هرچی تو بخوای

به نقل از خبرگزاریها در مورد هرچی تو بخوای :
خیلی دردناکه آرزوهای زیادی داشته باشی اما هیچ کدوم مال خودت نباشه . پول بخوای اما واسه برادرتخوشبختی بخوای اما واسه خواهرتپیشرفت بخوای اما واسه دوستتسلامتی بخوای اما واسه والدینتآینده رو بخوای اما واسه بچت
این یعنی رسیدن به آ خودت ، جایی که تو می مونی و پوچی و یه دنیا آرزوی پشت نویسی شده که : برسد به دست فلانی !


برای رسیدن به قله موفقیت میبایست در زندگی سه کلمه را فراموش کرد :
نمیتونم
نمیدونم
نمیشه
توانایی هر کاری رو که بخوای خدا بهت میده
دانایی هر چیزی رو که بخوای میتونی ب کنی
انجام هر کاری رو که بخوای خدا برات ممکن میکنه
پس میتونی
میدونی
میشه... میگن، هر چیزی رو یا شاید هم هر ی رو از ته دل بخوای(عشق و عاشقی البته وجود نداره) چه بهش برسی و چه بهش نرسی، یه مدت بعد شبیه اش میشی. شاید نتونی جلوی خواستن رو بگیری ولی سطح و مقدارش دست خودته که چقدر بخوای و چی بخوای، یه وقت نشه شبیه یه لحظه لذت بشی یا حتی شبیه یه همبرگر دوبل؟::)) سطح بساز برای خودت پ.ن:مثلا سطح نوشته هات ع : سرکلاس اومد در گوشم گفت :i like you (تزئینی)
بیا قسمت کنیم هرچی تلخه واسه من هرچی شیرین واس تو هرچی ج مال من هرچی باهم بودن مال تو هرچی پستی مال من هرچی بلندی مال تو هرچی سرده واسه من هرچی گرمه واسه تو اصلا هرچی بده مال من هرچی خوبه مال تو امافقط.... تومال من من مال تو می خوام باشی تو لحظه به لحظه زندگیم توی تمام ثانیه های زندگیم می خوام باشی می خوام محبت و عشقت تو کلامت تو رفتارت تو نامه هات تو هدیه هات و... همیشه بهم برسه حتی زمانی که با تمام وجودم باور دارم که دوستم داری می خوام محبت و دوست داشتنتو هر روز بیشتر و بیشتر نشونم بدی می خوام باشی توی قلبم با هرچی انرژی که داری با تمام وجودت می خوام کنارم باشی دستامو بگیری و نوازشم کنی می خوام نگرانم بشی ، دلتنگم بشی و برای دیدنم ثانیه شماری کنی می خوام تو چشمام نگاه کنی و قلبت هر لحظه با نگاهم تندتر بزنه می خوام اینقدر دوستم داشته باشی که برای خوشحال م هر کاری ی می خوام بغلم کنی و بهم بگی هوامو داری و تنهام نمی ذاری می خوام از خدا منو بخوای و از خودش بخوای برای خوشبخت م بهت نیرو بده می خوام منو به همه نشون بدی و با افتخار بگی این همون یه که می خوام باهاش ازدواج کنم می خوام به داشتنم افتخار کنی و از اینکه منو داری خداروشکر کنی می خوام قدرمو بدونی ، قدر تمام محبت هایی که قراره با باور و دوست داشتنم به پات بریزم می خوام بهم گل هدیه بدی می خوام از پشت یواشکی بیای و یکدفعه چشمامو بگیری و در گوشم بگی دوستم داری می خوام برای تنوع زندگیمون عاشق سفر باشی و دستمو بگیری و منو ببری به هرجا که عشق هست می خوام تمام علایق منو بدونی و با دونستنشون منو سو رایز کنی می خوام جلوی جمع بهم لبخند بزنی و با مهربونی صدام بزنی و همیشه مثل یک دوست پا به پام بیای ازت اینارو می خوام چون می خوام قلبمو وجودمو و تمام هستیم برای تو باشه می خوام تو زندگی باعث خوشبختیت بشم می خوام بهت عشق بدم جوری که عاشق زندگیت باشی می خوام باشی صادقانه تا بشیم ما خالصانه اینارو گفتم تا بگم این روزا فقط می خوام باشیییییییییی کنارم مقصد همیشه نزدیک تر از اونیه که بخوای فک کنی فقط ترافیکِ که تو رو از مقصد دور می کنه:)) دلم می خواست حتما به تئاتر امروز می رسیدم !