کردبچه نقد

به نقل از خبرگزاریها در مورد کردبچه نقد : دوستت دارم با صدای بلند

دوستت دارم با صدای آهسته

دوستت دارم

و خواستن تو جنینی ست در من

که نه سقط می شود،

نه به دنیا می آید.



لیلا کردبچه
مبل ها را چیدم ها را کنار پنجره قاب ها را به دیوار آویختم بعد دو فنجان چای ریختم و فکر به ۳۶۵ روزِ دیگر که می توانم با چیدمانی دیگر دوستت بدارم .
لیلا کردبچه ‏‎
به خاطر مردم است که می گویم ‏‎گوش هایت را کمی نزدیک دهانم بیار، ‏‎دنیا دارد از شعرهای عاشقانه تهی می شود ‏‎و مردم نمی دانند ‏‎چگونه می شود بی هیچ واژه ای ‏‎ ی را که این همه دور است ‏‎این همه دوست داشت...
لیلا کردبچه به هیچ نخواهم گفت
چگونه می شود اینهمه سال
به فنجانی چای
سند بود
به سکوتی که لای چین ها مرتب نشسته است
به مدادی تراشیده ، کاغذی سپید
به پنجره ای که گاهی
صدای پیر آوازخوانی دوره گرد
با دست های بلندش باز می کند
به چند عاشقانه ی قدیمی بی مجوز
و دستمالی
که تاب هق هقم را بیاورد .. { لیلا کردبچه } چرا هرچه کانال های این تلویزیون لعنتی را عوض می کنم جنگ تمام نمی شود؟ و هرچه روی شیشه اش دستمال می کشم رد اشک از صورت مادرانِ بی فرزند پاک نمی شود گناه ما چه بود؟ که تاوانش را هواپیماهای جنگی پسِمان دادند و تانک هایی که نمی گذارند این شامِ زهرماری از گلویمان پایین برود تلویزیون را تو خاموش کن با همین انگشتی که معلوم نیست فردا را با ک.
صبح، دختری ست که ساعت های جهان، پشت پلک هایش زنگ می زنند شب، زنی که دست هایش هنوز بوی نان می دهد بوق ماشین ها به گوش هایش آویخته اند و می داند تهران با طای دسته دار هم اگر باشد ماشینِ دودی اش چراغ می زند پیاده روهای خسته تا پشتِ در دنبالش می افتند و ش را نمی شود از چشم پنجره ها ندید بلند شو زن! گاهی باید ب ی و کوچه باغی ترین آوازها را به گل های پیراهنت بفهمانی ها را بکش چشم هایت را به روی خودت نیاور و به ندیده های بهتری فکر کن تهران از هر زاویه ای نگاه کنی ساعت بزرگی ست که هیچ صبحی خواب نمی ماند. .
لیلا کردبچه بسم الله بعضی چیزها را نه میشود گفت چه اینکه احساس پشتشان آنقدر پیچیده و مبهم و آنقدر سخت و بزرگ است که نمی شود جملات مناسبی را برای بیانشان پیدا کرد ، نمی توان حقشان را تمام و کمال ادا کرد و نه میشود نگفتشان که گره شده اند در تو ، که غمباد شده اند در تو ، حیرت شده اند در تو , خشم شده اند در تو، تو با آنها میخو ، خواب می بینی، بیدار می شوی. نمی خواهم نگرانت کنم امّا

هنوز زنده ام

و این روزها هربار حواسم را پرت کرده ام در خیابان

بوق اولین ماشین، عقب عقبم رانده است



نمی خواهم نگرانت کنم امّا

این شب ها هربار

ناامیدی مرا به پشت بامِ خانه رسانده است

با احتیاط پله ها را

یکی

یکی

یکی

پایین آمده ام

ب. از تو می خواهم سند یک اتاق را به نامم بزنی ، ششدانگ ، پر نمی کنمش از سفال از گلیم گبه ، از شعرهای کردبچه و یونان ، می خواهم در ششدانگ خودم تمام دیوارها را خط خطی کنم و برای تمام فصول فریاد بکشم فریاد ! _ ملیحه ترکمن زاده _
میگن دارید فکر می کنید؟می نویسم: تفکر در تنهایی، کار عرفا و پیغمبرهاست برای خودشناسی. برای شناخت آدم ها، باید باهاشون معا داشت.؛ پاک می کنم.می نویسم: وقتی آدم توی تنهایی با خودش فکر می کنه، خیلی هم از اوضاعش راضیه و دلیلی برای ترک تنهاییش نمی بینه. فقط یک ارتباط قوی و مثبت، میتونه انگیزه لازم رو برای کنار گذاشتن تنهایی ایجاد کنه.؛. پیــراهــن هیــچ فصلــی، خیــس تــر از بهــاری نخــواهــد بــود کــه عــاشقــت شــدم . . . لیلا کردبچه http://s4.picofile.com/file/7838168709/angelina_by_dinara_zaynullina_igalery_blogfa_com_2_.jpg من که دربندم کجا؟ میدان کجا؟ کاش راه خانه ات این قدر طولانی نبود...

