والحق

به نقل از خبرگزاریها در مورد والحق : (ص) فرمود: کربلا پاک ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگ ترین بقعه ها است و الحق که کربلا از بساط هاى بهشت است. شخصیت، قیام و نهضت حسین (ع) همیشه در کلام معصومین (ع) وجود داشته است و عجب آنکه حتی معصومین پیش از حسین (ع) نیز اشاراتی به این واقعه و سرزمینی که در آن مصائب عاشورا رخ داد، داشته اند. در این نوشتار 40 حدیث در باره حسین (ع) که در . هنوز خیلی از ابعاد شخصیتی ام کشف نشده بود! هنوز آنقدری خودم را بلد نبودم!خودشناسی براستی برای تنبلی مثل من سخت بود!همینطور زمان بر و طالب صبر! این شد که کلا" بیخیال خودم،رفتم سراغ آدمای اطرافم وشروع به معا !:/ دنبال یکی بودم که مرا بفهمد: توقع داشتم!در حالی که خودم،خودم را نمیفهمیدم و کوچکترین شناختی از خودم نداشتم! حدس میزدم!(ازینکار. یکی دو هفته گذشته فرصتی دست داد دوتا کت که بتازگی یده بودم بخونم. یکیش همین کت ه که تصویرش رو گذاشتم.کت ه که دستکم به دو سه بارخوندنش می ارزه.داریوش شایگان تو این کتاب از منظری تازه به آثار وسروده های پنج شاعر بلند آوازه ایران یعنی فردوسی - خیام - مولانا - سعدی وحافظ نگاه کرده ...به نظرم دوستداران شعر وادب فارسی از مطالعه اون لذت خواهند برد. کتاب 146 صفحه است و قیمت 12000تومن رو جلدش خورده. اما کتاب بعدی اثری ست از زنده یاد مرتضی احمدی عزیز. این کتاب رو هنوز تموم ن ...ولی همونطور که از اسمش پیداست شامل خاطرات اون مرحوم می شه.دربخشهای نخستین این کتاب نویسنده به توصیف حال وهوای مردم تهران قدیم می پردازه والحق ووالانصاف بخوبی وزیبایی از عهده این کار برمیاد.احمدی در بخشهای پایانی کتاب فعالیتهای هنری خودش وهمچنین مشکلات ومسائل عدیده ای رو که پیش وتان این عرصه باهاش روبرو بودند بطور مشروح به رشته تحریر در میاره. کتاب مزبور توسط نشر ققنوس منتشر شده.232 صفحه ست وقیمتش 9500 تومنه...از ویژگیهای بارز کتاب قلم شیوا وروان مرتضی احمدی ست.روانش شاد. امتحان نوبت اول زیست وازمایشگاه برای هر سه پایه در تاریخ یکشنبه 7 دی ماه 93 برگزار میگردد♣♥♥ با اینکه روز تعطیلی واسه زیست نداشتن والحق درس مهم و ضروریه ولی درهر صورت باید از تعطیلات پنج شنبه استفاده کنیم تا موفق بشیم. با امید موفقیت برای همه دانش اموزان عزیز.بخصوص بچه های سوم تجربی که درس تخصصیشونه!!!
........ صرفا جهت خنده هان ای انی که ازکتاب هایتان به عنوان اشیائی دکوری استفاده کرده اید اکنون فقط یک معجزه می تواند کارنامه شما را زیر و رو کند ستاد ایجاد رعب و وحشت شب امتحان گلچین بهترین و جدیدترین اس ام اس های شب امتحان دی ماه 91 www.shadifun.com
منبع : http://www.shadifun.com/1391/10/13/%da%af%d9%84%da%86%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3-%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%b3-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d8%a8
لطفا مطلب را با ذکر منبع کپی کنید تا رتبه شما کم نشود ! روشی جالب برای تقلب شیوه ای فوق العاده برای تقلب در امتحان+ع قصیدة یمته اتعود


یمته اتعود ؟ یمته اتعود
یاسر ال إلاه الواحد المعبود؟ یمته اتعود
یمته اتعود یل بیک الأمل بس انته ضل موجود
طوّلت الغیاب وهل عمر محدود
یمته اتعود؟ شفنه ایّام مرّه وعلمراراتزود
موکافی عمر ضلّینه ح نین ماحان الوکت ننزع ثیاب السود
رضعنه من المهد هم وحزن وآلام من کثر الدموع اجّرّحت لخدود
وا. ی که او نظر مهر در زمانه کند
چنان سزد که همه کار عاقلانه کند
درین سرای که اول ز آ ش عدمست
به خلق خوش طلب عمر جاودانه کند
..................................................
بی گمان تحقق این انتظار که زمانه با انسان کنار بیاید و تلخ کامش نکند تنها وتنها در گرو بکار گرفتن این هنر است که از غفلت وانجام کارهایی که بنیان بر بی دی و کم توجهی دارد اجتن. دیروز صبح به تهران اومدم بعد از دو هفته زندگی مشترک با یار جان.روز سیزده داد با خانواده سمت شیراز رفتیم.راه خیلی خوش گذشت و علی رغم مسافت زیادش خسته نشدیم.از روز چهارشنبه شروع به چیدن خونه کردیم .مادر یار جان برای هدیه عروسی بهمون سرویس خواب داد ومن ویار وخانوادم برای انتخاب مدلش رفتیم وهمونجا مامانم وخواهرم جوگیر شدند وبرامون مبل . احادیثی زیبا در مورد حسین (ع) در مکتب شیعه شخصیت و زیارت حسین علیه السلام از موقعیت ویژه ای برخوردار است و روایات بسیاری در مورد ایشان ذکر شده است. در این مطلب احادیثی ازاهل بیت علیهم السلام در مورد حسین علیه السلام می آوریم تا معرفت خود را نسبت به این بزرگوار هر چه بیشتر نماییم. 1- حریم پاک: عن النبى (ص) قال: … و هى اطهر بقاع الارض واعظ. (الْحَقُّ مَعَنا فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا، وَنَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَالْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا) حق با ما اهل بیت است و کناره گیرى عده اى از ما هرگز سبب وحشتمان نمى شود; چرا که ما دست پرورده هاى پروردگاریم، و دیگر مخلوقین خداوند، دست پرورده هاى ما هستند. شرح این حدیث شریف را شیخ طوسى(رحمه الله)، با سند معتبر، از ابوع. (ص) در ضمن حدیث بلندى می فرماید:
کرب ک ترین بقعه روى زمین و ازنظر احترام بزرگترین بقعه‏ ها است والحق که کربلا از بساط هاى بهشت است المومنین (ع)خطاب به خاک کربلا فرمود: چه خوشبویى اى خاک! در روز قیامت قومى از تو به پا خیزند که بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند. حسین (ع): به خدا سوگند بلا و تنگدستی و کشتار و شهادت به ی که ما را دوست دارد،آنچنان با شتاب می رسد که از ضربه چا ای سرکش و از فرو افتادن سیل در دره ها،شتابنده تر است. زینب جان! شرمنده ایم که بهای حسینی شدن ما "بی حسین" شدن تو بود، و شرمنده تر آنکه ، تو بی حسین شدی و ما حسینی نشدیم. ایام عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) تسلیت باد
بانفس هایت نازبودم و باعشق تو زنده بودم ولی تو نفسمو بریدی زندگیمو فنا کردی نامرددددددددددددد روزگاررر.. بودن ونبودن تو در انتهای کوچه زمان با مرگ ملاقات دستهای مهربانم را در دستهای سرد مرگ گرفتم چشمان غبار گرفته ام را به چشمان ابدی و شفاف مرگ دوختم این مرگ بود که فاصله بین من و خدا را ید من هم نفس با او شدم و با او از رنگهای زیبا سخن گفتم بر خلاف آنچه که در مورد مرگ شنیده بودم برای من مرگ آبی تر از یک اسمان آبی بود او برایم از تولد سخن می گفت و من از مرگ سخن می گفتم او از سپیدی ابدی حرفهایی به اندازه عشق برایم می زد و من از وابستگی های ساختگی و پوچ دنیا او از خدا سخن می گفت و از عشق ابدی که در پشت در خانه مرگ به انتظار من است من از قبرستانی که در آن جغدی می خواند برای او سخن گفتم و من دیگر از هیچ چیزی سخن نمی گفتم در این ملاقات بود که من راز نهفته خود را در مرگ پیدا و فهمیدم مرگ یعنی یک قدم تا خدا فاصله داشتن باید زندگی را با مرگ پیمود و مرگ صدای پای ابدیت است الان در خاک این دنیا گرفتار هستم و مرگ وقت پ است از شاخه خشکیده زمان و زندگی با عشقی پوچ و بیهوده که هیچ چیز از عشق نمی فهمند ******************************************************** عشق یعنی؟؟؟
عشق یعنی با غم الفت داشتن سوختن بادردنسبت داشتن عشق دریک جمله یعنی انتظار انتظارروز رجعت داشتن عشق یعنی مستی ودیوانگی عشق یعنی دردنی گانگی عشق یعنی شب ن ن تا سحر عشق یعنی سجده هاباچشم تر عشق یعنی سوختن یاساختن عشق یعنی زندگی باختن عشق یعنی همچو من شیداشدن عشق یعنی قله ودریا شدن البته تو اشتباه کردی سارایییی با نامردی وهزاررنگی و؟؟؟؟؟؟؟؟ قاطی کردی ******************************************************** اری بگذار داستانت را تکمیل کنم وبرایت بنویسم که دیگر به ا خط رسید ه ام دارم خودم را زجر کش میکنم واکنون با قهقهه مستانه ات برروحم نیز سوهان بکش اری یارت به بددردی وفلاکتی گرفتار شده وبادودودم خودرا مشغول کرده وتنها راه چاره اش نیز همون بود که تااین نامردمیت را بتوانم فراموش کنم والحق نیز جواب گرفتم وتنها در کنار بساط هست که فراموش میشوی پس بازهم نفرین برتو ساراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا امروز یه حس رضایتی از خودم تو دلم دارم خیلی خوشحالم بخاطر داشتن قلبی مهربان وپراز مهربانی از اینکه بدون هیچ چسم داشتی مهربونی میکنم وبدون اینکه انتظاری داشته باشم وکاری از دستم بربیاد کمک میکنم این کارها بهم قدرت میده خوبی بهم درس میده وبهم میگه که خدا همیشه باهام هست هرچند شاید یه جاهایی دلم بشکنه ولی افتخار میکنم به قلب ودلم که . سلام فسقلی ها خیلی وقت بود که براتون ننوشتم دلم برای نوشتن برای شما تنگ شده شما تمام زندگی منید ومن روزهای سخت واسان با شما طی میکنم روزهایی که سرشاز ار شما وماست این ماه محرم امد با مامان رفتیم لباس سقا یدم لباسهای که من دربدترین شرایط روحیم نذر کرده بودم وخواسته بودم که اگه صحیح وسالم بیایید خونه به تنتون بپوشونم وخداوند بار دیگ. سفر جناب ریاست جهمور به استان زنجان پس از یک ماراتن تعین زمان وتغییر آن از امروز آغاز گردید وبه نوعی می توان گفت که هیئت ت برای بررسی از نزدیک وچهره به چهره مشکلات مردم و توجه به نیازمندی های آنان وارد استان شدند و ایشان که حکم وزارت بهداشت را در هیئت ت دارند وارد شهرستان ابهر گردیدند تا با بازرسی از موقعیت ارائه خدمات تی و صحبت با م. بی گمان شانزده آذر نه یک مبداء تاریخی ونه یک سرفصل برای فعالیت های دانشجویی بلکه یک واقعیت از این نکته است که ایرانی در همه احوال زنده به دفاع از منافع ملی خویش است و می تواند درسی برای همه ما که روزی و روزگاری در پشت میز های تن به علم آموزی و تبدیل فهم به مهارت درعمل داده ایم باشد ویا نقطه عطفی باشد براین نکته که دانشجوی ما باید همیش. اختصاصی از اینو دیدی مقاله درباره قصه ها و داستانهای قرآنی پاسخی به نیازهای تربیتی ک ن و نوجوانان دانش آموز با و پر سرعت .
