ژوانگه واژه ای کردی به معنای میعادگاه

به نقل از خبرگزاریها در مورد ژوانگه واژه ای کردی به معنای میعادگاه : مفهوم و محتوای فرهنگ: واژه ی فرهنگ مرکب از «فر+هنگ» به معنای شکوه و حلال، عظمت و اقتدار است. در انجمن آدای ناصری چنین آمده است:«فرهنج و فرهنگ، ادب و اندازه و حد هر چیزی و فرهجیدن به معنای ادب و امر بدان است». از میان تعریف هایی که از واژه فرهنگ سشده است، هنووز تعریف ی که جامعه افراد و مانع اختیار و قانع کنئنده باشد به دست نیامده است. شا. «کفر» در شریعت به معنای، انکار آن چه خدا معرفت آن را واجب کرده می باشد «کفر» در لغت به معنای پوشاندن شیء است. شب را کافر می گویند به خاطر آن است که اشخاص را می پوشاند و به زارع کافر گفته می شود به خاطر ان است که تخم را در زمین می پوشاند. واژه «کفر» در انکار دین و واژه «کفران»[1] در انکار نعمت به کار می رود. همچنین کفر به معنای برائت و بیزا.  آن چنان که برگ ها به نور زنده اند و ماهیان به آب؛ زندگی من به عشق عشق من به تو !   2) مثل یک جریان موسیقی مثل یک باران پاییزی ناگهانی بودنت عشق است!   3) اعتمادی به واژه اصلاً نیست واژه گاهی دچار تردید است واژه گاهی کلید، گاهی قفل واژه گاهی شدید، گاهی کـُـند ... واژه، می‌آید و نمی‌دانی که ازین واژه‌ها چه می‌خواهی. من به احس. پیرامون واژه