تئاتری که خیلی وقت بود منتظرش بودم و ترافیک سنگین این فرصت و ازم گرفت:( هرچی بد و بیراهه بهش گفتم:)) عاشقی درد عجیبیه
لذت بخش و تلخ
هر بار که بهش فکر میکنی قلبت میزنه
نفست سنگین بالا میاد
دوست داری باهاش حرف بزنی
تموم راه ها رو امتحان کنی
از خدا خواهش کنی که واسطه بشه
از 14 معصوم ماس کنی واسطه بشن
بخوای محبتت رو به دلش بندازن
بخوای یه ثانیه فقط یه ثانیه نگاه ت کنه
دیروز با مریم کارگاه بودیم . خانم گ زنگ زد. برای اردو ... سومین اردو . . . مشهد قراره باشه به امیدخدا... قرارهای هفته دیگه باشه به امید خدا . . . . خوش به سعادتشون... اولش از تاریخش ناراحت شدم که مثلا این هفته کلاس آرام رو نمیتونم برم. اون موقع قصد داشتم ک برم حتما. بعد گفتیم بریم با حرف بزنیم که اگه بشه بندازم توی فرجه ها که بتونیم بریم.. بعدش م. عاشقِ یکی که خیلی خوبه، شدن خیلی سخته! تو فک کن بخوای با مهربون ترین آدمِ دنیا مهربون باشی، بخوای برای شاعر شعر بنویسی، بخوای دلِ یه عاشقو با عشقت بلرزونی! سخته دیگه... تو هر راهی بخوای بری اون قبلِ تو، خیلی قبلِ تو، تا ته رفته! تو هرجور بخوای غافلگیرش کنی، میبینی تهش اونه که داره با خوبیای بی حدومرزش، غافلگیرت میکنه! فک کن یه عمر از د. نباشه کاش این همه سرگردونی کجایی تا بهارو برگردونی یادت باشه با برف و باد و بارون دوباره از سفر میاد زمستون به قلب خشک من تو بارون بده طلسم این کویر لوتو بشکن دلم میخواد صداتو بشنوم باز با خنده هات بت سکوتو بشکن تموم فصلا تو نباشی زرده تو که بخوای دلخوشی برمیگرده اینجا اگه زمستونم نباشه بدون تو هوا همیشه سرده مهدی حبیبی تب تو از لحظه های من نگیر    این همون داغیه که میپرستمت    وقتی که دستات رو میگیرم ببین   اختیار کل دنیا دستمه   من که یه عمره پر از بغضم ببین    واسه ی لبخند تو چه میکنم   زندگی دلیل بغض من نبود    تو نمیخندی، تو نمیخندی که گریه میکنم   دیگه بعد از این سمت من بیای   هرچی تو بگی هرچی تو بخوای   خودت رو پایین میاری پای من   که تو رو پیدا کنم فقط همین   چیزی جز افتادن از چشمای تو   من رو از بالا نمیزنه زمین   از خودم خیلی خج میکشم   وقتی حتی از منم دلت پره   وقتی ح و عوض نمیکنم   بودن من به چه دردی میخوره  شاعر:روزبه بمانی وقتی چشامون وا شد از زندگی سیر شدیم نفهمیدیم چی شد توی جوونیمون پیر شدیم گفتن چپ میزنی منحرفی بی اعتقادی اما کی شما به سوال های من جواب دادین ما از وقتی چشارو وا کردیم که جنگ بود تو دست بابا به جای قلم تفنگ بود همیشه یه پای زندگی واسه ما لنگ بود همیشه جواب اعتراضمون که سنگ بود فقط