هاوری

به نقل از خبرگزاریها در مورد هاوری :
آثار راه یافته به یازدهمین جشنواره بین المللی تئاتر خیابانی مریوان معرفی شدند. پنج اثر از هنرمندان مریوان
به گزارش دبیر اجرایی جشنواره از میان 271 اثر ارسال شده به دبیرخانه جشنواره، تعداد 17 اثر در بخش آزاد (مسابقه)، 5 اثر در بخش آیینی سنتی (مسابقه) و 1 اثر به عنوان مهمان به یازدهمین جشنواره بین المللی تئاتر خیابانی مریوان راه پیدا د. داوران این مرحله از جشنواره عبارت بودند از: خانم مریم معترف و آقایان محمدرضا الوند، افشین خورشید باختری، عبید رستمی و مهدی مرادی
شایان ذکر است مطابق فرآخوان جشنواره در هر زمان که مشخص شود اثر راه یافته در جشنواره های سراسری دیگر شرکت کرده است، این اثر حذف خواهد شد.
آثار راه یافته به شرح ذیل می باشند:
ردیف- نام اثر/ نویسنده/ کارگردان/ شهر/ توضیحات
1- داستان مردم /پیام عزیزی/ پیام عزیزی/ تهران/ مسابقه
2- روایت پیچیده یک کلنگ زنی /مهسا افخمی/ مهسا افخمی /تفرش /مسابقه
3- جویای کار /مختار محمدی/ مختار محمدی-کژال راست بین/ مریوان/ مسابقه
4- هاواری دارستان/ سورنی/ سوران حسینی/ مریوان/ مسابقه/
5- رستگاری در ساعت سگ.. /کورش احمدی/ کورش احمدی/ سنندج /مسابقه
6- سکوت رنگها /حامد صنمی/ حامد صنمی/ مریوان /مسابقه/
7- کار ، کودک ،ان حسی خیابان/ محمد امین کهنه پوشی/ محمد امین کهنه پوشی/ مریوان /مسابقه 8- سیب زمینی های برشته/ هاوري رضایی /هاوري رضایی/ سقز/ مسابقه
9- من را چه ی کشت ؟ /محمد رضا اگاه /محمد رضا اگاه /سنقر کلیایی/ مسابقه
10- نبرد ماسکها /عزیز زادسر-نامعه سعیدی/ عزیز زادسر /مریوان /مسابقه
11- آقای دلواپس/ فریدون احمدی/ فریدون احمدی /سنندج /مسابقه
12- شبیه خوانی پطرس /سعید خیراللهی/ سعید خیراللهی/ دهلران/ مسابقه
13- دیپورت /پرهام اخلاقی/ پرهام اخلاقی /ساری/ مسابقه
14- مستند پخش نشده میرزا /احمد صمیمی- هما پریسان/ احمد صمیمی/ تهران /مسابقه
15- ویروس بدونه مرز/ هیوا اسد بیگی/ هیوا اسد بیگی /سقز/ مسابقه
16- جنگ ، نه /علی عمرانی/ علی عمرانی/ ورامین/ مسابقه
17- در بازی آ راهی برای وج نیست/ امید مصطفایی/ امید مصطفایی/ بوکان/ مسابقه
18- حال همه ما خوب است /کیوان میرکی /کیوان میکی /سنندج /مهمان
19- هستم /محمد کریمی/ محمد کریمی /تربت جام/ آیینی
20- بوسلمه /عبدالرضا محمدی نژاد /عبدالرضا محمدی نژاد/ بندر گناوه/ آیینی
21- بزم و رزم /ابوالفضل طبسی/ ابوالفضل طبسی/ سبزوار /آیینی
22- باز بازک /علی قاضی/ علی قاضی/ مسجد سلیمان/ آیینی
23- دی زنگرو /هیام احمدی – فرامرز غلامیان/ هیام احمدی /آبادان /آیینی بز سینا از ارتفاعات مه رگه ور است که م ن اشنویه و اورمیه واقع شده است و با ارتفاع 3480 متر یکی از قله های بلند منطقه بشمار میرود. لازم به ذکر است که رودهای گدار و دیزج از ارتفاعات پر برف این کوه سرچشمه میگیرد و از شمال غربی با عبور از گردنه ای سرسبز به قله دالان پر و از شرق به قله مه رگه زیاره متصل می شود. روز 27 تیر ماه 93 گروهی 16 نفر از کوهنوردان گروه هاوري بوکان به س رستی آقای اسماعیل فرامرزی ساعت5/30 صبح بوکان را ترک کردیم و با عبور از ای مهاباد،نقده و اشنویه به دهستان مه رگه ور و روستای دیزج رسیدیم. ساعت 9 صبح با بالا رفتن از جادهی پر پیچ وخم به پاسگاهی در حصاره بزسینا رسیدیم. ماشین ها را در ورودی پاسگاه پارک کرده و با یک ساعت کوه پیمایی به دریاچه ی منتهی به برفچال بزسینا رسیدیم. هوای مطبوع و مناظر چشم نواز منطقه خستگی چند