلا حال خوبی ندارد

وقتی یک دخ. دست بردار از دل دیوانه وقتی نیستی
بر دلم آتش بزن اما نه وقتی نیستی
قصر رویای تو زیبا بود گفتم با دلم
میشوی آواره صاحبخانه وقتی نیستی
بی تو هر ساغر که در دستم گرفتم زهر بود
بزم اندوه است این میخانه وقتی نیستی
این که شیرین نیست میسوزد دل فرهاد را
تا ابد تلخ است هر افسانه وقتی نیستی
دلخوش مهتاب بود اما خدا داند که چیست
در سکوت کهنه ویرانه وقتی نیستی
(احمد پروین) حالم بد است مثل زمانی که نیستی ! دردا که تو همیشه همانی که نیستی ! وقتی که مانده ای نگرانی که مانده ای وقتی که نیستی نگرانی که نیستی ! عاشق که می شوی نگران خودت نباش عشق آنچه هستی است نه آنی که نیستی ! با عشق هر کجا بروی حی و حاضری دربند این خیال نمانی که نیستی ! تا چند من غزل بنویسم که هستی و تو با دلی گرفته بخوانی که نیستی ! من بی تو در غری. خنده هایم را دوامی نیست وقتی نیستی لحظه هایم را مرامی نیست وقتی نیستی می شود آرامشم میدان جنــــــــ ـــــگ خاطره رشته هایم را کلامی نیست وقتی نیستی می زند زیر تمام حرف هایـــــــــــش قول من خشم هایم را نیامی نیست وقتی نیستی می پرد بغضم میان گریه های خسته ام اخم هایم را سلامی نیست وقتی نیستی می خــــــزد لای سکوتم بی قراری های من . بتمن : تو یه ی. واسه پول آدم می کشی؟
جوکر : مثل اونا حرف نزن. تو مث اونا نیستی. حتی اگه خودت هم بخوای.
تو واسه اونا فقط یه دیوونه هستی. مثل من. الان بهت احتیاج دارن.
وقتی کارشون تمام شد میذارنت کنار. مث یه ....
بهت ثابت می کنم وقتی این مردم متمدن تو یه موقعیت بحرانی قرار بگیرند
حاضرن حتی همدیگر رو بخورن swv87zqa0bqrzwkwho.jpg وقتی نیستی با همه قهرم
انگشت نمای مردم شهرم
وقتی تو نیستی من کوه دردم
چی بود گناهم بگو چه .. من دوست دارم میمیرم بی تو بی نشون
من دوست دارم کنارم تو باش و بمون
من دوست دارم باور کن تو اینو بدون.. … ♫♫♫ وقتی تو نیستی
دلشوره دارم
دلم میگیره
اشک میشه کارم
میزنم بی تو
از خونه بیرون
یادت میوفتم باز زیر بارون م. وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید
من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که .
وقتی که نیستی

به جای شمردن ستاره ها

اشکهایم...