مقاله درباره قصه ها و داستانهای قرآنی پاسخی به نیازهای تربیتی ک ن و نوجوانان دانش آموز
مقاله درباره قصه ها و داستانهای قرآنی پاسخی به نیازهای تربیتی ک ن و نوجوانان دانش آموز لینک پرداخت و در "پایین مطلب" فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت) تعداد صفحات:8موضوع مقاله :قصه ها و داستانهای قرآنی پاسخی به نیازهای تربیتی ک ن و نوجوانان دانش آموزتحقیق و ت ألیف از: حسین شفیعی فرهـــاد دبیر و سرگروه معارف ی منطقه ی جرقویه مقدمه :«  و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین  »                                                   سوره ی اسراء/آیه ی 82و ما آنچه از قرآن نازل کردیم شفای دل و رحمت الهی برای اهل ایمان است . قرآن کریم به عنوان آ ین کتاب الهی که از سرچشمه ی وحی الهام گرفته ، گنجینه ای منحصر به فرد و در میان همه ی کتب الهی بی رقیب است ، کتاب هدایت و تبیان کل شی ء است ، شمندان و دانشوران هریک در حد توان خود در این بحر ژرف و عمیق به غور پرداخته و به سهم خود در زمینه ی معارف و علوم قرآنی قلم فرسایی کرده اند ؛ والحق که هر آیه از این کتاب بی همتا سر فصل نوینی برای معارف الهی است . عظمت و اعجاز جاوید قرآن بر ی پوشیده نیست ، این کتاب ناسخ ادیان و مذاهب گذشته و ناجی بشریت در حال و آینده است ، در مقام والا و ممتاز قران کریم همین بس که مع ن ، منافقین و دشمنان قسم خورده آن هرگز نتوانسته اند در تحریف آن موفق شوند و همانطور که خداوند فرموده است : « انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون » سوره ی حجر آیه ی 9 قصص قرآن یکی از علوم قرآنی و شاید دلچسب ترین آنهاست ، قصه ها و داستانها از دیر باز در حیات آدمی نقش بسزایی داشتند و کتب آسمانی به ویژه قرآن به شایستگی از قصه و داستان برای ابلاغ پیام و اتمام حجت استفاده کرده اند . قصه و داستان گویی مهم ترین وسیله و ابزار کتب آسمانی برای تبشیر و انذار بوده است . در پایان داستان یوسف که منسجم ترین و کامل ترین قصص قرآن است می فرماید :« براستی که در بیان داستان ایشان مایه ی عبرتی برای دمندان است ، ( واین قرآن ) سخنی ساختگی نیست ، بلکه تصدیق ماجراهایی است که در دیگر کتابهای آسمانی نیز موجود است و روشنگر همه چیز و رهنمود و رحمتی برای اهل ایمان است » و در آیه ی 11 از سوره ی انعام آمده است: « بگو ای پیغمبر در روی زمین بگردید  تا عاقبت سخت آنها که تکذیب ( آیات خدا و رسولان او ) د ، مشاهده کنید » و این مضمون در بسیاری آیات دیگر با تفاوت های اندک آمده است .اما قصه های قرآن بر خلاف بسیاری از قصه های ادبی که عنصر خیال و حوادث پنداری نقش بسزایی در آنها دارد و هرچه این عنصر نفوذ بیشتری در ساختار داشته باشد تأثیر آن در شنونده بیشتر است ، در قرآن قصه ها نه تنها بر واقعیت تطبیق دارند ، بلکه این وقایع مهم ترین و حساس ترین وقایع تاریخی انسان هستند ، وقایعی که هرکدام کاروان آدمی را به سو و جهت خاصی سوق داده اند و تا ابد نقش خود را بر پیشانی او خواهند داشت و برای او بیدادگر ، زنده و روشنگر خواهند ماند و قرآن از مجرای این قصص بزرگترین لغزشها و معمولترین انحرافات بشری را به شیوه ای بی نظیر ، زیبا و جذاب به نمایش می گذارد
با
مقاله درباره قصه ها و داستانهای قرآنی پاسخی به نیازهای تربیتی ک ن و نوجوانان دانش آموز
سیدنشعان آلبوشوکه پس از روی کار امدن ت اعتدال وامید روشنفکران عرب خوزستان با دیدی مثبت منتظر تحقق عد ت اعتدال بودند، اما انگار اعتدال در سیاست داخلی اولویت ت نبود وعقلانیت وتفکر اعتدالگرا بیشتر بر سیاست خارجی متمرکز بود وسیاست داخلی گویی بنوعی مورد اهمال قرار گرفت ، بنا ندارم سیاست داخلی را در سطح کلان کشور مورد نقد وبررسی قرار دهم همینکه وضعیت استان خوزستان را غربال کنیم ، نتیجه بدست آمده بسان مثل معروف مشت نشانه وار خواهد بود . بیاد دارم که در زمان تبلیغات با توجه به وضعیت جناب کمتر ی در خبرگان سیاست وفعالان عرصه انتخابات حاضر بود تا سکان ستاد این بزرگوار را در دست بگیرد، چرا که نگران عواقب بعد از انتخابات بودند ، حاج جاسم جادری بااینکه وضعیت را بخوبی سنجیده بود ،با قاطعیت وبدون تردید مسئولیت ستاد را بدست گرفت والحق والانصاف در این راه کم نگذاشت . بعد از پیروزی جناب همه منتظر بودیم باتوجه به اینکه عربهای خوزستان نقش کلیدی را در ستاد ایشان ایفا کرده بودند پست کلیدی استان به آنها س شود ودر ت اعتدال وامید نقشی اساسی ایفا خواهند کرد اما قضیه بر ع شد جناب مقت سکان استان را در دست گرفت وبا اینکه در جلسه که با فعالان عرب خوزستان داشتند آنها گفته بود که در تقسیم مناصب چنان عمل خواهم کرد که راضی خواهید شد ...اما آنچه که در عمل دیدیم خلاف گفته ایشان بود وبازهم عربهای خوزستان با دست خالی به حاشیه رانده شدند .من نمیدانم که آیا جناب استاندار از جایی به ایشان فشار می آورند که چنین سیاست نامتعادلی را در پیش گرفته اند یا اینکه هر آنچه انجام میدهند برگرفته از دیدگاه وتفکرات خودشان میباشد. بهرحال در هردو ح بارم منفی بحساب ایشان نوشته میشود وما این بزرگوار را مسئول ومعمار سیاست کلان استان میدانیم ، وبلطبع عدم موفقیت این بزرگوار رانهایتا اخفاق ت اعتدال وامید میدانیم . انتصابات بدور از استحقاقات ونسبت جمعیتی ایشان ونگاه منفی منصوبان ایشان به قشری وسیع از جمعیت استان خوزستان قطعا به ضرر منافع استان ومانع رشد وتوسعه ان خواهد بود . متاسفانه ما حتی به کف خواسته های خود نرسیدیم و بااین حال بازهم مورد هجمه قرار میگیریم تو گویی با زبان بی زبانی میگویند که آنچه که دارید از سرتان هم زیاد است ، حال آنکه ما چیزی نداریم که زیاد یا کم باشد . نمونه اش فرمایشات اخیر جناب فرماندار محترم اهواز است که در رو مه روزان منتشر شده که حاوی مطالبی بود که خیلی ها را رنجاند اینکه جناب فرماندار درباره مدرک مرتبط صحبت میکنند برای من وخیلیها مایه تعجب است .... آقای فرماندار! میخواهید چند نمونه از مدارک غیر مرتبط مدیران رده اول استان را برایتان نام ببرم؟ مدیرانی که بامدرک دیپلم مدیریت شرکتی بزرگ را در دست داشتند وبعد با سلام و صلوات مدرکی از آزاد گرفتند، آیا جنابعالی مدیریت را فقط در مدرک آکادمیک خلاصه میکنید وآیا این عدم ارتباط مدرک فقط در مورد عربهای خوزستان صدق میکند. راستی میدانید در دوره ای خارجه ما پزشک متخصص اطفال بوده.... در پایان باید عرض کنم که ما خودرا صاحب این انقلاب واین نظام میدانیم واگر بر مشارکت در مدیریت این نظام اصرار میکنیم بخاطر این است که این نظام مقدس را متعلق به تمام اقشار جامعه میدانیم وهیچ حق ندارد این انقلاب ونظام مقدس را بنفع خود مصادره کند . چرا که این کنش ناب د واکنشی دمندانه خواهد داشت. اختصاصی از هایدی تحقیق در مورد شاعران زن ایرانی با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 35 بنام خداپری نگهبانیپری نگهبانی به سال 1318 خورشیدی در تهران متولد شد. شعرهای او گاه در نامة هفتگی اطلاعات بانوان چاپ می شد.این شعر از اوست:شبهای انتظار!خواهی که از درازی شب با خبر شوی بنگر دمی به دیدة شب زنده دار منخواهی خبر ز سوز دل مرغ حق شوی بشنو تو ناله های دل بی قرار منپروین برفت و زهرة شب زنده دار رفت یارب بسر نمی رسد این انتظار منشبهای انتظار گذشت از حساب و نیستدیگر امید آن که بیاید نگار مننورالهدیبانو نورالهدی منگنه به سال 1282 خورشیدی در تهران قدم به عرصة هستی نهاد. این بانوی دانشگند از خانوادة محترمی است. پدرش شادروان میرزا علی ملقب به مشیردفتر ، مستوفی اول دیوان اعلی و محاسب کل خزانه در زمان مظفرالدین شاه و از معلومات عربیه و ادبیه و خطوط متنوعه و ریاضیات و حسابداری بهره مند بود. پدر بزرگ او هم شادروان میرزا محمد حسین منگنه سر رشته دار کل عهد ناصرالدین شاه و مورد اعتماد و احترام شاده بود. مادرش نیز رخساره ملقب به مهرال ه ، بانویی هنرمند و معلومات قدیمیه و هنرهای دستی بهره ها داشت.نورالهدی منگنه بانویی ست که با داشتن تحصیلات قدیمه ، و اطلاعاتی در رشته روانشناسی کودک از بیروت ، معلوماتی در حدود لیسانس دکارد و به زبانهای فرانسه و انگلیسی و تازی آشناست. گذشته از سیر و سیاحت در داخلة ایران از بغداد و بیروت و بیشتر ای اروپا هم دیدن کرده است.بانو منگنه ... در طول زندگانی خود محرومیت ها و ش ت های ناگوار دیده که مرگ سه برادر جوان و عهده دار شدن و س رستی فرزندان یکی از آنان ... و به شوهر رفتن او در سیزده سالگی با پیرمردی توانگر و مستبد و متکبر است که با زحمت توانسته پس از زمان کوتاهی متارکه کند و همچنان دوشیزه و مجرد بماند. پس از ج ، هرگز شوهر نکرد و به بیروت رفت در آنجا به تحصیل پرداخت و پس از بازگشت به ایران ، خانه داری و کارهای هنری ، نویسندگی و خدمت به جامعه را پیشة خود ساخت.این بانوی خواه و پرکار از پایه گذاران جمعیت نسوان و طنخواه است ، والحق در راه تنویر افکار و هدایت و ارشاد ن و بسط فرهنگ کوششها و فداکاری ها نموده است. او با کانون بانوان همکاری داشت و موفق به انجام کارهای هنری چشمگیری شد و از این حیث به راستی حق بزرگی بر گردن جامعه به ویژه طبقة نسوان دارد.خود در مقدمه کتاب ‹‹بنفشه›› نوشته است : ‹‹وجه تسمیة ‹‹نورالهدی›› از آنجاست که شب پانزدهم شعبان چشم به جهان گشودم . وجه تسمة ‹‹منگنه›› برای نام خانوادگی آن است که پدر بزرگم مرحوم آقا میرزا محمد حسین مستوفی و سر رشته دار کل ، معروف به آقا میرزا محمد حسین منگنه بود چون مهر منگنه دفتر کل زیر نظر ایشان بوده است به این کلمه معروف بوده اند ... چون هشت ساله شدم مادرم ‹‹مرحومه رخساره مهرال ه›› یکی از بهترین پیانوها را برایم یده و معلمة فرانسوی برای مشق دادن پیانو و تدریس زبان فرانسهبریام آماده د. از این رو به زبان فرانسه ونت آشنا شدم و پیانوی ایرانی و فرنگی را به خوبی می نواختم ... پدرم علاوه بر آنکه مردی دانشمند بود از فنونی مانند عکاسی و غیره هم اطلاع داشت ، ع های ما را خودشان برمی داشتند.... از زمان کودکی عشق و شوق بسیار به خدمات اجتماعی و ترقیات عالم ن داشتم و خدمات با ارزشی در آن خصوص نموده ام که شرح آن در حوصلة این مختصر نمیگنجد و در خاطرات خود نوشته ام.چون یک رشته از تحصیلاتم روانشناسی کودک بود ، گاه و بیگاه این بحث ( وم تربیت ک ن) را به وسیلة مقالات در مجلات و رو مه های وقت نوشته ام. و بعد شروع به نوشتن کتابهایی چند ... به نثر و نظم ... تا آنکه با تأییدات خداوند بزرگ موفق شدم ده جلد کتاب (به نظم و نثر) به نامهای : دوست شما در سه جلد ، (با مقدمة رضازادة شفق ، ) ره آموز خانواده (با مقدمة حبیت یغمایی) ، صحنه های زندگی ، پند آموز ، ناقوس (مجموعه شعر) ، فانوس ، (دیوان اشعار) ، تگرگ (مجموعه شعر)، گلگشت و آداب معا و تدبیر منزل ، یک مجله هم به نام ‹‹بی بی›› منتشر مینمودم.و بالا ه می نویسد: اینجانب شاعر نیستم و خود را هم شاعر نمی دانم و در حدود هشت هزار بیت
با
تحقیق در مورد شاعران زن ایرانی
مذاکرات 5 + 1 در قصرشیرین به قلم اردشیرغلامی پور فلاحت نیوز به نقل از شه قصرشیرین : زمانیکه آقا محمد خان قاجار مشغول کور مردم کرمان بود ، مردمی که از نقاط مختلف امریکا جمع شده بودند مشغول نوشتن قانون اساسی وقانومندی برای خود بودند. آنها با تاریخی 300ساله ابر قدرت شدند وما زمانی که ابر قدرت بودیم با تاریخ وفرهنگی چند هزارساله به دلیل تفرقه وج وبر اثر جدالهای بیهوده وبی تدبیری ونالایقی حاکمان وقت تبدیل به کشوری شده ایم که گروه 5+1را باید قانع کنیم که جنگ طلب ، تروریست نیستیم وبه جهانیان بفهمانیم که به دنبال سلاحهای کشتار جمعی واتمی نخواهیم رفت . در منطقه ما به ویژه شهر قصرشیرین با آن فرهنگ دیر پا وغنی که زمانی خاص وعام بود متاسفانه اکنون 5عضو شورای شهرمان در قبل وحال نیز یک رای ، یک صدا وهمدل نبود ندو نتوانستند با شهرداری که انتخاب میکنند گروه 5+1قدرتمندی تشکیل بدهند وشش نفری به اوضاع نابسامان این شهرسروسامانی بدهند . این شهر بی گناه نباید اینقدر حسرت عمران وآبادانی وزیبا شدن را بخورد . به همین خاطر وبه امید اصلاح امور ، مردم دست رد بر شوراییان قبلی نهادند و انی را انتخاب د که آتش باند بازی شوراییان قبلی را روشن نکنند ، چون دود آن آتش فقط وفقط به چشم مردم وشهرشان رفت ولاغیر . مردم می گویند قرار بود شوراییان با هم میثاقی عمومی داشته باشند ومنشوری بنگارند ومفید وشهرداری را انتخاب کنند که کارنامه قابل قبولی ارائه داده باشد واز 5منطقه شهر افرادی برگزینند بنام شورا یاران که شورا را مدد برسانند وبا رسانه ها ارتباطشان را قطع نکنند تا بدین وسیله چهره ی شهر ناموزون شهر را تغییر دهند اما بعد از مدتی که از عمر شورا گذشت برنامه ی مدونی از شورا ندیدیم ومصوبه ای هم نداشتند . به همین خاطر جهت یاد آوری مواردی به در شورا رفتیم ولی برخورد چند تن از آنها برخوردی که که زمان رای طلبیدن با خضوع وخشوع داشتند نبود . در مورد خبرنگاران نیز شکایات ناصو کرده بودند تا از انعکاس خبر بازداشته شوند . مردم کتمان نمی د وگفتند شهردار را به دلیل کفایت وسخت کوشی وصداقتش دوست داریم وقبلا لیاقت او زمانی که شهردار قصرشیرین بود شاهد بوده ایم وهمان موقع نیز طوماری تهیه کردیم تا او را زنده نگه داریم اما نشد !!!!حال که شورا به اتفاق باز هم ایشان را برگزیده اند والحق دارند زحمت می کشند چرا او را دلسر د می کنید ؟؟ استیضاح یعنی تو ضیح خواستن ، اما این کار شورا استهزاء وعطف به ما سبق است که شوراییان ادوار گذشته از آن برای سر پوش نهادن بر ندانم کاری های خود سودمی برند. استیضاح دلیل واقعی می خواهد نه واهی . برادران عزیز به جای این حرکات چرا وقتی که شهرداری بودجه دارد وهم زمین ، خانه ای برای شهردار نمی سازید که مشکل مسکن او حل شود وشبانه روز در دسترس باشد ؟؟ آیا خود شما واقعا خانه واهل وعی ان همگی در اینجا ن هستید؟ ضمنا چرا مصوب نمی کنید تا محلی در خود شهرداری برای شورای شهر ساخته شود تا هم مردم سرگردان نشوند وهم 5+1 اجاره مسکن روی دست بیت المال ننهند ؟ ضمنا ساعت 2نصف شب جلسه بگذارید ی نخواهد گفت جلسه ای غیر متعارف گذاشته اید ؟ باز هم سوال چرا فلیشر آسف را در نقلیه خوابانیده اید ؟ اگر مصوب کنید دو عدد غلتک لاستیکی و آهنی یداری شود دیگر مشکلی برای آسف این کوچه وخیابانها ی درب وداغان نمی ماند . ضمنا کارخانه آسف متعلق به این شهر را چرا به پیمانکار داده اند؟ ماکه خودمان بیشتر از پولی که پیمانکار میدهد می توانیم از این کارخانه بهره ببریم و ب ودر آمد کنیم نمیدانم تا کی باید آرزوی جاری شدن آب در جوهای شهررا داشته باشیم ؟ درختان تشنه وآسف های پر از آبله وکچل ،خیابانها نه استیضاح ونه استهزاء را بیش از این تحمل نخواهند کرد . آنها ترمیم ومرمت را می طلبند. حال که استاندار ، مجلس ، فرماندار ساعی به جد مشغول یاری رساندن به قصرشیرین هستند بر شما واجب است مصوبه پشت مصوبه مردم را خشنود سازید تا ما نیز همراه مردم وبه عنوان رکن چهارم د موکراسی تشکر وتقدیرمان را بخاطر فضای سبز ، مبلمان شهری مدرن ، عمران وآبادانی قصرشیرین نثار شما وشهرداری نماییم به امید آن روزی که 5+1شهری متفاوت و زیبا را به منصه ظهورنهاده وبه مردم همشهری ودیگر شهروندان ایرانی که از این مکان به عتبات عالیات مشرف می شوند هدیه کنید . حال که خبرها از مذاکرات صلح جویانه شما منتشر می شود منتظر نتیجه مذاکرات 5+1 در قصرشیرین هستیم ضمنا در پایان دو نکته دیگر را برای یاد آوری لازم میدانم : (1)از خود آزاری واذیت شهردار ومردم دست بردارید (2)از سر اهالی قلم واصحاب رسانه هم دست بردارید وحرمت آنها را پاس بدارید چرا که بخی ها با وقاحت تمام هر وقت خبرنگار یا رو مه نگاری به دادخواهی مردم می آمد آنهارا به باج خواهی متهم کنند. یکی از برنامه های دشمنان بدنام دین و مذهب و ان مذهبی است تا مسلمانان از دین و مذهب و ان مذهبی خویش متنفر شده، نسبت به آنها بدبین باشند تا در نتیجه بی دین و لامذهب شوند. این برنامه از امروز نیست بلکه در زمان رسول اکرم صلی الله علیه و سلم رئیس منافقان عبدالله بن این سیاست را بنیانگذاری کرد.