ساعت ماشین سواری را از تن ما زدود. اینجا از گرمای 38 درجه خبری نیست و گاه به گاه احساس سرما میکنیم که نعمتی است در این فصل گرم سال، به راستی که هرگاه بخواهید میتوان در یک زمان چهار فصل را در این بخش از منطقه جغرافیای به راحتی تجربه کرد. در ادامه به 2 تیم تقسیم شدیم تیم اول با هدایت آقای فرامرزی به سمت قله حرکت کرده و تیم دوم با هدایت این جانب برای کار بر روی برفچال های دائمی بزسینا عازم شدیم. بنا به گزارش های مردمی منطقه اورامانات در چند روز گذشته با حمله افراد مسلح به سد داریان، ۵ نفر از نیروهای مردمی این سد مجروح شدند. اهالی این منطقه حمله به نگهبانان سد را یک نوع مزدوری برای دشمنان کشور دانستند و آن را ضد امنیت و ضد توسعه کردستان می دانند.
بر ی پوشیده نیست که امروز توسعه اقتصادی و فرهنگی در سایه امنیت و در فضایی دور از فضای رعب و وحشت بوجود می آید و از آنجایی که امنیت و معیشت مهمترین مطالبه مردم از ت است لذا ملت ایران بویژه مردم مظلوم کردستان که اصلی ترین قربانیان این گرو های سر س و مزدور غرب از اول انقلاب تا به امروز بوده اند را بر نخواهد ت د.
مردم استان کردستان، بخصوص شهرستان های مرزی مریوان و سروآباد، ائمه و نمایندگان مردم در پارلمان و احزاب و گروه های خواستار امنیت در کردستان هستند و هر گونه دشمنی و درگیری را مخل امنیت و توسعه استان کردستان می دانند. هاوري سایت “کردپا” که به اصطلاح تحت عنوان دفاع از در کردستان فعالیت می کند،یکی از رسانه های حزب دمکرات (حدکا) است که مسائل و اخبار مرتبط با حزب را پوشش می دهد. تحلیل ها و اخبار این سایت به گونه ایی با مسائل و حزبی آمیخته شده است که در نهایت سیما و جلوه ایی حزبی و هدف دار به خود گرفته است. انی که مدیریت سایت را بر عهده دارند،اخبار و وقایع را پس از عبور از ینگ حزبی منتشر می کنند و جالب اینکه این افراد همگی پیشمرگ و عضو حزب هستند و بیشتر در حوزه های نظامی و نگهبانی فعالیت دارند تا اینکه نویسنده و روشنفکر باشند. چند نفر از مدیران کردپا: .۱ کاوه جوانمرد “عضو کمیته مرکزی حزب که در سروآباد کشته شد” ..................................................................................... ۲.غالب حبیبی “کادر حزب دمکرات” .................................................. ۳ .ارسلان یار احمدی “پیشمرگ حزب دمکرات” (یکی از قسم خورده های ۲۴ ساعته آنلاین ) ........................................... ۴. هیرش کریمی “کادر حزب دمکرات” ن اروپا ............................................................................... اعضای مدیریت “کردستان میدیا و کردپا(آرشیو) هاوري محققان تگزاس دریافته اند که نوشیدن چای بابونه موجب کاهش خطر مرگ ناشی از هر علتی در ن ۶۵ سال و بالاتر تا ۲۹ درصد می شود و در این زمینه موثر است.«برت هاوري»، س رست تیم مطالعه، در این باره می گوید: «ما از یافتن چنین رابطه ای بین بابونه و کاهش مرگ و میر متعجب نشدیم.» گیاه بابونه یکی از قدیمی ترین و پرمصرف ترین گیاهان دارویی اثبات شده در . رسانه های حزب دمکرات (حدکا) چند روز اخیر اخبار و گزارش هایی را منتشر کرده اند مبنی بر اینکه مصطفی هجری در پارلمان اروپا سخنرانی کرده است و در خصوص مبارزات نوین این حزب توضیح داده است…!!!!! در این رابطه چند نکته قابل تامل است: ۱.پارلمان اروپا مکانی رسمی و جایگاه بخصوصی دارد که هر ی نمی تواند در آن جا سخنرانی د و اجازه نمی دهند که شخصی همچون هجری که در هیچ مجمعی شناخته شده نیست،در پارلمان سخنرانی کند. ۲.