چهار دوست دیوانه

به نقل از خبرگزاریها در مورد چهار دوست دیوانه : دوست دارم درشبی با خلوتت خلوت کنم
با همه دلسردی ات میل تورا رغبت کنم

دستهایت را بگیرم چشم در چشمم شوی
با تمام اشتیاق از حرف دل صحبت کنم

دوست دارم شانه برموهای پ شتم زنی
تا شبت را با حضورم غرق در لذت کنم

کنج آغوشت خودم را جا کنم دیوانه وار
زیرکانه از تماس بوسه ات غفلت کنم

دوست دارم مرهم حس پریشانم . عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند،دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد.عشق تملک معشوق است،دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند،
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد ومیخواهد که همه ی دلها آنچه را او از دوست من این شب زنده داری را دوست دارم
من این پریشانی را دوست دارم
بغض آسمان دلتنگی را دوست دارم
گذشت و دلم عاشق شد، یشتر گذشت و دلم دیوانه ات شد من این دیوانگی را دوست دارم
چه بگویم از دلم،چه بگویم از این روزها،هر چه بگویم،این تکرار لحظه های با تو بودن را دوست دارم
بی قرارم،ساختم با دوری ات،نشستم به انتظار آمدنت،من این انتظارها . من این شب زنده داری را دوست دارم
من این پریشانی را دوست دارم
بغض آسمان دلتنگی را دوست دارم
گذشت و دلم عاشق شد ، بیشتر گذشت و دلم دیوانه ات شد من این دیوانگی را دوست دارم
چه بگویم از دلم ، چه بگویم از این روزها ، هر چه بگویم ، این تکرار لحظه های با تو بودن را دوست دارم
بی قرارم ، ساختم با دوری ات ، نشستم به انتظار آمدنت ، من . چشمانِ روشن ات را دوست می دارم

همانند طلوعِ آفتاب صبحگاهی،

که روشنیِ زندگی ام است،

و هرگاه چشمانت را به رویِ من می پوشانی،

دنیا را برایم تاریک می کنی ،...

تورا جان #علی حواسم را پرت نکن،

زیرا روشنیِ چشمانت مرا به دنیا ایِ می بَرد

که حس دوست داشتند مرا دیوانه می سازد!!!!...


#علی_پورغلام من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغاز عالم تو را دوست دارم چه شب ها من و آسمان تا دم صبح سرودیم نم نم، تو را دوست دارم نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی من ای حس مبهم تو را دوست دارم سلامی صمیمی تر از غم ندیدم به اندازه ی غم تو را دوست دارم بیا تا صدا از دل سنگ خیزد بگوییم با هم: تو را دوست دارم جهان یک دهان شد هم آواز با ما تو را دوست دارم، ت. من از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغـــاز عالــم تو را دوست دارم

چه شب ها من و آسمان تا دم صبح

سرودیم نم نم ؛ تـــــو را دوست دارم

نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی !

من ای حس مبهــــم تــــو را دوست دارم

سلامی صمیمی تر از غـم ندیدم

به اندازه ی غم تو را دوست دارم

بیــــا تا صدا از دل سنگ خیـ.
بهم پیام داده که کتابتو می خوام. تو دلم گفتم عمرا! دوست ندارم کتابامو به ی امانت بدم که هیچ درکی از امانتداری نبرده! یا جلدش می شه از بس اینور و اونور میذاره و دست هر ی بهش می خوره یا صفحاتشو لا میده -_-
+کتاب به امانت می گیرم ولی دلم نمیاد پسش بدم از اون طرفم دوست ندارم کت به امانت بدم «برای سازندگان « های دوست داشتنی» اکران شان مهمترین مسئله است ولی وقتی پروانه نمایش در این چهار ماه کمکی به اکران شدن نکرده، حداقل تقاضایشان حضور در جشنواره فجر است.» کلام دوست (جامی، دیوان) یا از زبان دوست شنو داستان دوست یا از زبان آن که شنید از زبان دوست باشد کلام دوست مبرّا ز هر لغت هست این لغات مختلف از ترجمان دوست بیرون بود ز جمله نشان ها کزو دهند این ست پیش دوست شناسان نشان دوست به ز آستان دوست سرِ ما ندیده جای تا سر به جا بود سرِ ما و آستان دوست دستان شوق او زده مرغان باغ عشق هرجا شکفته غنچه ا. من این شب زنده داری را دوست دارم من این پریشانی را دوست دارم بغض آسمان دلتنگی را دوست دارم گذشت و دلم عاشق شد ، بیشتر گذشت و دلم دیوانه ات شد من این دیوانگی را دوست دارم چه بگویم از دلم ، چه بگویم از این روزها ، هر چه بگویم ، این تکرار لحظه های با تو بودن را دوست دارم بی قرارم ، ساختم با دوری ات ، نشستم به انتظار آمدنت ، من این انتظارها . من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغـــاز عالــم تو را دوست دارم چه شب ها من و آسمان تا دم صبح سرودیم نم نم ؛ تـــــو را دوست دارم نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی ! من ای حس مبهــــم تــــو را دوست دارم سلامی صمیمی تر از غـم ندیدم به اندازه ی غم تو را دوست دارم بیــــا تا صدا از دل سنگ خیــــزد بگوییم با هم : تو را دوست دارم جهان یک دهان ش. استیکر چهار شنبه سوری 96
استیکر چهار شنبه سوری در تلگرام
استیکر های چهار شنبه سوری استیکر چهار شنبه سوری بهترین استیکر چهار شنبه سوری جدید ترین استیکر چهار شنبه سوری ادامه مطلب سلام تقدیم به همه دوستان با معرفت ودوست داشتنی: دوست یعنی انتخاب یعنی از بنده سلام از تو جواب دوست یعنی دل به ما بستی رفیق؟ دوست یعنی یاد ما هستی رفیق؟ دوست یعنی مطلبت را دیده ام یعنی احوال تو را پرسیده ام دوست یعنی در رفاقت کاملی دوست یعنی: نیستی و... در دلی دوست یعنی: دوستی را لایقم؟ تو حقیقت، من مجازی عاشقم دوست یعنی کار و بارم خوب ن. هنوز از دوری ات بیمارم ای دوست گـرفتار تنی تبـدارم ای دوست پریده از غمت خواب از دو چشمم سرِ شب تا سحر بیدارم ای دوست رخ زرد و پر از گردِ ملال است ذلیل و ناتوان و زارم ای دوست به خود گفتم رسی امروز و فردا به فریاد دل غمبارم ای دوست برای لحظه ای طاقت ندارم که دست از دامنت بردارم ای دوست به سر وقتم اگر فردا نیائی غم عشقت کند بر دارم ای دوست. معلمی به یک پسر هفت ساله ریاضی درس میداد. یک روز که پسر پیش معلم آمده بود ، معلم میخواست شمارش و جمع را به پسرک آموزش دهد. معلم از پسر پرسید : اگر من یک سیب ، با یک سیب دیگه و یک سیب دیگه به تو بدهم ، چندتا سیب داری ؟ پسرک کمی فکر کرد و با اطمینان گفت : چهار !
معلم که نگران شده بود انتظار یک جواب درست را داشت ؛ معلم با ناامیدی با خود فکر کر. قیصر امین پور ، من از عهد آدم تو را دوست دارم


