هر چه میخواهد دل تنگت بگو

به نقل از خبرگزاریها در مورد هر چه میخواهد دل تنگت بگو : کـــســـی که ســلــول انــفـــرادی را ســاخــت
مـــی دانــســـت
ســـخــت تــــریــن کـــار انـــســـان
تحـــمـــل خــویــشتــن است . . .
.
.
.
هر چه میخواهد دل تنگت ،
ســــــــــــــاکت
ی درک نخواهد کـــرد…
.
.
.
از لحاظ قیافه ، آدمیـــم !
از لحاظ عاطفه ، عدمیــم !
.
.
.
گاه جـــــمـلـ. ن ا شده ام همه ی احساس های خوب دنیا را فراموش کرده ام می دانم تاس هم که بیندازم جفت شیش نمی آورم فقط تو که نشسته ای و امید می بافی مرا کلافه می کنی! می شود کمی آن سوتر بنشینی آن قدر که دلم بتواند تو را کم بیاورد آن قدر که دوباره دل تنگت شوم آن قدر که بخوابم و وقتی بیدار شوم سرم روی نازبالش شانه ات باشد و تو رفته باشی! "روشنک آرامش" این روزهــــایم به تظاهر می گذرد... تظاهر به بی تفاوتی، تظاهر به بی خیـــــالی، به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست... اما. . . چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش" این پست را ســــــکوت می کنم تو بنویس !

تــــــــو بنویس...

از دلتنگی هایتــــــ، از دردهایتــــــ ، از حــــرف هایت...

از هرچه دلتـــــ می گوید !

بنویس برایـــــــــم... دوستان شما بنویسید...ع عاشقانه تنهایی کـــســـی که ســلــول انــفـــرادی را ســاخــت
مـــی دانــســـت
ســـخــت تــــریــن کـــار انـــســـان
تحـــمـــل خــویــشتــن است . . .
.
.
.
هر چه میخواهد دل تنگت ،
ســــــــــــــاکت
ی درک نخواهد کـــرد…
.
.
.
از لحاظ قیافه ، آدمیـــم !
از لحاظ عاطفه ، عدمیــم !
.
.
.
گاه جـــــمـلـه ای از تو
… حـــــمـلـه ای میشود به او !
واژگانت را سازگار کن !
.
.
.
دروغگو زیاد نشده ، حرف راستِ که مفت هم نمیارزه
راه که بی راه بشه ، غریبه میشه راه بلد !
. … اندکی غم داشت چشمان تو، حالا بیشتر زندگی با عشق اینطور است: پرتشویش تر خویشتن داری و این خوب است اما فکر کن روزگاری می رسد من با تو قوم و خویش تر…! گاه با امواج گیسو، گاه با یک طره مو گاه نیش کوچکی کافی ست، گاهی نیش تر یک نظر گفتند در تنها جایز است حیف! با حسرت دلت را می شد از این ریش تر… احتیاجی نیست با من آبروداری کنی من تو را آشفته تر . کـــســـی که ســلــول انــفـــرادی را ســاخــت
مـــی دانــســـت
ســـخــت تــــریــن کـــار انـــســـان
تحـــمـــل خــویــشتــن است . . .
.
.
.
هر چه میخواهد دل تنگت ،
ســــــــــــــاکت
ی درک نخواهد کـــرد…
.
.
.
از لحاظ قیافه ، آدمیـــم !
از لحاظ عاطفه ، عدمیــم !
.
.
.
گاه جـ. اینم از آ ین روزای جغرافیا 89 مراغه بلا ه تموم شد این چهار سال.. اینجا هم بهونه اییه واسه وقتایی که دلمون میگیره...یاد خاطره ها میفتیم...خبرای تازه داریم...خلاصه هر چه دل تنگت خواهد...بنویس و بنویس و بنویس هیچ وقتم حذف نمیشه برخلاف اون یکی وبلاگمون که ... حذفش بچه ها تو یه جمله احساستونو از فارغ حصیلی و خداحافظی با کارشناسی و یا کلاس بنویسی. مادرم یواشکی به پدرم گفت بچه دختر است
یواشکی بزرگ شدم ....
هر ماه یواشکی درد کشیدم ...
دلم کمی دخترانگی میخواهد
بی روسری .... بی روبند
دلم کمی از ته دل خندیدن میخواهد
بی خج ... بی نگاه هرزه
دلم کمی باد خوردن به موهایم میخواهد
بی ترس.... بی استرس...
دلم کمی دویدن در خیابان میخواهد
بی حرف ... بی حدیث
دلم کمی نشس. حافظم فاتحه هم دمی گرم میخواهد اندرین دلی نرم میخواهد نه چون من تیره بختی نامه سیاهی ز زیبارویان عالم مرهمی بر درد میخواهد تو رفتی و پس از تو عاشقی ماند مزارت از آن تلخ میخواهد بنازم ناز آن ترکان شیراز که صیادی چو شعرت بر دهر میخواهد به آدینه شبان کنج سرایت سری و سروری و چند شمع میخواهد همه سوته دلان جمعند اینجا غزلخوانی و یادت از هم. حال استمراری ام خوش نیست
دلم از ان پلکها میخواهد
که تا برهم میخورند،
سالها گذشته باشد...
حال استمراری ام خوش نیست
دلم از آن بارانها میخواهد
که فردای بارش اش
میتوان شسته شدن همه چیز و همه جا را دید؛
آنگونه که بینی اثری از خون و بر آسف ی نیست
حال استمراری ام خوش نیست
دلم میخواهد این سوختن پایان گیرد،
خا تر. کمی دوام بیاور، منی که در سفرم
بدون عشق تو اینجا ،همیشه در خطرم