در این خصوص رسانه های حدکا ع هایی را منتشر کرده اند که در آن ع ها به وضوح دیده می شود که آن مکان،پارلمان اروپا نیست،چون سالن پارلمان وسعتی بزرگ دارد که میز و صندلی های آن به رنگ آبی هستند ولی هجری در جایی سخن می گوید که اینگونه نیست. ۳.این سخنرانی در یکی از سالن های جانبی پارلمان صورت گرفته است که هیچ ربطی به سالن اصلی و پارلمان اروپا ندارد و فقط حدود بیست نفر که بیشتر آن ها پناهنده های حزبی هستند،در این سخنرانی حضور دارند. هاوري به مناسبت دهه مبارک فجر نمایش شاد و موزیکال " تپل بازیگوش " در مرکز شماره دو سقز به روی صحنه رفت . به گزارش روابط عمومی اداره کل کانون پرورش فکری ک ن و نوجوانان استان کردستان، این نمایش به کارگردانی وریا شاکری به شیوه ی تن پوشی با بازیگری ساسان داروند ، هاوري رضایی ، نازیلا امینی و هژیر صبرجو و با همکاری کلیه ی مدارس و همچنین آموزش و پرورش شهرستان سقز،تا پایان دهه ی مبارکه ی فجر همه روزه در سالن تاتر کانون پرورش فکری ک ن ونوجوانان شماره 2 سقز اجرا می شود. مسوول مرکز شماره 2 سقز هدف از اجرای این نمایش را بزرگداشت دهه ی مبارکه ی فجر ، آشنایی مخاطبان با نمایش عروسکی و تعامل کانون پرورش فکری ک ن ونوجوانان با اداره ی آموزش و پرورش در کمیته ی ستاد دهه ی فجر شهرستان اعلام کرد و افزود:مخاطبان اصلی انقلاب ک ن ونوجوانان هستند که بی شک آشنایی آنان با ابعاد و جنبه های تاریخی سرزمین شان از طریق اجرای فعالیتهای فرهنگی ، هنری ادبی ، حس میهن دوستی و ارزشگزاری آنان در قبال انقل که حاصل خون هزار شهید والا مقام است را بدنبال دارد . وی گفت:شخصیت اصلی این نمایش پسربچه ی بازیگوشی ست که با بازیگوشی هایش اطرافیان را اذیت می کند و در مسیر داستان توسط آتش نشان و پلیس،به داشتن نظم و انضباط و رعایت مقررات پی می برد و در طول نمایش با ماجراهای مختلفی که برایش اتفاق می افتد،مبدل به پسری آرمانی می شود که دوستانش او را به عنوان یک دوست منظم و مودب می شناسند. لازم به ذکر است که روزانه 400 نفر از دانش آموزان مقاطع تحصیلی ابت و راهنمایی شهرستان سقز در دو سانس،از این نمایش دیدن می کنند . در ادامه مطالب گذشته در خصوص مهاجرت افراد به اروپا به آگاهی خوانندگان عزیز می رساند افراد زیر نیز به مهاجرین پیوسته اند: -خانواده طاهر محمودی عضو کمیته مرکزی حدکا
- قاسم فرهودی - جمال کیانی - ایوب پیروتی - صلاح نسیمی - هاوري گجنی جالب اینجاست که این روند ج از گروه و عزیمت به اروپا علاوه بر پیشمرگه های عادی، بعضی عناصر مرکزیت (نظیر شاهو فرازمند) و خانواده هایشان (نظیر طاهر محمودی) را در بر گرفته و به نوعی حاکی از نوعی نگرانی و بی اعتمادی نسبت به وضعیت آینده است. علاوه بر این اوضاع ناآرام کردستان عراق و جنگ نرم میان گوران و اتحادیه و پارتی ترس اعضای مرکزیت را از قربانی شدن در آینده ای نه چندان دور مضاعف کرده است. ضمن آنکه وضعیت نامناسب مالی، و ی، سفرهای خارجی مرکزیت، عزیمت عناصر مرکزیت و کادرهای باسابقه و خانواده هایشان به اروپا به منظور اقامت دائم، جاسوسی برای بیگانگان و حکومت اقلیم کردستان عراق، وضعیت رقت انگیز برخی خانواده ها در مقرات حزبی و فساد اخلاقی در نهایت پیشمرگه ها را به این جمع بندی رسانده که چاره ای جز ج و عزیمت به اروپا نیابند. منبع:دیار و نادیار خالد عزیزی یکی از مخالفان فرستادن پیشمرگ ها در قالب تیم به داخل کشور است ولی اینبار قدرت آن را