ژوانگه واژه ای کردی به معنای میعادگاه

به نقل از خبرگزاریها در مورد ژوانگه واژه ای کردی به معنای میعادگاه : مفهوم و محتوای فرهنگ: واژه ی فرهنگ مرکب از «فر+هنگ» به معنای شکوه و حلال، عظمت و اقتدار است. در انجمن آدای ناصری چنین آمده است:«فرهنج و فرهنگ، ادب و اندازه و حد هر چیزی و فرهجیدن به معنای ادب و امر بدان است». از میان تعریف هایی که از واژه فرهنگ سشده است، هنووز تعریف ی که جامعه افراد و مانع اختیار و قانع کنئنده باشد به دست نیامده است. شا. «کفر» در شریعت به معنای، انکار آن چه خدا معرفت آن را واجب کرده می باشد «کفر» در لغت به معنای پوشاندن شیء است. شب را کافر می گویند به خاطر آن است که اشخاص را می پوشاند و به زارع کافر گفته می شود به خاطر ان است که تخم را در زمین می پوشاند. واژه «کفر» در انکار دین و واژه «کفران»[1] در انکار نعمت به کار می رود. همچنین کفر به معنای برائت و بیزا.  آن چنان که برگ ها به نور زنده اند و ماهیان به آب؛ زندگی من به عشق عشق من به تو !   2) مثل یک جریان موسیقی مثل یک باران پاییزی ناگهانی بودنت عشق است!   3) اعتمادی به واژه اصلاً نیست واژه گاهی دچار تردید است واژه گاهی کلید، گاهی قفل واژه گاهی شدید، گاهی کـُـند ... واژه، می‌آید و نمی‌دانی که ازین واژه‌ها چه می‌خواهی. من به احس. پیرامون واژه