بهانه ایست برای خواب حــــــال ما را دیگر ای بانو تو جویا نیستی در دلـــــم پی و بــــر دیده پیدا نیستی شیشه ی بر پنجره یک لحظه هــم باور نکرد هــــر چه با آیینه می گفتی که زیبا نیستی من نمی دانم چرا از درد و غم ای اشک من بر دو چشمم جاری و راهی به دریا نیستی هم چو مجنون در پی وصل تو می باشم ولی دائما گــــویی به مــــا دنبال لیــلا نیستی پس کـــجا پیدا کنم . وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند ؟
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند؟
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من ، مگر از من چه می ماند ؟
غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی
غیر از غباری در لباس تن چه می ماند ؟
از روز های دیر بی فردا چه می ماند ؟
از لحظه های رفته ی روشن چه می ماند ؟
از من اگر کوهم ، اگر . قبل آشناییمون بود ! با همه تعجب اومده بودی و به ما سه نفر برخورد کردی . بعد از انجام کارها خواستی هر سه ی مارو برسونی ! خانم ر هم از خداخواسته قبول کرد . من آ همه رسوندی توی راه هم اصلا با هم حرف نزدیم . وقتی رسیدی خونمون اومدی و نشستی ما اون شب مهمون داشتیم و شما هم شدی مهمون ناخوانده ! برام جای تعجب داشت که چرا نمی ره فقط دنبال یه تعارف ا. کنار رودخانه بنشین.رودخانه عاشق است دستت را در ان فرو ببر موج های تپش های دل است وقتی که نیستی طغیان ش سهل است که خود را به دیدار میکوبد..رودخانه دلتنگ است و سنجاقک ها بیهوده بر روی ان مینشینند و بر میخیزند نه رودخانه ام که طغیان کنم نه دلتنگ میشوم من کودکی هستم که هر روز دسته گلی را به اب میدهد شاید به دست تو برسد.. توکه نیستی رمق نوشتن نیست توکه نیستی دستی به قلم نمیرود توکه نیستی دفترم گوشه کتابخانه خاک میخورد توکه نیستی کلمات بامن قهرمیکنند. بارهاشده حال و هوایت مراتا روبروی صفحه سفید دفتر برده اما کلمات میفهمند درک میکنند که دیگر تو نیستی. پسرا تو چند مورد خیلی جذاب میشن : وقتی عصبی پشت فرمون نشستن موقع دعوا سر مسایل ی وقتی سر آبجیشون زور میگن ... وقتی مامانشونو میبوسن وقتی واسه تک دوس دخترشون خواستگار میاد و دپرس میشن وقتی بخاطر فوتبال از کار وزندگی میوفتن وقتی بهش میگی دپرسم میگه غلــط کردی بیا بغلم ببینم وقتی تو بغلش اشک میریزی با دستاش صـــورتتو میگیره میگه دیونه تو منــــو داریـــا بعضی موقع ها عاشق خودم میشم ...
مثلاً اون وقتی که موهام فرهای همشکل میخورن ...
مثلا اون وقتی که body spray م بوی آلبالو میده و متقابلاً منم بوی البالو میدم
مثلا وقتی که دوستام عطر ٤٠٠ و ده ای هزارتومنی رو بو میکنن و میگن بوی مامان غزال و میده ...
مثلا اون وقتی که بدنم بوی شامپو بدن شکلاتی میده ... شدیداً احساس خود پنداری میکنم ....
. همه دلداریم به خودم این شده
وقتی مهم نیستی نیستی دیگه
زور نزن دیگه مهم نیستی ...
پسرا تو چند مورد خیلی جذاب میشن :

وقتی عصبی پشت فرمون نشستن
موقع دعوا سر مسایل ی
وقتی سر آبجیشون زور میگن...
... وقتی مامانشونو میبوسن
وقتی واسه تک دوس دخترشون خواستگار میاد و دپرس میشن
وقتی بخاطر فوتبال از کار وزندگی میوفتن
وقتی بهش میگی دپرسم میگه غلط کردی بیا بغلم ببینم
وقتی تو بغلش اشک میریزی با دستاش صورتتو میگیره میگه دیونه تو منو داریا وقتی دلم به درد میاد و ی نیست به حرفهایم گوش کند،

وقتی تمام غمهای عالم در دلم نشسته است،

وقتی احساس می کنم دردمند ترین انسان عالمم... وقتی تمام عزیزانم با من غریبه می شوند...

و ی نیست که حرمت اشکهای نیمه شبم را حفظ کند... وقتی تمام عالم را قفس می بینم...

بی اختیار از کنار آنهایی که دوسشان دارم.. بی تفاوت می گذرد... #تو نیستی و
دلشوره میگیرم در نبود #تو ،

