چرا امسال از برف باران خبری نیست

به نقل از خبرگزاریها در مورد چرا امسال از برف باران خبری نیست : و بیدار شویم با صدای بارانو بخو م با صدای بارانو خواب ببینیم در صدای باران.و به سهراب فکر کنیمکه نیستتا باران را واژه کند...
سهراب بیا کهباران های این شهر تو را کم دارندبیا که کرور کرور به صدای  قطره های ناگزیربد اریبیا که دیگر کفایت نمی کند مرا"زیر باران چیز نوشتنحرف زدنو نیلوفر کاشتن"
بیا که چتر بسته هازیر باران ر. معاون توسعه و پیش بینی هواشناسی استان کرمانشاه از کاهش 39 درصدی بارندگی های استان نسبت به سال گذشته خبر داد و گفت: بارش های بهار امسال در حد نرمال خواهد بود. از ابتدای سال آبی امسال حجم بارش های کشور با ثبت رکورد در مقایسه با دوره بلندمدت، چهار درصد افزایش یافته و در این مدت بیش از ۲۲۵ میلیارد مترمکعب آب برف و باران جمع شده است. باران شدیدی در کرج بارید. واقعاً از تماشا ش لذت بردم. یادم میاد آ ین باری که باران شدیدی اومد تابستون چند سال پیش بود. نصف خیابان را آب گرفته بود و رودخانه ای شده بود واسه خودش.امروز کمی هم تگرگ اومد. قطرشون یک سانت بود دست بالا. چه اردیبهشت خوبی داریم امسال. من نمی دانمکه چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست.و چرا در قفس هیچ ی کر نیست.گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد.چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.واژه ها را باید شست .واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد.چترها را باید بست.زیر باران باید رفت.فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت.دوست را، زیر باران باید دید.عشق را، زیر باران باید جست.زیر باران باید بازی کرد.زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشتزندگی تر شدن پی در پی ،زندگی آب تنی در حوضچه “اکنون”است. خیلی از پس دلتنگی هام بر می آم باران هم می آد میشود قوز بلای قوز..!
+از خویش میگریزم در این دیار،باران! +ای بی شکیب باران!ای بی قرار باران! دریافت حسرت ... در مجلس رندان دو عالم خبری نیست گر هم خبری هست به جز مختصری نیست جز آتش شوقی که مرا سوخت ز بیداد خا تر اندوه جهان را شرری نیست پیغام غریبانه ما را برسانید در باغ خزان خورده ی غم برگ و بری نیست صاحب خبران را غم اوضاع جهان بود اوضاع جهان را غم صاحب خبری نیست روشن زهنر بود شب تار جه درصحنه غمزای جهان با هنری نیست در مسلخ خونین جهان . باران خانم امروز صبح قدم پرصفایش رو گذاشت رو چشم ما...
باران خانم از اسفند پارسال که جمع کرد و رفت یه بارم بهمون سر نزده بود.
باران خانم یه کم بی وفاست
ولی عزیزه..روز به روزم بیشتر عزیز دل میشه...
دعا کنین باران خانم یه دل سیر تو شهرمون بمونه..
باران خانم؟ باشه؟ ;))

