کاریه که از دستمون بر میاد

به نقل از خبرگزاریها در مورد کاریه که از دستمون بر میاد : سلام سه روز نشستیم پای مناظره دستمون اومد که یا قالیباف اهل کشتار و ی است یا وابسته به خارج است یا رئیسی قاضی بی دست و پایی است یا جهانگیری فاسد است یا میرسلیم ی بلد نیست یا هاشمی طبا اطلاعاتش کمه یا یکی‌ این وسط داره دروغ میگه! سلام من امروز روزه گرفتم و بم خوب نخو دم یعنی تقریبا بعد صبح خو دم میخواستم تا ظهر بخوابم تا جبران بشه ولی زودتر بیدار شدم و الانم خیلی خوابم میاد.گفتم برای اینکه زمان بگذره بیام و یه سر به وبلاگم بزنم بعدش برم بخوابم. تا چند وقت پیش فکر میکردیم اون وامی که روش برنامه ریزی کردیم به احتمال 80 یا حتی 90 درصد قبل مجلس به دستمون میرسه ولی حالا همسری میگه احت شده تقریبا 50 - 50!!!!! و من از این بابت نگرانم. میترسم یا به دستمون نرسه یا فقط چند روز مونده به مجلس برسه و همه چیز هول هولکی بشه خدایا چیکار کنم؟! البته دلم روشنه که ایشالا زودتر میرسه به دستمون. با این که تالارو انتخاب ولی انتخاب آتلیه و آرایشگاه برام سخته. البته فقط مشکل اینه که هزینه آتلیه های خوب خیلی بالاست وگرنه اونم به راحتی میشه انتخاب کرد و اذیت نشد ولی من نمیخوام که دیگه خیلی گرون بشه. خونوادم همه میگن برم همون آرایشگاهی که برای نامزدیم رفتم یعنی مینا، ولی خودم هنوز تصمیم نگرفتم. ایشالا تا بعد ماه رمضون آرایشگاه و لباسمو انتخاب میکنم. خدا کنه همه چیز خوب پیش بره. راستی فردا سالگرد ازدواج من و همسریه. هفت تیر پارسال رفتیم حرم و عقد کردیم روز خوبی بود. ولی هنوز برای فردا برنامه ای ندارم نمیدونم چیکار کنم برای همسری هم هنوز چیزی ن یدم. شاید شب برم و ب م. ولی همسری این روزا سرش خیییییییییلی شلوغه اصلا نمیدونم همسری یادش هست یا نه و اگه یادش هست .... ولش کن اصلا. من براش یه هدیه می م به هر حال. راستش دلم از دست مامان همسری و خود همسری گرفته! احساس میکنم خونوادش و مخصوصا مامانش خیییییلی ازش کار میکشن و اونم بدون هیچ مخالفتی هرکاری بگن میکنه. نمیدونم این وضع تا کی ادامه داره؟! مناظره آ انتخابات ریاست جمهوری یه جوری بود که در واقع باید مثل بازی های لیگ قهرمانان اروپا با 10 ثانیه تاخیر پخش می شد و اون زیر صفحه یه علامت هشدار میذاشتن که هر وقت چراغ می زد، گوش بچه های زیر 10 سالی که دم دستمون بودن رو می گرفتیم که حرف زشت یاد نگیرن! وقتایی که از دستمون فرار میکنی، می ایستم و از بالا تماشا میکنمخودت نمیدونی که راه فراری نداری ولی من میدونممیدونی که بالا ه میگیریمت ولی باز هم یقین پیدا نمیکنی...
چقدر بچه ایم هنوز؛ این روزها ی لبم شده است:لا یمکن الفرار من حکومتک ، ای خدای بلندمرتبه ام زمان ما خ ر بغل دستی که میوفتاد زمین

دستمون هم که نمیرسید برش داریم،

لااقل فیگور کمک میگرفتیم خم میشدیم..

دیروز تو موبایلم رو به زور از زیر پای دختره درآوردم

تازه کلی هم مجبور شدم عذر خواهی کنم....

