م اودن یای ی سرش ارلبخ ند

به نقل از خبرگزاریها در مورد م اودن یای ی سرش ارلبخ ند : یلدا آ ین روز پاییز و اولین روز فصل زمستان است روزی که در پایان آن طولانی ترین شب سال را در پی دارد. اقوام آریایی پیش از عزیمت به فلات ایران در منطقه ای در جنوب سیبری ن بودند این همزمان با یخبندان هایی بود که در حدود ۱۰ هزار سال پیش، سطح کره زمین را در بر می گرفت لذا این قوم که مانند فن ها در شمال اروپا از اصلی ترین و پرشمار ترین قومیته. اختصاصی از یاری فایل تحقیق درباره گویش مردم همدان و گزیده ای از مثل ها و اصطلاحات با و پر سرعت .
تحقیق درباره گویش مردم همدان و گزیده ای از مثل ها و اصطلاحات
تحقیق درباره گویش مردم همدان و گزیده ای از مثل ها و اصطلاحات دسته بندی : تاریخو ادبیات،
فرمت فایل:  ورد ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ )   قسمتی از محتوای متن ...
تعداد صفحات : 161 صفحهگویش مردم همدان و گزیده از مثل ها و اصطلاحات.
** آکله مرضی است که عضو از آن خورده می شود ، مانند سایر زخم هاست جز اینکه کمی ریشه دوانیده و به اندامهای دیگر نیز سرایت می کند و بوئی هم دارد .
آکله یک نوع بیمای است مربوط به گلو و نفرین مادرها به بچه هاست .
الهی آکله بگیری .
(البته درحال حاضر از بین رفته است ) الف ) از لغت نامه دهخدا ، جلد دوم ، ص 3154 آیند و روند منظور از جاهایی است که فضایی زیاد است و آمد و رفتن مردم چشم گیر است .
(مثلاً فلان را ببین چه آیند و روندی دارد .
الو گر ،شعله آتش گرفتن آتش ، شعله بلند خوروشه ش ت .
(ماضی) اود آورد (ماضی ) سیاره مضارع بسیار امر اودن آوردن (مصدر) اساندن یدن – گرفتن چیزی برونن بسان – داری بر ؟
بر وزن بسان – برو برو پولت ازش بسان (مصدر) ید آب اماله انیکه می روند و زود بر می گردند و باز می روند .
اکه اکه حرف تعجب برای اتفاقی که پیش بینی نمی شده .
اسپرون چوبک که برای ظرفشویی - استفاده می شد .
اسپروتی ، چوبک فروش .
آی اسپرون ، آی اسپرون اشکنه یکی از وسایل نجاری برای سوراخ = دریل دستی اشکنه نوعی غذات که با پیاز سرخ کرده و تخم مرغ و سیب زمینی و شنبلیله (نوعی سبزی است ) درست می کنند و خیلی خوشمزه است .
آب لمبه تاول آبی که زیر پوست جمع می شود بر اثر ضربه یا بر اثر سوختگی و یا کار با دست و پا آتیش آتش ، ضمنا ً جرقه های آتش را پلشکه گویند .
آتیش بچه های زرنگ و فعال را گویند .
آتیشک نوعی بیماری است (کوفت) ونوعی نفرین مادرها .
آجین فرو بزور سوزن یا شمع به بدن آجیده بخیه کرده ، بافته شده برای تخت کفش – گیوه و چینه هم گفته می شود .
کار گیوه کشان سابق بود .
گیوه آجیده معروف است .
معروف است که وقتی حکومتی کفشدوزها را خواسته بود ، گیوه کش ها هم رفته بودند .
<stro  متن بالا فقط تکه هایی از محتوی متن مقاله میباشد که به صورت نمونه در این صفحه درج شدهاست.شما بعد از پرداخت آنلاین ،فایل را فورا نمایید     لطفا به نکات زیر در هنگام ید  مقاله :  توجه فرمایید.در این مطلب،محتوی متن اولیه قرار داده شده است.به علت اینکه امکان درج تصاویر استفاده شده در ورد وجود ندارد،در صورتی که مایل به دریافت  تصاویری از ان قبل از ید هستید، می توانید با پشتیبانی تماس حاصل فرمایید.
