چایی چایی میخورده مورد داشتیم

به نقل از خبرگزاریها در مورد چایی چایی میخورده مورد داشتیم : دلم به روزی سه تا لیوان چایی توی شرکت خوش بود.از فردا که ماه رمضونه دلم خوش بود که امروز رو سه تا چایی میخورم و غیره .ولی انگار آبدارچی ها رفته بودن پیشواز! من اول هر چی خوراکی با خودم آورده بودم رو خوردم(سی گرم کشمش .دو تا ما.چهل گرم نون و چهل گرم موز) و بعدش هی غر زدم که چرا هوا سرده و ...بعدترش رفتم یه بیسکوییت دیجستیو گرفتم و کل بسته رو . من اگه به جای بشقاب تو قابلمه غذا میخورم , اگه تو پارچ آب میخورم و از لیوان استفاده نمیکنم به این دلیل نیست که تنبلم!!!
دلیلش اینه که من تصمیم گرفتم توی مصرف آب صرفه جویی کنم.
اینجوری لازم نیس یه بشقاب و لیوان اضافه شسته بشه.(دقت کن چقدر صرفه جویی میشه!!!)
البته من همچنان در تلاشم که چایی رو هم یه کاری کنم بدون لیوان بخورم ولی چون . بد بختی،بدشانسی،ش ت یا هرچی که دوس دارید اسمشو بذارید یعنی اینکه آدم یه لیوان بزرگ چایی بخوره بعد ته لیوان که رسید ببینه یه سوسک توش مرده.واقعا از خدا میخوام اصلا نصیب نکنه . چشیدم که میگما باور کنین الانم فک کنم افسردگی گرفتم.تازه قبل از این که اون موجود نکبت رو ببینم پیش خودم میگفتم این چایی چرا از چایی های دیگه خوش مزه تره خونه ی ما این طوری است که صبح یک بار، ساعت های ده اگر ی خونه باشد یک بار، ظهر نزدیک های ناهار یک بار، دوباره بعد از ظهر بعد از خواب یک بار، ساعت های هفت یک بار، ساعت های نه یک بار، چایی دم می شود! بس که خواهان دارد و عاشق. حالا به این نتیجه رسیده ام ، اگر شیک ترین، سوسول ترین، خوش مزه ترین نوشیدنی دنیا را که بگذراند جلویم باز هیچ کدامشان . اولین سوالی که آقا پرسیدند، رو به افراد دور و بر این بود که: «بچه ها پذیرایی شده اند؟» دوستانی در آنجا که مسئولیت داشتند اما جواب سلام ما را هم نمی دادند در جواب گفتند بله آقا! در صورتی که اگر بچه ها آب یا چایی هم آنجا می خوردند زحمت بچه های بود. آقا گفتند: «خب! یک چایی هم بیاورید با هم بخوریم.» بعد یک سینی چایی آوردند و با آقا خوردیم. مز. یه درسی داشتیم تو یادش بخیر دفاع مقدس بود مارو بردن باغ موزه دفاع مقدس از طرف چیزی یاد بگیریم نمیدونم اون روز چی بود که شیطون بدجور تو جلدم رفت یعنی دخترا دیگه آسایش از دست من نداشتن من!!!!!منی که با ی کار ندارم سرم تو کار خودمه این بماند یه جا یه ی پخش میشد پسره داشت چایی میریخت دیدم چایی کف کرد همه ت داد زدم چایی نیست که ه کف کرده نگاه . داشتیم بازی می کردیم. من و خواهر رفته بودیم خانۀ علی مهمانی مثلا. تق تق در زدیم. در را باز کرد و سلام و علیک و بفرما زد. رفتیم تو. همینطور نشستیم دیدیم هیچی نمی آورد برای پذیرایی. گفتیم «آقا برامون چایی بیار». این «آقا» از تکیه کلام های خودش است. گفت «من که نئی تونم بلاتون چایی بیالم. الان زن ام بلاتون میاله». گفتیم «بسم الله. کو زن ات؟» .   او استکان چایی خود را نخورد و رفت بغض مرا به دست غزل ها سپرد و رفت گفتم نرو ! بمان ! قسم ات می دهم ولی تنها به روی حرف خودش پا فشرد و رفت گفتم که صد شمار بمان تا ببینم ات یک خنده کرد و تا عدد دَه شمرد و رفت گفتم که بی تو هیچم و او گفت بی نه با! در بیت ا ین غزلم دست برد و رفت یعنی به قدر چای هم ارزش…؟