نورسی

به نقل از خبرگزاریها در مورد نورسی :


چندین سال است که  پیام نور سی سخت اقدام به ثبت نام بدون کنکور در بسیاری از رشته های خود کرده است. هرچند پیش از آن هم در بسیاری از واحد های کم متقاضی ثبت نام بدون آزمون توسط را مشاهده کرده بودیم ولی الان بیش از 5 سال است که ثبت نام بدون کنکور پیام نورسي سخت بصورت مستقیم توسط معاونت سنجش و پذیرش  پیام نو. «شیخ طه کمالی زاده» معروف به بابا شیخ به دیار حق شتافت + بیوگرافی بابا شیخ شیخ سید طه کمالی زاده حسینی نقشبندی معروف به " بابا شیخ بزرگ " امروز یکشنبه 18 مهرماه دار فانی را وداع گفت. جوان پرس : شیخ سید طه کمالی زاده حسینی نقشبندی معروف به ” بابا شیخ بزرگ ” امروز یکشنبه ۱۸ مهرماه دار فانی را وداع گفت. شیخ سید طه کمالی زاده ده داد سال ۱۳۰۳ هجری شمسی به دنیا آمد و سلسله نسبی آن ها از طریق سید محمد زاهد معروف به پیر خضر شاهو به جعفربن علی النقی و از آنجا به حسین بن علی متصل می شود. مرحوم سید طه از هفت سالگی برای فراگیری دروس جدید و دروس شرعی به مکتب رفت. وی شاگرد اساتید مشهوری چون شیخ محمد انور وانی (از نزدیک ترین یاران بدیع ا مان سعید نورسي) و شیخ مظهر افندی اربیلی (متولی خانقاه خالدیه اربیل)بوده است.
سید طه علاوه بر زبان فارسی بر زبان های عربی و انگلیسی نیز تسلط داشت .
وی در سال ۱۳۲۴ ه. ش به اتقاق خانواده به روستای گزگسک نقل مکان کرد. او در آنجا به احداث مسجد پرداخت و سایر لوازم رفاه مهمانان و زایان را نیز فراهم آورد. وی پس از فوت پدرش شیخ علاءالدین در سال ۱۳۴۴ ه. ش با وجود عدم تمایل به امر مشیخت، به امر و وصیت شیخ علاءالدین و با اصرار علما به مسند ارشاد تکیه زد. پس از مدتی در مراسمی با حضور علما و مشایخ، قاضی ملا محمد خضری بنا به دستور سیه طه اجازه خلافت وی را قرائت نمود و خلفا و مریدین بالاجماع با وی بیعت نمودند.
وی در سال ۱۳۶۱ ه. ش به عراق سفر کرد و در زمستان سال ۱۳۶۳ ه. ش به پاریس رفت و پس از یک ماه از آنجا راهی بن پایتخت آلمان غربی شد.
وی ت یکی از مساجد سه گانه بن را بر عهده گرفته و نیز و سایر اعیاد و مراسم ی را در آنجا برگزار می نمود. وی در زمستان ۱۳۷۰ پس از ده سال به ایران بازگشت و پس از آن شهر اورمیه، مرکز استان آذربایجان غربی را به عنوان مقر ارشاد خود برگزید. وی مسجد و خانقاهی بزرگ در این شهر بنا نهاد و وسایر مراسمات را در آنجا به پا می دارد و تا آ عمرش بدون پرداختن به مسائل حاشیه ای ، و … مشغول خدمت به مردم بود و درب خانقاه همیشه برای مردم محروم و ستمدیده از سنی و شیعه باز بود . * جوان پرس درگذشت ایشان را به خاندان و مریدان این شیخ تسلیت می گوید و از خداوند متعال برای آن مرحوم مغفور، علو درجات و برای بازماندگان محترم شکیبایی و اجر الهی مسئلت می نماید. به نام خدای مرمّت کنندهء استخوان ش ته. از دعای جوشن کبیر. میگن: خدا گر ببندد ز حکمت دری / ز رحمت گشاید در دیگری... در قرآن می خوانیم: اگر آیه ای نسخ و تبدیل شد: بدّلنا آیةً مکانَ آیه: نحل: 101، نگران نباشید: ناءتِ بخیرٍ منها او مثلِها: بهترشو ندیم، شبیهشو میدیم. بقره، 106. از آن زمان که فکندند چرخ را بنیاد / دری نبست زمانه که دیگری نگشاد... در دا. دفاتر پست بانک روستایی وشهری (دانشجویان رشته فناوری اطلاعات وارتباطات... گروه a -b علمی وکاربردی ۲گنبدکاووس) bazar yabi nmoneh soal marketing(alvedari).pptx (لینک (جزوه) توجه: اگرلینک بالایی کار نکرداز همین لینک پایینی استفاده کنیدجهت جزوه اصول بازاری ( تکه ئی) کلیک کنید ( عبدالقادر تکه ئی ) (عنوان دوره اصول بازاری ) شروع دوره : ۳۱/۰۴/۹۳ پایان دوره: ۲۸/۰۵/۹۳ آزمون کتبی :۰۴/۰۷/۹۳ کلاس روزهای : پنچشنبه و ساعت :۱۴-۱۲ ظهر مدت دوره : ۶هفته (۴ساعت) یک روز قبل از آزمون تا ساعت۱۲ ظهر فراگیران فرصت دارند تا نسبت به ایرادورفع نقص مشخصات شناسنامه ای در کارت ورود به جلسه آزمون اقدام نمایند. سایت صدورکارت ورود به جلسه : http://azmoon.portaltvto.com (سایت سازمان فنی وحرفه ای کشور) مدارک لازم : ۱قطعه ع ۴*۳ هنگام کارت ورود به جلسه همراه خود داشته باشید. مبلغ ۰۰۰/۵۰ ریال هزینه سازمان همراه خود بیاورید. (قبل از امتحان) جهت فایل پاو وینت (جزوه) میتوانید به لینک فوق ولینک پایینی دابل کلیک نمایید . جزوه اصول بازاری ( تکه ئی ) کلیک کنید bazar yabi nmoneh soal marketing(alvedari).pptx (لینک (جزوه) جهت جزوه : http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ffdbcca06e96410f3d565ab79fedc007 ( عبدالقادر تکه ئی ) مدرس وعضوهیات علمی -آموزش ،مشاوره وتحقیق آدرس :گلستان -شهرستان گنبد کاووس -خ شمالی -تقاطع خ مطهری (سر ) مجتمع نورسي -طبقه چهارم -واحد۸ تلفن : ۰۱۷۲۲۲۲۱۲۴۵ اختصاصی از رزفایل تربیت علی (ع) نهج البلاغه 16 ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 21 تربیت علی (ع)مقام نهج البلاغهاَلحَمدُلِلّهِ رَبِّ العالَمینَ بارِئِ الخَلائِقِ اَجمَعینَ وَالصَّلوهُ وَالسَّلام عَلی عَبدِ اللهِ مُحَمَّدٍ والِهِ اطّاهِرینَ .مورد اتفاق است که رسول اکرم . اختصاصی از یاری فایل تربیت علی (ع) نهج البلاغه با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحات فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 16   تربیت علی (ع) مقام نهج البلاغه اَلحَمدُلِلّهِ رَبِّ العالَمینَ بارِئِ الخَلائِقِ اَجمَعینَ وَالصَّلوهُ وَالسَّلام عَلی عَبدِ اللهِ مُحَمَّدٍ والِهِ اطّاهِرینَ . مورد اتفاق است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله علی علیه السلام را از کودکی پیش خود آورده بود و در خانه ی خودش او را تعلیم و تربیت کرد . علی با اخلاق غیر پیغمبر ار همان اول آشنا نشد . راجع به این که چطور شد رسول اکرم علی را از همان اول از عموی خود گرفت و نزد خود آورد و حتی اورا در خلوتگاه عبادت با خود می برد مورخین عللی نوشته اند ؛ بعضی صرفا به موضوع ، جنبه ی حق شناسی و کمک به ابوطالب داده اند . زیرا رسول اکرم خودش در کودکی در تکفل جدش عبدالمطلب بود ، بعد از عبدالمطلب در کف عمویش ابوطالب درآمد ، پس ابوطالب از این نظر حق بزرگی بر رسول اکرم داشت ، سالها متکفل مخارج و زندگی رسول اکرم بود . گفته اند رسول اکرم خواست آن خدمتها و زحمت های عمویش ابوطالب را جبران کند ، لا بعد از آنکه خودش صاحب خانه و زندگی شد و عائله تشکیل داد ، فرزند کوچک ابوطالب یعنی علی علیه السلام را از ابوطالب گرفت و متکفل مخارج و تربیت او شد . بعضی از مورخین نوشته اند سال گرانی و