معنای لغوی «صلاه» در عربی، دعا است.با این حال واژه? « » واژه ای پارسیست که ایرانیان برای واژه «صلاه» عربی به کار بردند. این واژه به معنای خم شدن و سر فرود آوری برای سنایش و احترام است.فرهنگ فارسی معین ریشه این واژه را از پارسی پهلوی می داندهرچند در برخی منابع ریشهواژه از واژه «ناماسته» در زبان سانسکریت آریاییان دا. «رمضان» در لغت از «رمضاء» به معنای شدت حرارت گرفته شده و به معنای سوزانیدن است. واژه رمضان به چه معنی است«رمضان» در لغت از «رمضاء» به معنای شدت حرارت گرفته شده و به معنای سوزانیدن است. چون در این ماه گناهان انسان بخشیده می شود، به این ماه مبارک رمضان گفته اند.همچنین گفته شده که از «حرّ» گرفته شده که به معنای برگشت از بادیه به شهر است . 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] بررسی بالغ بر ۵۰۰ وام واژه زبان فارسی در قرقیزی نشان می دهد ۲۱۷ واژه در هر دو زبان از تلفظ ی ان برخوردارند، ۲۱ واژه مشترک در فارسی امروز دچار تغییر معنا شده و ۲۱ واژه هم مشترکند. تسنیم نوشت: حداد عادل با اشاره به این که فرهنگستان زبان و ادب فارسی حدود 55 هزار واژه مصوب داشته است، این شایعه را که ساخت هر واژه 12 میلیون تومان به بیت المال تحمیل کرده است، دروغ محض دانست. تاریخچه واژه : تاریخ مفهوم culture، چنان که امروزه در علم به کار می رود، داستان پدید آمدن یک مفهوم تازه است از میان معناهای نهفته ی گوناگون یک واژه ی موجود که اندک – اندک از آن بیرون تراویده است. واژه culture از زبان کلاسیک و شاید زبان پیش – کلاسیک لاتین ریشه می گیرد و در اصل به معنای کشت و کار یا پرورش بوده است. این معنا هنوز در واژه های agricul.
یکی از مشکلات گویشها این است که بسیاری از گویشوران در تصور خویش واژه های بومی را تغییر شکل یافته ی واژه های زبان معیار می انگارند و به همین دلیل و با همین استدلال بر ع آن را نیز مجازمی پندارند؛ در حالی که چنین استدلالی برای همه ی واژه ها درست نمی باشد و برخی از این واژه های کهن با همان تلفظی که در گویشها بکار می رود صحیح و دقیق است. . واژه فارسی از واژه پهلوی «نماک» گرفته شده است و آن هم به نوبه خود از ریشه باستانی «نم» به معنای خم شدن و کرنش است که اندک اندک بر مفهوم صلات یا عبادت ویژه مسلمانان منطبق شده است.(1)
بر اساس برخی اسناد تاریخی گروهی از ایرانیان تازه مسلمان در سال های حکومت اعراب بر ایران، به جای واژه «صلوه» از کلمه «نماک» استفاده می کرده اند و هنگام فراخواندن مردم به سوی به جای «الصلوه» واژه «النماک» و به جای «حی علی الصلاه» عبارت «بشت د به سوی نماک» را به کار می برده اند.(2)
با توجه به موارد کاربرد واژه می توانیم برای آن سه معنای کلی در نظر بگیریم:
معنای اول: خدمت و خدمتکاری، اطاعت و فرمانبرداری، سر فرود آوری و تعظیم، سر به زمین نهادن، کرنش و تکریم، اظهار طاعت و بندگی.(3)
واژه های بردن، در آمدن، به آمدن، در آوردن، به معنای پرستش ، عاجزی نمودن، خم شدن، به علامت تعظیم و بندگی و به خاک افتادن به قصد تعظیم در برابر پادشاهی یا بزرگی دیگر به کار رفته است.
خاقانی می گوید:
چون چرخ در رکوع و چو مهتاب در سجود
بردم آن که مرا زیر بار کرد
معنای دوم: کلمه ی به معنای پرستش و ادای طاعت ایزد متعال و عرض نیاز به سوی خدای عالمیان است؛ به طریقی که در شریعت ان وارد شده است که در این معنا معاد کلمه «صلوه» است.(4)
فردوسی با توجه به این معنا سروده است:
چنین گفت امروز شاه از
همانا نیاید به کاری فراز
در شعر فرخی آمده است:
طاعت تو چون است و هر آن کز
سر بتابد بی شک او را کرد باید سنگسار
معنای سوم: چون شرط طهارت است و کلمه مفهوم طهارت و پاکیزگی را تداعی می کند، کلمه « ی» منسوب به و به معنای دوستدار است؛ هم چنین به معنای پاک و طاهر نیز به کار رفته است. در تعبیر دیگر، ی به معنای پاک ، شستن، آب کشیدن و غسل دادن است و « کن» به معنای شست و شو کننده به کار می رفته است.(5)
فرهنگ عمید را چنین معنا کرده است: «پرستش، نیاز، سجود، بندگی و اطاعت، خم شدن برای اظهار بندگی و اطلاعت و یکی از فرایض دین، عبادت مخصوص و واجب مسلمانان که پنج بار در شبانه روز به جا می آورند.»(6) منابع: 1- شناسی، ج1، ص 65، با استفاده از احکام قرآن، محمد خزائلی، ص 338، انتشارات جاویدان، 1358.
2- همان، ج1، ص 65.
3- همان.
4- همان، ص 67.
5- شناسی، ج1، ص 71.
6- فرهنگ عمید، ج2، ص 1919. منبع: از گزاری تا انس با (1) هشتگ یک واژه ابداعی است که چند وقتی است بین کاربران شبکه های مجازی باب شده. واژه جدیدی که هنوز غریب هست. اما به نظر می رسد که غریبی این واژه فقط محدود به ما ایرانی هاست. مدیر کل کانون پرورش فکری ک ن و نوجوانان آذربایجان شرقی، از اجرای طرح سراسری «واژه واژه با کتاب» در استان، همزمان با سراسر کشور خبر داد. توسعه، واژه ای است که در ظاهر همه معنی آن را می دانند. اغلب ما نگاهی سطحی به این واژه داریم و مصادیق اصلی آن را نمی شناسیم. در حالی که اگر پای صحبت صاحب نظران، کارشناسان، مدیران و مسئولان در حوزه های مختلف… واژه انتظار از ماده «نظر» گرفته شده است که به معنای نگریستن و نگاه و در مرتبه ای بالاتر به معنای تأمل ورزیدن و شیدن است. به بیان دیگر، فعل «نظر» گاه در معنای نگاه و دیدن اشیای خارجی با چشم سر به کار می رود و گاه به معنای بصیرت و دیدن با چشم سِرّ است. بنابراین می توان گفت مفهوم این واژه، نگریستن همراه با تأمل است و بر این اساس انتظار به معنای باز دیدگان، زدودن غفلت و پایان دادن بی توجهی است.

