واحه ای در لحظه

به نقل از خبرگزاریها در مورد واحه ای در لحظه : تور لحظه آ ی -تور لحظه آ ی کیش-تور دقیقه 90-تور آفری -تور ارزان کیش-تور لحظه آ ی -تور لحظه آ ی کیش-تور دقیقه 90-تور آفری -تور ارزان کیش-تور لحظه آ ی -تور لحظه آ ی کیش-تور دقیقه 90-تور آفری -تور ارزان کیش-تور لحظه آ ی -تور لحظه آ ی کیش-تور دقیقه 90-تور آفری -تور ارزان کیش-تور لحظه آ ی -تور لحظه آ ی کیش-تور دقیقه 90-تور آفری -تور ارزان کیش-تور لحظه آ ی -ت. همشهری آنلاین: این رقابت ها روز (۱۵ اردیبهشت) در منطقه گردشگری واحه در بخش بن رود شهر ورزنه در ۱۱۰ کیلومتری شرق اصفهان برگزار شد. خوش به سعادت انی که در این لحظه های نورانی وآسمانی از لحظه به لحظه آن استفاده کنند. تصویری خیره کننده از دریاچه های و دست ساز به نام واحه های القدره در شهر دبی سوژه نشنال جئوگرافیک شد. یه لحظه یه لحظه بیا بشین کنارم قول میدم فقط نگات کنم فقط یه لحظه تو بیا
شکار لحظه های خنده دار و دیدنی در این مجموعه از ع های خنده دار و جالب که از شکار لحظه ها در این نوع ع گرفتن ها ثانیه و صدم ثانیه تاثیرگذار را گرد آوری کرده ایم با ما همراه باشید. شکار لحظه های خنده دار و جالب شکار لحظه های خنده دار و جالب شکار لحظه های خنده دار و جالب شکار لحظه های خنده دار و جالب شکار لحظه های خنده د. به سراغ من اگر می آیید،http://axgig.com/images/19361976230100452161.jpg
پشت هیچستانم.
پشت هیچستان جایی است. پشت هیچستان رگ های هوا، پر قاصدهایی است
که خبر می آرند، از گل واشده دورترین بوته خاک. روی شن ها هم، نقش های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح به سر تپه معراج شقایق رفتند. پشت هیچستان، چتر خواهش باز است:
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،
زنگ باران به صدا می آید. آدم این جا تنهاست
و در این تنهایی ، سایه نارونی تا ابدیت جاری است. به سراغ من اگر می آیید،
نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من. سهراب سپهری نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود قسم... و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت... غصه هم میگذرد!! آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند لحظه ها ند به تن لحظه ی خود جامه ی اندوه مپوشان هرگز سهراب موجود - م -      نویسنده :   سید مرتضی آوینی      -    ناشر :    واحه  -    چاپ  اول   - تهران    -   1390  ش    -  262   ص    -     رقعی    -   شومیز    - حجت ال منتظری با اشاره به برگزاری انتخابات در سال جاری گفت: به معاونت مربوطه در دادستانی کل و دادستان های سراسر کشور تأکید می کنم که فضای مجازی را لحظه به لحظه رصد کنند. از موسی علیه السَّلام پرسیدند سخت ترین لحظه برای تو کدام لحظه بود؟ موسی علیه السَّلام پاسخ داد: " با وجود آزارهایی که فرعونیان روا نمودند و کارشکنیها و بهانه جویی های بنی ، سخت ترین لحظه، آن لحظه ای بود که خضر گفت: هٰذا فراقٌ بَیْنی و بَیْنَکَ " *** آری این لحظات تکرار می شوند... با من و در من...