سختی پیش آمد ، رسول اکرم به دو نفر از عموهایش عبّاس و حمزه پیشنهاد کرد که چون ابوطالب تنگدست است و عائله اش زیاد است در کف عائله اش شرکت کنیم ؛ رفتند و از ابوطالب خواهش د ، ابوطالب گفت : عقیل را بر ای خود بگذارید ، سایر فرزندان مرا هر کدام را می خواهید ببرید ، عباس طالب را و حمزه جعفر را و رسول اکرم علی را گرفتند و با خود بردند . این داستان بدین صورت ، بعید به نظر می رسد حقیقت داشته باشد ، زیرا همه علی را در آن وقت طفل 5 ساله یا 6 ساله نوشته اند و همه نوشته اند که جعفر از علی ده سال بزرگتر بود و عقیل از جعفر 10 سال بزرگتر بود و طالب از عقیل ده سال بزرگتر بود ، بنابراین طالب در آن وقت مردی در حدود 35 ساله و عقیل جوانی تقریبا 25 ساله و جعفر نورسي پانزده ساله بود احتیاج به کف داشته باشند . سن حمزه که در این نقل نامش آمده و همچنین سن خود اکرم نیز در ان وقت در حدود 35 سال بوده ؛ یعنی با طالب که پسر بزرگ ابوطالب بوده تقریبا هم سن بوده اند . بعضی دیگر از مورخین ، از فرزندان ابوطالب نام طالب را دراین قصه ذکر نکرده اند و همچنین عمو ها نام حمزه را نیاورده اند ، همین قدر گفته اند رسول کرم این مطلب را با عمویش عباس درمیان گذاشته و ابوطالب از تسلیم عقیل امتناع کرد و عباس جعفر را به خانه برد و رسول اکرم علی را . مطابق این نقل ، عباس متکفل جعفر بوده و مطابق نقل اول عباس متکفل طالب بود . این تعارض هم بین دو نقل هست . علیهذا معلوم نیست این داستان اساسی دارد یا ندارد . خصوصا اینکه تکفل رسول اکرم علی علیه السلام را مربوط به یک سال و یا دو سال نیست ، علی تا آ در خانه ی پیغمبر و تحت تربیت پیغمبر بود و حتی در مواقع عبادت و خلوات عبادت علی را همراه خود می برد . گذشته از همه ی اینها طرز رفتار و محبت و علاقه رسول خدا نسبت به المومنین در همان دوره ی کودکی می رساندکه رسول اکرم شخصا به علی عنایت مخصوص داشت ، تنها به خاطر حق شناسی از ابوطالب نبود . ابن الحدید از فضل بن عباس نقل می کند که از پدرم عباس پرسیدم پیغمبر کدامیک از فرزندان خود را از همه بیشتر دوست می داشت ؟ گفت : علی را . من گفتم : من از تو از فرزندانش می پرسم که کدامیک را بیشتر دوست می داشت و تو میگویی علی را از همه بیشتر دوست می داشت ؟! گفت : پیغمبر به اندازه ای که علی را دوست می داشت هیچکدام از فرزندان خود را دوست نمی داشت . آن عنایت مخصوص پیغمبر به علی از زمان کودکی می رساند که علت اصلی این تکفل و تحت نظر گرفتن نشأت و تربیت حضرت مناسبات معنوی بوده ، او را تربیت می کرد که در آینده همان سمتی را برا او داشته باشد که هارون برای موسی داشت یعنی معین و معاون و کمک و او بوده باشد . خود علی علیه السلام درباره ی رسول اکرم و تربیت خودش در زیر دست پیغمبر می فرماید : وَ لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ مِنْ لَدُنْ اءَنْ کانَ فَطِیما اءَعْظَمَ مَلَکٍ مِنْ مَلاَئِکَتِهِ، یَسْلُکُ بِهِ طَرِیقَ الْمَکارِمِ، وَ مَحاسِنَ اءَخْلاقِ الْعالَمِ، لَیْلَهُ وَ نَهارَهُ وَ لَقَدْ کُنْتُ اءَتَّبِعُهُ اتِّباعَ الْفَصِیلِ اءَثَرَ اءُمِّهِ، یَرْفَعُ لِی فِی کُلِّ یَوْمٍ مِنْ اءَخْلاقِهِ عَلَما، وَ یَأْمُرُنِی بِالاقْتِداءِ بِهِ. خداوند متعال موجودی غیبی و