پس از پرداخت هزینه ،ارسال آنی مقاله یا تحقیق مورد نظر ید شده ، به ادرس ایمیل شما و لینک فایل برای شما نمایش داده خواهد شد.در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون بالا ،دلیل آن کپی این مطالب از داخل متن میباشد ودر فایل اصلی این ورد،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد.در صورتی که محتوی متن ورد داری ج و یا ع باشند در متون ورد قرار نخواهند گرفت.هدف اصلی فروشگاه ، کمک به سیستم آموزشی میباشد.توجه فرمایید که قیمت تحقیق و مقاله های این فروشگاه کمتر از 5000 تومان میباشد (به علت  اینکه بانک ها کمتر از 5تومان را انتقال نمیدهند) باید از کارت هایی استفاده نمایید که بتوان کمتر از مبلغ ذکر شده را پرداخت نمود.. در صورتی که نتوانستید پرداخت نمایید با پشتیبانی در تماس باشید،تا شمارا راهنمایی نمایند... فایل   پرداخت آنلاین 
با
تحقیق درباره گویش مردم همدان و گزیده ای از مثل ها و اصطلاحات
531-نام : نبراسکا نام لاتین: nebraska imdb: 7.8 محصول 2013 ژنر: درام، کمدی نام کارگردان: آل اندر پاین نام بازیگران: بروس درن(وودی گرانت) ، ویل فورت(دیوید گرانت)، جان اسکوئیت(کیت گرانت)، باب اودن کریک(راس گرانت)، استاس کیچ(اد پگرام) و ..... افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt1821549/awards?ref_=tt_awd آکادمی اسکار: ک دای بهترین های ، هن یشه مرد(بورس درن)، بازیگر دوم زن(جان اسکوئیب) ، برداری، کارگردانی و نامه گلدن کلوب: ک دای بهترین های ، بازیگر مرد، بازیگر دوم زن، کارگردانی و نامه بفتا: ک د بهترین های نامه، بازیگر مرد و برداری فستیوال کن: ک دای نخل طلایی و برنده بهترین بازیگر مرد حلقه منتقدان لندن: ک دای بهترین های ، بازیگر مرد و بازیگر دوم زن موضوع: وودی پیرمرد سالخورده به خیال دریافت جایزه یک بلیط بخت آزمایی قصد سفر به ای نبراسکا که زادگاهش در آن قرار دارد، می کند و در این سفر و خیال پسرش دیوید او را همراهی می کند که همراه با زنده شدن خاطرات پیرمرد است ..... نظر: خوب تا متوسط نبراسکا ی است در تکریم و ارتباط نسل پیر شده با جوانان امروز است و قطعا آقای آل اندر پاین هدفش از ساختن این ، پیش کشیدن یک موضوع انسانی و تحت تاثیر قرار دادن نسل جوان بوده است. فضای کلا سیاه و سفید است، گویا به دوره نوستالژیک پیران که در آن ها سیاه و سفید بوده اند، تعلق دارد. ولی من باور دارم با وجود موضوع انسانی و هدف خوبی که تعقیب کرده است، شعاری بیان شده است و فاقد بافت اسطوره ای است. یک گل و بلبلی پیرمردی! و یک مهربان و تسطیح شده برای خواسته های آقای ال اندر پاین! --------------------------------------------- 532- نام : سرزمین زامبی ها نام لاتین: zambieland محصول 2009 imdb: 7.8 ژنر: کمدی- ترسناک - رمانتیک نام کارگردان: روبن فیلیچر نام بازیگران: جسه اینسنبرگ(کلمبوس)، وودی هارلسن(تالاهسه)، اما استون(ویچیتا)، آبی جیال برسلین(راک کوچولو)، بیل موری(بیل موری) افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt1156398/awards?ref_=tt_awd نظر: متوسط تا خوب این جالب است که یک در حین نمایش خشونت ها و قتل و عام های زامبی ها، دنیای کمدی و لبخند هم بیافریند. آقای فلیچر هدفش در این بود که در میان یک دنیا زامبی