کتب هزارگوهر حدیث

به نقل از خبرگزاریها در مورد کتب هزارگوهر حدیث :
مولاعلی ع
301 «اِیّاکَ وَ النِّفاقَ فَإنَّ ذا الوجهَینِلا یَ ُ وَجیهاََ عِندَ اللّه»
 منافق مباش زیرا آدم دو رو نزد خدا آبروئى ندارد

    مگرد اى پسر هیچ گرد نفاق

    برو تا توانى براه وفاق

 نباشد بتر ز شخص دو رو

‏ ندارد بنزد خدا آبرو
=
کتاب هزارگوهر
سیدعطاء الله مجدی
=
.

مولاعلی ع
379«ثَمَرَةُ الکِذبِ المَهانَةُ فِى الدُّنیا
وَ العَذابُ فِى الاخِرَةِ»
نتیجه دروغ خوارى در دنیا و عذاب

در آ ت است.

دروغت بدنیا کند خوار و زار

ز کاذب تو امّید نیکى مدار

گرفتار گردد بروز حساب‏

سزاى دروغ است رنج و عذاب‏ =کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گردآوری : م.الف ز.
مولا علی ع
135 «اِذا استَخلَصَ اللهُ عَبدَاََ اَلهَمَهُ الدّیانَةَ»

 هرگاه خداوند بنده ‏اى را پاک و خالص گرداند

 دین را بوى الهام میکند
    چو خواهد خداوند ارض و سماء

    کند پاک و خالص یکى بنده را،

 بقلب اندرش افکند حبّ دین‏

 شود اهل ایمان و صدق و یقین‏
==گتاب هزار.
   مولاعلی ع
396 «جُودُ الرَّجُلِ یُحَبِّبُهُ اِلى اَضدادهِ
وَ بُخلُهُ یُبغِضُهُ اِلى اَولادِه»
بخشش انسان را محبوب دشمنانش مى‏سازد و
بخلش فرزندانش را دشمن او میکند
چو خواهى که محبوب اعدا شوى
ببخشش تو باید مهیّا شوى‏
، چو کوشى ببخل و بام بیش،
شود دشمنت جمله اولاد خویش‏ = کتاب هزارگوهرسیدعطا.
مولا علی ع
151 «اَحمَدُ مِنَ البَلاغَةِ اَلصّمتُ
 حینَ لا یَنبَغی اَلکَلامُ»

 وقتى سخن گفتن سزاوار نباشد، خاموشى

 بهتر از داد سخن دادن است.

    بدانجا که گفتن سزاوار نیست،

    تو را بهتر از خامشى کار نیست

 به بیهوده مشکن تو قدر سخن‏

‏ بین اوّل دمى جان من
=
کتاب.
مولاعلی ع
407 «حَسَبُ الأَدَبِ أَشرَفُ مِن حَسَبِ النَّسَبِ»
قدر ادب بالاتر از قدر نسب است
برو گوهر فضل و دانش بجوى
مکن جان من از نسب گفتگوى
که قدر تو باشد بعلم و ادب‏
‏ چه نازىّ و بالى باصل و نسب‏ = کتاب  هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گردآوری : م.الف زائر


 مولاعلی ع

491«شَیئانِ لا یُوازِنهُما عَمَلُُ حُسنُ الوَرَعِ
 وَ َالإِحسانِ اِلى المؤمِنینَ»

 دو چیز است که هیچ کارى با آنها برابرى نمى‏ کند، پارسائى 

به نحو شایسته و نیکى با مؤمنان

    نباشد پسندیده ‏تر از دو کار

    سزد گر تو را هر دو باشد شعار،
 یکى پارسائى به وجه .
مولا علی ع
326 «بِالإِحسانِ یَستَرَقُّ الرِِّقابُ. بِالِإفضالِ تَستُرُ العُیوبُ»

 گردنها با نیکى به بند کشیده می شوند. بخشش 

عیب‏ها را مى ‏پوشد.