عبدالله بن منافق چه کار کرد؟
عبدالله بن . از سلسله روایات عصمت علی ابن طالب روایت زیر است که ، " اکرم صلی الله علیه وآله وسلم میفرماید: علی مع الحق والحق مع علی است." چرا که طبق این روایت، مؤمنان علی علیه السلام همواره با حق است و هرگز از حق جدا نخواهد شد و حق گرداگرد آن حضرت مى چرخد، هر جا که على ابن أبى طالب علیه السلام باشدحق آنجاست و این همان عصمت مطلقى است که شیعیان قائل هس. الامارة و عریف بمؤسسها : تأسست هذه الإمارة العربیة سنة 845هجریه على ید المؤسس الأول العلامه السید محمدبن فلاح بن هبة الله المشعشعی وفی عهده تم فتح مدینة «الحویزة» سنة 845هجری واتخذها عاصمة لإمارته، وبسط نفوذه على إقلیم الاهواز، مؤسس الامارة السید محمد بن فلاح بن هبة الله .یرجع نسبه الشریف الی محمد الحائری بن إبراهیم المجاب بن محمد . اختصاصی از اینو دیدی مقاله بررسی رابطه بین اضطراب و ت در دانش آموزان دختر و پسر پایه سوم راهنمایی با و پر سرعت .
مقاله بررسی رابطه بین اضطراب و ت در دانش آموزان دختر و پسر پایه سوم راهنمایی
مقاله بررسی رابطه بین اضطراب و ت در دانش آموزان دختر و پسر پایه سوم راهنمایی این محصول در قالب ورد و قابل ویرایش در 80 صفحه می باشد.چکیده پژوهش :با توجه به اینکه اضطراب از مهمترین اختلالات عصبی و روانی به حساب آمده و منشا بسیاری از عصبیت ها و ناراحتیها می باشد. بررسی های اخیر نشان داده اند که اختلالات اضطر بیشترین فراوانی را در سطح کل جمعیت دارند.دختر و پسر پایه سوم راهنمایی شهر ضیاء آباد می باشد که برای رسیدن به این هدف آزمون اضطراب کتل را بین دانش آموزان اجرا و بعد از بررسی و تجزیه و تحلیل به این نتیجه رسیدیم که ت آزمودنیها بر میزان اضطراب آنان تاثیر نداشته است .از میان 120 نفر دانش آموز مورد آزمون 4 دختر و 1 پسر دارای روحیه آرام و راحت و تنش زدوده و مضطرب و 36 دختر و 26 پسر دارای اضطراب متوسط و 14 دختر و 38 پسر روان آزرده و مضطرب و 6 دختر و 5 پسر نیز نیازمند مشاوره و یا درمانگری هستند.مقدمه اضطراب پدیده ای روان شناختی است که تقریباًهمگان با آن آشنا هستند یا آنکه در طول عمر خود،در موقعیت هایی به آن دچار شده اند.این تجربه روانی – فیزیولوژیک در ابعاد آسیب شناسی روانی نیز شایع ترین اختلالات روانی را شامل می شود.(کنرلی -1382)اضطراب یکی از شایع ترین بیماریها در جهان امروز ،مخصوصاًدر دنیای صنعت است .آن را از مهمترین اختالات عصبی وروانی به حساب آورده ودر مطالعات بالینی به آن نوروز« اضطر » گویند. ونیز آن را منشاءبسیاری از عصبیت ها وناراحتی ها ذکر نموده اند .چه بسیار ند مشاجرات ودرگیری های خانوادگی که ظاهراًبرسر مسائل جزئی پدید می آیند ولی در واقع ریشه واساس آنهاناشناخته وچه بسا که ناشی از اضطراب .(علی قائمی -1376)گاهی افراد در جامعه زندگی می کنند که حال ووضع متعادلی ندارند .با مختصر تحریکی از جای می جنبند وبا اندک بهانه ای فتنه وآشوب به پا می کنند ظاهر قضیه در داوری ها این است که این امر ناشی از بد اخلاقی ،کج مزاجی ،ویا سوءاخلاق افراد است در حالیکه اگر نیکو تَعمُق شود ریشه آن اضطراب است . مردم عامی از آن غافلند ودر جامعه هم روشنگری های مناسبی نیست تا هر بداند در خانه ومحیط زندگی چه می گذرد وچرا افراد در مواردی آنچنان سخت بهم در آویخته اند .(همان منبع )برخی از روانپزشکان وروانکاوان هسته مرکزی بخش اعظم بیماریهای روانی را در اضطراب جستجو می کنند ومدعی هستند که هم اکنون بیشتر تخت های بیمارستانهای روانی توسط مبتلایان به این بیماری شده است وحتی برخی از صاحب نظران بین اضطراب وسرطان را مدعی شده اند.از این بیماری ک ن نیز بی نصیب نیستند. آنها هم کودکی خود را با چنین وضعی آغاز می کنند تا سرانجام چه شود وکشتی لنگر ش ته آنها در کلام ساحل پهلو بگیرد. آیا جان وروانی سالم از این قضیه به در برند یا نه ؟واین خود سئوالی که ذهن بسیاری از والدین ومربیان را مشغول کرده است .در کل این بیماری عامل صدمه بزرگی برای ک ن است والحّق باید برایشان چاره ای شید .(همان منبع )اضطراب یک بیماری شایع وساری ودامنگیر همه گروها وهمه سنین از افراد انسانی است .پیر وجوان کودک وبزرگسال زن ومرد از آفت آن دور وبر کنار نیستند.در هر کجا به یک نحو ویک گونه خود را نشان می دهد وچرخ ماشین زندگی را دچار لنگی می کند.براساس یک بررسی 30%از مراجعین به پزشک عمومی از اضطراب در عذابند .وهم چه بسیارند افرادی که در اثر اضطراب چون آتشفشانی طوفانی هستند،وحال وحوصله هیچ کاری ندارندوزندگی برای خود ودیگران جهنم می کنند .(همان منبع )اگر آدمی نیکو تأ مل کند هر شب وروز هزاران وحتی میلیونها انسان را می یابد که آرامش وقرارشان را از دست داده اند وشب هنگام تا به صبح بیدار مانده  ودر اطاق یا حیاط خانشان به قدم زنی وبی ت می گذرانند .منتظر آنند صبح زودتر سر رسد وآنها را از این مخمصه عظیم نجات بخشد .زمانی آنها را در بستر می یابند که ب شت افتاده اند وغلت می زنند  نه می توانند راحت وآسوده بخوابند ونه می توانند به معنای واقعی بیدار وسرزنده وبا نشاط باشند.این بیماری در درجات مختلف آن بگونه ای شایع است که روانکاوان هربار بخواهند به منبع روانی یک بیماری توجه کنند در اثر کنکاشها وتلاشها نخست به این امر دست می یابند.وهنگامی که عمیق تر از پیش مسأله ای را می نگرند به ریشه وعمق مسأله در دوران کودکی پی می برند سرنخی از قضیه را می یابند که به مرحله کودکی وصل ومربوط است .(همان منبع )در دنیای پنهان بسیاری از افراد ترس های مبهمی از امور مجهول وجود دارد که زمینه را برای نگرانی واضطراب آنها فراهم می آورد  واین خود منشاءبسیاری از حالات  وتمایلات ناصواب ،موضع گیریها ورفتارهای ویژه می شود.تجّلی چنین حالات در همه ی افراد موجود نیست از آن بابت که :گاهی میزان واندازه آن به درجه ای نیست که در آنان تجلی ومتظاهر شود.برخی از افراد سعی دارند اضطراب را مخفی نگه داشته وبه گونه ای بر ظهور آن فائق آیند واین خود مایه مشاهده ح عادی در آنهاست .بعضی از افراد تدریجاًبدان عادت کرده ومتحمل آن می شوند ودر واقع با آن سازگار شده اند بدین سان این حالات در افراد وجود دارد ولی به گونه ای است که دیگران کمتر می توانندبدان پی ببرند .افرادی که بدان عادت کرده اند تدریجاًممکن است خودشان نیزاز آن غفلت کنند وندانند آنها را چه می شود ویا چگونه باید با آن برخورد نمایند .(همان منبع )مساله اضطراب و بررسی آن یکی از مسائل مهم در نظام پرورش می باشد که کمتر مورد توجه صاحب نظران قرار گرفته است.بیان مسأله اضطراب از جمله حالات روانی واز شایع ترین آشفتگی های روحی است که در عصر پرشتاب کنونی بدون آنکه خود متوجه باشیم بر غالب اعمال ورفتارمان سایه افکنده است.اضطراب در بسیاری از افراد وجود دارد وشدت آن در افراد متفاوت است .در این پژوهش مهمترین مسأله این است که :آیا بین ت واضطراب دانش آموزان رابطه وجود دارد؟میزان شیوع واضطراب در بین دانش آموزان چقدر است ؟
با
مقاله بررسی رابطه بین اضطراب و ت در دانش آموزان دختر و پسر پایه سوم راهنمایی
اختصاصی از سورنا فایل محمد حسین بهجت تبریزی معروف به شهریار در سال 1285 هجری شمسی با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 6 شهریارمحمد حسین بهجت تبریزی معروف به شهریار در سال 1285 هجری شمسی در روستای زیبای « خوشکناب » آذربایجان متولد شده است. اشعار ولایی ،اشعار شهریار در ستایش اول شیعیان جهان سرآمد سلسله مداحان اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام است.مولانامولانا جلال الدین محمد مولوی  در سال 604 روز ششم ریبع الاول هجری قمری متولد شد.هر چند او در اثر خود فیه مافیه اشاره به زمان پیش تری می کند ؛ یعنی در مقام شاهدی عینی از محاصره و فتح سمرقند به دست خوارزمشاه سخن می گوید .در شهر  بلخ زادگاه او بود و خانه آنها مثل یک معبد کهنه آکنده از روح ،انباشته از فرشته سر شار از تقدس بود .کودک خاندان خطیبان محمد نام داشت اما در خانه با محبت و علاقه ای آمیخته به تکریم و اعتقاد او را جلال الدین می خواندند –جلال الدین محمد .پدرش بهاء ولد که یک خطیب بزرگ بلخ ویک واعظ و مدرس پر آوازه بود از روی دوستی و بزرگی او را ((خداوندگار)) می خواند خداوندگار برای او همه امیدها و تمام آرزوهایش را تجسم می داد .با آنکه از یک زن دیگر ـدختر قاضی شرف – پسری بزرگتر به نام حسین داشت ،به این کودک نو رسیده که مادرش مومنه خاتون از خاندان فقیهان  وسادات سرخس بود ـ ودر خانه بی بی علوی نام داشت- به چشم دیگری می دید. درسال672وجودمولانا به ناتوانی گرائید ودر بستر بیماری افتاد و به تبی سوزان و لازم دچار گشت و هر چه طبیبان به مداوای او کوشیدند و اکمل الدین و عضنفری که از پزشکان معروف آن روزگاربودند به معالجت او سعی د، سودی نبخشیدتادر روزسکشنبه پنچم ماه جمادی الا سال672 روان پاکش از قالب تن بدرآمد و جان به جان آفرین تسلیم کرد.شمسسلطان الاولیا و الاقطاب تاج المعشوقین شمس الدین والحق، محمدبن علی بن ملک تبریزی به سال 582 هجری قمری در تبریز قدم به عرصة هستی نهاده و جهانی را با شه عرفانی خود دگرگون نمودمولوی را با شمس مجالستی بود چند نفر از دراویش آمدند شمس را احضارنمودند شمس از جای برخاست در حالی که متذکر این ذکر بود (به پای مرگ میبرندم) او را به محلی آوردندکه طرح کشتنش را در آنجا کشید بودند ضرباتی بر او وارد ساخته به حیاتش خاتمه دادند و جسدش را درچاهی افکندند که بعدها پسر بزرگ مولوی او را بیرون کشید و برخی میگویند در جوار جدش به خاک سپرد این حادثه به سال645 هجری قمری اتفاق افتاد گروهی هم بر این قولند که از نظر ایشان غایب گردید که باوری بیش نیست عبدالرحمن جامی هم در نفحات الانس متذکر شده که شمس را به سال 645 در قونیه کشتند.خیامحکیم غیاث الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خیام نیشابوری (زاده ۴۳۹ قمری، مرگ در ۵۱۷ یا ۵۲۶ قمری) [۱] به خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النیسابوری[۲] هم نامیده شده است. او از ریاضی دانان، اخترشناسان و شُعرای بنام ایران در دوره سلجوقی استمرگ خیام را میان سال های ۵۱۷-۵۲۰ هجری می دانند که در نیشابور اتفاق افتاد. گروهی از تذکره نویسان نیز وفات او را ۶۱۵ نوشته اند،اما پس از بررسیهای لازم مشخص گردیده که تاریخ وفات وی سال ۵۱۷ بوده است .مقبرهٔ وی هم اکنون در شهر نیشابور،در باغی که آرامگاه زاده محروق در آن واقع می باشد، قرار گرفته است. او میزان الحکمت را درباره فیزیک و لوازم الامکنت را در دانش هواشناسی نوشت. نورو مه دیگر اثر ادبی اوستجلال الدین رومیجلال الدین محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی معروف به جلال الدین رومی، جلال الدین بلخی، رومی، مولانا و مولوی (۶۰۴ - ۶۷۲ (قمری)) از زبده ترین عارفان و یکی از مشهورترین شاعران ایرانی و فارسی زبان به شمار می آید. نام او محمد و لقبش در دوران حیات خود «جلال الدین» و گاهی «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» بوده و لقب «مولوی» در قرن های بعد (ظاهراً از قرن نهم) برای وی به کار رفته [نیاز به ذکر منبع]و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خموش» و «خامش» دانسته اند. آثار، مثنوی معنوی ،دیوان شمس،رباعیات.نیما یوشیجعلی اسفندیاری یا علی نوری مشهور به نیما یوشیج (زاده ۲۱ آبان ۱۲۷۴ [۱] خورشیدی در د ده یوش استان مازندران - درگذشت ۱۳ دی ۱۳۳۸ [۲] خورشیدی در شمیران شهر تهران) شاعر معاصر ایرانی است. وی بنیانگذار شعر نو فارسی استمنظومه قصه رنگ پریده در حقیقت نخستین اثر منظوم نیمایی است که در قالب مثنوی (بحر هزج مسدس) سروده شده است. شاعر در این اثر زندگی خود را روایت کرده است و از خلال آن به مفاسد اجتماعی پرداخته استنیما در ۱۳ دی ۱۳۳۸ درگذشت و در زاده عبدالله تهران به خاک س شد. سپس در سال ۱۳۷۲ خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانه اش در یوش منتقل د. مزار او در کنار مزار خواهرش، بهجت‎ا مان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ داد ۱۳۸۶) و مزار سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفته استفرخی سیستانیابوالحسن علی بن جولوغ سیستانی معروف به فرخی سیستانی از غلامان خلف بانو آ ین صفاری بود.علی بن جولوغ، از سر ناچاری شعری در قالب قصیده سرود و آن را « با کاروان حله» نام نهاد؛ و شعر را به عمید اسعد چغانی صفاری تقدیم کرد. معروف است که روز بعد،علی بن جولوغ قصیده ای به نام «داغگاه» ساخت و آن را برای صفاری خواند. صفاری، چهل کره اسب را به علی بن جولوغ هدیه کرد و او را از نزدیکان دربارش قرار داداز آن جا که بیشتر قصاید فرخی در دربار غزنویان سروده شده است؛ ستایشگری و وصف در آن بسیار زیاد است؛ هر چند در میان شعرهای فرخی اشعاری نیز هستند که نکات آموزنده اخلاقی را در بر دارند. فرخی در سال ۴۲۹ هجری قمری در سنین جوانی در غزنه درگذشتملک الشعرا بهارمحمدتقی بهار (۱۷ آذر ۱۲۶۵ تا ۱ اردیبهشت ۱۳۳۰)، ملقب به ملک الشعرا شاعر، رو مه نگار، ادیب، تاریخ نویس، و سیاست مدار ایرانی بودمحمدتقی در مشهد به دنیا آمد. او فرزند میرزا محمدکاظم صبوری بود که قبل از وی لقب ملک الشعرا داشت تاریخ مرگ ۱ اردیبهشت ۱۳۳۰ / ۲۲ آوریل، ۱۹۵۱ تهران، ایران .ناصر خسروحکیم ناصر خسرو از شاعران بزرگ و فیلسوفان برتر ایران است که بر اغلب علوم عقلی و نقلی زمان خود از قبیل فلسفهٔ یونانی و حساب و طب و موسیقی و نجوم و فلسفه و کلام تبحر داشت و
با
محمد حسین بهجت تبریزی معروف به شهریار در سال 1285 هجری شمسی
اختصاصی از فایلکو بوستان سعدی با و پر سرعت .
