پای منبر هئیت حاج اقا محر ان

به نقل از خبرگزاریها در مورد پای منبر هئیت حاج اقا محر ان : انتخاب نوشت: یکی از مراجع تقلید گفت: متأسفانه بعضی افرادی که اطلاعات چندانی در مورد فلسفه غیبت ندارند، سخنانی را بر روی منبر ارائه می کنند که موجب شرمندگی اهل علم می شود. اصط ی در کتاب المسالک و الممالک( 340 هجری) - صفحه 70- ا و نواحی کوره دارابگرد را چنین آورده است : و اما نواحی کوره دارابگرد(درابجرد): کُرم و بها منبران؛ احدهما اباذه و الآ کرد بجرد، و المَص و مدینتها المص، و فَسا و مدینتها فسا، و طَمستان و بها منبر، و المُحوله لیس بها منبر، و الکُردبان و بها منبر، و ازبراه و مدینتها ازبراه، و سنان و مدینتها سنان، و جویم و مدینتها جویم، و جهرم و مدینتها جهرم، و الفستجان و بها منبر، و الدارکان و بها منبر، و ایج و بها منبر، و الاصطهبانان و بها منبر، و نیریز و مدینتها خَیَار ، و المُریزجان و بها منبر، و الاروان و بها منبر، و خَسُوا و مدینتها روبنج، و رستاق الرستاق و بها منبر، و قنطره لیس بها منبر، و سوانجان لیس بها منبر، و فُرج و بها منبر ، و تارم و بها منبر، و الماسکانات و بها منبر، و شق الرستاق لیس بها منبر، و شق الروذ لیس بها منبر، و تالات لیس بها منبر، و شق الا سنان لیس بها منبر، و رم شهریار مدینتها الرم.
برچسب ها: داراب, دارابگرد, کوره, خوره, اصط ی روزی آن عارف نیشابوری (ابوسعید ابوالخیر) قرار بود در ازدحام شدید مردم منبر برود. خادم مسجد روی پله ی منبر ایستاد و خطاب به مردم گفت: ((خدای بیامرزد پدر آن ی را که از جایی که هست، یک قدم پیش نهد.)) بعد عارف نیشابوری بالای منبر رفت و فرمود: ((حرف همین است که این بنده خدا گفت: خدای رحمت کند ی را که از خودش یک قدم پیش تر نهد. والسلام.)) و از منبر . بررسی تاریخچه ی حوزه ی منبر دیجیتال نشان میدهد مباحث نظری و کار های پژوهشی خاصی در این زمینه انجام نپذیرفته است.این کمبود ادبیات تا جایی است که اصطلاح منبر دیجیتال نیز به طور مشخص مورد واکاوی نظریه پردازان و ان ارتباطات داخل کشور قرار نگرفته.منبر جایگاهی است که خطبه یا خطابه از آن ایراد می شود. خطابه نیز عبارت از سخنی است که در براب. سلام. اغا جاتون خالی یه جایی منبر میرفتم(آخ اون بالا نمیدونی چه صفایی میده) ...در حد لیگ دسته 3 ایران... خلاصه بعد از منبر که پایین میومدم یه پیر مرد خیلی تحویل میگرفت و خیلی ماس دعا داشت.منم به خودم میگفتم عجب منبر خوبی میرم و به خودم افتخار می و........تا اینکه...........یه بار دیدم اون پیر مرد یه جایی نشسته بود و منظره تماشا میکرد ومنم گفتم بر. به نقل از خبر گزاری حوزه سیدمحمد آل طه فرزند مرحوم حجت ال والمسلمین سیدحبیب الله چاووشی در دوران زندگی ام منبرهای زیادی را دیدم که خیلی ارزشمند بودند از جمله، منبر مرحوم آقای تربتی، منبر مرحوم حاج آقا مصطفی طباطبایی داماد مرحوم شیخ عباس قمی، منبر مرحوم حاج محقق اسانی و مرحوم آقای فلسفی؛ اما زیر بنای زندگی ام را از منبرهای پدر آموختم، خطابه های او تأثیر بسیار زیادی در من داشتند. ایشان از منبری های برجسته بودند و کتباً و شفاهاً وصیت کرده بودند که در کنار تحصیل منبر را فراموش نکنم و می گفتند: «کل الخیر فی باب الحسین» برای این که همه خوبی ها در خدمت به حسین؟ع؟ است. واعظی بر منبر سخن می گفت.