    باحسان توانى کشیدن ببند

    ز مخلوق، گردن تو اى هوشمند
 شود عیبهایت ببخشش نهان‏

 بمدحت گشایند مردم زبان‏=کتاب هزارگو.
مولاعلی ع 150 «اَحمَقُ النّاسِ مَن ظَنَّ اِنَّهُ اَعقَلُ النّاسِ» کم دترین مردم ى است که پندارد دمندترین مردم است نباشد از آن، هیچ نادانترى، نه در خود سرى ز آن بتر خود سرى که پندارد او خود بعقل و د، ز هر تو گوئى فزونتر بود
=
کتاب هزارگوهر
سیدعطاء الله مجدی
=
گردآوری : م.الف زائر


 مولاعلی ع

901 «مَن کاشَفَکَ فى عَیبِکَ حَفِظَکَ فى غَیبِکَ»

ى که عیب ترا بر تو آشکار سازد پشت
 سرت ترا حفظ میکند

چو عیب تو گوید ى در حضور
ز پند و نصیحت نورزد و قصور،کند بیگمان حفظت اندر غیاب‏ تو از گفته حقّ او سر متاب‏=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گردآوری : م.الف زائر



مولاعلی ع 594 «عَجِبتُ لِمَن نَسىِ المَوتَ
 وَ هُوَ یَرى مَن یَموتُ»

 عجب دارم از ى که مردن را فراموش می کند 

در صورتى که ى را که مى‏ میرد مى‏بیند

    کند گر فراموش مرگ را،
    نبیند گر افتادن برگ را،
نبیند اگر مردن این و آن،
 عجیب است شخصى چنین سر گران‏
==کتاب هزارگوهرسیدعطا.
   مولا علی ع 
  402 «حَصِّنوا الأَعراضِ بِالأموالِ»
شرفتان را با م ان حفظ کنید.
نگه دار با مال خود عرض خویش
که باشد گرامى شرف همچو کیش
در این ره نه ام زیبا بود

‏ چو رفت آبرو، شخص رسوا بود
==  کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گرد آوری : م.الف زائر

مولاعلی ع
506 «شَرُّ اِخوانِکَ مَن داهَنَکَ فى

 نَفسِکَ وَ ساتَرَکَ عَیبَکَ»


  ى که در امر خواهش نفس با تو چاپلوسى کند

 و عیبت را بپوشد از بدترین دوستان تو است


    گرت دوستى عیب پنهان کند
    ب ى نفس، ار تو شادان کند، 
مولاعلی ع
690 «لَم یَذهَب مِن مالِکَ ما وَقى عِرضَکَ»

 آنچه از م آبرویت را نگه داشت از دستت

بیرون نرفته است


به  مال ار نگه داشتى عرض خویش

تو را قیمت و قدر آن بود بیش،

 نه آن مال بیرون شد از دست تو

 نه خارج شد آن گوهر از شست تو=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گردآوری : م.الف  زائرمولاعلی ع 378 «ثَلاثُُ مَن کُنَّ فیهِ فَقَد کَمِلَ ایمانُهُ العَقلُ وَ العِلمُ وَ الحِلمُ» سه چیز است که در هر باشد ایمانش کامل شود: دمندى، دانش و بردبارى شود کامل ایمان ز عقل و د ز علم و ز دانش چنان کاو سزد دگر حلم، کان برد بارى بود تورابهترازان چه کاری بود =
کتاب هزارگوهر
سیدعطاء الله مجدی
=
گردآوری : م. الف زائر

مولاعلی ع
350 «بَقیَّةُ السَّیفِ اَنمى عَدَدَاَََ وَ اَکثَرُ وَلدَاََ»

 باقى ماندگان از جنگ و جهاد تعداد اولادشان 

رو بفزونى است (خدا بنسل آنان برکت مى‏دهد)

    چو از جنگ یابند خلقى نجات

    بر آنها شود بارورتر، حیات‏


، شود بیش هر روز تعدادشان

 بیفزاید ایزد به اولا.
مولا  علی ع
513 «شَیئانِ لا یُِبلَغُ غایَتُهُما اَلعِلمُ وَ العَقلُِ»

 به کنه دو چیز نمى‏توان رسید، دانش و د.

