همه چیز توش پیدا میشه

به نقل از خبرگزاریها در مورد همه چیز توش پیدا میشه : یه روز مسئول فروش ، دفتر ، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند... یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو میدن و جن چراغ ظاهر میشه... جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم... می پره جلو و میگه: «اول من ، اول من!... من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداش. خیلی زود دیر میشه-قبل از اینکه دیر بشه به همدیگه اهمیت بدید. کمک کنید حتی اگر هم هیچ نتیجه ای نداشته باشد. قشنگ فکر کنید. به ی که بغض کرده کمکش کنید حتی اگه اون کمک شما رو درک نکنه ============================================================= همیشه خیلی زود دیر میشه برای دل خودم می نویسم برای دلتنگی هایم برای دغدغه های خودم برای شانه ای که تکیه گاهم نیست ! برای دلی که دلتنگم نیست برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست برای خودم می نویسم ! بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !!!!!! cze بعضی حرفا رو نمیشه گفت!!
باید خورد
ولی بعضی حرفا رو
نه میشه گفت نه میشه خورد!
میمونه سر دلت
میشه دلتنگی!
میشه بغض!
میشه سکوت! میشه همون وقتی که خودمون هم نمیدونیم چه مرگمونه! رایگان پ. ن : یعنی میشه تموم شه این روزا!!!!!!!!!!! نمیدونم آیا از دست دادن افطاری امشب شرکت رو رویداد نیکی تلقی کنم یا نه... هر چندکه واقعا ته دلم بنا به دلایل نامعلومی از بودن در این افطاری خوشایند نبود ولی خوب، یک شب بودن در کنار دوستان اونم بصورت غیر کاری رو میشد نیک نلقی کرد... بهر حال ما موندیم و حوضمون و دوستان و یک سفره افطاری (اسمش افطاریه.. هرچی بخوای توش پیدا میشه). از این حرف ه. داریوش : سلام، یه تلاوت از سوره های قدر حمد حصان بدستم رسیده متاسفانه نتونستم تلاوت کامل رو پیدا کنم، میشه این تلاوت رو ببینین پیدا میشه یا نه ؟ خیلی ممنونم. http://www.gulfup.com/?oio62o سلام، و تشکر از شما که این مقطع فوق العاده زیبا رو فرستادین. خودم تا الان این تلاوت رو نشنیده بودم، البته پیدا فایل کاملش کار سختی نبود!! کافی بود که صفحه مربوط به تلاوت های حصان که در این پست هست رو باز کنین و سوره "قدر" رو سرچ کنین، تقریبا 8-7 تا تلاوت پیدا میشه که یکی از اون ها همین تلاوت مورد نظر شماست (862- حریم والقدر اهداء من الحاج فتح الله عبدربه) : محمد عبدالعزیز حصان / سوره تحریم، قدر، حمد / 47 دقیقه نسخه1: http://www.gulfup.com/?8fmns3 نسخه2: http://archive.org/ /mohamed-abdelaziz-h an/862.mp3 دیروز یه رو مه خوندم توش از مضرات یخ نوشته بود... + یخ ...کلیه متلاشی میشه عرق + یخ ...کبد متلاشی میشه تکیلا + یخ .. مغز داغون میشه + یخ ...قلب فنا میشه این یخِ لعنتی سلامتیِ ما رو بد جوری تهدید میکنه... دیگه یخ نمیخورم...

1 سلام الان داشتم به این شعری که میگه زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست ..... واقعا همینه خودمونیم که با هنرمون با فکرمون با تلاشمون زندگی رو میسازیم زندگی خیلی پیچیده است روز به روزی که به سن ادما اضافه میشه پیچیدگیش بیشتر میشه ی مشکل حل میشه ی مشکل دیگه به اقتضای سنت بهش اضافه میشه واقعا کلافه کننده است زندگی خیلی سخته ،پر از شادی و غمه . پسر به آقای مجری گفته بود:

آدما نباس دوست پیدا کنن

چون وقتی میرن

وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی

وقتی نمیتونی درد و دل کنی

یا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندی

وقتی دلت براش تنگ میشه و نمیتونی ببینیش

همهء دوستت میشه یک سری ع ا و خاطرات

هی یه چیزی گیر میکنه تو گلوت

اصلاً چرا آدما این کارو میکنن؟!

