پسر آسمونی

به نقل از خبرگزاریها در مورد پسر آسمونی : ی روزی ،، تو ی جای دور،، تو گرما ی شدید،، وقتی ک همه ی گل های اطلس و لاله شکفته شدن.. وقتی ک بوی ریحون دنیارو معطر کرده بود،، وقتی ک اسم "ابوالفضل" نگین شیعه بود،، وقتی ک خون خدا رو زمین جاری شد..برای پا برجا موندن 72 ستاره ی آسمونی تو آسمون عشق درخشیدند عاشقانه ب سوی ابدیت پرواز ... مدل طراحی و ساخت انواع دکوراسیون آلاچیق +تصاویرمدل دکوراسیون آلاچیق برای ساختن آلاچیق ها معمولا ، جایی را که از نظر چشم انداز و زیبایی منطقه برخوردار باشد ، مورد توجه قرار می دهند.ما در این بخش آسمونی تعدادی ع از طراحی و ساخت انواع دکوراسیون آلاچیق را برای شما عزیزان به نمایش گذاشته ایم. آسمونی مطالب مرتبط : دکوراسیون و طراحی […]مد. همیشه در پناه ِ شب رسیدم به آغوش تو هرشب عاشقونه چه سخته زندگی در بی پناهی فقط یک عاشق تنها میدونه تو با عشقت به من دنیا رو دادی .... یه دنیایی که توش احساس خوبه
با عطر خوب گلهای بهاری دلت تنگ میشه وقتی خونه نیستم .... تو دست به دامن ستاره میشی
تا اینکه تو من و بدست بیآری یه جایی هس تو قلب ِ عاشق من که هیچ جز تو با من همزبون نیس زمین و . همیشه در پناه ِ شب رسیدم به آغوش تو هرشب عاشقونه چه سخته زندگی در بی پناهی فقط یک عاشق تنها میدونه تو با عشقت به من دنیا رو دادی که با من درد ِ تنهایی نباشه میدونم قلب تو غمگین و خسته س تموم زندگی ش ترانه ها شه یه جایی هس تو قلب ِ عاشق من که هیچ جز تو با من همزبون نیس زمین و آسمون عاشق ترینن زمین با تو بدون ِ آسمون نیس برام معنی یک دنیا تو. می گن زمانای قدیم یه روز ۳ تا پسر بچه می رن پیش مُلا نصرالدین می گن

ما ۱۰ تا گردو داریم می شه اینارو با عد بین ما تقسیم کنی ؟

مُلا می گه با عد آسمونی یا عد زمینی ؟

بچه ها می گن خوب عد آسمونی بهتره با عد آسمونی تقسیم کن .

مُلا ۸ تا گردو می ده به اولی ، ۲ تا می ده به دومی ، دو تا پس گردنی محکم هم می زنه به سومی .