نداشت که جلودار این مسئله باشد و گویا از دست دادن افرادش نزد ایشان چنان بی اهمیت نیست… ناراحتی خالد عزیزی در برابر یارانش و نافرمانی هایی که دیگر اعضای ی انجام می دهند و ایشان قدرت جلوگیری ندارند….. هاوري روستای هاوشینان یکی از روستاهای توابع پیرانشهر است، روستایی متروک که با عبور از کنار روستای دهبکر و در ادامه پیمودن بیست کیلومتر جاده خاکی ناهموار در ارتقاعات بالای 1500 متر دسترسی به آن امکان پذیر است. دهنه غار کشف شده که به علت ریزش یا ت یب نمایان شده پنج متری دهنه اصلی غار که دیر زمانیست مسدود و از داخل غار این دهنه مسدود به خوبی نمایان است واقع شده که به دلیل به روستای متروکه هاوشینان غار در این برنامه به این نام مزین گردید. در تماسی تلفنی که آقای علی قادری از کارگردانان و مستند سازان به نام مهاباد با آقای وفا سراجی مسئول کار گروه غارنوردی هیئت کوهنوردی بوکان داشتند ایشان از پیدا شدن دهنه غاری در منطقه هاوشینان خبر دادند. تیمی چهار نفره از غارنوردان گروه هاوري بوکان با هماهنگی راس ساعت هفت روز بیست تیر ماه از بوکان راهی مهاباد شدیم و ساعت هشت ونیم به تیم مهاباد، که آنها هم چهار نفر بودند پیوستیم. در ادامه با دو سیله نقلیه سواری تیبا عازم منطقه شدیم که با مشقت و پیمودن را خاکی ناهموار که در بخشهای نیاز به پاک سطح آن از سنگ و پر چاله ها داشت ساعت ده و ربع به دهنه غار رسیدیم. در کنار چشمه ای روان و در زیر سایه درختان بارور منطقه اندکی استراحت کرده و تجهیزات مورد نیاز را برداشته با هماهنگی با راهنما منطقه و تیم مستند ساز به س رستی آقای قادری به محوطه غار نزدیک میشویم. با رویت دهنه غار که قطری در حدود یک متر دارد تصمیم به ا پلوره اطراف غار میگیریم و نیم ساعتی به گشتن اطراف سپری میشود. با گرد آمدن تیم در کنار دهنه غار و برسی مشاهدات تک تک افراد تیم به این نتیجه میرسیم که غار دهنه دیگری داشته که مسدود شده است. ساعت یازده و سی و پنج دقیقه را نشان میدهد که هفت نفراز جمله بردار تیم مستند ساز وارد غار شدیم و یک نفر به عنوان پشتیبان در ورودی غار میماند. دهنه ای باریک به طول 5 متر در شیبی تند ما را به درون غار هدایت میکند با اینکه چراغ پیشانی ها یمان را روشن کرده ایم اما کمی طول میکشد که چشمهایمان به این نور کم عادت کند. وارد تالاری میشویم که طولی در حدود سی متر و عرضی در حدود پانزده متر دارد. لازم به ذکر است به دلیل شناسایی بهتر تالارها و شاخص های مهم درون غار،آنها را نام گذاری میکنیم. با ورود به تالار اول تصمیم گرفته شد که این تالار را به یاد کوهنورد فقید محمد اوراز تالار اوراز نام گذاری کنیم بر روی لوح نوشته و در محل مناسب به نام اوراز نصب میکنیم . از مشاهد غار همانگونه که انتظار میرفت متوجه شدیم که این غار هم به مانند دیگر غارهای منطقه طبیعی بوده وساختار آن متعلق به گروه سنگ های رسوبی است که مبداء این دسته غارها سنگهای شیمیایی یا بیوشیمیایی است که به طور اعظم از کربنات کلسیم در شکل کلسیت تشکیل شده اند که با حل شدن در آبهای حاوی دی ا ید کربن بوجود آمده است. تلار اوراز و سکوتی همراه با احترام به روح محمد اوراز اشتیاق ما و گروه بردار را به ادامه کار دو چندان میکند. تالار اوراز با چند ورودی که یا مصدود و یا بعد از مسافتی کم به پایان میرسد و اثار ریزش و بقایای استخوان در گوشه و کنار آن به شکلی عجیب به چشم میخورد ما را به سمت تالاری دیگر هدایت میکند که سازه های آ ی به وفور در آن یافت