کصافط میگفت کفشمو موبایلی کردی...! زمان ما خ ر بغل دستیمون که میوفتاد زمین

اگه دستمون هم نمیرسید برش داریم،

حد اقل فیگور کمک میگرفتیمو خم میشدیم

دیروز تو موبایلم رو به زور از زیر پای دختره بیرون کشیدم

تازه کلی هم مجبور شدم عذر خواهی کنم ازش

کصافط میگفت کفشمو موبایلی کردی . . . ! گوشه میره تو جنگل روباه رو می بینه داره می کشه. میگه آقا روباهه این چه کاریه پاشو بدوییم شاد باشیم. میرن تا می رسن به گرگه می بینن داره می کشه گوشه می گه آقا گرگه این چه کاریه پاشو شاد باشیم بدوییم. گرگه هم پا میشه. میرن سه تایی تا میرسن به شیره. می بینن داره تزریق می کنه. گوشه می گه آقا شیره این چه کاریه پاشو بدوییم ورزش کنیم شاد باشیم. شیره می پره می خورش! گرگ و روباه می گن این چه کاری بود کردی، چرا خور ؟! این که حرف بدی نزد! شیره میگه نه بابا این ..... شده، هر روز ا می زنه میاد ما رو می دوونه!!! ی جند هزار جین آدم رفتن رو همو خفه شدند و له شدند و خانوادهاشون نابود شدند و ملت جگرشون آتیش گرفته بعد هیچ! یعنی هیچ کاری از دستمون بر نمیاد! خالا هر چیم بریزیم تو صفحه مسئولا عرب بدیم که چی؟! فقط شعور خودمون را زیر سوال میبریم! اقتدار نیاز داریم تو مجامع بین المللی که پخ کنیم طرف خودشو خیس کنه نه امور خارجش بیا بگه ایرانیا حق حرف زدن د. آقا ما دهه هفتادی ها تا 15 سالگی با این یکی دستمون اون یکی دستمونو میگرفتیم و میگفتیم از آشناییتون خوشحالم :))
بعدشم کلی ذوق مرگ میشدیم و تا نیم ساعت تو راهرو خونه یورتمه میرفتیم :
الان بچه هه 6 سالشه ازش میپرسم چه خبر از سارا دخدر مهدتون ؟!!!
میگه باهاش کات :