نمی توانم از اینجا تو را صدا بزنم
بیا به داد دلم رس، که بی تو محتضرم

تویی که از غم و دردم هنوز بی خبری
منی که از دل تنگت هنوز بی خبرم

به نام عشق دلم را به آسمان نبری
چگونه بی تو بمانم ؟ ش ته بال و پرم

منی که عادت دستم فقط نوازش بود
بدون. امروز صبح که از خواب بیدار شدم
بیشتر از همه ی این سال ها دوسِت داشتم
بیشتر از هر زمانِ دیگه ایی دل تنگت بودم !
این از وفاداری من نیست
به خاطر خوب بودنای توست
که جای پشیمونی از عاشق شدنم
هر روز بیشتر از قبل عاشقت می شم .
من قبل از دوست داشتن تو هم خوشبخت بودم
نمی گم عشق همه چیزه
فقط می گم من از روزی که عاشقت شدم. کمی دوام بیاور، منی که در سفرم
بدون عشق تو اینجا ،همیشه در خطرم

نمی توانم از اینجا تو را صدا بزنم
بیا به داد دلم رس، که بی تو محتضرم

تویی که از غم و دردم هنوز بی خبری
منی که از دل تنگت هنوز بی خبرم

به نام عشق دلم را به آسمان نبری
چگونه بی تو بمانم ؟ ش ته بال و پرم

منی که عادت دستم فقط نوازش بود
بدون. حال آن روزهایت چند....؟حال آن چشمان همیشه خیس....و حال آن بغضی که همیشه از ترس پیدا شدن پنهانش میکردی....حال آن تنهایی های وقت و بی وقتت...حال آن دل تنگت از برای دوستانی که رفتند و...رفتند و تو را با یک آسمان خاطره تنها گذاشته اند...حال آن چشمان خیره به دورترین نقطه ی دور....و حسرت و پریشانی برای جاماندن از کاروان گلهای یاس...حال آن روزهایت چن. امشب کنار یکدگر، بنشسته آل مصطفی فردا پریشان جمعشان،چون قلب زهرا میشود امشب بود بر پا اگر، این خیمة ثار الهّی فردا به دست دشمنان، برکنده از جا می شود امشب صدای خواندن قرآن بگوش آید ولی فردا صدای الامان، زین دشت ب ا میشود امشب کنار مادرش، لب تشنه اصغر ه است فردا خدایا بسترش، آغوش صحرا میشود امشب که جمع ک ن،در خواب ناز آسوده اند فردا به زیر خارها، گمگشته پیدا میشود امشب رقیه حلقة زرین اگر دارد بگوش فردا دریغ این گوشوار ازگوش او وا میشود امشب، به خیل تشنگان، عباس باشد پاسبان فردا کنار علقمه، بی دست، سقا میشود امشب که قاسم زینب گ ار آل مصطفاست فردا ز مرکب سرنگون، این سرو رعنا میشود امشب بود جای علی، آغوش گرم مادرش فردا چو گلها پیکرش، پامال اعدا میشود امشب گرفته در میان، اصحاب ثار الله را فردا عزیز فاطمه، بی یار و تنها میشود امشب به دست شاه دین، باشد سلیمانی نگین فردا به دست ساربان، این حلقه یغما می شود امشب سر سر خدا، بر دامن زینب بود فردا انیس خولی و دیر نصاری میشود محمد علی پاشا ، عمو جلیل یادتان بخیر روحتان شاد و آقایان رمضان قلی پور و بهروز پاشا خدا قوت اثبات حقانیت و مظلومیت ی دشت نینوا بویژه سید و سالار شهیدان حسین (ع) از وظایف مهم شیعیان می باشد. بر آن شدیم نظر دوستان و بچه محلهای عزیز را در خصوص برگزاری هر چه باشکوتر و منظم تر مراسم محرم امسال در روستای آخا وآخازیر را جویا شویم. لطفا" نظرات جامع و قابل اجرای خود را قبل از آغاز این مراسم اعلام فرمایید. امید واریم با همت و همکاری همه جانبه در انجام این امر موفق بوده و از شفاعت این عزیزان در روز قیامت بی نصیب نمانیم (هر چه میخواهد دل تنگت بکو). ماس دعا به تو وابسته ام... به خنده ات ... می فهمی ... بله میگویی! لج میکنی و بعبعی ات نع نع میکند!!! ... موبایل به دستم میدهی تا برایت آهنگ بگذارم و خسته نمیشوی انگار ... تمام صفحه تلویزیون جای دست توست ... تمام زندگیم جای لبخند توست ... خسته میشوم.حتی گاهی از دستت عصبانی میشوم اما خواب که میروی دلم تنگت میشود ... باید بخندم و بخندی ... شاد بودن را باید تجرب. من دوست تو نیستم ... دشمنت هم که نیستم ... جواب سلام هم واجب ... *** دوزخ من جایی است که بی تو باشم... *** دلم خنده میخواهد از ته دل ... خنده مستانه از وجود کله مشترک لهجه مان ... دلم خنده هایت را که خودم را به نشناختنت بزنم میخواهد ... دلم میخواهد تو غر بزنی و تمام حق های عالم را بتو بدهم ... دل آغوشت را میخواهد ... دل وعده های دروغت را میخواهد ... دلم ع .
کمی عطر زعفران ،

کمی رزق حضرتی ،

چند رج تسبیح شاه مقصود ،

و چند دانه فیروزه شیخ شوشتری ...

دلم ... حرم میخواهد

فقط کمی ...

یک کُنج میخواهد از نوع ایوان مقصوره برای گفتگوهای خصوصی ...

راستش ، دلم عشق میخواهد ...

اصلاً دلم یک میخواهد ...

همه را انکار میکنم ، دلم تو را میخواهد ...

من ...

دستان ِ تهی ام را دخیل پنجره فولادتان میبندم

نمی گویم راه نشانم دهید ...