من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغـــاز عالــم تو را دوست دارم
چه شب ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم ؛ تـــــو را دوست دارم
نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی !
من ای حس مبهــــم تــــو را دوست دارم
سلامی صمیمی تر از غـم ندیدم
به اندازه ی غم تو را دوست دارم
بیــــا تا ص. من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغاز عالم تو را دوست دارم چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح سرودیم نم‌نم، تو را دوست دارم نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی من ای حس مبهم تو را دوست دارم سلامی صمیمی‌تر از غم ندیدم به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم بیا تا صدا از دل سنگ خیزد بگوییم با هم: تو را دوست دارم جهان یک دهان شد هم‌آواز با ما تو ر. سلام راه درست درمانی که بلد نیستم،همه کارها هم تا حالا لنگ میزنه... خوب تقلیدی ولی دوست داشتم،از زبان خودم بنویسم... پرسیدند عشق چند حرف داره... گفتم چهار حرف... همه خندیدند... ولی نمی دانستند ،قرآن ناطق با هر کدام از اسم ها ش صدا بزنیم بیشتر چهار حرف نداره... ماس دعای فرج ... تو را ای مهر تابان دوست دارم
تو را ای بهتر از جان دوست دارم

تو را اندازه ی این نسترن ها
چو بوی یاس ایوان دوست دارم

شبیه عطر نرگس های وحشی
رها در دست طوفان دوست دارم

تو را اندازه ی بیت ابر
به قدر لطف باران دوست دارم

تو را همسایه با مهتاب و رویا
در این سوز زمستان دوست دارم

خیال دلنشین روشن. ما خیلی هامون مطمینیم که ساده نیستیم . خیلی هامون مطمینیم که دنیا دیده ایم . مطمینیم که فرق بین زیبایی و زشتی و میدونیم اما فقط کافی یه نگاهی به ریز ریز زندگیمون . تو دنیا چی قشنگه؟ اینکه لباسی بپوشیم که شیک و اسپرته؟ اما مگه همین لباس از نظر یه پیر مرد جلف نیست؟ اینکه لباس گشادو ساده بپوشیم؟ مگه همین از نظر یه جوون زشت و بدقواره نیست؟. تو را به جای همه انی که دوست نداشته ام دوست می دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت لبخندی که مهو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم برای پشت به ارزوهای مهال به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم تو را برای دوست داشتن دوست می دارم تو را به خاطردود لاله های وحشی ب. هو



من از آینده ات خبر ندارم سامی؛ نمی دانم وقتی بزرگ شدی تو هم مثل من دیوانه اتاق مطالعه خانه تان خواهی بود یا نه. نمی دانم تو هم مثل من می نشینی ساعتها با مادرت از زیست های عرفانانه سخن بگویی یا نه. نمی دانم زیبا وقتی بزرگ شدی، در روزهایی که خیلی سخت بود مثل کاری که برای من کرد می نشیند برایت دفتر چهارم مثنوی را بخواند یا نه.. کانال دوست ی تلگرام 96 عضو شدن در کانال دوست ی تلگرام 96 لینک عضویت در کانال دوست ی تلگرام 96 بهترین کانال دوست ی تلگرام 96 جالبترین کانال دوست ی تلگرام 96 خاصترین کانال دوست ی تلگرام 96 خوشگلترین کانال دوست ی تلگرام 96 نازترین کانال دوست ی تلگرام 96 خنده دارتین کانال دوست ی تلگرام 96
ادامه مطلب ی کاری کنیم تو سه چهار روز آینده به ۳ نفر از آدمای دورو برتون بگین دوسش دارین ببین یعنی دقیقا بری جلوش واستی خیلی محکم بگی من دوستت دارم خودم شروع میکنم از فردا نتیجشم میگم اینجا :) + آهنگ نگران منی مرتضی پاشایی رو واقعا دوست دارم (تیتراژ ماه عسل) + امروز روز خوبی بود خدا رو شکر :) رو مه اعتماد گزارشی نوشت: عملکرد چهار سال گذشته نشان می دهد اقتصاد کشور در این چهار سال بدون در نظر گرفتن نفت،٢/٩ درصد رشد داشته است. آیینه می نشیند تاروبرویت ای دوست اورا به حیرت آرد روی نکویت اب دوست برطره ی ملاحت صد رشته ناز داری پر می کشد نگاهم هردم بسویت ای دوست افسانه ها سرودم ازخوبی تو،اما درحیرتم چه گویم ازخلق وخویت ای دوست بر بال آرزوها شه می نشیند تا صبح ت وصل درآرزویت ای دوست مستنه سرسپارم بر خاک آستانت یک جرعه گر بنوشم می ازسبویت ای دوست درهر چمن گلی را. خیلی حرفه که تو چهار هفته، چهار تا خبر بد بهت بدن. هر کدوم هم به یک بُعد از زندگیم مربوط میشن. کار، بیماری و مشکل جسمانی و ... به قول یکی از دوستان خوبم که در پاسخ به این جمله: «یه روز خوب میاد.» اینجور میگه: «آهای یه روز خوب، پس کی میای؟ بیا دیگه. خسته شدیم!» آن اندازه که ماخود را فریب می دهیم وگمراه می کنیم هیچ دشمنی نمی تواند....... وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش هم دوست واقعی باشد......... بعضی ها حریم خصوصی برایشان مفهومی نداردوقت رفاقت یا زندگی با آن هامثل این است که وسط چهار راه نشسته ای.......... وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی نترس تو برنده ای چون خدا همیشه دو دستش پره...... بزرگترین آموز. هو