دِ آخه لامصب بزنم با آسف کف خیابون یکیت کنم؟ به نام خدا خیلی دلم می خواد پوشیه بذارم رو صورتم فکر میکنم خیلی حس خوبی داشته باشه ولی خب اینجا قائم باید اینو هم در نظر گرفت اما اگه یه جایی مثل قم بود این کار زیاد هم جلب توجه نمی کرد. تو صف عابر بانک ایستاده بودیم با دوستم و داشتیم با هم صحبت می کردیم یه خانمی که کنارمون بود بهم اشاره کرد و گفت اون آقا با شماست؟ بر گشتم نگاه ن و گفتم . گینس باید ثبت کنه رکوردای مارو تو دوتا زمینه: 1- حجم دید و بازدید مارو از فامیل و دوست و آشنا. 2- عدم حجم دید و بازدید فک و فامیل از ما!
این دومیه جالب تره چون تا امروز و این لحظه ی به جز مامانم مهمون ما نبوده توی سال جدید! میوه ها ،شیرنی ها و شکلات ها و آجیلامون همش رو دستمون باد کرده :(
باشد تا میوه هایمان رستگار شوند لااقل!
سلام دوستان ماس دعا داریم برای سلطان موسیقی ایران با خبرهایی که به دستمون رسیده مرتضی پاشایی چند روزه قبل راهی بیمارستان شده وچندروزه توسی سی یو به سر میبرد البته خبررسید وضیعتش تا امروز30درصد روبه سلامتی رفته به حرحال ماس دعا داریم برایش باتشکر مدیر وبلاگ روزی یه نفر ازم پرسید زندگی چیه؟دنیا چیه؟ ا ت چیه؟ گفتم که نمیدانم از خدا بپرس گفت اخه خدا جوابم نمیده گفتم تو باهاش حر بزن تو یک قدم برو پیشش اون ده قدم به روی تو میاد خدابزرگترین خالق وهمدم ادماست شکرت دستمون به تو نیاز خودم دستموم بگیر به بندهات امید نداریم فقط به تو امید داریم چرا هیچ راحت نمی خنده؟ راحت از ته دل ینی! اینجوری که صداش رو بشنون، اینجوری که یکی از شنیدن صداش دلش بخواد بخنده. حتی هر چی فکر می کنم آ ین باری که تو ی هم دیده باشم یکی از ته دل بخنده؟! یادم نمیاد واقعاً! همه لبخند میزنن نهایتاً لبخندهای بزرگ میزنن. خیلی محافظه کاریه، ملاحظه کاریه. ازین مدرسه ی تو کوچه مون حتی تو صبح گرم دم تابستون هم ص. نباید غم یک نفر رُ ساده گرفت. نباید از کنار ی که با نگاه پر غم میاد سمتت، ساده بگذری. الکی نیست؛ چرا عادی شده درد ُ غم ؟! چرا می بینیم و کاری نمی کنیم ؟! ساده نیست اشک ریختن، نباید ساده گذشت از کنار ی که داره دردشُ میباره؛ چه بلایی سرمون اومده که اینقدر نا مهربون شدیم ؟! چه بلایی سرمون اومده که متوجه نشدیم زندگی با ما چیکار کرده ؟! یک نفر. یه وقت هایی انقدر نیست می شیم که هیچ جوره به کار نمیایمنه حرفی ، نه کاری و نه هیچیه هیچیه هیچی دیگه! ...لا موجودِ لا موجودهیچی نیستیم حالا که دل مهربون دوستون خون شده ، هیچ کاری از دستمون برنمیادهیچی نیستیم وقتی که دل یه دوست ، پشت بدترین در دنیا، یه تعداد دست می خواست که با دست هاش بالا بره ، نبودیم......خدایا! دستهایی رو که خالی برگردون. سلام دقت کردید این belt های پله برقی که دستمون رو میزاریم روش همیشه گرمه؟ با توجه که پلاستیکیه و عایق حرارته وقتی سطحش 10 15 درجه از محیط گرمتره واقعا باید اون محل اتصالش با ف پله برقی گرم باشه.تازه ازون ور هم به ف وصله که مقاومت حرارتی کمی داره با توجه به جرم زیاد کل مجموعه داشتم فکر می چقد توان داره تو این تلف میشه؟ باید زیاد باشه! وقتی دی جون خواسته های منو میشنوه فکر میکنه که باید بره برام کوه ه. در صورتی که اگر خودم برم دنبال خواسته هام هم خودم راحت میشم و هم اون. اصلا چه کاریه.دیروز رفتم دنبال ک نت کار که هماهنگ کنم ببرمش خونه من رو ببینه. نبودن. رفته بودن برای کار کندو و زنبور عسل. خیلی عصبانی شدم. گفت امروز و فردا رو هم نصب ک نت داره  و نمیتونه بیاد حتی خونه. ماجراهای جالب آقوی همساده :