نه بی خیال او استکان چایی خود را نخورد و رفت   مورد داشتیم مورد داشتیم دختره میوفته تو کانال فاضلاب ولی به خاطر حجم کلیپسش همونجا گیر میکنه و ای آتش نشانی درش میارند . . . مورد داشتیم دختره به خاطر کلیپسش که از درب کلاس رد نمیشه تا بیاد داخل رفته درس رو حذف کرده!! . . . مـــــــــورد داشتیم دختره صورتشو شسته وزنش کم شده !!! قبل چایی دوس نداشتم ... از این ا ین دعوامون تاحالا چایی تنها چیزیه که حالمو خوب میکنه ... و از اونجایی که من کلا نهار و شام نمیخورم چون دوس ندارم کنار خونواده م باشم با چایی یه چی میخورم که از گشنگی نمیرم ... امروز تولدش بود ... ب بهش تبریک گفتم ... جواب نداد ... بعد گفتم تما تو لیست ردم ... صب یه میس انداختم دیدم نچ بوق میخوره ... ساعت 12 بود زنگ زد ... تو هال بودم جواب ندادم ... بعدم اس دادم گفتم دستم خورد ... خودشم میدونه دستم نخورد ... مورد داشتیم کلاغه تو کلیپسه دختره لونه درست کرده بوده , اشتباهی فکر کرده بوده درخته °°°°°°°°° °°°°°°°°° مورد داشتیم: دختره رفته مهمونی , تا اومده از تو چکمش بیاد بیرون مهمونی تموم شده ! °°°°°°°°° °°°°°°°°° یکی از مواردی که هست , اینه که دختره با نامزدش بهم زده , چون با رنگ لاکش ست نبوده °°°°°°°°° °°°°°°°°° مـــــــورد هم داشتیم یارو.
واقعیت این بود که یه وار کار داشتم. مقاله هایی که باید می خوندم، ویدیوهایی که باید می دیدم، متن هایی که باید می خوندم، داستانی که باید می نوشتم، برنامه هایی که باید بهشون می رسیدم و با وجود تمامشون، ژاکت پشمی م رو پیچیدم دورم، توی خودم مچاله شدم و گولّه شدم زیر پتو. چایی؟ چرا، چایی هم داشتیم. کتاب؟ تا دلتون بخواد. دو تا ستونش فقط ک. مورد داشتیم پسره تا عروسیش دست به ابروهاش نزده///////// مورد داشتیم پسره مامانش موچینو از دستش قایممیکنه بعد ادعای مردونگیشم میشه////// مورد داشتیم طرف دوس پسرشو به چشم خواهری دیده/////// مورد داشتیم پسره واسه بیرون رفتن از خونه نمیدونسته چی بپوشه و روزی رسید که میتوانستم شیر بخورم و چایی شیرین.... حتی نان ساده خوردن هم برایم سخت بود....حتی یک زردالو...حتی یک ما....حتی یک بامیه.... و یقین دارم به لطف خدا که این نیز بگذرد.... نوشتم که یاداوری کنم برایت چقدر باید شاکر باشی همه ی نعمتهایت را.... خدایا متشکرم بابت حتی همینکه الان خوردن یک لیوان چایی راحت ممکن است.... عاغا مورد داشتیم طرف داشته چایی میخورده...قند دم دستش نبوده،، . . . . . . . . . . . . . . . . . . . هی منو ماچ میکرد هی یه قلوپپپپپپپ چایی میخورد... هی منو یه ماچ میکرد ،یه قلوپ چایی میخورد... در این حد شیرینم من،حالا هی شما باور نکنید .."! سلام یولک من امروز تقریبا هیچی نحوردم. ظهر سالاد و میگو- شبم چایی با ٤ گاز از یک پروتیین بار. و فکر کنم واسه همین با صبح هیچ فرقی ندارم. نمیدونم فردا چند کیلو خواهم بود ولی دارم از گشنگی غش میکنم. اصلا هم هیکلم مثل آدم ٥٥ کیلوها نیست. نمیدونم چرا. قاعدتن باید مسواک زده زیر پتوم باشم و بخوابم، ولی گیج میخورم و میرم تو آشپزخونه. با خودم میگم یه چایی بخورم و بعد بخوابم. چایی نازنین. چایی های نازنین. چه میکنه این چایی با آدمی. با یه لیوان چایی رفتم تو یخچال. میدونم که مغزم خوب فرمان نمیداد از خستگی ولی بهش بی محلی و دو تا پر کالباس و یه کم نون لواش برداشتم و چهار زانو نشستم کف ئه آشپ. مورد داشتیم...
کنار پنجره فولاد رضا (ع) قول داد به آقا...ولی...زد زیر قولش...!
مورد داشتیم...
کنار قتلگه حسین (ع) قول داد به اربابش...ولی...مورد داشتیم...
تا نگاش افتاد بین الحرمین چشماش خیس شد...عهدی بست با آقاش ولی...

