پته دختنش چه جوری است

به نقل از خبرگزاریها در مورد پته دختنش چه جوری است : یه جوری بی حوصله ام که نگو... یه جوری کلافه و بلاتکلیفم که نگو... باید اون کارا رو جم کنم اما حسش نیست... باید برگه ها رو تصحیح کنم اما انگشتام درد میگیره از فکر خ ر دست گرفتن و خط زدنا... باید چیز کیک درست کنم تا پنیرا اب نشدن... باید یه چیزی درست کنم بذارم تو یخچال بس که خالیه.... نمیتونم.... نمیخوام...
من فکر می آدم حسودی نیستم ، اشتباه می اما ، موقعیتش پیش نیومده بود تا ده دقیقه پیش. ولی لابد من حسودم که از ی متنفرم به خاطرِ اینکه همه دوسش دارن . ینی همه که نه ، تو یه جوری هستی . یه جوری نگاش می کنی . یه جوری که حالِ من بد میشه . یه جوری که می خوام نبینمت . یه جوری که بخوام فرار کنم ، برگردم به قبل و از اولش نبینمت . آفریقا زندگی کنم اصلا . . چی بگم از تو که حرفات حسمو نمیرسونه
اینقدر خاصی که دیگه حرف خاصی نمی مونه
دیگه عشق کم نمی اره من به تو اضافه میشم
تو رو جوری دوست دارکه دارم کلافه میشم
همه باهات فرق دارن با همه فرق داری برام
هر جوری هستی باش ولی هر جوری هست باش باهام
همه باهات فرق دارن با همه فرق داری برام
هر جوری هستی باش ولی هر جوری هست باش باهام گفتم: چه جوری اومدی اینجا؟
گفت:با ماس!
گفتم:چه جوری گلوله رو بلند می کنی میاری؟
گفت:با ماس!
به شوخی گفتم،می دونی آدم چه جوری شهید میشه؟
لبخندی زد و گفت:با ماس!
تکه های بدنش رو که جمع می ،فهمیدم چقدر ماس کرده.... چه جوری تونستی توی اوج سختی
پیامی بدی و بگی دیگه رفتی
چه جوری بسازم یه عمری با دوری
نمیشد بمونی کنارم که
تو گفتی که حتی اسمتو نیارم
عزیزم چه جوری؟؟؟چه جوری؟؟؟
فردا شب ساعت20
آهنگ چه جوری تونستی در همینجا
راستی پرسیدما. که چه جوری فکر یه نفرو از سرمون بیرون کنیم؟ اینکخ چه جوری دل . گفت بنویس رو کاغذ دلایلت رو و هی بخونشون و بهشون فکر کن و فکر کن و فکر کن.لیکن چه چاره...
درخوزستان جوری شده که تابرقامیان دخترا میپرن بغل باباهاشون می گن ما از روشنایی می ترسیم
سلام
زندگی رو چه جوری می گذرونید ؟ من هیچ انگیزه و هدفی ندارم. یعنی اصلا حوصلمم نمیاد کاری کنم . دو تا برادر دارم . معتاد، ، ق اق و ...
از بس بهم استرس وارد ، دارم ام اس میگیرم . خواستگار هم که برام میاد سر اینا میذاره میره . شدم عین مترسک سر جالیز . خیلی الاف و داغونم . شماها چه جوری روزگارتون رو میگذرونید ؟ نمونه بارز یک بنده ولگرد و اح. آ ِ همه ی این زنده بودنا ، یه روزی می رسه که خدا به همه ی آدما ، همه ی فرشته ها ، شاید حتی به همه ی فلفل دلمه ای ها ، میگه ما چه جوری زندگی کردیم ، چه جوری فکر می کردیم ، چه جوری بهشون دروغ گفتیم ، چه جوری دوسِشون داشتیم ، چه موقه هایی از دور نگاشون کردیم یا حتی چه جوری می خوردیمشون ! میگن اون روز همه ی غیر ممکنا ممکن میشه . مثلا همه ی کوها پ. می بینی که؟ بهار آمده. پس دیگر نپرس چرا این جوری ای تو؟ خودت بدان بهار که می آید این جوری می شوم. بهارهای قبل که این جوری نبودم؟ قبول! ولی خوش دارم که این جوری بودنم را امسال بیاندازم گردن بهار. بیاندازم گردن این هوایی که از شدت خوب بودن خوب نیست انگار... چه می گویم؟ چه می پرسی؟ حالم را از پست های موقت به روز نشده بپرس. از پست های به روز ش. بعضی وقتا زندگی یه جوری میشه که کاری ازت برنمیاد جز گریه ، و این یه جوری، جوریه که گریه هم نباید ی و این برای من که نصف عمرم رو در حال تحت تاثیر قرار گرفتن و گریه م، سخت ترین کار ممکنه. اختصاصی از سورنا فایل دکوراسیون منزل به سبک روستیک ؟؟؟ چه جوری ؟ با و پر سرعت .
دکوراسیون منزل به سبک روستیک ؟؟؟ چه جوری ؟
دکوراسیون منزل به سبک روستیک ؟؟؟ چه جوری ؟ قبلا هم گفته بودم سبک روستیک (rustic) یا همون روستایی سبکی است که هدف اصلی آن کشاندن طبیعت به داخل خانه است. یعنی استفاده از چیزهایی که در طبیعت هم موجود است. بیشترین چیزی که می تواند یک خانه به سبک روستیک را برای ما تداعی کند، استفاده از چوب و دکوری های چوبی می باشد.
با
دکوراسیون منزل به سبک روستیک ؟؟؟ چه جوری ؟
برای این کار باید یه بر نامه واسه خودتون بنویسید یه دانش اموز موفق دانش اموزی که انگیزه داشته باشه وبرنامه داشته باشه وبهش عمل کنه((که کار سختی هست اما باید بدونید اگه امروز تلاش نکنیم تا اینده خوبی رو واسه خودمون بسازیم و به کار مورد علاقه مون (( مثلا واسه من پزشکی ))دست پیدا کنیم پس فردا نباید اعتراض کنیم چون همه چی به خاطر کم کاری م. خدایا فکر نمی حتی کد های تبلیغاتی ایرانسل هم ی روز این جوری اذیتم کنه ... ی جوری انگار چنگ میزنه به قلبت و میگه یادته؟! دعا میکنم : خدایا بحق این شبا هیچ این حسو حالو تجربه نکنه انگار قلبم از کار افتاده و ب زور نفس میکشم من امیدمو از دست نمیدم خواهش میکنم یکم باهام ر ا باور کن سختمه ... خلاصه جوری درس بخونید که از شهرخودتون آواره نشید با این که جایی که درس میخونم زیاد شهر بدی نیست هربار رفتن کلی غصه دارم میکنه دارم فکر می کنم پارسال این موقع چه قدر ترسیده بودم چه قدر تنها بودم الان فکر ارتقا و اجاره خونه و ... زندگی عین خوابه.... شرکت آنین رایانه امگا2 را به عنوان دستگاهی برای اینترنت اشیا معرفی کرده است به این معنی که شما می توانید هر چیزی را به یک دستگاه متصل به اینترنت تبدیل کنید. ادامه: معرفی رایانه جمع و جوری که یک چهارم رسپبری پای اندازه دارد دل دنیا رو خون کردی که این جوری تو رفتی