307 صفحه وورد قسمتی از متن کتاب: بنام خداوند بخشنده مهربان همه می داند که شیخ سعدی گذشته از قصاید و غزلیات بی نظیری که از خود به یادگار گذاشته است دو کتاب یکی به نثر ، موسوم به «گلستان» و یکی به نظم معروف به «بوستان» به نگارش آورده است که شاید بتوان گفت نه تنها در زبان فارسی بلکه در هیچ زبا. هولدینگ، وقف و ب وکار.
انی که فرق بین هولدینگ و ب و کار را نمی دانند، در راس منتقدان به ت و نهاد های قانونی هستند! و در خواست مجوزهای واهی می کنند. تجارت الکترونیک، ذاتا یک عمل هولدینگ است. یعنی کار با اینترنت یا فضای مجازی، به خودی خود در آمد زا نیست، بلکه واسطه اخذ درآمد از دیگر مشاغل زیر مجموعه است. چرا که طبق برنامه پنجم توسعه، هو. پاسخ به شب نامه اهل سنت پیرامون شهادت حضرت زهرا (س) باسمه تعالی
باتوجه به مراسم باشکوه عزاداری حضرت فاطمه زهرا (س) در سال جاری، عده ای از تفرقه افکنان وه ، شب نامه ای را در برخی از استان های مرزی کشور توزیع د که در آن، شبهاتی را پیرامون شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها مطرح شده بود و در پایان نوشته شده بود: (تقلید کورکورانه را بگذارید. هولدینگ، وقف و ب وکار. انی که فرق بین هولدینگ و ب و کار را نمی دانند، در راس منتقدان به ت و نهاد های قانونی هستند! و در خواست مجوزهای واهی می کنند. تجارت الکترونیک، ذاتا یک عمل هولدینگ است. یعنی کار با اینترنت یا فضای مجازی، به خودی خود در آمد زا نیست، بلکه واسطه اخذ درآمد از دیگر مشاغل زیر مجموعه است. چرا که طبق برنامه پنجم توسعه، هولد. چگونه فروهر تبدیل به فرکیانی شد؟ آیا اشتباهی پیش آمده که: فروهر و فر کیانی یکی شده اند؟ یا عمدی در کار بوده است. همیشه فاصله بین حق و باطل، به همین سادگی است که: مردم از درک آن عاجز هستند. بین اشتباه و عمد، یا هیچ تفاوت مکانیکی و عملکردی وجود ندارد! بلکه روح یا ادراک از این عملکرد است، که ما را به اشتباه یا عمدی بودن آن، رهنمون می سازد. . چگونه فروهر تبدیل به فرکیانی شد؟ آیا اشتباهی پیش آمده که: فروهر و فر کیانی یکی شده اند؟ یا عمدی در کار بوده است. همیشه فاصله بین حق و باطل، به همین سادگی است که: مردم از درک آن عاجز هستند. بین اشتباه و عمد، یا هیچ تفاوت مکانیکی و عملکردی وجود ندارد! بلکه روح یا ادراک از این عملکرد است، که ما را به اشتباه یا عمدی بودن آن، رهنمون می سازد. . شناسنامه مولا علی علیه السلام نام: علی لقب : المومنین کنیه : ابوالحسن مقام : اول نام پدر : ابوطالب نام مادر : فاطمه تاریخ ولادت : روز ، ١٣ رجب . ١٠ سال قبل از بعثت در (کعبه) تاریخ شهادت : صبح ١٩ رمضان سال چهلم هجرت مدت ت : ٣٠ سال مدت عمر : ۶٣ سال قاتل : عبدالرحمن بن ملجم مرادی . محل دفن : نجف اشرف تعداد فرزند : ١٢ پسر ، ١۶ دختر طللوع خورشید: در سیزدهم رجب ، خورشیدی در مکه طلوع کرد که پیش از آن در سمت راست عرش خدا می درخشید . او از عرش فرود آمد تا زمین را عرش دیگری سازد و دل های آماده را چراغانی کند . او به دنیا آمد تا خدا شناخته شود و در پرتو آن نهال ایمان بارور گردد و شکوفه های عبادت بر شاخسار های آن تجلی کند. پدر: پدر ش ابوطالب از شخصیت های توحیدی وبزرگ مکه بود که پس از عبدالمطلب س رستی صلی الله علیه وآله را بعهده گرفت و پس از بعثت به نبوت او ایمان آورد. مادر: مادرش فاطمه بنت اسد بعد از خدیجه نخستین زنی بود که در مکه با صلی الله علیه وآله بیعت کرد . او تنها زنی بود که با شکافته شدن دیوار کعبه به اذن الهی به مدت سه روز در کعبه مکرمه سکنی گزید . پس از تولد المومنین علی علیه السلام همان موضع از دیوار کعبه که شکافته شده بود ، دوباره گشوده شد و فاطمه بیرون آمد ، در حالی که مولود خود علی بن طالب علیه السلام را در دست داشت و می گفت : (( ای مردم ! حق تعالی مرا در میان خلقش برگزید و بر ن گزیده گذشته برتری بخشید . زیرا من فرزندی را در خانه ی خدا به دنیا آوردم و سه روز با احترام در آنجا ماندم و از میوه های بهشتی تناول )) رسولخدا و تربیت حضرت علی علیه السلام رسولخدا صلی الله علیه وآله از همان کودکی تربیت علی علیه السلام را بعهده گرفت و در کنار او بود و جسم و روحش را تغذیه میکرد بطوری که او خود را تربیت یافته رسولخدا صلی الله علیه وآله میداند و میفرماید: من همانند بچه شتری که به دنبال مادر خود میرود بدنبال می رفتم هرروز یکی از فضائل اخلاقی خود را به من می آموخت و میفرموداز آن پیروی کنم و حضرت علی در غار حرا مرا می دید به غار حرا میبرد و مرا در عبادت یک ماهه سالیانه خود شرکت میداد و جز من ی اورا نمیدید . برای اولین بار که جبرئیل بر صلی الله علیه وآله نازل شد تا اورا به نبوت مفت سازد علی علیه السلام با او بود و با سن کودکی نوروحی را مشاهده می کرد چنانکه خود میفرماید أَرَی نُورَ الْوَحْیِ وَ الرِّسَالَةِ، وَ أَشُمُّ رِیحَ النُّبُوَّةِ هنگامیکه در حرا در کنار رسولخدا صلی الله علیه و آله و سلم بودم نور وحی و رس را می دیدم و بوی نبوت را استشمام می . باگذشت زمان رشد جسمانی المومنین علیه السلام بدنبال تعالی روح او کاملتر شد بطوری که در همان نوجوانی سمت وصی ، خلیفه ، ،امین رسولخدا صلی الله علیه و آله و سلم بودن را از آنحضرت دریافت کرد. محمدباقر علیه السلام فرمود عده ای از یهودیانی که مسلمان شدند به خدمت رسیدند و عرض د ای خدا، موسی به یوشع بن نون وصیت کرد شما چه ی را وصی خود قرار داده اید و پس از شما چه ی ولی ما خواهد بود؟پس این آیه نازل شد إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ ا َّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ مائده 55 ولى شما، تنها خدا و رسول اوست و انى که ایمان آورده اند آنانکه ب ا میدارند، و درحال رکوع زکات میپردازند. آنگاه رسولخدا فرمود بلند شوید همه بلند شدند و به مسجد رفتند در این هنگام فقیری از مسجد خارج شده بود صلی الله علیه وآله به او فرمود ی به تو کمکی کرد ؟ فقیر گفت بله، ا ین انگشتر را . حضرت فرمود چه ی این انگشتر را به تو داد عرض کرد این مردی که میخواند صلی الله علیه و آله و سلم سوال کرد در چه حالی کمک کرد؟ فقیر پاسخ داد در حال رکوع صلی الله علیه و آله تکبیر گفت داخل مسجد همه تکبیر گفتند سپس فرمود پس از من علی ولی شماست. حضرت علی ع از نگاه رسول گرامی در موقعیتهای مختلفی حضرت را مورد تعریف و تمجید قرار داده اند که این سخنان مورد توجه خاص محدثین و مورخین شیعه و سنی قرار گرفته است. رسولخدا فرمودند: عَلِیَّ رُکْنَ الْإِیمَانِ " علی رکن ایمان است ، عَلِیَّ أَمِینَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ " علی امین خدا بر روی زمین است، علی مصباح الدجی "علی چراغ شب تار است، علی منار الایمان " علی تجلی گاه نور ایمان است، علی الفاروق بین الحق والباطل" علی جدا کننده حق از باطل است، علی قسیم الجنه والنار" علی تقسیم کننده بهشت و جهنم است علی الطریق الی الله" علی راه به سوی خداست.علی مفرج الکرب عن رسول الله" علی برطرف کننده اندوه از رسولخداست . خطاب به حضرت علی علیه السلام فرمودند یاعلی ان الحق معک والحق علی لسانک و فی قلبک و بین عینیک "ای علی حق با تو و بر زبان تو و در قلب تو و بین چشمان توست . انا و علی حجه الله علی عباده" – من و علی حجت خدا بر بندگان او هستیم. اکرم صلی الله علیه و آله به حذیفه فرمود: حجت خدا بعد از من علی بن طالب است ، کفر به او، کفر به خداست و شرک به او شرک خداست و شک در او شک در خداست لولاک یا علی ماعرٌِف المومنون بعدی ای علی ! اگر نبودی مومنان (حقیقی)پس از من شناخته نمیشدند. علی علیه السلام از نگاه رقیبان عایشه میگوید مردی محبوبتر از علی علیه السلام نزد رسولخدا صلی الله علیه و آله نبود . معاویه در هنگام مرگ به یکی از یاران نزدیکش گفت من سه گناه بزرگ مرتکب شدم < اول آنکه به خلافت که حق المومنین علیه السلام بود طمع دوم اینکه زوجه حسن بن علی را فریفتم تا همسرش را به زهر شهید کرد سوم اینکه یزید را ولیعهد خود قرار دادم. عمر میگوید از رسولخدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود خداونداز نور چهره علی بن طالب هزار هزار ملک آفرید که او را تسبیح و تقدیس کنند و ثواب آن را برای دوستداران علی علیه السلام و فرزندانش مینویسد. فضائل المومنین علی علیه السلام المومنین علیه السلام پس از رسولخدا صلی الله علیه و آله از برترین موقعیت وجودی برخوردارواز بیشترین فضائل بهره مند میباشد به گونه ای که بلند مرتبگان عالم وجودیعنی اهل بیت از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ، تا حضرت مهدی علیه السلام اورا برتر از خود میدانند و حتی در برخی اعمال و ویژگی ها فرد بی نظیر عالم خلقت است انس بن مالک میگوید من خادم بودم هرگاه اسم علی علیه السلام می آمد شادمانی را در چهره رسول خدا صلی الله علیه و آله میدیدم. منزلت المومنین علیه السلام برای انسانها قابل درک نبود چه اینکه رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود ای علی ! جز ی آنگونه که باید خدارا نشناخت و جز خداوند و من آنگونه که باید تورا نشناخت محمد باقر و صادق علیهما السلام میفرمایند وقتی علی علیه السلام را در قیامت می بینند چهره انی که کافر شدند سیاه میشود و چون منزلت بزرگ او را در نزد خداوند می بینند دستهای خود را بخاطر این که ولایت اورا نپذیرفتند از شدت حسرت می جوند. جلوه های فضیلت 1- تولد او در خانه خدا 2- ذکرخداوند در هنگام تولد، ابوطالب پدر المومنین علیه السلام میگوید وقتی علی علیه السلام متولد شد مثل خورشیدی که طلوع کند به سجده رفته بود و میگفت : اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله و اشهد ان علیا وصی محمد رسول الله و بمحمد یختم الله النبوه و بی یتم الوصیه و انا المومنین. 3- تربیت نبوی المومنین تنها ی بود که از هنگام تولد تحت تربیت رسولخدا صلی الله علیه و آله قرار گرفت و به درجات عالی رسید. وقتی المومنین علیه السلام متولد شد صلی الله علیه و آله سی ساله بود بسیار علی را دوست میداشت و به مادرش فاطمه بنت اسد میگفت گهواره اش را نزدیک رختخواب من قرار بده . بخش اعظم تربیتی اورا بعهده گرفت اورا نظافت میکرد و شیر به دهان او می ریخت و گهواره اش را حرکت میداد تا میخو د و به هنگام بیداری با او شیرین زبانی و خوش گویی میکرد و اورا بر خود می نشاند و همیشه در بغل یا دوش خود قرار میداد و در کوههای مکه و بیابانها و راههای آن میگرداند. حضرت علی علیه السلام به کمیل میفرماید : ای کمیل ! خداوند عزوجل رسول الله را تربیت کرده او مرا تربیت کرد ومن مومنین را تربیت میکنم. 4- نامگذاری به المومنین علیه السلام در زمان رسولخدا صلی الله علیه و آله و سلم به ی المومنین گفته نمی شد زیرا این عنوان از چنان اهمیت و عظمتی برخوردار بود که نه مردم آنرا به ی اطلاق می د و نه ی خودرا شایسته این نام میدانست تا اینکه خداوند متعال این نام مبارک را بر علی بن طالب نهاد و به جبرئیل فرمود تا با این نام به او سلام کند.و از طرفی به او گفت : اهل آسمانها تورا به المومنین نام میبرند هم خبر این نام گذاری الهی را به مردم اعلام کرد و فرمود:این اسم را خداوند بر علی میگذارد و تنها برای اوست و از آن پس دستورداد تا همه با این نام بر علی بن طالب سلام کنند. ابوذر گوید : روزی با عده ای از اصحاب رسولخدا صلی الله علیه و آله در مسجد قبا نزد آنحضرت نشسته بودیم که فرمود: ای اصحاب من الان مردی از این در وارد میشود که او المومنین و مسلمین است همه نگاه کردیم و دیدیم علی بن طالب ظاهر شد صلی الله علیه و آله بر خواست و از او استقبال نمود و با او معانقه کرد و بین دو چشمش را بوسید و اورا کنار خود نشاند و سپس رو به ما کرد و فرمود هذا کم من بعدی این شما بعد از من خواهد بود اطاعت او اطاعت من است و معصیت او معصیت من است و معصیت من معصیت خدای عزوجل است. معجزات المومنین علیه السلام المومنین علیه السلام معجزه بزرگ خداوند در میان مردم بود . عمر میگوید، روزی علی علیه السلام با من رو برو شد و دست مرا گرفت و به قبرستان برد ودر بین راه صحبت میکردیم علی علیه السلام کمانی در دست داشت که چون به قبرستان رسیدیم آن را از دست خود انداخت و اژدهایی بزرگ همانند اژدهای عصای موسی گردید و دهانش را باز کرد و آمد تا مرا ببلعد با مشاهده این وضعیت ترس قلبم را گرفت و خود را عقب کشیدم و در چهره او خندیدم و گفتم امانم بده ای علی بن طالب و خوبی هایی را که بین بوده است را بیاد آوروقتی این جملات را از من شنید خنده نیکویی کرد و گفت کلام لطیفی گفتی ما اهل بیتی هستیم که از کم هم تشکر میکنیم آنگاه با دست خود آن اژدها را زد و آن را گرفت و دوباره به کمانی که داشت مبدل شد. روزی المومنین به خانه اش وارد شد و قدری غذا طلب کرد فاطمه زهرا سلام الله علیها گفت چیزی در منزل نداریم و من دو روز است که حسن و حسین را به بازی سرگرم کرده ام حضرت فرمود آن لباسهای پشمی را بده تا نزد ی به رهن گذارم و چیزی قرض کنیم . لباس را گرفت و به نزدیک یهودی که همسایه او بود رفت و گفت این لباس پشمی را نزد خود داشته باش و یک صاع ( سه کیلو )جو به من بده .