هشت سال چگونه گذشت

به نقل از خبرگزاریها در مورد هشت سال چگونه گذشت : یکی از فضیلت های اخلاقی، عفو و گذشت از خطاها، اشتباهات و گناهان دیگران است. خداوند این فضیلت اخلاقی را از مصادیق احسان برشمرده و انی را که اهل عفو و گذشت هستند، به عنوان محسنان و نیکوکاران شناخته و معرفی کرده است.
همگان دوست دارند که اهل احسان و گذشت باشند، ولی به علل و عوامل درونی و بیرونی نمی توانند این منش را بویژه در موارد خاص داشته باشند؛ چرا که خشم و لذت انتقام چنان آدمی را فرا می گیرد که دیگر به چیزی جز انتقام نمی شد.
بغض آن غصه تو، مثل گلوبند گذشت
عمر من بی تو چنان، تلخی لبخند گذشت
تا تو بودی به برم، غم به دلم راه نداشت
درکنارت دل من، شاد و خوشایند گذشت
بر لبم آمده جان، تا به سحرگاه رسم
شب تنهایی من، با غم تو کند گذشت
در خیالات خودم غرق نگاه تو شدم
آمدم تا به خودم ساعت من تند گذشت
ساعت و عقربه ها مایه رنج است به دل
ساعت زندگی. سوگند به لحظه لحظه ی دیری که می گذشت =خیلی گران گذشت به پیری که می گذشت تنها خودش که بود و خودش و مانده بود = مبهوت محض زوزه ی تیری که می گذشت زن در هوای شهر خودش در مسیر راه = افتاده بود روی کویری که می گذشت در امتداد قافله دیگر نگو نکرد!= فکری برای زخم اسیری که می گذشت تا از مسیر علقمه باران گرفته بود = شادی که نذر حلق صغیری که می گذشت جا . ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت ، مانند مرده ای متحرک شدم بیا که بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت ، می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت ، دنیا که هیچ جرعه ی آبی که خورده ام از راه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت ، تا کی غروب ببینم که مادرم یک گوشه بغض کرده که این هم گذشت ، مولا شمار درد د. اینجا به لحظه لحظه ی دیری که می گذشت =خیلی گران گذشت به پیری که می گذشت دیگر خودش که بود و خودش و مانده بود = مبهوت محض زوزه ی تیری که می گذشت زن در هوای شهر خودش در مسیر راه = افتاده بود روی کویری که می گذشت در امتداد قافله دیگر نگو نکرد!= فکری برای زخم اسیری که می گذشت تا از مسیر علقمه باران گرفته بود = شادی نثار حلق صغیری که می گذشت جا دا. خدای من
ی ال گذشت...
هرچه دیدی؛ هرچه بخشیدی و عفو کردی ندیدم.
ی ال گذشت و چهار فصل بیمار شدم؛ شفایم دادی.
هراسان شدم؛ پناهم دادی.
خدای من
ی ال گذشت...
پی تقدیری نیکو پرسان می گشتم؛شب قدر مرا خو به سرخوانی پر از عشقت.تا طلوع آفتاب گریستم و دستانم به سویت بلند...قلم رحمتت بر صحیفه تقدیرم خواست که بنگارد تقدیر نیکوی را هی. اندر جهان فانی عمر نوح هزار سال بود. چون به نهصد پنجاه سالگی رسید به حسرت به عمر گذشته نگاه کرد و گفت افسوس که این ده قرن بر من مانند ده سال گذشت. روح الامین از وی سوال کرد ای نوح عمر تو از همه ان افزون است بگو این دنیا بر تو چگونه گذشت و جهان را چگونه یافتی و چگونه روانت را خواهی سپرد.! نوح گفت این دنیا مانند بازاری دو در بود که از یک در و. من گذشت رو خوب بلدم...
گذشت از بدی ها...
اشتباهات...
گذشت از اخم ها...
دردها
زیرآبی رفتن ها...
گذشت از خیانت...
غیبت...
اما...!!!
این ظاهر من است
وقتی دیدی گذشتم حتی از بدی ها...
بدون از تو هم گذشتم...
ت و آروم...!!!
من وفادارم
همانطور که
محکم می مانم
محکم هم میروم.. نمی دانم سال 1393 چگونه تمام شد اما مانند غباری بود و خیلی زود گذشت ، این مهم نیست که سالها چگونه می گذرند مهم اینست که در این سالها ما چه کاره ایم ؟ آیا در سالی که گذشت در جهت رضای خلق خدا و خود خدا کوشیده ایم ؟ یا اینکه در جهت پایمال حقوق دیگران اهتمام داشته ایم ! روزهای پایانی سال برای من با یک مسافرت اتفاقی به مشهد مقدس همراه بود به نظ. در مسیر خانه ی لیلا ز جان باید گذشت تا وصال یار از صد امتحان باید گذشت ب انت و امی چونکه گفتی بر حسین دیگر از فرزند و مال و خانمان باید گذشت در طریق کعبه باید با مغیلان سر کنی پس دگر از طعنه های این و آن باید گذشت هر که شد گمنام تو ، زهرا یدارش شود پس در این خانه ، از نام و نشان باید گذشت دل فقط جای حسین است و حسین است و حسین از هر آنچه غیر او در دو جهان باید گذشت ابر اگر باران نبارد ، سایه می خواهد چکار واقعآ از چشم بی اشک روان ، باید گذشت حمد و سوره بر سر قبر محبانش نخوان از مزار زن ، ن باید گذشت