ماجراهای جالب آقوی همساده : “ارباب حلقه ها !” آقو ما یه بار یه حلقه ای تو خیابون پیدا کردیم،یه رفیقی داریم صداش میکنیم “گن ف”،ای حلقهو رو بردیم پیشش گفتیم کاکو ای چیه!؟ گفت ای ارباب حلقه هاس، یش تو دستت غیب میشی!گفتیم کاکو ای افات چیه باور میکنی رفتیم بهش ثابت کنیم حلقه رو کردیم تو دستمون غیب شدیم! آقو تا ما غیب شدیم مسئولین رفتن اسم مارو از تو لیست آماری مملکت حذف ،نمودار رشد جمعیت سقوط کرد،بالانس عرضه و تقاضا تو بازار بهم خورد اقتصاد مملکت 256% افت کرد!ها ها ها….ینی داغون شدا له له شد!گفتیم ها الآن ای حلقهو رو از تو دستمون در میاریم همه چی روبراه میشه ما میشیم قهرمان ملی،آقو ای حلقهو رو در آوردیم ظاهر نشدیم!روشو نیگا کردیم دیدیم نوشته made in china!ها ها ها….ما الآن 3ساله نیستیم هیشکی اهمیت نمیده! منبع : http://rotakhti2. اومدم یه پست بلند بالا بنویسم دیدم آب در هاون کوبیدن است .... تا وقتی عنوان پا برجاست و دستمون از رسانه ها کوتاه همین مدلی میمونه همه چی! گاهی سکوت فریاد میباره الان دقیقا از همون وقتاست....(1) * به تقلید از آذر، شهدخت، پرویز و دیگران 1- تو که میرفتی از یراحی جان!
السلام ای شاه تشنه لب کرب و بلا
السلام ای سلطان عالمین خون خدا

بارون میباره از چشمام بی تاب حرم
من دیونه شدم دیدم باز خواب حرم
از بس حرم حرم گفتم و زدم
شد صحن ام با عشقت قاب حرم

بوی سیب حرم میاد
اشک از چشم ترم میاد
وقت مرگم مطمئنم
اقا بالا سرم میاد
(سلطان عالمین ضربان دلم حسین) یکی از سرگرمیای ما بروبچ نسبتا خوب اینه ک سر امتحان الکی هی کفه دستمونو نگا میکنیم ک مراقب احساس زرنگی کنه بیاد مون کنه ببین هیچی کفه دستمون نیست.... بعد ش ضایع بشن خخخخخخخخ !!! اصن به عشق همین حرکت درس می خونیما
سرجدتون دیگه نگید کمبود شوهر قحطی شوهر ! خیلی لفظ زشتیه بخدا ! شوهر چیه که کمبود هم بشه ،مگه تخم مرغه ؟؟؟؟
یک ماه بیشتره که میخایم ۳ تا آقا رو داماد کنیم ، مگه دختر گیر میاریم حالا ؟ والا نمیدونم انقدر این لفظ زشت رو برای چی میگن پس ؟ ما که سه تا پسر رو دستمون مونده ، کی گفته کمه ؟ب قول خورشید (نقل به مضمون) ، کاش خانم ها عزت نفس بیشتر. فکرکنید تو روز چهارشنبه 2ساعت اول دینی 2ساعت وسط ریای و 2ساعت آ زیست با معلم دینی :/ شانس آوردیم معلم دینی مون کلا از تمام معلم دینی های جهان جداست.. یعنی اینکه مثل اونا نیست.. اصلا بهش نمیخوره معلم دینـــــــــــی باشه گفته بودم جلسه اول بهش گفتم چرا معلم دینی شدی؟ _یعنی چی؟چطور مگه؟ +اصلا بهتون نمیخوره..مثلا باید معلم زبان یا روانشناسی میشدید :))))))))) _ :)))))) اومدم بگم خ خیلـــــــــــــــــــی باهامون راه میاد.. کلاس ما تو مدرسه قشنگ شناخته شده ست.. از همه ی کلاس ها شیطون تر و شلوغ تر و جمعیتِ شَم بیشترِ :)) امروز معاونمون اومد مآ چندنفر ز له ای کِ بغل هم میشینیم رو متفرق کرد مثلا ولی باز هم صدامون میرسه به هم و کلاس رو دستمون میگیریم :))))) خانوم عین اومد کلاس تعجب کرد جاهامون عوض شده.. البته اینُ بگم کِ جاهامون اسما عوض شده ولی باز به اندازه ی یه صندلی باهم فاصله داریم :) شروع کرده بود به پرسش اول از ماها پرسید و هرچی گفتیم خانوم نخوندیم اصلا انگار نه انگار.. ولی 2تا سوال آسون پرسید و اومدیم نشستیم.. بعد هم ک داشت درس میداد ماشیطونی میکردیم و اون بیچاره هم از کارای ما خندش میگرفت و نمیدونست چیکار کنه :))))) سِنِش بهمون نزدیکه و شیطونِ.. ترکیبش بآ ما چی میشه دیگهههههههههههه :))))))))) ولی خداشاهده با این ک معلممونه ولی مثل دوست میمونه و سخت نمیگیره بهمون و پآ بِ پآ مون میاد :) میگه به بابات میگما خیلی شیطونی میکنی سر کلاس ماجده:منم میبینمش قبل شما میگم +من خودم زودتر میبینمش تعریف میکنم میخندیم :))))))))))) --- جوک خنده دار-آموزش راهنمایی رانندگی