واسه یه بار بذار من بگم قصه رو منو تو هر دو تا میشناسیم درد و ریشه رو واسه یه بار هم بذار فکرکنم که آدمم تصور کنم تو یه جامعه ی سالمم بذار یادم بره بیست سال تو سری خوردم که یه تفاله ی بی ارزشم بذار فکر کنم بذار یه لحظه چشامو ببندم رو خواهرم رو گریه ی شبونه و بغض مادرم بذار چشامو ببندمو بگم خوشبختم که بی آینده نیستمو به فردا چشم دوختم تو تو دلت می خندی اگه تو ناز و نعمتی آخه زندگی واسه ما یه چیز دیگه ست لعنتی واسه ما لحظه هایی تو خواب که رفته گریه ی سرخ اون چشایی که خون گرفته واسه ما این زندگی نیست مثه جون کَندنه مثه تو صبح زنده شدنو شب مردنه مثه یه با چک های برگشتیو دست و پا زدن تو ی فقر و بدبختیو مثه این که دامنتو رو سرت بگیریو آبروت بره تو محلتون بخوای بمیریو باید خودت رو بفروشی هر جوری، پول میخوای تو سرتم اگه میزنن صدات در نمیاد یه زندگیه قسطی آ ه ما اجاره خونه انسجام ملی ی زیر سقف ویرونه به هر کی هرچی که گفتم ی که چیزی نگفت طرف ما همیشه یه شبه یه شب مخوف طرف ما مرگ هم تاوون داره طرف ما همه پیادن یه عده سواره طرف ما کل یون بد بختیه طرف ما همه چی واسه ما بی معنیه. قدیما دخترا تو ع اشون میگفتن سیییییب الان هرچی دقت میکنم انگار میگن گووووززز !!!( تو آروم ترین روزهای زندگی، موقعی که لای کتاب غلت میزنی، به طریقت و شریعت و حقیقت فکر میکنی، سعی میکنی شمس و مولانا رو تصور کنی، وقتی برنامه سفر میچینی، وقتی صدای قهقهه هات با دوستان میره آسمون هفتم و حس میکنی خدام داره لبخند میزنه، قتی بعد مدت ها یه صلح درونی رو حس میکنی یا حتا موقعی که لابلای قرآن دنبال خدا میگردی و حس میکنی توی ماه. دارم به این نتیجه میرسم
شبا زود بریم بخو م هردومون
هرچی بیشتر بمونیم
بیشتر گند میزنیم واقعا خنده داره ، همش امروز فردا امروز فردا خسته شدم. اصلا اراده ندارم . واقعا از خودم خسته شدم . خیلی الکی بهونه میارم خودمم میدونم .. یکی نیست بگه تو اگه بخوای بخونی به چرندیات بقیه توجه نمیکنی که ! اراده چیزی هست که من ندارم، تا شروع کنم . همه چی دارم از هدف و انگیزه و امکانات و ارامش و هرچی ، همه چیزی دارم به جز اراده . خدایا این کلمه 5 . میخوای بگی کافرم؟ خدا عادله ... میخوای بگی مرتدم ..؟ خدا عادله... هرچی گفتین ... هر سنگی بود زدین ... هر حرفی بود پشت سرم زدین ... هر حرف ناروایی بود پشت سرم زدین ... بخوای بگی کافرم ...؟ المومنین عادله ....... سید مظلوم که فقط از اربابش میخوند همین.... بسم الله الرحمن الرحیم... ❤...اومدم بنویسم براتون خدا جونم... ❤. ثبت کنم یه قسمت خیلی کمی از نعمتاتون... دیروز صبح با سروناز واسه کار ظهر زاده الحمدلله... توی راه برگشت از ضریح زاده ع گرفته شده بود به نیت سودابه... نت گوشی رو وصل که بفرستم براش. پیاما برام اومد توی تلگرام. دیدم کلاس زبان تاکید کرده و خواهش که اگه میتونید هیات امروز رو برید. . بوی گندم
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هرچی میکارم مال تو