    به کنه د کى رسد آدمى

    نیاساید ار او ز دانش دمى‏ 
 چنو علم را نیز کى انتها است

‏علیم همه ملک هستى خدا است.
مولاعلی ع

401 «حَلاوَةُ الدُّنیا تُوجِبُ مَرارَةَ
الأخِرَةِ َوَ سوءُ العُقبى»

شیرینى دنیا تلخى آ ت و
بد فرجامى را بدنبال دارد
به شیرینى لذّت این جهان،
مشو هیچ مغرور اى کامران‏
که اندر پیش تلخى آ ت،
بود همره زشتى عاقبت‏ =کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گر دآوری : م.الف ز ائر


مولاعلی ع
349 «بَلاءُ الرَّجُلِ فى طاعَةِ الطَّمَعِ وَ الاَمَلِ»

 گرفتارى انسان از پیروى آز و آرزو است

    تو را طاعت دیو منحوس آز،

    دگر آرزوهاى دور و دراز

 بدام بلا افکند عاقبت‏
، منغص کند مر تو را عافیت‏=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گر د آوری : م.الف زائر



مولاعلی ع

254 «اِنّ اَعجَلَ العُقوبَةِ عُقوبَةُ البَغىِ»

 براستى که زود رس‏ترین کیفرها جزاى

 ستمکارى است

    بتعجیل، چون کیفر ظلم نیست 

    نکوهیده‏ تر از ستمکار کیست


‏در افتد بسر ظالم زشتکار 

بر او لعنت از جانب کردگار
==کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گرد.
مولاعلی ع
597 «عِظَمُ الجَسَدِ وَ طولُهُ لا یَنفَعُ اِذا کانَ القَلبُ خاوِیاََ»

 بزرگى تن و بلندى قامت با تهى بودن 

دل (مغز) سودى ندارد

    چو خالى بود دل ز نور د،
    تنومندى تن چه سودى دهد
 بزرگى بعقل است و تدبیر و راى‏
 بطاعت بدرگاه یکتا خداى‏=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=.
مولاعلی ع
598 «عَبدُ المَطامِعُ مُستَرَقُُ لا یَجِدُ اَبَداََ اَلعِتقُ»

 بنده آزمندیها برده ‏اى است که 

هرگز رهائى نخواهد یافت

    چو باشد ى بنده حرص و آز،
    مر او را بود آرزوها دراز،
از این بند هرگز نگردد رها
 چنو نیست درمانده و بینوا=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی =گردآوری :.
مولاعلی ع
493 «شَرُّ المُحسِنینَ المُمتَنُّ بِاحسانِهِ» 

ى که با نیکى ش بر مردم منّت گذارد 

بدترین نیکوکاران است

    باحسان چو منّت گذارى کنى،
    بدین شیوه، با خلق یارى کنى
 به نیکى نباشد بتر از تو ‏
، تو را فکر آسایش خویش بس‏=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گرد آوری : م.الف زائر.
مولاعلی ع
492 «شَیئانِ لا یَعرِفِ قَدرُهُما اِلّا مَن 

سَلبِهُما اَلغِنى وَ القُدرَةُ»

 هیچ قدر دو چیز را نمى‏ داند مگر ى 

که آنها را از دست بدهد، توانگرى و توانائى.

    نداند ى قدر و ارج دو چیز
    بود قدرت و بى‏ نیازى است نیز
 جز آن که روزى شود ناتوان‏
 کند او ز فقر و ن.
مولا علی ع
595 «عادَةُ النُّبلاء السَّخاءُ وَ الکَظمُ وَ العَفو وَ الحِلمُ»
 خوى نجیبان بخشش و فرو خوردن خشم 

و گذشت از خطاى دیگران و بردبارى است

    بود عادت نیک مردان سخا
    فرو خوردن خشم و عفو و رضا 
دگر بردبارىّ و حلم و وقار
بهنگام سختى و راحت، قرار
=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله .
مولاعلی ع
246 «اِنَّ عَدوَّ مُحمّدِِ (صَلّى اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّم) مَن عَصَى اللّهَ وَ اِن قَرُبتَ قَرابَتَهُ»
به راستى دشمن محمّد" که درود خدا بر او باد"، ى 

است که خدا را نافرمانى کند اگر چه از نظر 

خویشى باو نزدیکتر باشد
    به پیش محمّد عدو آن بود

    که عاصى ز فرمان یز.
 مولاعلی ع

331 «بِرُّ الرَّجُلِ ذَوى رَحِمِهِ صَدَقَةُُ» 