ها، زندگی آدمهای رها شده را نشان دهد، از این نظر دارای پتانسیل خوبی بود. مثلا خانم سوفیا کاپولا در گمشده در ترجمه، نمایش آدمهای کم تعداد و غریبه را در دنیای چشم بادامی های زبان نفهم، خیلی خوب به تصویر کشیده است ولی این چنین کاری نکرد و روابط آدمها سطحی و تا حدی لوس نمایش داده شد! و ایده های قانون های من در آوردی قهرمانان در موضوع هضم نمی شود و می ماند و یک سوژه تجاری و نسبتا با مزه! ولی به هرحال شهر زامبی ها بامزه و سرگرم کننده ای است و اگر زامبی ها چندشتان نمی کند، نگاهش کنید بد نیست! ------------------------------------------ 533- نام : خاطرات روزانه بریحیت جونز نام لاتین: bridget jones diary imdb:6.7 ژنر: کمدی-رمانتیک محصول 2001 انگلستان، فرانسه، و ایرلند نام کارگردان: شارون مک گوئر نام بازیگران: رنه زوله گر(بریجیت جونز)، کلین فیرٍ(مارک دارسی)، هوگو گرانت(دانیل کلور) و ..... افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0243155/awards?ref_=tt_awd اسکار: ک د بهترین بازیگر زن(رنه زوله گر) گلدن کلوب: ک د بهترین و بازیگر زن بفتا: ک د بهترین بازیگر زن و نقش دوم مرد(کلین فیرٍ) حلقه منتقدان لندن: ک د بهترین نامه انگلیسی سال موضوع: بریجیت دختر 32 ساله ای است که در یک موسسه انتشاراتی کار می کند و در آنجا رئیس موسسه دانیل کلور شیفته وی می شود ولی از یک سو نظر دوست دوره کودکی وی مارک دارسی که یک بلند پایه است را جلب می کند. از سویی مارک و دانیل از هم کدروت داشتند ..... نظر: متوسط از بازی خوب رنه زوله گر بازیگر موفق یی بگذریم، به جز یک طراحی ساده و شعاری چیزی در چنته ندارد . به نظر می رسد شارون مگ گوئر برای ساختن این تحت تاثیر کارهای وودی آلن بوده است. تعارض مارک دارسی و دانیل کلیور برای بریجیت خوب در نیامده است و انرژی و قدرت را تا حدود زیادی گرفته است. با این وجود فراموش نکنیم این مدت ها به عنوان پرفروش ترین هفته در سینماهای بوده است! ------------------------------------------------------------- 534- نام : آفساید نام لاتین: offside محصول 2006 ایران ژنر: اجتماعی نام کارگردان: چعفر پناهی نام بازیگران: سیما-مبارک شاهی، شایسته ایرانی، آیدا صادقی، گلناز فرمانی، مهناز ذبیحی، نازنین صدیق زاده، صفدر سمندر، محمد خیرآیادی، مسعود خیمه کبود و .... افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt0499537/awards?ref_=tt_awd برنده س نقره ای چشنواره برلین موضوع: در بازی ایران با بحرین برای ورود به جام جهانی، چند دختر که با لباس مبدل پسرانه وارد ورزشگاه شده بودند، توسط پلیس دستگیر می شوند. روابط میان سربازان و دخترها را نشان می دهد ..... نظر: خوب تا خیلی خوب آنچه هدف قرار داده است، داستان همان محرومیت دختران برای حضور در ورزشگاه ها در ایران است، لذا یک انتقادی است و ویژگی جالب این استفاده از بازیگران آماتور است و پناهی مثل بعضی اغلب هایش نشان داد چیزی کمتر از کیارستمی و قبادی کم ندارد. در کنار تمرکز بر موضوع اصلی، بازتاب های خوب و صادقانه ای از شرایط اجتماعی آدمهای نمایش داده شد . طنز جالب و جا افتاده باعث شده است، از تلخی و خسته کننده شدن کاسته شود. کنتاکت دو نگاه سنتی و جوانان دگر ش در ، موضوع را عمق داده است و در کنار این موضوع؛ غیرت و محبت جامعه ایرانی در نگاه پناهی فراموش نشده است. آنچه تحقیر شده است، نگاه متحجرانه نسبت به واقعیت حضور ن است و آنچه بزرگ شده، احساس میهن دوستی و اتحاد قلبی ایرانیان است. نگاه سمبولیک آ تا حدودی بعد به داده است. ------------------------------------ 535- نام : زیبایی بزرگ نام لاتین: the great beauty imdb: 7.7 محصول 2013 ایتالیا و فرانسه نام کارگردان: پائولو سورنتینو نام بازیگران: تونی سرویلو(جپ کامباردیلا) ، سر بارینا فریلی(رامونا)، جوجیو پاسوتی(استفانو)، کارلو بوسیوسو(للو کاوا) و ...... افتخارات: http://www.imdb.com/title/tt2358891/awards?ref_=tt_awd آکادمی اسکار: برنده بهترین خارجی گلدن کلوب: برنده بهترین خارجی بفتا: برنده بهترین غیر انگلیسی زبان فستیوال کن: ک د نخل طلایی سزار فرانسه: برنده بهترین خارجی حلقه منتقدان لندن: ک دای بهترین های ، خارجی زبان و کارگردانی موضوع: درباره زندگی دوره پیری یک نویسنده به نام جپ کامباردیلا که به عشق دوره جوانی و تحلیل زندگی خود می پردازد ..... نظر خوب اولین سفارش من به انی که این را می خواهند ببینند این است که اصلا آن را به عنوان یک سرگرم کننده و مفرح نگاه نکنند که سرشان کلاه می رود! من خودم این را با کله شقی تحمل اگرچه باور دارم خوبی است ولی پرش های مرتب صحنه ها و تدوین عجیب و غریب آن در کنار تغییر و کنتراست های فراوان فضاها، هم تحمل می طلبد و هم تامل! به هرحال من که از دیدن های تارکوفسکی و انجلوپولس لذت می برم، عجیب است که چرا دیدن این آزارم داد! شاید یک دلیل اصلی آن زیر نویس های بد است که متاسفانه در اغلب ها فاقد ظرافت و دقت و ملاطفت ادبی است. به هرحال اگرچه یک درام کمدی معرفی می شود ولی به اعتقاد من، یک صد در صد فلسفی است. شروع نیز چنین پنداری را تقویت می کند. یک کنتراست بین کلیسا و ترانه های مذهبی در کنار جشن و سرور جوانی در یک راستا و در راستای دیگر، کنتراست بین مدرنیسم و سنت، گذشته و حال! حال قهرمان داستان، که یک نویسنده تک رمان به نام انسانی است در این وسط سمبول سنجش وضعیت این روزهای بشری با تمرکز در شهر رم است. نویسنده یک حرکت رو به گذشته و نیاز عشقی برآورده نشده و نیز عشقهای ناپایدار و ناپایداری جهان را دارد. برای تحلیل زندگی سورنتینو از نمادهای و کادرهای سرشار از تصویر و سمبول استفاده می کند که به نظر می رسد تشریح هرکدام از انها، نیاز به تفسیر و دلیل دارد. گاه سورئالیسم خودی نشان می دهد و گاه فلاش بک های گذشته در حال تنیده می شوند. به هرحال آنچه جالب است در نقطه مقابل نویسنده ، کشیش و قدیسه پیر نیز در جستجوی چیزی که به آن نرسیده اند یعنی نقطه مقابل هستند. ولی آنچه نتیجه گیری می شود وجود پوچی است که در میان زیبایی های جهان تنیده می شود و انسان در تنهایی خویش رها می گردد. لذا نگاه سورنتینو به دنیا شاید یک نگاه منفی به جهان و گذرگاه آن باشد. اغلب ما، از کمبود وقت شاکی هستیم و در آ شب، متوجه می شویم که کارهایی را انجام نداده ایم یا به صورت کامل به اتمامشان نرسانده ایم. تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودع ، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