 یکی از مجلسیان گریه ای سخت می کرد .
واعظ گفت ای مردمان صدق از این مرد بیاموزید که این همه گریه بسوز می کند.
 مرد برخاست و گفت
 ای مولانا من نمی دانم که تو چه می گویی.
 اما من بزکی سرخ داشتم ریش تو به ریش آن بزک می ماند .
در این دو روز سقط شد هرگاه تو ریش می جنبانی مرا از آن بزک یاد می آید . شفقنا- حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی گفت: سخنان سجاد (ع) که بر منبر شام ایراد فرمود، نشان می‏ دهد که حضرات معصومین (علیهم‏ السلام) به حکمت عبادات رسیده‏ اند. به گزارش شفقنا، این مرجع تقلید با اشاره به سخنرانی افشاگرانه سجاد(ع) در مجلس شام، بیان داشت: حضرت سجّاد(علیه السلام) در مجلس شام […] واعظی بالای منبر از اوصاف بهشت می گفت و از جهنم حرفی نمی زد.یکی از حاضرین پای منبر خواست مزه ای بیندازد گفت:ای آقا،شما همیشه از بهشت تعریف می کنید،یک بار هم از جهنم بگویید.واعظ که حاضر جواب بود گفت:آنجا را که خودتان می روید و می بینید.بهشت است که چون نمی روید لااقل باید وصفش را بشنوید قم- ایرنا- عضو مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم گفت: بزرگان دینی و بیشتر مراجع تقلید ما بر این باورند که نباید کانون های دینی مانند ، مسجد، محراب و منبر تبدیل به موضع گیری های و جناحی به… به نام خدای بزرگ و مهربان و با سلام و احترام به همگان به لطف خدا سایت دیگری با عنوان (منبر اینترنتی) راه اندازی شد که در آن می توانم مطالبی با محوریت مذهب بنویسم و ان شاء الله زمینه مباحثات را هم فراهم می‎آورد. ضمن دعوت به مطالعه این سایت در آدرس www.cmenbar.ir به اطلاع می رساند از این پس در این وبلاگ فقط مباحث مرتبط با دامپزشکی درج می‎شود و. خطیب موقت تهران، با بیان اینکه منبر و محراب نباید سکوی حزبی این گروه و آن گروه قرار بگیرد، گفت: نباید هیات ها و مداح ها و خطبای ما سکولار باشند. ادا هم بلد نیستم...
میترسم وسط کار یهو خنده م بگیره و بزنم همه چیزو اب کنم!!!! خخخخخ
اولین منبری که محل جدید رفتم میخواستم پا منبر جلو چشم کنجکاو جمعیت عین این لات و لوتها با بالا انداختن شونه، عبا رو از دوشم پایین بندازم پاچه ها رو بالا بزنم و برم بشینم بر قله منبر...
نگاه جمعیت که کامل به طرفم معطوف شد صدا رو کت وکلفت کنم و با اقتد. تلفن زنگ خورد. گوشی را برداشتم. یک نفر پشت تلفن سه بار گفت: «شجونی قبرت حاضر است!». سرهنگ "عربی" از ساواک بود. ماجرای منبر رفتنم و دفاع از طلاب مظلوم فیضیه را فهمیده بود. می گفت «شجونی ببینمت ناخن هایت را می کشم!».