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
وفاء از ریشه «وفی» و به معنای چیزی را به تمام و کمال رساندن است. حفظ و نگهداری پی د ی از چیزی را نیز، عهد گویند. در نتیجه، وفای به عهد بدین معناست که عهد بدون کم و کاست و مطابق وعده انجام شود. (المفردات فی غریب القرآن، حسین بن محمد راغب اصفهانی، ص 878، 591؛ قاموس قرآن، علی اکبر قرشی، ج8، ص230) وفای به عهد در قرآن واژه «عهد» در قرآن به سه م. در مورد واژه «اطلاعات» به صورت جمع به عنوان برابرنهاده واژه «اینفورمیشن»، نکته ای قابل ذکر است. واژه «انفورماسیون» در زبان فرانسه در ح جمع، علامت جمع «اس» می گیرد. واژه «اطلاع» در زبان فارسی قدمت زیادی دارد؛ اما اینکه چرا علامت جمع عربی «ات» گرفته است، شاید به تبع جمع فرانسه آن باشد چون قاجارها به فرانسه بسیار سفر می د و برخی رو مه . سوال: آیا در واژه ی «گوناگون» تکواژ آزاد قاموسی «گون» به آن معنایی که در این واژه به کار رفته امروزه فعال است؟«گون»در «گلگون،سرخگون و موارد مشابه به معنای شباهت است وبا «گون» در« گوناگون »فرق دارند. پاسخ: - واژه ی "گوناگون" که صورت های دیگر آن (گونه گون ) و ( گونه گونه ) است ، به معنی رنگارنگ و مختلف و متعدد است . «گون» در پایه ی آن امروزه. معنای فضای مجازی و ویژگی های آن نوربرت وینر- بنیانگذار علم سایبرنتیک - در کتاب" سایبرنتیک و جامعه" می گوید که سایبرنتیک از واژه یونانی کوبرنتس (kubernets) به معنای سکاندارکه منشا آن واژه انگلیسی رنر (governer) است، اقتباس شده است. وی معتقد است که پیش از آن نیز این واژه در سده 19 توسط آمپر در اشاره به مفهومی که در علوم مورد استفاده قرار گرفته است. در تعریف سایبرنتیک، وینر ارتباط گیری و کنترل را به طور توامان دخیل دانسته چرا که معتقد است زمانیکه فرد با شخص دیگری در حال برقراری ارتباط است و پیامی را برای او می فرستد و طرف مقابل پیام وابسته ای را به فرد باز می گرداند که حاوی اطلاعاتی است که در آغاز در دسترس او بوده، این فرآیند م م میزان خاص از کنترل طرفین بر ارتباط و آگاهی از پیام است. حقوق فرهنگی حقوق فرهنگی مرکب از دو واژه حقوق و فرهنگ است. برای تعریف حقوق فرهنگی لازم است دو واژه حقوق و فرهنگ را تعریف کنیم. واژه حقوق که در بالا تعریف شد ومورد نظر ما در این رساله است، عبارت است از مجموعه امتیازات و توانایی هایی است که مردم در برابر حکومت دارند وتامین آن بر عهده حکومت است. در باره ماهیت فرهنگ و مولفه های آن هم تع ر م. «واژگان شهید» واژه هایم زهر هجران می چشند و آن سو! قلم گستاخ گستاخ قرار از واژگان ه را برده است آن سو،پیکر یک واژه ی عاشق و این سو پیکر مجروح دیگر واژه ای چه باید کرد،با خونابه ی محراب؟ کو خ تا کفن سازد پیکر بی جرم شهیدانی که بی فریاد و خاموش جان دادند؟ کنون من مانده ام تنها میان سیل خون واژه ها شگفتا! پاسبانی گیج و سردرگم تار شب را می ن. اشتباه نگارشی درفارسی چهارم ابت بعضی به گمان اینکه کلمه ی طوفان اصلا فارسی است آن را به صورت توفان می نویسند اما اصل این دو کلمه و معنای آنها یکی نیست . طوفان کلمه ی عربی ( ظاهرا از اصل یونانی ) و به معنای " باد و باران بسیار شدید " است . ولی واژه ی فارسی توفان صفت است و به معنای "غران ، دمان " است و ربطی به " باد و باران بسیار شدید " ندارد . ا. +دوست ... دنبال دوست می