مورد داشتیم یه دختره رفته آزمون گواهینامه ثبت نام کرده
موقع تمرین شهری به مربیش گفته که :
وقتی توی ماشین هستیم از کجا بفهمیم که ماشین روشنه؟
طبق گزارشاتی که به دستمون رسیده
کل آموزشگاه به دلیل اینکه بچه ها نمی دونستن چی رو گاز بگیرن از خنده با خاک ی ان شده یه حس خاصی بود که شاید نشه دقیق توضیحش داد حتی..قبل خواب به خدا گفتم خودت بیدارم کن برای . بعد دقیقا اذان رو ک دارن میگن، تو با صدای اذان ک نه با صدای سلامی که توی گوشت می پیچه بیدار میشی و بعد میفهمی چیه.. السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ع.... دقیقا همین بوذ. بعد اونوری شدم تو تخت گ یهو صلوات خاصه حضرت پبلی شدتو مغزم... انگار یه صدای بی ص ب.
+ اون میگه،منم میگم که : همیشه بسته های پستیمون وقتی به دستمون میرسه که توی بدترین حالیم و رسیدن عمو پستچی پشت در بهترین اتفاقه :) + از معجزات وبلاگ نویسی هم میشه به این اشاره کرد که دو نفر که اصلا همدیگه رو ندیدن معتاد به فرستادن جینگول پینگول برای همدیگه میشن و هی هر سال ذوق میکنن برای رسیدن بسته هاشون :))))تولد، عید، یلدا، روز دختر . آقو ما یه بار یه حلقه ای تو خیابون پیدا کردیم
یه رفیقی داریم صداش میکنیم “گن ف”
ای حلقهو رو بردیم پیشش گفتیم کاکو ای چیه!؟
گفت ای ارباب حلقه هاس، یش تو دستت غیب میشی!
گفتیم کاکو ای افات چیه باور میکنی رفتیم بهش ثابت کنیم
حلقه رو کردیم تو دستمون غیب شدیم!
آقو تا ما غیب شدیم مسئولین رفتن اسم مارو
از تو لیست آماری مملکت حذف ،نمودار رشد جمعیت سقوط کرد
بالانس عرضه و تقاضا تو بازار بهم خورد اقتصاد مملکت ۲۵۶% افت کرد!
ها ها ها….ینی داغون شدا له له شد!
گفتیم ها الآن ای حلقهو رو از تو دستمون در میاریم همه چی روبراه میشه
ما میشیم قهرمان ملی،آقو ای حلقهو رو در آوردیم ظاهر نشدیم!
روشو نیگا کردیم دیدیم نوشته made in !ها ها ها….
ما الآن ۳ساله نیستیم هیشکی اهمیت نمیده!