مورد داشتیم... شبهای قدر میون الغوث گفتن ها... قولی بست با خدای خودش (شاید حجابش رو) ولی هنوز هم...

مورد داشتیم... . در پی بارش باران،سیل در رودخانه اسکو چایی جاری شد . می دونم شاید این حرفم خیلی مس ه باشه ولی باید بنویسم که از این به بعد بیشتر دقت کنم من رفتم برای خودم چای کیسه ای یدم و روی قوطیش ع نعنا بود خوشحال و خندون فکر چایی با طعم نعنا هست و یدمش حالا که اومدم خونه می بینم نعنا ی خالی هست هر دفعه که دم می کنم احساس می کنم دل درد دارم نعنا خشک و به عنوان چایی میفروشن ها 
مادرشوهرم اینا به چایی روی سماور معتقدند. حتی درموارد اورژانس هم چایی باکتری درست نمیکنند. تو این ی ال که من عروسشون شدم دوبار سوراخ سماور رو یکبار ش تن دسته ی روی در سماور یکبار ش تن پیچ کم و زیاد شعله امروز هم ش تن شمعک وهمه رو میبرن پیش یه مغازه تو مصلی.... درتمام موارد بالا دراثر نظافت رخ داده. و تکیه کلامشون بعد این وقایع اینه:واسه . هر دو ساعت به اندازه یک ربع استراحت کرده و در این زمان چایی کم رنگ بنوشید ، در صورت امکان از دمنوش های گل زبان ، چایی کوهی و چایی ترش استفاده کنید. برای سلامت جانتان ، یک ربع می ارزد !نوروز فرصت مناسبی برای سفر است و سالانه بیش از سی و پنج میلیون ایرانی در این ایام به گردش می پردازند. 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] یک حرکتی آمدیم در راستای اه سال ۹۶ و خوشحال سازی خانواده و در کنار کانون گرم خانواده ، مثلا برای استارت پنج لیوان چایی ریختم و خنده ی به پهنای صورتم وارد هال شدم و فرمودند "میخوایم بریم بیرون ، خالیش کن تو قوری" بنده هم در جواب :خودم آدم نیستم ؟! و این چنین با چایی مست و حال ندارم دیگه پاشم مدیونید اگه بزارین در این موقعیتا ضایع بشین ^-^ سال نو بر همه ی شما دوستان خوب مبارک امیدوارم سال خوب و پر برکتی داشته باشید:
فکر تو در قلب من یک شور مبهم ساختهعقل من، احساس من خود را به کلی باخته
آه از این عشقی که با پاکی تو تابان شدهنور خورشید و چراغ و ماه هم ویران شده
عشق،این شاد خاموش و این افسردگیآدم بی عشق یعنی لابه و دلمردگی
کاش ما با هم اتاقی و حیاطی داشتیمحوض و چ. تو ایوون پشتی باغ فقط ما دو نفر نشسته بودیم. شوهر م در مورد طلاق گرفتن از م حرف می زد. من بیشتر گوش می . داشتیم چایی آتیشی درست می کردیم که ببریم برای بقیه. بقیه ای که اونطرف ساختمون بودند. توی چند مورد بهش حق دادم و عیب و ایرادهای خانوادگی مون رو گفتم. لبخند زد و گفت؛ «میدونی... من دارم از حرف زدن با تو لذت می برم. تو کل این فامیل، با هیچکد. او استکان چایی خود را نخورد و رفت بغض مرا به دست غزل ها سپرد و رفت گفتم نرو ! بمان ! قسم ات می دهم ولی تنها به روی حرف خودش پا فشرد و رفت گفتم که صد شمار بمان تا ببینم ات یک خنده کرد و تا عدد دَه شمرد و رفت گفتم که بی تو هیچم و او گفت بی نه با! در بیت ا ین غزلم دست برد و رفت یعنی به قدر چای هم ارزش...؟