گشتم. دوستی که از من به من نزدیک تر باشد. یک دل باشد. دوست , به معنای واقعی کلمه. ی که دوستی واقعی باشد. نه آن دوستانی که اسمشان دوست است. دوست واژه ی بزرگیست. و من دنبال دوستی می گشتم به معنای واقعی کلمه ی دوست. گشتم ... و من جز خدا ی را نیافتم برای دوستی. یک دوستی واقعی ... . . . و خــــدا ... بهترین دوست من. ------------------------------ معنای دوست را نفهمیدم هرگز. از دوست طعنه زیاد خوردم ... دلم پر است از دست دوستانم. هه. البته از دست ادم هایی که تنها نامشان دوست است. واژه ی دوست را اب نکنیم. معنای 7 سال رو کی خوب میفهمه؟ دانشجوهای پزشکی
معنای 4 سال رو کی میفهمه؟ بچه های کارشناسی
معنای 2 سال رو کی خوب میفهمه؟ سرباز ها
معنای 1 سال رو کی خوب میفهمه؟ پشت کنکوری ها!
.
معنای 9ماه رو کی خوب میفهمه؟ بانوان باردار
معنای 1ماه رو کی خوب میفهمه؟ انی که 30 روز ماه مبارک رمضان رو روزه گرفتند
معنای 1هفته رو کی خوب میفهمه؟. نمیدونم چی شد که من به جای هر واژه دیگری که حکایت از احساسات درونی و نا آشنایی داره، واژه درد جایگزین . خیلی هاشون با دلمشغولی، دغدغه، مشکلات روزمره، روزمرگی، بی تصمیمی، بی پولی، بی انگیزگی، یادآوری گذشته تلخ، فکر به تلخی های پیش رو و سایر از این دست امور قابل جایگزینی هست. لذا خودم فقط میفهمم این دردها چیه تعداد کلماتی که در قرآن تکرار شده است:واژه الشهر(ماه):۱۲مرتبه واژه الیوم(روز):۳۶۵مرتبهواژه الدنیا(دنیا):۱۱۵مرتبه واژه الا ه(آ ت):۱۱۵مرتبهواژه الجحیم(دوزخ):۲۶مرتبه واژه العقاب(کیفر):۲۶مرتبهواژه الابلیس( ):۱۱مرتبه واژه استعاذه(پناه به خدا):۱۱مرتبهواژه الصیف(تابستان):۵مرتبه واژه الشتاء(زمستان):۵مرتبهواژه المسلمین(مسلمانان):۲۸مرتبه و. من همیشه با سه واژه زندگی کرده ام
راه ها رفته ام
بازی ها کرده ام
درخت
پرنده
آسمان
من همیشه در آرزوی واژه های دیگر بودم
به مادرم می گفتم
از بازار واژه ب ید
مگر سبدتان جا ندارد
می گفت
با همین سه واژه زندگی کن
با هم صحبت کنید
با هم فال بگیرید
کمداشتن واژه فقر نیست
من می دانستم که فقر مدادر. «سیاست » واژه ای عربی است که ریشه آن ، «سوس » به معنای ریاست یا به معنای خُلق وخو می باشد. بنا بر تعریف اهل لغت ، «سیاست ، انجام دادن کاری بر طبق مصلحت آن است .» اگر به حاکم و زمامدار، «سیاستمدار» گفته می شود، از آن رو است که در امور اجتماعی و عمومی توده مردم به مصلحت شی ، تدبیر و اقدام می پردازد. عبارت «ساسه العباد» نیز که دروصف ان معصو. سوسیالیسم سوسیالیسم یا جامعه باوری این اصطلاح که از واژه ی «سوسیال»، به معنای اجتماعی، در زبان فرانسه، گرفته شده است، معناهای بسیاری دارد، اما تعریف معمول این اصطلاح را در واژه نامه انگلیسی آ فورد، چنین می توان یافت: «سوسیالیسم ، تئوری یا سیاستی است که هدف آن مالکیت یا نظارت جامعه بر وسایل تولید – سرمایه، زمین، اموال و جز آنها – . قلم در دستانت بیهوده می چرخد؛ واژه ها از روی احساست سُر می خورند و فرو می افتند؛ دوباره واژه واژه می نویسی، دوباره ... چقدر با "کلمات" بیگانه ام؛ چقدر از "واژه ها" گریزانم ... چقدر این واژه ها تنگ اند؛ اصلا تاب معانی را ندارند و خیلی زود فرو می ریزند. دلم می گیرد وقتی که ناچار می شوم جرعه های ناب معانی را در جام های حقیر واژگان بریزم. آه! ا. واژه ریاضیات ، به جای واژه یونانی (( ماته ماتیکه ))