تموم دل خوشی هام و تو با رفتن گرفتی

مثل حس یه عشق تازه بودی

مثل افسانه بی اندازه بودی

هیچ کی برای من شبیه تو نبوده

دنیا چه بی رحمی آخه تنهایی زوده

دل دنیا رو خون کردی که این جوری تو رفتی

تموم دل خوشی هام و تو با رفتن گرفتی

مثل حس یه عشق تازه بودی

مثل افسانه بی اندازه بودی

که این جوری تو رفتی

تموم دل خوشی هام و تو با رفتن گرفتی

دل دنیا رو خون کردی که این جوری تو رفتی

تموم دل خوشی هام و تو با رفتن گرفتی

مثل حس یه عشق تازه بودی

مثل افسانه بی اندازه بودی آهنگ جدید رضا شیری هوای خونه 320 و 128     آهنگ جدید رضا شیری هوای خونه 320 و 128 آهنگ جدید رضا شیری هوای خونه ترانه ای شنیدنی و زیبای خواننده رضا شیری بنام هوای خونه همراه با من موزیک و دو کیفیت شعر و موزیک : پیمان زارعی / تنظیم کننده : آرش خادمی new reza shiri – havaye khoone with text on saba- havaye khone آهنگ جدید رضا شیری هوای خونه متن آهنگ هوای خونه رضا شیری دیگه بسه یه روزی به گوش تو میرسه اون که بدجوری دلواپسه برات منم
نپرس ازم که خودت حالمو میدونی هرچی باشه تو که نمیمونی کنار من
شاید یک روز چش تو تر شه باید روزات این جوری سر شه
آره شاید یک روز چش تو تر شه تو باید روزات این جوری سر شه
از دلم خبر نداری که راحتی میگی نمونده هیچ فرصتی همه چی تمومه
شک نکن هوای خونه بی تو پسه تو خوب باشی واسه من بسه تو خوبیت آرزومه
شاید یک روز چش تو تر شه باید روزات این جوری سر شه
آره شاید یک روز چش تو تر شه تو باید روزات این جوری سر شه
شاید یک روز چش تو تر شه باید روزات این جوری سر شه
آره شاید یک روز چش تو تر شه تو باید روزات این جوری سر شه یه دیدم قشنگ بود . می گفت ما همه داریم تو زمان سفر میکنیم . بیاین جوری زندگی کنیم که با فرض بر اینکه میشد برگردیم عقب ولی هیچ وقت از این امکان لازم نباشه استفاده کنیم . هر روز جوری زندگی کنیم که انگار یه روز عادی رو پشت سر گزاشتیم ولی حالا می خوایم همون روز رو به عنوان یه روز خوب و عالی پشت سر بگذاریم . یه چی تو همین مایه ها محمدرضا من ده سال از بهترین روزهای زندگیم رو که میتونستم بهترین لحظات رو تجربه کنم تو فکر تو بودم و به تو فکر می .... اینکه چه میکنی ؟ وبا کی داری لاس میزنی؟ تو فکر کی هستی؟تو فکر اینکه چه جوری بهت بگم دوستت دارم یا تووفکر اینکه چه جوری حالیت کنم میخوام برای همیشه کنارت باشم نابودم کردی.... آدم هـا می آیـنـد زنـدگی می کننـد می میـرنـد و می رونـد . . . امـا فـاجـعـه ی زنـدگی ِ تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد! مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـری در حالـی کـه زنــده ای . . . ! مرده شور شوخی ای را ببرد که جدی شود! وبلاگ > مهاجری، محمد - پسر دبیرستانی ام همین 2- 3 روز پیش در انتخابات شورای دانش آموزی مدرسه اش شرکت کرده است. می گوید: «همین جوری، یهویی، برای خنده و مس ه بازی» با چند نفر از بچه ها قرار گذاشتیم ک دا شویم و شدیم و همین جوری شوخی شوخی رأی آوردیم. می گوید: همین جوری برای مس ه بازی من و یکی