نه بی خیال او استکان چایی خود را نخورد و رفت . صبح بیدار میشی از خواب گشنته میگی پاشم یه چایی شیرینی بزنم به بدن بلند میشی اب میریزی تو چای ساز دکمشه میزنی میری سراغ یخچال بازش میکنی و دنبال پنیر میگردی یادت میوفته دو ماهی میشه پنیر ن یدی بیخیالش میشی میری سراغ جا نونی بازش میکنی میبینی نون هم نداری اعصابت خورد میشه میگی تف تو این زندگی میخوای سیگار بکشی پاکتای خالیه سیگارو میب. .مورد داشتیم پسره به خاطر فوت اقوامش تا ۴۰روز به ابروهاش دست نزده! . .مورد داشتیم پسره با خشتکش داشته خیابونارو جارو میزده شهرداری همونجا با حقوق و مزایای عالی استخدامش کرده! . .مورد داشتیم دختره عاشق پسره شده پسره گفته بیخیال من شو ، من جای خواهرتم! . .مورد داشتیم پسره با باباش رفته بیرون پلیس پدره رو گرفته گفته خانم کی باشن؟! . .مورد د. یه روز حوصلم سررفته بود میخواستم سربه سر یکی بذارم که بابام گفت رضا پسر گلم یه چایی تازه برام بیارکه یهو یه فکر شوم اومد تو سرم.عاقا رفتم یه چایی خوشرنگ ریختم ودو قاشق نمک اضافه ومنتظر شدم بابام چاییو بخوره یه قلپ ودومی…اغا پدرگرامی چنان فریادی کشید که…این چنین شد که بنده هم یکی از شهروندان افق شدم این جهان فنجان زندگی چون چایی عشق چون حبه قند که اگر حل نشود در دل چایی زندگی تلخ شود و اگر حل شود اندر دل چایی زندگی شیرین است و اگر لعل لعبت بر لب فنجان برسد لب تو قند شود، وان زمان است که فنجان در دست همه زندگی را می نوشی
دختر یعنی دختر بودن یعنی تمام عمر پای آینه بودن ! دختر بودن یعنی پنکک زدن به جای صورت شستن ! دختر بودن یعنی کله قند و لی لی لی لی … دختر بودن یعنی پس این چایی چی شد؟؟! دختر بودن یعنی الگوی خیاطی وسط مجله های د یت دختر بودن یعنی همونی باشی که مادر و و ت هستن دختر بودن یعنی انتظار خاستگار مایه دار! دختر بودن یعنی دختر و چه به رانندگی؟ تو ب. مورد داشتیم پسره با باباش میره بیرون پلیس جلو باباهه رو گرفته گفته خانوم کی باشن؟؟؟؟ مورد داشتیم دختره عاشق پسره شده پسره بهش گفته بی خیال بابامن جای خواهرتم!!!!!! مورد داشتیم دختره دست کرده تو چکمش گردنش رو خارونده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! به کجا داریم میرسیم ما؟؟؟؟ امشب یه احمقی رو دیدم، برای خودش چایی ریخت، با دست چپ دیوان شمس رو باز کرد و با دست راست چایی رو هم زد، بعد هم یه قلپ گنده از چاییش خورد...   پ.