کاریه که شده

به نقل از خبرگزاریها در مورد کاریه که شده : it might seem crazy what i'm about to say شاید چیزی که الان میخوام بگم دیوونه(در اینجا مس ه...) به نظر برسه sunshine she's here, you can take a break خورشید،اون اینجاست تو دیگه میتونی بری استراحت کنی i'm a air balloon, i could go to space من مثل یه بالون گازیم میتونم برم به فضا! with the air, like i don't care baby by the way به همراه هوا انگار کلا بیخیالم عزیزم because i'm happy چون من خوشحالم clap along if you feel like a room with. گوش
می ره تو جنگل روباه رو می بینه داره می کشه می گه آقا روباه این چه
کاریه پاشو بدوییم شاد باشیم می رن تا می رسن به گرگه می بینن داره
می کشه گوش می گه آقا گرگه این چه کاریه پاشو شاد باشیم بدوییم گرگم پا
می شه می رن 3تایی می رسن به شیره می بینن داره تزریق می کنه گوش می گه
آقا شیره این چه کاریه پاشو بدوییم ورزش کنیم شاد با. گوش می ره تو جنگل روباه رو می بینه داره می کشهمی گه: اقا روباه این چه کاریه پاشو بدوییم شاد باشیم بعد می رن تا می رسن به گرگه می بینن داره می کشه. گوش می گه: آقا گرگه این چه کاریه پاشو شاد باشیم بدوییم. گرگم پا می شهمی رن 3تایی می رسن به شیره می بینن داره تزریق می کنه. گوش می گه آقا شیره این چه کاریه پاشو بدوییم ورزش کنیم شاد باشیم. شیره می پره می خورتش. گرگ و روباه می گن چرا خور این که حرف بدی نزد!؟ شیره می گه نه بابا این فلان فلان شده هرروز ا می زنه می یاد مارو می دوونه تصاویر زیبا سازی وبلاگ www.20tools.com گوش می ره تو جنگل روباه رو می بینه داره می کشهمی گه: اقا روباه این چه کاریه پاشو بدوییم شاد باشیم بعد می رن تا می رسن به گرگه می بینن داره می کشه. گوش می گه: آقا گرگه این چه کاریه پاشو شاد باشیم بدوییم. گرگم پا می شهمی رن 3تایی می رسن به شیره می بینن داره تزریق می کنه. گوش می گه آقا شیره این چه کاریه پاشو بدوییم ورزش کنیم شاد باشیم. شیره می پره می خورتش. گرگ و روباه می گن چرا خور این که حرف بدی نزد!؟ شیره می گه نه بابا این فلان فلان شده هرروز ا می زنه می یاد مارو می دوونه تصاویر زیبا سازی وبلاگ www.20tools.com تو که 6 تات خیلی قشنگه ادعاهات خیلی عجیبه تو که این همه نگاهت واسه داور خیلی لطیفه می دونستی 6 تا ، شکل یه نقاشیه که کیسه کشو توش میشه دید می دونستی یا نه ؟ می دونستی یا نه ؟ می دونستی پرسپولیس تا به ابد سرورته؟ می دونستی یا نه؟ می دونستی رفتنت به دسته 3 ، کاریه که هیشکی نکرده؟ می دونستی یا نه؟ می دونستی یا نه؟ دردناک‌ترین زخم‌ها، کهنه‌ترین زخم‌ها...وقتی دوباره باهاش مواجه می‌شه، قدرتت اندازه همون بچه 4 ساله است. همونی که اولین بار زخم خورد. هنوز زخم همون‌قدر کاریه. و من همون قدر ضعیفم.  سه روز پیش نمیدونستم مامانم عمل داره و فردا عمل مامانمه انقدر سریع همه چی عوض میشه...