آ. داره میاد ...ماه رجب رو میگم که از فردا داره شروع میشه ..شروع این ماه بزرگ با لیله الرغائبه و این تقارن برام خوش یمن به نظر اومدفردا شب آرزوهاست ....من تصمیم دارم آرزوهام رو بنویسم میخوام بدونم تا سال دیگه چقدر از این آرزوها برآورده میشه.اصلا میشه؟آیا حکمت خدا با آرزوهای من یکی میشه؟؟فردا روزه می گیرم اگه گرما و این نفس سرکش بذارن .شما . دون کرلیونه:پیشنهادی بهش میدم که نتونه رد کنه.
پدر خوانده عزت الله انتظامی: انقدر تو این شهر پیدا میشه که ما پیاده جای نریم ...

دیوانه ای از قفس پرید - احمدرضا معتمدی زندگی بدون حماقتهایش معنی ندارد
مختارنامه این زن سهم منه.عشق منه. مال منه... طلاقش نمیدم
به یاد شکیبایی ســــــــــلام خوبین؟ منم وقتی دوستای گلی مثل شما پیدا که انقدر خوشگل راهنماییم میکنن خود به خود حالم خوب میشه دیگه واقعا فکر نمی انقدر قشنگ نقد کنید و بهم توضیح بدید و انقدر قشنگ بهم روحیه بدید همه نظرا روحیه بخش و عالی بود ولی بیشتر از هر نظری نظر پارسی دخت ، مریم و نویسنده کوچک بهم کمک کرد که دوتاشون به جز پارسی دخت نظر خصوصی بود.. اسمش از موبایلت.. پاک میشه ... قبول از وایبرُ لاینت بلاک میشه...... قبول مسیجاش دیلیت میشه..... قبول ع اش پاک میشه ..... قبول به دوستات میگی حق ندارین جلوم اسمشو بیارین ....... قبول به خودت تلقین میکنی خیلی خوشحالی ......... اینم قبول اما ... با جای خالیش تو قلبت چیکار می کنی ؟.. با این همه تشابه اسمی چیکار می کنی ؟.. با اهن ی که دوست داره و گوش میدی چیکار می کنی ؟.... زمانی که ع شو یه جا میبینی چیکار می کنی ؟.... زمانی که ازت سراغشو میگیرن چیکار می کنی ؟...... زمانی که تیکه کلامشو میشنوی چیکار می کنی ؟.... و زمانی که دو تا عاشق میبینی ک دست تو دست باهم تو خیابون راه میرن چیکار می کنی ؟...... زمانی ک یاد چشماش میوفتی چیکار میکنی؟؟؟؟ .... زمانی ک بارون میاد چیکار میکنی ؟؟؟؟ بگـــــــــــو دیگــــــه بگو ببینم چیکار میکنی ؟؟!!!....د بگو لال نشو بگو.... چهار تا برق، مکانیک، شیمی و کامپیوتر با یه ماشین در حال مسافرت
بودن که یهو ماشین اب میشه. خاموش میکنه و دیگه هر چی استارت میزنن
روشن نمیشه.
میگن آخه یعنی چی شده?
برقه میگه: احتمالاً مشکل از مدارها و اتصالاتو سیم کشی هاشه.یکی
از اینا یه ایرادی پیدا کرده.
مکانیکه میگه: نه بابا، مشکل از میل لنگ یا پیستوناشه که بخاطر کار
زیاد . سلام مامانی شیطونم امروز میترا جون ازت سونو گرفت انقدر شیطونی کرده بودی که بند ناف رو پیچیدی دور سر نازت مامان فدات بشه اخه این چه کاری میکنی فدات بشم مواظب خودت باش وگرنه مامانی شما طوریت بشه میمیره عسلم با هر ضربه ای که میزنی اگرچه محکم میکوبی اماخیالم راحت میشه که ح خوبه و ارامش پیدا میکنم عاشقتم امیدوارم این خونه نبودن والدین همینطوری ادامه پیدا کنه چون نمیخوام برم خونه. دوست دارم مثل این دو-سه روز بمونم خونه ی یکی دیگه. همینطوری بدون قوانین خونواده زندگی کنم. حالم داره بهتر میشه!