اهل طاعونی این قبیله مشرقیم
تویی این مسافر شیشه ای شهر فرنگ
پوستم از جنس شبه پوست تو از مخمل سرخ
رختم از تاوله تنپوش تو از پوست پلنگ

بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هرچی میکارم مال تو

توبه فکر جنگل آهن وآسم. بوی گندم
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هرچی میکارم مال تو

اهل طاعونی این قبیله مشرقیم
تویی این مسافر شیشه ای شهر فرنگ
پوستم از جنس شبه پوست تو از مخمل سرخ
رختم از تاوله تنپوش تو از پوست پلنگ

بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هرچی میکارم مال تو

توبه فکر جنگل آهن وآسم. منو تو گریه تنها نذار...


ترسا از آدم یه احمق میسازه یا یه آدم عاقل؟ احتیاط آدما رو موفق تر میکنه یا بدبخت تر؟
باید پا روی ترسم بذارم یا باهاش راه بیام و بذارم هرچی اون بگه...هرچی اون بخواد؟

انقدر دیروز دلم بارون خواست و مشهد هی گفتن اوف چ بارونی اوف چ بارونی ، تو حسرت بارون خو دم . الان با صدای بارون بیدار شدم ... الهی شکر .میگندزیر بارون هرچی از خدا بخوای اجابت میشه. سلامتی سلامتی سلامتی سلامتی سلامتی سلامتی میخوام از خدا ، برای همه خصوصا خانواده عزیزتر از جانم ، آرامش ، امنیت ، رفاه بیشتر ، موفقیت های روزافزون ، پیشزفت . چرا وقتی که آدم تنها میشه
غم و غصه اش قد یک دنیا میشه
میره یک گوشه پنهون میشینه
اونجا رو مثل یه زندون میبینه

غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه

وقتی که تنها میشم اشک تو چشام پر میزنه
غم میاد یواش یواش خونه دل در میزنه
یاد اون شب ها می افتم زیر مهتاب بهار
توی جنگل لب چشمه می نشستیم من و یار

عمر چاپ به قرن‌ها قبل باز می‌گردد، بشر همیشه به چاپ آنچه می‌نوشت یا طراحی می‌کرد، علاقه داشت. بنام خدا یه دوستی داریم پزشکه میگفت من نمیدونم چرا هرچی لذت داره رو خدا حرام کرده .بهش گفتم اولا که خدا نود درصد شاید بیشتر لذتها رو حروم نکرده ولی بگو ببینم شما ا چرا هرچی لذت داره رو حروم کردید مث غذاهای چرب و چیلی فست فود شیرینی جات و .... فرشید هرچی هم بداخلاقی کنی، هرچی هم اینکارا رو کنی، من مطمئنم عاشقمی، مطمئنم این روزا برای توهم که میخوای تظاهر کنی به بد بودن چقدر سخته. عشقت از من پنهان نمیمونه. انگار یادته رفته هشت ماه رو باهات زندگی و بهتر از همه میشناسمت. بعله بهتون وقت دادم و هنوزم سرحرفم هستم! شماهارو باید به زوووووووووووووووووووووووووور بکشونیم اینجا(من و مملی) والا.هرچی ما میزنیم توی سرخودمون.هرچی خواهش ماس تمنا.تو رو خدا.اصلا! آخه یعنی چی؟هان هان هان؟ ضمنا من نرجس رو به عنوان معاون دست راست خودم انتخاب !بعله آهنگ جدید شاهرخ به نام بخوای نخوای new shahrokh – bekhay nakhay
آهنگ جدید بخوای نخوای را با صدای شاهرخ با دو کیفیت متفاوت از bia2radio میتوانید کنید.  آهنگ جدید شاهرخ به نام بخوای نخوای سلامی پر از شرمندگی....