بچ. methods mci and irancell stop receiving promotional sms غیر فعال و فعالسازی پیامک تبلیغاتی همراه اول و ایرانسل احتمالا برای شما هم پیش آمده که در طول روز چندین و چند بار از طرف اپراتور مربوطه پیامک های تبلیغاتی دریافت کرده اید. آیا از دریافت پیامک های تبلیغاتی خسته شده اید؟ و یا از اینکه بخاطر پیامک تبلیغاتی از مبلغ شارژ خط شما کم میشود ناراحت هستید در این بخش آسمونی آموزش ساده نحوه انصراف از دریافت پیامک های تبلیغاتی را دنبال کنید
- منبع، پورتال آسمونی http://www.asemooni.com/iran/phonebook/stop-receiving-promotional-sms#ixzz37d64fd3u وقتی یک شب سرد زمستونی شهر رو قدم میزنی زیر آسمونی به این بزرگی و پهناوری بارون باشه و همینجور محو آسمون شده باشی که یهو با نوازنده ی آکوردئون برخورد کنی که غرق توی احساس و شور خودش داره الهه ی ناز رو میزنه و همینجور که لبریز گفتنی توی وجود خودت سکوت کنی و فقط خیره میشی به دست های اون آدم و شور نواها که داره یک احساس زیبا رو بهت منتقل می کنه و این صحنه خیلی ح رو خوب کنه و همینجور به قطره قطره های بارون نگاه کنی و از عمق آسمون تمنای با داری فقط همین : ) دل ش ته قیمتی تره... آره صدای بهتری داره خدا ببین چقد دلم ش ته بیا و لحظه هامو آسمونی کن بیا و مهربونی کن... . . پشیمونم ازین مسیر وارونه از اینکه گم شده خونه از اینکه از سر خودم زیادم پشیونم ولی ... پ.ن: امشب حس و حالم حس و حال این آهنگه... هواتو من حیرون تو این روزا هواتو دلم میخوادت میخوام بیام تو آسمون دورت بگردمهوایی میشم همون روزا که میبینم هوامو داریمیخوام بدونم تاکی میخوای ببینی و به روم نیاریدلمو دست تو دادم من دلتنگ احساسی
نمی ذاری که تنها شم تو رو من خیلی حساسی
دلمو دست تو دارم دلمو آسمونی کن
همیشه مهربون بودی دوباره مهربونی کن
چه روزا حالمو دیدی. ماه کامل بود و پر نور تولد حسن مجتبی وسط ماه مبارک رمضان آقاجونم آسمونی شد همه جا چراغونیه آقاجونم برای همیشه رفت خیلی خوب بود مهربون شوخ و مردم دار زحمتکش آقاجونم رفت توی یه شب مهت اروم به خواب رفت و درداش آروم شد میخواییم ازاین به بعد بادوستایی آشنا بشیم که آ معرفتند... بایدحواسمون باشه که این دوستی و ارتباط باهاشون یه طرفه نیست و دو طرفه ست... بله میشه درکنار دوستای زمینی هر ی برای خودش دوست آسمونی هم داشته باشه... آره:ممکنه دوستای زمینی همیشه در کنارمون نباشن اماین دوستای آسمونی جنسشون از نوره و همیشه همیشه درکنارمون هستن.پس کافیه باهاشون دردل کنیم بعدمی بینیم چطور به حرفامون گوش میدن وچطور راهگشای مشکلاتمون میشن خیلی باصفاهستن ... پس بسم الله... باشمایم گوش کنید هرچه دید زکردار بدم همه نادیده بگیریدفرامش کنید شعر دلتنگی من را به یقین می شنوید حال افسرده من رابه یقین میدانید آرزویم این است:کاش می شد که شهادتنصیبم می شد... سلام . بردمون تبریک ایشالا همیشه بتونیم ببریم . سایپا رو بردیم پیکان هم که بهتر بردیم واقعا ایووووووول دمشون گرممممممم. از اینکه صدر ج همیشه آسمونیه شکی ندارم و مطمئنم به امیدخدا ایشالا تا آ فصل صدر ج آسمونی میمونه و ما قهرمان میشیم. ع ای بازی با سایپا و پیکان

هرگز ندیدی منو این جمله عاشقانست
مث یوسف توی چاه این درد محرمانست
دست به دست شد دل من بدست عابرانی
مثل قصه ی یوسف بدست کاروانی
کشیده شد به آتش حال و روزم نهانی
یک قطر از دل تو شد آب زندگانی
بی راه کج رو تو کردی آسمونی
مثل قصه ی عیسی سرای جاودانی
برابر چشم تو حیرانند عارفــانی
در پی حرفای تو; درمانده اند معـ. داستانِ فیلِ سفید رو هممون شنیدیم. ادامه دادن های بیهوده رو همه شنیدیم. تو کار، درس، علاقه های زودگذر و از همه مهم تر روابط هممون یه فیل سفید داریم یا لااقل داشتیم. آدم ها با بلندتر شدنِ قدشون تنها تر می شن. صفت برتر می یارم چون آدم با دنیا اومدن و کنده شدن از دنیایِ یک قلب کنار قلبِ خودش تنها شده. آدم ها تمام عمر دنبالِ یک قلب کنار قلبِ خودشون می گردن. شاید برای همین می چسبن به عشق. عشق به مادر که اسمش شده آسمونی تا عشق ِ زمینی. می گم اسمش شده آسمونی،چون بسته به شرایط آدم ها می تونن حتی از مادرشون هم متنفر باشن و این یه حرف سرسری نیست باهاش احساسی برخورد نکنید. عشقِ زمینی، با این وضعیت در حد همون بسته به شرایط هم نیست.با این وضعیت و خودتون می تونین بفهمین چی می گم. بگرد دنبالِ سوزن تو انبار کاه :) (البته از نظر من مساله ربطی به ت نداره) با همه ی این حرف ها هی فکر می کنم تنهایی چقدر می تونه ترسناک باشه و راستش حتی فکرش هم باعث میشه آدم ضعف کنه...حالا باید بشینم فکر کنم ببینم چه جوری این سخت جونی تو وجودِ خودم ریشه گرفته؟!!
تنهایی زخمی ست که از تن بزرگتر است و این در حتا اگر به جهنم باز شود خوشحالم می کند*
*گروس عبدالملکیان
پ.ن: یک از + عنوان کتاب