آقوی همساده والا باور کنین منم میتونم بیام یه لیست جور کنم آ همشم یه است بزارم : خو است که است : اصن دلش میخواد باشه : اصن باشه : اصن تو بگو گوریل : شما ب من بگین : مگه آدم نیست : مگه دل نداره : انقد همه چیز است ناراحت میشه : اون دنیا میاد یقتونو میگیره میاد خودتى : جیگرم جیگرم جیگرم : به حول قوه الهی و به برکت آقا حسن مجتبی (ع) افطاری ۹۳ هم به خوبی برگزار شد ( البته از نظر بنده ) دوستانی هم که اومدن زحمت کشیدن و قدم روی چشم ما گذاشتن و اونهایی هم که نیومدن حتما یه مشکلی براشون پیش اومده یا مهمونی دعوت بودن که نیومدن اگرنه کی دوست نداره بیاد و دوستانی رو که سالها از زندگیش رو باهاشون بوده و کلی خاطرات بد و خوب باهم دار. مهلت تحویل متن ها اگر شانس بیاریم شبه و اگر بدشانسی، ظهر. من بعد از آ ین باری که قول دادم دیگه بدقول نخواهم شد - فردا صبح مهلت ارسال از خواب پرسیدم و با حس گند تهوع یادم افتاد متنی که کل هفته روش فکر کرده بودم و آماده بود رو یادم رفته بفرستم به بهانه ی اینکه بذار ویرایشش کنم - حالا سعی دارم مرتب تر باشم. شنبه ها ایمیل دستمون میرسه که موض. روزای آسونی نیست. نی نی همش به خودش میپیچه و ما رو ناراحت میکنه ، از مزه شربت کولیکز هم بدش میاد. دختر خوب و خوردنیه اما هنوز به دنیای ما عادت نکرده یه عالم کامنتهای دوست داشتنی ازتون دارم اما دلم نمیخواد بی جواب تاییدشون کنم. امشب نمیدونم چیکار میکنه امیدوارم بخوابه یک نفر داره اینجا دروغ میگه!
اصلا مهم نیست اون منم یا تو
مرگ یک نفر برای عشق بسه
کی می دونه من به فکر کشتنم یا تو؟

یا تو داری دروغ میگی می مونی
یا من دارم دروغ میگم که بی تو می میرم
یا تو واقعا فرشته مرگی
یا که من تو رو اشتباه می گیرم

توی یه دستمون گل سرخه
توی دست دیگه مون تفنگ می گیریم
امروزُ دست به. کتابم باز میکنم تورق سریع کنم همزمان با ورق زدن کتابام این یک سال دقیقا مثل یک از جلو چشمام میگذره ورق که میزنم تمام اتفاقات از جلو چشمم میگذره بعضی جاها خودم تشویق میکنم بعضی وقت ها سرزنش وحس خوبی نیست مثل قیامت میمونه اینکه میگن نامه ی اعمال میدن دستمون و تصویر حقیقی اعمالمون میبینیم دقیقا الان همچین حس رو دارم وپر از افکار اشفته. گوش می ره تو جنگل روباه رو می بینه که داره می کشه، می گه آقا روباهه این چه کاریه؟! پاشو بدوییم... شاد باشیم! میرن تا میرسن به گرگه. میبینن داره می کشه، گوش می گه آقا گرگه این چه کاریه؟! پاشو شاد باشیم! بدوییم! گرگم پا می شه میرن 3 تایی میرسن به شیره، می بینن داره تزریق می کنه. گوش می گه آقا شیره این چه کاریه؟! پاشو بدوییم... ورزش کنیم...شاد باشیم! شیره می پره می خورش! گرگ و روباه می گن چرا خور ؟! این که حرف بدی نزد!