معنای لغوی «صلاه» در عربی، دعا است.با این حال واژه? « » واژه ای پارسیست که ایرانیان برای واژه «صلاه» عربی به کار بردند. این واژه به معنای خم شدن و سر فرود آوری برای سنایش و احترام است.فرهنگ فارسی معین ریشه این واژه را از پارسی پهلوی می داندهرچند در برخی منابع ریشهواژه از واژه «ناماسته» در زبان سانسکریت آریاییان دا. فارین پالیسی نوشت: واژه «نفس» ماهیت فرهنگ ایران به طور خاص در ارتباط و تعامل با بیگانه را تعریف می کند. این کلمه همچنین در مورد این که چگونه ایران در وضعیت دشوار دیپلماتیکی که در حال حاضر با آن مواجه است واکنش نشان می دهد را مشخص می سازد. اگر چه معنای واژه نفس «خود» است اما ایرانی از آن به عنوان اعتماد به نفس، عزت نفس یا به طور ساده « غ. «رمضان» در لغت از «رمضاء» به معنای شدت حرارت گرفته شده و به معنای سوزانیدن است. واژه رمضان به چه معنی است«رمضان» در لغت از «رمضاء» به معنای شدت حرارت گرفته شده و به معنای سوزانیدن است. چون در این ماه گناهان انسان بخشیده می شود، به این ماه مبارک رمضان گفته اند.همچنین گفته شده که از «حرّ» گرفته شده که به معنای برگشت از بادیه به شهر است . 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] واژه­ ی ایوار به معنای غروب است که از واژه­ای باستانی است و از سنگنوشته ­های هخا گرفته شده است. علت نام­گذاری این است که موقعیت قله طوری واقع شده که آ ین محلی است که هنگام غروب آفتاب به آن نور می­تابد و از این جهت ایوار به معنای غروب نامیده شده است. واژه هندسه عربی شده واژه »اندازه «در فارسی است. در زبان انگلیسی به آن geometry و در زبان فرانسه به آن géométrie میگویند که هردو از γεωμετρία گئومتریا در زبان یونانی آمده است. این کلمه از دو کلمه »جئو«ٍ به معنای زمین و »متری« به معنای اندازه گیری تشکیل شده است که به معنای اندازهگیری زمین است. ریشه ی باستانی فعل «بافتن» در زبان کُردی نوشتار حاضر در باب ریشه ی ایرانی باستانی فعل «بافتن» در زبان کردی است. معادل ایرانی باستانی این فعل ریشه ی «وَف-» (waf-) می باشد. این ریشه در اوستایی به صورت «vaf-» و در معنای مجازی «سرودن» به کار رفته است (قیاس کنید با فارسی نوین «بافتن» در معنای «حرف درآوردن، سخن دروغ گفتن»). در زبان های ایرانی م.
یکی از مشکلات گویشها این است که بسیاری از گویشوران در تصور خویش واژه های بومی را تغییر شکل یافته ی واژه های زبان معیار می انگارند و به همین دلیل و با همین استدلال بر ع آن را نیز مجازمی پندارند؛ در حالی که چنین استدلالی برای همه ی واژه ها درست نمی باشد و برخی از این واژه های کهن با همان تلفظی که در گویشها بکار می رود صحیح و دقیق است. . امروز از پدرم خواستم به من ترجمه را بیاموزد. پدرم خوشحال شد و گفت: باشه دختر گلم. قرار گذاشتیم از چیزهای ساده شروع کنیم. پدرم گفت: اول باید یاد بگیریم چگونه معنای واژه ها را در فرهنگ لغت پیدا کنیم. برای مثال، بیا معنای واژه ی spider را پیدا کنیم. در فرهنگ لغت گشتیم و معنای آن را پیدا کردیم. معنایش می شود: عنکبوت. سپس پدرم گفت: حالا بگو معنای spider man چه می شود؟ من زود گفتم: عنکبوت مرد پدرم خندید و گفت: تو مترجم لطیفه می شوی! ریشه ی برخی از واژه های رایج ... ۱ - میزبان : میز ( مهمان ) + بان ( پسوند دارندگی)۱ = ی که دارای مهمان است. ۲- : گو ( جانور اهلی ) + سپند ( مقدس، پاک ) = جانور اهلی پاک *جز اول ( گو ) در واژه های گوساله و نیز به کار رفته است. ۳ - میرزا : میر ( مخفف ) + زا ( مخفف زاده) = زاده * این واژه ظاهراً از زمان تیموریان رواج یافته است در عهد قاجار هرگاه پیش از نام افراد . واژه انقل و انقل گری نیز همانند واژه های و حزب الله و دیگر واژه هایی که بار ارزشی دارند، به ویژه پس از پیروزی انقلاب ی مورد هجوم و تحریف دشمنان قرار گرفته است.
ریشه واژه
ریشه واژه




واژه فارسی از واژه پهلوی «نماک» گرفته شده است و آن هم به نوبه خود از ریشه باستانی «نم» به معنای خم شدن و کرنش است که اندک اندک بر مفهوم صلات یا عبادت ویژه مسلمانان منطبق شده است.(1)
بر اساس برخی اسناد تاریخی گروهی از ایرانیان تازه مسلمان در سال های حکومت اعراب بر ایران، به جای واژه «صلوه» از کلمه «نماک» استفاده می کرده اند و هنگام فراخواندن مردم به سوی به جای «الصلوه» واژه «النماک» و به جای «حی علی الصلاه» عبارت «بشت د به سوی نماک» را به کار می برده اند.(2)
با توجه به موارد کاربرد واژه می توانیم برای آن سه معنای کلی در نظر بگیریم:
معنای اول: خدمت و خدمتکاری، اطاعت و فرمانبرداری، سر فرود آوری و تعظیم، سر به زمین نهادن، کرنش و تکریم، اظهار طاعت و بندگی.(3)
واژه های بردن، در آمدن، به آمدن، در آوردن، به معنای پرستش ، عاجزی نمودن، خم شدن، به علامت تعظیم و بندگی و به خاک افتادن به قصد تعظیم در برابر پادشاهی یا بزرگی دیگر به کار رفته است.
خاقانی می گوید:
چون چرخ در رکوع و چو مهتاب در سجود
بردم آن که مرا زیر بار کرد
معنای دوم: کلمه ی به معنای پرستش و ادای طاعت ایزد متعال و عرض نیاز به سوی خدای عالمیان است؛ به طریقی که در شریعت ان وارد شده است که در این معنا معاد کلمه «صلوه» است.(4)
فردوسی با توجه به این معنا سروده است:
چنین گفت امروز شاه از
همانا نیاید به کاری فراز
در شعر فرخی آمده است:
طاعت تو چون است و هر آن کز
سر بتابد بی شک او را کرد باید سنگسار
معنای سوم: چون شرط طهارت است و کلمه مفهوم طهارت و پاکیزگی را تداعی می کند، کلمه « ی» منسوب به و به معنای دوستدار است؛ هم چنین به معنای پاک و طاهر نیز به کار رفته است. در تعبیر دیگر، ی به معنای پاک ، شستن، آب کشیدن و غسل دادن است و « کن» به معنای شست و شو کننده به کار می رفته است.(5)
فرهنگ عمید را چنین معنا کرده است: «پرستش، نیاز، سجود، بندگی و اطاعت، خم شدن برای اظهار بندگی و اطلاعت و یکی از فرایض دین، عبادت مخصوص و واجب مسلمانان که پنج بار در شبانه روز به جا می آورند.»(6) دیکشنری آ فورد امسال بر خلاف سنت همه ساله خود یک واژه قدیمی و نه تازه ابداع شده را به عنوان واژه سال انتخاب کرده است. به دلم شوق غزل شور و هیاهو دارد