از دوستانم با هم . آهنگ جدید رضا شیری هوای خونه     آهنگ جدید رضا شیری هوای خونه آهنگ جدید رضا شیری هوای خونه ترانه ای شنیدنی و زیبای خواننده رضا شیری بنام هوای خونه همراه با من موزیک و دو کیفیت شعر و موزیک : پیمان زارعی / تنظیم کننده : آرش خادمی new reza shiri – havaye khoone with text on saba- havaye khone آهنگ جدید رضا شیری هوای خونه متن آهنگ هوای خونه رضا شیری دیگه بسه یه روزی به گوش تو میرسه اون که بدجوری دلواپسه برات منم
نپرس ازم که خودت حالمو میدونی هرچی باشه تو که نمیمونی کنار من
شاید یک روز چش تو تر شه باید روزات این جوری سر شه
آره شاید یک روز چش تو تر شه تو باید روزات این جوری سر شه
از دلم خبر نداری که راحتی میگی نمونده هیچ فرصتی همه چی تمومه
شک نکن هوای خونه بی تو پسه تو خوب باشی واسه من بسه تو خوبیت آرزومه
شاید یک روز چش تو تر شه باید روزات این جوری سر شه
آره شاید یک روز چش تو تر شه تو باید روزات این جوری سر شه
شاید یک روز چش تو تر شه باید روزات این جوری سر شه
آره شاید یک روز چش تو تر شه تو باید روزات این جوری سر شه رضا شیری هوای خونه منبع : آهنگ جدید رضا شیری هوای خونه انقدر با ادب باش که پهلوشون نشستی انگار که ننشستی .
( میخونی و عبادت میکنی یه جوری کن که تو نخوندی )
یه جوری بگو الله اکبر که دیگه خودت نباشی.
گفت چیکار کردی: گفت کاری که خودم نبودم . یعنی خدایا تو منزهی از ذکر من.
خودم قایم شدم.
الله اکبر رو گفته داره حمد و سوره میخونه ولی داره میگه من نیستم من نیستم . کار که بالا بگیره انسان در اعمال خودش مخفی میشه ، خدا ظاهر میشه ظاهر میشه. عمل را خالص کن یعنی همین دیگه.
گفت وقتی کاری میکنی کاری کن ی حالیش نشه خودتم حالیت نشه . چون مال اونهاست چرا من دخ کنم
ما اصابک من حسنة فمن الله . گفت غرور که رفت تکبر هم که رفت مفعول هم داره میره . پس فاعل کیه؟ هوالفعال .
در اعم ون خالص شید تا خودتون کنار برید و فاعل اصلیش ظاهر بشه . صادق ع در رسید به ایاک نعبد و ایاک نستعین
کرره ایاک نعبد و ایاک نستعین حتی سمعت عن قائله ، انقدر گفتند تا از فاعلش شنیدند.
نعوذ بالله یعنی خدا گفت ایاک نعبد و ایاک نستعین؟؟؟ بله دیگه حقیقت میگه ایاک نعبد و ایاک نستعین ... عارف ربانی، حاج محمد اسماعیل یه روزایی هوا اینجا با هوای دلت انگار یکی میشه یه جور ی دست به دست هم میدن که خودت هم بی خبری یهو حال وهوا میبردت به روزای قشنگ گذشته شاید سخت گذشت شاید تلخ بود اما الان که یادش می افتی انگار تنها دارو ندارتن تنها چیزی که از روزهای عشق داشتی همش شکل یه لبخند تلخ ازجنس دلتنگی میاره انگار توچشمات خاک رفته یه جوری پر میشه که همه کلید های . چند روز پیش داشتم یه داستانی میخوندم، نویسنده داشت بعضی از رفتارهای خاص افرادی خاص رو توصیف می کرد. یه هو وسطش حس اگه یکی بشینه از دور به من نگاه کنه و داستان من رو بنویسه چطوری میشه؟ فقط که داستان مال همسایه نیست، شاید یه روزی یکی هم داستان تو رو نوشت. جوری که الان هستی رو می پسندی؟ اصن دوست داری چجوری باشی توش؟ هر جوری تصمیم بگیری ک.