*** امضا: سانتیاگو 12:35pm هفتمین دوره مسابقات ملی شترسواری در منطقه تفریحی واحه در شهر ورزنه برگزار شد. ﻟـﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺗﺮﮐﻢ ﻧﮑﻦ محبوب ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﯼ ﻣﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﯼ ﻏﺰﻝ ﺑﺎﻧﻮﯼ ﻣﻦ ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﺁﻫـﯽ ﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﻭﺵ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﺯ ﻫﺎﯼِ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﻮﯼ ﻣﻦ آرزوی مانده در دل لحظه ای گردد روا گر خی را فرستی یک شبی پهلوی من من که باشم تا بیایم لحظه ای در خاطرت لطفها داری به من ای غنچه ی خوشبو. در ادامه پوشش ویدیویی حادثه ز له کرمانشاه، لحظه به لحظه نخستین روز امدادرسانی ز له در استان کرمانشاه را در قالب یک موشن گرافی در تابناک می بینید. ﻟـﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺗﺮﮐﻢ ﻧﮑﻦ محبوب ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﯼ ﻣﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﯼ ﻏﺰﻝ ﺑﺎﻧﻮﯼ ﻣﻦ ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﺁﻫـﯽ ﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﻭﺵ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﺯ ﻫﺎﯼِ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﻮﯼ ﻣﻦ آرزوی مانده در دل لحظه ای گردد روا گر خی را فرستی یک شبی پهلوی من سر نهادم لحظه لحظه بر در درگاه تو گرچه نگذاری تو سر را بر سر زانوی من. آن دم که اعتقاداتت بر ذهن می لغزند و سقوط می کنند
و بی تفاوت زیر پای مردمان د می گردند
آن دم که دیدگانت بر انتظار ثمر می خشکند
آن لحظه دیر است
اوراقی که می خواستند نور را برایت به ارمغان بیاورند، زرد گشته اند
واقعیت را به آغوش می کشی
پیری به ظاهر تنومند اما تو خالی
آن لحظه دیر است
نه عمر کاشتن خواهی داشت
نه توان آن را
اکنون را دریاب که ...
آن لحظه دیر است ...همه اتفاقات خوب درست آن لحظه ای می افتد که...
فرزندی پدر پیرش را که بارها مطلبی را برایش توضیح داده تحمل میکند!!
لحظه ای که مادری، فرزند مغرور و بی ادب خود را نوازش میکند
همان لحظه ای که میتوانی زور بگویی...
همان لحظه ای که میتوانی ظلمی ی...
همان لحظه ای عصبانی هستی...
وتحمل میکنی!!
همه اتفاقات خوب درست همان لحظه ای می. حجت ال والمسلمین منتظری با اشاره به برگزاری انتخابات در سال جاری گفت: به معاونت مربوطه در دادستانی کل و دادستان های سراسر کشور تأکید می کنم که فضای مجازی را لحظه به لحظه رصد کنند. در این گزارش لحظه به لحظه با حضور مردم پای صندوق های رأی همراه باشید.   لینک خبر   لحظه ای ترکم نکن محبوبِ زیبا روی من حرف هائی با تو دارم ای غـزلبانوی من ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﺁﻫﯽ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻡ ز تنهائی ﮐـﻪ ﺩﻭﺵ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﺯ ﻫﺎﯼِ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﻮﯼ ﻣﻦ لحظه ای گر با تو باشم بوی گل گیرد تنم کی خی را فرستی در شبی پهلوی من من که باشم تا بیایم لحظه ای در خاطرت لطفها داری به من ای غنچه ی خوشبوی من نوجـوانی رفت و آثارِ که. شاید یکی از بهترین لحظه ها برای همه وقتی باشه که همه چیز تموم شده و همه تو صف هستیم تا یکی یکی جواب تمام کارامونو بدیم ...لحظه ی قشنگ جاییه که وقتی نوبت تو میرسه ... وقتی زانو میزنی ... همشون منتظرن ... وقتی ببیننت یه لبخند بزنن و یه پلک آروم بگن آروم برو چقدر خوب میشه این لحظه برای همه باشه این لحظه رو برای همه دعا میکنم
+ماه رمضانتون ...م. در تلاشم برای سفر صدر در هر شهر، عمارت و روستای ترکیه، اغلب من به تیررس برگشتم. هنگامی که من آن هنگام هستم، من حین را دوباره پیدا فهرست من قرار می دهم و نقشه ریزی تیره سیر به محل بعدی را مطلع می کنم.