آهنگ


+ قالب رو مخمه. میخوام زودتر از شرش راحت بشم. سلام به همه دوستان خوبم ، سال جدید رو به همگی گوش ها و صاحبای دوست داشتنی تبریک میگم :) امیدوارم سال خوب و پر از برکتی داشته باشین و به آرزوهاتون برسین :) من چند روز پیش رفتم اسکندری شمالی نرسیده به وصال و اونجا چندتا پت شاپ دیدم که همچی داشتن از جمله یونجه و علف و پلت گوشی خارجی .... فقط حواستون باشه ازین پلت های بدون بسته بندی ن ین اینا . اول روی اون پنجره پایین سمت چپ که نوشته آپلود ع کلیک میکنی وارد که شد تو قسمت ورود اعضا نام کاربری و رمزو وارد میکنی بعد این پنجره زیرباز میشه گزینه ارسال فایل رو میزنی ع تو انتخاب میکنی صبرکن تا آپلود بشه بعدروی گزینه رمزگذاری کلیک کن همون رمز خودمونو بزار روش بعد رمزگذاری روی خود ع کلیک کن تا بری به محل آپلود رمزو وارد میکنی بعد لینک نمایش داده میشه لینکو کپی کن بهد بیا تو قسمت درج تصویر آدرسو وارد میکنی.تموم شد.دیگه هر فایلی رو که بخوای میتونی بزاری چون رمزداره ی نمیتونه بهش دسترسی پیدا کنه. کمتر ی پیدا میشه که مثل تو باشه... کمتر ی پیدا میشه که مثل تو راز دار باشه... کمتر ی پیدا میشه که مثل تو گذشت داشته باشه... کمتر ی پیدا میشه که مثل تو مهربون باشه... کمتر ی پیدا میشه که مثل تو به سختی ها لبخندی رنگارنگ بزنه... کمتر ی پیدا میشه که مثل تو از حالم بفهمه... کمتر ی پیدا میشه که مثل تو بوی محبت بده... دوست عزیزم تا سال دیگه منتظرت میمونم... یلداتون پیشاپیش مبارک طریقه انتقال طرح: اول پارچه رو به مربع های مساوی تقسیم کرده! به کمک خط کش و مداد از پشت کار خطوط عمودی و افقی با فاصله منظم و دلخواه کشیده میشه ! حاصل کار چهارخانه های ممتد هست! پشت پارچتون رو شطرنجی کنین هرچی خونه هاتون ریزتر باشه گریتتون ظریف تر میشه! سپس طبق طرح انتخاب شده خطوط افقی! عمودی یا مایل را در ج وارد میکنیم. حتما حتما خطوط ر. یکی از بچه ای فامیل میره واسه تست هوش ازش میپرسن مامانت زن یا مرد میگه مرد میگن بابات مرد یا زن میگه دختر حالا من از بچه خواهرم پرسیدم ی دو سال از اون کوچیک تره خیلی شیک و مجلسی جواب داد قربونش برم موش بخورتش البته در بعضی اوقات که احو م خوبه و حأل دارم اینجوری قربون صدقش میرم ولی کلا بچه فقط واسه نیم ساعت اول خوبه!!دیگه دیگه این دیگه د. میدونی اص چیه !!!!!!! این که تن به انجام هرکاری نمیدی به این معنی نیست که نمیتونی! بهش میگن "چهارچوب" چهارچوبی که خودت برای خودت تعریف میکنی وپایه و اساسش از "خانواده" شکل میگیره ی که چهارچوب داره اص داره... اص رو نه میشه ید نه میشه اداشو دراورد و نه میشه با بزک و دوزک بهش رسید اص یعنی..... دلت نمیاد خیانت کنی، دلت نمیاد دل بشکنی، دلت نمیاد د. ش ت عشقی خوردی میگی داغونم... -داغون اون یه که جلو بیمارستان آس و پاس نشسته چون هر آمپولش دو ملیون پولشه -داغون اون یه که ضامن نداره بهش وام بدن واسه کرایه خونه -داغون اون مادریه که هفته ای دوبار دیالیز میشه -داغون اون دانشجوییه که کلیه میفروشه که ا اج نشه -داغون اون پسریه که روش نمیشه با وضع مالیش حتی بره خواستگاری -داغون اونیه که تا ج. هم تکلیفش با خودشم مشخص نیست... عاقا چی کار کنیم؟؟؟؟ بمونیم؟؟؟ بریم؟؟؟ پست بذاریم؟؟؟ نذاریم؟؟!!! می ترسم پست بزارم حذف شه..... ماشاالله چقد دشمن داره!!! به سرورهاش هر روز حمله میشه.... میدون جنگه اینجا....!!! فعلا بمونیم تا ببینیم چی میشه؟؟!!!! پرنده ام پر می کشم در هوا
می گردم تا پیدا کنم همصدا
حالم بده ی به فکر من نیس
باید که یاری بگیرم از خدا با اینکه من به عشق او مبتلام
سالای سال میشه که از او جدام
فک می میشه فراموش کنم
خاطره هاش می چرخه دورم مدام کشتیه اون وقت سحر گذر کرد
هر روز ازم دورتر میشه رو آبا
روی زمین هر جاده ای رو گشتم
حالا نگام به دریاهاست غروبا از اون موقع گذشته سالای مدید
نموند پیشم ، رفت به دنیای جدید
دنیای ما از همدیگه جدا شد
دوریش میده درد به ام شدید یه شب دیدم وقتی اومد خواب من
خوش خبر بود داشت میداد مژده ها
گفت که من زود میام پیش تو
باطل شده سحره دیو و اژدها سلطان عشق 17/2/91 ک شان1 با پدرم ج حل می که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفیه... اتفاقا" دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الف
یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا
با اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباهه
گفت ببین اگه بنویسی بابا عمو م در میاد ...
تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی ...