میشود تالاری با چند وجی و دو معبر مصدود و نه چندان بزرگ که به دلیل وجود گل کلمی های زیبایش نام تالار گل کلمی را برروی آن مینهیم. با عبور از دروازهء تالار گل کلمی به تالارنسبتا بزرگی میرسیم که در آن استالاگمیت و استالاکتیتهای بزرگ و کوچکی به چشم می خورد. با تداعی تالار کوردستان در غار قلایچی بهشت غارهای ایران نام این تالار را کوردستان مینهیم و در پیچ و خمهای آن گشته و به دنبال راهی به دنیایی دیگر در این نهان خانه گیتی یعنی اعماق وصف ناپذیر زمین این آیت پر از اعجاب الهی هستیم. بیشتر وقتمان در تالار کردستان سپری شد جای نمانده که نگشته باشیم حتی غیر قابل دست رس ترین قسمتهای سقف غار هم از نظر پنهان نماند از مشاهدات ما در این تالار حوض آبی زیبا در کنار سازه های آ ی چشم نواز بود که اسماعیل نام نهاده شد وسازهء آ ی و شاخص کل غار در تالار کوردستان قرار دارد که چلوره به ردینه نام گذاری شد و همان یخ شار اما از جنس سنگیش در زبان پارسی است. مسیر آب را دنبال کرده و به حفره ای خشک در عمیق ترن بخش غار میرسیم تلاش ما برای گشودن راهی از میان سنگهای فرو افتاده بر روی چاهی که در این قسمت از غار قرار دارد بی نتیجه ماند . از این قسمت با پایان زمان معیین شده، راه برگشت را در پیش میگریم. بردار صبور و کارکشته ما همچنان در حال ثبت زیبایی های این غار و فعالیت تیم غارنوردی است. در یکی از حفره های غار گل کلمی که توجه یکی از دوستان را از قبل به خود جلب کرده بود وارد شده که به نیمچه تلاری زیبا میرسیم و بر روی لوح این تالار را قندیل نام گذاری میکنیم. در مسیر برگشت مجددا به تالار اوراز میرسیم اندکی استراحت و تعویض دوربین بردار که اینک بیشتر به وسیله ای جنگی شبیه است با وجود گل و لایی که بر روی آن نشسته است کار را ادامه میدهیم. یکی از حفره های مشکوک در معبرهای تالار اوراز را به کمک دوستان بالا میرویم و با چند متر گذر ار تنوره سقفی به این نتیجه میرسیم که جریان آب از پایین فشار آورده و به مرور این حفر در سقف بوجود آمده که انتهای آن سیقلی و بدون هیچ شکافی بود. با جمع بندی مشاهدات و پایان کار برداری در غار از ورودی غار خارج شده و این برنامه ی اکتشافی در دنیای غارها هم به اتمام میرسد. زمان سنج، وج از غار را ساعت چهار بعدالظهر نشان میدهد. با سوار بر ماشین هایمان ساعت هفت عصر در کنار سد زیبای مهاباد با گرفتن ع یادگاری از تیم مهاباد جدا شده و برنامه مشترک به اتمام رسید. اعضای تیم مهاباد 1. آقای علی قادری کارگردان و مستند ساز 2. آقای اسماعیل قزاق راهنمای منطقه 3. آقای شهروز صفری بردار برنامه و عضو گروه کوهنوردی به رزین مهاباد 4. آقای کارزان قزاق جوان ترین عضو گروه از باشگاه کوهنوردی اوراز مهاباد اعضای غارنورد گروه کوهنوردی هاوري بوکان 1. وفا سراجی مکری مسئول کمیته ی غارنوردی هیئت کوهنوردی بوکان 2.آوات کریم زاده 3. کیوان امان الهی 4. کمال کفشدوزی گزارش به قلم: آوات کریم زاده روستای هاوشینان یکی از روستاهای توابع پیرانشهر است، روستایی متروک که با عبور از کنار روستای دهبکر و در ادامه پیمودن بیست کیلومتر جاده خاکی ناهموار در ارتقاعات بالای 1500 متر دسترسی به آن امکان پذیر است. دهنه غار کشف شده که به علت ریزش یا ت یب نمایان شده پنج متری دهنه اصلی غار که دیر زمانیست مسدود و از داخل غار این دهنه مسدود به خوبی نمایان است واقع شده که به دلیل به روستای متروکه هاوشینان غار در این برنامه به این نام مزین گردید. در تماسی تلفنی که آقای