یکی پیدا استثناء این قاعده، واحه شلوغ تزکیه فرهنگی استانبول است. هنگامی که به نشانی قسطنطنیه شناخته می شود، من ثالث بار بازگردانی و ح.
در این گزارش لحظه به لحظه با حضور مردم پای صندوق های رأی همراه باشید.
 
لینک خبر
 
 

لحظه ای می آید و می رود ... my dream ... چه رازی ست در گذر لحظه ها ..لحظه ای چشمانت می درخشد از اسب رؤیاهایت ..لحظه ای دیگر سرد و بی روح میشوی .. چه رازی ست در گذر لحظه ها .. لحظه ای می خواهی که نباشی و پشت دیوارها پنهان میشوی و لحظه ای دیگر گرمای وجودت دیوارها را به آتش میکشد ..چه رازی ست !! رویای پراکنده لحظه ای تنفر از دردی پنهان و سکوت ..باید بروی یک راه دور ...مسیری طولانی که سالهاست منتظری ...چشمانت آبی دریا را بخود میگیرد ...محو آرزوها و ناگهان ..صدای قلبم ..نور قلبم ...دستانت سست میشوند ..چه رازی ست در گذر لحظه ها..کدامین طرف ..کدام نگاه ..لحظه ای قطره ای اشک ..و صدای قلبت بسوی گرمای نور . منطقی اش این بود که قوی باشم، همانطور که تا لحظه ی آ قوی بودم. اما درست در همان لحظه ی آ ، همان لحظه ای که مامان مرا محکم به خودش فشرد و گفت مواظب خودت باش، درست توی همان لحظه چشمانم پر از آب شد. بعد آب هایش دانه دانه ریخت پایین و تمام بای بای های مرا اشکی کرد... لحظه تحویل ساللحظه تحویل سال 1396 هجری شمسی، طبق تقویم رسمی کشور ظهر ۳۰ اسفند ماه است.لحظه تحویل ساللحظه تحویل سال ۱۳۹۶ هجری شمسی به ساعت 13 و 58 دقیقه و 40 ثانیه روز دوشنبه30 اسفند 1395 هجری شمسی به وقت رسمی ایران است.این روز مصادف با 21 جمادی الثانیه 1438 هجری قمری و 20 مارس 2017 میلادی خواهد بود. 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] باید لحظه ای رو پیدا کنی ... که بتونی تعادلتو در اون لحظه با ژستت و هویتت حفظ کنی . شاید "مراقب از خود " ما رو به این لحظه نزدیک تر کنه! باید مراقب احساساتمون باشیم تا وابستگی به چیزی پیدا نکنیم. باید اول از همه از وابستگی های عاطفی جلوگیری کنیم تا به لحظه ی تعادل نزدیک تر بشیم . لحظه ی تعادلتو پیدا کن . نه تو میمانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی... به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم میگذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهدماند.. لحظه ها ند. به تن لحظه خود،جامه اندوه مپوشان هرگز...!!! *** نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی ...
به حباب نگران لب یک رود قسم ،
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد ...