mathematike گذاشته شده است که خود از (( ماته ما )) mathema به معنای

(( دانش )) و (( دانایی )) آمده است.اغلب ،واژه (( ریاضیات )) را ، برگرفته از واژه

(( ریاضت )) دانسته اند ؛ چرا که (( ریاضت )) تنها به معنای(( پرهیزکاری بدنی ))

نیست و (( در خود فرو رفتن )) و (( فهمیدن )) و (( رسیدن به رازها )) را

هم می رساند.
دیدگاه های دیگری هم وجود دارد. بسیاری از زبانشناسان، با بحث های زبان شناختی

نتیجه می گیرند ، (( ماته ما )) همان واژه ایرانی (( مزدا )) است که همان معنای واژه

یونانی را دارد : (( دانا )) و (( آگاه )). دیدگاه سوم ، معتقد است که واژه (( ریاضی )) از واژه

فارسی (( راز )) به معنای (( اندازه گرفتن )) آمده است. این واژه هنوز در واژه های (( تراز )) و

(( ترازو )) با حفظ معنای خود باقی مانده است. در واژه (( ترازو )) ، (( ترا )) به معنای

(( از این سو و آن سو )) ، (( راز )) به معنای (( اندازه گیری )) است . پسوند (( او )) در بسیاری

جاها در زبان فارسی ، به معنای (( بسیار )) به کار رفته است. به این ترتیب ، (( ترازو )) یعنی :

(( اندازه گیری و مقایسه بسیار ))

. در ضمن ، واژه (( مر )) در زبان فارسی ( که در واژه (( شمردن )) وجود دارد ) ،

به معنای (( شمردن )) و (( محاسبه )) است.بدین ترتیب ، اینان ، به جای واژه (( ریاضیات ))

، واژه (( رازومَر )) را پیشنهاد می کنند که درست به معنای (( اندازه گرفتن و شمردن )) است و اگر

ریاضیات را (( دانش رابطه های کمیتی و شکل های فضایی )) بدانیم ، واژه (( رازومر )) می تواند

