مگر شرط کردی

به نقل از خبرگزاریها در مورد مگر شرط کردی : تــو از متـــن کـــدوم رویــا رســیـــدی
که تااسمت روگفتی شب جوون شد
کـــه از رنـــگ صـــدات دریـــا شکـفتو
نــــگاه مــن پـــر از رنـگین کـمون شد
تـــو از خـــامــوشی دلـگیر رویــا
صدام کـردی صدام کـردی دوباره
صدا کـردی منــو از بغـض مهتاب
از انــــدوه گــل و اشــک ستــاره
صدام کردی صدام کردی نگو نه!
ا. دلم می خواست شبی که می رفتی اتفاق ساده ای می افتاد راه را گم می کردی فاخته ای کوکو می کرد و کلیدی زنگار گرفته از آشیانه ی خالی دُرناها به زمین می افتاد باران می گرفت بیدار می شدم بیدارت می و ادامه ی این خواب را تو تعریف می کردی . . . شاعر: واهه آرمن + خیـــال نوشت: خواب بودیم، از خواب بیدار شدیم،باران گرفت . . . این خواب تعریف ی نبود . . . سلام خدمت دوستان برای هر که هنوز به موسیقی اصیل ایرانی به دیده تردید نگاه میکنه پیشنهاد میدم این تکه آواز رو در گوشه مثنوی دستگاه همایون از آلبوم همایون مثنوی شجریان گوش کنه تا به جادوی موسیقی ایمان بیاره..... یک نظر مستانه کردی عاقبت عقل را دیوانه کردی عاقبت با غم خود آشنا کردی مرا از خودم بیگانه کردی عاقبت در دل من گنج خود کردی نهان. لحظه ای از غمم آزاد نکردی،کردی؟ دل غمگین مرا شاد نکردی،کردی؟ رفتم از یاد و به ذهنت متبادر نشدم هرگز از خاطره ها یاد نکردی،کردی؟ کمرم از ستم قاضی دوران بش ت اندکی شکوه ز بیداد نکردی،کردی؟ بیدِ هر بادِ وزان بودی و گاهی حرکت بر خلاف جهت باد نکردی،کردی؟ لاله دلخون شده بود از وزش باد خزان فتنه را دیدی و فریاد نکردی،کردی؟ بذر ایکاش نش به . یک ماه که مهمانت شدم بی تاب کردی دل را! غروب ِ لحظه هارا آب کردی امشب اسارت می رود هر خود پرستی تصویر ِ من را بی خودت در قاب کردی اینک بیا مهمان ِ من باش ای همه من در فطر ِ چشمانت مرا مهتاب کردی تا قدر ِ ماهت شد اجابت ،کوچه کوچه دیوانه ترگشته دلم ،من باب کردی مهمان ِ دریای دلم !یک استکان عشق دور از دلم امشب ،خدا !مرداب کردی هرشب که مهمانت. صحنه خالى...صحنه خاموش... بى تحرک،بى نمایش.. نیمکتا گیج،گیج و واژگون،به امید یه نوازش پشت صحنه غیبت نور،روى یه وجب خاک همه رفتن...همه رفتن..همه جز،خاطره ویاد درا باز و بسته میشن ولى با دلسوزى باد..... ________________________________ صحنه در تمنا..پر تلالو..پر هیاهو پر ازشادی،پر از عشق.. یک قبیله عاشق،عاشق و دلباخته،به امید شکفتن تو.. پشت صحنه شمردن ثانی. آقای تونی چی کار کردی؟پیش خودت چی فکر می کردی که آندو و ادینیو رو نیمکت نشین کردی تو نیمه اول؟چرا تو دقایقی که باید فاتحه می خوندی ادینیو رو فرستادی زمین؟می ترسیدی مصدوم بشن؟فکر می کردی راحت می برین؟فکر می کردی این بازی کم اهمیت تر از لیگ هست؟آخه چرا ادم رو دیوونه می کنی!! آن فکری را که تو کردی من هم ! پارچه فروشی می رود در یک آبادی تا پارچه هایش را بفروشد. در بین راه خسته می شود و می نشیند تا کمی استراحت کند. در همان وقت سواری از دور پیدا می شود. مرد پارچه فروش با خود می گوید: بهتر است پارچه ها را به این سوار بدهم بلکه کمک کند و آن ها را تا آبادی بیاورد. وقتی سوار به او می رسد، مرد می گوید: «ای جوان! کمک کن و ا. نجوای خدا با انسان عالم ز برایت آف ، گله کردی
از روح خودم در تو دمیدم، گله کردی
گفتم که ملائک همه سرباز تو باشند
صد ناز بکردی و یدم،گله کردی
جان و دل و فطرتی فراتر ز تصور
از هرچه که نعمت به تو دادم، گله کردی
گفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشم
بر بخشش بی منت من هم گله کردی
با این که گنه کاری و فسق تو عیان است
خو. 1 .خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می شدی ، بلکه از تو خواهد پرسید که چند نفر را که وسیله نقلیه نداشتند
به مقصد رس ؟
2 .خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چند متر بود ، بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه است خوشامد گفتی؟
3 .خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی ، بلکه از تو خواهد پرسید ب. رباعی گفتی و تقدیم سلطان غزل کردی معمای ادب را با همین ات حل کردی رباعی گفتی و مصراعی از ان را تو ای بانو میان اهل عالم در وفا ضرب المثل کردی کشیدی با سر انگشتت به خاک مرده خطی چند تمام شهر یثرب را به خاک طف بدل کردی خودش را در کنار مادرش حس کرده بغضش ناگهان وا شد خدا را شکر بودی زینب خود را بغل کردی چه شیری داده ای شیران خود را که شهادت را درون کامشان شیرین تر از شهد عسل کردی رباعی تو بانو گرچه تقطیع هجایی شد به تیغ اشک خود اعر ان را بی محل کردی
سوالی که خدا نمیپرسد!


1- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود
بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟



2- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوش ؟



3- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود
بلکه از تو خوا. دل دنیا رو خون کردی که اینجوری تو رفتیتموم دلخوشی هامو تو با رفتن گرفتیمثه قصه یه عشق تازه بودیمثه افسانه بی اندازه بودیهیشکی برای من شبیه تو نبودهدنیا چه بی رحمی، آخه تنهایی زودهدل دنیا رو خون کردی که اینجوری تو رفتیتموم دلخوشی هامو تو با رفتن گرفتیکه اینجوری تو رفتی .... "آهنگی برای ناصر"--------------------------------------به خدا زوده، زوده که بگ. بدِ مرا تو بخوب خودت بدل کردی
به وعده های خودت بارها عمل کردی
حقیر بودم اما تو زود نام مرا
بزرگ کردی و آوازه ی محل کردی
به هر که رو زده بودم مرا معطل کرد
ولی تو مشکل من را چه زود حل کردی
فرار و با اضطراب برگشتم
به محض اینکه رسیدم مرا بغل کردی
گناه تلخ مرا با حسین بخشیدی
حسین گفتم و این زهر را عسل کردی
بیا و قول. مرا به ان جا ببر که م نمیبرد! روی تختم نشسته ام و به دیوار پشت سرم تکیه داده ام...کتاب فیزیکم کنارم است و یک داستان نیمه نوشته،روی چک نویسی کنار ان...... گفتنش خیلی سخت است...اما دوستی با پسرکی غریبه و اشنا تجربه ای به من بخشیده که حالا حس میکنم همه ی احساساتم به تاراج رفته.....اوایل فکر می هنوز همان دختر قدیمی ام اما نه.....الان..بعد دو ماه می. دم شاهچراغ زیره چلچراغ وعده کردی
دم شاهچراغ زیره چلچراغ وعده کردی

رفتی تو حرم پشیمون شدی توبه کردی
رفتی تو حرم پشیمون شدی توبه کردی

چشماتو سورمه کردی جونم خوب کردی
موهاتو شونه کردی جونم خوب کردی
ما رو دیوونه کردی خوب کردی عزیز خوب کردی جونم خوب کردی