دلم روشنه که چیزی نیست و امیدوارم چیزی نباشه.... گوشیمو نمیرم سرش علاقه ای ندارم دیگه به دنیا امروز هیچی درس نخوندم... و کامل بوسیدم گذاشتم کنار به مامان میگم میخونم چون تنها کاریه که آرزوشه انجام بدم وقتی یه دلیل ِ فرعی رو، میذارین جای دلیل اصلی، میشه اینطوری که میگن آره روزه بگیرم که حال فقیرا رو بفهمم ؟ خب میرم بهشون می رسم، این طوری بیشتر به نفعشونه. و خب منطقیه این ! نیست ؟ فقط مشکل اینجاس که نمی دونیم چرا روزه می گیریم، از خودمون یه دلیلی پیدا می کنیم، گوش مردمُ پر می کنیم ازین توجیه ها و چرت و پرتا. سلام دوستان گل جیگول مگولی خوبید؟یه سال و دو ماه نبودم میدونم بی من چی کشیدین. نمیدونم باید چی بنویسم دوباره تو وبم شاید تغییر کاربری پیدا کنه چون من فقط در حال حاضر یه بازیکن معمولی محسوب میشم و خانه والیبالم که دیگه... نمیدونم چرا این مدت اینجوری شدم ولی فک کنم که شاید بتونم هر چند وقت یه بار یه چیزاایی بنویسم براتون(البته به خاطر م. انگار زمان برام متوقف شده.  اینجور زنده بودن واقعن اضافه کاریه  دیگه اینکه... درست در زمانی که باید خودمو کنم اصن حوصله ندارم، و مثل احمقا نشستم ببینم چی میشه  هر چی که شد هیچ ربطی به زندگی من نداره البته.  فردا باید هشت کلاس باشم ، امروزم کلی خ دم  ولی خستم همچنان. و واقعن بی انگیزه  اوج تنهایی هر انجام دادن کاریه ک ب طور زجراوری ارومش میکنه،مثلا یکی ممکنه چنتا موزیک و کتاب پیدا کنه انقدر گوش بده و بخونه ک بخواد خودشو بالا بیاره.. مخصوصا جرقه های شروع بعضی فکرا تو سرشو. این روزام مثل یه دختر معمولی خوشبخت با دغدغه های متوسطانه بنظر میرسم..ی رژ قرمز کم دارم و ی خط چشم گربه یی!خوش ب حال منی ک بقیه میبینن! این تعطیلات رو به خیل شلوارک پوشان شمال رفته پیوستیم و انصافا خیلی خیلی بهم خوش گذشت.... عصرها در بالکن رو باز می گذاشتم و روی تخت دراز می کشیدم و نسیمی که از سمت دریا می وزید روحم رو انگار نوازش می کرد.... مسترباس خوش سفر ترینه.... اونقدری که گاهی کنترلم رو از دست می دادم و جیغ می زدم دوستت دارم ... اما امان از روز بعد از تعطیلات... الان واقع. بعضی وقتا دل هوای یار می کند عجیب جوری که خودت رو به اب و اتیش می زنی فقط برای یه لحظه دیدنش.... دلم هوای یار کرده است عجیب .... تویی که نمی دونم دیگه چه جوری پیدات کنم خودتو نشون بده خواهش می کنم دارم از دست میرم! عجیبه از یه جایی به بعد دیگه نمی فهمیم چه جوری عاشق می شیم یعنی کاریه که شده (سریال پروانه دیالوگ حامد کیلی ). امروز صبح کم و بیش مه آلود بود. سرد هم بود. با خودم فکر : هدف من از اینکه میخوام برم خارج از شهر این هست که خونه نباشم و بزنم به دل کوه و دشت ولی با این هوا میشه؟بعد این به فکرم رسید که هوای داخلِ شهر چندین درجه از بیرون گرم تر هست و اونجا سردتر. به آشنایی که داریم پیام دادم. گفت هوا سرد هست و فکر کنم بیای خونه نشین بشی چون میگی قصدت بیرون . سلام دوستان و همراهان عزیز از اینکه دیر به دیر آپ میشم عذر میخوام . مشغله کاریه. دوست دارم شما هم با دادن نظرات و پیشنهادات در هرچه پر بار وبلاگ به من کمک کنین. از جمله ، مطالبی که دوست دارم در وبلاگ گنجونده بشه موفقیتها و توفیقات شما عزیزان هستش .