انتخاب درستی باشد. واژه شاهنامه که امروزه مردم ان را تنهابرای سروده های شکوهمند فردوسی به کار می برند ،درخودشاهنامه نیامده وفردوسی سروده های خود را به این نام نخوانده است.نام واژه شاهنامه برگردانی ازواژه پهلوی((خوتای نامک)) است که درزمان ساسانی برروی کتابهایی بادرون مایه پهلوانی ویادنامه های شاهان گذارده می شد.این نام در فارسی دری به واژه خدای نامه. بنی » از اقوام یهودی است که در قرآن کریم به صورت مفصّل به بیان زندگی، ویژگی ها و نوع برخورد آنان با ان پرداخته شده است. در قرآن کریم، 41 بار از این قوم نام برده شده؛ همچنین در عهدین، سیر تحوّلات و اوصاف آنان در اسفار گوناگون بیان شده است. در این پژوهش، تلاش کرده ایم تا گزارش کوتاهی از این قوم در عهدین و قرآن کریم عرضه گردد.
« » واژه ا. مرگ، واژه ای در تقابل زندگی یا امتداد زندگی؟ واژه مطلق مرگ عینی نیست بلکه واژه رایج افسردگی یا همان انسان زنده متحرک است که امروزه انسان تنهایی پرهیاهو را در زبان بدن بازنموده می کند و رفتار و کردار آدم ها زیر سایه این چتر سیاه می برد. واژه " بانو " در اصل برگرفته از واژه پهلوی " ریتا با گیانو " به معنی پرتوی یزدانیست بانو یک واژه پارسی کهن است . (بان + و = بانو ) بان در نام شهر بانه هنوز به کار می رود . بان یعنی بالا و بانو به معنی ی است که در بالا جا دارد و این به نشانه گرامی داشتن بانوان اس .... اما واژه خانم مغولی است و ریشه پارسی ندارد . خان و خانم و بیگ و بیگم نام های مغولی. تعدادى از آمار و ارقام شگفت‏ آور :
1.واژه دنیا
واژه دنیا در قرآن کریم 115 بار به‏کار رفته است، و واژه آ ت هم همین تعداد. 2.کلمه یوم
کلمه یوم به معنای روز (به صورت مفرد) 365 با ربه تعداد روزهای سال شمسی در قرآن بکار رفته است. همچنین این کلمه به صورت جمع و اشاره به دو روز به تعداد روزهای ماه در قرآن قابل شمارش است. 3.کلمه شهر
کلمه شهر در زبان عربی به معنای ماه است. در قرآن این واژه 12 مرتبه به تعداد ماههای سال آمده است. 4.کلمه جلاله (اللَّه)
کلمه جلاله (اللَّه) در قرآن کریم 2699 بار به‏ کار رفته است. 5. واژه « سجد »
واژه « سجد » و مشتقات مربوط به آن 34 مرتبه در قرآن کریم بکار رفته است که این تعداد برابر با مجموع سجده های 17 رکعت در شبانه روز می باشد. در هر رکعت 2 سجده انجام می شود که در مجموع شامل 34 سجده است. 6.واژه ساعه
در قرآن واژه ساعه یا همان ساعت 24 مرتبه آمده است. این تعداد برابر با تعداد ساعات در یک شبانه روز می باشد. 7. واژه شیاطین
شیاطین 68 مرتبه، ملائکه هم همین تعداد. 8.واژه حیات
حیات 71 بار، موت هم همین تعداد. 9.واژه علم و معرفت
علم و معرفت ومشتقات (هم خانواده) آنها 811 بار، ایمان و مشتقات آن‏هم همین تعداد. 10.واژه ابلیس
واژه ابلیس 11 مرتبه و پناه بردن به خدا از دست او نیز 11 بار در قرآن آمده است. 11.لفظ سماوات
سماوات (آسمان ها) السبع یا سبع سماوات، هفت بار به ‏کار رفته است. 12.لفظ صلاة
لفظ صلاة و قیام و اقیموا و مشتقات آن 51 بار به ‏کار رفته است که برابر با هفده ‏رکعت واجب و 34 رکعت مستحب شبانه‏ روزى است. 13.لفظ وصى
مشتقات وصى/ توصیه به ‏تعداد اوصیاى الهى دوازده بار به ‏کار رفته است. 14.لفظ شیعه
لفظ شیعه و مشتقاتش دوازده بار در قرآن به‏کار رفته است. 15.لفظ فرقه
مشتقات فرقه، 72 بار به ‏کار رفته است و این به ‏تعداد 72 فرقه ى است.
دیگر نوشته هایم