#تو نیستی و مردم این شهر در نبودت نمک
می پاشند بردلم

و می گویند او دگر رفته و خاطره هایش همانند زخم کهنه در وجودت ماندگار شد،

و آنقدر تکرار می کنند
که دیگر هرشب را با دلشوره سپری می کنم

و حال، مرور زمان ، مرا فهماند
که مردم راست می گویند ،

#تو دگر رفته ای .. حالم بد است مثل زمانی که نیستی
دردا که تو همیشه همانی که نیستی وقتی که مانده ای نگرانی که مانده ای
وقتی که نیستی نگرانی که نیستی عاشق که می شوی نگران خودت نباش
عشق آنچه هستی است نه آنی که نیستی با عشق هر کجا بروی حی و حاضری
دربند این خیال نمانی که نیستی تا چند من غزل بنویسم که هستی و
تو با دلی گرفته بخوانی که نیستی من بی. پسر نیستی تا بفهمی پول گرفتن از پدر چقدر سخته...پسر نیستی تا بفهمی 2 سال تنهای تنها، غربت سربازی کشیدن چقدر سختهپسر نیستی تا بفهمی دلهره شغل آینده داشتن چقد سخته...پسر نیستی تا بفهمی از دست دادن عشقت بخاطر پول چقدر سخته...پسر نیستی تا بفهمی بوق زدن پشت ماشین عروس عشقت چه حالی داره...پسر نیستی تا بفهمی عشقت پیش یه بچه پولدار نشسته چقدر س. شگفتا وقتی که بود نمی دیدم، وقتی می خواند نمی شنیدم... وقتی دیدم که نبود وقتی شنیدم که نخواند. اشاره: 29 داد سالروز درگذشت فرزانه، علی شریعتی است. او شمندی تاثیرگذار در جامعه ایرانی بوده، هست و خواهد بود. از شریعتی گفتن کار آسانی نیست. او سخن به معنی واقعی کلمه است. وقتی از شخصیت های برجسته ای چون ... به ادامه مطلب بروید   نیستی بابا...نیستی لعنتی ترین دوست داشتنیِ من....نیستی و نمیدانی تنهایی های م چطور دارد میگذرد...نیستی و شبهای تنهایی ام به سیاهی میگذرد....نیستی و نمیدانم این همه حرف تلنبار شده ام را به که بگویم... از بَرَم رفته ای و از سَرَم نه...نیستی و یادت می آید طوفانی به پا می کند در خاطرم و نمی رود... بابا برگرد...بابا برگرد به لحظه های این دخترک . چگونه به طرف مقابل بگوییم رفتار او باعث ناراحتی ما شده؟
مثلا همسرتان دیر به خانه برگشته، به تلفنهای شما پاسخ نداده یا دیر امدن خود را اطلاع نداده است. شما نگران هستید اما با دیدن او نگرانی شما تبدیل به خشم و عصبانیت میشود. رفتار اشتباه: - به محض دیدن او بدون هیچ کلمه ایی پرخاشگری میکنید: سلام ت بخوره تو سر من، یه زنگ نمیتونستی بزنی. ‏وقتی با یکی چَت میکنی و وسط چَت یهو میزاره میره و چندبارم تکرار میکنه فکر نکن که واسش مهم نیستی، مطمئن باش که واسش مهم نیستی.
وقتی که تو نیستی... روزهایم بدون تو،هیچ رنگ و بوی ندارد دیگر برایم فرقی نمیکند که تابستان گرم است، پاییز ِبرگ ریز ِهزار رنگ است، زمستان سرد و برفی ست، یا حتی بهار است... وقتی که تو نیستی هیچ چیز رنگ وبوی خودش را برایم ندارد وقتی که تو نیستی حتی کار هم دیگر برایم ارزشی ندارد وقتی که تو نیستی دنیا هم برایم بی معنی و بی مفهوم است وقتی که تو. یک دوره ایی تو زمستون هر روز صبح از ماما می پرسیدم حامله نیستی ؟ دیدم داره اذیت میشه ....شده بودم مثل مادر شوهر های بد..... دیگه نپرسیدم فقط ازش پرسیدم کی حامله میشی؟ گفت وقتی تو 4 س تموم شه و برات تولد بگیریم.......... دیروز برام تولد گرفت دیدم بهترین موقع است که جلو جمع دوباره این سوال اساسی رو بپرسم ماما حامله نیستی؟ من شمع هام رو هم فوت ها.. وقتی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدند نه باید ها قیصر امین پور مثل همیشه آ حرفم و حرف آ م را با بغض میخوانم عمریست لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره میکنم باشد برای روز مبادا اما در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست آن روز هرچه باشد روزی شبیه دیروز روزی شبیه فردا روزی درست مثل همین روزهای ماست اما ی چه میداند شاید امروز ن. استیکر کریم تو مسلمون نیستی برای تلگرام
استیکر کریم تو مسلمون نیستی استیکر کریم تو مسلمون نیستی در تلگرام
یهترین استیکر کریم تو مسلمون نیستی استیکر های جدید کریم تو مسلمون نیستی ادامه مطلب آمدم اما به دیدارم تو شایق نیستی مرغِ باغِ جنتی از این مناطق نیستی ما که در عشق ثابتیم اما نمی دانم چرا ابروانت در هم و مانند سابق نیستی روی در هم می کشی اخمت مثال حبه قند من دیابت دارم ای تو حاذق نیستی کشتی ما در ش ت با موج چشمانت ببین غرق در بحرِ تو ایم اما تو قایق نیستی "گفته بودی میشوم مست و دو بوست میدهم" موقعِ من که شد دیدم که فائق . یه وقتایی هست که قشنگیش با هیچی قابل مقایسه نیست :

- پوشیدن پیراهن مردونه ی عشقت در حالیکه به تنت زار می زنه !