چتر ها را باید بست ،
زیر باران باید رفت .
فکر را ، خاطره را زیر باران باید برد .
با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت .
دوست را ، زیر باران باید دید .
عشق را زیر باران باید جست .
زیر باران باید با زن خو د .
زیر باران باید بازی کرد .
زیر باران باید چیز نوشت ، نیلوفر کاشت....
باران باران بهاری یاد اور خاطرات دور و نزدیکزیر باران های شهر من در خود می شکنیمی باری مرور می کنی رویاهایت را با هر قطرهبا هر قطره ی اشک هایتچه بغضی دارد این باران او هم می داند که هر جا رویم باز ...باز دلتنگ همیما چه قسمتی چه تقدی یای که تو را از من بگیردتا دنیا دنیاستتا منی نفس نفس می زندباید با بغض من ببیارد!ای باران به پای دلم ب. بارش باران در مازندران، آبان امسال نسبت به دوره آماری پارسال ۷۴ درصد کاهش داشت. و این باران
که در نبودنت می بارد
نامش باران نیست...
نمک زخم این خاطره هاست... ایسنا نوشت: فرماندار شهرستان کارون با بیان این که امسال شانس آوردیم که باران در اینجا نبارید، گفت: وضعیت فاضلاب در شهرستان کارون بحرانی است و اگر باران در اینجا ببارد وضعیت فوق بحرانی خواهد شد. امروز یکی می پرسید مگر باران نخو م؟پس چرا باران نمی بارد. گفتم تو را نمی دانم ولی من لیاقت باران را نداشتم دیگری می گفت بارانی که بعد از پیش بینی باران خوانده شود یعنی اینکه خودمان هم به خلوص نیت و پاکی دلمان شک داریم باران که شدی مپرس این خانه کیست سقف حرم و مسجد و میخانه یکی است باران که شدی پیاله ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پیمانه یکی است باران! تو که از پیش خدا می آیی توضیح بده عاقل و فرزانه یکی است فرشته از خدا پرسید:
چرا به باران فرمان بارش نمیدهید, دستان مردمان برای با باران به سویت بلند شده؟

خدا به گوشه ای از زمین اشاره کرد کودکی در کنار مادر و برادر بیمارش مشغول بازی بود در خانه ای که سقف نداشت!

خداوند فرمود من به دعای آن کودک بارش باران و سرما را در زمستان امسال متوقف کرده ام..

تا آن دست ها سقفی برای . پاییز است و آغاز بارش باران، اما همیشه باران رحمت الهی نیست و در برخی مناطق تبدیل به تهدیدی جدی می شود.   باران گرفته اما، انگار خش الی ست
جای تو زیر چترم، امسال نیز خالی ست

آغوش ها برایم، امنیتی ندارند
با هر که جز تو باشم، آرامشم خیالی ست

بعد از تو گلفروشی، دیگر مرا ندیده
چشمم فقط به باغِ گل های خشکِ قالی ست!

حق داشتی که حتی، حال مرا نپرسی
با هر ی به جز من، ح همیشه عالی ست!

از لحظه ای که با هم، . گونه هایت خیس اســـت . . .
باز با این رفیق نابابت . . نامش چه بود؟ هان! باران. . .
باز با ;باران ; قدم زدی ؟
هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . .
همدم خوبی نیست برای درد ها . . .
فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکنــــــد . . . غصه می سوزد مرا ، باران ببار
کوچه می خواند تو را ، باران ببار
ابرها را دانه دانه جمع کن
بر زمین دامن گشا ، باران ببار
خاک اینجا تشنه ی دلتنگی است
آسمان را کن رها ، باران ببار
باغبان از کوچه باغان رفته است
ابر را جاری نما ، باران ببار
موج میخواهد بیابان سکوت
با خوِد دریا بیا ، باران ببار
تا بیاید آن بهار.
باز باران بی ترانه
باز باران با تمام بی ی های شبانه
می خورد بر مرد تنها
می چکد بر فرش خانه
باز می آید صدای چک چک غم
باز ماتم