یازده ماه گذشت ..................چه زود..پر ازخاطره ....پراز لحظه های ناب عاشقی...عشق من به تو ابدیه دخترم .......توسراسر زندگی و عشق و امید هستی ...از وجود پاک تو فرشته آسمونی خونمون بهشت شده ....دوست دارم گلم ..... مبارکت باشه عزیزم....فقط یک ماهه دیگه تا سالروز لحظه رسیدن به هم مونده ........لحظه ای که هیچ وقت فراموشم نمی شه .................. سکوت بی بهانه ترین صدای مهر است و من سکوت می کنم تا بگویم دوستت دارم .
واست شب اس ام اس زدم که بگم دنیام تاریکه مثل شب ، تنهام مثل ماه ، کوچیکم مثل ستاره ، اما دوست دارم اندازه ی آسمونی که اندازه نداره .
گل من خبر نداری گلدونت برات میمیره ، اگه تو پژمرده باشی گلدونت دلش میگیره !
علیرضا محبت و ارادت بی نظیری به پدرو مادرش داشت. ما هفته ای دو تا سه بار پدرو مادرش را زیارت میکردیم. ولی هربار که با پدرو مادرش روبرو میشد گویا ی ال هست که اونها رو ندیده. پدرشو در آغوش میکشیدو سرو روی پدر رو بوسه باران میکرد. دست پدر رو میبوسید و بغض به گلو با پدرش حال و احوال پرسی میکرد. بعد از اون میرفت توی آشپزخونه سراغ مادرش..دس. flash requiredflash is required to view this media. here. یک …
لحظه لحظه خاطرات بهمنی که یک دفعه بهار شد
بهمنی که بوی گل گرفت و و یاسمن
بهمنی که غرق شوق و شور بود، انفجار نور بوددو …
سرزمینی که نگاش به آسمونه و حسابش از زمین جداست
ذره ذره خاکش از غرور و غیرته
سرزمینی که شن کویرشم، لشکر خداستسه…
بغض ناتموم مادری بالاسر جنازۀ پسر
بغضی که یک مرت. سلام ... سلام ی عزیز...سلام آسمونی ها ... آی .میدونم که میدونید دلم واستون خیلی تنگه..خیلی ... امشب میخوام حس دلمو رو کنم...اول خودم بهش میگفتم حسادت...اما بعد فهمیدم نه حسادت نیست غبطه است...اره آسمونی ها...آره معراجی ها...غبطه میخورم ...غبطه به حال شما...همین شماهایی که هر روز واستون عید بود حتی تو اوج سختی ها..میدونید چرا؟..چون هرروزتون با خدا . امروز مامان بهم میگفت عشق لیلیومجنون یه عشق آسمونیه داشت قصه لیلو مجنونو بهم تعریف میکرد.کاش می شد ما هم مثل لیلیو مجنون عشقمون آسمونی بود کاش واسه هم می مردیم و بدون هم نمی تونستیم زندگی کنیم اما حیف اینا واسه قصه هاست اما من میدونم عاشقتم وواست میمیرم کاش می دونستی اونوقت از نبود خودت شرمنده میشدی عاشقتم حسنم آسمونی : چار ب ج (۱۷۹۱ -۱۸۷۱) فیلسوف تحلیل گر و ریاضیدان انگلیسی و نخستین ی بود که ایده یک ماشین محاسبه گر برنامه پذیر را ارائه داد. وی در سال ۱۸۲۰ طراحی ماشین محاسبه گر خود را آغاز کرد؛ ماشینی که بعدها به نام ماشین تفاضلی معروف شد. کی به آتش میکشی تسبیح یا قدوس را روح سرگردان این پروانه ی مایوس را کور سو های چراغ عقل مردم منکرند روشنایی های آن خورشید ناممحسوس را از صدای موج سرشارند و با ساحل دچار گوش ماهی ها چه میفهمند اقیانوس را! نسل در نسل زمین، گشتند تا پیدا کنند سایه های رنگارنگ آن طاووس را تلخ و شیرین جهان چیزی به جز یک خواب نیست مرگ پایان می دهد یک روز این . خیلی وقته ننوشتم از رژیم و پیاده روی و سالم خوری خیلی دور افتادم این مدت اتفاقای زیادی افتاده که بزرگترین و تلخ ترینش از دست دادن بابای مهربونم بوده 3 ماه پیش بابای نازنینم آسمونی شد و ما رو تنها گذاشت هنوز باورش برام سخته ولی چاره چیه باید ادامه داد دارم از زیارت رضا برمیگردم ازش خواستم ارادمو بهم برگردونه میدونم رومو زمین نمینداز. گزینه های روی میز
1. لحظه لحظه خاطرات ِ بهمنی که یک دفعه بهار شد
بهمنی که بوی ِ گل گرفت و
و یاسمن
بهمنی که غرق ِ شوق و شور بود انفجار ِ نور بود