دستانم گرفته و در راهم آورید ....
بر هیچ ی خشمگین مشو،
برای همه انسان ها و بلکه همه موجودات روی زمین خیر بخواه،
چون می دانی که رنج همه رأست در هر موقعیتی که باشند، و آدمی را از رنج گریز نیست،
و همه ط مرگند، و چون به سراغشان آید هیچ گریزگاهی نیابند، و همه را زوال در خواهد یافت، هم زیبارویان و هم آنان که زیبایی روی کمتر دارند، هم فقرا و هم ثروتمندان، هم ظالم و ه. یکی از فواید بارداری این است که لباس هایی که قبلا دوستشان داشتی و برایت بزرگ بوده اند، حالا اندازه ات شده اند! بله، می توانی چشمت را به تمامی لباس هایی که برایت کوچک می شوند ببندی و لذت ببری از لباس هایی که هیچ وقت اندازه ات نبوده اند! و حالا با خوشحالی آن ها را تنت می کنی و حتی می بینی که دارند تنگت می شوند! و این یعنی کوچولوی تو دارد روز به روز قد می کشد. بزرگ می شود. و تو می توانی به زودی او را در آغوش بگیری. 
آقا خ ش ما هفشجونیا ای های متحدی مثل:محله نی(مرغوزار)،میونرود،قعله! و هزارتا ایالات بزرگ دیگه ای نداریم، که داریم اهل دانس بازی نیستیم که هستیم فنی کارترین افراد ایران نسبت به جمعیتمون نیستیم که هستیم باحال و مس ه گیر نیستیم که هستیم هم اهل دختر بازی شدیم (تازگیا) و هم ترین آدما نیستیم که هستیم هم سوسول شدن بعضیا جدیدن، و هم لات ترین و خل ترین و کله ای ترین افراد نیستیم که هستیم هم بلانیگیرمون و هم ایگیرمون و لر و ترک نیستیم و پس یه گونۀ خاص نیستیم؟؟ که هستیم وکلللللللللللللللللللللللللللللللی چیزای باحال دیگه نیستیم که هستیم اینه که دست همه را از پشت بستیم هرچه میخواهد دل تنگت بگو در نظرات ور نه وبلاگ من ام میرود اندر فگرات!! آقا خ ش ما هفشجونیا ای های متحدی مثل:محله نی(مرغوزار)،میونرود،قعله! و هزارتا ایالات بزرگ دیگه ای نداریم، که داریم اهل دانس بازی نیستیم که هستیم فنی کارترین افراد ایران نسبت به جمعیتمون نیستیم که هستیم باحال و مس ه گیر نیستیم که هستیم هم اهل دختر بازی شدیم (تازگیا) و هم ترین آدما نیستیم که هستیم هم سوسول شدن بعضیا جدیدن، و هم لات ترین و خل ترین و کله ای ترین افراد نیستیم که هستیم هم بلانیگیرمون و هم ایگیرمون و لر و ترک نیستیم و پس یه گونۀ خاص نیستیم؟؟ که هستیم وکلللللللللللللللللللللللللللللللی چیزای باحال دیگه نیستیم که هستیم اینه که دست همه را از پشت بستیم هرچه میخواهد دل تنگت بگو در نظرات ور نه وبلاگ من ام میرود اندر فگرات!! وقتی دل ارزش خودش را از دست بدهد و چشمهایت دیگر اشکی برای ریختن نداشته باشد، وقتی دیگر قدرت فریاد زدن را هم نداشته باشی،وقتی دیگر هر چه دل تنگت خواسته باشد گفته باشی، وقتی دیگر دفتر و قلم هم تنهایت گذاشته باشند،وقتی از درون تمام وجودت یخ بزند، وقتی چشم از دنیا ببندی و آرزوی مرگ ی،وقتی احساس کنی تنهاترین هستی، چشمهایت را ببند و از ت. دلم عاشقانه هایی میخواهد نابدلم اغوشی میخواهد سوزاندلم لبخندی میخواهد اتشیننگاهی نافذسرسختیی خودخواهانهشاید بخندی وبگویی دیوانه ایاما من کمی خشونت میخواهمکمی زورگویی ازجنس زورگفتن هایی که بگوییفقط برای من خواهی ماند دلم حس مالکیتی سرسخت میخواهدحس مالکیت باچشمانی سرشار از آرامش ولحنی خشنآری بخند من گاهی فقط دلم عاشقانه های ن. هیچ مهری بهتر از مهر و وفای کوه نیست / هیچ لطفی بهتر از لطف و صفای کوه نیست

گر که دنیا تنگت آمد ، غم گریبانت گرفت / غم گساری بهتر از کوه و هوای کوه نیست

گر دلت بگرفته است و بی قرار و خسته ای / جان فزائی بهتر از افرازهای کوه نیست ... قله ی به ارتفاع 2450 متر بلند ترین قله مشرف به روستای گال در قلعه جوشین شهرستان ورزقان قرار دارد . این کوه بعلت دارا بودن چشمه سار های زیاد از پوشش گیاهی زیادی برخوردار بوده و چراگاه خوبی برای دامهای کشاورزان منطقه می باشد. هیچ مهری بهتر از مهر و وفای کوه نیست / هیچ لطفی بهتر از لطف و صفای کوه نیست