علیرضا بدیع این ماه عادتم شده در وا نمی کنم از پشت شیشه برف تماشا نمی کنم از ترس زرد بودنشان پشت پنجره یک لحظه هم نگاه به گل ها نمی کنم آوازهای رادیو مستم نمیکنند اخبار صلح وجنگ ، تماشا نمی کنم این روزها از آینه ها طفره میروم با حرفهای راست مدارا نمی کنم بیرون از این اتاق مکرر نرفته ام پرواز از این قفس به تماشا نمی کنم در کفش هام شوق سفر خاک می خور. لیلا کردبچه بر کتاب "پنگوئن ها خانه را پر کرده اند" اثر قائم عظیمی در رو مه قدس نقدی نوشته است؛ وارد عرصه ادبیات (به معنای مکتوبِ آن) شده است، باید از آن دست اتفاقاتِ خوشایندی دانست که برای شاعرانی که نخستین مجموعه شعر خود را منتشر می کنند، کمتر پیش می آید. به اعتقاد نگارنده، «پنگوئن ها خانه را پر کرده اند» در کارنامه شعریِ قائم عظیم. حمید کردبچه عضو هیات علمی اقتصاد ا هرا در سرمقاله امروز رو مه دنیای اقتصاد درباره اجرای نرخ جدید سود بانکی توسط ت نوشت: جمله ای است معروف که اجرای یک سیاست درست در زمان نادرست می تواند به معنای اجرای یک سیاست نادرست باشد. در چند روز گذشته برخی از صاحب نظران و مدیران اقتصادی کشور با استناد به کاهش نرخ تورم، از ضرورت بررسی کاهش نرخ سو. مه آفرید خسروی شد. بلا ه نفس فاسد اقتصادی قطع شد. میتوان گفت دیگر فساد مالی اتفاق نخواهد افتاد ؟! یکی از هزاران رفت. هزاران هم خواهد رفت؟ http://www.shabestan.ir/images/news/larg_pic/2-3-1393/image635365126576118247.jpg آیا سایر متهمین به فساد مالی: فاضل خداداد، خاوری، جزایری، برادران افراشته، کردبچه، بابک زنجانی و... تنشان لرزید؟ هر شب خواب مرده ها را می بینم هر روز بیداری مرده ها را، و چشم هایم به گورهای دسته جمعی بدل شده اند با مرده ها... حرف هایی درباره ی مرده ها می زنم دهانم بوی کافور می دهد دماغشان را می گیرند و مرده های بی دماغ دلی برای شنیدن حرف های بودار ندارند چگونه به آنان بگویم هر روز در تمام صف های طولانی نانوایی ی هست که آ ین نان زندگی اش را می د؟ چگو. در کشور من مردم با نفرت بیشتری به صحنه ی بوسیدن دو عاشق نگاه می کنند تا صحنه ! زیستن با این مردمان دردناک است ! " علی شریعتی " تلخ می گذرد این روزها را می گویم که قرار است از تو که آرام جان لحظه هایم بوده ای برای دلم یک انسان معمولی بسازم ! " ؟ "
انسان در حال گریه به دنیا می آید

و وقتی به اندازه کافی گریه کرد

از دنیا می رود...

" مارتین ترمن "
حاصل بوسه های تو اکنون منم

شعری

که از شکوفه های بهاری سنگین است

و سر به سجده بر آب فرود آورده

دعا می خواند.
"شمس لنگرودی " عشق این روزها نفس گیر شده کاش داور سوت پایان را بزند.
" کاوه دار "

همـــــه چیز

از جایی شروع شد که ...

گفتــــی دوستم داری !

گاهــــی

برای یک عمــــر بلاتکلیفی

بهـــــانه ای کافی است ! " لیلا کردبچه "
در کشور من مردم با نفرت بیشتری به صحنه ی بوسیدن دو عاشق نگاه می کنند تا صحنه ! زیستن با این مردمان دردناک است ! " علی شریعتی " تلخ می گذرد این روزها را می گویم که قرار است از تو که آرام جان لحظه هایم بوده ای برای دلم یک انسان معمولی بسازم ! " ؟ "
انسان در حال گریه به دنیا می آید

و وقتی به اندازه کافی گریه کرد

از دنیا می رود...

" مارتین ترمن "
حاصل بوسه های تو اکنون منم

شعری

که از شکوفه های بهاری سنگین است

و سر به سجده بر آب فرود آورده

دعا می خواند.
"شمس لنگرودی " عشق این روزها نفس گیر شده کاش داور سوت پایان را بزند.
" کاوه دار "

همـــــه چیز

از جایی شروع شد که ...

گفتــــی دوستم داری !

گاهــــی

برای یک عمــــر بلاتکلیفی

بهـــــانه ای کافی است ! " لیلا کردبچه "
در کشور من مردم با نفرت بیشتری به صحنه ی بوسیدن دو عاشق نگاه می کنند تا صحنه ! زیستن با این مردمان دردناک است ! " علی شریعتی " تلخ می گذرد این روزها را می گویم که قرار است از تو که آرام جان لحظه هایم بوده ای برای دلم یک انسان معمولی بسازم ! " ؟ "
انسان در حال گریه به دنیا می آید

و وقتی به اندازه کافی گریه کرد

از دنیا می رود...

" مارتین ترمن "
حاصل بوسه های تو اکنون منم

شعری

که از شکوفه های بهاری سنگین است

و سر به سجده بر آب فرود آورده

دعا می خواند.
"شمس لنگرودی " عشق این روزها نفس گیر شده کاش داور سوت پایان را بزند.
" کاوه دار "

همـــــه چیز

از جایی شروع شد که ...

گفتــــی دوستم داری !

گاهــــی

برای یک عمــــر بلاتکلیفی

بهـــــانه ای کافی است ! " لیلا کردبچه "
با شاعران امروز: *** چه ازدحامی به پا کرده ای در من همین تو یک نفر ! فریبا عبدی *** لیلی؛
نام ِ دیگر ِ پاییز است زیباست، عاشق می کند، می کشد! عباس حسین نژاد *** با من مدارا کن بعدها
دلت برایم تنگ خواهد شد . . . سیدعلی صالحی *** اگر موهــــایت نبود باد را چگونه نقاشی می ؟؟!؟ احسان پرسا *** کجا را نشانه گرفته ای ؛ که به میدان نرفته ،
زخم ب. تمرین4: همانند تمرین قبلی ر گروه یک خبر از وب سایت ویکی تور را انتخاب کرده و سرگروه پیگیر باشد تا روز 30 فروردین ماه 1396 خبر مذکور با ذکر منبع و عنوان مناسب و با همان تصویر مندرج در سایت به صورت یک پست در وبلاگ همه اعضای آن گروه درج شود. همچنین همانطور که در کلاس مورخه 24 فروردین ماه 1396 تاکید شد اعضای کلیه گروهها موظف هستند پیوند به سایت م. کارگاه جوش
ردیف نام و نام خانوادگی