2. سرزمینی که نگاش به آسمونه و ( ایران )
حسابش از زمین جداست
ذره ذره خاکش از غرور و غیرت ِ ( ایران )
سرزمینی که شن ِ کویرشم
لشگر خداست

3. بغض ِ ناتموم ِ مادری بالا سر ِ جنازه ی ِ پ. تو خودت گلی عزیزم... من عاشق تو هستم
من تو رو می پرستم
یه عمره عاشقانه
به انتظار نشستم
تو ماه آسمونی
فرشته زمینی
برای قلب خستم
پناه ا ینی
بی تو گل وا نمی شه
دردم دوا نمی شه
دلم تا دنیا دنیاست
از تو جدا نمی شه
عاشقم من؛ دنیای من تویی تو
عاشقم من رویای من تویی تو
ای که بی تو, شبم سحر نمیشه مدلهای می هارخوری +تصاویرمدلهای می هارخوری   یک میز زیبا   و این هم یک میز ف ی عالی   این هم یه میز که بالا و پایین میز میتونه زیرش جمع بشه و میز کوچکتر بشه     این هم یک میز شیشه ای با صندلیهای سفید آسمونی مطالب مرتبط : مدل های جدید میز ناهار خوری 94 + […]مدلهای می هارخوری  مدلهای می هارخورییک میز زیبا 

[ادامه مطل. یک وبلاگی بود به اسمِ قرمزِ آسمونی. مالِ خودش بود. یک جورهایی آن بالایِ بالا داد می زد:
«مال خودمه!»
یعنی خواننده، گورِ پدرت، هرچه که بخواهم می نویسم.
چندنفری هم بودند به اسم نوید. فرق داشتند باهم اما نقطه اشتراکشان این بود که اسم همه شان نوید بود.
اینکه نوید از کجا شروع شد را بگذریم ازش.
اینکه نویدها دو سال و نیم طول کشید. موسیقی بی کلام «گزینه های روی میز» برای اجراهای مردمی (برای پخش آنلاین روی لینک زیر کلیک کنید) با حجم ۱۳ مگابایت ————————————————————————————– متن شعر ترانه: یک …
لحظه لحظه خاطرات بهمنی که یک دفعه بهار شد
بهمنی که بوی گل گرفت و و یاسمن
بهمنی که غرق شوق و شور بود، انفجار نور بود دو …
سرزمینی که نگاش به آسمونه و حسابش از زمین جداست
ذره ذره خاکش از غرور و غیرته
سرزمینی که شن کویرشم، لشکر خداست سه…
بغض ناتموم مادری بالاسر جنازۀ پسر
بغضی که یک مرتبه صدا میشه سکوت رو میشکنه
ای تموم بچه هام فدای تو یا حسین
این گلم نثار کربلای تو یا حسین *
ای پدر و مادرم فدای تو یا حسین
زندگیم فدای کربلای تو یا حسین
* چهار…
ایستادن یه نوجوون بدون ذره ای ترس و آرزو
روبروی تانک های روبرو پنج…
اهتزار پرچم سه رنگ
روی گنبد مسجدی که زخمۀ گلوله هاست
خنده های مردمی که یک صدا می گن
«فتح شهر خون کار خداست» شش…
آسمونی که پر از نوای ربناست
آسمونی که قرق شده با شهاب و رعد و صاعقه
با آیۀ «و ما رمیت اذ رمیت»
آسمونی که کابوس کر است هفت…
چشمه چشمه موج موج
کوچه کوچه رود رود
تو خیابونا به هم رسیدن و یکی شدن
ش تن سردی دی و غرور اهرمن حالا بازم بشمارم
اینا گزینه های روی میز ماست
حالا بازم بشمرید
گزینۀ روی میزتون چیاست
حالا بازم بشمرید
همه میدونن این آ ای قصۀ شماست هفت… شش… پنج … چهار … سه … دو ... یک … هواتو ,منه حیرون تو این روزا هواتو , دلم میخوادت , میخوام بیام تو آسمون دورت بگردم , هوایی میشم , همون روزا که میبینم هوامو داری , میخوام بدونم تا کی میخوای ببینی و به روم نیاری , دلمو دست تو دادم , منه دل تنگه احساسی نمیذاری که تنها شم , تو رو من خیلی حساسی دلمو اسمونی کن همیشه مهربون بودی دوباره مهربونی کن , چه روزا حالمو دیدی , چه شبایی . سلام از محرم پارسال، بعد از زیارت کربلا... حرف دلمون یکی بود، دوس داشتیم سال بعد هم بریم زیارت آقا. پیاده و سوارش مهم نبود، تنها چیزی که مهم بود و حاضر بودیم براش هر کاری ، کربلا بود. از همون موقع پولامونو جمع کردیم. اونم تو قلک. امتحان کنید، خیلی لذت بخشه. درسته مطمئن نبودیم که سال دیگه هم میتونیم بریم کربلا یا نه، ولی... کربلا رفته ها م.
(ره)
از غم دوست در این میکده فریاد کشم
دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم
سالها می گذرد ،حادثه ها می آید
انتظار فرج از نیمه ی داد کشم