نیکى نسبت بخویشاوندان 

در شمار صدقه است

    چو پیوند خویشى رعایت کنى

    تو ارحام خود را کفایت کنى
، بهین صدقه را کرده باشى ادا

، چنین است راه رضاى خدا=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گر دآوری : م.الف زائر


مولاعلی ع
599 «عَبدُ الشَّهوةُ اَذلُّ مِن عَبدِ الرِّقِّ»

 بنده خوارتر از بنده زر ید است

    هر آن بود بنده ش
    نباشد چو بر نفس خود رحمتش،
 بتر باشد از بنده زر ید به خوارىّ و خفّت چنو ندید=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی =گرد آوری :  م . الف زائر

مولاعلی ع 
316 «اِیّاکَ وَ ُمُعاشَرَةَ مُبتَغى عُیوبِ النّاسِ فَاِنّهُم

 لَم یَسلَم مُصاحِبُهُم مِنهُم»
 با جویندگان عیوب مردم دوستى مکن زیرا

ه ن این اشخاص از شرّشان ایمن نیست

    چو در پى عیب مردم بود،

    از او دور شو، کاو چو کژدم بود

  سلامت نماند از او یار اوچه زشت .
مولاعلی ع
949 «نَزِّل نَفسَکَ دونَ مَنزِلتِها تُنزِّلُکَ النّاسُ فَوقَ مَنزِلَتِکَ» 
خودت را از مرتبه ‏ات پائین‏تر بیاور تا مردم ترا از جایگاهت بالاتر ببرند
    چو خواهى که قدرت شود بیشتر    تو در راه عزّت روى پیشتر فرود آر نفس خود از جاى خویش‏ تواضع سزد مر ترا هر چه بیش‏=کتا ب هزارگوهرسیدعطاء الله .
مولاعلی ع
320 «اِیّاکَ وَ الهذَرَ فَمَن کَثُرَت کَلامُهُ کَثُرَت اثامُهُ»

 هرزه‏ گو مباش زیرا هر بیشتر بگوید 
گناهانش هم بیشتر مى‏ شود  


  ترا باید از هرزه گوئى حذر

    مکن خسته خود را در این رهگذر
 کلام تو چون گردد از حدّ برون


، گناه تو ز آن نیز گردد فزون‏=کتاب هزار.
مولا علی ع

306 «ِاّیّاکَ وَ المُجاهَرَةَ بِالفُجورِ فَاِنَّهُ مِن اَشَدِّ المَاثِمِ» 

آشکارا گناه مکن زیرا آن از سخت‏ترین گناهان است.

    مگرد آشکارا بگرد گنه

    کز آن روزگار تو گردد سیه

 بتر نیست ز ان هیچ جرم دگر

‏ ترا دورى از آن پسندیده‏ تر= کتاب  هزارگوهرسیدعطاء ا.
مولا علی  ع
319 «اِیّاکَ وَ مُعاشَرَةَ الأَشرارِ فَاِنَّهُم 
کَالنّارِ مُباشَرَتُها تُحرِقُ»


 با بدان ه نى مکن زیرا آنان مانند آتشند 

که نزدیکى بدان سوزنده است.

    ز اشرار پیوسته دورى گزین 

    مشو با بدان هیچگه ه ن‏ 

که چون سوى آتش روى پیشتر


،بسوزد تر.
مولاعلی ع
381 «ثَوابُ الصَّبرِ أَعلى الثَّوابِ- ثَوابُ
الجَهادِ أعظَمُ الثَّوابِ»
پاداش صبر و جهاد بزرگترین
پاداشها است.
به صبر اندر است اجر و مزد عظیم
ز خشنودى کردگار کریم‏
بود برترین اجر، اجر جهاد
تو را زین دو پرهیز و دورى مباد =کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی =گردآوری : م.الف زائر


  مولاعلی-ع
504«شَرُّ الإیمانِ ما دَخَلَهُ الشَّکُّ. شَرُّ اَخلاقِ النَّفسِ الجَور» 
ایمانى که با شکّ همراه باشد بدترین ایمان است. جور

 و ستم از بدترین خوی  هاى نفس است

    به ایمان چو گردد قرین شکّ و ریب،
    از آن نیست بدتر بنقص و به عیب‏