[تصویر: ef-eng-.png] مجموعه انگلیسی آسان effortless english در این مجموعه تقویت مکالمه ، درس ها به صورت فایل صوتی هستند که باید اول فایل صوتی درس رو گوش کنید. در فایل pdf متن درس هم آورده شده که می تونید بعدا درس رو بررسی کنید و ببینید کدوم قسمت رو متوجه نشدین. درس در قالب یک داستان گفته میشه و لغات و گرامر به صورت غیر مستقیم آموزش داده میشه. در این مجموعه تاکید روی اینه که با شنیدن ، زبان رو یاد بگیرید. در فایل صوتی دوم سوالاتی از درس پرسیده میشه و بهتون وقت داده میشه که بهشون جواب بدین و بعد جواب سوال داده میشه تا ببینید درست جواب دادین یا نه.
برای اینجا را کلیک کنید بچه ها مژده یکی پیدا شد تو این بی حالی روزگار دلمو شاد ه: عاقا این مخاطبهایی که من خون به جیگرشون از کجا پیدا شدن؟؟؟ همین الان یکی با نام "غریبه" برام پیام داده نوشته: "خیلی عقده ای هستی به قرآن
خوبه تو ریییس جمهور نشدی" وقتی پیامشو خوندم عجیب خوشحال شدم آخه میگن وقتی یه نفر معروف میشه دشمن پیدا میکنه....یعنی انقدر معروف شدم که بدخواه پیدا ؟؟؟ به خودم میبالم جنتلمنی بودم برا خودم خبر نداشتم.... نظرات عزیزای دلم...645819_pillowtalk.gif یک ساعتی میشه که جلوی کتابخونه ام دارم قدم میزنم و دنبال کت می گردم که حریف این حالم بشه و من رو به خودش مشغول ه. نشد! نشد! بیشتر از هزارتا کتاب باید باشه تو کتابخونه ام، ولی یک کتاب هم پیدا نشد. سعدی را هم که نتوانستم بخوانم، دست امید شستم از مابقی. آقای عبدی هم یکدفعه این وسط زد زیر آواز: دلم رمیده شد و غافلم من درویش که این شکاری سرگشت. خدایا سرده این پایین از اون بالا تماشا کن... اگه میشه فقط گاهی خودت قلب منو"ها"کن خدایا سرده این پایین ببین دستامو می لرزه دیگه حتی همه دنیا به این دوری نمی ارزه تو اون بالا من این پایین دوتایی مون چرا تنها ؟ اگه لیلا دلش گیره بگو مجنون چرا تنها؟!! بگو گاهی که دلتنگم ازاون بالا تو می بینی بگو گاهی که غمگینم تو هم دلتنگ و غمگینی خدایا...م. ب یه کلیپ عروسی که تو انتالیا هتل مردان درست شده بود و بهم نشون داد... ازم پرسید بنظرت پول ساخت همچین کلیپی چه قدر میشه خودش برکشت گفت بیستو پنج تومن یا سی تومن میشه دیگه... بهم گفت کلیپ عروسیمونو اینطوری میگم بسازن... تو حرفاش بعد چند وقت امید دیدم... یه حسی که خیلی بهم آرامش داد ... با همه ی وعده هاش فرق داشت...این بار حس از ته ته دلش بود...خ. یه روز یه لره،،،،
،
،
،
،