سر صبحی جلوی آینه خط لب را یک جوری داشتم سعی می بکشم که هم بیرون زدنش از لب دیده نشود و هم یک جور خوبی لب ها را شیرین تر کند از برای دلبری صبحانه که آمد نشست گفت: علی گفته برای کارهای ماشین می روم بروجرد؛ بهتره روز تعطیل نریم.
و گفت: من هم گفتم برای من هم بهتره، سپیده فقط تعطیلات خونه ست ، زیاد فرصت ندارم ببینمش.
یک جوری ی. قابل توجه دوستان : بابا دنفر بریم با تا قبل از شروع کلاس ها صحبت کنیم این جوری نمیشه که .. شنبه ساعت ۱۳:۳۰ کلاس گذاشتن تا ۲۰:۳۰ یکشنبه : ۱۸:۳۰ تا ۲۰:۳۰ پنج شنبه : ۱۵تا ۱۷ فردا بعدازظهر بیایین بریم برای تغییر ودرصورت نپذیرفتن کنسلی ترم تابستان همه بهم می گفتن ... خوش به ح که اینقدر با خ می گفتن خوش به ح که خدا هم دوستت داره و همیشه پشتته می گفتن خدا خیلی دوستت داره که توو این سن تو رو به خونه اش راه داده اما نیستند که ببینند... همین خ که همه حسو ون می شد که اینقدر باهام رفیقه حالا چه جوری داره شکنجه ام می ده نیستند ببینند همین خ که همیشه پشتم بوده حالا چه جوری داره بهم از پشت خنجر . خدایا شکرت امشب تولد بهارمه ولی بهار خونه مامان جونش خو ده وپیشم نیست دلم خیلی واسش تنگ شده جوری که اشکام سرازیرشده فرشته کوچولوی مامان تولدت مبارک ایشالله هفته آینده تولدش میگیریم وبعداز اون راهی تهران میشیم واسه عمل مارو دعاکنید شادباشین وعاشق حق وخدای همیشه بهارنگهدارتون مهم نبود برای من ک تو با من چ میکنی بیا ببین برای تو من با خودم چ میکنم...!!! + خدایا جوری دستم را بگیر و بلندم کن که همه اطرافم
یادشان بماند من هم خ دارم....
یادشان بماند ژست خ برازنده بنده ی خدا نیست...
یادشان بماند خدای من و یوسف یکیست...
یادشان بماند حرفهایشان تا همیشه در خاطرم خواهد ماند....
حتی اگر به رویشان لبخند بزنم و ه. زمان ارائه ام صاف خورده تو روزایی که با همسری برنامه چیدیم.... خیلی ناراحتم... نمیدونم چه باید کرد؟!!! خدایا یه جوری بشه که به هر جفتش برسم... از دست اقای همسر ناراحت شدم امشب .... جوری برخورد میکنه انگاری تعیین زمان ارائه دست خودم بوده.... چرا درک نمیکنه همونقدر که اون دوس داره منو ببینه منم دوس دارم ببینمش ولی چه کنم که هر دفعه یه اتفاقی می. یونسکو اینجا یک وسیله و ویترین است؛ دست هایی پشت سازمان ملل وجود دارد که دارند برای همه چیز ملت های دنیا منظومه ی فکری و فرهنگی و عملی تنظیم می کنند که ملت ها باید بر اساس آن عمل کنند. این غلط و معیوب است؛ این ها چه حقی دارند که درباره ی کشورها و سنت ها و عقایدشان اظهارنظر کنند که باید این جوری یا آن جوری عمل کنید؛ همه اش هم «باید» است. با همون بمون که توی قلب عاشقت .... نقطه ای واسه فراموش منه وقتی که میخواد تورو ببوسه میشکنم.... نبض من همون دقیقه ها نمیزنه تو مجبور شدی با بهترین دوست من ازدواج کنی... چه جوری این واقعیت رو قبول کنم؟؟ دیگه دنیا واسه من بی ارزشه .... وقتی که دست روی موهات میکشه وقتی که میدونه عاشق توام ... چه جوری تونسته عاشقت بشه؟؟؟ دوروبرم شلوغه هیچی سر جاش نیست هچی برنامه نداره زندگیم از روال عا دراومده مهمون دارم خسته شدم دقیقا یک هفته است مدام دارم غذا میپزم از خودم شوهرم بچم دور شدم تقریبا یه ماهی هست وضعیت زندگیم به هم ریخته دوست دارم اعتراض کنم عصبانی بشم جیغ بزنم هرچی دلم میخواد بگم غر بزنم اما چیکار کنم انگاری باید یه مدت تحمل کنم امیدوارم این به هم ری. سعی دارند جوان ایرانی را به شکلی بار بیاورند که خودشان می‌پسندند. اگر جوان ایرانی به شکل پسند و استکبا سند رشد کرد، دیگر برای پیاده نقشه‌های خود در ایران جی و هزینه‌ای نخواهد داشت؛ این جوان خودش مثل نوکر بی‌جیره‌ومواجب برای آنها کار خواهد کرد؛ میخواهند جوان ایرانی را این‌جوری بار بیاورند. چهار تا آدم بی‌هویّت جوری . امروز تنهام خسته از تنهایی ولی تنهایی هم خوبه، وقتی میگم تنهایی یعنی نه این که از اول تنها بودم - وسط یه سری مشکلات بود که تنها شدم و این تنهایی رو دوست دارم خیلی برام با ارزش هست. فرصت به دل مشغولی هام برسم . قبل ها میگقتم ی روز خوب میاد همچنین جمله ای رو هیچ هم می گفت ولی من الان میگم ی روز خوب نمیاد و همین جوری باید سر کرد به قول شاهین . بگم به سلامتی؟؟؟ به سلامتی چی آخه؟ به سلامتی روزگار که پیرم کرد؟ سلامتی زندگی که هیچ جوره باهام راه نیومد؟ سلامتیه عشقم که گذاشت و رفت؟ سلامتیه دل بزرگم که ش ت و هزار تیکه شد؟ سلامتیه چشام که یکیش اشکه و یکیش خون؟ سلامتیه دستم که بی نمکه؟ سلامتیه آدمهای اطرافم که هرکدومشون یه جوری خنجر میزنن؟ آخه تو بگو به سلامتیه چی؟؟ پس بذار بگم ب. میشه وشمرد نفسهات و
چه جوری ، نزدیک بشم
 