مرد یهودی جورا آورد و به او داد و علیه السلام از نزد او بیرون آمد اما هنوز چند قدمی نرفته بود که مرد یهودی اورا صدا زد و گفت ای مومنان تورا قسم میدهم که صبر کن تا چند کلمه ای با تو صحبت کنم. حضرت همانجا نشست و یهودی به حضور او رسید و گفت : پسر عمویت گمان میکند که حبیب خدا واز خواص و برگزیدگان اوست و اشرف فرستادگان الهی است.پس چرا از خدا نمیخواهد تا شما را از این فقر و ناداری که گرفتار آن هستید نجات دهد علیه السلام مدتی سکوت کردو فرمود : به خدا قسم خداوند بندگانی دارد که اگر به او قسم یاد کنند دیوار را به طلا تبدیل کند خواهد کرد آنگاه دیوار به طلا مبدل شد و درخشید سپس به مرد یهودی گفت متوجه شدی ؟ این یک مثال بود . (مرد یهودی که این معجزه را از المومنین مشاهده کرد)مسلمان شد. آثار محبت به المومنین علیه السلام ا- قبولی اعمال ابن عباس گوید : به رسولخدا صلی الله علیه و آله عرض توصیه ای به من بفرما فرمود بر تو باد به محبت علی بن طالب به خ که مرا به نبوت برانگیخت خداوند حسنه ای از بنده ای قبول نمیکند تا اینکه از حب علی بن طالب از او سوال کند اگر بر ولایت او بمیرد اعمال گذشته اورا میپذیرد و اگر بر محبت او نباشد هیچ یک از اعمال اورا نمیپذیرد و دستور میدهد که اورا در آتش اندازند. اکرم صلی الله علیه و آله به المومنین علیه السلام فرمود یا علی به خ که مرا به نبوت برانگیخت و بر همه انسانها برگزید اگر بنده ای هزار سال خدارا عبادت کند جز به ولایت تو و ائمه از فرزندانت پذیزفته نمیشود این را جبرئیل به من خبر داد فمن شاء فلیومن و من شاء فلیکفر هر خواهد ایمان بیاورد هر خواهد کافر شود. رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود : لن یقبل الله فرضا الا بحب علی بن طالب خداوند عمل واجبی را نمیپذیرد مگر به محبت علی بن طالب. 2- بشارت به هنگام مرگ صادق علیه السلام فرمود وقتی جان از بدن مومن خارج میشود صلی الله علیه و آله را میبیند که به او میگوید بشارت باد تورا من رسول خدا و تو هستم و علی بن طالب را می بیند که میگوید من ی هستم که تو دوستم داشتی و به تو نفع میرسانم. 3- برائت از آتش رسولخدا فرمود حب علی برائه من النار دوستی علی برائت از آتش است. رضا علیه السلام از پدران خود و آنها از علی بن طالب علیه السلام و او از صلی الله علیه و آله و او از جبرئیل و او از میکائیل و او از اسرافیل و او از لوح و او از قلم نقل میکند که خدای عزوجل فرمود ولایه علی بن طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذ ولایت علی بن طالب دژ استوار من است پس هر در دژ من وارد شود از عذاب من مصون خواهد بود 4- ورود به بهشت اکرم صلی الله علیه و آله خطاب به حضرت علی علیه السلام یا علی ! ی که تورا دوست بدارد خداوند اورا باما در بهشت ن میکند ویژگی های اخلاقی و رفتاری 1- علم اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند انا خزانه العلم و علی مفتاحه فمن اراد الخزانه فلیات المفتاح . من خزانه علم هستم و علی کلید آن پس هر خزانه علم را بخواهد کلید آنرا بیاورد. از ائمه علیهم السلام روایت شده که هرگاه روز بر وحی نازل میشد قبل از اینکه شب شود علی علیه السلام را از آن آگاه میکرد و اگر شب بر او وحی می شد قبل از صبح اورا باخبر میکرد. در بیان دیگر حضرت فرمودند: رسولخدا هزار باب علم را به من آنوخت که هرب کلید هزار باب دیگر است. محمد باقر علیه السلام فرمود رطوبت را میمکند و نهر بزرگ را رها میکنند عرض شد نهر بزرگ چیست فرمود رسولخدا صلی الله علیه و آله و علمی که خداوند به او عطا فرمود. خداوند سنتهای همه ان را از آدم تا محمد صلی الله علیه و آله برای او گرد آورد و عرض شد آن سنتها چه بود ؟ فرمود علم همه ان و رسولخدا صلی الله علیه و آله و سلم تمام آنها را به المومنین علیه السلام تحویل داد .مردی عرض کرد ای پسر ! المومنین اعلم است یا بعضی از ان ؟ محمد باقر علیه السلام فرمودند گوش دهید ای مردم این مرد چه می گوید همانا خدا گوشهای هرکه را بخواهد باز میکند من به او میگویم خدا علم تمام ان را برای محمد صلی الله علیه و آله جمع کرد و آنحضرت همه را به المومنین علیه السلام تحویل داد باز او می پرسد که علی اعلم است یا بعضی از ان! 2- اخلاص حضرت علی علیه السلام میفرمایند :طُوبَی لِمَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ عَمَلَهُ وَ عِلْمَهُ وَ حُبَّهُ وَ بُغْضَهُ وَ أَخْذَهُ وَ تَرْکَهُ وَ کَلاَمَهُ وَ صَمْتَهُ وَ فِعْلَهُ وَ قَوْلَهُ؛ خوشا به حال ی که عمل و علمش و دوستی و دشمنی اش و گرفتن و ترک ش و گفتار و سکوتش و عمل و صحبتش را برای خدا خالص گرداند. حضرت در تعریف اخلاص میفرماید: مَنْ لَمْ یَخْتَلِفْ سِرُّهُ وَ عَلَانِیَتُهُ وَ فِعْلُهُ وَ مَقَالَتُهُ فَقَدْ أَدَّى الْأَمَانَةَ وَ أَخْلَصَ الْعِبَاده یکه درون و بیرون و عمل و گفتار او یکی باشد ادای امانت کرده و عبادت خود را خالص گردانیده است. طبق روایات اخلاص مقامی بلند و بلکه از اسرار الهی است که خداوند به هریک از بندگانش که بخواهد عطا میکند چنانچه ذات اقدسش فرمود : الإخْلاصُ سِرٌّ مِن أسْراری ، اسْتَوْدَعتُهُ قَلبَ مَن أحْبَبْتُ مِن عِبادی. اخلاص سری از اسرار من است که آنرا در قلب هریک از بندگانم که بخواهم میگذارم. 3- عبادت عبادت اقسامی دارد حضرت خود در این باره میفرماید گروهی خدارا از روی میل رغبت (به بهشت) پرستش میکنند این عبادت تجار است و گروهی اورا از روی ترس میپرستند این عبادت بردگان است گروهی خدارا بخاطر شکر نعمتها پرستش میکنند این عبادت آزادگان است . عبادت حضرت علی علیه السلام برچه اساسی بود ؟ خود حضرت میفرماید الهی ماعبدتک خوفا من عقابک و لاطمعا فی ثوابک ولکن وجدتک اهلا للعباده فعبدتک. خدای من ، من ترا از ترس عذابت و یا طمع در پاداشت نپرستیدم بلکه ترا اهل عبادت یافتم آنگاه پرستیدم. المومنین علی علیه السلام 23 سال در جماعت صلی الله علیه و آله شرکت نمود . عشق و علاقه او به عبادت خدا و بویژه جماعت سبب گردیده بود که در حساس ترین لحظه ها که بسیاری را غفلت میگیرد را اقامه کند. در یکی از روزهای جنگ صفین که مومنان علیه السلام مشغول جنگیدن بود خورشید را می نگریست عبدالله بن عباس به او عرض کرد: ای مومنان! این چه کاری است ؟ فرمود : مراقب وقت ظهرم تا گزاریم.ابن عباس عرض کرد : الان که در حال جنگیدن هستیم وقت است ؟ علیه السلام فرمود مگر ما برای چه با آنها میجنگیم؟ ما برای با آنها می جنگیم. 4- دین مداری بزرگترین دغدغه زندگی المومنین علیه السلام احیای دین و عمل به ارزشهای آن بود .حضرت لحظه ای از دین خدا غافل نشد و عمل را بدون توجه به دین پایان نبرد به گونه ای که دوست و دشمن میدانستند مبنای افکار ،اعمال و اه المومنین علیه السلام دین خداست. ابن الحدید میگوید دشمنان علی علیه السلام گویند کان متقیدا بالشریعه علی علیه السلام مقید به شرع بود . حضرت علی علیه السلام به همان اندازه که به دین خدا و اجرای آن می شید ، به سلامت آن فکر میکرد که مبادا دین را از مسیر حقیقی خود خارج کنند و یا دین داری مردم آسیب ببیند . سخن از دین و دین داری و تدین باشد ، اما حقیقت آن، مطرح نباشد . روزی دست به گردن المومنین علی علیه السلام انداخت و گریه کرد و او هم با آنحضرت گریه کرد آنگاه پرسید چه چیزی تورا به گریه انداخت ای رسول خدا ؟ حضرت فرمود : گریه ام برای کینه هایی است که در عده ای است و آن را جز پس از مرگ من آشکار نمی کنند . پرسید در آنهنگام چکار کنم؟ رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود صبر کن اگر صبر نکنی به زحمت شدید خواهی افتاد . المومنین علی علیه السلام پرسید آیا برای از بین رفتن دینم بترسم؟ فرمود نه بلکه آن زمان حیات دین تو خواهد بود. حضرت با جمله مبارک خود لا رای فی الدین از مردم خواست آراء خود را در دین خدا وارد نکنند و برای اصلاح دنیای خود دین را مخدوش نسازند . شیعه علی از دیدگاه گرامی ای علی! شیعه ی تو، انی هستند که در آشکار و نهان، از خدا می ترسند. ای علی! شیعه ی تو، انی هستند که [در قیامت] در طی درجات، از هم سبقت می گیرند، و خدا را ملاقات می کنند در حالی که حس ندارند [و چیزی بد ار نیستند] ای علی! اعمال شیعه ی تو، هر ، به من عرضه می شود، من، از کارهای نیک آنان، خوشحال می شوم و برای کارهای ناشایست آنان، استغفار می کنم. رفتار شیعه مؤمنان(علیه السلام) فرمود: شیعیان ما، انی هستند که در راه ولایت ما، به هم بذل و بخشش می کنند. و به همدیگر، در دوستی ما، محبت می کنند و در راه زنده نگهداشتن راه و روش ما، به زیارت یکدیگر می روند. آنان، اگر خشمناک شوند، به ظلم در نمی غلطند و اگر خشنود باشند، اسراف و زیاده روی نمی کنند. مایه ی برکت همسایگان و موجب سلامتی و آسایش افراد مرتبط با آنان، هستند. شیعه علی علیه السلام مؤمنان (علیه السلام) فرمود: شیعیان ما، تنها عارفان به خدا و عمل کنندگان دستورات الهی، اهل فضیلت، سخن سرایان به مطالب درست، هستند. خوراک آنان، به اندازه ای است که توان و نیروشان دهد [نه کم خورند و نه زیاد]، لباس پوشیدن شان متعارف است [نه بدها را پوشند و نه به زیور بیارایند]، با تواضع راه می روند. بیماری شیعه علی(علیه السلام) فرمود: هیچ از شیعیان ما، دچار دردی نمی شود، جز به واسطه ی گناهی که از او سر زده است. و آن درد، زایل کننده ای بر گناه او است. مطالعات طراحی مرکز موسیقی سنتی ایران تاریخ ایجاد 05/07/2015 12:00:00 ق.ظ تعدادبرگ: 197 برگ ورد قیمت: 48000 تومان تعدادمشاهده 141

فصول و فهرست کلی مطالب مقدمه چکیده تعاریف فصل اول مطالعات پایه فصل دوم مبانی نظری فصل سوم اقلیم و موقعیت قرارگیری فصل چهارم استانداردها و ضوابط فصل پنجم برنامه فیزیکی و ریز فضاها فصل ششم نمونه های موردی و تطبیقی فصل هفتم ایده و کانسبت فصل هشتم سازه و تاسیسات فصل نهم منابع و ماخذ بخشی از مطلب
مقدمه

من با موسیقی زیسته ام و عمر خود را در پی رمز و راز این لطیفه نهانی طی کرده ام، بدان شیده ام و دل در گروی آن نهاده ام. هنوز هم آن جذبه نخست، آتش در درونم می افکند، مرا می رباید و با خود می برد، و نمی دانم چیست در گوهر این افسونگر که چنین جان هایی لطیف را مسحور خویش کرده است. در همه این سال ها کمتر مجالی داشتم تا شرح این سودا دهم. «کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست». بر این باور بودم که کار هنرمند آفرینش است و بس؛ و باید تفسیر و سخن گفتن از هنر را به جامعه شناسان و فیلسوفان و دیگران سپرد. ولی به عنوان هنرمندی که همواره مورد لطف بیکران مردم است، در برابر پرسش های جدی قرار می گرفتم. گرچه در حد توان می کوشیدم تا دیدگاه خود را توضیح دهم و یا در اندک مصاحبه ها با رسانه ها برداشت های خود را درباره موسیقی ایرانی بیان کنم، اما کمتر این فرصت پیش می آمد تا به تفصیل در این باره سخن بگویم. «راز مانا» مجلی بود تا این تاملات را با جامعه در میان بگذارم. و فراتر از این باید بگویم که مجالی بود تا تجربیات و تاملات خود را مروری دیگر داشته باشم. بسیاری از این موضوعات را شیده بودم، اما گفت و گوها فرصتی را پیش آورد تا یک بار دیگر و از دیدی تازه به این موضوعات نظر اندازم. خوشبختانه دوستانم اهل مجامله و تعارف نبودند و تا نکته سنجی های بسیار نمی د، و پاسخ دقیق نمی گرفتند، قانع نمی شدند و به سراغ پرسش دیگر نمی رفتند. گمانم لطف این گفت و گوها در این است.