در راه آسمونی با تبعیت از ولایت مطلقه فقیه
در صدد دست ی به انتظار سازنده جهت
تعجیل در ظهور آ ین منجی عالم بشریت
می باشیم .

از سوی دیگر با ارائه مطالبی در صدد انجام
امر مقدس آگاهی . زبده الدعوات روایت کرده است که رسول خدا (ص) به خانه حضرت فاطمه (س) آمد. حسن را بیمار یافت و این منظره بر آن حضرت خیلی گران آمد. جبرئیل نازل شد و گفت: یا محمد تعلیم کنم تو را دعایی که با آن فرزندت از ناخوشی خلاص گردد، پس خواند: “ اللهم لا اله الا انت العلی العظیم ذو السلطان القدیم و المن العظیم و الوجه الکریم “ ” لا اله الا انت العلی العظ. من عاشق تو هستم من تو رو میپرستم ی عمره عاشقانه ب انتظار نشستم تو ماه آسمونی غرشته زمینی برای قلب خستم پناه ا ینی بی تو گل وا نمیشه دردم دوا نمیشه دلم تا دنیای دنیاس از تو جدا نمیشه عاشقم من ...دنیای من تویی تو عاشقم من رویای من تویی تو ای ک بی تو شبم سحر نمیشه ...عاشقم من خدا کنه همیشه ک یار من تو باشی ب هرکجا ک هستم کنار من تو باشی خدا خو.
آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو !
تو کجایی پدرم...؟!
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو !
بسکه دلتنگ توام، از سر شب تا حالا...
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو !
جانِ من حرف بزن!
امر بفرما پدرم !
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو !
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو ! نِنا پَر بَزو بَیّه آسِمونی همه جا وه مِسته بِشته نِشونی ته گِلِ رو هَمِش اِنه مه نَظر چه مِره دست بَیتی بوهِردی سَفر
برگردان فارسی مادرم پرواز کرد و به آسمان رفت همه جا نشانه ای از خودش برایم بجا گذاشت همیشه به یادصورت گل و نازنینت هستم چرا از من جدا شدی و به سفر ابدی رفتی
شعر:.
دالکه دآ نازارم ای فرشته آسمونی (مادر عزیزم ای نازنینم ، ای فرشته آسمونی) گوتَنَه که زیر پاتَه او بهشته جاودونی (گفته اند که زیر پاهایت است آن بهشت جاودانی ) نمی اَم و دارِ دُونیا یه تالی دِ گیسِ اِسبیت (یک تار موی سفیدت را به تمام دنیا نمی دهم ) ار دِ مه تو جوو بِحایی ،جون شیرینم مییم سیت (اگر از من جان بخواهی جان شیرینم را برایت می . خداحافظ, همین حالا , همین حالا که من تنهام!
خداحافظ, به شرطی که, بفهمی تر شده چشمام!
خداحافظ کمی غمگین!
به یاد اون همه تردید,
به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید!
اگه گفتم خداحافظ, نه اینکه رفتنت سادست
نه اینکه می شه باور کرد, دوباره آ جادست
خداحافظ, واسه اینکه نبندی دل به رویا ها
بدونی بی تو و باتو همینه اسم این دنیا
. تمام شد نوبت عمر و به سر نرفت / خیال یار به سوی خم دگر نرفت / عجب حکایتی کند این شمع های میخانه / چه باده ها به بهای زلف زر نرفت .