حالا در هر زمینه ای که موجبات خوشحالی هم محله ایهامون رو فراهم میکنه. منتظر نظرات خوبتون . تا همین الان داشتم با اون آقا توی تلگرام صحبت می .مدام ذهنش حول محور مسایل خاکبرسری میچرخید.هرچی بحث رو عوض می و یا جوابای مختصر میدادم باز برمیگشت سر همون حرفا.ا سر بهش گفتم فردا باید برم سرکار و مث اینکه شما قصد ازدواج ندارین و فقط دنبال شریک ج.ن.س.ی میگردین.بنده خدا کلی عذرخواهی کرد. گفتم به جای عذرخواهی یاد بگیرین که چه حرفی رو چه . ب داشتم توییتر میخوندم مامانم به زور اومده با روغن نارگیل صورتم رو ماساژ میده. میگم مادر من نکن بابا این چه کاریه. ب میخواستم برم برای باشگاه رفتنم کفش ب م و رفتیم کفش ملی که از تولید ملی حمایت کنیم به لعنت خدا نمیارزید. خیلی اشکال داشتن کف . هر کدوم به نحوی به درد نمیخوردن. خلاصه منم دست از پا درازتر برگشتم و ن یدم . فردا اول صبح کفش از. سلام وقت شما بخیر، من یه کار خیلی خوب و باب خودتون سراغ دارم با درآمد فوق عالی و توی خونه ای (البته کاملا تو خونه ای نیست اما بیشترش تو خونس) و یجورایی شبیه به همون کاریه که قبلاً خودت انجام میدادی. اگه دنبال درآمد فوق عالی هستی با یه کار م ، هم برای خودت و هم برای داداشت، بهم خبر بده. تو کار هم ارتباطی باهم نداریم( اگه نگرانی مشکلی پیش .
@پرستو : این چه کاریه آخه دختر؟!!!! :/
مرمر چند تا ع سرطانی و مشکلات حاد پوستی فرستاده پردازششون کنم. یکی زخمش با وسعت زیادی عود کرده، یکی سرطان بینیشو خورده ، یکی نصف پاش نیست... باید مساحت زخم رو حساب کنم و تفکیک کنم اونوقت هر کدومشو می بینم تا نیم ساعت فشارم میفته! میرم یه لیوان آب قند می خورم میام دوباره فشارم میفته! قشنگ دارم تشنج میکنم!!! چه کاریه خب آدم زیر کولر میشین. میگن تویه کشوری که مدرسه هاشون هوشمندبوده تازه کشف که همون تخته سیاه بهتره بعدمامدرسه هامون هوشمندنیست تازه میخوایم هوشمندکنیم آقاچه کاریه دوباره پس ازسالها میخوایم بفهمیم که اِ همون تخته سیاهه بهتربوده.اااااااوووووووووووووهههههههههههههه این همه سال........... خب مدرسه هاروهوشمندنکنین دیگه بعدحالافک کن بچه های اون نسل درحسرت تخته سیاه می مونن............. خیلی 2دلم نمیدونم ولش کنم یا نه مثل همه کارای نیمه تموم زندگیم... حس حماقت دارم میخوام برم سراغ کارای دیگه ولی نمیدونم بعدها پشیمون میشم ا نه کاریه ک ب زمان و وقت زیادی نیاز داره و از عهده من واقعا برنمیاد شاید وقتی اینو چند سال دیگه دیدم بتونم به خودم حق بدم و با خودم کنار بیام اما الان... خیلی سردرگمم و همش تو فکر اونم تو این دوره امتح. میدونین چرا آقایون اینقدر به پارک دوبل شون مینازن؟
چون این تنها کاریه که بدون کمک مامانشون از پسش بر میان! ******************************************* دارم به بچه همسایمون ریاضی یاد میدم ،
میگم : شاهین جان اگه تو 10 تا لواشک داشته باشی ، سه تاش رو به مهشید بدی و 4 تاش رو به سارا ، حالا چی داری ؟ ....