زمانی که نخستین بار ایده تدوین کتاب راز مانا مطرح شد، هم من و هم دوستانم تصور انجام چند گفت و گوی ساده را در ذهن داشتیم و بر این باور بودیم که می توان در چند جلسه این کار را به سامان رساند. هر چه پیش تر می رفتیم، آن تصور اولیه بیشتر رنگ می باخت تا بدانجا که شاید بتوان گفت که این کتاب نه از ایده اولیه بلکه در جریان گفت وگو شکل گرفت. ماجرای شکل گیری کتاب خود شرحی خواندنی است و امید است که در ویراست دوم کتاب بدان بپردازیم. وقتی که متن گفت وگوها بازخوانی می شد، سوالات تازه ای طرح می شد و پاسخ های تازه ای را می طلبید و آن پاسخ خود سوالی دیگر را میدان می داد. به همین دلیل، بخش مهمی از این گفت و گو در جریان چندباره رفت و برگشت متون شکل گرفت. تمام آن سخن ها که گفته و شنیده شد در این متن راه نیافتند و شاید بر خواننده آگاه این گسیختگی چندان پوشیده نمانده باشد.
پرسش هایی که در این کتاب طرح شده اند، پرسش هایی از جایگاه و نقش موسیقی ایرانی و نقش من در سرنوشت این هنر است و من از چشم خود بدان پرداختم. با این حال باید در نظر داشت که دیگرانی نیز که در این عرصه دستی دارند، خودبه خود مخاطب این پرسش هایند. امید است این کتاب آغاز شکل گیری گفت و گویی وسیع تر میان موسیقی دانان فرهیختگان و روشنفکران و جامعه درباره سرنوشت موسیقی ایرانی و آینده آن باشد.
محمدرضا شجریان
هنر و موسیقی وجهی از تاریخ و فرهنگ یک ملت است و از این رو شایسته آن است تا فیلسوفان و جامعه شناسان هنر به قصد شناخت رازهای نهفته و معانی پنهان فرهنگ ها در آن تامل کنند. هر قوم یا گروه اجتماعی- هر چقدر هم که از بیان دنیای درونی خود پرهیز کند- چون به عرصه هنر پا می نهد قادر به پوشی نیست و در این پهنه، به شیوه ای ظریف، ناخواسته و نهائی، خود را آشکار می کند. ورود به چنین دنیایی و خواندن رازهای نهفته، تمنای فیلسوفان و جامعه شناسان هنر است و روشن است که این کار نه چندان سهل و ساده است.
متاسفانه در ایران، عرصه هنر کمتر موضوع چنین تاملات و مطالعاتی بوده است و موسیقی از این حیث، بیشتر از دیگر جلوه های هنری مورد غفلت قرار گرفته است. این در حالی است که برخی فیلسوفان هنر، موسیقی را «منطق احساسات و تمایلات جمعی» خوانده اند و بر این باورند که موسیقی بازتاباننده الگوی ذهنیت جمعی یک قوم و ملت است و در همه کنش های جمعی بازتاب می یابد. از این منظر، موسیقی شاید بیش از دیگر جلوه های هنری، از حیث مطالعات فرهنگی، جامعه شناسی و حتی فرهنگ ، درخور توجه است.
موسیقی، تولید احساس به شیوه ای بسیار انتزاعی است. احساساتی که با واژه ها قابل بیان نیستند و یا به صورت کامل با ابزارهای زبانی بیان نمی شوند. تجربه تاریخی حاصل از زیست مشترک یک گروه، در موسیقی آنها بازتاب می یابد و هر قوم، گروه یا ملتی که نغمه موسیقی خود را می شنود، فشرده تاریخ و تجربه تاریخی خود را حس می کند. واکنش احساسی مشترک در برابر نغمه های موسیقی، گویی یادآوری خاطره تاریخی آن قوم است.
از میان فیلسوفان هنر، سوزان لانگر توجه بیشتری به این وجه موسیقی نشان داده است. تئوری موسیقی وی بر دریافت ویژه او از فلسفه ذهن و فلسفه هنر متکی است. او کارکرد اصلی ذهن را انتزاع می داند و انتزاع چیزی نیست مگر صورت بندی شکلی یا «فرمیک» از پدیده مشاهده شده. این صورت بندی شکلی همان نماد است. نماد ابزاری است که به وسیله آن اطلاعات به دست آمده از تجربه را شکل و صورت می بخشیم. لانگر از دو نوع متمایز نمادها سخن می گوید: نمادهای گفتاری و نمادهای باز نمایاننده.
مقصود از نماد گفتاری، زبان است که حاوی مجموعه ای از واژگان دال بر معنا و قواعدی برای ترکیب معناشناختی واژگان است. اما نمادهای گفتاری در بیان احساسات و تمایلات به ویژه تمایلات ذهنی و درونی، تا حدود اندکی توانایی دارد. اینجاست که تمایلات بازنمایاننده ضرورت پیدا می کنند.
ویژگی نمادهای بانمایاننده آن است که به خلاف زبان حاوی مجموعه ای از واژگان دال بر معنا و قواعد ترکیب کننده نیست. در این سنخ از نمادها اجزاء تنها از طریق ارتباطشان با ساختار کلی ادراک می شوند. نمادهای بازنمایاننده حاوی یک ساختار کلی است که ناظر بیرونی می تواند با مطالعه توام با همدلی آن منطق احساسات جمعی یک قوم و ملت را مورد مطالعه قرار دهد.
لانگر موسیقی را از این حیث از سایر جلوه های هنری برجسته تر می یابد. به قول لانگر موسیقی ضمن آن که همچون یک متن قادر است صورت و فرم منطق احساسات جمعی را بازنمایی کند در عین حال نقشی فعال نیز دارد و می تواند به صور گوناگون و متنوع، احساسات درونی هر یک از افراد را به قالب یک الگوی مشترک قومی بریزد.
جلوه های هنر ایرانی و به ویژه موسیقی از چنین منظری کمتر مورد تامل قرار گرفته است. موسیقی کمتر از حوزه های دیگر دریچه خود را بر نگاه های فلسفی و جامعه شناختی گشوده است. وجود حداقل دانش فنی موسیقی در میان جامعه شناسان و فیلسوفان و آگاهی از مفاهیم و رویکردهای اصلی فلسفی و جامعه شناختی در میان موسیقی دانان شرط لازم چنین پیوندی است و شاید مانع اصلی این پیوند از همین واقعیت برخاسته است.
برای بررسی موسیقی، به سیاق سایر محصولات فرهنگی دست کم به سه شیوه می توان عمل کرد. نخست آن که خود موسیقی برحسب معانی و پیام های موسیقیایی آن و نه وماً معانی اشعار آن - موضوع بررسی قرار گیرد. دوم آن که ویژگی های مصرف کنندگان موسیقی و مخاطبان آثار موسیقیایی بررسی شود؛ و سه دیگر آن که دیدگاه خالقان آثار موسیقیایی مورد مطالعه قرار گیرد. هر شیوه، بخشی از مساله را روشن می کند.
ما در این مباحث شیوه سوم را برگزیده ایم و تلاش کرده ایم تا حدی بیرون از مباحث فنی موسیقی، ای از پرسش هایی را که هم اکنون در حوزه مطالعات فرهنگی مطرح است با شجریان در میان بگذاریم. دغدغه اصلی ما هنگام گفتگو این پرسش محوری است که ذخیره معنایی موسیقی اصیل (یا سنتی و یا هر لقب دیگری که به آن بدهیم) در مواجهه با دنیای جدید و در برخورد با دیگر انواع موسیقی و نیز پدیده های جدید اجتماعی چه موقعیت یافته است؟ موسیقی سنتی هم چنین در برخورد با دیگر منابع سنتی نظیر اخلاق، عرفان، دین و یا حوزه های عمل اجتماعی نظیر سیاست و … چه واکنشی نشان داده است؟ و آیا در این جغرافیای رو به تغییر، همچنان می تواند نقش اصلی خود را در بیان تجربه زیست مشترک اجتماعی ایفا کند؟
شجریان، مهم ترین موسیقی (آوازی) متعالی است. اگر تقسیم بندی هنر عامه پسند (popular art) و هنر متعالی (high art) را بپذیریم. بی تردید شجریان را باید در شمار مهم ترین هنر متعالی قرار داد. پرسش هایی که مطرح شد غالباً درباره هنر متعالی مصداق بیشتری دارد و از این رو، بهتر آن بود که با م ع چنین هنری در میان نهاده شود.
در عین حال، آثار او در دو دهه اخیر، نفوذ شگفت آوری داشته است و طیف متنوعی از سلیقه ها و گروه های اجتماعی در شمار مخاطبان آثار او قرار گرفته اند. به سخن دیگر، هنر متعالی که غالباً مخاطبان آن منحصر به نخبگان است، توانسته در میان اقشار عادی و نخبگان نفوذ یابد. ترکیبی که از حیث مطالعات فرهنگی حائز اهمیت است.
شهرت و محبوبیت شجریان مستقل از خود او و شخصیت و عقاید او حائز اهمیت است. شهرت و استقبال عمومی از هنر او، گویای آن است که شجریان خود بازتاب خواست ها و کشش های درونی مخاطبانش است. موقعیتی که وی در طول سال های پس از انقلاب با همه فراز و فرودها، آن را حفظ کرده است. طیف مخاطبان او از یک گروه و طبقه اجتماعی فراتر است و نظیر او تنها به چند هنرمنددیگر می توان اشاره کرد که طیفی این چنین گسترده را گرد چراغ هنر خود گرد آورده باشند. این مقام و موقع، یک شخصیت یا یک اثر هنری را به آئینه ای بدل می کند که از طریق آن می توان از اثر و خالق آثار به وضعیت مخاطبان پل زد و به وجود پنهان وضعیتی که در آن قرار گرفته ایم و به ساختارهای مشترک میان طیف بی شمار مخاطبان او واقف شد. این گفتگوها به منزله اهتمام ما برای به زبان آوردن نیات و احساسات هنرمندی است که در چنین موقعیت ویژه ای قرار گرفته است و ممکن است بتواند در کنار آثار او، جویندگان در عرصه های مختلف فکری و فرهنگی را در پاسخ گفتن به برخی پرسش ها یاری کند.
آثار شجریان با زندگی اجتماعی و دو دهه اخیر پیوند خورده است. آثار او در هر دوره، یادآور فضای اجتماعی و است و در مقام اثر هنری در تعامل با چنین فضایی قرار گرفته است. از اینروست که حتی در صدا و سیما بیان صحنه های انقلاب با آواز او و اثر او همراه است. چنین موقعیتی خود حائز اهمیت جامعه شناختی است و طبعاً دریافت های او منبع مهمی برای چنین مطالعه ای است.
آنچه شجریان در زمینه مباحث مربوط به فلسفه زیبایی شناختی، ارتباط هنر و زیبایی با اخلاق و قواعد ارزی اثر هنری و جنبه اجتماعی و نسبت هنر و قدرت و غیره می گفت، کلام ی است که با موسیقی زندگی کرده است و موسیقی و خلق زیبایی، بخش اصلی تجربه زیسته او را تشکیل می دهد. او در گفتگو از هنر و جنبه های گوناگون آن، بیشتر به تجربه های زیسته اش اتکا می کرد و کمتر به ایده هایی متکی بود که این سو و آن سو می توان خواند. آنچه می گفت حاصل تلاش یک هنرمند برای به کلام آوردن احساس ها و انگیزه های پنهان و واکنش های غریزی و خواستهای ناخودآگاه یک پدید آورنده نمادهای زیبا بود. بسیاری از هنرمندان تنها با زبان هنر خود سخن می گویند و به کلام آوردن آنچه را که احساس و تجربه می کنند به منتقدان هنر می سپارند. اما در همان جلسات نخست گفتگو با شجریان دریافتیم که او خود قادر است تجربه زیسته هنری خود را به زبان آورد و در زمره هنرمندانی است که با آنها تا حدودی می توان بیرون از شکاف میان ‎آفرینشگر و منتقد هنری ایستاد و افق های هنر را نگریست. بنابراین خواننده در این گفتگوها نبایستی انتظار داشته باشد که آنچه می خواند، از روال و نظم و قاعده مندی مباحث یک جامعه شناس یا فیلسوف هنر تبعیت کند. اما آنچه شجریان به زبان می آورد، برای یک فیلسوف یا جامعه شناس هنر که در زمینه هنر ایران می شد، می تواند الهام بخش باشد.
شجریان، دلبسته به ایران و مضامین فرهنگ ایرانی است. به تعبیر خودش، به این خاک چونان تن معشوق می نگرد و تنها در این خاک احساس قرار کند. او اینک در بام بنای رفیع آواز ایرانی به تنهایی ایستاده است. اما هنوز به افق های دوردست می نگرد و بر این باور است که اگر یک بار دیگر فرصت آن را داشت که راه رفته را دوباره طی کند، چنان حرکت می کرد که از حدود قلمرو ایران فراتر می رفت و متولی درخشش آواز ایرانی در سطح جهانی بود. او باور ندارد که زبان فارسی، جهانی آواز ایرانی را ناممکن می سازد. به نظر شجریان می توان مشخصه های زیبایی شناسانه آواز موسیقی ایرانی را چنان گسترش بخشید که حس زیبایی شناختی ایرانی را در سطح جهانی برانگیزد. چنانکه عدم درک زبان انگلیسی یا ایتالیایی و فرانسوی مانع از آن نشده است که خوانندگان این کشورها از قلمروهای خاص جغرافیایی بیرون روند و مقبولیتی بین المللی پیدا کنند.
عشق و علاقه به میراث سنت و در عین حال تمنای آن که به سطح سلایق و خواست بین المللی واصل شویم، ترکیبی است که ضمن گفتگو با شجریان با جوانب آن آشنا می شویم.
شجریان به موسیقی غرب علاقمند است و بی آن که با زبان بسیاری از خوانندگان معروف غربی آشنایی داشته باشد، حس برانگیزاننده صدای آنان را در می یابد و از آن لذت می برد. او در دلایل رشد و شکوفایی موسیقی غربی تامل کرده است و بر این باور است که با تمسک به روش هایی نظیر آن می توان همان رشد و اعتلا را برای موسیقی ایرانی فراهم آورد. به نظر او موسیقی ایرانی از برخی جهات توانایی های نهفته ای دارد که موسیقی غربی فاقد آن است و در صورت پروراندن این قابلیت ها می توان زمینه رشد این موسیقی را فراهم آورد. شجریان موفقیت خود را وامدار همراه دو وجه می داند: ادراک حسی خواست ها و نیازهای مخاطب و در عین حال تکاء آمیخته با علاقه و اشتیاق به ذخایر سنت. او در صدد نیست که در جهت خواست و نیاز مخاطب ی ره ذخایر سنت را کنار نهد یا مطابق با آن نیازها و خواست ها به دگرگونی بنیادی در آن ذخایر دست بزند. برای موسیقی ایرانی مستقل از خواست و توقع دیگران سرشت و عطر و رنگی قائل است و همواره در آفرینش های خود این عطر را تعقیب می کند. اما در عین حال تقدسی برای آن ذخایر قائل نیست. هنر ایرانی با او در فضای امروز می زید و در وهله نخست برآوردن نیاز مخاطب بالفعل خود را در نظر دارد.