بی وفایی هم اندازه داره کاکو دل گله داره
بی وف. دل دنیا رو خون کردی و رفتی ستاره ت رو نشون کردی و رفتی تو خسته بودی اما زود رفتی حواست بود بی بدرود رفتی؟ به دنیامون تو خندیدی و رفتی تو از رفتن نترسیدی و رفتی نگاهامونو گریون کردی رفتی یه بغضی رو تو پنهون کردی رفتی صدات موند و خودت آروم رفتی بهت گفتیم بمون بی نوم رفتی تو درداتو چشیدی بعد رفتی ما رو آتیش کشیدی سرد رفتی گل عشقو تو پ ر ک. ، یار دل مو رو خون کردی تو مو رو تو چپق عین توتون کردی تو آتیش به قلبم زدی وقتی یواش مثل انار لب ما رو دون کردی تو روم نمیشه بیشتر از این ها بگم با دل مو یکباره چو کردی تو وقتی که خوب واله و شیدات شدم رفتی نه حتی تلفون کردی تو خواب خوش از ما تو گرفتی یهو ما رو چو لیلی پریشون کردی تو هر شو بجای که دلمو خوش کن از چش مو اشک رون کردی تو با دخترا. سوالی که خدا نمیپرسد!


1- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود
بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟



2- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوش ؟



3- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود
بلکه از تو خواهد پ. یار دل مو رو خون کردی تو مو رو تو چپق عین توتون کردی تو آتیش به قلبم زدی وقتی یواش مثل انار لب ما رو دون کردی تو روم نمیشه بیشتر از این ها بگم با دل مو یکباره چو کردی تو وقتی که خوب واله و شیدات شدم رفتی نه حتی تلفون کردی تو خواب خوش از ما تو گرفتی یهو ما رو چو لیلی پریشون کردی تو هر شو بجای که دلمو خوش کن از چش مو اشک رون کردی تو با دخترای مامانی دوس شدی خودتو واس اونها مهربون کردی تو هر چی میگم ایتو با مو تا نکن رحمی که ما رونیمه جون کردی تو قلعه قلبم رو گرفتی بابا یک نفره کار قشون کردی تو من دیگه از دست تو خسته رفتم پاک ما رو جونم پشیمون کردی تو وقتی که دیدی نازت و می م رفتی و نرخت رو گرون کردی تو اینهمه بیداد نمودی به مو آ سر هم ولمون کردی تو حسین بود و تو بودی ، تو خواهری کردی حسین فاطمه را گرم، یاوری کردی غریب تا که نمانَد حسین بی عباس به جای خواهری آن جا، برادری کردی گذشتی از همه چیزت به پای عشق حسین چه خواهری تو برادر، که مادری کردی تو خواهریّ و برادر، تو مادریّ و پدر تو راه بودی و رهرو، تو ی کردی پس از حسین، چه بر تو گذشت وارث درد! به خون نشستی و در خون، شناوری کردی پس ا. پارچه فروشی می رود در یک آبادی تا پارچه هایش را بفروشد. در بین راه خسته می شود و می نشیند تا کمی استراحت کند. در همان وقت سواری از دور پیدا می شود. مرد پارچه فروش با خود می گوید: بهتر است پارچه ها را به این سوار بدهم بلکه کمک کند و آن ها را تا آبادی بیاورد. وقتی سوار به او می رسد، مرد می گوید: «ای جوان! کمک کن و این پارچه ها را به آبادی برسا. نمیدانی
عشق را
بی حواس کردی وُ
به تن ِتبدار ِجنونم
سرایت کردی ..