ن: توهم شکر اصلا به اندازه ی شکر شیرین نبود. هووعععع :))) از صبح تا حالا پنج شش تا چایی خوردم اما بازم چایی میخوام یه صبحونه دبشم خوردم جای شما خالی یه چند وقته دلم میخواد برای یه نفر یه کارای انجام بدم خیلی دلم می خواد ولی پول میخواد کاش وسعم می رسید ینی یه پولی از حقوقم می موند می رفتم یه وام دیگه هم برمیداشتم و اون کار رو برای اون شخص خاص انجام می دادم همه قسطاشم خودم می دادم والا ولی الان. 14روز گذشت ولی چقدر سخت !!! روز چهاردهم، تا 6 مشغول و بعد اون باید یه جایی می رفتم و 7 تا 9 کلاس داشتم. حالا رفتم اونجا شروع به درس دادن تا 7:30 اوضاع خوب بود ولی سردرد داشتم ولی اونقدر نبود که نتونم تحمل کنم. ولی بعدش حالم بدتر شد سردرد شدید و چشم درد و ... مجبور شدم 8:15 کلاسو تعطیل کنم از بس حالم بد بود. رفتم نیم کیلو زولبیا بامیه دیدم همونجا یه دونه بامیه خوردم روزه ام رو باز کرد رسیدم خونه تو سالن افتادم بدو برام چایی بیارن ، آب و ... تا 12 این وضع رو داشتم که افطار من یه چایی، چند تا ما و یه کم حلیم بود دیگه هیچ چی نتونستم بخورم، 12 تا 3:30 خوابم برد سحر بیدار شدم حالم بهتر شده بود چون قرص خورده بودم و خوابم برده بود. بخیر گذشت گفتم حالا که می تونم فردا رو هم می گیرم، تا 9:30 دووم آوردم دیگه نتونستم و مجبور شدم روزه ام رو بشکنم فشارم خیلی پایین بود . واقعا نمی تونم بگیرم احساس می کنم خون به مغزم نمی رسه :)))))))))))))) یه چند روز استراحت کنم و خودم رو تقویت کنم دوباره روزه بگیرم خدا قوت، واقعا درست می گن: بعد ماه رمضون از اونهایی که روز می گیرن باید تست دوپینگ بگیرن ببینن دوپینگ ن :) سلام میدونی چی دلم میخواد برم کلی خ رای رنگی بگیرم یک لیوان از این قشنگ هام بگیرم خ رارو بزارم توش بزارم رو میزم .یا مثلا برم عطرهای مختلف ب م و بزارم یا برم کلی لباس رنگی ب م  برم چند تا لیوان خوشگل برای چایی خوردنم بگیرم برم کلی بیسکوییت ب م که با چایی بخورم برم از این دفترا که تیکه تیکه است و رنگی بگیرم برم از این جورابا که خا تری و. رئیس انجمن صنایع غذایی ایران گفت: چای کله مورچه ای و معطر به خاطر مواد افزودنی غیر طبیعی در طولانی مدت سبب بروز سرطان در بدن افراد می شود.   محمد حسین عزیزی رئیس انجمن صنایع غذایی ایران با اشاره به عوارض مصرف چای معطر و کله کورچه ای اظهار داشت: مواد افزودنی که  برای معطر شدن چایی بوسیله کارخانه های سازنده اضافه می شود بستگی به نوع اسانس و میزان مواد بکار رفته در چایی سبب بروز مشکلات و بیماری های مختلفی می شود.   وی بیان کرد: هر چه قدر چایی از اسانس و مواد افزودنی کمتری برخوردار باشد سالم تر بوده  و خاصیت بیشتری برای افراد دارد ولی اگر چایی به خاطر رنگ و عطرش مواد افزودنی زیادی در آن بکار گرفته شود سرطان زا می شود.   عزیزی عنوان کرد: افرادی که از چایی های ....