یه لره میشه شهید بهنام محمدی .اولین نوجوان 13 ساله شهید راه وطن

یه لره میشه اریوبرزن فرمانده داریوش

یه لره میشه بی بی مریم بختیاری فرمانده بختیاری

یه لره میشه عبدالحسین زرین کوب

یه لره هم میشه ملک حسینی تنها پزشک پیوند کبد در آسیا

یه لره میشه بانو قدم خیر مبارزا. مردی مقداری از نقدینه خود را در محلی دفن کرده بود. پس از مدتی محل دفن را فراموش کرد، هر چه جستجو کرد پیدا نشد. نزد یکی از فقهاء رفت و جریان کار خود را برای او بیان کرد و از او راهنمائی خواست. فقیه گفت: از نظر فقهی برای درخواست تو چاره ای ذکر نشده است ولی من حیله ای شیده ام که به وسیله آن به مقصود می رسی. امشب تا صبح، وقت خود را به بگذران تا. نظریه: باکتری سرطان بوی بد دهان و نفس به وجود آورنده ی بوی دهان از مکانی بالاتر تر از گردن میاد پایین (شاید سینوسها)
با ترشح مو از پشت حلق باکتری رو میده پایین
مقداری روی شیار ته زبون باقی میمونه
به دلیل داشتن رفلا معده باقی مانده ترشه همراه باکتریها میاد بالا ودوباره به روی شیارهای ته زبون می چسبه
ممکن هم هست جاهای دیگه ا. سلام. ١-امتحان پاتوى عملى روز چهارشنبه ١ مرداد رأس ساعت ٩ برگزار میشه. ٢-امتحان آسکى روز چهارشنبه ٢٢ مرداد برگزار میشه.منابع این امتحان کتاب باربارا بیتز و اسلاید هاى خانم خدابنده لو خواهد بود. ٣-هنوز برنامه ى آمار یا پزشکى قانونى معلوم نیست. چقدر بده این کلمه درست میشه هی میگی درس میشه درست نمیشهحوصله کلاس رفتنو نداشته باشی بگی درس میشهبادوستات بیرون نری بگین چرا نیسی بگی درس میشهحرف نزنی بگی درس میشهگریه کنی  بگی درس میشهگریه نکنی بگی درس میشهشب بیداری بکشی بگی درس میشهحوصله خو دن و نداشته باش بگی درس میشهتو جمع ها نری بگی درس میشهفک کنی  بگی درس می. آهای آقا پســـــــــری که وقتی نمیتونی دختـــــری رو بدستش بیاری
بهش میگی آبجـــــیم شو...
آره داداش با توام این رسمش نیست اون دختر با هزار امید آبجـیت میشه
آبجــیت میشه تا حرفایی رو که به داداش واقعیش نمیتونه بزنه به تو بزنه
آبجـــــیت میشه تا درد و دلای خودشو به تــــو بگه
آبجــیت میشه تا وقتی نمیتونه با ی حرف بزنه وقتی بغض تو گلوشه
و نمیتونه داد بزنه بیاد و تو آرومــــش کنی
اگه قبول میکنی که داداشــش باشی باید مثه آبجــــی خودت مراقبش باشی
نـــــزاری آزاری از ی ببینه
هیچ فک میکنی اون دختـــــری که
آبجـــــــــــیت شده چقد روحش لطیفه؟
هیچ میدونی وقتی بهش بعد یه مدت پیشنهاد رفاقت میدی اون چه حالی میشه؟