گوشه چشمی به غزل حضرت یاهو دارد

واژه ها باز دوباره به تپش افتادند

بنویسم که چه حسی است که با او دارد

من در این سمت گرفتار ، زبانم الکن

و چه ذوقی است که هر واژه از آن سو دارد

باز لب های غزل نام تو را می خواند

نظری کن زشما خواهش جادو دارد

یا علی گفتم و این واژه به وجدم آورد

بس که امواج علی نغمه ی هوهو دارد

باید از پای شما واژه به لب برخیزد...

که یتیمان عرب را سر زانو دارد

همه ی حرف من این است اگر شاعرتان

می نویسد غزلی ، چون به شما خو دارد

ورنه هرگز به خدا وصف شما ممکن نیست

و فقط شأن تو را رتبه ی بانو دارد

آه... از واژه ی بانو دل من می لرزد

کاش می شد که بفهمم چه به پهلو دارد...

تحقیق بررسی واژه رحمت در قرآن و نقد دیدگاه‌ های مفسران
تحقیق-بررسی-واژه-رحمت-در-قرآن-و-نقد-دیدگاه‌-های-مفسران تحقیق در مورد بررسی واژه رحمت در قرآن و نقد دیدگاه‌ های مفسران، در قالب doc و در 14 صفحه، قابل ویرایش، شامل چکیده، تاریخچه واژه رحمت، تعریف واژه رحمه، وجه دوم: معنای اصطلاحی رحمت خدا، مقایسه واژه‌ های رحمان و رحیم و وجوه اشتراک فایل