- وقتی اس ام اس می زنه که خانومم رسیدی خونه ؟

- وقتی یه پسری بد نگات می کنه و اخماش میره تو هم !

- وقتی تو یه بشقاب باهاش غذا می خوری ...

- وقتی با کلی ذوق و علاقه برات لقمه میگیره و میذاره دهنت!

- وقتی با یه سرفت هول می کنه !

- وقتی حواست نیست و نگات می کنه ...

- وقتی با صبر و حوصله راجب مدل موهات ، رنگ رژت ، مدل لباسات نظر میده ...

- وقتی ناخن هاتو لاک می زنه !

- وقتی نصف شب بیدار میشی و یه غلت می زنی و بیدار میشه و پشت سر هم میگه :

چیه عزیزم ؟ تشنته ؟ آب می خوای ؟ گرمته ؟ سردته ؟ و بعد که خیالش راحت شد چیزیت نیست

دستشو دورت حلقه می کنه و باز از خستگی بیهوش میشه !

- وقتی بهترین گوشی رو واست می ه و گوشی خط خورده و رنگ پریده ی خودشو عوض نمی کنه !

- وقتی پولی که با هزار زحمت بدست میاره رو برای آسایشت ، تفریحت یا حتی کرم ضد آفتابت ج می کنه !

- وقتی برای کاری که هیچ تخصصی نداری ازت نظر می خواد ...



وقتی با هر کاری بهت ثابت می کنه که

" همه زندگیشی "

عشقتو و به پاش میریزی و با همه ظرافتای نت

با هر کاری که بتونی

بهش ثابت می کنی

" همه زندگیته " از تمام آن روزها فقط چند سانتی متر نگاتیو مانده که درونشان منم و تو !! یعنی درونشان منم و تویی که دیگر نیستی نگاتیو ها را نگاه میکنم ،عقب جلو میبرمشان،ذره بین روی ِشان میگیرم ولی "تو" چرا شبیه هیچکدام از "تو"هایِ روی نگاتیو ها نیستی؟؟ چرا توی این ع ها انقدر مهربانی؟؟ خدای من ببین چقدر دوستم داری.. چطور لبخند میزنی از عمق چند سال ِ پیش؟؟هان؟ تو چرا شبیه هیچکدام از این "تو "ها نیستی؟؟ راستی؟ تو چرا نیستی؟؟ دلوز مفهوم نیستی را تصدیق می کند. او به دنبال مفهومی ایج از نیستی است که درون پارامترهای سلبی کمبود یا نبودِ حضور درک نمی شود (مرد عبارت نیست از آنچه یک زن فاقد آن است، و برع ). به جای آن او تاکید می کند که نیستی جز لاینفک هستی است. نیستی ظرفیتِ خلاقِ زندگی انسان است که با آن می تواند از آنچه امروز در آن قرار دارد فراتر برود. سعـــــــــــــــیدم ، نفســــــــــم ، اقای من نمیدونی که چقدر دلم برات تنگ شده ، نمیدونی که چقد بی ت میکنم تو چرا پیشم نمیــــــــــــــــای؟؟؟؟؟؟؟ میدونی چقـــــــــــــــــدر تنهاااااااااااام دلم خییییییییییییییییییییییییلی گرفته ، واقعا نمیدونم چم شده فقط میدونم که به تو نیاز دارم وتو رو می خوام انتظار ، دوری ، دلتنگی ، تنهایی خییییییییییلی سخته بخصوص برای من که ی دردمو نمی فهمه به جز تو خانمیت خییییییییییییییییییلی ناراحته خیییییییییییلی سعید ولی تو پیشش نیستی کنارم نیستی که ارومم کنی جز خداهم ی از درد دلم نمیدونه .... ای کاش کنارم بودی ، ای کاش میتونستم تو بغلت برم و گریه کنم. خیییییییییییییییییییلی داغونم میفهمی چی میگی؟؟؟؟؟؟میدونی وقتی خانمیت ناراحت میشه چه حالی میشه میفهمی وقتی دلت میگیره و اعصابت داغونه و ی رو که هم دوستش داری پیشت نیست چقدر سخته؟؟ اررررررررررررره میدونم که تو منو میفهمی چون خودت همه ی این دردارو کشیدی...ولی از ح خبر ندارم که بدونم الان ح چطوره سعیـــــــــــــــــــــــــــــــــــد حالم خییییییییییییلی بده اقایی خییییییییییلی ........ دیه نمیدونم باید چیکار کنم...ای کاش خدا صدامو میشنوید....خداکنه تنهامون نزاره اخه جز اون پناهی نداریم خییییییییییییییلی دوستت دارم اقاااااااااااااایی خیییییییییلی منتظرت میمونم....انشاله زود زود بیای پیشم....مراقب خودت باش نفس من تو نیستی که ببینی

چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری است

چگونه ع تو در برق شیشه ها پیداست

چگونه جای تو در جان زندگی سبز است

هنوز پنجره باز است

تو از بلندی ایوان به باغ می نگری

درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها

به آن ترنم شیرین به آن تبسم مهر

به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند

ت.
تو نیستی و خورشید
غمگین تر از همیشه غروب خواهد کرد
ومن دلتنگ تر از فردا
به تو فکر میکنم
چقدر دوست داشتنی بودی
وقتی چهره رنجور و چشمان مهربانت
در نگاهم خیره میشد
اکنون که بازوان خاک
پیکرت را درآغوش گرفته است
کلمه های سیاه پوش شعرم
برایت مرثیه های دلتنگی سروده اند خیلی عذر میخوام . . ...این روزا وقتی هم جنس های خودم رو میبینم حالم به هم میخوره . . ..پستی و حقارت تا چه حد ؟ به دنبال چی میگردید ؟ حجب و حیایی که ازش دم میزنید کجاست ؟ تا الان به چی رسیدی ؟..از دختر بودنم بیزار شدم از وقتی بینی های همتون عملی شد ، از وقتی گونه دار شدید و لب پرتز کردید . از وقتی رژلب قرمز همه گیر شد .از وقتی که با یه 10 هزاری ان. تو نیستی که
ببینی
چـَــگونه باران
عَطر ِتو را
از پَچ پَچ ِهای کوچه
بر سَر
ایوان دَلتنگی هایم
می بارد

تو نیستی که
ببینی با آمدن ِ هر بارانی
چگونه از ـــــهاب ِ
عطــر موهایـت
سر در گـُم می شوم

تو نیستی که ببینی
چَگونه
جان می دهم
پُشت ِ هَمین پَلکی که
ســـالهاست
بر روی چشـما. خواستم ننویسم ولی دارم مینویسم......وقتی دقیقا دو شب پیش حدودای سر شب زل زدن تو چشام و گفتن تو از ما نیستی اولش که نفهمیدم چی میگن.....بغض ولی دو هزاریم نیوفتاد.....بعد از چند روز که دیدم رفتارای مامان خوبه بابا راه میره میگه برو اونور من به تو چیکار دارم اصن تویه بی ادب جات اینجا نیس تو از ما نیستی .....دلم یکم لرزید .......حالا نمیگن چی به چیه... گاهی که نیستی ،

بیشتر صدای تو در خانه هست ..

بیشتر بویت به مشام می رسد..

عطرت می پیچد..

بیشتر چشم هایم در هر چه تو را می بیند

و از لمس هر چیزی دست هایم به تو فکر می کند

و بیشتر جای خالی ات، دل را تنگ.... آه در خانه ی که تو نیستی چه اتفاق های میافتد.

گاهی که نیستی.

یشتر هستی... روزت مبارک بانو.
«کوپه های قطار»

چشم هایم باز شد ٬ دیدم کنارم نیستی
خوب میدانم که دیگر بی قرارم نیستی

کوپه ها را یک به یک میگردم و فهمیده ام
در مسافر های امروزِ قطارم نیستی

رفتی و حتی غباری از حضورت جا نماند
خاطرم هستی اگرچه یادگارم نیستی

من دلم آن سوی پرچین در قفس افتاده است
بی خودی دل داده ام تو در حصارم نیستی

ای تمام کاینات دورت بگردن ماه من
در مدارت هستم اما در مدارم نیستی

من شبانه آمدم شاید که پیدایت کنم
تو چراغ جاده های انتظارم نیستی

از لبم حتی نرفته لحظه ای هم نام تو
در سکوت واژه های در غبارم نیستی

شاعر :محمدرضا مهدیزاده