نگاه میکنه تو چشام و میگه : خوب معلومه دوتا جدید ....!. بدم میاد از وبلا ی که روش موزیک دارن . از اینکه به اجبار مجبور بشم به موزیکی گوش بدم که انتخاب خودم نیست حرصم می گیره و احساس می کنم به زور وادار به انجام کاری شدم که خودم هیچ میلی برای انجامش نداشتم. خوب چه کاریه موزیک نزارین دیگه !!!!! قتل میلاد اسدی .... موضوع سومین بخش این قسمت که واقعا برای من عجیب بود که چحوری یه پسر هجده ساله میتونه انقد سنگ دل باشه ... اخه چجوری ادم میتونه شاهد قتل یه انسان باشه اونم سر یه موضوع کوچیک به نظر من دعوت پدر ایشون به ماه عسل کار درستی نبود ... فقط فشار رو روی خانواده ی مقتول زیاد میکنه ... قصاص و بهترین کاریه که میشه در آ انجام داد ... امید. 370 همین ب ! حوالی ِ ساعت ِ 10! تلفن ِ منزل به صدا در آمد و ص محزون از آن طرف ِ خط اعلام کرد که:" ببخشید اگه ناراحتت ، فشار کاریه" و به دلیل خنده از ادامه ی ِ جمله باز ماند و من همچنان دارم زمین گاز می زنم!!!! پ.ن: تاثیر پذیریت بی نظیره :)) پ.ن*: اصن عاشقتم دیوانه وار 3> این روزا چه ساده شده دل ش تن و بعدش خیلی راحت عذرخواهی تا به هم میرسیم همدیگر رو میرنجونیم.از هم دور میشیم و قلب هامون فاصله میگیره فکر میکنیم همه چیو باید بگیم و وقتی گفتیم میفهمیم خطا بوده دل ش تن ساده ترین و شاید تنها کاریه که توی دیدار هامون اتفاق می افته کاش میشد به یکی اعتماد کرد!! نه .نمیشه به هر کی اعتماد کنی ا ش این دله تو که له . صبح قشنگت بخیر امیدوارم که روز فوق العاده ای رو پیش رو داشته باشی مهربونم بعد از مدتها برگشتم با دست پر برای اینکه خودم رو م م کنم که مثل آدم رفتار کنم یه پویش راه انداختم که البته بی ارتباط با عهد بین من و خدا تو شب قدر 23م امسال نیست... شخص شخیص خودم با خودم در این پویش عهد بستم که روزی یه کار خوب کنم و بیام اینجا ثبتش کنم تا هم خودم بدونم چند منم هم چون اینجا ی منو نمیشناسه و ریا نمیشه کارای خوبم رو به بقیه هم . در ادامه داستان خوش به حالش!! یه چیزی به ذهنم اومد که میشه عمومی گفت و باید حتما بنویسم که خودم یادم نره!! یه زمان هایی از جزئیات زندگی یه نفر تو یه بازه زمانی باخبریم و می دونیم واقعا خوشبخته و واقعا خوش به حالشه ولی نه از گذشته اون طرف خبر داریم که چطوری به این روزها رسیده و چه شرایط سختی رو مدیریت کرده تا رسیده به اینجا و نه از آینده اون طرف و خودمون که قراره چه رویدادهای خوب یا بدی رو در پیش داشته باشیم. پس وقتی علم مون در مورد خودمون و رویدادهای زندگی مون هم کمه کلا چه کاریه که انرژی روانی مون رو صرف خوش به حالش! گفتن کنیم. سرمون بندازیم پایین تلاش کنیم که خوش به حالمون بشهمژه رسول در را می شکند و بعد که می خواهد تبر را بالا ببرد یاد رمان جنایت و مکافات داستایوسکی میفتد لحظه ای تردید می کند. بلا ه تبر بر فرق سر ننه عالیه فرود می آید و پیر زن نزول خوار پولدار که سوفیا نامزد رسول رو به بردگی گرفته، بر زمین می افتد ...بعد قتل، توی جامعه ای که ت مرکزی ضعیف هست و برادر و همرزم کشی آزاد هستش، رسول می خواد خودش رو به د. شنبه با مهدی رفتیم آتلیه که هم ع ای سالگرد عروسیمون رو انتخاب کنیم و هم ویرایش آلبوم مون رو ببینیم و مون هم که مجدد مونتاژ شده بود رو تحویل بگیریم. تو راه رفتن به آتلیه همش تو دلم دعا می کاشکی فایل ع امونو میداد. ما یکم دیر رسیدیم آتلیه، یه مشتری دیگه هم داشت کاراشو انتخاب میکرد. بعدش که نوبته ما شد وقت کاریه آتلیه هم تموم شده بود و خان. سلام ظهر بخیر.