چه ی می گوید اگر بدی و گرفتاری نبود زیبایی های زندگی دو چندان می شد؟!
اگر بدی نبود، خوبی ها و زیبایی ها به چه شکل قابل درک بود وقتی که همه چیز هم سطح و تکراری می شد؟!
چگونه خدا را در قلب انی می دیدی که نور را در اعماق تاریکی ها به دل ها هدیه می بخشند؟!
چگونه دست های خدا را به واسطه دستانی لمس می کردی که در گرفتاری ها و مشکلات می بخشند؟!
چگونه محبت و مهربانی خداوند را در چشمانی می دیدی که در آرزوی خوشبختی برای دیگران به آسمان دوخته شده اند؟!
چگونه لذت بخشش، گذشت و امید را در زندگی حس می کردی وقتی دلیلی برای آن نمی دیدی؟!
آری!
اگر اینها نبود، چگونه حضور خدا را در کنارت احساس می کردی وقتی که می بیند، راه می رود و می خندد؟! .
.
منی که مایه ننگم به حد رسوایی
چگونه از تو بخواهم به دیدنم آیی ؟
چو خویش یار تو دیدم چه نیک فهمیدم
عزیز فاطمه مهدی چقدر تنهایی
.
.
تا کی غروب ببینم که مادرت
یک گوشه بغض کرده که این هم گذشت
آقا بیا که درد دلم بی نهایت است
تعداد درد من به خدا از رقم گذشت ای معلّم خوبم:تو را تکریم می­کنم زیرا: تو به من می­آموزی چگونه یادگرفتن را تو به من می­آموزی چگونه دوست داشتن را تو به من می­آموزی چگونه خوب بودن را تو به من می­آموزی چگونه بودن را تو به من می­آموزی چگونه به خود ارزش دادن را تو به من می­آموزی چگونه احترام گذاشتن را تو به من می­آموزی چگونه شاد بودن را تو به من می­آموزی چگونه خادم مردم . آنچه درسوگ تو ای پاک تر از پاک گذشت نتوان گفت که هر لحظه، چه غمناک گذشت چشم تاریخ در آن حادثه تلخ چه دید که زمان مویه کنان از گذر خاک گذشت سرخوشید بر آن نیزه خونین می گفت که چه ها بر سر آن پیکر صد چاک گذشت جلوه روح خدا در افق خون تو دید آنکه با پای دل از قبله ادراک گذشت مرگ هرگز به حریم حرمت راه نیافت هر کجا دید نشانی ز تو چالاک گذشت حرّ آزاده شد از چشمه مهرت سیراب که به میدان عطش پاک شد و پاک گذشت آب شرمنده ایثار علمدار تو شد که چرا تشنه از او این همه بی باک گذشت بر تو بستند اگر آب، سواران عرب دشت دریا شد و آب از سر افلاک گذشت با حدیثی که ملائک ز ازل آوردند سخن از قصه عشق تو زلولاک گذشت نصراللّه مردانی شهامت حسین بن علی(علیه السّلام)
پروانه صفت ز سوز و سازش نگذشت
خواب خوش شب به چشم نازش نگذشت
(علیه السّلام)
بنگر به شهامت حسین بن علـــــــی
از جان بگذشت و از ش نگذشـت گذشت
عباس که از فرات بی تاب گذشت
با خون جگر دیده ی پر آب گذشت
(علیه السّلام)
خود آب نخورد با همه ی تشنه لبی
بنگر کـه چگونه از سـر آب گذشت ( مصطفی. براساس اعلام م ع، حسین صبح امروز در محوطه زندان رجایی شهر قصاص می شود. نوشته اند که: المومنین آمد فاطمه اش را به خاک بسپارد. گریست و رو کرد به رسول خدا و گفت: ای رسول خدا، ودیعه گرانبهای تو اینک به سوی تو بازگشت. و آنچه نزد من بود حالا پیش توست. ولی اندوه من همیشگی است و من به بیداری خواهد گذشت تا اینکه من نیز نزد شما بیایم و آرام بگیرم. ای رسول خدا! از دخترت بپرس و اصرار کن تا بگوید که چگونه امت تو دست در دست.