گرگ همان گرگ است ، شغال همان شغال و بین این همه حقیقت تنها آدم است که آدم نیست !

هنوز هم در کوچه های خلوت عاشقی ، در میان سکوت بوسه هایمان زندگی می کنم / شاید رهگذری مژده ای از رویای ماندگار و عشق جاود. ستاره های خاموش درد منو میدونن شبا پیشم هستنو روزا نه نمیمونن اونا که ستارنو تو ماه آسمونی خیلی میترسم که تو میریو نمیمونی این ابرا که میبینی دام دارن میبارن آخه میدونن گلم تورو چقدر دوس دارم زمستونم که بیاد باز تو گل بهاری حتا اینو دوس دارم که تو ازم بیزاری گاهی اوقات شوخی شوخی همه چیز جدی می شه.
گاهی اوقات آدم وقتی زیاد می خواد کم می یاره، گاهی وقتی کم می یاره زیاد می خواد.
گاهی اوقات با ترس و لرز بر می گرده به پشت سرش نگاه کنه، می بینه چه شجاعتی
گاهی اوقات با شجاعت می تونه ترساشو نگاه کنه.
گاهی اوقات آدم به دنبال خوشبختی، زندگی را گم می کنه، گاهی هم با انتظار زندگی را معنا می ک. این مدتی که ننوشتم، خیلی تنبل شدم. نه اینکه خیلی قلم شیوایی داشتم،حالا یه ذره از حس و حال افتادم و نوشتن برام خیلی سخت شده. تو این مدتی که نبودم روزهای خیلی خوبی را پشت سر گذاشتم. سایه ی پر مهر خداوندی در لحظه لحظه ی زندگیم جاری بوده و من غرق نعمت و خوشی هستم. 23 داد دوباره شدم و یه پسر آسمونی به خانواده ی پر جمعیتمون اضافه شد. اما مهمتر . سلام به همه دوستای خوبم.دلم واستون تنگیده قد تموم عالم.ب خدا راس میگماااااا.اصلا هیشکی جای شمارو نمیتونه واسم بگیره.سالار بیا از سوتی های سمان واسمون بگو.طاهر هم ک تو شیراز مممممممن برا خودش همیطططططوووووو میگرده حرص منو در میاره.خانم افشار هم ک کلا مشغوله. آخییییییییییی کل خاطراتمون جلو چشامه اما هنوز ناهار نخوردم نا ندارم بنویسم.فقط اومدم سلام کنم و برم.دوستون دارررررررم قد آسمونی که تهش معلوم نیس.نخندینا خودمم نمیفهمم چی میگم امشب است برای تو مینویسم که انگیزه بودن به من دادی...
بودن نه به هرقیمتی...بودن برای داشتن تو...
کاش میدونستی که چقدر بیشتر از همیشه دلتنگم.. دلتنگم نه به خاطر دوری .... به خاطر ص که عشق داره دلتنگم... دلتنگ نگاه عاشقی هستم که لحظه به لحظه نگاهش حس بودن رو داره... واژه دلتنگی رو دوست دارم چون حس و بوی عشق است.....دلتنگی شده بهانه برای حرکت قلم سیاهم از هرطرف...
کاش میدانستی این قلم سیاه، مدت ها است رنگ عشق گرفته... رنگ عاشق بودن.. رنگ با تو بودن.. با تو بودن جمله نیست، شعر هست... و شاعرش عاشقیه که نبودن رو لمس کرده... به راستی شاعر عاشق هست یا عاشق شاعره..؟
منتظرم...منتظر اون ستاره ی کم نورم...ستاره ی تو... زیبا گفتی که ستاره کم نور فقط تویی و بقیه، ستاره پر نورن.. پر نور بودن و کم نور بودن مهم نیست، مهم ستاره آسمونی بودن هست که تو هستی گلم ... ‎'‎)بنام او که مرا آفرید در ولایت ارزگان آفرید ( امشب است برای تو مینویسم که انگیزه بودن به من دادی... بودن نه به هرقیمتی...بودن برای داشتن تو... کاش میدونستی که چقدر بیشتر از همیشه دلتنگم.. دلتنگم نه به خاطر دوری .... به خاطر ص که عشق داره دلتنگم... دلتنگ نگاه عاشقی هستم که لحظه به لحظه نگاهش حس بودن رو داره... واژه دلتنگی رو دوست دارم چون حس و بوی عشق است.....دلتنگی شده بهانه برای حرکت قلم سیاهم از هرطرف... کاش میدانستی این قلم سیاه، مدت ها است رنگ عشق گرفته... رنگ عاشق بودن.. رنگ با تو بودن.. با تو بودن جمله نیست، شعر هست... و شاعرش عاشقیه که نبودن رو لمس کرده... به راستی شاعر عاشق هست یا عاشق شاعره..؟ منتظرم...منتظر اون ستاره ی کم نورم...ستاره ی تو... زیبا گفتی که ستاره کم نور فقط تویی و بقیه، ستاره پر نورن.. پر نور بودن و کم نور بودن مهم نیست، مهم ستاره آسمونی بودن هست که تو هستی گلم ...