چشام باخت دنیا شو
وقتی که نزدیک شدم
 
وقتی که عطر ، توپیچید
من یکی دیوانه شدم
 
انگار ی میگفت بمن
بمون توحس و برنکرد
 
یه جور مهمه بودنت
که عشقت با توسرمیکرد
 
جور مینازه این بهار
 شعبان دل وبهاری کرد
 
ببین غلام دُر نجف
بهار را ، بهاری کرد
 <. خوردم زمین. بد جوری دست و پاهام درد میکرد ماما بغلم . آروم که شدیم(من از گریه و والدین از نصیحت!) تو چشای ماما نگاه و صادقانه گفتم ما بچه ها خیلی چیزا رو نمیدونیم همش به فکر بازی یم ولی شما خیلی فکر می کنید و همه چی رو میدونید اصلا شما و بابا دانشمندید در نهایت دوباره یاد زخمم افتادم و زدم زیر گریه این بار ماما هم بغض کرد فکر کنم وجدان درد اذیتش کرد.... ما این جوری بعضی ها رو شرمنده می کنیم بار اولی که در پشت سر زندانی به هم کوبیده میشود٬ او وسط سلول می ایستد و دور و برش را نگاه میکند. خیال میکنم همه باید کم و بیش همین رفتار را داشته باشند ..... مثلا خواهد گفت: وقتی بیرون بی آیم دیگر هیچ وقت حرص پول نمی زنم. با هر مشقتی یک جوری می سازم. یا وقتی بیرون بی آیم دیگر با زنم دعوا نمی کنم. یک جوری با هم کنار می آییم. در واقع٬ وقتی آزاد بشود همه چیز "یک جوری" رو براه می شود ... دنیای خارج برای او روز به روز بیشتر واقعیتش را از دست می دهد. دنیای خارج بدل به دنیایی رویایی میشود که در آن همه چیز یک جوری مقدور است...! گفتگو با مرگ : آرتور تلر :نصرالله دیهیمی ، خشایار دیهیمی پاراگراف کتاب (11) وایییییی خدااااااااااا عاشقتممممم...حقیقتا جوری خودتو جایی نشون میدی....جورررری نشونننن میدی که اصن در مخیله نمیگنجه...جوری همه چیزو بدون این که بفهمه ادم جفت و جور میکنی که اصن نمیفهمی...و بعد در یک حرکت غافلگیرت میکنه. نابود میشی و با ذوق مرگی ای وصف نشدنی به معجزه ی خاصی که برات رخ داده نگاه میکنی. و همه چیز به طرز الکی ای منطقی به نظ.
وقتی آدما به هیچ صراطی مستقیم نیستن
تو هم یه جوری باش
که نه محبت زیادیت بزنه زیر دلشون
نه نامهربونیت بشینه تو ذهنشون
یه جوری باش، اونجوری که دلت می خواد
عاشق شو
اما عاشق چیزای قشنگ
دلتو یه جا اسیر نکن
عشق، که فقط عشق زن و مرد نیست
دور و برتو خوب نگاه کنی
می بینی خیلی چیزا هست واسه دوست داشتن