نه شاعرانه است

نه عاشقانه

یک مشت احساسات مردانه است

پنهان شده پشت این واژه های بیگانه

تا به نمایش بگذارم

نگفته هایی را که گفتنش فراموشمان شده است

و تو امادرسکوت بخوان و لبخند بزن

به نوشته هایی که واژه واژه اش را درد کشیدم

و یک زیبا بود بگو

به همه ی زشتی های لحظاتم... گردشگر ی و گردشگر لغت توریسم (tourism) از کلمه تور (‏tour) به معنای گشتن اخذ شده که ریشه در لغت لاتین tourns به معنای دور زدن ، رفت و برگشت بین مبدا و مقصد و چرخش دارد که از یونانی به اسپانیا ، فرانسه و در نهایت به انگلیس راه یافته است . در فرهنگ لغات مختلف در برابر توریسم معناهایی با مضامین مختلف به کار رفته است. به گونه ای که در فرهنگ و بستر، تو. نیازمند جایگزینی یک واژه با واژه ای دیگر هستید یا قصد دارید چندین واژه و عبارت را سریعا از یک سند پاک کنید؟ ساده ترین روش استفاده از ابزار جستجو و جایگزینی (search and replace) است. تقریبا تمام سیستم عامل ها و نرم افزارها دارای این ابزار هستند. جایگزینی واژه (ها) و عبارت (ها) را[ادامه مطلب] می گویند کلمه ای فصیح است که از چند عیب خالی باشد از جمله آن ها غرابت استعمال است. «غرابت آن است که کلمه وحشی و نامأنوس باشد؛ از قبیل کلمه «تکأتکا» به معنی اجتمع که در عربی غیرمأنوس است. یا استعمال کلمات غریب و دور از ذهن و غیرمعمول و مرده. همه کتب معانی و بیان در بحث فصاحت کلمه، عیب غرابت استعمال را مطرح کرده و اکثرشان تقریباً مثال ه.
ریشه نام بَردَسکَن

بردسکن شهری در استان اسان رضوی است .