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند ... لحظه ها ند ،
به تن لحظه ی خود ،
جامه ی اندوه مپوشان ... هرگـز ... نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی… به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند… لحظه ها ند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز… "سهراب سپهری" تمام شد خوندن کتاب من*پیش*از*تو حال خوبی ندارم، یه عالمه بغض دارم و الان که سرکارم نمیتونم اشکی بریزم و این بهم حس خفگی میده لحظه به لحظه ش رو تو ذهنم به تصویر کشیدم..خیلی ملموسسس.. با جزئیات.. زمان از دستم در میرفت و دلم نمیخواست از اون دنیایی که توش هستم خارج بشم.. حتی یککک لحظه.. احساسی که لحظه به لحظه شکل گرفت.. قلبی که ذره ذره عاشق شد... من هیچ وقت نترسیده ام از رو به رو شدن با لحظه ای که به من بفهماند تا آن لحظه سر کار بوده ام. و چه بسیارند این لحظه ها. یکی به من می فهماند که ادبیات هم مثل علم، به خودی خود چندان لقمه ی دندان گیری نیست. یکی به من می فهماند که زمان تو بیشتر از بیست و چهار ساعت در روز نمی شود و نود درصد چیزهایی که جوشش را می زنی بازی ست. لحظه ها به من می گویند . چند روزه دارم به ع بچه گیای پویا نگاه میکنم...یادم میاد اون مژه های خوشگلش...اون برق نگاهش...اون بوی گردنش...دهن گشادش ...هاهاهاهاها...اون لحظه ای رو یادم میاد که واسه دفه اول بردمش شستمش....گذاشتمش توی لگن پر آب و چقدر اون لحظه ها براش تازه بود. تموم اون لحظه های خوب و اعصاب خورد کن میاد جلوی چشمم...ولی بیشتر از همه دلم برای اون لحظه ها تنگ ش. مجموعه "از قبیل زندگان" با این بیت آغاز خوبی دارد اما در ادامه در همین سطح پیش نمی روددر جنگ های تن به تن آغاز می شویم
این رسم ماست: در کفن آغاز می شویم و در شعر یوسف تنها می خوانیم
نشسته ‏ای که بهار از کدام سو بوَزد
به پایمردیِ این خُرده بادهای حقیر؟گذشت و رفت بهاری که بود یا که نبود
مدوز چشم به این خواب‏های بی ‏تعبیردو وا. یادت نرود ..لحظه ای که ی غیر از خودت غمت را خورد یادت نرود .لحظه ای که حرفی یا کاری اشکت را لبخند کرد یادت نرود .این لحظه ها را خوب خوب توی خاطرت نگه دار برای وقتی که تنهایی با دست های یخ زده اش بغلت می کند باید ذخیره ای داشته باشی. از حرف های خوب، کارهای خوب، آدم های خوب وگرنه زور تنهایی زیاد است... آدم هایی که این لحظه ها به دادت رسیدند ه.  من لحظه لحظه میشمارم لحظه های بی تو را این لحظه ها با من لجند و بیشمار... آ چرا؟ من ابتدای عاشقی.... تو انتهای دلبری با این همه دوری چگونه دم به دم دل میبری؟ کم نیستی ... یک آسمانی ... آسمان هم مست تو مست است دریای دلم، سکان قلبم دست تو این یک قرار منصفانه نیست ای نازک بدن من دل سپردم دست تو .... تو دوریت دادی به من؟ ام. لحظه لحظه انتظار را با عشق تو میگذرانم و هر لحظه نام زیبای تو را زیر لب میکیم قلب عاشق من فقط تو را میخواهد و فقط بخاطر وجود توست که میتپد اگر روزی بخواهی از من جدا شوی قلب من نیز از تپش باز خواهد ایستاد با من بمان قلبم را سنگفرش قدمهایت میکنم بیا سخت منتظرم همیشه در قلب منی دوست دارم حال حال عقربه های ساعتی است که مدام از پی هم می دوند تا شاید مگر معجزه ای شود و ساعتی یکبار یکدگر را در آغوش کشند هرچند برای لحظه ای لحظه ای هرچند کوتاه اما فراموش نشدنی از همان لحظه ها که نمی توان از کنارشان گذشت به همین سادگی ها... یه پسر تنها نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی… به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند… لحظه ها ند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز… ------\"سهراب سپهری\"------ این روز ها همه تنهان...یا شاید این طوری وانمود میکنن... نمیدونم چرا مردم دوست دارن وانمود به تنهایی کنن... چرا مردم به تنهایی های خودشون افتخار میکنن... وقتی میشه با هم بود... وقتی میشه راه های زیادی برای با هم بودن پیدا کرد.... وقتی میدونی همه ی پایان های خوش...