شجریان موسیقی را در سرشت خود، بشری می داند. به سرشت قومی و محلی موسیقی باور ندارد. رنگ و بوی موسیقی ها، رنگ و بوی اقلیم و تاریخ و پیشینه هاست و به همین جهت از پذیرش این رنگ و بوی ناگزیریم، اما دلیلی برای جزم شی در خصوص انها نداریم. همواره موسیقی ایرانی در تعامل با پیرامون خود بالیده است و اینک موسیقی غرب نیز از جمله همان جنبه های پیرامونی است که همراه با آن، موسیقی ما امکان بالیدن می یابد. هنرمندان چه بسا دغدغه انطباق اثر خود را با ضوابط سنتی یا مدرن دارند. اما اگر به قول شجریان بر این اصل متکی باشیم که در هنر، خلق زیبایی، تنها جزمی است که باید آن را مقدس بیانگاریم، هیچ اصلی پیشینی برای انتخاب یکی از دو گزینه سنت یا مدرن نداریم. هنرمند بطور ناخودآگاه این دو افق را در هم می آمیزد. موسیقی اصیل با چنان دیدگاهی از موسیقی سنتی تفکیک می شود. موسیقی سنتی در صندوقچه جزم ها باقی مانده است و تنها چشم به و تبعیت از قواعد ردیف نوازی دارد. اما موسیقی اصیل با تکیه بر مخاطب و نیازها و دوران او خلق می شود. شجریان چنانکه در جریان گفتگوها قابل مشاهده است، تقدیس نابجایی از گنجینه سنت نمی کند، به همین سبب هیچ گونه ای از موسیقی را غیر مجاز نمی شمارد و برای کاربست مفاهیم اخلاقی نظیر ابتذال در ارزی آثار هنری مجالی باقی نمی گذارد. اگر هم به تسامح، مصداقی برای موسیقی بشناسد تنها با معیارهای حرفه ای چنان تفکیکی را مجاز می شمارد. وی علی الاصول بر این باور است که هیچ سنخی از نیاز به موسیقی نیست که بتواند به عنوان گونه ای ناروا شناخته شود و به عنوان ابتذال در موسیقی محکوم شناخته شود.
به نظر شجریان موسیقی ایرانی تنها خوراک موجه برای ایرانی نیست و ایرانی به واسطه ایرانی بودنش محکوم به شنیدن موسیقی ایرانی نیست. نفس تمایل به مصرف موسیقی های دیگر نشانگر نیاز به آنها و روا بودن مصرف آنهاست. از نظر شجریان فضای بسته و کنترل شده نه تنها کمکی به تحول موسیقی ایرانی نکرده است بلکه شنونده ایرانی را مصرف کننده نازل ترین اشکال موسیقی غربی کرده است و مانع از رشد سلایق او برای مصرف اشکال پیچیده تر از حیث زیبایی شناختی شده است.
ایده انجام این گفتگو نخستین بار در شهریور 1375 مطرح شد. هنگامی که پیشنهاد را با شجریان در میان گذاشتیم، کلیات آن را پذیرفت. اما تصمیم گیری نهایی را به گفتگوی تفصیلی تر موکول کرد. پس از توافق اولیه و به تصور ان که در سه یا چهار جلسه، مقصود حاصل خواهد شد، گفتگوها را از اوایل آبان آغاز کردیم. گفتگوها با چند وقفه نهایتاً در اسفند 1375 به پایان رسید. تغییرات چندباره در متن و تاثی ذیری ان از شرایط اجتماعی، انتشار آن را به چنین زمانی انداخت.
کتاب به دو صورت قابل تنظیم بود. نخست تنظیم آن به روال و نظم یک بحث علمی و دوم به شیوه روال طبیعی گفتگو. در شیوه نخست، مباحث در مورد هر موضوع در فصل جداگانه مطرح می شود. اما شیوه دوم را برگزیدیم چرا که نه ما و نه شجریان، داعیه ارائه بحث علمی و با ضوابط و چارچوب های علمی نداشتیم، بلکه قصد ما بیشتر طرح مساله و دیدگاه های اصلی بود. دیگر آن که روال گفتگو، دامنه بحث را به علاقه مندان بیشتری گسترش می دهد و نظم طبیعی گفتگو، سهولت بیشتری را برای دنبال بحث از سوی مخاطب فراهم می کند.
پیشاپیش بر ما روشن است که این گفتگو با نقایصی همراه است. هنوز می توان پرسش های تازه ای برآن افزود و یا پرسش ها را به صورت دیگری مطرح کرد. داوری های دیگران قطعاً ما را در تکمیل این کار کمک خواهد کرد.
چهار فصل
به بهانه ی خلق مجموعه ی ار تری «چهارفصل»
مطالبی در ارتباط با موسیقی محلی و موسیقی دستگاهی
آنچه که امروز در چهارچوب موسیقی محلی و یا بومی از یک سوی و موسیقی دستگاهی از سوی دیگر که به نظر این خادم حقیر وادی موسیقی مملکتمان، تنها لحن و ح ی متفاوت دارند، می بینم گاه متاثر و گاهی ملهم از یکدیگر و نیز همچنان گاهی هر کدام حرفی نو و جدا از هم به گوش می رسانند، مجموعه ایست از رسم و آئین و فراز و نشیبی نغمگی با وزن و رنگ و بوی خاص که قدما، پیش وتان و ان حاضر در این وادی ضمن فراگیری و سپس آموزش این مجموعه به طلبه گان و هنرجویان، آنهم به روش به و از راه گوش و خوشبختانه در این عصر از راه آثار مکتوب دوام و بقای این گنجینه را سبب شده اند.
بر این باورم که سنت ها و مطالب جای افتاده در میان جوامع مختلف، در مقاطع خاصی از تاریخ به مثابه بدعت و نوآوری بوده اند در مقابل شیوه های قدیمی تر از خود.
نغمه های محلی، این رنگهای صوتی بی آلایش و برگرفته از طبیعت و نیز جاری شده از یک چشمه ی همیشه زلال و برخاسته از دل مردمی بی ریا و خالص که خلوص عمل، در پندار، گفتار و کردارشان همیشه مشاهده می شود و بی شک به همین دلیل این تراوشات ذهنی اثرگذار هستند و بر دل می نشینند همراه موسیقی دستگاهی و یا ردیف موسیقی ایران، وسیله ای هستند برای آشنایی با خصوصیات فرهنگی و هنری و قومی مردم این مرز و بوم، و فراگیری الفبای این هنر به منظور پای گذاردن به پهنای بی انتهای موسیقی ایران و در نهایت وسیله ای برای نوآوری و خلاقیت در قالب هر دو لحن ذکر شده.
بی شک باید در حفظ و حراست و اشاعه ی موسیقی ملی ایران کوشید، ولی موردی که نباید از نظر دور نگهداشت، رنگ پذیری و قابلیت بسط و گسترش این مجموعه و یا بعبارت دیگر دگرگونی دلپذیر و دخل و تصرفی منطقی روی این گنجینه و یا سنت، اما بدور از خدشه.
بنابراین می توان این طور بیان نمود … سنت، مجموعه ی آنچه هست، و آنچه خواهد شد، نوآوری و بسط و گسترش، آن هم به حکم ضرورت.
مجموعه ی «چهارفصل» با توجه به مسائلی که در بالا شرح آن رفت برای ار تر و صدای هنرمند گرانمایه و دوست بسیار عزیزم بیژن بیژنی تنظیم شد.
این مجموعه که شامل هشت قطعه می باشد اثریست که دستمایه ی آن ده ملودی محلی است که تقریب نزدیک به تحقیق برخاسته از چهار سوی کشورمان ایران بوده ( به همین دلیل این مجموعه چهار فصل نام گرفت) و به قول تنی چند از باریک شان شهر، پس از گوش به این اثر و باور حرف بر این مسئله که … «این قطعات تنظیم نشده، بلکه آهنگسازی شده است…» طبیعتاً این نوع اظهار نظر و برخورد باعث خوشحالی و دلگرمی من می شد، چرا که احساس می کنم تا حدودی به اعتقادات و نحوه ی نگرش خودم، نسبت به آنچه در این وادی بدان اشاره داشتم، نزدیک شده و عمل کرده ام.
امیدوارم در پیشگاه مردم خوب ایران پس از پخش مجموعه «چهارفصل» مورد نقد قرار گرفته و شاهد بازتاب آن بین هموطنانم باشم. چرا که معتقدم اقبال در این است. جای دارد در انجام این مهم از محبت های بی دریغ و بسیار جناب رضا مهدوی هنرمند خب از آغاز تا پایان این پروژه و مساعدت های ضروری و به موقع ایشان که از سر لطف به بنده و جناب بیژن بیژنی، داشته اند سپاسگزاری کنم، براستی که جای تعجب دارد و در این دوران «نوبر» است …
در اینجا آنچه را که برای بروشور سی. دی اثر نگاشته ام می آورم تا عزیزانی که نوار را می شنوند در نوار کاست توضیحات موجود نیست- و یا تمایل به اطلاعات حسی- علمی تنظیم ترانه ها دارند بتوانند از درک بهتری برخوردار گردند.
یار با من بمان (ترانه )
در آغاز این قطعه، ویولنها و ویولا پس از چهار میزان بازی سنتور و ویلنسل با نت های تنال به منظور ایجاد فضای مقام افشاری اولین موتیف آشنای ترانه ی را به ترتیب معرفی کرده و سپس تار به طور کامل اجرای آن را به عهده می گیرد.
پس از اتمام این فضا بار دیگر ملودی را با لحن کمانچه و ویلن اول می شنویم حال مقدمه به پایان رسیده و نوبت کلام است که آوازخوان اولین بند آوازی را تقدیم می کند.
پس از پایان بند دوم به شکل گذشته رابطی سازی در قالب بسیار تند در میزان دو چهارم و تداخل قالب شش هشتم روی آن که پلی ریتمیک نامیده می شود راه را برای معرفی ملودی کردی به نام «هه روایه» که همچنان در فضای افشاری تامپره (تعدیل) شده است (کم و زیاد شدن ها بنا به ضرورت) می گشاید، در خاتمه ی این رابط بند سوم هم معرفی می شود.
از منطقه ی لرستان و م آباد ملودی بسیار زیبایی که به دلیل کلام نغر و بی ریای آن «زندگی» نام گرفت و به یاد مردم خوب این منطقه و گرانمایه فرامرز پایور با آن تنظیم شنیدنی، انتخاب شد، با مقدمه ای هشت میزانی توسط ویلنها- ویولا و ویلنسل و تکرار آن در اوج، آغاز شده و سازها در جمله ی دوم گوشه ی طوسی (داد) را معرفی و فرود می کنند و ساز بربط در حالیکه کلام زیبای باباطاهر روی آن دکلمه می شود یاد عبدالوهاب شهیدی را زنده می سازد.
پس از آن آوازخوان و کمانچه به همراهی تنبک، ضمن معرفی جمله ی اول این اثر در فضائی کاملاً خلوت، جمله ی دوم و ترجیع بند کلامی را می خواند. قطعه پس از سیری مجدد در گوشه ی طوسی و اوج اول ماهور و ترجیع بند همیشگی توسط خواننده و رابط سازی در قالب اصفهانک و اشاره ای پنهانی به راک یا اوج دوم و نیز اشاره ای خواننده به گوشه ی عراق و ترجیع بند نهایی به پایان می رسد.
بارون بارونه (کردی)
این قطعه که برداشت و یا ملهم از یک قطعه ی کردی است. با افکت رعد و صاعقه و یک موتیف چهار ضربی که در طول قطعه به کرات شنیده می شود، به منظور ایجاد فضائی آشنا توسط ساز فاگوت و صدای بم آقایان آغاز و بلافاصله ملودی مورد نظر بطور کامل توسط گروه کر (آواز جمعی) معرفی می شود. فضای کوبه ای و تضاد در آن به دلیل نقش دف که ساز مخالف می زند وسعی دارد در مقابل سایر آلات کوبه ای سنتی ریتم خاصی را در چهارچوب جاز تداعی کند و ابوا که رل سرنا را بازی می کند. بند اول آواز روی همین فضا شنیده می شود و آواز جمعی روی جمله ی آ آوازخوان ترجیع بندی را شکل می دهند و ار تر با پرچمداری کلارینت و سپس فلوت در قالب واریاسیون در مقام پاسخگوئی بر می آید.
بند دوم آواز به همراهی ابوا آغاز، و در پایان همین بند ملودی اصلی را با حرفی تازه به اتمام می ‹ساند و این بار روی نقش کوبه ای و افکت رعد و صاعقه، آواز جمعی در شکل بی کلام فضائی روستائی را تداعی کرده و به آواز خوان جواب می دهد.

آنگاه نوبت به بند سوم می رسد که با شکوهی بیشتر یاد خواننده ی قبلی این قطعه که موسیقی پاپ در ایران را در چند دهه ی گذشته شکل داد و معرفی نمود زنده می کند.
گریه ی شبانه (نسانسا- گیلانی)
این ملودی گیلانی که براستی به دل خود من بسیار نشسته، با ضرب های پیانو و کنترلباس در ح پیتزکاتو (زخمه به سیم یا کندن سیم) و نوبت کشیده ی سایر خانواده سازهای زهی، و تار در قالب موتیف های کوتاه برگرفته از ملودی اصلی، فضاسازی و بستر اصلی قطعه را آماده می سازند.
پس از این مقدمه، سنتور با یک خط موج گونه یا به عبارت دیگر هارمونی افقی (کنت وان) آوازخوان را به عرصه ی این ماجرا دعوت می کند. در حالی که پیانو هارمونی عمودی این قطعه را در قالب ریتم و ویلنها، کنت وان شماره ی دو را اجرا دارند.
نوبت به پاسخگوئی می رسدکه سازهای زهی با استفاده از فضای ملودی اصلی، اجرای این مورد را بعهده می گیرند و ترانه را به بستر از پیش معرفی شده می برند و با کمی تغییر وضعیت در ساختمان قطعه، آوازخوان بخش پایانی را پیشکش می کند.
شب تنهائی (پاچ لیلی- گیلانی)
این قطعه نیز تعلق به منطقه ی گیلان دارد و با مقدمه ای نه چندان ملهم از ملودی، ولی می توان گفت ارتباط کم رنگی با تم اصلی دارد و ابتدا در تنالیته ی مورد نظر با ساز فلوت، سپس با دو ساز کلارینت و ویولا در یک پنجم درست بالاتر و در نهایت با سنتور در تنالیته ی اصلی شنیده می شود. سازهای دیگر این مجموعه، رل هارمونی دارند. ویلن اول واریاسیونی از تم اصلی در بخش اول جمله، و بعد تار نیمه جمله ی دوم ملودی را بدون دخل و تصرف معرفی می نمایند. در ادامه همین فضا، ویلنسل و سپس کلارینت و ویولا و در بخش فلوت و سنتور مع تم را می شنویم. در اینجا اوج حضیض ویلن اول، روی بازیهای مشابه که توسط سایر خانواده ی زهی انجام می گیرد، شنونده را به حریم آوازی پذیرا می شود و بند اول آواز با همراهی سنتور پایان می گرد. در وقت پاسخ، سازها به سرکردگی فلوت، موتیف ها و نیم جمله هایی را که خویشاوندی کامل با تم آشنا دارند، اجرا می کنند ودر پایان این ماجرا پس از اتمام بند دوم، عیناً شاهد تکرار کل قطعه جهت معرفی بخش های سوم و چهارم خواهیم بود.