میدونم خیلی تاخیر داشتم اما واقعا به این استراحت نیاز داشتم....

ب تازه از مسافرت برگشتم و امروزم رفتم مدرسه...واااای نمیدونید چه حس گندیه بعد کلی خوشی بخوای مدرسه بری و درس بخونی.....حالم از هرچی کتاب و دفتره به هم میخوره....امیدوارم برای همه امسال سالی پر از موفقیت و شادی باشه...شما هم برای من دعا کنید. سلام دوستای خوبم: میدونید سکوت یعنی چی؟ سکوت یعنی اینکه بخوای به عشقت بگی دوستت دارم ولی نتونی وباز سکوت کنی... سکوت یعنی بخوای برای عشقت جونتم بدی ولی میدونی که ناراحت میشه ازاین حرفا بزنی سکوت میکنی... سکوت یعنی بخاطر عشقت از باباش سیلی میخوری ولی بازم چیزی نمیگی... سکوت یعنی از کارهای بی محبت عشقت نسبت به خودت عصبانی میشی ولی به روش. مدتی نبودم...دلیلش خیلی سادست...بودن تو...اس دادنات... هر چی تونستم نذر ...از ته ته قلبم هر ثانیه از خدا میخوام درست شه... خدایا میدونی که این مدت چقدر کمکم کردی...میدونی که چقدر امیدوارم اینم بهم بدی...خدایا نه ی رو دارم نه میخوام داشته باشم،من تو رو دارم،تو که باشی،تو که بخوای کافیه...خدایا هر ثانیه از ته قلبم ازت میخوام این 4 سال رو ازم نگی. منازم ببین ی کاردارم واست انجامش واجبه هرکاری بخوای انجام میدم برات هرچی پول بگیرتاجون فقط انجامش بده ببین میخوام پیام دادن تمام ایی ک پیشمن وب گوشیم دسترسی دارن ر نظربگیری بایدبفهمم کیه جای من جواب میده ببین من مطمئنم یکی داره کرم میریزه اماکی وچی نمیدونم فقط میدونم ی سری پیام ردوبدل میشه خودم کاردارم نمیرسم بگردم دنبالش فقط می. امشب لیله الرغائب است
البته اشتباها شب آرزوها ترجمه شده
آرزو یعنی تو دلت یک چیزی بخوای و خیال پردازی کنی
اما دعا یعنی از اون بالاسری بخوای
رغائب یعنی کشش ها
امشب شب کشش هاست به سمت بالا
شبی که فرشته ها برای دستگیری به ما نزدیکتر می شن و ما هم به اون ها کشش پیدا میکنیم