شیره می گه: نه بابا! این هر روز یه قرص اکـس می زنه میاد مارو دور جنگل میدوونه! گاهی میان اخبار و اطلاعات روزانه و کار ها و فعالیت ها و آمد و شد های هر روز ما آدمها ی باید پیدا بشه که دو کلوم خوش صحبتی کنه و یادمان بیاره چرا زنده ایم و فلاش بک ما رو ببره به زمستون سال 1378بچرخونه توو اتفاقات اون سال یادمون بیاره که دلتنگ چه چیزهایی شدیم و یا گاهی دستمون رو بگیره بدو بدو ببره توو دوران کودکی و محومون کنه توو رویاهای . دیروز یکی از کارهام به سرانجام رسید ... در مرحله ی یکی مونده به آ که مرحله ی شست و شوی کار باشد ، ما با مایعاتی مثل نفت و تینر سر و کار داریم (مرحله ای که شخصا ازش بیزارم !) ، دیروز بعد از شستن کار ، پوست دستم به شکل فجیعی خشک شد ، فاقد انعطاف یک پوست مألوف و بسیار صاف و صیقلی ! انگار یک لایه طلق شکننده بجای پوست روی دستت کشیده باشند !
در ا. سیجل - پیر شدیم ولی بزرگ نه طبق آ ین اخباری که سیجل در بر روی صحفه ی رسمی خودش تو و اینستاگرام منتشر کرده معلومه داره روی دوتا آهنگ جدید کار میکنه اما هنوز نگفته که این آهنگ ها به صورت تکی هست یا گروهی و حتی موضوع آهنگ رو هم مشخص نکرده اگر اخبار جدیدی به دستمون رسید حتما شما رو با خبر میکنیم با بتای سیزده هزار و بدون حاملگی در داخل رحم، وضعیت اورژانسیه اورژانسیه، جالبه دو روزه دارم با این وضعیت میام سر کار.هر شب که می خوابم فکر می کنم که شاید دیگر فر برای من وجود نداشته باشه. امروز بتای دوم را هم می دم و میرم پیش پیشنهادی. امروز صبح لباس ، دمپایی و مسواکم رو برداشتم ، گفتم معلوم نیست شاید امشب به خانه برنگردم و در بیمارست. گوش می ره تو جنگل روباه رو می بینه که داره می کشه، می گه آقا روباهه این چه کاریه ؟! پاشو بدوییم ... شاد باشیم !
می رن تا می رسن به گرگه . می بینن داره می کشه، گوش می گه آقا گرگه این چه کاریه ؟! پاشو شاد باشیم ! بدوییم !
گرگم پا می شه می رن 3 تایی می رسن به شیره، می بینن داره تزریق می کنه .
گوش می گه آقا شیره این چه کاریه ؟! پاشو بدوییم ... ای بابا این رونالدو بازم هتریک کرد ! تورو خدا بش یه چیزی بگینا! خوب الان تیتر امروز رو مه اس و مارکا در اختیارتونه البته با عرض پوزش ع اش به دستمون نرسیده . . . . ناجی4 شب بی نظیر ستاره پرتغالی با به ثمر رساندن چهار گل اسکریبا:” مطالعه روی رونالدو ؟ روی جوردن هم مطالعه د و نتوانستند مهارش کنند بازی عالی ایارا یک رونالدوی سیری ناپذیر، الچه را ویران کرد کیلور ناواس:” انی که کاسیاس را هو می کنند نسبت به رئال بی تعصب هستند” نظرا یادتون نره! رفتیم خانوم رجبی رو ببینیم، بعد از ماه ها که میخواستیم و نمیشد، بازم نشد! با هدیه ی برگشت خورده ی کوچیکی که تو دستمون بود رفتیم تو زاده و... با یه هدیه ی بزرگ اومدیم بیرون! نمیدونم چی شد که بعد از اینهمه مدت، کهنگی رویه ی قبر زاده حسن(ره) الان به چشمم اومد، (هرچند یکی دو سال پیشم با خواهرم راجبه اینکار صحبت کرده بودیم)، اما نمیدونم چی شد.
"تمام اعضای بدن پیش ما به صورت امانت هستند که به وسیله آن ها ترقی کنیم و به کمال برسیم و باید به تمام معنی و تا حد امکان و به اندازه، نه کمتر از طاقتشان و نه بیشتر از طاقتشان آن ها را برای رسیدن به بالاترین حد کمال استفاده نمود."