چه ی می گوید اگر بدی و گرفتاری نبود زیبایی های زندگی دو چندان می شد؟!
اگر بدی نبود، خوبی ها و زیبایی ها به چه شکل قابل درک بود وقتی که همه چیز هم سطح و تکراری می شد؟!
چگونه خدا را در قلب انی می دیدی که نور را در اعماق تاریکی ها به دل ها هدیه می بخشند؟!
چگونه دست های خدا را به واسطه دستانی لمس می کردی که در گرفتاری ها و مشکلات می بخشند؟!
چگونه محبت و مهربانی خداوند را در چشمانی می دیدی که در آرزوی خوشبختی برای دیگران به آسمان دوخته شده اند؟!
چگونه لذت بخشش، گذشت و امید را در زندگی حس می کردی وقتی دلیلی برای آن نمی دیدی؟!
آری!
اگر اینها نبود، چگونه حضور خدا را در کنارت احساس می کردی وقتی که می بیند، راه می رود و می خندد؟!


گروه معارف: آزاد ی ساری، اظهار کرد: زیارت عاشورا زیارتی است که در جاى جاى آن چگونه زیستن را نشان مى دهد و چگونه مردن را ارج مى نهد. ادامه: زیارت عاشورا بیانگر چگونه زیستن و چگونه مردن است رو مه انگلیسی به روایت ۱۲ نگهبان یی «صدام حسین» و تلاش های آن ها در مهار جمعیتی که بر جنازه او آب دهان پرتاب می د، اشاره می کند. چنانچه قابل گذشت بدون جرمی در قانون تصریح نشده باشد غیر قابل گذشت محسوب میشود مگر اینکه حق الناس بوده و شرعا قابل گذشت باشد با توجه به اینکه اصل بر غیر قابل گذشت بودن جرایم مطابق ماده 103 قانون مجازات ی است و جرایم قابل گذشت در ماده 104 این قانون احصا شده است جرم پولشویی نیز مشمول عمومات است زیرِ زمین گذشت زمان چگونه است؟
"مایکل سیفر" کاوشگر و غارنورد باتجربه یی طی سفرهای بلندمدتی که به درون غارهای مختلف داشته به این نتیجه رسیده است که در زمانیکه انسان در محیط های که نور خورشید در آنها نفوذ نمی کند، زندگی کند گذشت زمان را کمتر متوجه می شود. به گزارش ایسنا و به نقل از نیویورک پست، "سیفر" که تجربه غار نوردی بلندمدت را در کارنامه خود دارد یک بار در 16 ژوئیه سال 1962 بدون داشتن ساعت به داخل یک غار رفت و قصد داشت حدود یک ماه در آنجا بماند. 16 ژوئیه معادل(26 تیر) وی روزها را طبق الگوی خواب خود در نظر می گرفت و خواب یک شب را معادل یک روز می دانست و انتظار داشت که در 20 اوت(اول شهریور) از غار خارج شود؛ اما زمانی که سفرش پایان یافت متوجه شد که 14 سپتامبر(24 روز بیشتر از زمان در نظر گرفته شده توسط وی) است. ادامه مطلب
از دست ندهید
زمین گرمای امروزی را 125 هزار سال پیش تجربه کرده است
زمین در مقایسه با ک شان + ویدئو

گفت : از سالهایی که گذشت بگو!
گفتم : بگذار از ی بگویم که سالها گذشت و از تو نگذشت... چهار شنبه آ سال هم از راه رسید . چهار شنبه دیگه در سال جدیده یک سال دیگه هم از عمرم گذشت این همه ثانیه و دقیقه و ساعت گذشت از گذشته ها هم باید گذشت این همه با صدا بلند گوش آسمان را سوراخ در گوشه و کنار این شهر باز هم این شب هم خاطره شد و گذشت تنها تو می دانی و من از آنچه در باران گذشت
از آنچه زیر چتر تو هنگامه ی عصیان گذشت