‎'‎ گاهی به متن لری و معنی فارسی شعر و همچنین تماشای نماهنگ بسیار زیبای لری « دالکه » با صدای زیبای فرج علیپور ، زمینه درک معانی و جایگاه والای واژه «دآ » و « دالکه » در ادبیات لری ، قبل از پرداختن به بخش دوم این مقاله در اثبات ، جایگاه زن و مادر لُر بعنوان « الهه زندگی و هنر» و « فرشته ای آسمانی » را هموارتر خواهد کرد : دالکه دآ نازارم ای فرشته آسمونی (مادر عزیزم ای نازنینم ، ای فرشته آسمونی) گوتَنَه که زیر پاتَه او بهشته جاودونی (گفته اند که زیر پاهایت است آن بهشت جاودانی ) نمی اَم و دارِ دُونیا یه تالی دِ گیسِ اِسبیت (یک تار موی سفیدت را به تمام دنیا نمی دهم ) ار دِ مه تو جوو بِحایی ،جون شیرینم مییم سیت (اگر از من جان بخواهی جان شیرینم را برایت می دهم ) چنی شُویاکه نوحووفتی نشسی وه پا گووارم (چه شب ها که به پای گهواره ام بیدار نشستی ) دالکم چشیات ،هم آسمون و هم آسارم (مادر عزیزم چشمهایت هم آسمان و هم ستاره ام است ) ار که سوزم و ار که گرمم (اگر که سبزم و اگر گه گرمم ) گرمی دسه تو دارم (گرمی دست ترا دارم ) تو اوفتو لو بونم وا تو خوشه روزگارم (تو آفتاب لب بام منی و با تو روزگارم شاد است ) ار که سوزم و ار بهارم، هر چه دارم دِ تو دارم (اگر که سبزم و بهارم هر چه دارم از تو دارم ) باتشکر از بچه های فوق العاده پرکار وبلاگ لرسو خواندن قرآن باید همراه با تدبر در آیات قرآن باشد و قاری به هنگام تلاوت قرآن در معنا و مفاهیم آن شه کند. چرا که شه و تفکر در قرآن مقدمه ای برای عمل به دستورات الهی است. تنها در این صورت است که انسان به این توابهای عظیم نائل می شود.
تلاش ما بر این است تا در این مطلب آسمونی شما را را با گوشه ای از ثواب عظیم تلاوت سوره های قرآن آشنا کنیم. ا. خداحافظ همین حالا ... همین حالا که من تنهام ! خداحافظ به شرطی که، بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید ... به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید اگه گفتم خداحافظ، نه اینکه رفتنت ساده ست! نه اینکه میشه باور کرد دوباره آ جاده ست خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا خداحافظ خداحاف. پاییز برای من همیشه آبی بود .. رنگ ژاکتش .. آبیِ آسمونی با بافت های درست و یقه ی گرد و آشتین مچ دار .. وقتی میپوشیدش انگار تموم درختا رنگِ آسمون روی خودشون میپاشیدن ! انگار گیله گل .. همون آرایشگرِ محل .. تیوپ رنگ فانتزیِ آبیش رو خالی کرده روی برگ های خشک دورِ باغچه و ا یدان ریخته روشون و داره بهمشون میزنه.. همیشه وقتی پاییز میشد این ژاکتِ بفتِ لعنتی و انگشتر فیروزه ش غوغا به پا میکرد توی دلِ دخترای دمِ بختِ محل .. خاتون اربعین نذرِ شله زرد داره هر سال ، اون سال هم .. همه ی دخترا دورِ دیگ ها میپلکیدن تا بالا ه نوبت بهشون برسه تا هم بزنن و حاجت بخوان .. خاتون به شوخی میگفت : این و ریده هارو هم خدا به حق همین روز عزیز بفرسته خونه ی بخت .. همشون لپ هاشون گل مینداخت و ریز ریز میخندیدن .. توی دل همشون فقط یکی بود که ژاکتش آبی بود و نگین انگشترش فیروزه .. یکی از کاسه های چینیِ گل قرمز خاتون رو برداشتم .. پرش از شله زرد .. رد زعفرون روش خوشمزه ترش میکرد .. لابلاش رو پر از خلال پسته و بادوم و دارچین .. اون کاسه دلِ هر بیننده ای رو میبرد .. چادر مشکی رو سر .. کاسه رو گرفتم زیر چادرم و رفتم توی کوچه ی نبود .. خونه شون چهارمین خونه بود سمت راست ! زنگ که زدم چند دقیقه طول کشید تا در باز بشه ! خودش بود .. همون ژاکت آبی با پیرهن مشکی زیرش ! ریش هاش بلند شده بود .. چشم هاش انگار سیاه تر از قبل و تارهای جوگندمی بین موهاش بیشتر .. گفتم نذریِ .. کاسه رو گرفت .. انگشتر فیروزه ش خورد به کاسه ! صدای خوردنش .. بخودم اومدم .. داشتم بادوم خلال می برای نذرِ اربعینِ خاتون .. پس فردا حیاط و خونه شلوغ میشد و نمیشد کار هارو گذاشت برای دقیقه ی آ .. توی بالکن نشسته بودم .. بوی اسپند میومد .. هوا سرد شده بود .. خاتون شال بافتنی ش رو انداخت روی شونه هام .. شالِ آبیِ آسمونی با بافت درشت که روش مروارید کار شده بود ! گمونم پاییز باید رنگاشو جمع میکرد .. و گیله گل دست به کار میشد و دستی به سر و صورت برگ و درخت ها میکشید!
gmyy_500x888_1484720283263201.jpeg
+حتماً گوش بدید . .