1 اسماعیلی داوود 7 2 اقتداری نیلوفر 6.5 3 باقری امین میثم 4.5 4 بهرامی سجاد 7.5 5 پارسی لیلا 5.6 6 دانایی عباس 4.75 7 رجبی داریوش 4.5 8 روندی مریم 6 9 زهره وندی مهدی 5.6 10 ساعدی ابراهیم 6.5 11 شایان علی 7.25 12 شیخ محسن 5 13 صوری محسن 7.25 14 طلوعی منصور 7.5 15 عامری مسعود 8.25 16 علیدادی علیرضا 6.1 17 فتوحی احمد 3 18 قانبیلی 3 19 کا.  گل های پیراهنم سال هاستمسئولیت جنون دسته جمعی پروانه ها را نمی پذیرندو تارهای مویم دیگربا آوازهای شب ماندۀ بیات ترک، بلند نمی شوند شبیه تصویر زنی روی قلمدانمکه صدای لب پریدۀ خنده هایش، تنهاپشت نقاش بیچاره اش را می لرزانَدهربار یادش می افتد زن رادیگر توانِ تصاحب سمرقند و بخارا به خال و خطی نیست من، تصویر غمگین زنی هستمکه . مونا فرجاد و علیرضا جلالی تبار مهمان رادیو 7 می شوند تاریخ انتشار این خبر ۱۶ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۳۰ مونا فرجاد و علیرضا جلالی تبار امشب در برنامه رادیو 7 متن خوانی می کنند. فرشاد حسنی دستیار تهیه کننده برنامه رادیو 7 در گفتگو با خبرنگار رادیو تلویزیون باشگاه خبرنگاران گفت: در برنامه امشب رادیو 7 بازیگران و هنرمندانی چون مونا فرجاد، سعید معروف، رحیم نوروزی، سعید شیخ زاده، علیرضا جلالی تبار و لیلا کردبچه به متن خوانی در برنامه خواهند پرداخت.

وی اظهار داشت: طبق معمول 5 شنبه شب ها آیتم ثابت قصه های موبایل توسط بهاره رهنما اجرا می شود.

حسنی بیان کرد: در بخشی دیگر از این برنامه پلی بک در خصوص بچه های غزه توسط سروش کریمی اجرا می شود.

وی یادآور شد: در آیتمی دیگر از برنامه رادیو 7 کامران رسول زاده و فاتح نورایی از خوانندگان خوب کشورمان به اجرای قطعاتی از آلبوم خود می پردازند.

وی خاطر نشان کرد: برنامه رادیو 7 امشب با اجرای منصور ضابطیان ساعت 23 از شبکه آموزش به روی آنتن می رود. آیه هفته: دوزخ را بی عقلان پر کرده اند. چنان که می فرماید: وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ: و گویند اگر شنیده بودیم یا تعقل کرده بودیم در [میان] دوزخیان نبودیم (ملک-۱۰) داستانک: پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت:«نصف قلمرو پادشاهی ام را به ی می دهم که بتواند مرا معالجه کند». تمام آدم های . نمایش "یک ساعت آرامش" گروه تئاتر نیمکت نویسنده: فلوریان زلر مترجم: حمیدرضا امان پور قرایی، حامد امان پور قرایی بازنویسی برای اجرا: حامد امان پور قرایی طراح و کارگردان: سحر رضوانی بازیگران (به ترتیب ورود به صحنه) : سروش طاهری، مانلی حسین پور، حسین شفیعی، بهادر اورعی، امید مصباحی، صحرا رمضانیان. و محمد احمد کردبچه. دستیار کارگردان: فرزاد علوی مدیر صحنه: امین عبداللهی صحنه: علی مشهدی طراح صحنه و نور: حامد امان پور قرایی، وحید امان پور قرایی طراح لباس: سحر رضوانی طراح گریم: حسین طراح پوستر و بروشور: سینا افشار عکاس: مصطفی بذری مشاور صحنه و اجرای دکور: مهدی امان پور قرایی مدیر روابط عمومی: میثم رضوانی مدیر تبلیغات: مینو بوذرجمهری، میثم خویی یازدهم بهمن ماه نودوسه- ساعت 18:30 و 20:30 سالن چهارسو- مجموعه ی تئاتر شهر سی وسومین جشنواره ی بین المللی تئاتر فجر- تهران همه چیز از جایی شروع شد، که گفتی دوستم داری گاهی برای یک عمر بلاتکلیفی بهانه ای کافیست.... لیلا کردبچه http://upsara.com/images/9w04o2aemuy63r2040t.jpg 71 بالشم پر در آورده برای موهایت، خو که بغلم کرده بوی تو را دارد، رویایت تا چند خواب آن طرف تر را دیوانه کرده بغلی کرده ای مرا، رویایم را خیس می کنم! جلیل صفر بیگی http://s3.picofile.com/file/7922605799/black_and_white_dream_face_fashion_ _igalery.jpg