تنها تو می دانی و من باران که با گرفت
رگبار بوسه آمدُ سیلاب از دامان گذشت

تنها تو می دانی و من دیوانگی ها کرده ایم
درگیرودار وسوسه کار از تب وُ درمان گذشت

تنها تو می دانی و من فصل جنون و حادثه
حس عجیب بین ما از شورش ُ طغیان گذشت. شاید خیلی از اقشار جامعه تاکنون از سیستم های پایا و ساتنا برای نقل و انتقال وجوهی به حساب های خود یا دیگران استفاده کرده باشند. در این بین قطعا افرادی بوده اند که پس از انجام تراکنش از طریق این سامانه ها، مشاهده نموده اند که پول از حسابشان خارج شده اما بعد از گذشت چند روز هنوز پول به حساب طرف مقابل واریز نشده است. همین موضوع باعث به و. ارنستو والورده، سرمربی جدید بارسلونا امروز به صورت رسمی کار خود را در این باشگاه شروع کرد. حالا چگونه گام هایم را به او برسانم ؟
در کدام سرزمین ببینمش ؟
و در کدام کوچه ها بجویمش ؟
در کدام شهر ؟
اگر خانه اش را یافتم
به فرض که پیدا کنم
زنگ در را آیا خواهم زد ؟
چگونه جواب دهم ؟
و چگونه در صورتش خیره شوم ؟
چگونه لمس کنم ِ رقیقِ میانِ انگشتان را
چگونه باید سلام کنم
و درد سالیان را بزدایم ؟
یک بار
بیست سال قبل
در قطاری دلخواه
بوسیدمش
سراسرِ
شب

سعدی یوسف
مترجم : آرش افشار ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت

دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت


مانند مرده ای متحرک شدم بیا

بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت


می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر

دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت


دنیا که هیچ,جرعه ی آبی که خورده ام

از راه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت


بعد از تو هی. خشونت از کجا نشات گرفته است؟ چگونه عده ای خشونت را می آموزند، در برابرخشونت چگونه باید ایستادگی کرد؟ چگونه می توانیم کشوروجامعه ای داشته باشیم دارای رحمت ی و نبوی و چگونه می توانیم جوامع منطقه مان وجهان را از خشونت برهانیم؟ نمک خوراکی راچگونه تهیه میکنند
نمک خوراکی چگونه بدست می اید
نمک خوراکی را چگونه تهیه میکنند علوم چهارم
نمک خوراکی چیست
نمک خوراکی چگونه درست میشود
نمک خوراکی چگونه تهیه میشود کلاس چهارم
طرز تهیه نمک خوراکی به زبان ساده
سنگ نمک چگونه تشکیل می شود ادامه مطلب "رابرت هاروارد" در دهه 70 میلادی همراه با خانواده اش در ایران زندگی می کرد و به زبان فارسی تسلط دارد. شب ارتحال (ره) برای خانواده، یاران، نزدیکان و همرزمان ایشان، شب سختی بود. شبی که هر کدام از آن ها از همسر (ره) گرفته تا آیت الله هاشمی رفسنجانی، حجت ال ناطق نوری و... از آن روایت ها دارند. در این گزارش به مرور رویدادهایی که این هفته در سینما گذشت، می پردازیم. در این گزارش به مرور رویدادهایی که سینما این هفته از سر گذراند، پرداخته ایم. در این گزارش، رویدادهایی که سینما در هفته گذراند را مرور می کنید. تازه ترین آمار کشته ها و مصدومان حوادث آ سال ۲ بیمارستان مطهری و فار را در این مطلب بخوانید. چگونه همکلاسی دوران اول دبیرستان ثروتمند شد؟ می گفت زمانی که شماها با توپ پلاستیکی فوتبال بازی می کردید من در فکر پول در اوردن و ثروتمند شدن بودم بنابراین پولهایم را پس انداز و توانشتم یک زمین ب م که در انزمان قیمتش بود 10 میلیون اکنون همان زمین شده 80 میلیون تومان و انون که در سن 36 سالگی هستم ثروتمند شدم به همین راحتی 10 میلیونم شده نز. عضو کانون عالی شوراهای ی کار تصویب بند "ز" تبصره ۷ بودجه سال ۹۷ و واریز منابع درمان تامین اجتماعی به خزانه را از اتفاقات تلخ سال ۹۶ عنوان کرد و گفت: سال 96 به لحاظ اقتصادی و معیشتی برای کارگران سخت… در روز اول دهمین جشنواره کوتاه دینی رویش، ۲۲ داستانی، ۲۴ مستند و ۱۵ پویانمایی به نمایش درآمد که با استقبال بسیار خوب علاقمندان مواجه شد. حملات هراس یا اضطراب می توانند بر شیوه نشستن، حرکت، و فعالیت شما تاثیرگذار باشند و آن را تغییر دهند. با گذشت زمان، این شرایط می تواند به ناتوانی عملکردی در قسمت های خاصی از بدن منجر شود. این داستان عبور پرسپولیس از غیبت مهدی طارمی است؛ بازیکن برتر دو فصل گذشته فوتبال ایران که غیبتش در تیم صدرنشین خیلی به ندرت حس شد! رمضان آمد و 9 ماه گذشت از آنجا که نیمه شبی برای رفتن و گرفتن مدرک تحصیلی از ساریم گذشت و و تو هنوز یکبار هم ندیدی و نخواستی که بار دیگری هم با هم باشیم تو را موجودی همچون دیگران نمیبینم روزگارمان در گذر است آه من تو را خواهد گرفت نه به خاطر کارهایت به خاطر ظلمی که به خودت و من میکنی شب ارتحال (ره) برای خانواده، یاران، نزدیکان و همرزمان ایشان در زمان رژیم پهلوی، شب سختی بود. شبی که هر کدام از آن ها از همسر (ره) گرفته تا آیت الله هاشمی رفسنجانی، حجت ال ناطق نوری و... از آن روایت ها دارند. تعطیلات با دلتنگی گذشت . . .چون فکرمی کنم تازه اول راه هستم باید آموزش ها را کامل کنم، باید روی خودم کار کنم که این موضوع از اهمیت خاصی برخوردار است و مقداری هم سخت می باشد ولی ناامید نمی شوم. یادم می آید که مسافرم قبل از ورود به کنگره چه حال وروزی داشته. الآن وضعیت او چگونه است، او توانست در سایه محبت ها و آموزش های کنگره هم تحصیلات خود را کامل کند ............
نمایندگان مجلس نمانیدگان لبنان در سال 95 بعد از حدود سه سال بن بست «میشل عون» را به عنوان رئیس جمهور انتخاب د.