امیدوارم امشب هممون به سمت نور و پاکی کشش پیدا . هیچ مطلبی قرار نیست بذارم خودتون میایید قشنگ درد دل میکنید من عین همون رو توی وبلاگم درج میکنم از هرکی از هرچی از هرجا اصلا هرچی دوست داری اگه خواستی به منم میتونی بدی اگه این کار خوشح میکنه چون من فقط میفهمم که داری چی میکشی برای همینم بهت حق میدم پس زود باش بنویس منتظرتم... ع عاشقانه عشق اول اولین ع عاشق برای لمس دستای لطیفت
من هر شب لحظه ها رو می شمارم
همه دلواپسی هام مال اینه
ازت خاطره خوبی ندارم کمی زوده بری آسوده باشی
بدون من و یاد چشم خیسم
کمی زوده بخوای از من جدا شی
نرو با رفتنت دیونه می شم کمی زوده بفهمی
یکی حس می کنه تو مهربونی
یکی حس می کنه تو کل دنیا
تویی که درد اونو خوب می فهمی برو ولی بدون هنوز ش تن
برای دل من یه کمی زوده
به یاد اون همه خاطره هامون
که توش خاطره خوبی نبوده کمی زوده بری آسوده باشی
بدون من و یاد چشم خیسم
کمی زوده بخوای از من جدا شی
نرو با رفتنت دیونه می شم سلام عزیزمهربون ،اجازه هست بشم فدات؟ اجازه هست توشعرمن،اثربزاره خنده هات؟ شب که میشه یواش یواش،باچشمک ستاره هاش اجازه هست ازآسمون،ستاره کش برم برات؟ اجازه هست بیای پیشم،یکم بگم دوست دارم؟ توهم بگی دوسم داری ،بارون بشم دل ببارم؟ بریم توباغ اطلسی،بی رنج ودرد بی ی بهت بگم اجازه هست،گل روی موهات بزارم؟ اجازه هست خیال کنم،تاآ ش مال منی؟ خیال کنم بارفتنت دل منو نمیشکنی؟ اجازه هست خیال کنم بازم میای می بینمت؟ بااون چشمای مهربون دوباره چشمک میزنی؟ تپش تپش باچشمکت زل بگم برای تو بااتکا به عشق توتوزندگی برم جلو هرچی بگی نه نمیگم جونم بخوای برات میدم هرچی میخوای بهم بگو فقط بهم نگوبرو اجازه هست بازم توخواب بوس بکارم کنج لبات یه شعرتازه تربگم به یادشرم گنه هات نشونیتوبهم میدی تاپنهون ازچشم همه ورق ورق نامه بدم بازم برات همیشه مهربون من!نامه رسید به انتها فقط یه چیزیادت باشه بازم به خواب من بیا یه گور کندم واسه هرچی ـ خیاله پاک و واحی بود ولی عشقم میاد یادت؟ ـ عجب عشق و صافیی بود تو خوش باشی منم خوبم ـ اینو از ته دل میگم تو از من بخوای عشقم ـ از دنیا هم میرم میرم جایی که پیدا نیست ـ نشونی از نشونه هام میرم پایِ پیاده تا ـ بگیره هر دو تا پاهام
خی و می م از تو شبستون خواب
تو ابرا پنهون میشم یه وقت نبینه مهتاب