بیشتر ماها آ شب، زمانی که می خو م، این آرزوی واحد را داریم: کاش شبانه روز بیشتر از ۲۴ ساعت بود. اغلب ما، از کمبود وقت شاکی هستیم و در آ شب، متوجه می شویم که کارهایی را انجام نداده ایم یا به صورت کامل به اتمامشان نرسانده ایم. مثلا ورزش نکرده ایم، کت را که دوست داشتیم بخوانیم، نخوانده ایم، وقتی برای دیدن یا سریال مورد علاقه خود نداشته ایم، زمانی برای گفتگو با اعضای خانواده برای ما باقی نمانده است و …
حالا تصور می کنید که نوابغ دنیا چطور وقت خود را تنظیم می د؟ آنها چگونه تعادلی بین کار حرفه ای و زمان استراحت خود برقرار می د یا احتمالا از چه کارهایی صرف نظر می د تا به کار اصلی خود برسند؟

اپنها سؤالاتی هستند که در این پست می خواهیم با تعدادی نمودار به آنها پاسخ بدهیم.

توجه داشته باشید که در همه موارد، ساعت به صورت ۲۴ ساعته ترسیم شده است، یعنی نیمه شب را درست در جای ساعت ۱۲ می بینید و ظهر را در پایین، در جای معمول ساعت شش.

از گوستاو فلوبر شروع می کنیم:


گوستاو فلوبر gustave flaubert یکی از نویسندگان تأثیرگذار قرن نوزدهم فرانسه و از جمله بزرگترین رمان نویسان دنیا بود. او الهام بخش نویسندگانی چون گی دو موپاسان، امیل زولا و آلفونس دوده بوده است.

آثار فلوبر به دلیل ریزبینی و دقت فراوان در انتخاب کلمات، آرایه های ادبی، و به طور کلی زیبایی شناسی ادبی، در ادبیات زبان فرانسوی کاملاً منحصربه فرد می باشد. کمال گرایی وی به اندازه ای بود که هفته ها به نوشتن یک صفحه وقت سپری می نمود، و به همین دلیل، در طول سالیان نویسندگی خود تعداد کمی اثر از خود بر جای گذاشت. او پس از نوشتن، آثار را با صدای بسیار بلند در اتاق کار خود، که آن را فریادگاه می نامید، می خواند تا وزن، آهنگ و تأثیر واژگان و جملات را بسنجد

میزان زیادی از شهرت فلوبر، مدیون نوشتن نخستین رمانش -مادام بوآری- است.

همان طور که می بینید او بین ساعت ۹ تا ۳ شب روی رمان مادام بوآری کار می کرد و بعد تا ساعت ۱۰ صبح می خو د. او هر روز ۵ ساعت تمام، مطالعه هم می کرد و برای خانواده اش هم وقت می گذاشت.

بعد از آن نوبت می رسد به بتهوون که نیازی به توضیح و معرفی ندارد، اما اگر مایل بودید می توانید زندگینامه کوتاه او را که پیش از این در یک پزشک نوشته بودم، بخوانید.


چیزهایی که در مورد او جالب هستند اینها هستند: ۸ ساعت خواب در شبانه روز – اهمیت به صبحانه – کار صبحگاهی که تا ساعت دوی عصر ادامه می یافت.

چیز جالب دیگر اختصاص زمانی برای قدم زدن بود، ظاهرا به صورت مرتب در حین قدم زدن ایده هایی به ذهن بتهوون می رسید و برای همین او همیشه با خودش مداد و کاغذ داشت.

نوبت می رسد به ولفگانگ آمادئوس موزارت.


در مورد موزارت چیزی که جالب است این است که او در شبانه روز فقط ۵ ساعت می خو د و در دو نوبت صبح و شب مشغول نوشتن موسیقی های شا ار خود می شد. چیز شاخص دیگر این است که او هر روز صبح، یک ساعت را صرف پوشیدن لباس های و آراستگی خود می کرد!