چه ی می گوید اگر بدی و گرفتاری نبود زیبایی های زندگی دو چندان می شد؟!
اگر بدی نبود، خوبی ها و زیبایی ها به چه شکل قابل درک بود وقتی که همه چیز هم سطح و تکراری می شد؟!
چگونه خدا را در قلب انی می دیدی که نور را در اعماق تاریکی ها به دل ها هدیه می بخشند؟!
چگونه دست های خدا را به واسطه دستانی لمس می کردی که در گرفتاری ها و مشکلات می بخشند؟!
چگونه محبت و مهربانی خداوند را در چشمانی می دیدی که در آرزوی خوشبختی برای دیگران به آسمان دوخته شده اند؟!
چگونه لذت بخشش، گذشت و امید را در زندگی حس می کردی وقتی دلیلی برای آن نمی دیدی؟!
آری!
اگر اینها نبود، چگونه حضور خدا را در کنارت احساس می کردی وقتی که می بیند، راه می رود و می خندد؟! تا این مرحله از وبلاگ با استاندارد پی ام باک و منظور مدیر سایت آشنا شدید از این مرحله به بعد در 5 بخش و در 26 گام با هم پروژه را مدیریت میکنیم این 5 بخش را به طور خلاصه به شرح زیر برای اطلاع شما قبلا اعلام میکنم: مقدمات شروع پروژه کدامند؟ در 5 گام چگونه برنامه ریزی کنم؟ در 8 گام چگونه اجراء کنم ؟ در 3 گام چگونه نظارت و کنترل کنم ؟ در 5 گام چگ. مدت کوتاهی پس از آنکه دونالد ترامپ به عنوان رییس جمهور سوگند یاد کرد، خانواده اش را به همراه رسانه ها گردهم آورد تا شاهد اولین اقدامات وی در سمت جدیدش باشند. فرمود: ای علی، آن ها را راحت بگذار تا مرا ببویند و آن ها را ببویم. بگذار آن ها از من بهره ببرند و من از آن ها بهره ببرم. دیری نمی گذرد که پس از من به مصیبت و مشکلات بزرگی گرفتار می شوند...