«اَبَرتورم / hyperinflation» یکی از واژه های هراس آور نه صرفاً برای اقتصاددان ها، بلکه برای عموم مردم است و جزو واژه های نسبتاً شناخته شده است. ابرتورم به معنای تورم عظیم و لجام گسیخته است. چه می شود که دیگر اضافه صفر به اسکناس ها بی نتیجه خواهد بود؟ مثالی ساده درباره این پدیده شوم اقتصادی آشنا شوید. حقوق فرهنگی حقوق فرهنگی مرکب از دو واژه حقوق و فرهنگ است. برای تعریف حقوق فرهنگی لازم است دو واژه حقوق و فرهنگ را تعریف کنیم. واژه حقوق که در بالا تعریف شد ومورد نظر ما در این رساله است، عبارت است از مجموعه امتیازات و توانایی هایی است که مردم در برابر حکومت دارند وتامین آن بر عهده حکومت است. در باره ماهیت فرهنگ و مولفه های آن هم تع ر م. یکی از صورت های عبادت و پرستش است که در برخی از دین ها وضع شده است. واژهٔ واژه ای پارسیست که ایرانیان برای واژهٔ «صلاة» عربی به کار بردند. این واژه به معنای خم شدن و سرفرودآوری برای ستایش و احترام است. واژهٔ نام واژه ای از فعل نمیدن فارسی به معنی تعظیم است. برخی حدس زده اند که این واژه از واژهٔ «ناماسته» در زبان سانسکریت گرفته شده باش. حداد عادل با اشاره به این که فرهنگستان زبان و ادب فارسی حدود ۵۵ هزار واژه مصوب داشته است، این شایعه را که ساخت هر واژه ۱۲ میلیون تومان به بیت المال تحمیل کرده است، دروغ محض دانست. سارا سلماسی حس من معنای این حال و هوا را می شناسد سردی پاییز پررنگ و ریا را می شناسد
در سکوتت قاب کردی راز تحریم خودت را رمز این تصویر مات و بی صدا را می شناسد
شاملوی شعر امروزت چرا شیدای من نیست در نگاهش آینه جز آیدا را می شناسد گوشه ی پیراهنت جای قدم های غریبی دست حاشا کشتن هر ردّ پا را می شناسد
رو مه ،چای،قلیان، این لغت ها باز با تو چشم هایم واژه واژه دهخدا را می شناسد
پای رفتن می شوم آماده با شال و کلاهم پوزخندت، کفش های تا به تا را می شناسد


#سارا_سلماسی
+دوست ... دنبال دوست می گشتم. دوستی که از من به من نزدیک تر باشد. یک دل باشد. دوست , به معنای واقعی کلمه. ی که دوستی واقعی باشد. نه آن دوستانی که اسمشان دوست است. دوست واژه ی بزرگیست. و من دنبال دوستی می گشتم به معنای واقعی کلمه ی دوست. گشتم ... و من جز خدا ی را نیافتم برای دوستی. یک دوستی واقعی ... . . . و خــــدا ... بهترین دوست من. ------------------------------ معنای دوست را نفهمیدم هرگز. از دوست طعنه زیاد خوردم ... دلم پر است از دست دوستانم. هه. البته از دست ادم هایی که تنها نامشان دوست است. واژه ی دوست را اب نکنیم. معنای 7 سال رو کی خوب میفهمه؟ دانشجوهای پزشکی
معنای 4 سال رو کی میفهمه؟ بچه های کارشناسی
معنای 2 سال رو کی خوب میفهمه؟ سرباز ها
معنای 1 سال رو کی خوب میفهمه؟ پشت کنکوری ها!
.
معنای 9ماه رو کی خوب میفهمه؟ بانوان باردار
معنای 1ماه رو کی خوب میفهمه؟ انی که 30 روز ماه مبارک رمضان رو روزه گرفتند
معنای 1هفته رو کی خوب میفهمه؟. تعداد کلماتی که در قرآن تکرار شده است:واژه الشهر(ماه):۱۲مرتبه واژه الیوم(روز):۳۶۵مرتبهواژه الدنیا(دنیا):۱۱۵مرتبه واژه الا ه(آ ت):۱۱۵مرتبهواژه الجحیم(دوزخ):۲۶مرتبه واژه العقاب(کیفر):۲۶مرتبهواژه الابلیس( ):۱۱مرتبه واژه استعاذه(پناه به خدا):۱۱مرتبهواژه الصیف(تابستان):۵مرتبه واژه الشتاء(زمستان):۵مرتبهواژه المسلمین(مسلمانان):۲۸مرتبه و. تعداد کلمه «ساعت» :
در قرآن واژه ساعه یا همان ساعت 24 مرتبه آمده است. این تعداد برابر با تعداد ساعات در یک شبانه روز می باشد. تعداد کلمه «یوم» به معنای روز:
کلمه یوم به معنای روز (به صورت مفرد) 365 بار و به تعداد روزهای سال شمسی در قرآن بکار رفته است. همچنین این کلمه به صورت جمع و اشاره به دو روز به تعداد روزهای ماه در قرآن قابل شمارش اس. به لطف داریوش یکم وخشایارشاه که با اوردن واژه های ((اری ی چیثر))اریایی چهر.پس ا م خود،نام پدر،نام دودمان،نام جمعیت،یک هویت تباری بالاتروبزرگ تری ازپارسی رانشان داده اند.می توان گواهی داد که نام((اریایی))یک نام ساختگی ،نوین،استعماری و فاشیستی نبوده،بلکه نامی تاریخی وکهن برای تبار نیاکان ایرانیان امروزین است.درجهان باستان،نژادها ب. «سیاست » واژه ای عربی است که ریشه آن ، «سوس » به معنای ریاست یا به معنای خُلق وخو می باشد. بنا بر تعریف اهل لغت ، «سیاست ، انجام دادن کاری بر طبق مصلحت آن است .» اگر به حاکم و زمامدار، «سیاستمدار» گفته می شود، از آن رو است که در امور اجتماعی و عمومی توده مردم به مصلحت شی ، تدبیر و اقدام می پردازد. عبارت «ساسه العباد» نیز که دروصف ان معصو. رو مه های امروز از طیف های مختلف سعی کرده اند که واژه «آتش به اختیار» را که چند روز پیش انقلاب بیان کرده بود را مفهوم سازی نمایند. همچنین در این میان حضور بی سر و صدای بانوان در ورزشگاه برای تماشای مسابقات والیبال از دیگر موضوعات مورد توجه بوده است.