گر که دنیا تنگت آمد ، غم گریبانت گرفت / غم گساری بهتر از کوه و هوای کوه نیست

گر دلت بگرفته است و بی قرار و خسته ای / جان فزائی بهتر از افرازهای کوه نیست ... قله ی به ارتفاع 2450 متر بلند ترین قله مشرف به روستای گال در قلعه جوشین شهرستان ورزقان قرار دارد . این کوه بعلت دارا بودن چشمه سار های زیاد از پوشش گیاهی زیادی برخوردار بوده و چراگاه خوبی برای دامهای کشاورزان منطقه می باشد. هرچی بیشتر فکر میکنم بیشتر میفهمم که در واقع دلتنگ تو نیستم یعنی میدونی هیچ جایی برای دلتنگی وجود نداره من فقط نمیدونم اسمش حسودیه یا غبطه اما وقتی ع هاتو میبینم دلم میخواد که منم خوشحال و بیخیال باشم و خوشی از همه جا برام بباره !همین که میبینم تو و اون خواهرت که همیشه فقط همه رو داغون کردین چقدر خوشحالین یه جوریم میشه !دل تنگت نمیشم. دلِ تنگم صبوری کن که غم، خود محرم اسرار میخواهد ز بی دردی پی درمان دویدن هم، ره دشوار میخواهد دلِ تنگم صبوری کن بهارم را لباس فقر پوشاندند در این غمخانه گاهی ساده خندیدن، غم بسیار میخواهد دلِ تنگم تو شاهد باش سجود واعظان بهر وجود است عاشقی خواندن مگر، عمامه و دستار میخواهد دلِ تنگم ببین ساز عد همچنان بازیچه می باشد به می آورد ظاهر،. بسم الله الرحمن الرحیم اینجانب محمدرضا علیپور،مدیر سایت میباشم و میخواهم در این مقدمه کار هایی که قرار است بنده انجام دهم را بگویم. 1-شما میتوانید با وبلاگ من یعنی:[email protected]در تماس باشید و خاطراتتان در دوران طلبگی،دلنوشته ها،لطیفه ها،سوالات و هر آن چه دل تنگت میخواهد بگو را برای من ارسال کنید و من قول میدهم که به آن ها پاسخ دهم. 2-قرار دادن انواع و اقسام نمونه سوالات از پایه1تا6حوزه علمیه. 3-قراردادن کتاب هایی با فرمتpdfبرای پایه های 1تا6. 4-قراردادن کتب اصلی حوزه علمیه برای پایه های1تا6.البته ما به کمک های شما نیز نیازمند هستیم؛ما را با ارسال ایمیل های خوبتان یاری کنید. باتشکر محمدرضا علیپور شادی را هدیه کن حتی به انی که انرا از تو گرفتند'' عشق بورز به انها که دلت را ش تند ' دعا کن برای انها که نفرینت د ' درخت باش به رغم تبر ها ' بهار شو و بخند که خدا هنوز ان بالا با ماست ' ........................................................................................................................................................... گاهی وقتها .... چه ساده عروسک میشویم ..... نه لبخند میزنیم . نه شکایت میکنی. سلام ... تو این پست هر چی دلتون میخواد،از هر کجا و هر و هر چی ک دلتون خاست...... از هر جا ک دلتون گرفته............. (از ی که دلش گرفته نپرسید چرا؟؟ آدمها وقتی دلیل ناراحتیشان را نمی توانند بیان کنند دلشان میگیرد...) [email protected] راستی خدا،

دلم هوای دیروز را کرده !

هوای روزهای کودکی را...

دلم میخواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم،

آرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد...!

دلم میخواهد دفتر مشقم را باز کنم و دوباره تمرین کنم،

الفبای زندگی را،

میخواهم خط خطی کنم تمام آن روزهایی که دل ش تم و دلم را ش تند...!