علی قادری از کارگردانان و مستند سازان به نام مهاباد با آقای وفا سراجی مسئول کار گروه غارنوردی هیئت کوهنوردی بوکان داشتند ایشان از پیدا شدن دهنه غاری در منطقه هاوشینان خبر دادند. تیمی چهار نفره از غارنوردان گروه هاوري بوکان با هماهنگی راس ساعت هفت روز بیست تیر ماه از بوکان راهی مهاباد شدیم و ساعت هشت ونیم به تیم مهاباد، که آنها هم چهار نفر بودند پیوستیم. در ادامه با دو سیله نقلیه سواری تیبا عازم منطقه شدیم که با مشقت و پیمودن را خاکی ناهموار که در بخشهای نیاز به پاک سطح آن از سنگ و پر چاله ها داشت ساعت ده و ربع به دهنه غار رسیدیم. در کنار چشمه ای روان و در زیر سایه درختان بارور منطقه اندکی استراحت کرده و تجهیزات مورد نیاز را برداشته با هماهنگی با راهنما منطقه و تیم مستند ساز به س رستی آقای قادری به محوطه غار نزدیک میشویم. با رویت دهنه غار که قطری در حدود یک متر دارد تصمیم به ا پلوره اطراف غار میگیریم و نیم ساعتی به گشتن اطراف سپری میشود. با گرد آمدن تیم در کنار دهنه غار و برسی مشاهدات تک تک افراد تیم به این نتیجه میرسیم که غار دهنه دیگری داشته که مسدود شده است. ساعت یازده و سی و پنج دقیقه را نشان میدهد که هفت نفراز جمله بردار تیم مستند ساز وارد غار شدیم و یک نفر به عنوان پشتیبان در ورودی غار میماند. دهنه ای باریک به طول 5 متر در شیبی تند ما را به درون غار هدایت میکند با اینکه چراغ پیشانی ها یمان را روشن کرده ایم اما کمی طول میکشد که چشمهایمان به این نور کم عادت کند. وارد تالاری میشویم که طولی در حدود سی متر و عرضی در حدود پانزده متر دارد. لازم به ذکر است به دلیل شناسایی بهتر تالارها و شاخص های مهم درون غار،آنها را نام گذاری میکنیم. با ورود به تالار اول تصمیم گرفته شد که این تالار را به یاد کوهنورد فقید محمد اوراز تالار اوراز نام گذاری کنیم بر روی لوح نوشته و در محل مناسب به نام اوراز نصب میکنیم . از مشاهد غار همانگونه که انتظار میرفت متوجه شدیم که این غار هم به مانند دیگر غارهای منطقه طبیعی بوده وساختار آن متعلق به گروه سنگ های رسوبی است که مبداء این دسته غارها سنگهای شیمیایی یا بیوشیمیایی است که به طور اعظم از کربنات کلسیم در شکل کلسیت تشکیل شده اند که با حل شدن در آبهای حاوی دی ا ید کربن بوجود آمده است. تلار اوراز و سکوتی همراه با احترام به روح محمد اوراز اشتیاق ما و گروه بردار را به ادامه کار دو چندان میکند. تالار اوراز با چند ورودی که یا مصدود و یا بعد از مسافتی کم به پایان میرسد و اثار ریزش و بقایای استخوان در گوشه و کنار آن به شکلی عجیب به چشم میخورد ما را به سمت تالاری دیگر هدایت میکند که سازه های آ ی به وفور در آن یافت میشود تالاری با چند وجی و دو معبر مصدود و نه چندان بزرگ که به دلیل وجود گل کلمی های زیبایش نام تالار گل کلمی را برروی آن مینهیم. با عبور از دروازهء تالار گل کلمی به تالارنسبتا بزرگی میرسیم که در آن استالاگمیت و استالاکتیتهای بزرگ و کوچکی به چشم می خورد. با تداعی تالار کوردستان در غار قلایچی بهشت غارهای ایران نام این تالار را کوردستان مینهیم و در پیچ و خمهای آن گشته و به دنبال راهی به دنیایی دیگر در این نهان خانه گیتی یعنی اعماق وصف ناپذیر زمین این آیت پر از اعجاب الهی هستیم. بیشتر وقتمان در تالار کردستان سپری شد جای نمانده که نگشته باشیم حتی غیر قابل دست رس ترین قسمتهای سقف غار هم از نظر پنهان نماند از مشاهدات ما در این تالار حوض آبی زیبا در کنار سازه