با امید به با هم بودن شروع میشه... هیچ پایان خوشی برای هیچ توی تنهایی هاش شکل نمیگیره... همیشه یه نفر...یه خانواده...یه دوست...یه ی هست که بشه همه لحظه ها رو باهاشون شریک بود.... همیشه به امید با هم بودن توی فردا ...امروز ها رو از دست دادیم...!! لحظه های امروز...لحظه هایی ..غرق شادی و خنده بودی...لحظه هایی که چند سال دیگه با فکر به اون ها دیگه نمیخندی...این بار اشک توی چشات جمع میشه... لحظه های قشنگتو.. لحظه های با هم بودنتو... لحظه های بودن با دوستات...با خانواده ات...و.. حتی لحظه های بدت رو...با وانمود به تنهایی های بیهوده...با دور بودن از جمع..تلف نکن..!! هر چه قدر هم که فکر کنی تنهایی...نیستی...باور کن...همیشه یکی هست...!! حتی برای ادم بدهای قصه ها...!! لحظه هات رو از دست نده...زندگی از اونی که به نظر میاد کوتاه تره...!!! لمس کن لحظه هایم را لمس کن کلماتی را
که برایت می نویسم
تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست
تا بدانی نبودنت آزارم می دهد
لمس کن نوشته هایی را
که لمس ناشدنیست و
که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد
لمس کن گونه هایم را
که خیس اشک است و پر شیار
لمس کن لحظه هایم را
تویی که می دانی من چگونه
عاشقت هستم
لمس کن این با تو نبودن ها را یازده ماه گذشت ..................چه زود..پر ازخاطره ....پراز لحظه های ناب عاشقی...عشق من به تو ابدیه دخترم .......توسراسر زندگی و عشق و امید هستی ...از وجود پاک تو فرشته آسمونی خونمون بهشت شده ....دوست دارم گلم ..... مبارکت باشه عزیزم....فقط یک ماهه دیگه تا سالروز لحظه رسیدن به هم مونده ........لحظه ای که هیچ وقت فراموشم نمی شه .................. تصمیمات لحظه ای چیست و چه موقعی صورت می گیرد. تصمیمات لحظه ای فقط در شرایط بحران ممکن است جواب بدهد و البته اگر از اول درست به مسائل توجه شده باشد بحران هم کمتر رخ می دهد و یا آمادگی برای رویارویی با آن بیشتر خواهد بود. هنوز هست
هنوز هست
هنوز هست
رفت...
چگونه می شود از لحظه های بودن و لحظه های نبودن گفت؟گاهی آرزو می کنی آن لحظه ی بودن ، تمام نشود،با حرف زدن می شود زمان را، لحظه را کُشت؟اما چه حرفی می ماند برای گفتن وقتی سکوت، هجوم خود را آغاز کرده است!؟گاهی آرزو می کنی آن لحظه ی بودن تمام بشود هر چه زودتر بهتر!اما کلام انگار نمی گذارد زودتر تمام شود.نبودن ،تاریکی ست؛می شود دل بست به عادت چشمان، به این تاریکی؟ دلم میخواست میتونستم ع بعضی بوها، بعضی لحظه ها و بعضی حسها رو بگیرم! مثل بوی قهوه ای که داره بو داده میشه توی یک کافه کنار رودخونه... مثل حسی که تو اون لحظه داشتم کنار مامان و بابام... مثل گیجی ای که تو این لحظه آ ین سیگاری که از دستش گرفتم بهم داد. لحظه شهادت شهید آوینی برای همرزمانش بسیار سخت بود و ع این لحظه یادآور خاطرات لحظات سخت است. لحظه تحویل ساللحظه تحویل سال 1396 هجری شمسی، طبق تقویم رسمی کشور ظهر ۳۰ اسفند ماه است.لحظه تحویل ساللحظه تحویل سال ۱۳۹۶ هجری شمسی به ساعت 13 و 58 دقیقه و 40 ثانیه روز دوشنبه30 اسفند 1395 هجری شمسی به وقت رسمی ایران است.این روز مصادف با 21 جمادی الثانیه 1438 هجری قمری و 20 مارس 2017 میلادی خواهد بود. 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] روزهایی هست که پر از هوای خوشی،پر از عشقولانه های شیرین... روزهایی پر از رسیدن لحظه انتظار شادی عشقت... لحظه سو رایز شدن اونی که براش کلی برنامه داری... واااای !خدای من شکرررررت... لحظه ای که نور شمع تولد تو چشمای عشقت میبینی،لحظه ای هست پر از آرامش... پر از حضور خدا ... پر از روشنی وجودت مهربونم... لحظه ای که بگم مهربونم تولدت مبارک و اون ذوقی که تو چشمای عشقم میبینم یعنی حضور خدا تو زندگیمون... خدای من شکرت... مهربون من تولدت مبارک آرامشم...