دلم میخواه. دلم میخواهد بنشینی رو به رویم...دلم میخواهد بپرم در آغوشت و( تو )بگویی یواش تر!دلم میخواهد موهای بلند و مشکی ام را تو شانه بزنی..دلم میخواهد( تو) بودی(تو) واقعا بودیمگر مغز من چه قدر جا دارد که( تو )این مدت در آن کز کرده ایدلم میخواهد بعد از نامت یک جان از ته دلم بگذارموصدایت بزنم..آن زمان بگوییجان دلم !افسوس و صد افسوس که( تو) اینجا نیستیدر ذهن من چه میکنی!؟گاهی صدایم بزن ارغوان جان!اینطور باور میکنم که واقعا هستی 

وقتی دل ارزش خودش را از دست بدهد

و چشمهایت دیگر اشکی برای ریختن نداشته باشد،

وقتی دیگر قدرت فریاد زدن را هم نداشته باشی،

وقتی دیگر هر چه دل تنگت خواسته باشد گفته باشی،

وقتی دیگر دفتر و قلم هم تنهایت گذاشته باشند،

وقتی از درون تمام وجودت یخ بزند،

وقتی چشم از دنیا ببندی و آرزوی مرگ ی،

وقتی احساس کنی تنهاترین هستی،

چشمهایت را ببند و از ته دل بخند

که با هر لبخند روحی خاموش جان میگیرد و درخت پیر جوان میشود. دلم کـــــــــــمی خدا میخواهد…
کمی سکـــــــــــوت…
کمی دل ب میخواهد…
کمی اشک…
کمی بهت…
کمی آغوش آسمانی
کمی دور شدن از این آدمها…!
کمی رسیدن به خدا…
.
.
.
همه را صدا زدم به جز خدا . . .
هیچ جوابم را نداد جز خدا . . آقات داره میشنوه.......... این تاپیک مخصوص اینه هرکی هرچی میخواد برای آقاش زمان بزاره اینجا از درد و دل گرفته تا متن و شعر و دلتنگی میتونید خصوصی بدید امیدوارم استقبال بشه. نظرات هم آزاده برای تعجیل در فرج زمان صلوات
راستی خدا
دلم هوای دیروز را کرده
هوای روزهای کودکی را
دلم میخواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم
آرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد
دلم میخواهد دفتر مشقم را باز کنم و دوباره تمرین کنم
الفبای زندگی را
میخواهم خط خطی کنم تمام آن روزهایی که دل ش تم و دلم را ش تند...
دلم میخواهد این بار اگر معلم گفت در دفتر نقاشی .
م وصف شما را ،غزلی،میخواهد... غزل از جنس ارادت، به ولی، میخواهد
دل هر بچه ولایی به خدا آقاجان
چون تو شخصیت بین المللی میخواهد
روبروی همه،روبه صفتان دنیا
شیرمردی چو تو،با صوت جلی میخواهد
خطبه هایت زده آتش به نهاد دشمن
عرصه ی عشق،بسان تو، یلی میخواهد