خیلی ترسیده بودم. وارد مسجد ارک شدم. جمعیت موج می زد. ماشین های ساواکی ها هم منتظرم بودند. این میدان رزم آور دیگری می خواس. گویند : صاحب دلى ، براى اقامه به مسجدى رفت. گزاران ، همه او را شناختند ؛ پس ، از او خواستند که پس از ، بر منبر رود و پند گوید.... پذیرفت ... جماعت تمام شد. چشم ها همه به سوى او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست. بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آن گاه خطاب به جماعت گفت :مردم! هر از شما که مى داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد م. صاحب دلى براى اقامه به مسجدى رفت ، گزاران همه او را شناختند پس از او خواستند که پس از بر منبر رود و پند گوید ، او پذیرفت ، جماعت تمام شد چشم ها همه به سوى او بود ، مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود آنگاه خطاب به جماعت گفت مردم هر از شما که مى داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد برخیزد ، ى بر. گویند صاحب دلی، برای اقامه به مسجدی رفت. گزاران، همه او را شناختند؛ پس، از او خواستند ‏که بعد از ، بر منبر رود و پند گوید. پذیرفت. جماعت تمام شد. چشم ‏ها همه به سوی او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر ‏نشست. بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آنگاه خطاب به جماعت گفت: ای مردم! هر از شما که می ‏داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواه. هوالباقی ... گویند: صاحبدلی، برای اقامه ی به مسجدی رفت. گزاران،همه اورا شناختند؛پس از او خواستند که پس از ، بر منبر رود و پند گوید. او پذیرفت. جماعت تمام شد. چشم ها همه به سوی او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله ی نخست منبر نشست. بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود . آن گاه خطاب به جماعت گفت: مردم! هر از شما که می داند امروز تا شب خواهد زیست و . بسم الله الرحمن الرحیم عارف کامل و عالم ربانی حضرت علامه طهرانی رحمة الله علیه می فرمودند: روضه را باید با تکیه به صوت و حزین خواند و از مستمعین اشک گرفت. فرزند ارشد ایشان نقل می کنند که یکبار منبر رفته بودم و مر حوم علّامۀ والد در آن مجلس تشریف نداشتند، بعداً از حقیر پرسیدند: اشک هم گرفتید ؟ عرض : بله . فرمودند: از چه انی؟ از آنان که زو. #filesell_pps_div1{margin:5px auto;padding:5px;min-width:300px;max-width:500px;border:1px solid #a9a9a9 !important;background-color:#ffffff !important;color:#000000 !important;font-family:tahoma !important;font-size:13px !important;line-height:140% !important;border-radius:5px;} تحقیق منبر و تاریخچه آن تحقیق منبر و تاریخچه آن در 87 صفحه با فرمت ورد شامل بخش های زیر می باشد:   ...
دریافت فایل