هیچ میدونی اگه نتونه جواب رد بده چون داداششی واسش عزیزی
چه حالی پیدا میکنه همه اینارو میدونی و بعد اسم خودتو میزاری مـــرد
و بعد به یه دختـــر بیگناه چشمو دل پاک میگی آبجـــی.............!!
دختــــری که فقط میاد نت که نره دنبال کارای دیـــگه تو خیابونا ول بچرخه
که بی سروپاهایی مثله بعضـــیا بهش نگن چه تیکه اییه؟
خـــ ش اگه اینا رو میدونیو بازم این کارو میکنی بچـــه این سرزمین نیستی
خیلی نامــــــردی با این وجود بازم به آبجـــــــیت پیشنهاد رفاقت بدی
میدونم خیلی تند رفتم بچه ها
ولی این حرفا خیلی رو دلـــــم سنگینی میکرد باید میگفتم انجمن تک سایت یه وب یافتم که اتفاقات و خاطرات دانشجویى و خوابگاهشو تعریف میکنه. خواهرمم همیشه برام از دوستا و خوابگاه و بیرون رفتناش با دوستاش میگه. هى دل من آب میشه. هى میگم خدایا میشه منم این روزا رو ببینم؟ میشه منم دانشجو بشم؟ میشه مثه هزار بار قبلى بازم آبرومو ب ى؟ میشه مث آزمون ورودى راهنمایى و دبیرستانم به طور معجزه آسایى م قبول شم؟ حرفام بر. سلام ب با مشاورم حرفیدم خیالم راحت شد همش نگران بودم چی میشه اخه مشاورم ٣هفته بود زنگ زده بودم بهش ولی شروع نمیکرد برنامه رو میترسیدم درس خوندم دیر بشه باهاش کلی حرفیدم گفت هفته دیگه ی چنتا کتاب باید ب ی(اکثرشو دارم)بعد از اول مرداد درس خوندن جدیم شروع میشه ٣تا کارو میخوام با هم انجام بدم ،برم کلاس زبان و برا کنکور بخونم ،درسته سخته . خوانم اگر از خواری خارم تو مپنداری دانم که مرا با گل یک جا تو نگهداری گل را تو به آن گویی کز عشق معطر شد آن گل که فقط گل بود در حادثه پر پر شد سودای تو را دارم من از دل و از جانم گفتند که پیدا شو دیدند که پنهانم گفتند که پیدا کن خود را و تو را باهم گفتند که پیدا هست در هر نفس آدم پیداست و من پنهان من در تن و او در جان یک آن نظری در خود گذری د. پیرمرد تو جاده یه جمله جالبی گفت که حیفم اومد به شما هم نگم : زندگی مثل آب توی لیوانه ترک خورده میمونه
بخوری تموم میشه
نخوری حروم میشه
از زندگیت لذت ببر چون در هر صورت تموم میشه . . .
از لحظه لحظه زندگیت لذت ببر. . . به قول فامیل دور که میگفت :
آقای مجری
بهت یه نصیحت برادرانه میکنم
اگه زندگیت ته کشید
بشین با ته دیگش ح.



آسانسور , کارهای خنده دار

وقتی در اسانسور بسته میشه با صدای بلند بگین :نترسین.. نگران نباشین ..لازم نیست خونواده هاتون رو خبر کنین چند لحظه دیگه در باز میشه.