فرشته ای بزرگ همراه پیغمبرش کرد که او را به فضائل و معالی و مکارم ، شب و روز ی و تائید می کرد و من مانند بچه که دنبال مادر می رود ، همیشه او را دنبال می ، هر چه از آن دست از تائید الهی می گرفت از دست دیگر به من بهره می ساند و امر می کرد در عمل به او اقتدا کنم . این بود نشأت و تربیت و تعلیم علی علیه السلام که برایش شبیه و نظیری نمی توان تصور کرد . او و پیغمبر مانند دو درختی بودندکه از یک ریشه و آب بخورند . تا این اندازه توافق روحی و تشابه اخلاقی داشتند . خودش می فرماید : و انا من رسول الله کالضوء من الضوء و الذارع من العضد من و پبغمبر مانند دو درخت توأم بودیم که یک ریشه داشته باشد ، و من برای او مانند ذراع برای بازو بودم . این یک ریشگی و اتصال و پیوستگی ، در تمام شؤون زندگی المومنین ظاهر است . سیّد رضی که خطب المومنین را جمع کرده و اسمش را « نهج البلاغه » گذاشته در مقدمه ی نهج البلاغه در توصیف کلام آن حضرت می گوید : عَلَیهِ مَسحَهٌ مِنَ العِلمِ الاِلهِیِّ وَ فیهِ عَبقَهٌ مِنَ الکَلامِ النَّبَوِسِّ . سخنان علی نشانه ای از علم الهی و بویی از سخنان رسول خدا دارد . این هماهنگی و شباهت و سنخیت که بین کلمات المومنین و کلمات رسول هست ناشی از همان هم ریشگی و هم اصلی است ، از این است که المومنین در بوستان رسول اکرم شکفته و آب خورده و رشد کرده است و المومنین علاوه بر اینکه با رسول خدا قرابت نسبی دارد و همخون است ، قرابت روحی و تربیتی دارد ، دست پرورده ی شخص رسول اکرم است ؛ نه تنها از تعلیمات رسول خدا استفاده کرده ، بلکه مربی خصوصی و خانگی او شخص رسول خدا بوده . نهج البلاغه – که عرض مجموعه ای است از کلمات المومنین و سید رضی آنها را جمع کرده – گذشته از اینکه آیت فصاحت و بلاغت و سخنوری است و سید رضی که خود مردی ادیب و شاعر بوده به همین منظور آنها را جمع کرده و این نام را یعنی « نهج البلاغه » روی آن گذاشته یک گنجینه ی نفیسی است ازمعارف ی و بعد از قرآن بهترین اثری است که از در دست است . کلمات المومنین از همان صدر مورد عنایت و توجه دوست و دشمن بوده . حتی دشمنان و مخالفان آن حضرت – آنها که اهل {فکر } و فضل و ادب بودند – از توجه و ضبط و حفظ آنها نمی توانستند خود داری کنند . عبدالحمید ، کتاب معروف و کاتب مروان بن محمد آ ین خلیفه ی اموی بود و اصلا هم اهل شما است ؛ این مرد ضرب المثل بلاغت و فصاحت و نویسندگی است تا آنجا که گفته اند : « بُدِاَتِ الکِتابَهٌ بِعَبدِ الحَمیدِ وَ خُتِمَت بِابنِ العَمید » نویسندگی با عبدالحمید شروع شد و به ابن العمید ختم شد . وقتی که از عبدالحمید می پرسند : « مَا الَّذی خَرّجَکَ فی البلاغه ؟ » چه چیز تو را به این بلاغت رساند؟ گفت : « حفظ کلام الاصع » کلمات اصلع – یعنی علی – را حفظ . ایم مرد همانطور که عرض از نزدیکان امویهاست و اصلا اهل شام است و در عین حال اقرار می کند که اتاد من در این فن علی بن طالب است . جاحظ در البیان و ّبیین جلد اول ، این جمله را از علی علیه السلام نقل می کنند « قیمَهُ کُلِّ امرِئً ما یُحسِنُهُ » . بعد می گوید اگر در همه ی این کتاب جز این کلمه نبود کافی ، بلکه فوق کفایت بود و بهتری ن سخن آن است که در عین اختصار معنایی عالی در
با
تربیت علی (ع) نهج البلاغه