ادامه مطلب

مورد داشتیم پسره رفته خواستگاری ، دختره اومده خم شه چایی تعارف کنه ، کلیپسش رفته تو حلق داماد ! ............................................... من واقعا تو خلاقیت بعضی از این دخترا موندم… دختره ۱۵۰ سانت مفید قد داره؛ ۱۰ سانت پاشنه زده زیر کفشش…! کلیپس بسته رو کلش؛ اونم یه ۷ سانت مرتفع ترش کرده…!! بعد در اومده میگه؛ من دوست ندارم مردی که توی زندگیمه قد کو. امروز از وقتی اومدم نشستم پشت میزم و بلند نشدم برم پیگیری کارا.دقیقا سه هفته است مدام در حال پیگیری فیزیکی کارا هستم و توانم تحلیل رفته. دقیقا کار نامه رسون  رو هم انجام دادم این مدت!نمی دونم چرا یه عده تو اداره ول می چرخن یه عده این همه سرشون شلوغه. یعنی اگه ده ساعتم سر کار باشم هنوز کارام تموم شدنی نیستن....خونه الحمدا... اینقدر گرو. مورد داشتیم طرف کنترل جلو چشمش نبوده تو گوگل سرچ کرده “کنترل تی وی مون کجاست؟ جوک مورد داشتیم که 93 مورد داشتیم دانشجوی ترم اولی درخواست مبصری به آموزش داده جوک مورد داشتیم که 93 مورد داشتیم پسره با آرایش رفته بیرون خواهرش غیرتی شده ، زدتش جوک مورد داشتیم که 93 مورد داشتیم طرف کلید کرده تو گوشش گردنش قفل شده جوک مورد داشتیم که 93 مورد داشتیم مادر دختره زنگ زده اجازه دخترشو واسه مسافرت بگیره جوک مورد داشتیم که 93 مورد داشتیم هیچکی آدم حسابش نکرد حتی سنسور لامپ راه پله هم وقتی اون رد شد عمل نکرد جوک مورد داشتیم که93 دختر بودن یعنی تمام عمر پای آینه بودن!

دختر بودن یعنی کله قند و لی لی لی لی …

دختر بودن یعنی پس این چایی چی شد؟؟!

دختر بودن یعنی همونی باشی که مادر و و ت هستن

دختر بودن یعنی انتظار خاستگار مایه دار!

دختر بودن یعنی چرا خونه اونقد کثیفه ؟؟!

دختر بودن یعنی دخترو چه به رانندگی؟

دختر بودن یعنی باید . مورد داشتیم های خنده دار مورد داشتیم عروس یک ساعت پشت در آرایشگاه مردونه منتظر مونده تا کار ابروی داماد تموم شه!!!!!!! مورد داشتیم دختره تو پروفایل ش نوشته سعی نکن مُخ منُ بزنی، چون من اصلا مخ ندارم:
تا حالا تو زندگیم انقدر قانع نشده بودم(: مورد داشتیم با باباش قرار گذاشته رتبه تک رقمی که اورد براش یه ماشین ب ه