توماس مان نویسنده مشهور آلمانی و خالق آثاری مثل تریستان، گرسنگان، تونیو کروگر، ساعت دشوار، در آینه، اعلی حضرت، فونتان پیر، شامیسو و مرگ در ونیز است. در سال ۱۹۲۴ کتاب کوه جادو را منتشر کرد که باعث شد شهرت او دو چندان شود. در فاصله سال های ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۶ کتاب های گوته و تولستوی، گفتار و پاسخ، تلاش ها، یادداشت های پاریس را نوشت. در سال ۱۹۲۹ جایزه نوبل ادبیات به او اهدا شد. او نخستین آلمانی بود که این جایزه را به دست آورد.

در سال ۱۹۳۳ ت هیتلر او را مورد تعقیب قرار داد و ناچار از آلمان به سوئیس رفت. درفاصله سال های ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۴ در رادیو برنامه اجرا کرد و در سال ۱۹۴۹ در جشن ۲۰۰ سالگی گوته بعد از ۱۵ سال تبعید به آلمان بازگشت. در همان سال ت آلمان شرقی جایزه ادبی گوته را به او اهدا کرد و ای افتخاری آ فورد را ب نمود. در ۱۹۵۳ ت فرانسه نشان افتخار صلیب لژیون دونور را به او هدیه داد و کمبریج نیز ای افتخاری به او اعطا کرد.


چیزهای جالب در تقویم کاری او، هشت ساعت خواب در شبانه روز. خواب عصرگاهی و کار در بین ساعت های ۹ تا ۱۲ صبح است. باقی ساعات او صرف خواندن، قدم زدن و معا با مردم می شد.

زیگموند فروید، شش ساعت خواب شبانه داشت. ۴ ساعت صبح ها بیمارانش را روانکاوی می کرد. شش ساعت هم عصرها مشغول این کار بود و دو ساعت و نیم در آ شب مطالعه می کرد و مقاله می نوشت.


امانوئل کانت از جمله مشهورترین فیلسوف های قرن هجدهم بود. کانت در زندگی نظمی استثنایی داشت. او هر کارش را در ساعتی مخصوص به خود انجام می داد و ذره ای از آن تخلف نمی کرد. بین مردم شهرش این جمله رایج بود که: می توانید ساعتتان را با کارهای کانت تنظیم کنید.


در تصویر زیر هم نظم کار او مشهود است: او بین ۱۰ شب تا ۵ صبح می خو د و از شش صبح مشغول به کار می شد. خورد و خوراک و پیاده روی های او مطابق یک نظم خاص انجام می شد.

مایا آنجلو، متولد ۴ آوریل ۱۹۲۸ در سنت لوئیس ای می ) شاعر و بازیگر یی است. او به خاطر کتاب شش جلدی اش که شامل شرح حال خودش از کودکی تا بزرگسالی است بسیار مشهور است، او در سال ۱۹۷۰ در سن ۴۷ سالگی اش مجموعهٔ شعرش جایزهٔ پولیترز را برد.


او عادت داشت که از اول صبح تا ساعت ۲ عصر در هتل ها و متل ها قلم بزند و عصر را صرف کارهای شخصی اش د.

جان میلتون شاعر و نویسنده قرن هفده انگلیسی است. مهمترین اثرش بهشت گمشده نام دارد. وی مقالات بحث برانگیزی در خصوص انتشار، آموزش و حذف سانسور نگاشت.


تقویم کاری با اک، رمان نویس مشهور فرانسوی، بسیار متفاوت با بقیه بزرگانی است که تا حالا بررسی کردیم. همان طور که می بینید او بین ساعت ۶ عصر تا یک شب می خو د. بعد بین یک شب تا هشت صبح می نوشت. یک ساعت و نیم چرت می زد و بعد دوباره تا ۴ عصر می نوشت!!


ویکتور هوگو، صبحش را با خواندن نامه های معشوقه اش و خوردن دو تخم مرغ خام شروع می کرد، حدود ظهر در وان آب یخ است می کرد! و بین ۶ تا ۸ شب می نوشت.