سلام مقدار زیادی از راه رو پیاده و مقداری هم با ماشین طی کردیم. به یک دوراهی رسیدیم و ازاونجا به سمت راست حرکت کردیم. اضافه شدن جمعیت کاملا مشهود بود و سفر چندمی ها می گفتند که امسال خیلی شلوغه. به هر منوال به پایانه شلمچه رسیدیم و دیدیم و شنیدیم که از اینور مشکلی نیست، همه گیر و گور اونوره. یعنی وج آسونه، ورود به عراق سخته. به دلیل خلوت بودن قسمت خانما، همه گذرنامه هارو سپردیم به خانم تا از قسمت خانما گذرنامه ها رو مهر بزنن. یه ربع طول کشید. تو این یه ربع استراحتکی کردیم و با دیگر زوار صحبتکی نمودیم. هوا گرم بود و همه زوار زیر سایه کان ها و دیوار ها رو زمین نشسته بودن. حالا اینا همش قضیه اینور مرزه. اونورش بمونه برابعد. آسمونی باشید ناز آن چشمی که سویش مال ماست / ناز آن زلفی که تارش مال ماست / ناز آن چوپان که سازش مال ماست / ناز آن دوستی که قلبش یاد ماست .

تمام شد نوبت عمر و به سر نرفت / خیال یار به سوی خم دگر نرفت / عجب حکایتی کند این شمع های میخانه / چه باده ها به بهای زلف زر نرفت .

گرگ همان گرگ است ، شغال همان شغال و بین این همه حقیقت تنها آدم است که آدم نیست. سلام.... آره چندروزی ازاعلام نتایج میگذره و زری الان میاد... دلم پره دوستی انقدپرکه اگه یه کتابم بنویسم خالی نمیش... بازهم نشدتیرم به سنگ خورد...نمیدونم حکمته!آزمایشه!یاسیاه بودن پیشونیه هرچی هست فعلا سده راه آرزوهامه اگه آزمایشه که باس بگم خدایا دیگه زیرش زاییدم بس کن دیگه خسته شدم!!!!!!!!!!!! این یک سال هرچی بلای آسمونی بودبرسرم نازل شد ا.