ببخشید که نشده بنویسم از اول هفته. همه اش درگیر یدهای اداره ام. تایم زیادی رو از اداره دورم. امروزم اداره مون یه جلسه عمومیه. حمالیش مال ماست. سفارش گل و شیرینی و میوه و بقیه حمالیا. اینا به جز وظایف کاریه. مثل ید مثلا م ومات کامپیوتری. هنوزم خیلی از کارها مونده. خوبیم. میریم و میاییم.دلم میخواد درست و حس بنویسم. از حس ها. این آهنگ قدیمیه. با صدای amy lee ولی اگه گوش ندادین کنین. i'm so tired of being here از بودن در اینجا خسته شدم suppressed by all my childish fears تحت فشار ترسهای ک نه ام قرار گرفتم and if you have to leave , i wish that you would just leave اگه مجبوری ترکم کنی، آرزو می کنم که هرچه زودتر بری because your presence still lingers here چون هنوز وجودت رو اینجا احساس می کنم and it won't leave me alone و من رو تنها نمیگذاره these wounds won't seem to heal به نظر نمیاد که این زخمها خوب شدنی باشن this pain is just too real این درد خیلی کاریه there's just too much that time cannot erase اینقدر کاریه که زمان هم نمیتونه اون رو خوب کنه

when you cried i'd wipe away all of your tears وقتی گریه می کردی اون من بودم که اشکهات رو پاک می when you'd scream i'd fight away all of your fears وقتی جیغ می زدی اون من بودم که با ترسهات می جنگیدم and i held your hand through all of these years این من بودم که این همه سال دستت رو می گرفتم but you still have all of me با این همه، هنوز با تمام وجود مال تو هستم you used to captivate me by your resonating light عادت داشتی که من رو مجزوب نورهای طنین اندازت کنی now i'm bound by the life you left behind و حالا محصور زندگی شدم که تو برام به جا گذاشتی your face it haunts my once pleasant dreams صورتت تمام رویا های من رو شکار می کرد your voice it chased away all the sanity in me صدات عقل و هوشم رو از من می گرفت these wounds won't seem to heal به نظر نمیاد که این زخمها خوب شدنی باشن this pain is just too real این درد خیلی کاریه there's just too much that time cannot erase اینقدر کاریه که زمان هم نمیتونه اون رو خوب کنه when you cried i'd wipe away all of your tears وقتی گریه می کردی اون من بودم که اشکهات رو پاک می when you'd scream i'd fight away all of your fears وقتی جیغ می زدی اون من بودم که با ترسهات می جنگیدم and i held your hand through all of these years این من بودم که این همه سال دستت رو می گرفتم but you still have all of me با این همه، هنوز با تمام وجود مال تو هستم
i've tried so hard to tell myself that you're gone خیلی سعی به خودم بقبولونم که تو رفتی but though you're still with me ولی اگر چه هنوز با منی i've been alone all along من همیشه تنهای تنها بودم when you cried i'd wipe away all of your tears وقتی گریه می کردی اون من بودم که اشکهات رو پاک می when you'd scream i'd fight away all of your fears وقتی جیغ می زدی اون من بودم که با ترسهات می جنگیدم and i held your hand through all of these years این من بودم که این همه سال دستت رو می گرفتم but you still have all of me با این همه، هنوز با تمام وجود مال تو هستم سلام... همون طور طور که میدونید من زیاد اپ نمی کنم ولی کار های این گروه منو به لب اورد....اول بعد عراق....این چه کاریه؟واقعا از کشتن این همه مردم مظلوم چی به دست میارن؟جز این که ا تشونو....واقعا بعضی وقت ها فکر می کنم و می گم اینا چه تفاوتی با حیوان دارند؟خوب حالا که حمله کردین چرا صورتتنو چرا پنهان می کنید ...می ترسید نه؟واقعا بترسید ...