من به پشت شیشه تنهایی افتاده
نمی دانم ، نمی فهمم
کجای قطره های بی ی زیباست



نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد
کجا. +دیروز نوشتم باران بارید ... اما اندک. ولی امروز بارید ولی نه اندک. و چه حس زیباییست خیس شدن زیر باران. گوش کن ... چه صدای زیباییست صدای برخورد قطره های باران با زمین خسته. صدای باران زیباست. و آرامش بخش. و من دوست دارم حال و هوای بارانی را. هوا دونفرست ... من و خدا , بی چتر ... زیر باران ایسنا نوشت: مدیرکل پیش بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی ضمن اشاره به وضعیت بارش باران و برف در کشور طی امروز و فردا، از افزایش غلظت آلاینده های جوی از روز خبر داد. تقدیم به تمام مادران سرزمینم : تومیخوانی برایم باز هم املای باران را ومعنا میکند چشمت ؛معماهای باران را میان دستهایت سیب ؛مویت خوشه ی گندم هوایی می کند دیدار تو ؛حوای باران را بهشت افتاد د ایت؛دلت ازجنس باران شد و عشق آرام خم می شد ؛ببوسد پای باران را نگفتی پشت ابرستان؛چرا خورشید می بافی؟! تو شاید خوب می فهمی ؛تب فردای باران را من . سراپا خیس از عشق و باران …
در پاسخشان چه خواهی گفت اگر بپرسند : آستینت را کدامیک تر کرده است ؟ . . . باران یعنی تو برمی گردی …
الان داره بارون میاد … . . . من برای تو چتری بیش نبودم …
بـاران که تمام شد فراموشم کردی !
تو تتنها همقدم باران می خواستی اما من خود باران شدم بعد از تو … . . . باران که میبارد ، دلم برایت تنگ میشود …
راه می افتم بدون چتر ، من بغض میکنم ، آسمان گریه !. . . . باز باران میبارد و همه جا خیس است ، چشمان خیسم را کجا آویزان کنم ؟ زیر باران رفتم
دلم از پاکی باران لرزید
و نگاهم را شست
و صدایم را برد
و چه زیباست
هم آغوش شدن با اشکی
که ز چشمان جهان می ریزد
کاش باران بودم
که دلی می شستم... زیر باران آرزو کلاس اول : " باران آمد "

تمام کودکی ام را هر وقت باران آمد ، جشن گرفتم

هر وقت باران آمد ، زیر باران آرزو

هر وقت باران آمد آسمان را با شوق در آغوش گرفتم

اما سالهاست که در سرنوشتم زمانی باران می آید که ابری نیست،

جایی از زمین خیس نمیشود،

و لحظـــــــہ هاے بـــــ☂ــــارانے دلتنگ ترین لحظه های عمر می. باران آمد ، بعد از آفتاب و بادصبح و ظهر خشک بودغروب خیسرویای زیستنم.آواره شهرم زیر بارانبا خودم حرف میزنم تا تنها نباشمناگهان تو می آییو مرا از لاکم بیرون می کشیتو که خود در لاک خودت پناه گرفته ای!حجم تنهایی ام وسیع تر می شودو دیگرباران هم رفته استو من می مانم و من.
بعد از تو هوای هر دو سوی پنجره بارانی ست ! • • • • • • بعضی وقتها که میان واژه های من جا نمی شوی شعرِ باران می شوی و زلال می باری از آسمان چشم های من ! • • • • باران که گرفت زنده شدی از میان هزار لحظه دلتنگی و من خیس شدم از عطر بودنت ! • • تو خیسِ بارانی اما من مثل اتاق زیر شیروانی ، پر از خاطره بارانم ! • • • • پر از یدن گنجشک ها باش هم. خواب دیدمدر خانه ی شما بودم. تو بودی، آن شوهر نمی دانم کیت هم بود. باران هم بود. باران موهایش را دمب اسبی بسته بود و لباس بلند هم تنش بود. تو دراز شدی بودی روی تخت، من را دیدی. از درد جیغ زدی از درد دوریم. نتوانستم تحمل کنم. زدم بیرون. باران دنبالم دوید و داد زد بابا. گریه امانم نمی داد مگر میشد زن و شوهر نباشیم و باران آنگونه مرا صدا بزند. و امروز هم باران آمد، باران آمد و من به تماشای باران نه نشستم و نه قدم زدن را تجربه ، پس از مدتی بی خیالی دلتنگ شدم مثل کوچه های انتظار، که برای آمدن تمام وقت راه باز میکنند و.... نمیدانم در دل بارانی آسمان چه میگذشت که حرفهایمان مشترک میشد و.... دوست داشتیم فقط و فقط راه برویم، باران که می بارد تو می آیی
باران گل باران نیلوفر
باران مهر و ماه و آیینه
باران شعر و شبنم و شبدر