های آ ی چشم نواز بود که اسماعیل نام نهاده شد وسازهء آ ی و شاخص کل غار در تالار کوردستان قرار دارد که چلوره به ردینه نام گذاری شد و همان یخ شار اما از جنس سنگیش در زبان پارسی است. مسیر آب را دنبال کرده و به حفره ای خشک در عمیق ترن بخش غار میرسیم تلاش ما برای گشودن راهی از میان سنگهای فرو افتاده بر روی چاهی که در این قسمت از غار قرار دارد بی نتیجه ماند . از این قسمت با پایان زمان معیین شده، راه برگشت را در پیش میگریم. بردار صبور و کارکشته ما همچنان در حال ثبت زیبایی های این غار و فعالیت تیم غارنوردی است. در یکی از حفره های غار گل کلمی که توجه یکی از دوستان را از قبل به خود جلب کرده بود وارد شده که به نیمچه تلاری زیبا میرسیم و بر روی لوح این تالار را قندیل نام گذاری میکنیم. در مسیر برگشت مجددا به تالار اوراز میرسیم اندکی استراحت و تعویض دوربین بردار که اینک بیشتر به وسیله ای جنگی شبیه است با وجود گل و لایی که بر روی آن نشسته است کار را ادامه میدهیم. یکی از حفره های مشکوک در معبرهای تالار اوراز را به کمک دوستان بالا میرویم و با چند متر گذر ار تنوره سقفی به این نتیجه میرسیم که جریان آب از پایین فشار آورده و به مرور این حفر در سقف بوجود آمده که انتهای آن سیقلی و بدون هیچ شکافی بود. با جمع بندی مشاهدات و پایان کار برداری در غار از ورودی غار خارج شده و این برنامه ی اکتشافی در دنیای غارها هم به اتمام میرسد. زمان سنج، وج از غار را ساعت چهار بعدالظهر نشان میدهد. با سوار بر ماشین هایمان ساعت هفت عصر در کنار سد زیبای مهاباد با گرفتن ع یادگاری از تیم مهاباد جدا شده و برنامه مشترک به اتمام رسید. اعضای تیم مهاباد 1. آقای علی قادری کارگردان و مستند ساز 2. آقای اسماعیل قزاق راهنمای منطقه 3. آقای شهروز صفری بردار برنامه و عضو گروه کوهنوردی به رزین مهاباد 4. آقای کارزان قزاق جوان ترین عضو گروه از باشگاه کوهنوردی اوراز مهاباد اعضای غارنورد گروه کوهنوردی هاوري بوکان 1. وفا سراجی مکری مسئول کمیته ی غارنوردی هیئت کوهنوردی بوکان 2.آوات کریم زاده 3. کیوان امان الهی 4. کمال کفشدوزی گزارش به قلم: آوات کریم زاده بز سینا از ارتفاعات مه رگه ور است که م ن اشنویه و اورمیه واقع شده است و با ارتفاع 3480 متر یکی از قله های بلند منطقه بشمار میرود. لازم به ذکر است که رودهای گدار و دیزج از ارتفاعات پر برف این کوه سرچشمه میگیرد و از شمال غربی با عبور از گردنه ای سرسبز به قله دالان پر و از شرق به قله مه رگه زیاره متصل می شود. روز 27 تیر ماه 93 گروهی 16 نفر از کوهنوردان گروه هاوري بوکان به س رستی آقای اسماعیل فرامرزی ساعت5/30 صبح بوکان را ترک کردیم و با عبور از ای مهاباد،نقده و اشنویه به دهستان مه رگه ور و روستای دیزج رسیدیم. ساعت 9 صبح با بالا رفتن از جادهی پر پیچ وخم به پاسگاهی در حصاره بزسینا رسیدیم. ماشین ها را در ورودی پاسگاه پارک کرده و با یک ساعت کوه پیمایی به دریاچه ی منتهی به برفچال بزسینا رسیدیم. هوای مطبوع و مناظر چشم نواز منطقه خستگی چند ساعت ماشین سواری را از تن ما زدود. اینجا از گرمای 38 درجه خبری نیست و گاه به گاه احساس سرما میکنیم که نعمتی است در این فصل گرم سال، به راستی که هرگاه بخواهید میتوان در یک زمان چهار فصل را در این بخش از منطقه جغرافیای به راحتی تجربه کرد. در ادامه به 2 تیم تقسیم شدیم تیم اول با هدایت آقای فرامرزی به سمت قله حرکت کرده و تیم دوم با هدایت این جانب برای کار بر روی برفچال های