بترسید که سرنوشت خوبی منتظر شما نیست.... این ها با کار های وحشیانه شان می خوان رو اب کنن...ولی واقعا براشون ....  -1 یک عبارت معروفی هست، منسوب به شریعتی، که البته خودم تو کتاب ندیدم که مطمئن باشم از کیه ولی به هر حال عالیه:"اگر میخواهید حقیقتی را اب کنید، خوب به آن حمله نکنید، بد از آن دفاع کنید"دقیقاااا کاریه که ما مسلمونا داریم میکنیمداریم اب میکنیم...با خلوص نیت تمام!...به قول شهید مطهری : "بزرگترین خیانت ها را ما به حسین(ع) کرده ایم." . روزایی که میرم آزمون بدم یکی از دخترا همیشه روی اعصابمه... از اون دخترای آرایشِ غلیظ کرده ی پوش با کفشِ پاشنه بلند و البته چادر :/ حکمتِ چادرِ دورِ کمرش رو نمی فهمم! خب یا نپوش یا اگه می پوشی کامل بپوش! این چه کاریه آخه؟! :/
چادر حرمت داره! نباید وسیله ای باشه برای مرکزِ توجهِ دیگران قرار گرفتن! این بی حرمتی به چادر و چادریاست! نکنین این کار ها رو... نکنین...
این هفته بازدید کاخ گلستان رو داشتیم و هفته دیگه هم دوشنبه می ریم قم برای کتابخانه مرعشی. من هم یه نسخه باید بگیرم که روی پایان نامه کار کنم. هنوز موضوع رو ندادم ولی احت رو می دم بعضیا سنگ بندازن. پنجشنبه هم با یکی از دوستان به حمکران رفتیم. خانقاه رو الکی اب و در محل توسعه قرار نگرفته. فقط بهانشون بود که ابش کنن. بهرضورت کاریه که انجام. اخه من موندم چه کاریه دو شب پشت سر هم یلدا باشه ن که خیلی خوب میگذره شبامون حالا هی   طولانی تر  هم باشهیلدا تکراری ترین شبه خیلی از شبها   بدترو طولانی تر  از یلدا هستن شبهایی که صبح شدنش سالها طول میکشه 

روزایی که میرم آزمون بدم یکی از دخترا همیشه روی اعصابمه... از اون دخترای آرایشِ غلیظ کرده ی پوش با کفشِ پاشنه بلند و البته چادر :/ حکمتِ چادرِ دورِ کمرش رو نمی فهمم! خب یا نپوش یا اگه می پوشی کامل بپوش! این چه کاریه آخه؟! :/
چادر حرمت داره! نباید وسیله ای باشه برای مرکزِ توجهِ دیگران قرار گرفتن! این بی حرمتی به چادر و چادریاست! نکنین این کار ها رو... نکنین...
دلتون نخواد از 8 صبح تا 8 شب در نمایشگاه مشغول گشت گذار بودیم خیلی خیلی خوش گذشت و خیلی خیلی جیب مون صاف شد ، چرا چون با رفیق جان هی آینده نگری میکردیم که ن م حالا چه کاریه خو بعدا می یم اینایی روکه یدیم اول بخونیم ، بعد اون یکیمون در نقش مسکن عمل میکرد میگفت ب غمت نباشه و اینگونه بود که جیب مبارک جفتمون به فنا رفت شما اگه خواستین برین ب. سه بار یه متن 10خطی نوشتم تهش همشو پاک ! حالم خوب نیست! معنی همه ی اون نوشته ها همین بود!حالم خوب نیست! چه کاریه هی توضیحه بیخود! حسود شدم خیلی حسود!مث یه بچه ک با حسرت به خیلی چیزا نگاه میکنه و ی رو نداره ک براش حرف بزنه و تهش میره یه گوشه عروسکشو میزاره جلوش واسش حرف میزنه...انقد میگه و اشک میریزه تا خوابش میبره.... من حال دلم خوب نیست!حال . خوب ادامه گاهی خنده گاهی  گریه اخ که چه روزگاریه بله مهمانی رفتنت اب شد با ورم لثه  چگونه لثه ای که درد میکنه درمان کنیم؟ چرا قبل از اینکه بخوابم لثه ام خوب بود اما صبح متورم شد؟ خوب شما سوال خوبی کردید بله در حالی که به ظاهر همه چیز خوب هست اما ناگهان کاخ ارزوها با دندان درد  اب  میشود  قرار بود امروز به یک مهمانی  بروی. من هر وقت پیام تبلیغاتی واسم میاد ، نخونده حذفش میکنماین اوا اپراتور بهم پیام داده : بذار حرفمو بزنم اگه غیر منطقی بود بعد پاکش کن !..خدا ی من به شخصه با رابطه با هیچ مشکلی ندارماما اگر قراره اینایی که تو بفرمایید شام شرکت میکنن ، بیان ایران !پس مرگ بر :))..تنبل های عزیز دقت کنین :“بعدا” بهترین زمان برای شروع هر کاریه ! :))..دختر : چن روز پ. میدونین چرا پسرا به پارک دوبلشون مینازن؟؟
.