باران که می بارد تو در راهی
از دشت شب تا باغ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز
با ابر و آب و آسمان جاری بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است
بزن باران که به چشمان یاران
جهان تاریک و دریا واژگون است
بزن باران که به چشمان یاران
جهان تاریک و دریا واژگون است
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است

بزن باران که دین را دام د
شکار خلق و صید خام د
بزن باران خدا بازیچه ای ش. ♥*•.•* دوستان خوبم * مبارک ♥*•.•* سهراب سهپری : من نمی دانم که چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست و چرا در قفس هیچ ی کر نیست گل شبدر چه کنم از لاله قرمز دارد چشمها را باید شست ، جور دیگر باید دید واژه ها را باید شست واژه ها را باید خود باد واژه ها راباید خود باران باشد چتر ها را باید بست زیر باران باید رفت فکر ها راخاطره را زی. روستای گون گورمز امسال با تهاجم سیل های فوق العاده خطرناک روبرو شد که بزرگترین ضرر مالی آن ها کانال انحرافی از رود ارس بود که این امر باعث قطع آب مورد نیاز کشاورزان شد.اما بزرگترین بلایی که امسال به جان منطقه افتاده خش الی خطرناکی است که دمار از روزگار مردم بریده.ایلات و عشایر امسال با این مشکل خطرناک دست و پنجه نرم می کنند.این خش ال. بارش شدید باران که عصر امروز در مکه مکرمه آغاز شد بسیاری از زائران را غافلگیر کرد.در خیابان های مکه نیز باران چهره شهر را تغییر داد و شدت باران به حدی است که آب در خیابان های شهر سرازیر شد. حرکت خودروها در پی نزول باران رحمت الهی در شهر مکه به شدت کند شده است و به دلیل ترافیک صدای بوق های ممتد اتومبیل ها از خیابان شنیده می شود. تابستان هم که باشد. کل روز را هم درگیر بوده باشی. باز هم موسیقی نیمه شب باران تو را به پای پنجره می کشاند. دارم به تو فکر میکنم. به قدم های مان در زیر باران. اینکه اجازه نخواهم داد هیچ چیز جای تو را برایم بگیرد. ما عاشقانه ای ارام خواهیم ساخت برای یکدیگر. شاید آن روز، روز فردای باران باشد.... کربلا نوشت: باران برایم بوی بهشت بین الحرمین را. vj2pnq1tz0opg180h8tp.jpg غصه می سوزد مرا ، باران ببار

کوچه می خواند تو را ، باران ببار

ابرها را دانه دانه جمع کن

بر زمین دامن گشا ، باران ببار

خاک اینجا تشنه ی دلتنگی است

آسمان را کن رها ، باران ببار

باغبان از کوچه باغان رفته است

ابر را جاری نما ، باران ببار

موج میخواهد بیابان سکوت

با خوِد دریا بیا ، باران ببار... باران که می بارد تو می آیی
باران گل باران نیلوفر
باران مهرو ماه و آیینه
باران شعر وشبنم و شبدر
باران که میبارد تو در راهی
از دشت شب تا باغ بیداری

ازعطر عشق و آشتی لبریز
با ابر و آب و آسمان جاری
غم میگریزد غصه میسوزد
شب میگدازد سایه میمیرد
تا عطر آهنگ تو می د
تا شعر باران تو میگیرد