چار دیکنز هم صبح کار بود و عصرها کارهای شخصی اش را می کرد و با خانواده و دوستانش وقت می گذارند.


«دبلیو.اچ اودن»، شاعر سرشناس انگلیسی – یی، در دو نوبت صبح و عصر کار می کرد.


چار داروین بین ۱۲ شب تا هفت صبح می خو د. اول صبح قدم می زد و صبحانه ای را به تنهایی میل می کرد. بعد تا ظهر کار می کرد. عصرها بیشتر کارهای شخصی اش را می کرد و بعد بین ساعت ۱۰ تا ۱۲ شب، در رختخواب در مورد سؤالاتی که در ذهنش ایجاد شده بود، شه می کرد و سعی می کرد آنها را حل کند.


پیوتر ایلیچ چایکوفسکی -آهنگساز مشهور روسی- در شبانه روز هشت ساعت می خو د و د ردو نوبت صبح و عصر، به مدت دو ساعت آهنگ های مشهورش را تصنیف می کرد.


لو کوربوزیه ( ۱۸۸۷ - ۱۹۶۵)، معمار، طراح، شهرساز، نویسنده و نقاش سوئیسی بود. وی به عنوان یکی از اولین پیشگامان معماری مدرن و سبک بین المللی مشهور است. او بین ۱۱ تا شش صبح می خو د و بعد ی ره بین بین ۸ صبح تا پنج و نیم عصر کار می کرد.


بنجامین فرانکلین ( ۱۷۰۶، ۱۷۹۰) یکی از بنیانگذاران ایالات متحده است.فرانکلین یک دانشمند، نویسنده برجسته و چاپخانه دار، طنزنویس، نظریه پرداز ، سیاستمدار، رئیس پست، مخترع، فعال مدنی و دیپلمات بود. به عنوان یک دانشمند، او یکی از چهره های بزرگ در روشنگری و تاریخ فیزیک برای کشف هایی که کرده بود و نظریه هایش در مورد برق است. میله برق گیر، عینک دو کانونی، اجاق گاز فرانکلین، کیلومتر شمار اتومبیل، و شیشه آرمونیکا از اختراعات او هستند. همچنین او نخستین کتابخانه عمومی در امریکا و نخستین ایستگاه آتش نشانی پنسیلوانیا را ایجاد کرد. او بین ۸ تا ۱۲ صبح و ۲ تا ۶ عصر کار می کرد.


همان طور که می بینید ساعات زیاد و منظم خواب شبانه، یکی از رموز موفق این نوابع بود. بیشتر آنها هم از ساعات اول صبح به خوبی استفاده می د، به وعده غذایی صبحانه اهمیت خاصی می دادند و قسمت مهمی از کارهایشان یا تمام آن را در صبح انجام می دادند. چیز مهم دیگر صرف ساعات زیاد به صورت متمرکز، روی کارهایشان بود. / یک پزشک دراز کش بودم جلو تی وی برقا تازع اومده بود با ارام مشغول حرف بودم تو تل هم میخندیم هم بغض وسطاشم ب مملکت گیر میدادیم همزمان با ارام ی دوست دیگمم ک از طریق وب قدیمم باهم اشنا شدیم اونم پیام میداد با اونم میحرفیدم از اوضا اب مملکت تا شریف و عادل فردوسی پور و اپلای و همه چی ...همه چی عادی بود زندگی اروم داشت جلو میرف اما یهو انگار خسته شد م. دارسوا داغو
(نوشته های ذیل خاطراتی شیرین از روستای زیبای ینگی قلعه می باشد )

دارسو داغو ورگ  گدیپ ،کرمه  الوب  ، گاز  گلیب بولاخ  بیتیب ،گول  قورویوب ،قیرخ قیزلردن  سو گلیب نووارانان اسف اولوب  گل  گدیمیز چوخ  اولوب علی اوسط  کو و سونو یخیبله ،میمه چایو دا وب پالچوخونان دیوار تیکمک ،اطاخلارو لاو.