دائمی بزسینا عازم شدیم. با هماهنگی که از قبل صورت گرفته بود نفرات مشتاق به مرور مسائل مربوط به گذر از مناطق برفی با همراه داشن تجهیزات و پوشاک مناسب به دو تیم پنج و شش نفره تقسیم شدند و دو گارگاه مجزا تشکیل شد که هدایت کارگاه گام برداری و صعود روی برف را کیوان قاد ور بر عهده گرفت و کارگاه فرود و نحوه مهار، بعد از سقوط به عهدی شیرکو عزیزی گذاشته شد من نیز به ع برداری و برداری مشغول شدم. اشتیاق در چهره تک تک نفرات دیده میشود. کار با کلنگ و گرامپون برای تعدادی از نفرات تازگی داشت و رضایت بر کار حاکم بود واین را از تلاش و جدیت تمام نفرات در یادگیری و تسلت کیوان و شیرکو بر مباحث ارائه شده می توان دید. با اتمام کار آموزش و اعلام آزاد باش به نفرات و برگشتن تیم اول از مسیر قله، من و شیرکو و کیوان برای صعود از دهلیز سمت راست بز سینا از تیم جدا شده و دیگر نفرات تیم به چشمه ای در پایین دست برای استراحت و صرف نهار راهی شدند. ساعت دو بعداظهر را نشان میداد که به ابتدای برفچال منتهی به قله رسیدیم آفتاب به دهلیز می ت د و خطر ریزش سنگ هر لحظه ما را تهدید میکرد من جلو تر حرکت می و در حال برداری و ع برداری با صعودی روان به شکل مثلت و با فاصله کم حرکت میکردیم. بعد ار سه طول پیمایش مسیر که بدون طناب حمایت و به صورت آزاد انجام میگرفت، فرو غلطیدن سنگی در ابعاد یک کوله پشتی چهل لیتر و عبور برق آسای آن از کنار ما هشدار، به هوشیاری بیشتر را گوشزد می کرد. با طی دو طول دیگر به محلی امن در زیر دیواره ای چند متری رسیدم که کنارهای آن از برف چال چدا شده بود. در این قسمت به استراحتی مختصر پرداختیم. سرعت بالای ما این بار به دلیل بالا رفتن شیب با احتیاط بیشتری همراه بود. دهلیز تنگ تر شده و فاصله دو سمت دیواره به هم نزدیک تر. بعد از طی دو طول دیگر در ادامه دهلیزبه قسمتهای خالی از برف میرسیم. 100 متر باقیمانده تا قله را از شیاری با شیب تند و صرف مدت زمان بیشتر به دلیل عبور تک تک از آن ادامه دادیم که 50 متر آ منتهی به قله را با طناب ثابت گذاری کرده و این بار گرامپونها و تبر درگیر با سنگ وشن و هربار ریزش سنگ به داخل دهلیز و صدای برخورد و تکه تکه شدن سنگ به دلیل ناپایدار بودن بافت سنگهای دیواره روبرو. هر سه به سلامت وهمراه با احساسی خوش همراه با موفقیت به قله رسیدیم. گرامپون ها را باز گرده و تبرها را غلاف کردیم و بعد از جمع کارگاه و گرفتن ع یادگاری متوجه شدیم که صعود دهلیز و رسیدن به قله دو ساعت طول کشید که یک ساعت آن را درگیر 100 متر انتهایی کار بودیم.تصمیم میگیریم که سریعا به سمت پایین حرکت کنیم. این قسمت از مسیر شن اسکی و ناهموار است با عبور از آن به برف چال نزدیک به محل استقرار تیم میرسیم. از آب گوارا و بسیار سرد آن نوشیده و با کمی استراحت چهارو چهل دقیقه عصر هرسه به دوستانمان میپیوندیم. استقبال گرم این عزیزان و صرف نهارو نوشیدنی که برای ما تدارک دیده شده بود خستگی را از تن ما زدود. شادی همراه با آرامش هدیه بز سینا به تیم 16 نفره ما بود. در ادامه و بعد از طی مسیری بیست دقیقه ای ساعت 6 سوار بر ماشین هایمان با کوله باری از تجربه بز سینا را ترگ گفته و شب هنگام به بوکان میرسیم. با تشکر از تک تک افراد تیم که با هماهنگی و همدلی در اجرای هرچه بهتر این مهم تلاش د و همچنین تشکر از آقای فرامرزی که در این برنامه تجربیات خود را در اختیار تیم قرار داده و ما را همراهی د. با آرزوی سلامتی برای این عزیزان. به قلم: آوات کریم زاده