ولی بعد از اومدن نتیجه ها باباش براش یه مرسدس گرفته …
چیه خوب ؟
نعش کش هم مرسدسه منبع : 4jok.com می خواین با ما تبادل لینک ین؟ پس روی اینجا کلیک کنین. می شه زمین خورد و گریه نکرد
به دادم برس بهترین نا رفیق
هنوزم به دستای تو قانعم
هنوز عاشقم با یک زخم عمیق
تواین روزهای سیاه و ل
تنم خیسه از حس بارونی شدن
تورو جون هرکی بهش مومنی
فقط امشبو حرف رفتن نزن
تو این روزهای سیاه و مریض فقط یکم واسم چایی بریز
می دونم همیشه بد ارتم
می دونی نمیشه فراموش کرد
من از بس که توخوابتم زخمیم
نمی شه کابوسم و گوش کرد
نمیشه این وحشتو
دور کرد نباشی
. نخندی....بری
یه عمر جنونو تحمل کنم
به دیونگیم دل نبندی... بری زنجیر وگل سرخ طبیب نسخه ی درد مرا چنین پیچید:
دو وعده خوردن چایی به وقت چاییدن معاونی که مشاور شده است می داند
چقدر شغل شریفی است کشک ساییدن به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات
بخواست جام می و گفت: ژاژ خاییدن حکیم کاردرستی به همسرش فرمود:
شنیده ایم که درد آور است زاییدن ... بد است زاغ ی را همیشه چوب زدن
جماعت شعرا را مدام پاییدن خوش است.
"آزمایش به پرواز در آوردن کاغذ چایی نپتون"خب اگر یادتون باشه بعد از خالی چایی از نپتون باید کاغذش را طوری آتش میزدید که کاغذ به پرواز در بیاید. آیا موفق شدید که این کار رو انجام بدید؟ چطوری؟ آیا می دانید که چرا کاغذ رو به بالا حرکت کرد؟ مورد داشتیم که از دختره پرسیدن قدت چنده؟ گفته با کلیپس یا بی کلیپس ....................................................... مورد ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ ﭘﺴﺮﻩ ﻳﻪ ﻫﻔﺘﻪ ﺍﻭل رﻮ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ , ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﻠﻜﻪ ﺯﻳﺮ ﺍﺑﺮﻭﻫﺎﺵ ﺩﺭ ﺑﻴﺎﺩ ! ....................................................... مورد داشتیم که تو عروسی رفیق دوماد یهوووووو داد زده: داماد چقدر انتره ، ایشالا مبارکش باد. مورد داشتیم طرف به خاطر تنها عشقش میخواسته خودکشی کنه ولی اون یکی مخاطب خاصش نذاشته !... مورد داشتیم دختره از رو آگهی همشهری مخاطب خاص پورشه دار پیدا کرده !...... مورد داشتیم که میخواسته با شاهزاده سوار بر اسب سفید ازدواج کنه هول شده با اسب سفید شاهزاده ازدواج کرده !.. شدید دل تنگم ، هوا ابریه و بغض از نمیدانم چه چیزی راه گلویم را بسته و فقط میخواهم گریه کنم . دلم میخواست همسرم سرکار نبود و باهم سینما میرفتم و قدم و میزدیم و خوراکی های داغ می یدیم و به فروشگاه ها  و کتابفروشی ها سرک میکشیدیم، دلم میخواست پسرم قد می کشید و باهم میرفتیم کافه ی سر کوچه که هر بار که میبینمش میگویم یک روز فرصت شود میایم سراغت ، دلم میخواست خواهرهایم  با دخترک هایشان  می آمدند و باهم میرفتیم همان پارک روزهای نوجوانی یمان ، با فلاسک چایی که همیشه به راه بود ، دلم میخواست یکی از آن دوست هایی که دوستشان دارم و پر از حال خوب است می آمد خانمان و باهم ساعت ها حرف میزدیم و چایی و میخوردیم.دلم میخواهد حتی میشد تنهایی یک زیر انداز بردارم با یک فنجان چایی و کلی شیرینی و شکلات کنار رودخانه ایی که الان بی آب است می نشستم و مدام چایی میخوردم تا گرم شوم و یک پفک که برای کلاغ ها *بریزم و آنها دورم جمع شوند.دلم طعم آن همبرگری را میخواهد که یک شب بارانی باهمسرم اوایل عقدمان توی کوچه پس کوچه های خانه ی مادرم خوردیم....*من از همان روز  کودکی ام که کتاب الدوز و کلاغ های صمدبهرنگی را خواندم ، کلاغ ها را دوست دارم.*از سری حال های بد و بهم ریختگی هورمونی بعد از زایمانبعداً نوشت : و شاید این اولین ٢٣ امی بود که فراموشم شد ... ٦٥ امین ماهگردمان مبارک  مورد داشتیم دختره میخواسته مگس روووو صفحه ی مانیتورشووو با موس بندازه تو سطل ه کامپیوتر . میگن کامپیوتر سوخته از خنده...


مورد داشتیم دختره توی اتاقش درو میبسته صدای آهنگشو زیاد میکرده . تا بوی سیگارش بیرون نره…!


ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺍﺯﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪﻥ ﮔﺎﺯ ﮐﺠﺎﺳﺖ ﮔﻔﺘﻪ ﮐﻨﺎﺭ . مورد داشتیم پسره رفته خواستگاری ، دختره اومده خم شه چایی تعارف کنه ، کلیپسش رفته تو حلق داماد ! °. °. °. °. ° جوک کلیپس،اس ام اس کلیپس °. °. °. °. ° یکی از بزرگترین لذتای زندگی اینه که به دخترایی که کلیپس پنجه ای زدن پس کله ای بزنی!
یعنی قشنگ دندونه های کلیپس تا اعماق مغزشون میره °. °. °. °. ° جوک کلیپس،اس ام اس کلیپس °. °. °. °. ° مورد داشتیم.