من از آینده ات خبر ندارم سامی؛ نمی دانم وقتی بزرگ شدی تو هم مثل من دیوانه اتاق مطالعه خانه تان خواهی بود یا نه. نمی دانم تو هم مثل من می نشینی ساعتها با مادرت از زیست های عرفانانه سخن بگویی یا نه. نمی دانم زیبا وقتی بزرگ شدی، در روزهایی که خیلی سخت بود مثل کاری که برای من کرد می نشیند برایت دفتر چهارم مثنوی را بخواند یا نه.. توی کارش موفق بود! عروس که شد، قید کار را زد. چهار گوشه ی کار را بوسید به کل خانه نشین شد. گفت: "شوهرش دوست ندارد کار کند." گفت: "خیلی کیف دارد به خاطر ی که دوستش داری، خانه نشین شوی، حتی اگر عاشق کارت باشی، حتی اگر توی خانه ماندن را دوست نداشته باشی." لبش می خندید چشمهایش اما نه... غم چشمهایش را نمی توانست قایم کند. این آ ها هر وقت می دیدمش ت. دروست دارم بشینم کج اتاق یا روی مبل جلو پنجره دراز بکشم و کتاب بخونم......
دوست دارم وسط ظهر سرد پاییزی زیر نور آفتاب چرت بزنم.........
دوست دارم با رفقایم همان هایی که از دوران دور و نزدیک هنوز دوستشان دارم دور آتش بنشینم و تا صبح خاطره بگویم..........
دوست دارم صبح زود صبحانه بخورم و بعدش بخوابم......
دوست دارم دسته جمعی فوتبال ببینم و تی. اگر تو خود را دوست داری، دیگران را نیز مانند خودت دوست داری . تا وقتی که دیگری را کمتر از خودت دوست داری در دوست داشتن خودت هم موفقیت واقعی ب نکرده ای، ولی اگر خودت و همه را به یک اندازه دوست بداری، آنگاه همگی را به منزله یک شخص دوست خواهی داشت و آن هم خداست هم انسان. بنابراین ی درستکار و بزرگ است، که ضمن دوست داشتن خود، همه را به تساوی . هو