چیزی شروع می شود تا خاتمه یابد. این طور نیست که ماجرا کش پیدا کند. فقط با مرگش معنی پیدا می کند. به سوی این مرگ، که شاید مرگ من هم باشد، پیوسته کشیده می شوم.
هر لحظه فقط می آید تا لحظه های بعد را بیاورد. با تمام وجود به هر لحظه میچسبم.
می دانم که یگانه است و جایگزین ندارد، با این حال، هیچ کاری نمی کنم تا جلوی نابو را بگیرم.

 فرمت فایل:  ورد ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ )    قسمتی از محتوای متن 
تعداد صفحات : 227 صفحهواحه ی کهن «اریستوبولیس رودی را که از سغدیانا می گذرد پولی تیمتوس ( گرانبها از همه ) می نامد و این نام را مقدونیها وضع کرده اند .
» «بخارا از بلاد شرقی قبه ی است ودر میان آن نواحی به مثابت مدینة السلام ، سواد آن به بیاض نور علما و فقها آراسته ، و اطراف آن به طرف معالی پیراسته ، و از قدیم باز در هر قرنی مجمع نحاریر علماء هر دین آن روزگار بوده است ؛ و اشتقاق بخارا از بخار است که به لغت مغان مجمع علم باشد و این لفظ به لغت بت پرستان ایغور وختای نزدیک است که معابد ایشان که موضع بتان است بخار گویند و در وقت وضع نام شهر بمجکث بوده است .
»جوینی مورخ ایرانی در حدود سال 1260(657ه ق)، سالها بعد از آنکه مغولها بخارا را فتح وغارت کرده بوده چنین می نوشت .
عصر طلایی شهر سپری شده بود اما بخارا هرگز اهمیت خود را حتی تاپایان امپراتوری تزاری در 1918 میلادی نیز از دست نداد .
آسیای مرکزی همواره برای غربیان دارای جاذبه بوده ، و ای سمرقند و بخارا درآن سرزمین واحه ها وبیابانها چون یک جفت گوهر می درخشیدند .
قومی که در سرزمینهای پر آب پوشیده از جنگل زیست می کنند از اعجاب و حقشناسی انی که از ریگزارها بهشت کوچکی به وجود آورده اند و زندگیی سپنجی بر قطعه زمین ی ایجاد کرده اند و همواره در برابر طبیعت ح دفاع به خود گرفته اند ، چیزی نمی دانند.
زیرا در آسیای مرکزی خط فاصل میان استپ و زمین مزروع همان لب آب حیات بخش است ، و واحه ها در نظر اقوام بیابانگر در مقایسه با بیابانهای نامهربان باید بهشت جلوه کرده باشد .
مردم آسیا ، چنانچه از تحقیقات باستانشناسی برمی آید، در ادوار اولیه ی زندگی خویش ، ظاهراً از تپه ها به دره های حاصلخیز رودخانه ها سرازیر شده اند.
در همان تپه ها بود که آنان زراعت و ساختن خانه و مسکن را آموخته بودند.
یکی از این دره ها در آسیای مرکزی دره ی رود زرافشان بود که از فلات پ ، مشهور به «بام دنیا» ، به سوی ریگزارهای بیابان قزل قوم جاری می شود .
در واحه ی کنونی بخارا م ن متعلق به عصر حجر قدیم کشف نشده است .
از این امر نباید چنین نتیجه گرفت که این سرزمین در آن عصر مس نبوده است ، بلکه فقط باید چنین نتیجه گیری کرد که تا کنون از آن آثاری به دست نیامده است .
چون بسیاری از لایه های م ن در واحه های و مزروع هموار فراهم آمده اند فقط با حفریات عمیق می توان امیدوار بود که آثاری از ادوار ما قبل
با
بخارا در ماورالنهر 223ص