نیلوفرثانی
6بهمن 95





اباصالح ماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش

نجف رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی یاد ما هم باش

مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر مادرت زهرا

به دیدارقبر بی شمع مجتبی رفتی یاد ما هم باش

زیارت نامه که میخوانی در کنار آن تربت خاموش

به دنبال قبر مخفی از کوچه ها رفتی یاد ما هم باش

بغل کردی قبر مادر را جای ما . یار دل مو رو خون کردی تو مو رو تو چپق عین توتون کردی تو آتیش به قلبم زدی وقتی یواش مثل انار لب مو رو دون کردی تو روم نمیشه بیشتر از این ها بگم با دل مو یکباره چون کردی تو وقتی که خوب واله و شیدات شدم رفتی نه حتی تلفون کردی تو خواب خوش از مو تو گرفتی یهو مو رو چو لیلی پریشون کردی تو هر شو بجای که دلمو خوش کن از چش مو اشک رون کردی تو با دخترای مامانی دوس شدی خودتو واس اونها مهربون کردی تو هر چی میگم ایتو با مو تا نکن رحمی که مو رو نیمه جون کردی تو قلعه قلبم رو گرفتی بابا یک نفره کار قشون کردی تو من دیگه از دست تو خسته رفتم پاک ما رو جونم پشیمون کردی تو وقتی که دیدی نازتو می م رفتی و نرخت رو گرون کردی تو اینهمه بیداد نمودی به مو آ سر هم ولمون کردی تو امیدوارم بدونی چیکار کردی... بازم زد به سرت و طبق معمول بدون دلیل همه چی رو یکطرفه تموم کردی... این اولین بارت نبود که همچین کاری میکردی اما گمون کنم آ یش باشه چون دیگه بهزاد پاپیش نمیذاره... خیلی اذیتم کردی خیییییییلللللییییییییی... برات آرزوی خوشبختی میکنم. تصور کنین زندگی یه بازی کامپیوتری بود.در اون صورت هر وقت کار خوبی می کردی یا خوش اخلاقی یا انسانیت خاصی از خودت نشون میدادی امتیاز میگرفتی و میرفتی مرحله ی بعد،هر وقت کار بد می کردی، ی رو ناراحت میکردی،سر غذا آروق میزدی،تو خیابون اخ تف می کردی، ی و غیر ی میدادی،تو جمع دندون تو در میاوردی تمیز می کردی مرحله رو کلا میسوختی و برمیگشتی . دوباره اشکهای چشمام روی گونم سرازیر شد امیدم رفته از دستم خدای من چقد دیر شد دوباره جای خالیتو با ع های تو پر چقد سخه نمیتونم دیگه پیش تو برگردم بجای دست من دست کیو امشب بغل کردی بگو دنیا تو این لحظه به کام کی عسل کردی بگو کجای این شهری که بی تو محو غم میشم تو نیستی و زیر بارون با یادت هم قدم میشم تو قلبم جای تو یکدم نذاشتم ی جاشه میدون. سلام متاسفانه به علت یه سری اتفاقاتی که افتاده از چاپ کتاب "ملکه" منصرف شدم ... و غزل های جدید کتاب رو هر از چند گاهی از همین وب منتشر می کنم ... "اثر دارد ..."حتی بر آدم گِل ها اثر دارد
با رفتنت آب از سرم رد شد و فهمیدم
پس ماه در پهنای ساحل ها اثر دارد
دنیا جوابم کرد ... محکومم به مجنونی
دیوانگی آیا به عاقل ها اثر دارد؟
آیینه های . چرا مرا عاشق کردی خدایا 
مرا بر این قایق سوار کردی خدایا
مرا به موج دریای طوفان نش
پای مرا به دنیای دیگر کش  
خانه ای دل مرا آشفته کردی
قبله ی احساسم را نشانه کردی
ربودی از من حال خوش بیخیالی را
گرفتی از من روزهای خوش جوانی را 
عشق را چنان تو جلوه دادی
که سختیش وا پنهان نهادی
آن چنان سرودی از عشق تو ز. من چقدر داغونم تو ب من بد کردی تو منو دوس داشتی پس چرا لج کردی من ازت بیزارم تومنو رد کردی من نمیزارم ک تو بخوای برگردی من چقدر خوشحالم تو منو ول کردی اگه من بد بودم پس چرا دق کردی من چقدر بیمارم تو باهام بد کردی خستم از اشعارم نمیخوام برگردی حس حالم خوش نیس فکرمنو کردی از روزی ک رفتی کمرم خم کردی من با تو خوش بودممم دلموو سرد کردی من با تو زوج بودم تو منو فرد کردی ( تقدیم به نفسیسمم ترانه زندگیم ) طبع شعر من دوست دارممم با تشکر از دوستان ✘⇐مـــرســــــــے دنــیــا کــہ⇒✘ ✘☜بہــم یاد دادی ← تـو ✘بدترین✘ شرایط زندگیــم خودم✓ خودمو 'دلداری' بدم✘ ✘⇇بهم فهموندی توجـــہ زیاد بــے توجــہــے میارہ⇉✘ ✘↵بهم ثابت کردی هرچــے بیشتر عاشق باشـــے بیشتر عذاب میکشـــے↱✘ ✘↜بهم ثابت کردی خوبــــے بـــہ ادمات بدی میاره↝✘ ✘↩بهم ثابت کردی ادمات فقط زمانــــے دوســ. بگذار بگویم :
آ فهمیدم چه ربطی بهم داریم !
که پشت این همه فاصله تا این حد به من ..
” تو ادامه ی وجود منی “
دل من با تو آرام گرفت
این نوشته های گاه و بی گاه
قلب من است برای تشکر از تو
که تمام کج خلقی هایم را تحمل کردی
صبورانه همه ی بهانه گیری هایم را هضم کردی
و آ هم با همان زنگ صدای همیشگی …
تسکینم دادی
من نمی دانم چه شد یا از کجا پیدا شدی !
فقط خوب کردی ادامه ی وجود من شدی
. . . خوب کردی !


اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش می کردی
تمامی ذرات وجودت عشق را فریاد می کردی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم چشمهایم را می شستی
و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا من بر سکوت نگاه تو رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم
ای کاش می دانستی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمی ش تی گرچه خانه ی شایسته ی ویرانی است
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم لحظه ای مرا نمی آزردیکه این غریبه ی تنها , جز نگاه معصومت پنجره ای و جز عشقت بهانه ای برای زیستن ندارد
ای کاش می دانستی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم همه چیز را فدایم می کردی همه آن چیز ها که یک عمر بخاطرش رنج کشیده ای و سال ها برایش گریسته ای
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم همه آن چیز ها که در بندت کشیده رها می کردی غرورت را ...... قلبت را ...... حرفت را
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم دوستم می داشتی همچون عشق که عاشقانش را دوست می دارد
کاش می دانستی که چقدر دوستت دارم و مرا از این عذاب رها می کردی ای کاش همه ی این هارا میدانستی ....


قانون زندگی:
اگر اشتباه کردی؛ تکرار نکن،
اگر تکرار کردی؛ اعتراف نکن،
اگر اعتراف کردی؛ ماس نکن،
اگر ماس کردی؛ دیگر زندگی نکن...!
ایام ضربت خوردن و شهادت المومنین را به شیعیان حضرتش و تمام محبینش تسلیت عرض می نماییم . گرچه بشکافتی و زخم دلم وا کردی چاره ای تیغ غم دوری زهرا کردی آمدی روی مرا سرخ نمودی از خون آمدی تا دل ابرو به سرم جا کردی میچکد خون من و نقش به محراب شده آه زهرا تو علی را ز کمر تا کردی از همان روز که در پشت در خانه ما سند داغ مرا م و امضا کردی از همان روز که در حلقه آتش م در دل دود مرا تار تماشا کردی ازهمان روزکه درکوچه زمین میخوردی باز با دست ترک خورده تقلا کردی من شـرمـنـده فقط گریه به ح تو ولی خنده به من در دل غمها کردی یاد آن روزی که آتش می کشید از در زبانه بال و پر می زد کبوتر در میان آشیانه دیدمش در خون نشسته با پر و بال ش ته من خج می کشیدم در برش با دست بسته فاطمه جان فاطمه جان پدر رفتی سفر بی من مرا خونین جگر کردی ندانستی من بیچاره را زیر و زبر کردی مرا در خیمه بی آب و غذا دادی بدست کی خودت با شور وشوقی بی مثال عزم سفرکردی نپرسیدی که دشمن با یتیمانت نمی سازد مرا چون مرغ پرکنده چرا بی بال و پرکردی پدر دشمن مرا آزار خواهد داد می دانی مرا هم با نگاه خسته راهی سفر کردی من از این زندگی سیرم مرا با خود ببر یارا به . آهنگ چه کردی مصطفی زمانی و مجید ولایتی • اتون     آهنگ چه کردی مصطفی زمانی و مجید ولایتی • اتون آهنگ چه کردی مصطفی زمانی و مجید ولایتی موزیک شنیدنی و بسیار زیبای خواننده مجید ولایتی با همراهی مصطفی زمانی بنام چه کردی همراه با ت ت new song by : mostafa zamani and majid velayati – che kardi with text on saba- che kardi آهنگ چه کردی مصطفی زمانی و مجید ولایتی متن آهنگ چه کردی مصطفی زمانی و مجید ولایتی تو با قلب ویرانه من چه کردی
ببین عشق دیوانه من چه کردی
در ابریشم عادت آسوده بودم
تو با بال پروانه من چه کردی
ننوشیدم از جام چشم تو مستم
خمار است می خانه من چه کردی
مگه لایق تکیه دادن نبودم
تو با حسرت شانه من چه کردی تو با قلب ویرانه من چه کردی
ببین عشق دیوانه من چه کردی
در ابریشم عادت آسوده بودم
تو با بال پروانه من چه کردی
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده با خانه من چه کردی
جهان من از گریه ات خیسه باران
تو با سقف کاشانه من چه کردی ننوشیدم از جام چشم تو مستم