من از آینده ات خبر ندارم سامی؛ نمی دانم وقتی بزرگ شدی تو هم مثل من دیوانه اتاق مطالعه خانه تان خواهی بود یا نه. نمی دانم تو هم مثل من می نشینی ساعتها با مادرت که خواهر من است از زیست های عرفانی سخن بگویی یا نه. نمی دانم زیبا وقتی بزرگ شدی، در روزهایی که خیلی سخت بود مثل کاری که برای من کرد می نشیند برایت دفتر چهارم مثنوی را. مرا ببخش ای دوست هزارباره ب خطا ، مرا ببخش ای دوست به زندگی و به دنیا، مرا ببخش ای دوست که می کشم من رسوا، خج از رخ یار به آن جلال،تو یارا ،مرا ببخش ای دوست جلال و جلوه ی جانانه هست پر زشُکوه به آن شُکوه، تو زیبا، مرا ببخش ای دوست تو سروری به جهان ای مرا هماره شگرف نگار عشقی و کویا ،مرا ببخش ای دوست سپهر عشق تو هردم مراست روزن عقل کنم هر . بازیگر لیسانسه ها: گفت: دوست ندارم پسرم هم بازیگر شود و در دمای منفی چهار درجه سه بار توی است برود تا برای 10 ثانیه مردم را بخنداند. درحالی که همه گروه پتو دور خودشان کشیده و جلویشان بخاری بود اما من فقط با یک پیراهن و شلوار باید داخل است می رفتم و درحالی که روی آب خو ده بودم دیالوگ هم می گفتم. حافظ
دیوانه وار این غزل رو دوست دارممنم که گوشه میخانه خانقاه من است
دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است
گرم ترانه چنگ صبوح نیست چه باک
نوای من به سحر آه عذرخواه من است
ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله
گدای خاک در دوست پادشاه من است
غرض ز مسجد و میخانه ام وصال شماست
جز این خیال ندارم خدا گواه من است
مگر به تیغ اجل خیم. همسرم تو راهه. داره میاد اینجا. پنج شنبه رو مرخصی گرفته و چهار شنبه هم یا برادرش یا دوستش به جاش می رن سر کار. نمی دونم قراره چی بشه. به بابام گفتم که ازش خیلی دلخورم. گفت باهاش به جد حرف می زنم. شرایط نا خوشایندی دارم. بین عشق و نفرت گیر !!!!! دوست داشتنش زیر سایه ی دلخوری هام ازش ناپدید شده و گهگاهی یه سرک می کشه بیرون. دوست دارم یه باد طوف.
تو را به جای همه انی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به خاطر عطر نان گرم

برای برفی که آب می شود دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه انی که دوست نداشته ام دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت

لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم

تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم

برای پشت به آرزوهای محال

به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به خاطربوی لاله های وحشی

به خاطر گونه ی زرین آفتاب گردان

برای بنفشیه بنفشه ها دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تورا برای لبخند تلخ لحظه ها

پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم

تورا به اندازه ی همه ی انی که نخواهم دید دوست می دارم

اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های آسمان دوست می دارم

تو را به اندازه خودت ، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه ی انی که نمی شناخته ام ...دوست می دارم

تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ...دوست می دارم

تو را به جای تمام انی که دوست نمی دارم...دوست می دارم " پل الوار " جان» شد از آن دشمن و «دل» شد از آن دوست
نفرین به جان دشمن و نفرین به جان دوست فرسود «رایگان» همه ی عمر و دم نزد
این گرده در تحمل بار «گران» دوست ما خورده ایم و همه کام برده اند
هر به قدر ظرفیت اش از دهان دوست! از او نشان نبود و وبالی نداشتیم!
لعنت به آن که داد نشان از نشان دوست هر روزمان به طعنه و زخم زبان گذشت
گاه از زبان دش. در محل حرف افتاده بود که عاشق شده است! سنم کم بود نمیفهمیدم چه میگویند! از مادرم پرسیدم با کلی اخم و تخم گفت هیچی نیست! ات زده به سرش! دیوانه شده! با خودم فکر ای بابا بیچاره ام دیوانه شد... کمی که گذشت فهمیدم دخترِ خان هم دیوانه شده! درست مثل ام! همزمان باهم دیوانه شده بودند. ام دیر به خانه می آمد. هروقت هم می آمد حس بهم ریخته بود! دلم برای . بارون چیز خوبیه. یعنی انگار توی دنیا ایی که بارونو مثل الانی که من دوست دارم دوست دارن، میتونن دوستای خوبی برای هم باشن. من اون دوست داشتنای "وای بریم زیرش خیس بشیم" یا "الوغ زیرش قدم بزنیم اونوره، بارونی آبی قشنگتو بپوش مه شغ"  رو نمیگم.من اون دوست داشتنایی رو میگم که وقتی صدای بارون میاد، دلت میلرزه و گریه ات میگیره. از . کانال دوست ی عید نوروز عضو شدن در کانال دوست ی عید نوروز لینک عضویت در کانال دوست ی عید نوروز بهترین کانال دوست ی عید نوروز جالبترین کانال دوست ی عید نوروز خاصترین کانال دوست ی عید نوروز زیباترین کانال دوست ی عید نوروز
ادامه مطلب سلام عسیسم یه نگاه کوچیک به پست قبلیم حال بد اون لحظ ام رو یاد آوری کرد بهم اما خودت خوب میدونی که اون حال بد من حال همون لحظه بود خوب ه خودت که میدونی من چه احساسی بهت دارم اما اینو دیگه مطمیین شدم که از دوست داشتنم به تو کم نمیشه شاید دلم بشکنه اما از دوست داشتنم کم نمیشه الان نمیخواستم اینها رو بگم میخواستم تشکر کنم بخاطر این سه چها. روزی از روزها هارون الرشید از بهلول دیوانه پرسید :
ای بهلول بگو ببینم نزد تو ” دوست ترین مردم ” چه ی است ؟