فراموش می شومراحت تر از رد پایی روی برف که زیر برفی تازه دفن می شود،راحت تر از خاطره عطر گیجی در هوا که با رهگذری تازه از کنارت رد می شودو راحت تر از آن که فکر کنی،فراموش می شومو چقدر دروغ گفتن در پاییز راحت است!وقتی یادت نمی آیدکدام یک شنبه عاشق ترین زن دنیا بودمو کدام یک شنبه پیراهنت آنقدر آبی بود.یادت نمی آیدو سال هاست کنار همین شع. طرح تحول در نظام سلامت از ابتدای سال جاری با سه منبع مالی و پشتوانه های قوی آغاز شد و در مدت کوتاهی توانست به بخشی از اه خود در رابطه با تجهیز بیمارستان ها، اصلاح تعرفه پزشکان عمومی و متخصص و بیمه همگانی دست یابد.
سوالی که در رابطه با این طرح پیش روی اقتصاددانان و صاحب نظران قرار گرفته این است که آستانه تداوم این طرح تا کجا خواهد . پایان نخستین دوره رقابت های پیش وتان
 نخستین دوره مسابقات دو و میدانی پیش وتان ایران با حضور پرشور قهرمانان و ورزشکاران در تهران خاتمه یافت.  به گزارش روابط عمومی فدراسیون دو و میدانی، نخسیتن دوره رقابت های دو و میدانی پیش وتان با هدف انتخاب برترین های ایران برای اعزام به مسابقات آسیایی که با حضور پرشور بیش از 400 دو و میدانی کار (آقایان و بانوان) در 5 رده سنی از صبح امروز (یکشنبه) 11 تیرماه در ورزشگاه آفتاب انقلاب تهران برگزار شده بود، لحظاتی پیش با معرفی نفرات برتر در هر رده سنی به پایان رسید. در این رقابت صمیمانه که با همکاری فدراسیون دو و میدانی و انجمن پیش وتان دو و میدانی ایران برگزار شد، تنی چند از رکورد داران و قهرمانان پیشین دو و میدانی ایران برای رقابت و عده ای نیز برای دیدن دوستان و رقبای قدیمی شان به ورزشگاه آمده بودند. با حضور مجید کیهانی، رییس فدراسیون دو و میدانی، صادق شیرزاد، ابراهیم نوح نژاد، تیمور غیاثی، حسین غلامی، نصرت کردبچه، مریم صدارتی و تنی چند از پیش وتان نامی دیگر دو و میدانی، مراسم اهدای مدال به برترین ها صورت گرفت. برابر اعلام قبلی درخصوص انتخاب برترین ها، منتخبین هر رده سنی جهت حضور در مسابقات آسیایی پیش وتان معرفی و با هزینه شخصی در رقابت ها حضور خواهند یافت. نتایج این دوره از مسابقات در منوی نتایج سایت فدراسیون دو و میدانی بارگزاری و قابل مشاهده است.      