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] نقل است که روزی «معاویه» برای در مسجد آماده می شد. به خیل عظیم جمعیتی که آماده اقتدا به او بودند نگاهی از سر غرور انداخت.
عمروعاص» که در او ایستاده بود، در گوشش نجوا کرد که: بی دلیل مغرور نشو! این ها اگر عقل داشتند به جماعت تو نمی آمدند و «علی» را انتخاب می د.
معاویه» برافروخت. «عمروعاص» قول داد که حماقت گزاران را ثابت می کند.
. حضرت آیت الله معظم انقلاب طی دیداری با واحد ت حزب در تاریخ ۶۴.۰۶.۲۱ فرمودند:بنده اعلام کرده ام و حالا هم به شما برادران عزیز دارم عرض می کنم من تابع حجت شرعی ام. یک روزی بود بنده در مسجد کرامت مشهد می خواندم، منبر می رفتم،سخنرانی می بعد از ، منبر یعنی نمی رفتم می ایستادم صحبت می .




یک مشکلی برام پیش اومد که خواب رو به مدت۲۴ساعت از من گرفت و سیل اشک بود که از سر ناچاری می ریختم ..
بعد از صبح بدوبدو رفتم حرم! که دردمو دوا کنم ... داشتم از غصه دق می . توی رواق نشسته بودم و به مولاجان دردمو می گفتم، همون لحظه یک خادم اومد منو دعوت کرد که برم جلسه حلقه معرفت که چندقدمی من بود شرکت کنم ، منبر جلوی من یک خانم روانشناس نشست. زین پس دو نوع پست جدید می افزایم به وبلاگ به این شرح که یکدونش میشه: اینارو میخونم، دومیشم میشه: اینارو میخونم ولی اونای اولی رو میخونم اونای دومی رو با دل میخونم! مثلا در ادامه این پست با اونای دومی آشنا میشین! +مامانم ده دقیقه داشتن صوبت می ، گفتم با کی صوبت میکنین از اون وقتی؟ ، گفتن:118!!
+فردا نهار مهمون داریم! فک کنم همون 118 یه باش. شهید آیت الله مهدی شاه آبادی نقل می کنند : وقتی که رضا خان دستور داد منبر را از مسجد ایشان [آیت الله العظمی میرزا محمّدعلی شاه ابادی ره] بردارند تا مانع سخنرانی ایشان شوند، ایشان دست از سخنرانی برنداشتند و به طور ایستاده سخنرانی می د. مأمورین شهربانی هم مرتبا" به مسجد می آمدند و مطالب منبر ایشان را می نوشتند و گزارش می د. یک بار که رئی. صاحب دلى،براى اقامه به مسجدى رفت گزاران ، همه او را شناختند؛ پس ، از او خواستند که پس از ، بر منبر رود و پند گوید . پذیرفت .
جماعت تمام شد . چشم ها همه به سوى او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست . بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آن گاه خطاب به جماعت گفت : مردم !