خمار است می خانه من چه کردی
مگر لایق تکیه دادن نبودم
تو با حسرت شانه من چه کردی
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده با خانه من چه کردی
جهان من از گریه ات خیسه باران
تو با سقف کاشانه من چه کردی تو با قلب ویرانه من چه کردی
ببین عشق دیوانه من چه کردی
در ابریشم عادت آسوده بودم
تو با بال پروانه من چه کردی
ننوشیدم از جام چشم تو مستم
خمار است می خانه من چه کردی
مگه لایق تکیه دادن نبودم
تو با حسرت شانه من چه کردی چه کردی مصطفی زمانی منبع : آهنگ چه کردی مصطفی زمانی و مجید ولایتی تاریخ : ۱۳۹۵/۱۲/۲۶ نویسنده: علی بابازاده اشتراک مطلب با دوستان : تورا شکر می کنم . . .که از پوچی ها ، ناپایداری ها ، خوشی ها و قید و بندها آزادم کردی و مرا در طوفانهای خطرناک حوادث رها ننمودی، و درغوغای حیات، در مبارزه با ظلم و کفر غرقم کردی، لذت مبارزه را به من چش ، مفهوم واقعی حیات را به من فهم ... تو پی کدوم ستاره پشت ابرا خونه کردی رفتیُ چیزی نگفتی گریه رو بهونه کردی
چه ی می گوید اگر بدی و گرفتاری نبود زیبایی های زندگی دو چندان می شد؟! اگر بدی نبود، خوبی ها و زیبایی ها به چه شکل قابل درک بود وقتی که همه چیز هم سطح و تکراری می شد؟! چگونه خدا را در قلب انی می دیدی که نور را در اعماق تاریکی ها به دل ها هدیه می بخشند؟! چگونه دست های خدا را به واسطه دستانی لمس می کردی که در گرفتاری ها و مشکلات می بخشند؟! . دوستان : از این به بعد هر متن یکی از آهنگ های "مرتضی پاشایی" رو به همراه لینک ش میذارم ... تا هر یه یادی ازش بشه ..... http://s5.picofile.com/file/8152801000/morteza_pashaei_to_rafti.jpg دل دنیا رو خون کردی که اینجوری تو رفتی تموم دلخوشی هامو تو با رفتن گرفتی ♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫ دل دنیا رو خون کردی که اینجوری تو رفتی تموم دلخوشی هامو تو با رفتن گرفتی مثه قصه یه عشق تازه بودی مثه افسانه بی اندازه بودی ♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫ هیشکی برای من شبیه تو نبوده دنیا چه بی رحمی، آخه تنهایی زوده دل دنیا رو خون کردی که اینجوری تو رفتی تموم دلخوشی هامو تو با رفتن گرفتی مثه قصه یه عشق تازه بودی مثه افسانه بی اندازه بودی که اینجوری تو رفتی ............................. تموم دلخوشی هامو تو با رفتن گرفتی ♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫ دل دنیا رو خون کردی که اینجوری تو رفتی تموم دلخوشی هامو تو با رفتن گرفتی مثه قصه یه عشق تازه بودی مثه افسانه بی اندازه بودی http://www.tooptarinha.com/uploads/posts/2011-07/1311260060_1221-2.gif من گریه و تو خوندى یکى هست..تو قلبم. ♥ من لج و تو خوندى آدم که قسم خوردشو دق نمیده... ♥ من بغض و تو خوندى بغضم گرفته وقتشه ببارم.. ♥ من تنها شدم و تو خوندى نگران منى به تو قرصه دلم.. ♥ با احساسم بازى و تو خوندى بگو این دروغ دوست داشتنى و اینبارم..باز بگو بى تو میمیرم بگو دوستت دارم.. ♥ عشقم داره از پیشم میره و تو خوندى دیدى بى من دارى میری دیدی قولاتو ش تى.. میبینى... من با تو زندگى ♥ وقتایى که حالم خوب بود بلند بلند تو گوشم خوندى قلبم رو تکراره... ♥ حالا تو رفتى و من میگم: دل دنیارو خون کردى که اینجورى تو رفتى...♡♥ چه ی هر دو لبم را به الف باز نمود *** چه جامه تقوا به تنم ساز نمود
خواندن سوره قل بهر من آغاز نمود *** تا بدانجا که مرا تشنه هر راز نمود
ای معلم که مرا با تو سر و کار بود *** سر و جانم به فدایت که سزاوار بود
تو در این جامعه بس خدمت شایان کردی *** سالها زندگیت وقف طبیبان کردی
تربیت جمله دبیران و ادیبان کردی *** بت شکن راهی ایوان جماران کرد. تو با قلبِ ویرانه من چه کردی؟