فقط یادت ب. چن روزه خیلی دلم گرفته اصن هیج جوری اروم نمیشم کاش مث پارسال میرفتیم مدرسه با دوستام دردودل می و حالم خوب میشد ب اصن نتونستم طاقت بیارم تا صب داشتم گریه می بعد اذان خ دم کلی دعا وختی داشتن اذان میکشیدن برای خودم ..برای زندگیم ...برای ی ک ..... ای کاش همه چی اونجوری بود ک من میخاسم ای کاش امسال میرفتم ای کاش با دوستام بودم ای کاش زندگیم این. 57135888835622984842.png; به من میاد چه جوری باشم..!؟
① ﺷﻴﻄﻮﻥ
② ﻏﻤﮕﻴﻦ
③ حرفه ای
④ کاردرست
⑤ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻰ
⑥ ﺟﺬﺍﺏ
⑦ ﺧﻮﺷﮕﻞ
⑧ ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ
⑨ ﺑﺎﺣﺎﻝ ﻭ ﺑﺎﻧﻤﮏ
⑩ ﻋﺼﺒﻰ
⑪ پر لایک
⑫ ﺑﯽ ﺍﺩﺏ
⑬ باادب
⑭ مغرور
⑮ عشق
⑯ با مرام
⑰ زشت
⑱ بامعرفت
⑲ ت تو... همین «تو» دوست داشتنی من! مرد شدی! به همین سادگی... به همین سرعت... یک جوری قد کشیدی که دیگر برای بوسیدنت تو باید خم شوی نه من! یک جوری قد کشیدی که باورم نمی شود یک زمانی تو را روی پاهایم یا در آن گهواره ی نارنجی کوچک خواب می ... و امروز درست نوزده سال از اولین روز زندگی ات گذشت... مرد شدی... مرد کوچک من... مردی که هنوز پشت پلکهایش، یک دنیا . وقتی قلبم در دل تو می تپد

چه جوری از خودم بگویم ؟

وقتی تو را صدا می کنند

من بر می گردم

چه جوری اسمم یادم بماند ؟

من که دیگر من نیستم

من سبز آبی کبودم

تو

دست هات را بگذار توی جیبم

راه برو

می بینی ؟

من توام

آنقدر توام

که از خواب خودم

پر می کشم به خواب تو

آنجا

باز خودم می شوم

باز عاشقت می شوم

بخواب نارنجی من

بیدار نشو

هیس

بگذار هنوز نگاهت کنم...!! چی بود واقعا؟ هنوز گیجم و عصبانی... از دست خودم. خود ترسووم که حتی جرات ن اون لحظه فکر کنم و به جاش خودمو زدم به اون راه که مثلا من اصلا ندیدم و نفهمیدم...خدایا چی بود این؟ یعنی من هم همون شخصیت اصلی بادبادک بازم؟ میدونم که هستم قبلا هم احساس اصلا برای همین وقتی کتاب رو خوندم یه تشویشی تو دلم راه افتاد ...خدایا نکنه واقعا اتفاق بدی بود؟ س. در همان نرگس صحنه ای هست که عادل در فردای شب عروسی ، نرگس را به خانه خودش می آورد، خانه ای کلنگی و کثیف و شلوغ، خانه ای که آفاق نگذاشت شب اول عادل نرگس رابه آنجا بیاورد و آنها شب را در خانه او گذراندند با آن صحنه زیبای کفش های سفید و سیاه دم در و آفاقی که در بالای پله ها برخود می لرزد( باید نام آفاق می بود) حالا امروز صبح ، عادل لنگه جور ر.