هر از شما که مى داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخ. همگان از جایگاه و مکانت «منبر» در آگاهند و از کارکرد برجسته آن در امر خطیر تبلیغ و ترویج دین و شریعت مطلعند. می دانند که «منبر» به عنوان جزء جدا نشدنی از مسجد و خطابه از زمان رسول اکرم (ص) مورد توجه خاص مسلمانان بوده و هست. می دانند که نخستین بار منبر سه پله ای رسول خدا (ص) محل ایراد خطبه ها و فرمایشات نورانی آن حضرت بوده وhttp://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/93-03/04/77605-231454-1401004446.jpg پس از ایشان این امر به عنوان الگویی شایسته به سایر مساجد تعمیم داده شده و خطبا و سخنرانان بر روی آن نشسته و از روی آن به ایراد سخن می پرداختند. همه می دانند که منابرِ مساجد برای ما مسلمانان یادآور «منبر رسول خدا(ص)» بوده و هست. از این روی منبر همواره مورد احترام و تکریم مسلمانان بوده و با قداست به آن توجه می شده است. با عنایت به این موارد مع الاسف در چند سال اخیر روش ناشایستی در محافل مذهبی و مساجد ما به رویه تبدیل شده است که با مشی اکرم (ص) و اهل بیت علیهم السلام همخوانی ندارد و آن حذف خواسته یا ناخواسته «منبر» است. اگر به سخنرانی ها و خطابه های مذهبی در مساجد و حسینیه ها نگاهی بیاندازید متوجه می شوید که بسیاری از خطبا و سخنرانان معروف و غیر معروف «منبر» را با صندلی یا تریبون عوض نموده اند! سوال اساسی این است که : سخنرانان و خطبا چرا منبر را که نماد منبر رسول خدا(ص) بوده و سنت مسلم ایشان در ایراد سخن و خطابه بوده است ترک کرده اند؟! بسیار جای تاسف دارد که مشاهده میشود جلوی منبر در مساجد، تریبون یا میز و صندلی گذارده می شود و سخنرانان محترم بر آنها جلوس کرده و منبر را رها می نمایند. نشستن در تریبون و میز و صندلی چه توفیری در نحوه، کیفیت یا ارائه مطالب سخنرانی می کند؟ واضح است که بهره گیری از تریبون و میز و صندلی به جای خود مانند سمینارها و کلاس های درس حوزه و هیچ اشکالی نداشته و کاملاً منطقی و صحیح است. اما سخن در این هست که چرا و به دلیل می بایست جایگاه و کارکرد «منبر» در مساجد کم رنگ و حذف گردد؟ اگر گفته شود که «وجود جزوه و کتاب و برخی ابزار آلات جدید مانند تب لت و لپ تاپ استفاده از منبر را سخت کرده است» پاسخ آن است که به راحتی با نصب چند قطعه بر منبر میشود این مشکل را حل کرد. نشستن بر صندلی ای که روی آن پارچه ای سفید رنگ کشیده شده است روش علمای اعلام و مراجع در دفاتر خویش است نه در مساجد. برخی از آقایان خطبا با حذف منبر و نشستن بر صندلی هایی با روکش پارچه ای سفید رنگ شبیه سازی نامناسبی ارائه می دهند که شایسته ایشان نبوده و نیست و به شدت باید از آن پرهیز شود. پر واضح است که «منبر» به عنوان رسانه ای تاثیر گذار و در عین حال مورد تکریم و احترام مردم مومن همیشه جایگاه و ارزش والایی داشته است. شایسته نیست این فرهنگ و سنت ی که به عنوان نماد سبک ی خطابه و سخنرانی مطرح بوده و هست جای خود را با روش های دیگر مانند تریبون و میز و صندلی عوض نماید. بدیهی است حرمت زاده را می بایست متولی آن نگهدارد! ملایى بالای منبر از اوصاف بهشت می گفت و از جهنم حرفی نمی زد.