تحقیق تصحیح چند واژه­ نادرست و بررسی واژه­ هایی کمیاب در فرائد السلوک
تحقیق-تصحیح-چند-واژه­-نادرست-و-بررسی-واژه­-هایی-کمیاب-در-فرائد-السلوک تحقیق در مورد تصحیح چند واژه نادرست و بررسی واژه هایی کمیاب در فرائد السلوک، در قالب doc و در 43 صفحه، قابل ویرایش، شامل مقدمه، سبک شناسی فرائد السلوک، تصحیح چند واژه، غلط های چاپی، بررسی چند واژه کمیاب، نتیجه گیری، فایل

گردشگر ی و گردشگر لغت توریسم (tourism) از کلمه تور (‏tour) به معنای گشتن اخذ شده که ریشه در لغت لاتین tourns به معنای دور زدن ، رفت و برگشت بین مبدا و مقصد و چرخش دارد که از یونانی به اسپانیا ، فرانسه و در نهایت به انگلیس راه یافته است . در فرهنگ لغات مختلف در برابر توریسم معناهایی با مضامین مختلف به کار رفته است. به گونه ای که در فرهنگ و بستر، تو. واژه رمضان و معنای اصطلاحی آن رمضان از مصدر (رمض) به مفهوم شدت گرما و تابش آفتاب بر رمل ... معنا شده است.انتخاب چنین واژه ای به راستی از نظر دقت و لطافت خاصی بر خوردار است چرا که سخن از گداخته شدن است و شاید به تعبیری دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بی امانش،زیرا که رمضان ماه تحمل شدائد و عطش میباشد،عطشی ناشی از آفتا. چشم نبند کاسه ی امید من از باران مهر مژگان تو پر از واژه های ستاره ای عشق می شود چشم نبند درخشش نوشته هایم پرتو ستاره های چیده شده از آسمان دیدگان توست چشم نبند واژه های شی من از مرکب دریای دیدگانت است بیاد تو از قلم من چو ستاره می چکد چشم نبند تا فردا راهی نیست خواهی دید من..... همان کویر خشک، شاعر لال بی زبان و تو..... همان باران مهر، واژ. واژه " بانو " در اصل برگرفته از واژه پهلوی " ریتا با گیانو " به معنی پرتوی یزدانیست بانو یک واژه پارسی کهن است . (بان + و = بانو ) بان در نام شهر بانه هنوز به کار می رود . بان یعنی بالا و بانو به معنی ی است که در بالا جا دارد و این به نشانه گرامی داشتن بانوان اس .... اما واژه خانم مغولی است و ریشه پارسی ندارد . خان و خانم و بیگ و بیگم نام های مغولی. شمندان نحو در این که واژه «اللهمّ» در اصل از چه کلماتی تشکیل شده، اختلاف نظر دارند. گروهی از آنان معتقدند: «واژه «اللهمّ» منادای مفرد معرفه است که در اصل «یا الله» بود و بجای یای حرف ندائی که از اولش حذف شده، در آ آن یک میم مشدّده آمد که آن را تبدیل به «اللهمّ» نموده است».[1] طبق این دیدگاه، معنای «اللهمّ» چنین می شود: «ای پروردگار»، ی. «رمضان» در لغت از «رمضاء» به معنای شدت حرارت گرفته شده و به معنای سوزانیدن است. ۹ واژه که یک رئیس هوشمند هرگز به زبان نمی آورد
واژه‌ها ارزشمندند. به‌عنوان مدیر، از این واژه‌ها پرهیز کنید تا راه‌ها را برای مکالمه درباره برنامه‌ها و سوژه‌ها پیدا کنید. شعر معروف فردوسی: «توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود» در شکل اصلی اش چنین نیست و شکل اصلی آن این بوده است: «توانا بود هر که دانا بود به هر کار، بستوه کانا بود» کاتب شاهنامه در این شعر نتوانسته بفهمد که معنای «به هر کار، بستوه کانا بود» چیست و به جای آن نوشته است: «ز دانش دل پیر برنا بود» که از نظر معنا ارتباط مستقیم با مصرا. واژه واژه سطر سطر صفحه صفحه فصل فصل گیسوان من سفید می شوند همچنان که سطر سطر صفحه های دفترم سیاه می شوند خواستی که با تمام حوصله تارهای روشن و سفید را رشته رشته بشمری گفتمت که دست های مهربانی ات در ابتدای راه خسته می شوند گفتمت که راه دیگری انتخاب کن: دفتر مرا ورق بزن! نقطه نقطه حرف حرف واژه واژه سطر سطر شعرهای دفتر مرا مو به مو حساب . همشهری آنلاین: زبان های مختلف هریک واژه های عجیب و غریب فراوانی دارند که یادگیری و مهمتر از آن نوشتن درست آنها به دقت بالایی نیاز دارد، و وقتی از این واژه ها برای نوشتن مقالات علمی استفاده شود، دقت نویسنده باید صد چندا باشد تا از بروز هر نوع غلط املایی جلوگیری کند. جشن نخستین واژه آب برای هزار نفر از دانش آموزان شهر هشتبندی برگزارشد. به واژه فـرَوَر نخستین بار در تاریخ ماد و سپس در کتیبه های فارسی باستان داریوش شاه بر می خوریم . فرورتی در تاریخ ماد یکی از پادشاهان ماد است که مورخان یونانی آنرا به صورت فرئورتس ضبط کرده اند و در کتیبه های پارسی باستان یکی از سرکشانی است که داریوش با او جنگیده است . این واژه دراوستا بنا بر قاعدهزبانشناسی تطبیقی ایرانی rt= s به صورت فر.