بارون میشم می بارم تو آسمون چشمات
که رو زمین به یاد همه بمونه چشمات

بخوای نخوای فقط تو بیای نیای فقط تو
تو . تو . فقط تو آهای آهای فقط تو

از سر پرچین شب وقتی سرک می کشی
مهتاب هاج و واج و پائین ترک می کشی

می یاد واسه تماشا می افته تو حوض نور
اونجا که ع چشمات افتاده از راه دور

بخوای نخوای فقط تو بیای نیای فقط تو
تو . تو . فقط تو آهای آهای فقط تو

تو ترمه نگاهم چشات گلابتونه
گذشتن از تو سخته محاله دل بتونه

یه گوشه تو قلب هر آدمی نوشته
با عشق میشه پنبه کرد هر چی که غصه رشته

 

افشین یداللهی دلم عجیب هوس کرده که دلتنگ ی باشه که لحظه شماری کنه برای دیدن ی که از شدت دلتنگی بره آلبوم هارو ورق بزنه و دنبال ع اش باشه نمیدونم چرا هرچی بزرگتر میشم دلم کمتر تنگ میشه برای آدما حالا این خوبه یا بد رو نمیدونم ولی هرچی هست من دوست ندارم اینجوری بشم:/ نمیدونم الان امشبه یا به، ولی هرچی که هست خیلی پشه داره امشب عروسی م بود، شایدم ب از عروسی متنفرم ولی بهم خوش گذشت، کلی دختر بازی ، البته با دخترای ۲،۳ساله.... یجورایی تنها راه فرار از اون جمعیت و سروصدا، اینه که یه مهدکودک تو یکی از اتاقا باز کنی و البته روش بنویسی مهد کودک دخترانه 1تا3 ساله کم کم داره امتحانام شروع میشه تو یه هفته یه . یکی اومد نشست بغل دستم، گفت: آقا یه خاطره برات تعریف کنم؟
گفتم: بفرمایید !
یه ع ی به من نشون داد، یه پسر مثلاً 19، 20 ساله ای بود، گفت: این اسمش «عبدالمطلب اکبری» است، این بنده خدا زمان جنگ مکانیک بود، در ضمن کر و لال هم بود، یه پسرعموش هم به نام «غلام رضا اکبری» شهید شده بود. غلام رضا که شهید شد، عبدالمطلب اومد بغل دست قبر غلام رضا ن. از یه جایی به بعد هم ( خودم مییییییدونم این جمله هه دیگه خیلی خزو تکراریه:)) ولی جایگزین مناسب دیگه ای نیافتم:  کی میدونه اولین باری که ی این جمله رو نوشت جایی... چقدر خسته یا هرچی بوده؟! یا چیشد که اینو نوشت... چه احساسی داشت...چی تغییر کرد... کی رفت؟ کی اومد؟... فقط فکرکنم هرچی که شد... یه چیزی تموم شد... یه کاری... یه شهری... یه کشوری... یه عادت. هرچی که بین من و صادق بود هرچند الکی تموم شد من نمیتونم تحملش کنم وقتی خیلی بحث رو میکشه سمت ازدواج و امروز بهش گفتم صادق اگه میخوای زندگی کنی نیا سمتم من زن زندگی با ی نیستم هرچی میخواست حرف بزنه گفتم نگو  131 سلام اووووم دارم فکر میکنم چه جو میتونه داشته باشه؟! خب مسلما هیچی مس ه ترین کارش هم برگردوندن وبلا حذف شده بود هرچیو ک دلش خواسته برگردونده هرچی هم ک خوشش نیومده حذف کرده حداقل برمیگردوند به یک سال قبل نه دو سال حوصله غر زدن هم ندارم جای جدید برای نوشتن دارید پیشنهاد بدید هوی دختر خانومی که چند روزه داره شر و ور میبافی و اینجور آت ا... دقیقا خودت... کاری ندارم خونواده داری، نداری، شعور داری، نداری، عقده ای هستی، خونوادت اهمیت نمیدن و اینجور آت ا... فک نکن مار موزی... خیلی بد تر از تو هاش بودن بعد از یه مدت ب ... کم آوردن...به غلط افتادن... حدود 17 نفر تک تک پیامایی رو که دادی دیدن... آدمی نیستم از روی عقده هایی که . هوی دختر خانومی که چند روزه داره شر و ور میبافی و اینجور آت ا... دقیقا خودت... کاری ندارم خونواده داری، نداری، شعور داری، نداری، عقده ای هستی، خونوادت اهمیت نمیدن و اینجور آت ا... فک نکن مار موزی... خیلی بد تر از تو هاش بودن بعد از یه مدت ب ... کم آوردن...به غلط افتادن... حدود 17 نفر تک تک پیامایی رو که دادی دیدن... آدمی نیستم از روی عقده هایی که .
توی زندگی همیشه فکر کن پیش خ

خدا بهت گفته بنده من ب. یکی از قوانین موروفی اینه که وقتی بخوای روی ظرفهای داخل سینک ظرفشوی آب بریزی همیشه یه قاشق هست که جهت آب رو به سمت خودت منحرف کنه و سرتاپات خیس شه تازه موروفی ترش اینه که اگرم اینجوری نباشه قاشقه از طریق آب باز دوباره به طرف تو میچرخه حقیقت زندگی: هرچی مهربونتر باشی بیشتر بهت ظلم میکنن هرچی صادق تر باشی بیشتر بهت دروغ میگن هرچی خودتو خاکی تر نشون بدی واست کمتر ارزش قائلند هرچی قلبتو آسونتر در اختیار بذاری راحت تر لهش میکنن و اگر بدونند که منتظری و بهشون احتیاج داری اندازه یه دنیا ازت فاصله میگیرند...............