یکی از حاضرین پای منبر گفت:
حاج آقا، شما همیشه از بهشت تعریف می کنید، یک بار هم از جهنم بگید.

ملا که حاضر جواب بود گفت:
آنجا را که خودتان می روید و می بینید. بهشت است که چون نمی روید لااقل باید وصفش را بشنوید... واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند گوییا باور نمی دارند روز داوری کاین همه قلب و دغل در کار داور می کنند یا رب این نو تان را با خودشان نشان کاین همه ناز از غلام ترک و استر می کنند ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان می دهن. در تصویر حضرت حجت ال والمسلمین میرزا سید غفور امین آبادی را می بینید که در حال پایین آمدن از منبر هستند .یادش بخیر.تصویر مربوط به چند سال قبل می شود.وقتی بالای منبر می رفتند با چنان شور و شوقی مطالب را تحویل می دادند که هنوز هم خیلی ها یادشان است و از آن منبرها یاد می کنند .یادش بخیر آذر ماه سال 90 بود به همراه پدر به ساختمان جدید حوزه علمیه واقع در جنب مسجد رفتیم. در آنجا از پدر خواسته شد تا برای طلاب سخنرانی کنند.پدرم که داشتند ولی با آن همه برای طلاب سنگ تمام گذاشتند.گفتند ای طلبه ها برای زمان(عج)سرباز خوبی باشید.یک مثال زدند گفتند برای زمان آشپز خوبی باشید یعنی اینکه همانطور که آشپز از سبزیجات وادویه جات مختلف استفاده می کند تا غذا خوشمزه شود یک طلبه و نیز باید قران نهج البلاغه،صحیفه سجادیه حدیث و شعر در منبر استفاده نماید تا بتواند ومکتب اهل بیت را خوب تبلیغ نماید.منبر یک نواخت شنونده را خسته می کند منبر باید چاشنی داشته باشد تا به مذاق شنونده خوش آید وچاشنی منبر علاوه بر قران وحدیث و شعر وسخنان نغز می باشد.در آن جلسه پدر مقداری از الفیه ابن مالک که هزار بیت می باشد را از حفظ برای طلاب خواندند الفیه صرف ونحو عربی را درقالب شعر بیان می کند.پدرم سال ها در حوزه سیوطی مغنی جامع المقدمات نصاب الصبیان حتی کتب ادبی گلستان وبوستان وکلیله ودمنه را تدریس کرده اند.یادش بخیر از نهج البلاغه می گفتند می گفتند هلک خزان الاموال وهم احیا العلماء باقون مابقی الدهر .عالمان هرگز فراموش نمی شوند وباقی هستند مادامی که روزگار می چرخد.خدایا قسمت می دهیم به این عید بندگی وعبودیت ما را دراه دین ثابت قدم بدار ومرضای مسلمین را شفای عاجل مرحمت بفرما و اللهم عجل لولیک الفرج مرحوم علّامه آقا شیخ محمّد تقی بافقی از مراجع عالی قدر و مبارزی بود که در زمان سلطنت زور رضاخان به شهر ری تبعید شده بود . این شخصیّت نورانی منشاء برکات و صاحب کراماتی در این شهر بود و مردم شهر ری در مدّت اقامت ایشان از این چشمه فیض بهره ها بردند . در آن سالها ، مرحوم علّامه بافقی در مسجد پشت حرم که امروز به نام مسجد آقا شیخ محمّد تقی خو. تبریز به مسئولان میراث فرهنگی استان هشدار داد اگر بی احترامی به مساجد شود خودم برخورد خواهم کرد. بلایی که بر حضرت زینب(س) نازل شد، بر ابراهیم خلیل نازل نشده است. حضرت زینب(س) در مبتلا شدن به بلایی عظیم همدوش حسین (ع) اند. قرآن را نگاه کنید اینها را که عرض می کنم در سوره مبارکه صافات دو صفحه روبروی هم آمده است...حجت ال سعید معمار منتظرین از ان با صفای اصفهانی هستند و جایگاه خاص و ویژه ای را در بین اقشار مختلف شهر و استان اصفهان دارند؛. گفتگوی باشگاه خبرنگاران جوان با ابوذر بیوکافی را در اینجا بخوانید. اعلان عمومى براى سفر حج در سال دهم هجرت، به دستور الهى، آ ین سفر اکرم (صلى الله علیه و آله) به مکه براى تعلیم حج و اعلام ولایت ائمه (علیهم السلام) آغاز شد. در این سفر بیش از یکصد و بیست هزار نفر آن حضرت را همراهى د که در شرایط آن زمان سابقه نداشت. بلافاصله پس از پایان مراسم حج، اعلام شد همه حجاج از مکه خارج شوند و براى برنامه اى مهم در غدی. گویند: صاحب دلى ، براى اقامه به مسجدى رفت . گزاران ، همه او را شناختند؛ پس ، از او خواستند که پس از ، بر منبر رود و پند گوید . پذیرفت . جماعت تمام شد . چشم ها همه به سوى او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست . بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آن گاه خطاب به جماعت گفت : مردم !هر از شما که مى داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مر. مسجد خیلی شلوغ بود.جمعیت زیادی در مسجد جمع شده بودند و مرتبا برشمار جمعیت حاضر افزوده می شد.قرار بود واعظ وارسته ای (منسوب به شیخ ابوسعید ابوالخیر) در مسجد صحبت کند. سرانجام زمان سخنرانی فرا رسید و از واعظ دعوت شد که برای ایرادسخن به منبر برود. واعظ محترم خود را به بالای منبر رساند و آماده سخن گفتن شد. در این هنگام یکی از خادمان مسجد ک. فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ، ماه میهمانی بر سر خوان خالق هستی بر شما مبارک باد. به مناسبت فرا رسیدن این ماه با فضیلت در مسجد جامع روستای دلگشا به قرار زیر برنامه و منبر برگزار می باشد. نیمه اول ماه مبارک رمضان: جماعت ظهر و عصر به ت حجت ال احمدی نسب همراه با منبر نیمه دوم ماه مبارک رمضان: جماعت مغرب و عشا به ت حجت ال احمدی نسب همراه با منب.
ولی فقیه در امور حج و زیارت گفت: اگر کوچکترین مشکلی در حج وجود داشته باشد نخستین ی که این…