" آسان پرداخت، حامی دو و میدانی ایران"    -------------------
مرجع: "http://iriaaf.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=1&fkeyid=&siteid=1&pageid=141&newsview=6971"   ردیف نام و نام خانوادگی پروژه ارائه پایانترم نمره نهایی از 5 نمره از 5 نمره از 10 نمره 1 اسماعیلی داوود 5 0 7 12.00 2 اقتداری نیلوفر 5 0 6.5 11.50 3 باقری امین میثم 3 1.5 4.5 9.00 4 بهرامی سجاد 5 5 7.5 17.50 5 پارسی لیلا 5 4.5 5.6 15.10 6 دانایی عباس 5 3 4.75 12.75 7 رجبی داریوش 4.5 1 4.5 10.00 8 روندی مریم 4 2.5 6 12.50 9 زهره وندی مهدی 4 3 5.6 12.60 10 ساعدی ابراهیم 5 5 6.5 16.50 11 شایان علی 5 3.5 7.25 15.75 1. ردیف نام و نام خانوادگی پروژه ارائه پایانترم نمره نهایی از 5 نمره از 5 نمره از 10 نمره 1 اسماعیلی داوود 5 1.5 7.5 14.00 2 افسون بهزاد 4 2 6 12.00 3 اقتداری نیلوفر 5 0 6 11.00 4 باقری امین میثم 4 1.5 4.75 10.25 5 بهرامی سجاد 5 5 8.75 18.75 6 پارسی لیلا 5 4.5 7 16.50 7 دانایی عباس 4 4 5.75 13.75 8 رجبی داریوش 4 5 5.25 14.25 9 روندی مریم 4 2.5 7.25 13.75 10 زهره وندی مهدی 3.5 1.5 6.5 11.50 11 ساعدی ابراهیم 5 5 8.5. سلام این برنامه تقدیم شد به تمام نان این کره ی خاکی مجری : شاهین شرافتی آیتمها : نباشی » محسن یگانه متن خوانی نیکی مظفری/ دلواپسی ها » محمد اصفهانی صدای بچه متن خوانی سعید داخ/ ع یادگاری » مازیار فلاحی متنی راجع به ک شان با صدای شاهین شرافتی متنی به نام دوستت دارم با صدای پرویز پرستویی شعر خوانی لیلا کردبچه/ مادربزرگ » حسن همایونفال م. حل المسائل کتاب مبانی نظریه الکترومغناطیس ریتس میلفورد
solution manual for foundations of electromagnetic theory نویسندگان : john r. reitz , frederick j. milford , robertd
حل المسائل الکترومغناطیس ریتس به زبان فارسی در سایت موجود می باشد ولی به درخواست دوستان حل المسائل دیگری (یکی به زبان انگلیسی و دیگری به زبان نامشخص(فرانسوی و یا اسپانیایی)) نیز اضافه گردید. مشخصات ک. تمرین3: الف) در وبلاگی که برای این درس قبلی ساخته اید یک پست دارای متن و ع قرار دهید. (مهلت انجام این بخش از تمرین تا 16 فروردین 1396 می باشد). پیشنهاد می شود اگر دانشجویی تا کنون این تمرین را انجام نداده برای راحتی کار پست خواسته شده در بخش ب این تمرین را درج نماید.
ب) در خصوص بمب گوگلی موارد خواسته شده در کلاس (جستجو در گوگل/ ارجاع به مطل.
نقد شعرهایی که به عادل فردوسی پور تقدیم شد .
بهروز آقاکندی که طی سال های اخیر به انتشار نقدهای ادبی خود در مطبوعات مختلف پرداخته، بخشی از نقدهای خود را در قالب کت منتشر کرده است. به گزارش خبرنگار فرهنگی آنا سومین کتاب بهروز آقاکندی با نام «نقد: ورطه فرو ریختن؛ ورطه ساختن» از انتشارات فصل پنجم منتشر شد. او که به صورت حرفه ای در رو مه های آرمان، اطلاعات، اعتماد، قدس و... به فعالیت در حوزه نقد ادبیات و سینما می پردازد، در این کتاب، به نقد 29 کتاب از 29 شاعر معاصر پرداخته است. وی در یادداشتی که ابتدای کتاب آمده به بعضی مشکلات منتقدین و انی که در این حوزه بصورت حرفه ای و تخصصی فعالیت می کنند پرداخته است: «با ورود به این حوزه، از حقوق و مزایای بی نظیری هم بهره مند می شوید؛ به طوری که قول می دهم بعد از ده سال فعالیت به عنوان منتقد، می توانید خودتان را یک لیوان آب میوۀ تازه مهمان کنید و پیاده به خانه برگردید. به همۀ این ها شأنی را که برای شما در جایگاه مؤلف قائل اند هم اضافه کنید؛ شأنی که باعث می شود تلفن را بردارید و از اشتباه تایپ شدن اسمتان، حذف شدن بخشی از متنتان که نقطۀثقل نوشتۀ شما هم بوده، حرف بزنید یا از عوض شدن تیتر؛ حتی نمونه هایی ازقبیل درج اسم ی دیگر پای کار گزارش شده است. کلاً حوزۀ جالبی است این نقد. اول اینکه خیلی خوش می گذرد. جای شما خالی؛ دوم اینکه هر دم از این باغ بری می رسد؛ سوم اینکه شما ضعف های کار را پیدا و به مؤلف گوشزد می کنید؛ چهارم اینکه او می رود آن ها را در کتاب های بعدی اش برطرف می کند و اگر هم صنف باشید، از شما پیشی می گیرد. پنجم اینکه طرف برای همیشه از شما متنفر خواهد شد. ششم اینکه همیشه پشت سرتان تف و لعنت هست و...!» در این کتاب نقدهایی بر آثار شاعرانی مثل عبد الجبار کاکایی، حمیدرضا شکارسری، گروس عبدالملکیان، مجید سعدآبادی، هادی حسینی نژاد، یزدان سلحشور، مهرنوش قربانعلی، حسین جنتی، عباس کریمی، علیرضا قزوه، لیلا کردبچه، عبدالصابر کاکایی، مریم جعفری آذرمانی، بابک اباذری، س ر هاکا، هادی خوانساری، پرویز بیگی حبیب آبادی، امید صباغ نو، مهدی اشرفی، حسین جنت مکان، شیما شاهسواران احمدی، کیانوش خانمحمدی، رسول پیره، علیرضا بهرامی، مجید تیموری وحامد ابراهیم پور ... خواهید خواند. در صفحه تقدیمیه، کتاب به عادل فردوسی پور و برنامه 90 تقدیم شده است. آقاکندی در یادداشت هایی به این نکته اشاره کرده است که ما در سایر حوزه ها به انی مثل فردوسی پور نیاز داریم. انی که بر اساس صداقت و تخصص به حرفه خود ادامه می دهند و با به چالش کشیدن مشکلات و موانع پیشرفت، سعی در ترسیم افق های بازتری دارند. ویژگی هایی که شاید از مهم ترین دلایل موفقیت هایی آقاکندی باشد؛ موفقیت هایی که با توجه به سن کم وی نمود بیشتری پیدا کرده اند. با این تفاسیر، آقاکندی احتمالاً جنجالی ترین کتاب خود را روانه ی بازار نشر کرده است و با توجه به ماهیت تند و تیز نقد و پایین بودن قدرت نقد پذیری در کشورمان، وی باید منتظر بازخوردهای مختلفی در رابطه با کتاب خود باشد. لابد دوستت دارم هنوز که هنوز فکر می کنم از هزار و صد نسخه ی این شعر یک نسخه را تو به خانه می بری و تو تنها تو می فهمی چند جای این شعر، خط خورده است.   "لیلا کردبچه"   برگرفته از کانال: @baran_e_del