کشور و مملکت حضرت مهدی بی شک
نایب مقتدر از نسل علی میخواهد
ما نمردیم شما غم بخورید آقاجان
یک اشاره ز تو،ع العملی میخواهد
شده عمار تو سلیمانی ها
همچو او،منطقه مرد جدلی میخواهد
از هیبت عمار شما میلرزد
وصف یاران تو،ضرب المثلی میخواهد
هرکه بامش بیش،برفش نه،ابهت بیشتر
چون جهان، ی،بی بدلی میخواهد
صحبت ازوصف تو شد،بهلول زنجانی گفت
نامی از صاحب این شعر،بلی میخواهد درس های زندگی از زندگی آموختم: هیچ چیز از هیچ بعید نیست. آموختم: از آدمها بت نسازم. آموختم: اگر به من حسادت میکنند، حتما از آنها برترم. آموختم: خنده بعضی ها از گریه شون غمناک تره. آموختم: تلافی ، از انرژی خودم می کاهد. آموختم: کم آوردن، قسمتی از زندگیست. آموختم: هر چه می خواهد دل تنگت، ت! ی درک نخواهد کرد. آموختم: که گاهی وقتها هیچ واژه ای . کـــســـی که ســلــول انــفـــرادی را ســاخــت
مـــی دانــســـت
ســـخــت تــــریــن کـــار انـــســـان
تحـــمـــل خــویــشتــن است . . .
.
.
.
هر چه میخواهد دل تنگت ،
ســــــــــــــاکت
ی درک نخواهد کـــرد…
.
.
.
از لحاظ قیافه ، آدمیـــم !
از لحاظ عاطفه ، عدمیــم !
.
.
.
گاه جـــــمـلـه ای از تو
حـــــمـلـه ای میشود به او !
واژگانت را سازگار کن !
.
.
.
دروغ یاد نشده ، حرف راستِ که مفت هم نمیارزه
راه که بی راه بشه ، غریبه میشه راه بلد ! !!!!!!!! . . دوستت دارد و از دور کنارش هستی روی دیوار اتاق و سَر ِکارش هستی آ ین شاعر ِ دیوانه تبارش هستی دل من ! ساده کنم ! دار و ندارش هستی! . دوستش داری و از عاقبتش با خبری دوستش داری و باید که دل از او نبری دوستش داری و از خیر و شرش میگذری دل من ! از تو چه پنهان که تو بسیار ی ! دوستت دارد و یک بند تو را میخواهد دوستت دارد و در بند تو را میخواهد . دیگر پست موقت ندارم و این می تواند به معنی این باشد که هر چه می خواستم بگویم گفته ام. آخ که چقدر خوب است آدم هر چه می خواهد بگوید را گفته باشد. هایی که دلم می خواسته داده ام و آدمهایی که می خواسته ام قربان صدقه شان بروم رفته ام.می خواهم به هر ی که حس می کند زیاد حالش خوب نیست بگویم که دوای درد تو سه چیز است: 1-درست و حس بخواب. 2-یک درست و حس ب. من دلم میخواهد