.
.
.
.
.
.
چون این تنها کاریه که بدون کمک مامانشون از پسش برمیان

دو گروه دختر هستن که کشتن اینا، نه تنها مستحبه!
بلکه واجبه شرعیه!
.
.
.
.
.
1. دارو فروشای تو داروخونه که حس میکنن ن!
.2. بلیط فروشای آژانسای هواپیمایی که حس میکنن خلبانن! 3. هایی که. تو اتوبوس پیرمرد به جوونی که کنارش نشسته بود ! گفت : پسرم این چه شلواریه که پوشیدی ؟ نصف ت بیرونه ؟ پسر با پررویی گفت : تو نگاه نکن ! بعد از چند دقیقه از سمت پیر مرد یه بویی پخش شد !! پسره درحالی که دماغشو گرفته بود به پیر مرد گفت : اه اه اه این چه کاریه کردی خفمون کردی ؟ پیرمرد باخونسردی گفت : تو بو نکن ! چن روز پیش تا تو تا ی نشستم دیدم دوست پدرم عقب تا ی نشسته، به روی خودم نیاوردم که دیدمش.
۵ دقیقه بعد اومد کرایه رو حساب کنه و گفت: آقا ۲ نفر حساب کنین لطفاً!
من بسی خج زده دستشو گرفتم و کلی باهاش کشتی گرفتم که: توروخدا شرمنده نکنین! آخه این چه کاریه و این حرفا…
بعد اینکه پولو داد دوباره یک کرایه دیگه هم حساب کرد و گفت: این هم مال . امشب یاد حرفای افتادم که منو از نوشتن منع کرد..نمیدونم چی شد که امشب باز دلم گرفت..دلتنگی یحیی که از صبح صد بار ع شو نگاه ..شایدم خاصیت امشب اینطوریهیا شاید حرفای زهرا که میگفت اشک هاشمو دیده و عذاب وجدان تنها گذاشتنش..یا شاید فکر حرفای یحیی و اینکه حتی جواب دادن به تلفن یا پیام پسرای دیگه برام عذاب وجدان داره.. حتی با اینکه صد در صد این. میدونین چرا پسرا به پارک دوبلشون مینازن؟؟
.
.
.
.
.
.
.
چون این تنها کاریه که بدون کمک مامانشون از پسش برمیان

دو گروه دختر هستن که کشتن اینا، نه تنها مستحبه!
بلکه واجبه شرعیه!
.
.
.
.
.
1. دارو فروشای تو داروخونه که حس میکنن ن!
.2. بلیط فروشای آژانسای هواپیمایی که حس میکنن خلبانن! 3. هایی که. به نام خدا حالا وقت یه تمرین دیگه رسیده این بار می خوام توی مشت زدن این انرژیه پایان ناپذییر و قدرتمند رو نشون بدم اگر بدنتون ورزش کاریه و مشتتون درد نمی گیره یه تیکه مربعی تخته تقریبا نازک پیدا کنید و اگه مبتدی هستید و دستتون درد میگیره یه بطریه آب رو تا نصفه پر آب کنید