عشق به حقیقت بلاست و انس و راحت در او غریب است. زیرا که فراق به تحقیق در عشق دویی است و وصال به تحقیق یکی است. باقی سر به سر همه پندار وصال است نه حقیقت وصال! سوانح العشاق/ شیخ احمد غزالی طوسی (1) در این سلولِ انفرادی را بشکن! می خواهم از خودم فرار کنم تو زندان بانِ خوبی نبودی برای اسیری که تمامِ نقشه هایِ فرارش به آغوشِ تو ختم می شد! (2) مداد رنگی هایِ کودکیت را بردار و با هر رنگی که می خواهی بهانه هایِ خوش رنگی بتراش! عاشق تر از آنم که بهانه ای به سیاهی ابرهایِ تیره ای که آسمان دلم را پوشانده است؛ بتراشم! (3) گنج ها همیشه در دلِ ویرانه ها جا خوش می کنند! بی خود نیست که تو در دلِ من نشسته ای! نسترن وثوقی پی نوشت 1: از عشقِ من به هر سو در شهر گفتگویی ست/ من عاشقِ تو هستم، این گفت و گو ندارد!/ شهریار پی نوشت 2 :هر چه رود بر سرم چون تو پسندی رواست!/ سعدی پی نوشت 3: من آن پرنده ی کوهی عجیب و غریب هستم که در ا، اول دور من جمع شده و کم کم وقتی نمی توانند مرا و اسرار مرا بشناسند، از من دور می شوند!/ از نامه های نیما یوشیج به نظام وفا 1302 خورشیدی پی نوشت 4: گاه میا، گاه مرو، خیز به یک بار بیا!/ مولوی پی نوشت 5:عشقِ مرد قسمتی از زندگی او و عشقِ زن همه ی زندگی اوست!/ لرد بایرون پی نوشت 6: جفا که با من دل خسته می کنی، سهلست/ غرض وفاست که با مردم دگر نکنی!/ هلائی جغتایی پی نوشت 7: صورت نبست در دلِ من کینه ی ی/ آیینه هر چه دید، فراموش می کند!/ محمد قلی سلیم پی نوشت 8: اگرچه دست و دلی سخت ناتوان دارم/ تو را نمی دهم از دست تا توان دارم/ کاکایی پی نوشت 9: چه کند کشته ی عشقت که نگوید غمِ دل/ تو مپندار که خون ریزی و پنهان ماند!/ سعدی پی نوشت 10: هزار بار قسم خورده ام که نام تو را/ به لب نیاورم اما قسم به نامِ تو بود!/ فصیحی هروی پی نوشت 11: گفتی مرا به خنده خوش باد روزگارت/ بی تو خوش نباشد رو قصه ی دگر کن!/ مولوی پی نوشت 12: زِ ده گیری روز حساب آزادم/ ورق سیاه چنان کرده ام که نتوان خواند!/ طالب آملی پی نوشت 14: آن چنان می فشرد فاصله راه نفسم/ که اگر زود اگر زود بیایی، دیر است!/ سوگل مشایخی پی نوشت 15: کلید را در جمجمه ام بچرخان و / داخل شو/ به آغوش اعصابم بیا/ در تاریکی سرم بنشین/ اتاق را بگرد/ و هر چه را که سال هاست پنهان کرده ام/ از دهانم بیرون بریز/ ها را کنار بزن/ چشم ها را بشکن/ و متن را از نقطه ای که در آن اسیر شده/ آزاد کن!/ گروس عبدالملکیان/ عنوان پست برگرفته از همین شعر گروس عبدالملکیان پی نوشت 16: برای درخت های کنار جاده فرقی ندارد/ ی که در سفر است/ می رود یا می آید/ برای من اما فرق زیادی دارند/ درختان مسیری که از تو دورم می کنند/ و درختان مسیری که با تو نزدیکم!/ لیلا کردبچه پی نوشت 17: برای فرد سالم، دوست داشتن خوبی های دیگری دلیل عشق نیست، بلکه دوست داشتن های بدی های دیگری بزرگ ترین دلیل عشق است!/ میرا/ کریستو فرانک پی نوشت 18: آ چه کند یا دل من علم پزشکی/ وقتی که به دیدار تو بسته ضربانم!/ بهروز یاسمی پی نوشت 19: ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی.../ حافظ پی نوشت 20: و گر ز خشم روی صد هزار سال ز من/ به عاقبت به من آیی که منتهات منم!/ مولوی پی نوشت 21: مرا که با توام از هر چه هست، باکی نیست!/ سعدی پی نوشت 22:خدا هر لحظه تغییر شکل می دهد، فرخنده حال و سعادت مند ی است که بتواند او را در هر شکل و در هر لباس بشناسد!/ زوربای یونانی/نی کازانتزاکیس پی نوشت 23: در دام غمت چو مرغ وحشی/ می پیچم و سخت می شود دام!/ سعدی پی نوشت 24: غم پروریم، حوصله ی شرح قصه نیست! / فاضل نظری پی نوشت 25: با سنگ دلان ن، خود گوهر این کانی!/ مولوی پی نوشت 26: شیرینی زندگانی بیش از یک بار به کام آدم نمی نشیند اما تلخی هایش هر بار تازه ترند، هر بار تازه تر !/ کلیدر/ محمود ت آبادی اختصاصی از یاری فایل بودجه 84 و ابهامات آن با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 24 بودجه 84 و ابهامات آناساس لایحه بودجه 157 هزار میلیارد تومانی سال 84 که چندی پیش به مجلس شورای ی ارائه شد، سهم بودجه عمومی بالغ بر 52 هزار میلیارد تومان و بودجه شرکت های تی 105 هزار میلیارد تومان تعیین شده است.این لایحه از آنجا که نخستین بودجه ارائه شده در چارچوب برنامه چهارم و سند چشم انداز ۲۰ ساله است از اهمیتی دوچندان برخوردار می باشد. اکنون کار بررسی این لایحه در کمیسیون تلفیق مجلس شورای ی آغاز شده و نمایندگان مجلس پیشنهادهای اصلاحی خود در این زمینه را ارائه کرده اند.عمده ترین مباحث پیرامون لایحه بودجه سال آینده تنظیم آن بر مبنای طرح تثبیت قیمت ها و آثار و نتایج این طرح بر روند تدوین و تصویب لایحه بودجه سال ۸۴ است. بررسی اجمالی لایحه بودجه سال آینده نشان می دهد که این لایحه با چالش هایی مواجه است.با محمد کردبچه مدیر کل دفتر برنامه  ریزی اقتصاد کلان سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور پیرامون چالش های پیش روی لایحه بودجه سال ۸۴ و اقداماتی که برای تدوین و عملیاتی تر شدن این لایحه صورت گرفته به گفت وگو نشستیم که در زیر می خوانید: تأثیر طرح تثبیت قیمت ها بر روند تدوین و بررسی لایحه بودجه سال ۸۴ چگونه بوده است؟در خصوص طرح تثبیت قیمت ها به نظر می رسد اختلاف برداشت داریم و می توان گفت بین ت و مجلس در این زمینه دو برداشت کاملاً متفاوت وجود دارد چرا که ت به دنبال اجرای برنامه چهارم بر مبنای ج شماره ۴ این برنامه در بودجه سال آینده است، اما طراحان طرح تثبیت قیمت ها و کاهش سود بانکی یا اعتقادی به برنامه چهارم نداشته و یا نمی خواهند توجه کنند. این ادعا را بر مبنای این استدلال مطرح می کنم که وقتی مبنای بودجه سال آینده را ج شماره ۴ برنامه قرار می دهیم در این ج به طور مشخص منابع حاصل از ماده ۳ برنامه و منابع و مصارف آن را قید کرده ایم. بنابر این وقتی به این موضوع اشاره می کنیم بدان معنی است که اگر سال ۸۴ را حذف کنیم می بینیم که با ۲۹ هزار میلیارد ریال کاهش درآمد و عدم تعادل در بودجه مواجه خواهیم بود، اما طراحان طرح تثبیت قیمت ها می گویند اصلاً کاهش درآمد وجود ندارد و از این موضوع به عنوان عدم نفع یاد می کنند و اعتقادی به کاهش درآمد ندارند. اینها حرف هایی است که به راحتی می توان مطابق با جداول برنامه در رابطه با آن استدلال کرد و در جلسات مجلس نیز مطابق با این جداول رقم به رقم و ردیف به ردیف توضیح داده شد منتهی تعمداً یا سهواً آنها اصرار دارند تا حرف خودشان را تکرار کنند. به چه میزان در تدوین بودجه سال آینده دقیقاً مطابق برنامه چهارم توسعه عمل کرده اید؟ در تنظیم و تدوین بودجه سال ۸۴ تا جایی که امکان پذیر بوده بر مبنای ج شماره ۴ برنامه چهارم ستون سال ۱۳۸۴ عمل کرده ایم. وقتی طرح تثبیت قیمت ها مطرح و ماده ۳ برنامه نیز قبلاً حذف شده بود، ۳۷۰ هزار میلیارد ریال منابع در نظر گرفته شده از محل ماده ۳ این برنامه بود که در مقابل آن ۲۰۰ هزار میلیارد ریال هزینه های جبرانی در ماده مذکور پیش بینی شده بود (مواردی مانند مقاوم سازی ساختمان ها در برابر ز له، ساماندهی حمل و نقل عمومی) و با این روند ۱۷۰ هزار میلیارد ریال مازاد منابع ناشی از ماده ۳ را داشتیم که این اعتبار برای تأمین سرمایه گذاری مورد نیاز برنامه مورد توجه قرار گرفته و رقم آن نیز سالانه مشخص بود.از سال ۱۳۸۳ مبلغ ۲۹ هزارمیلیارد ریال منابع ناشی از این محل را داشته و می توانستیم از آن استفاده کنیم که عملاً با ارائه طرح تثبیت قیمت این اعتبار از بین خواهد رفت.نکته دیگر، در خصوص ماده ۳ برنامه چهارم آن است که در هیچ جای آن عنوان نشده که قیمت ها معادل قیمت های فوب خلیج فارس تعیین شود، بلکه عنوان شده که بر مبنای این قیمت ها باشد و باید توجه کرد که بر مبنا به هیچ وجه به معنای معادل نیست بلکه بدان معنا است که باید این قیمت ها را هدف قرار داده و به طرف رسیدن به این میزان حرکت کنیم. این نکته ای است که به اشتباه تکرار و عنوان می شود که بر اساس ماده ۳ از سال اول برنامه  می خواسته ایم قیمت برخی حامل های انرژی را ۳۰۰ الی ۳۵۰ تومان در نظر بگیریم که صحت ندارد بلکه مبنایی را که مورد نظر قرار داده ایم ۱۸۰ تومان بود و به دنبال ارقام مذکور نبوده ایم و این موضوع نیز برای همه حامل های انرژی مطرح نبود، بلکه در ماده مذکور قید شده که این قیمت در زمینه حامل هایی مانند نفت کوره، نفت گاز و بنزین مصداق خواهد داشت و همچنین مسائلی که در زمینه  آثار تورمی این ماده مطرح کنند نیز باید با توجه به این سه نکته مطرح شود.آیا اجرای تدریجی ماده ۳ مد نظر بوده است؟اعلام شده بود که برمبنای فوب خلیج فارس و این به معنای معادل نیست پس اجرای تدریجی برای رسیدن به معادل قیمت های خلیج فارس مدنظر بوده است.این دیدگاه جدیدی نیست که مطرح می شود؟نه قبلاً نیز رسیدن تدریجی به قیمت های فوب خلیج فارس مد نظر بوده و دلیل آن نیز این است که در سال اول برنامه قیمت ها را بر مبنای ۱۸۰ تومان قرار دادیم. از سوی دیگر قیمت بنزین حتی قبل از افزایش شدید قیمت ها در فوب خلیج فارس بیش از این مبلغ و حدود ۲۷۰ تومان بود.نکته دیگری که با ارائه طرح تثبیت قیمت ها مطرح می شود آن است که ۸ قلم کالای مدنظر در این طرح مربوط به شرکت هایی می شود که سهم عمده ای در کل بودجه شرکت های تی دارند بنابر این اگر منابع این شرکت ها با مشکل مواجه شود، شرکت های مذکور زیانده شده و یا سود دهی کمتری خواهند داشت. چرا که شرکت های مذکور دو نوع پرداخت تحت عنوان مالیات و سود سهام را به ت دارند که وقتی سود ویژه آنها کاهش پیدا کند موجب می شود تا مازاد سود
با
بودجه 84 و ابهامات آن
برای نسیمی که ثابت کرد همیشه صبوره... از الان این رو هشدار بدم که با پستی طولانی مواجهی اما نگران نباش اون گوشه ی سمت راست،آسانسور برای برگشت به بالا هست:)) نسیم مدتهاست می خوام برات بنویسم،شاید حتی قبل تر از اینکه بیام وبلاگت و ببینم که پستی گذاشتی به نام من و برای من... اما حال لعنتی من هربار مثل رنگِ آفتاب پرستی که گذاشتنش روی یه پارچه گلدار و رنگارنگ و هی رنگ عوض می کنه،عوض میشد هر لحظه.می خواستم روزی بنویسم که حتی اگه لبخندی روی لبام نباشه حداقل توی چشمم اشکی حلقه نزده باشه.از صبح که بیدار شدم مثل کبری با اون تصمیمش،منم تصمیم گرفتم بنویسم.امروز روز توئه،روز جهانی نسیم،خودم نامگداریش :) ازت خیلی چیز ها یاد گرفتم اما شرمندگیش می مونه برام وقتی یادم میاد یادگرفته هام رو گاهی از یاد میبرم. بارها و بارها و بارها این صفحه رو باز دیدم کامنت های رو که از بالا تا پایین پر بود از محبت و چشمگیرترین چیز اسمی بود که بالاش می نوشتی: نسیم همیشه صبور... صبور بودی که حتی وقتی اونقدر بی انگیزه بودم که بیام اینجا،تو باز میومدی و برام می نوشتی
صبور بودی که تحملم می کردی حتی وقتایی که به خودم می گفتم "مرا طاقتِ من نیست"..
صبور بودی که خودت درد داشتی اما برای من کم نمیزاشتی
صبور بودی که بارها برات نوشتم نسیم بی حوصله ام ببخشم که جواب کامنتات رو کوتاه میدم و تو بخشیدی... فکرش رو نم هم سن من باشی،همیشه فکر می این همه لطافت تو جملاتت واسه اینه هنوز سنت کمه و خودم رو بزرگه ی دوستای این جا میدونستم اما خوشحالم راحت می تونم بهت بگم 25سالمه و نگران اختلافِ "عدیِ" نباشم اما بزرگترین سو رایزت شمال بودنت بود.وقتی از رفتن به شلمچه و.. گفتی حدسِ جنوبی"یا کمِ کم مرکزی"بودنت به یقین تبدیل شد اما {مارینا منم شمال}ت همه چیز رو تغییر داد:) خوشحالم که سبزی جنگلهامون و آبی ِ دریامون و استواری کوه هامون رو باهات شریکم:).البته اینو هم بگم که مسلما فرقی نمیکرد مال کدوم شهر باشی مهم این بود که مقیمِ دلِ من هستی،همینقدر نزدیک. تو را دوست دارم چون نان و نمک، چون لبان گر گرفته از تب که نیمه شبان در هاب قطره ای آب بر شیر آبی بچسبد! تو را دوست دارم چون دقایق شک ّ انتظار و دلواپسی، هنگام گشودن بسته ای بزرگ که از درون آن بی خبری! تو را دوست دارم چون اولین سفر با هواپیما بر فراز اقیانوس، چون هیاهوی درونم لرزش دل و دستم در آستانه دیداری در استانبول! تو را دوست دارم چون گفتن: "شکر خدا زنده ام"... +تو را دوست دارم خب :)) من ماهی تنگ بلور م، دیوونه اینو از کجا آوری که انقدر به من شبیهه؟من همون ماهیه م که گاهی خسته ست،میاد رو آب و بی حرکت شناور می مونه،این تنگ بلوری گاهی بد زندانیه برام.. راستی: مرا دوست بدار! به سانِ گذر از یک سمت خیابان به سمتی دیگر، اول به من نگاه کن ... بعد به من نگاه کن ... و بعد، بازهم مرا نگاه کن!