از لحظه های ت. باران می بارد. شهر خاب است و من بیدار، کنار پنجره گوشم به نوای باران است و چشمم به آسمان.اگر نبود این باران بی شک چیزی از لذّات بشر کم می شد.این نخستین باران پاییزی بوی فراق می دهد، بوی دوری و هجران. امسال چیزهای تازه تری تجربه ، تلخ امّا شیرین، زهر امّا نامردنیبه خودم می گویم این باران آه های دلٍ تنگٍ آدم هاست که به آسمان می رود و ابر . هوا در حوالی باران بود
و آمدن شب محرز
.
.
ساعت به وقت دلتنگی
دیگرنزدیک پروانه شدن بود
که مسافررسید
در را که نیمه باز بود
رو به دوباره گشود
و گفت:
سلام
بعد کنار کودکی بید نشست
و به سمت غروب خوابش گرفت
خودم را که از پشت پنجره
نگاهش می
با شمعدانی ها جابجا
و دستگیرم شد که چه خوابهایی می بیند
. تبریک باران کوثریتبریک باران کوثری , باران کوثری به مناسبت روز پدر تصویری قدیمی از پدرش را در اینستاگرام منتشر کرد.باران کوثری: اونایی که هستن ولی نیستن!جهانگیر کوثری تهیه کننده سینما، مجری و رو مه نگار کهنه کار، همسر رخشان بنی اعتماد و پدر باران کوثری است.باران کوثری تصویر زیر را از دوران کودکی خود به مناسبت روز پدر منتشر کرد و نو. با تو قدم زدن تنها زیر باران چه طعمی دارد با تو زیر باران هوا گرفته بود☁ بعد چند روز بغض باران ش ت باران بارید تا صبح باران بارید من با با با هنوز دلم پره



کوچه می خواند تو را ، باران ببار
ابرها را دانه دانه جمع کن
بر زمین دامن گشا ، باران ببار
خاک اینجا تشنه ی دلتنگی است
آسمان را کن رها ، باران ببار
باغبان از کوچه باغان رفته است
ابر را جاری نما ، باران ببار
موج میخواهد بیابان سکوت
با خوِد دریا بیا ، باران ببار
تا بیاید آن بهار سبز سبز
تازه تر باید هوا ، باران ببار
ام آشوب و دل خونابه است غصه می سوزد مرا ، باران ببار از این به بعد تنها ادامه می دهم ، تنها در زیر باران . . .
حتی به درخواست چتر هم جواب رد می دهم و گوشه ای می اندازمش !
میخواهم تنهایی ام را به رخ این هوای دو نفره بکشم ! باران نبار من نه چتر دارم نه یار ! یک ساعت که آفتاب بتابد ، خاطره آن همه بارانی از یاد می رود این است حکایت آدم ها ، فراموشی. تنهای دگر منم یا تو بماند باران سمفونی لذتی است که می بارد چه تنها باشیم چه باهم باران را که خیس بخوریم تمام است چتر را کنار بگذار آرزوی این قطرات ، کوبیدن به تنهائیست بدویم تا مرز ساحل مهتاب ، باران ، اشک همه را به دریا برسانیم بعد دست ما را به هم خواهد داد هجمه وهم انگیزی که در ساحل متولد می شود .... یوسف یک اسفند ٩٣ چشم ها را باید شست/ سهراب سپهری چشمها را باید شست
جور دیگر باید دید
چترها را باید بست
زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید دید
عشق را زیر باران باید جست
هر کجا هستم٬باشم
آسمان مال من است
پنجره٬ فکر٬ هوا ٬عشق
زمین مال من است
چشمها را بای. چه باران زیبایی!! به راستی این قطرات بزرگترین نوازندگان طبیعتند. کنار شومینه می ایستم، پشت پنجره، زغال های نیم سوز شده و چای داغ در لیوانی پر از عشق،دو دستی حر را بغل میزنم، چشمانم را میبندم،خاطرات هجوم می آورد درست مثل گله اسبان وحشی، افسار گسیخته و پر صلابت. غوغایی به پا میشود ،صدای شر شر باران و لمس قطراتش بر روی صورتم، دلم بی تاب. ناز باران چت بهترین چت روم فارسی ایرانی است که کاربران زیادی دارد و با این دامنه دوباره لینک اول را در کلمات ناز چت,چت ناز,روم ناز,چت روم ناز باران,باران ناز چت,ناز چت شب مه گرفته و تنها قدم زدن دوباره بار هوس این قدم زدن هارا! دوباره قصه تنهایی من و باران، تن باران که خیس می کندام تن باران شرجی و مه و ساحل بندر چارک کنار ساحل آرام، من و باران و شعر و سیگار و مه و تنهایی، جمعمان جمع است!