وقتى کتاب "منازل الا ة" را نوشت و به چاپ رساند، در قم شخصى بود به نام عبدالرزاق مسأله گو که همیشه قبل از ظهر در صحن مطهر حضرت معصومه احکام شرعی را برای مردم مى گفت.
پدر شیخ عباس قمی، «کربلائى محمد رضا»، از علاقه مندان منبر شیخ عبدالرزاق بود به حدى که هر روز در مجلس او حاضر مى شد و شیخ هم بعد از مسأله گفتن، کتاب منازل الآ ة را مى گشود و براى شنوندگان و حاضران از روایات و احادیث آن کتاب مى خواند.

روزى پدر شیخ عباس به خانه آمد و شیخ عباس قمی را صدا زد و گفت شیخ عباس! کاش مثل عبدالرزاقِ مسئله گو مى شدى و مى توانستى منبر بروى و از این کتاب که او براى ما مى خواند، تو هم مى خواندى.

شیخ عباس قمی می فرماید: چند بار خواستم بگویم پدرجان! این کتاب از آثار و تألیفات من است اما هر بار خوددارى و چیزى نگفتم و فقط عرض دعا بفرمائید خداوند توفیقى مرحمت نماید
فعالان فضای مجازی در عربستان ویدئویی از یک در این کشور منتشر د که در آن شیخی که به ظاهر در حال خطبه خواندن است با ضرب و شتم به بیرون منتقل می شود. با سلام منبر جدید مسجد هادی (ع) که توسط خیر محترم آقای علی اکبر و بانو وقف مسجد هادی (ع) گردیده است در تاریخ 25 دیماه نود و سه تحویل مسجد شد. امید آنکه حوایج شرعی این عزیزان برآورده به خیر گردد. از زحمات و تلاش جناب آقای جواد زارع مدیریت صنایع چوب راش که در این خصوص زحمت زیادی را متحمل شدند تشکر و قدردانی می گردد. ی از لحظه پایین کشیدن یک خطیب توسط ان امنیتی سعودی از روی منبر منتشر شده است اما حقیقت ماجرا چیست؟ آن روز ها که در دبستان حقیقت گل افشان در کلاس های دوم و سوم تحصیل می ، وقتی داستان های ان و ان را در درس تعلیمات دینی فرا می گرفتم. شب که می شد، تلویزیون نداشتیم که تماشا کنیم. بالای رخت خواب جمع شده در گوشۀ اتاق خانه می رفتم و داستان ها را به سبک و سیاق اهل منبر برای افراد خانواده تعریف می . گاهی اوقات در پایان سخن به پایین منبر که نگاه . نسخه چاپیارسال به دوستان روایت «نرجس عطارنژاد» از لگدی که پای منبر شیخ انصاری خورد وقتی دیدم مأمور ساواک به سمت منبر شیخ انصاری می رود، لحظه ای فراموش که باردار هستم. دستم را به دور پای مرد ساواکی قلاب و چنان کشیدم که مرد با سر به زمین خورد. یکی محکم به پهلویم لگد زد. در خود مچاله شدم. خبرگزاری فارس: روایت «نرجس عطارنژاد» از لگدی که پای منبر شیخ انصاری خورد به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت فارس، «خوشبوترین گل سرخ برای من» زندگینامه داستانی بانو «نرجس عطارنژاد»، مادر شهید و از فعالان عرصه فرهنگی است که هم اکنون مدیر چندین حوزه علمیه در تهران و مدرسه عالی شهید مطهری است و در قبل و بعد از انقلاب فعالیت های چشم گیری داشته است. صاحب دلى ، براى اقامه به مسجدى رفت . گزاران ، همه او را شناختند؛ پس ، از او خواستند که پس از ، بر منبر رود و پند گوید . پذیرفت .

جماعت تمام شد . چشم ها همه به سوى او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست . بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آن گاه خطاب به جماعت گفت : مردم !هر از شما که مى داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، . در آیات و روایات برای هر چیزی آد بیان شده است. از جمله آد که برای سخنران و اهل منبر در قرآن مطرح است، سلام به آنان پیش از سخنرانی از سوی اهل منبر و سخنران است.

خداوند به ش فرمان می دهد و می گوید: وَإِذَا جَاءَکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَیْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ م. ای که میگوی مسلمان باش و می خواری مکن
ای که خود گفتی مکن می خوارگی اری مکن
هرچه میخواهی بگو یا هرچه میخواهی اما ریا کاری مکن
می بخور منبر بسوزان مردم آزاری مکن مردمان را غرق اندوهی که خود داری مکن
خود گرفتاری و مردم را گرفتار گرفتاری مکن
گر نمی خواهد پریشان باشد اصراری مکن
می بخور منبر بسوزان مردم آزاری مکن من خوشم شادم نمی خواهم جز این کاری کنم
من نمی خواهم بجای خوش بودن زاری کنم
سر خوشم تا مهربانی در دلم جاری کنم
زاهدا خوش باش و خندان , پیش ما زاری مکن
می بخور منبر بسوزان مردم آزاری مکن مستان همای (می بخور...) گویند : صاحب دلى ، براى اقامه به مسجدى رفت.

گزاران ، همه او را شناختند ؛ پس ، از او خواستند که پس از ، بر منبر رود و پند گوید....

پذیرفت ... جماعت تمام شد.

چشم ها همه به سوى او بود.
مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست.

بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود.

آن گاه خطاب به جماعت گفت :مردم! هر از شما که مى داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد ، برخیزد!

ى برنخاست.

گفت :حالا هر از شما که خود را آماده مرگ کرده است ، برخیزد !

باز ى برنخاست.

گفت : شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید ؛ اما براى رفتن نیز آماده نیستید واعظی بالای منبر از حضور قلب حضرت علی(ع) صحبت می کرد که تیر را در از پایش درآوردند و او نفهمید. شخص ساده ای که پای منبر نشسته بود،دست های خود را به طرف آسمان بلند کرد و گفت: "خدایا! اگر این است که حضرت علی(ع) می خواند،تا قیامت حسرت چنین ی به دلت خواهد ماند!" طنز و طنز پردازی در ایران_حسین بهزادی