پریشان (کوچه لر- آذری)
این قطعه ی زیبای آذری که بارها آنرا با اجراهای بسیار درخشان و آوازخوانان صاحب نام چون رشید بهبود اف شنیده ایم پیوندی بسیار محکم و اثرگذار بین ملودی و کلام لطیف آذری را با خود به همراه داشته است. این بار اما، شاعر کوشیده است این پیوند را بین کلام فارسی و ملودی برقرار کند و آوازخوان به شکوهی چون گذشتگان آنرا تقدیم شنوندگان صاحب دل می کند تا فارسی زبانان سرزمینمان نیز همچون هموطنان آذری در لذت شنیدن و درک آن سهیم باشند.
در مورد ساختمان قطعه و مسائل فنی آن، بهتر دیدم چیزی ننویسم که چه به مصداق «حاجت بیان» امید است قطعه خود حرفی برای گفتن داشته باشد.
چشم براه (دی بلال- بختیاری)
در این ملودی دلنواز بختیاری که حزن دیرینه و دلچسبی در آن مشاهده می شود، سه خط فلوت سپرانو، و و باس، فضائی آشنا در ملودی حاکم بر قطعه را با همان شگرد مشابه سازی یا واریاسیون، ایجاد می کنند.
ویلنسل در ادامه ی راه واریاسیون شماره ی دو را که کاملاً به ملودی نزدیک است به کمک هارمونی ویلنها و ویلن و و کنترباس اجرا کرده و سپس در فضای شلوغ تری توسط خانواده ی زهی، ویلن حرف اول فلوت سپرانو را در اکتاو بالاتر به کمک دهل (که سعی دارد حزن اشاره شده را مجسم نماید) به گوش رسانده و بستر قطعه را جهت آواز خوان مهیا سازد.
بند اول را به همراهی فلوت ها با کلام زیبای شاعر می شنویم و همین آنسامبل در مقام پاسخ گوئی بر می آیند و بند دوم با هارمونی رونده ی پیانو و کنت وال ویلن و آغاز و به پایان می رسد.
حال قطعه به کمک موتیف پاساژگونه ی زهی به ملودی دیگری از همین منطقه و با نام مشابه (دی بلال) وصل می شود و آواز خوان با ح ی عجولانه ملودی دی بلال دوم را معرفی و قطعه به مقدمه ای کاملاً متفاوت رسیده و این بار آوازخوان دو بند آوازی با ریتمی معقول و درخور شخصیت این فضا، ضمن بازی هارمونی گونه ی پیانو- ایمتاسیون یا تقلید بین ویلنها و و و ویلنسل- رنگ پردازی کوبه ای چون دایره زنگی و تمبک، قطعه را به نقطه ی پایانی نزدیک می کند در حالی که همه ی فلوتها، موتیف دو میزانی آشنایی از دی بلال اول، به منظور نوعی تجدید خاطره و یادآوری و چه از دید فن کمپوزیسیون بازگشت به تم اول را اجرا دارد.
سایه ی مهر (جونی جونی- مازندرانی)
در کلام محلی این قطعه از بوی زلف ورنگ و روی گیرای مهر و دل خونین مهرورز گفتگو دارد. با واریاسیونی کاملاً شلوغ و پرخاشگر و با ریتمی تند توسط پیانو و سازهای زهی آغاز و در پایان این حدیث، به بستر آرامی وارد می شود که در آن پیتزیکاتو و لگاتوی سازهای بم نوعی ملودی و خط هارمونی رونده ی پیانو و یک نغمه ی کاملاً متفاوت ولی روستایی که سلیقه ی مصنف است و صرفاً به منظور رنگ آمیزی آمده. در اوج تنال ملودی محلی با ویلن اول و سپس ویلن دوم، شنیده می شود و با شیطنت های همین آنسامبل قطعه به بند اول آواز به همراهی تار وصل می گردد. پس از اتمام بند اول، با یک رابط هشت میزانی که لحظه به لحظه تند می شود قطعه به بستر قبلی که شلوغ و پرخاشگر توصیف شده بود بر می گردد و تا پایان قطعه چند بار شاهد باز و بسته شدن ریتم ملودی اصلی با همان بازی های همیشگی در قالب کمپوزیسیون خواهیم بود.
اسماعیل تهرانی
- حدود 35 سال است که فرهنگ و هنر جزو دغدغه های جدی زندگی من بوده و هست به ویژه خوشنویسی و موسیقی که هر یک از این هنرها آداب و آئین خاص برای خودش دارد که من با تمام وجودم به آن پرداختم و خدا را شاکر و سپاسگزارم که حرمت و قدر این هنرهای اصیل سرزمینم را به درستی دانستم و به آن همواره احترام گذاشتم پانزده سال پیش که به صورت حرفه ای کار موسیقی را آغاز یقین داشتم که اگر بخواهم آثار در شان فرهنگ وطنم داشته باشم و تولید آلاثاری که تاثیرگذار باشد و بخواهد در یادها بماند الحق کاری است بس دشوار ولی غیر ممکن نیست. عشقی که من در گرو خوشنویسی و موسیقی گذاشتم غیر از این هم انتظار نمی رفت بعد از ضبط قطعه ی «شوریده دل» با شعر عطاف و آهنگسازی خوب ارسلان کامکار از آلبوم «افسانه ی سرزمین پدری ام» احساس راه بلند است و من آغاز این راه ایستاده ام و بدرستی دریافتم که «به دریائی درافتادم که پایانش نمی بینم» بعد از انتشار این اثر و آشنایی با دوست عزیز کامبیز روشن روان دریچه های زیبائی از موسیقی سرزمینم را با شوه ی ار ترال به روی من گشود، ه نی با این هنرمند بزرگوار شور و اشتیاقم را همواره چندان کرد که حاصل این همکاری شش اثر و کنسرت با ار تر فیلارمونیک لندن بود که برایم دوست داشتنی و خاطره انگیز است.
تازه های موسیقی که روشن روان برایم ساخت هم قدرش را می دانم هم توقع دوستداران آثارم را چندان کرد و هم مسئولیت مرا به موسیقی بیشتر چرا که از ساختار ویژه ای برخوردار بود.
همچنین از کار با هنرمند محمد سریر که نگاه جوانانه ی ایشان در ساخت موسیقی «رویای رنگین» و استفاده از اشعار معاصرین و موسیقی لطیف و شنیدنی اش بسیار لذت بردم و از همه مهمتر شخصیت و دل آینه گونش و دوستی این سالها با ایشان بسیار چیز یاد گرفتم که امیدوارم این تجربه هائی که در این سالها با هم داشتیم به همین یک اثر ختم نشود.
می خواهم یادی کننم از آلبوم «کوچه» و اشعار خاطره انگیز زنده یاد فریدون مشیری ان هوشنگ ابتهاج، محمدرضا شفیعی کدکنی و م. آزاد با موسیقی شنیدنی اسماعیل واثقی که در اتریش زندگی می کنند.
از کار و همکاری با جناب اسماعیل واثقی هم تجربه های زیادی اندوختم و باید عرض کنم که ملودی سازی و ارکتسر نویسی ایشان هم بسیار مورد علاقه ی من است چشم برای آثار دیگری از ایشان هستم. و همین طور می خواهم یادی م از آلبوم «گل بدامن» آهنگساز و نوازنده ی خوش قریحه دوست عزیزم پشنگ کامکار و تنظیم زیبای ارسلان کامکار که این مجموعه هم دوستداران زیادی دارد.
تا اینجای نوشته ام یادی از آهنگسازانی بود که من افتخار همکاری با آنها را داشتم و سپاسگزار توانایی ها و محبت های آنها هستم. در تمام این سالها اثری که برایم ساخته می شد همواره فکر می که باید شان و هویت فرهنگی ام در آن متجلی باشد در غیر این صورت نمی شد آنهمه عشق بورزم به ویژه پیام های شعری من در قالب ترانه هر چند که این اشعار از شاعران روزگارم وام گرفتم هرگز از پیام عاشقانه، مهرورزی، صلح و آشتی دور نبود.
چرا که عشق در روزگار ما به هجران نشسته انتخاب این مضامین به عاشقانه زیستم ما کمک می کند.
و یا به قول دوست شاعر و بزرگوارم جناب آقای فریدون مشیری:
ای همه مردم در این جهان به چه کارید؟
عمر گرانمایه را چگونه گزارید
هر چه به عالم بود اگر به کف آرید
هیچ ندارید اگر که عشق ندارید
ولی شما دل به عشق اگر نسپارید
گر به ثریا رسید
هیچ نیرزید
عشق بورزید
دوست بدارید.
یا به قول زنده یاد سهراب سپهری
روزی خواهم آمد
و پیامی خواهم آورد
در رگها نور خواهم ریخت
و صدا خواهم در داد
ای سبدهاتان پرخواب
سیب آوردم، سیب سرخ خورشید
آشتی خواهم داد
آشنا خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت
بخشی از اشعاری که در آلبوم سیب سرخ خورشید با موسیقی جناب روشن روان اجرا چون پیام مهر و عشق در آن بود خواستم تقدیم خواننده های خوب مجله ی موسیقیایی مقام م.
بهرحال قسمتی از آثارم را اختصاص دادم به نغمه های محلی و بومی وطنم ایران چرا که این ملودی ها زبان و حال روستانشینان صاف دل و زلال سرزمین با طراوت ما ایران است نوائی از جنوب اسان- دی بلال از منطقه ی بختیاری و فارس در آلبوم نهانخانه ی دل و آینه در آینه و یا در «ایران زمین» که گل گشت به هشت منطقه ی موسیقی خیز ایران عزیزم. موسیقی فولکلوریک ایران بسیار جای کار دارد که امیدوارم بتوانم به مناطق دیگر ایران سفر کنم و دستمایه هایم را برای هموطنان مهربانم اجرا کنم.
شاید بیست و چهار و پنج سال است که یک موسیقیدان خوب و توانای ما در ایران حضور فیزیکی نداشته البته از موسیقی ایران به دور نبودند ولی اثری از او منتشر نشده بود می خواهم خوش آمد بگویم به اسماعیل تهرانی که جایش در عرصه ی موسیقی ایرانی خالی بود چرا که از آهنگسازان قدیمی و از هم نسلان جناب روشن روان، اردشیر و اسماعیل واثقی هستند. سه دهه ی پیش همه ی این هنرمندان عاشقانه در کنار هم آهنگسازی می د و به روی صحنه می رفتند. امیدوارم در این زمان که من این یادداشت را برای مجله ی محترم مقام می نگارم دوباره این ان خوب موسیقی را در کنار هم ببینم. بهرحال حضور دوست عزیز و هنرمندم جناب اسماعیل تهرانی را در ایران به فال نیک می گیرم. و اما «چهارفصل» اثر مشترک من با جناب تهرانی و با اشعار حسین سعیدی که از سوی مرکز موسیقی حوزه ی هنری منتشر می شود بی شک اگر لطف ها و کوششهای جناب رضا مهدوی نبود این بار به منزل نمی رسید. مساعدت های گوناگون جناب مهدوی در شکل گیری این اثر «چهارفصل» انرژی مثبتی بود که ما را دلگرم به این کار کرد من به سهم خود صمیمانه از ایشان سپسگزاری می کنم و همچنین به تنظیم و پرداخت اسماعیل تهرانی بایددست مریزاد بگویم والحق سنگ تمام گذاشتن ایشان در موسیقی چهار فصل جای شه، نقد و نظر دارد که امیدوارم موسیقیدانها به معرفی و تحلیل آن بپردازند.
و اما نکته ای که بسیار اهمیت دارد و جایش امروز است که گفته شود این است که متولیان و سیاستگزاری موسیقی که باید روی آثار جدی و ماندگار و قابل اعتنا تجدیدنظر و سرمایه گذاری کنند تا آثاری از این دست که ساختار هنری داشته باشد نه عامه پسند و گیشه ای که این موضوع بسیار جای بحث دارد و اصولاً ما در عرصه های فرهنگی آیا باید کاری که در شان فرهنگ و هنر باشد ارائه کنیم و یا هر آنچه در بازار نازل موسیقی تولید می شود گوش بسپاریم و آیا در روزگار ما نبایستی اثری با عیار علمی هنری و توانمندی آهنگساز شاعر و خواننده تصنیف شود و آیا رس ما این نیست که فرهنگ موسیقی مردم روزگارمان را ارتقا بخشیم و آیا در گذشته های نه چندان دور هنرمندانی مثل ان خالقی، محجوبی، معروفی، بنان و امثال آنها سعی در تولید آثار ماندگار و درخور شان موسیقی سرزمین ما خلق ن د؟ چرا امروز این تفکر به گل نشسته چرا امروز اثری تولید شود و اقبال عموم را بر نیانگیزد باید طرح متوقف شود و تولید نشود چرا باید این سلیطقه ها را لاله زار و امثالهم تعیین کنند. اگر این روش ادامه پیدا کند که متاسفانه مشاوران این مراکز از هیم قماش هستند باید به عزای موسیقی ایران بنشینیم. امیدوارم روزی ناشرانی مثل انتشارات صوتی تصویری سروش و حوزه ی هنری به عنوان سرمایه گذارانی که فرهنگ سازی در تولید موسیقی دارند گرفتار این آسان پسندی عامیانه نشوند،

و...

کلمات کلیدی مرتبط:
مطالعات طراحی , مرکز موسیقی سنتی ایران ,رساله مرکز ,موسیقی سنتی ایران,مطالعات,پروژه مرکز موسیقی سنتی ایران,پروپوزال مرکز موسیقی سنتی ایران,رساله , ppt ,pptx ,doc,iran پایان نامه,پایان نامه مرکز موسیقی سنتی ایران,معماری, رایگان,طراحی مرکز موسیقی سنتی ایران, مقاله ,ویژگیهای, اصول, تاریخچه, م, مقالات مرتبط در این دسته مطالعات طراحی کافه کتاب مطالعات طراحی فرهنگسرای خط و خوشنویسی با رویکرد تعاملات اجتماعی مطالعات طراحی مرکز موسیقی فولکوریک با رویکرد معماری معناگرا مطالعات سینما ، word مطالعات فرهنگسرای کودک ، word مطالعات فرهنگسرا ، word مطالعات طراحی نمایشگاه و خانه لباس با رویکرد هنر اقوام ایران مطالعات طراحی خانه و مرکز ملی ن با رویکرد نقش ن در فعالیتهای اجتماعی – اقتصادی و ... در جامعه رساله طراحی و معماری مرکز هنرهای بصری مطالعات طراحی خانه موسیقی مطالعات طراحی موزه هنر و معماری در کرمان رساله طراحی خانه موسیقی با نگاه به موسیقی کلاسیک و رویکرد روانشناسی محیط مطالعات طراحی خانه موسیقی با رویکرد معماری سنتی به همراه نقشه ها مطالعات طراحی مرکزهنرهای تجسمی با رویکرد معماری پایدار مطالعات طراحی سالن موسیقی،رساله طراحی کنسرت هال مطالعات طراحی استودیوی ضبط موسیقی ، مرکز ضبط موسیقی مطالعات طراحی خانه موسیقی با رویکرد فرهنگ ایرانی ی مطالعات طراحی فرهنگسرا با رویکرد معماری اصیل ایرانی