" جمال ثریا،ترجمه سیامک تقی زاده " +باز هم به من نگاه کن... همین که گاهی میای و می نویسی ماری و میری یعنی من هنوز بودنم توی این دنیا لازمه و این یعنی تزریقِ یه حس ناب تو شاهرگم،خیلی وقتا مدیونتم بابت همین یه کلمه "ماری"گفتنات... خیلی وقته یه مکالمه ی درست درمون نداشتیم،آ ین بار همون دفعه ای بود که اون روی سگ منو دیدی:))همون روزی که گفتم میام میزنمت و الان که فکر می کنم میبینم شاید باید جور دیگه نشونت می دادم که چقدر مهمی برام،چقدر تو و غرورت و زندگی ت واسم اهمیت داره.ببخش اگه همه ی محبتم رو توی "میام میزنمت " نشون دادم،همه ی دور و بری های من می دونن تا ی رو دوست نداشته باشم نمی تونم چنین جمله ای رو براش بکار ببرم...:)) +دیوانه م خب،بقول علی: خل خانوم منی:)) دلتنگتم و : دلم تنگ است، مثل لباس های سال های دبستانم، مثل سال های یت طولانی پدر، که نمی فهمیدم.. . وقتی می گویند ی دور است، یعنی ... چقدر ... دور اســــــــت ... " لیلا کردبچه" همیشه خوب باش و همینقدر صبور که حس خوبی بهم میده. و اینکه باز هم اگر بی حوصله شدم،مارینای بدی شدم،ماهی توی تنگ بلور اگه اومد رو سطح آب،.. تو طاقت بیار،پرروئیه گفتنش اما تو تحملم کن.. بارها و بارها و بارها میام وبلاگ هاتون،می خونم بر میگردم.شاید نظر ندم چون نمیدونم چی بگم اما مطمئن باشید که یکی از بین اون اعدادی که تعداد بازدید روزانه ی وبلاگتون رو نشون میده،یکیشون حتما منم:)دوازده تا وبلاگ هست که من وقتی در لپ تاپم رو باز میکنم و رو موزیلا کلیک میکنم بدون چک شون نمیتونم به وبلاگ خودم بیام،برام عزیزین،خیلی واقعی تر از بعضی هایی که دور و برم هستن:) و در آ : هم چون کودکی
که شلوارش را خیس می کند
و اصرار می کند که:" آب است"
"به خدا آب است"
قسم می خورم که تو هرگز نرفته ای و این چشم ها خیس اشک نیست
"به خدا اشک نیست!"
و اینکه خانه نیستی هم
می گذارم به حساب اینکه رفته ای ید
با همان وسواس های همیشگی ات
این که سبزی ریحان بیشتری داشته باشد
این که نان های سوخته بماند برای همان گنجشک ها...
این که قبض برق را اگر ندهیم،
تاریکی روزگارمان را سیاه خواهد کرد! از این به بعد هم اگر نیامدی،
می نویسم به حساب خیابان های شلوغ و بوق های مزاحم
با این حال،
شک ندارم
که تو می ایی و می بینی به خواب رفته ام
و مثل همیشه بالشم را خیس خیس...
امشب که گذشت
فردا شاید صادقانه اعلام کنم
که این نم...
که این خیسی...
از کجا اب می خورد! مجتبی دار والیبال بعد از پیروزی انقلاب ی ایران
در سالهای اول پیروزی انقلاب ی ایران ، بعلت تعویضهای پی در پی رئیس فدراسیون و تغییرات وسیع
در کادر هیئت رئیسه ، برنامه های والیبال شکل پایداری نداشت و مسابقات بین المللی چه در
داخل و چه در خارج از کشور متوقف گردید و فقط کوشش می شد در زمینه ورزش عمومی
گسترش وسیع تری بوجود آید و مسابقات ق.