پاو وینت معماری منظر پاو وینت-معماری-منظر فایل پاو وینت معماری منظر،در حجم 34 اسلاید قابل ویرایش،همراه با یک هدیه ویژه.واژه های معادل معماری منظر در زبان انگلیسیlandscape است. land واژه آنگلاسا ون به معنای سرزمین و scape واژه لاتین به معنای نگاه به دور است. فایل بعضی وقت ها واژه ها را باید جا به جا کرد بعضی وقت ها معانی ناخواسته رنگ و بویشان عوض میشود واژه ها را باید شست باید زیر باران این بار نه با زن بلکه با واژه ها خو د مثلا همین بهار بهار را باید با تو عوض کرد باید واژه واژه هایی که در بهار تکرار میشوند را در تو خلاصه کرد اصلا بهار که خود تویی هفت سین که فقط در سلام تو هفت تکه میشود عیدی فقط . به مناسبت بحث سوره حمد در کلاس تفسیر، مناسب دیدم یادداشتی در باره واژه صراط در اینجا بگذارم. اگر عمری باقی بود و توانی، شاید هم بعدها یادداشتهایی در باره برخی واژگان دیگر. ص­رط از این ریشه، تنها واژه صراط در قرآن به کار رفته است. صراط در زبان عربی به­ چندین صورت ضبط شده و در فرهنگ های مهم عربی به چندین صورت ضبط گردیده و در قرائات قرآن. ممکن است که با خواندن عنوان بالایی کلی سوال در ذهن شما بوجود آید که این دیگر چه عنوانی است؟ "مورتو" به چه معناست؟ شاید "فوبیا" را بدانیم که به معنای ترس و هراس است اما "مورتو فوبیا" را نمی دانیم که چیست؟ لازم نیست که در گوگل سرچ کنید و دنبال معنای آن بگردید چون این واژه ساخته و پرداخته ذهن من است. آره، من به شما حق می دهم! شما " و فوبیا" شنیده اید ولی "مورتو فوبیا" نشنیده اید، خوب موردو فوبیا چی؟این واژه را شنیده اید؟ کنکوکا وس فوبیا چطور؟ تا حالا همچنین کلماتی شنیدید؟ بعید می دانم. همان طور که می دانید فوبیا یا و فوبیا یا هراسی به عنوان پیش داوری و تعصب علیه و مسلمین تعریف شده است. از لحاظ ریشه شناسی واژه، این عبارت مرکب از دو واژه و فوبیا می باشد که به معنای “ترس غیر عقلانی” و “بیزاری و نفرت” از چیزی به کار رفته است. در فرهنگ آ فورد تعریف هراسی چنین است: ترس یا تنفر از ، مسلمانان و فرهنگ ی به ویژه زمانی ... معرفی زیرساخت یک شبکه واژه زیرساخت (infrastructure) از جمله واژه هائی است که در موارد متعددی بخدمت گرفته شده و دارای معانی متفاوتی است . واژه فوق اغلب برای تشریح مراحل نصب ، آماده سازی خدمات و امکانات مربوطه در زمینه یک عملیات خاص نظیر جاده ها ، سیستمهای ارتباطی، خطوط ارتباطی برق و ... بکار گرفته می شود. در اغلب واژه نامه ها برای واژه فوق تعریفی مشابه زیر ارائه شده است : به روی ندیده ات قسم چشمان عاشقم در پی واژه ای می گردند تا نامت را صدا کنند ... اما چه کند واژه ها و چه بی معناست هر واژه ای در برابر معنای وجودت ... از مهربانی « م » می چینم ... از هدایت « ه » را ... از دادگری « د » را ... و از یوسف گمگشته « ی » را ... و گاهی که دلم به اندازه ی تمام غروب ها می گیرد ... و من از تراکم سیاه ابرها می ترسم ... و هیچ مهربانتر از تو نیست صدا می زنم ... کجاست آن یوسف گمگشته مهربانی که چراغ هدایت به دست در زمین دادگری کند ؟ کجاست مهـدی ... ؟ مرا در یاب ... در انتظارت هستم و خواهم بود ... بیا ... بیا ... مهدیا دل ش ته ام را به تو می سپارم ... دلدارم تو باش « به امید روز ظهور » «می تراود مرگ» می تراود مرگ از واژه هایی سخت گوش فلک کر می شود از پژواک پیک واژه های مرگ ترس، می تند خود را هراسان در لباس شب گشاید گر قلم در دستهایم لب: می تراود مرگ... می تراود مرگ... اگر آزاد سازد، قلم افسار خود را می تراود اشک از واژه هایی غرق در غم می تراود اشک... می تراود خون... می تراود مرگ...چه شیرین می تراود مرگ! وقتی حرفها گم می شوند واژه ها فراموش می شوند ولی وقتی واژه ها گم میشوند حرف ها فراموش نمی شوند همیشه... وقتی از راه می رسی بیشتر از چتر دستانت باران نگاهت را دوست دارم که وقتی واژه هایش گم می شوند رگبار می زند! فاطمه جم راد. (رها)