بَرْد در زبان فارسی به معنی سنگ است که در کردی و لری نیز هنوز به کار می رود . در فرهنگ برهان قاطع نیز به معنای سنگ آمده است . شاید بَردَسکَن در اصل بَردَشْکَن بوده است به معنی جایی که سنگ می شکنند . در شهرستان لار نیز روستایی به نام لَب اِشکَن وجود دارد که بَردَشکَن. لینک : انواع بناها در معماری، واژه های آن و توضیح آنچه که به هریک از این واژه ها اطلاق میشود ن.. م.. ی.. لعنتی به حرف بیا پابه پایم بیا! بغضش گرفته است تا نیمه راه می آید تا دم در.. در را به رویم می بندد و می رود!! به راه ! یا بی راه ! نمی دانم !! آهای واژه ها با شمایم ! واژه های لعنتی به حرف بیایید !! مث بغض گلوله شده در گلویم واژه ها هم بغضشان گرفته است!! لااقل حرفی بزن چیزی بگو بی انصاف قول می دهم از بی راهه رفتنتات واهمه ای نداشته باشم . در قرآن با دو واژه از مردم خواسته شده است تا در کار­های نیک و پسندیده مشارکت فعال و سازنده داشته باشند. این دو واژه عبارتند از "سبقت" و "سرعت". بازشناسی مفهوم این واژگان در تبیین صحیح مشارکت نقش ویژ­ه­ای را ایفا خواهد نمود. "سبقت" در لغت به معنای پیشی گرفتن در راه، کار، فکر و علم است[1] و "سرعت" عبارت است از شتاب داشتن؛ این معنی هم در اجسا. «ژن خوب»؛ واژه ای که این روزها، نقل محافل شده است. خیلی ها حتی در مراودات روزمره شان هم از این واژه استفاده می کنند. تکواژ چیست؟ یکی از واحدهای زبان است که از یک یا چند واج ساخته می شود. تکواژ گاهی معنا و کاربرد مستقل دارد و گاهی کاربرد و معنای مستقل ندارد و در ساختمان واژه های دیگر به کار می رود. انواع تکواژ: تکواژها را به دو دستـه، تکواژ آزاد و تکواژ وابسته تقسیم می کنند. تکواژهای آزاد: الف)تکواژ آزاد قاموسی یا واژگانی: این نوع تکواژها، یک واژه ی م. معرفی زیرساخت یک شبکه واژه زیرساخت (infrastructure) از جمله واژه هائی است که در موارد متعددی بخدمت گرفته شده و دارای معانی متفاوتی است . واژه فوق اغلب برای تشریح مراحل نصب ، آماده سازی خدمات و امکانات مربوطه در زمینه یک عملیات خاص نظیر جاده ها ، سیستمهای ارتباطی، خطوط ارتباطی برق و ... بکار گرفته می شود. در اغلب واژه نامه ها برای واژه فوق تعریفی مشابه زیر ارائه شده است : معرفی زیرساخت یک شبکه واژه زیرساخت (infrastructure) از جمله واژه هائی است که در موارد متعددی بخدمت گرفته شده و دارای معانی متفاوتی است . واژه فوق اغلب برای تشریح مراحل نصب ، آماده سازی خدمات و امکانات مربوطه در زمینه یک عملیات خاص نظیر جاده ها ، سیستمهای ارتباطی، خطوط ارتباطی برق و ... بکار گرفته می شود. در اغلب واژه نامه ها برای واژه فوق تعریفی مشابه زیر ارائه شده است : به روی ندیده ات قسم چشمان عاشقم در پی واژه ای می گردند تا نامت را صدا کنند ... اما چه کند واژه ها و چه بی معناست هر واژه ای در برابر معنای وجودت ... از مهربانی « م » می چینم ... از هدایت « ه » را ... از دادگری « د » را ... و از یوسف گمگشته « ی » را ... و گاهی که دلم به اندازه ی تمام غروب ها می گیرد ... و من از تراکم سیاه ابرها می ترسم ... و هیچ مهربانتر از تو نیست صدا می زنم ... کجاست آن یوسف گمگشته مهربانی که چراغ هدایت به دست در زمین دادگری کند ؟ کجاست مهـدی ... ؟ مرا در یاب ... در انتظارت هستم و خواهم بود ... بیا ... بیا ... مهدیا دل ش ته ام را به تو می سپارم ... دلدارم تو باش « به امید روز ظهور » در یک نظرسنجی در لندن رمانتیک ترین کلمه دنیا انتخاب شد. این انتخاب توسط ۳۲۰ متخصص زبان و از سوی مؤسسه انگلیسی تودی ترانسلیشن صورت گرفت؛ در این نظرسنجی کلمه فرانسوی آمور (amour) به معنای عشق به عنوان رمانتیک ترین کلمه دنیا انتخاب گردید. عشق فرانسوی با اختلاف اندکی نسبت به کلمه amore ایتالیایی (به معنای عشق) اول شد و زبان ایتالیایی هم عنوا. ایهام در لغت به معنای درشک و گمان افکندن است اما در اصطلاح علم بدیع ، آوردن واژه ای است با حداقل دو معنی مناسب با کلام، یکی نزدیک به ذهن و دیگری دور از ذهن .
معمولاً مقصود شاعر معنی دور آن است و گاهی نیز هر دو معنی مورد نظر می باشد .