وقتی همه سوار شدید و در بسته شد بلند بگید برای سلامتیه آقای راننده صلوات



شنیدم دختر خانمی میگفت:
فقط دعا کنید پدرم شهید بشه!
خشکم زد. گفتم دخترم این چه دعاییه؟
گفت:آخه بابام موجیه!
گفتم خوب انشاالله خوب میشه، چرادعاکنم شهید بشه؟
گفت: آخه هروقت موج میگیردش و حال خودشو نمیفهمه شروع میکنه منو مادر و برادرمو کتک میزنه! ، شکل ما این نیست!
گفتم: دخترم پس مشکل چیه؟
گفت: بعداینکه حالش خوب میشه ومتوجه میشه چه کاری کرده.شروع میکنه دست و پاهای همهمون را ماچ و معذرت خواهی میکنه.
ما طاقت نداریم شرمندگی پدرمون را ببینیم.
دعاکنید پدرم شهید بشه..... سلام خوبید؟ من که خوبم شمارونمیدونم...امروز روز خوبیه چون من رفتم تاترشهر.میشناسیدکه؟چهارراه ولیعصره حال خیال... اونجا چندتا ازبازیگرارو دیدم. حسین رستمی.آشامحر .پرینازایزدیار.هومن سیدی ازهمشون امضاگرفتم... با آقا میرحسین حرف زدم چقدم باهام خوب حرف زد قربونش برم... تو رو مه خوندم فرهاد میخوادبرگرده این فصل خداکنه حقیقت داشته باشه. . * آه خدای من... امسال دارد تمام می شود... می دانی چه می گویم...؟؟؟ * کماکان امیدوارم... به حول حالنای امسال... کجای حال من اینبار جای تغییر است . . . ؟! * می فهمم ، می دانم ، می بینم ، لمس می کنم... یک چیزهایی عوض شده است... در من... پیرامون من... با وضعیت موجود ناسازگارم...! * شده گاهی دلت بخواهد "حرف بزنی" فقط "حرف"... اما هیچ را پیدا نکنی...؟! * خداجون میشه . امروز بالا ه کتاب "دختر خوب " رو تموم . درباره دختری بود که حس میکرد والدینش دوستش ندارند .به خصوص پدرش که علایق دختر رو زیر سوال میبرد و دائما اون رو با خواهر بزرگترش مقایسه میکرد.این دختر همون اولای کتاب یده میشه اما موضوع پیدا دختر نیست .چون توی کتاب مشخصه که دختر پیدا میشه , بلکه ماجراهایی هست که واسه دختر در موقع یده شدن و بعد پیدا . دلم تنگ میشه برای مدرسه دلم تنگ میشه برای زنگ فیزیک دلم تنگ میشه برای راهرو نشینی دلم تنگ میشه برای دوستام دلم تنگ میشه برای معلمام دلم تنگ میشه برای بچه بازیام دلم تنگ میشه برای لبخند خانوم ایرانمنش دلم تنگ میشه برای نگاه های معنا دار خانوم لاجوردی دلم تنگ میشه برای تهدیدای خانوم صفویه دلم تنگ میشه برای آرامش خانوم حیدری دلم تنگ م. امروز بالا ه کتاب "دختر خوب " رو تموم . درباره دختری از خونواده ثروتمند بود که حس میکرد والدینش دوستش ندارند .به خصوص پدرش که علایق دختر رو زیر سوا میبرد و دائما اون رو با خواهر بزرگترش مقایسه میکرد.این دختر همون اولای کتاب یده میشه اما موضوع پیدا دختر نیست .چون توی کتاب مشخصه که دختر پیدا میشه , بلکه ماجراهایی هست که واسه دختر در موقع . خنده بچه : مامان ناهار چی داریم؟ مادر با عصابنیت : زهر مار بچه : اخ جون از شر تخم مرغ راحت شدم. خنده یکی رو برق میگیره میمیره فامیلاش سر قبرش با فاز متر فاتحه میخوندن. خنده به یکی میگن: کجا داری میری؟ میگه: دارم برمیگردم! میگن : از کجا ؟ میگه : از همون جایی که داشتم میرفتم.
خنده به یکی می گن با وطن جمله بساز. میگه من رفتم و تنم را شستم. می گن نه! با ط دسته دار. میگه اتفاقاً با طی دسته دار شستم! خنده کلمه مادر و زن، هر دو کلمه مقدسی هستند ، ولی پناه بر خدا اگر این دو کلمه یکجا تلفظ شوند! خنده من انسان موفقی هستم دوست داری بدونی رمز موفقیتم چیه !؟

اینه !