بهلول پاسخ داد : همان ی که شکم مرا سیر کند دوست ترین مردم نزد من است !

هارون الرشید گفت : اگر من شکم تو را سیر کنم مرا دوست داری ؟

بهلول با خنده پاسخ داد : دوستی به نسیه و اما و اگر نمی شود ! روزی از روزها هارون ال. امشب از خودم سوال دوست دارم ی من رو دوست داشته باشه یا دوست دارم من ی رو دوست داشته باشم ------ دوست دارم عاشق بشم ، اصلا بمیرم برای یکی پس با تمام وجود دوست داشتن رو ترجیح میدم البته چه بهتر که آن شخص هم مثلا من رو دوست داشته باشه،چه بهتر تر که خیلی دوست داشته باشه وقتی نگاه کلی هم میخوام بندازم ترجیح میدم مردم رو دوست داشته باشم، یعنی ا. من دلم را که می­تپد با تو ـ گرچه گمراه ـ دوست می­ دارم با تو معدود خنده­هایم را ـ گرچه کوتاه ـ دوست می­ دارم
چشم خود را که دیده بود تو را، دست خود را که چیده بود تو را پای خود را که مدتی شده بود با تو همراه، دوست می ­دارم
هر ی را که دارد از تو نشان، همه را فارغ از زمان و مکان مثل ع عروسی­ات که در آن، شده­ای ماه دوست می ­دارم
غصه را . توی این دنیا اگر من یکی رو دوست دارم اون یکی دیگه رو دوست داره که اون یکی منو دوست داره اما من اون یکی رو دوست ندارم این ح همینجوری دست به دست می چرخه و باعث میشه که تنوع در زندگی باشه بعضی وقتها ادم میگه اونو من دوست دارم خیلی زیاد پس چرا اون منو نمیخواد و اونی رو  میخواد که اون  منو  میخواد  ولی من از اون خوشم نمیاد  عجیبه . درد من شد عشق تو درمان نمیخواهد دلم
تا در آغوش تو ام زندان نمیخواهد دلم

دوست دارم اینچنین دیوانه باشم خوب من
تا بسوزانی مرا جبران نمیخواهد دلم

تا یدارم تویی طعنه به یوسف میزنم
دلخوشم با بردگی عنوان نمیخواهد دلم

شاعر چشمان تو باشم برایم کافی است
این غزلها آنِ تو دیوان نمیخواهد دلم

ای فدای چشم مس. من شاعری در این هوا را دوست دارم بانوی من وصف شما را دوست دارم با چشم های آبی ات کردی دچارم مانند ماهی ها شنا را دوست دارم لبهای تو یک سیب ممنوعست اما من آدمیزادم خطا را دوست دارم موبند سبزت را به مویت بسته ام چون از گیسوان تو شفا را دوست دارم کارم به جنگل می کشد مانند مجنون من آ این ماجرا را دوست دارم زمستان1392