خانه ای داشته باشم پر دوست

کنج هر دیوارش

دوستهایم بنشینند ارام

گل بگو گل بشنو

هر ی میخواهد

وارد خانه پر مهر و صفایم گردد

یک سبد بوی گل سرخ

به من هدیه کند

شرط وارد گشتن

شستشوی دلهاست

شرط ان داشتن

یک دل بی رنگ و ریاست

بر درش برگ گلی میکوبم
در حادثه کربلا با سه نمونه شخصیت روبرو میشویم. 1- اول حسین(ع) که حاضر نیست تسلیم حرف زور شود تا آ می ایستد خودش و فرزندانش و یارانش شهید میشوند هزینه انتخابش را میدهد و به چیزی که نمیخواهد تن نمیدهد در کل از آب میگذرد ولی از آبرو نه..... 2- یزید که همه را تسلیم میخواهد - مخالف را تحمل نمیکند و سر حرفش می ایستد و نوه ویارانش را سر میبرد بی آب. یک وقت هایی هست...
یک وقت هایی هست که دلت میخواهد سکوتت را بشکنی...
نه... د و خاکشیرش کنی اصلاً...
یک وقت هایی هست دلت میخواهد دیوانه شوی...
که هستی البته...دیوانه تر...که روانی شوی اصلاً...
دلت داد میخواهد...نه اصلاً...فریاد میخواهد...عربده اصلاً...
یک وقت هایی هست...دلت میخواهد سکوت را...ادب را...منطق را...شخصیت را اصلاً...
پرتش کنی ت. این زن حقش را میخواهد این زن حقش را می خواهد با و کیفیت عالی این زن حقش را می خواهد
 این زن حقش را می خواهد 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] این زن حقش را میخواهد این زن حقش را می خواهد با و کیفیت عالی این زن حقش را می خواهد
 این زن حقش را می خواهد 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ضمیر ها بازی میکنند ، ضمیر ها کتاب میشوند ، حتی گاهی اوقات ضمیرها بلاتکلیف میشوند . یک دلسیر شاهنامه میخواهد ضمیر من . دیگر منطق خیام ، نصیحت ها ی سعدی ، منیه بی واسطه ی سنایی و مولانا ... را نمی فهمد ضمیر من. دیگر چمران و شریعتی و طباطبایی و سلمان رشدی و .... حتی خدای درون مطلق اشو ، فلورانس اسکاویل شین ، حتی نیچه را نمی فهمد. دلش فقط شاهن. تنهایی یعنی از ساعت 7:32 تا ساعت 11:29 بگذرد مثال ِ یازده ماه و هفت روز و سی و دو دقیقه و بیست و نه ثانیه.. یعنی که وقتی میروی جلوی آینه ، کمی فکر کنی که لبهایت چرا بیصدا خشک شده اند میان صورتت.. تنهایی یعنی صدای بوق و ویراژ دادن اتومبیلها در خیابان، تنها صدای جریان ِ زندگیست.. یعنی خندیدن به کش و قوسِ صدای نمکی، که فریادش گوشهای ملتی که هایش.