۱۲۳۲۱۳۴۰۳۲۱۴۵۹۱۸۲۶۶۵۱۹۲۳۴۶۰۹۸۷۱۲-۴۰۵

به ی نگیا !! خنده دو نفر داشتن برا هم چاخان می ،
اولی می گه : یه کوه نزدیک ماست هر وقت میگم جاسم ،
اونم می گه : جاسم جاسم .
دومی میگه :این که چیزی نیست کوهی که نزدیک ماست ،
هر وقت من میگم : جاسم ،
میگه : کدوم جاسم ؟!! خنده سر سفره عقد عروس بله نمی گفته، داماد یکم فکر می کنه، با صدای بلند میگه: عمو زنجیر باف خنده یکی میافته تو چاه فامیلاش میان سند میزارن تا درش بیارن ! خنده یکی دنبال یه ه می زاره ازش جلو میزنه ! خنده یه نفر خ رش تموم میشه ترک تحصیل میکنه ! خنده یکی خوابش سنگین میشه تختش میشکنه

بعد که از خواب میپره دستش میشکنه

فرداش از مرحله پرت میشه پاش هم میشکنه

یه هو میزنه به سرش سرش هم میشکنه

بعد خودش رو میزنه به اون راه گم میشه

خیلی اعصابش خورد میشه نوار خالی گوش میده

یه هو می خوره زمین تا خونه خیز میره بی هوا میره تو اتاق خفه میشه. خنده یکی داشته جلو پمپ بنزین سیگار میکشید ه میگن آقا اینجا پمپ بنزینه سیگارنکش میگه اهه من جلو بابام هم سیگار میکشم خنده یکی میره آمپول بزنه میره تو درمانگاه پیش پرستاره میگه خانم من اومدم آمپول بزنم پرستاره نگاه میکنه میبینه پنی سیلین داره میگه آقاشما آ ین بار کی پنیسیلین زدین ؟ میگه دیروز پرستاره میگه خیلی خب آمپول رو میزنن و یارو غش میکنه حالش بد میشه و .... بعد از اینکه حالش رو جا میارن پرستاره با عصبانیت میگه مگه نگفتی دیروز پنی سیلین زدی طرف میگه : آره ولی دیروز هم همینجوری شدم! خنده فارسی را پاس بداریم :
چنگال : قاشق تابستونی- یکی بود یکی نبود
کفش : نفربر
کشتی : تش خیس
آینه : من درش پیدا
شیشه : اونورش پیدا
: پا تان
دگمه : بستنی
دمپایی : منبر
سیم خاردار : دیوار تابستونی
بچه گربه : نیمکت
پای گربه : پاکت
قایق : کفتر - تشخیس
ماشین : مراکش
پاک کن : بر دانش
مگس : پرویز
بادمجان : خیار عزادار
گوجه : چراغ خطر دیزی
دماغ : نفس کش
گوش کوب : لهستان خنده یکی داشته با بچش گرگم به هوا بازی میکرده یه هو جو میگیردش بچش رو میخوره. خنده دلم تنگ میشه برای مدرسه دلم تنگ میشه برای زنگ فیزیک دلم تنگ میشه برای راهرو نشینی دلم تنگ میشه برای دوستام دلم تنگ میشه برای معلمام دلم تنگ میشه برای بچه بازیام دلم تنگ میشه برای لبخند خانوم ایرانمنش دلم تنگ میشه برای نگاه های معنا دار خانوم لاجوردی دلم تنگ میشه برای تهدیدای خانوم صفویه دلم تنگ میشه برای آرامش خانوم حیدری دلم تنگ م. یه سری حرف ها مونده رو دلم؛ نه میشه بگم و راحت شم. نه میشه راحت باشم و نگم. میدونم اگه فکرای تو سرم رو به همسر بگم از این فشاری که رومه کم میشه. ولی کار درست کدومه؟ نمیدونم و صدای چرخ دنده های تو جمجمه م آزاردهنده شده. بچه که بودم وقتی ی خیلی اذیتم میکرد( نه هر ی، یکی از آدمای زندگیم) از مامانم کتاب دعا میخواستم، سواد که نداشتم، ولی کتاب .