ببین عشقِ دیوانه من، چه کردی؟

در ابریشمِ عادت، آسوده بودم،

تو با حالِ پروانه من چه کردی؟

ننوشیده از جام چشمِ تو مستم!

خمار است میخانه من ، چه کردی؟

مگر لایق تکیه دادن نبودم؟

تو با حسرتِ شانه من چه کردی؟

مرا خسته کردی و خود خسته رفتی

سفر کرده،با خانه من چه کردی؟

جهانِ من از گریه است خیسِ باران

تو با سقف کاشانه من چه کردی ؟ اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش می کردی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم چشمهایم را می شستی
و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمی ش تی

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم لحظه ای م. تا الان کجا بودی؟ چرا دیر کردی؟ چرا رمز گوشی موبایلت را عوض کردی؟ به من چه! این وظیفه من نیست! شوهر ن که کلفتی کنم! اشتباه زن گرفتم!... خدای من
ی ال گذشت...
هرچه دیدی؛ هرچه بخشیدی و عفو کردی ندیدم.
ی ال گذشت و چهار فصل بیمار شدم؛ شفایم دادی.
هراسان شدم؛ پناهم دادی.
خدای من
ی ال گذشت...
پی تقدیری نیکو پرسان می گشتم؛شب قدر مرا خو به سرخوانی پر از عشقت.تا طلوع آفتاب گریستم و دستانم به سویت بلند...قلم رحمتت بر صحیفه تقدیرم خواست که بنگارد تقدیر نیکوی را هی. مادر به خدا گفت: همه دنیام رو قبول کردی، خودم رو هم قبول کن. پسر اول گفت: مادر جون برم جبهه؟ گفت: برو عزیزم. رفت و والفجر مقدماتی شهید شد! پسر دوم گفت: مادر، داداش که رفت، من هم برم؟ گفت: برو عزیزم. رفت و عملیات خیبر شهید شد! پدرگفت: حاج خانم بچه ها رفتند، ما هم بریم تفنگ بچه ها روی زمین نمونه، رفت و کربلای پنج شهید شد! مادر به خدا گفت: همه دنیام رو قبول کردی، خودم رو هم قبول کن. رفت و در حج خونین شهید شد! خانواده شهیدان تلخ جهان نیوز خدایا هرچه را دوست داشتم از من گرفتی، بهر چه دل بستم، دلم را ش تی، بهر چیز عشق ورزیدم آنرا زائل کردی، هر کجا قلبم آرامش یافت تو مضطرب و مشوش کردی، هر وقت دلم بجایی استقرار یافت تو آواره م کردی، هر زمان به چیزی امیدوار شدم تو امیدم را کور کردی… تا به چیزی دل نبندم، و ی را به جای تو نپرستم و در جایی استقرار نیابم و به جای تو محبوبی و معشو. سرسبز دل از شاخه ب ، تو چه کردی ؟ افتادم و بر خاک رسیدم ، تو چه کردی ؟ من شور و شر موج و تو سرسختی ِ ساحل روزی که به سوی تو دویدم ، تو چه کردی ؟ هر به تو از شوق فرستاد پیامی من قاصد ِ خود بودم و دیدم تو چه کردی مغرور ، ولی دست به دامان ِ رقیبان رسوا شدم و طعنه شنیدم ، تو چه کردی ؟ «تنهایی و رسوایی » ، « بی مهری و آزار » ای عشق ، ببین من چه کشید.