اینو اینجا خوندم.
اگه یه وسیله ی موردنیازی رو اجاره کرده باشیم، حواسمون هست که بیکار و عاطل نمونه. می. یادتونه؟!؟! دبستان زنگ تفریح که تموم می شد ای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم
یادتونه؟!؟! هرکی بهمون میداد کف دستمونو نشونش میدادیم می گفتیم: آیینه آیینه….
یادتونه؟!؟! زمستون اون وقتا تمام عشقمون این بود که رادیو بگه مدرسه ها به خاطر برف تعطیله
یادتونه؟!؟! گنجشگکه اشی مشی …. لب بوم ما نشین …. بارون میاد تو خیس میشی …. برف م. یادتونه؟!؟! دبستان زنگ تفریح که تموم می شد ای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم
یادتونه؟!؟! هرکی بهمون میداد کف دستمونو نشونش میدادیم می گفتیم: آیینه آیینه….
یادتونه؟!؟! زمستون اون وقتا تمام عشقمون این بود که رادیو بگه مدرسه ها به خاطر برف تعطیله
یادتونه؟!؟! گنجشگکه اشی مشی …. لب بوم ما نشین …. بارون میاد تو خیس میشی …. برف م. الان که این پست رو می نویسم دقیقا 9 ماه و 10 روز از سابمیت مدارکمون گذشته. قرار بود 6 ماهه ویزا بدن! تو دو ماه گذشته بیکار نموندیم و هر کاری از دستمون بر اومد کردیم تا بفهمیم پرونده تون کجاست. خلاصه با روش هایی که کشف کردیم تونستیم بفهمیم پرونده مون رفته csis واسه چک امنیتی و جواب چک امنیتی اواسط نوامبر ارسال شده واسه cic. این خبر خوب بود که . بیخودی  اینقدر برای مسافرت شمال ذوق کردیم ، رفتیم  اونجا  همه اش به دعوا و اعصاب دی گذشت !ما که دو تا بچه کوچیکِ ز له داریم  نباید بریم سفر.والا بخدا ....اونجا همه اش داشتیم به اینا میگفتیم :نکن !نریز!نشکن !بشین!دستتو نمال اونجا پاتو نکن تو دهن داداشت !میری تو تو اینجا دمپایی بپوش!ایستاده ن تو گلدون !نخواب کف سالنخلاصه ا ش هم . هیچ خبر خاصی نیست.روزها همچنان تکراری میگذره با درد.دختر داشت درمورد زایمان بدون درد صحبت میکرد.میگفت چندتا امپول میزنند و دیگه دردو نمیفهمی زیاد.سفارش میکرد و میگفت خوبه.خودش زایمان قبلی همینکارو کرده ولی برا زایمان 6 ماه پیشش مجاز به استفاده از این روش نبوده نمیدونم به خاطر قلبش بوده یا علت دیگه ای داشته.حالا باشه تا اون موقع اگه. میگن یه زنه میره نجاری میگه: آقا یه کمد بساز برام... یارو یه کمد میسازه... زنه دو روز بعد میاد میگه: اتوبوس که رد میشه کمده میلرزه! نجاره میگه: چرا مز ف میگی خانوم؟؟؟ اتوبوس چه ایه؟؟؟ خلاصه میاد پیچ میچاشو محکمتر میکنه و میره... دوباره فرداش زنه میاد میگه: اتوبوس رد میشه کمد میلرزه...!! نجاره میاد کمد رو با آهن جوش میزنه به دیوار و میره... دو سه روز بعد دوباره خانومه میاد میگه: اتوبوس که میاد کمد میلرزه!!! اینم میگه : بابا واسه یه کمد پدر مارو در آوردی... اصن من میرم تو کمد میشینم اتوبوس رد شه ببینیم چیه....!! خلاصه نجاره میاد میشینه تو کمد... یه ذره نشسته بود که یه دفه شوهر زنه میاد خونه... در کمدو باز میکنه ،میگه: مرتیکه تو اینجا چی کار میکنی؟ نجاره میگه : اگه بهت بگم منتظر اتوبوسم باورت میشه؟؟ . هیچی دیگه فردا واسه نجاره فاتحه گذاشتن شمام بیاین!!!
برداشت از وبلاگ من ایستاده تا کنمش جان فدا چو شمع . ..http://3friends3sisters. /