کریمی جرات دارند در چشمم نگاه کنند و بگویند بزدل

به نقل از خبرگزاریها در مورد کریمی جرات دارند در چشمم نگاه کنند و بگویند بزدل : فدوی تاکید کرد که در حال حاضر هیچ جرات نگاه چپ به ناوگان دریایی کشورمان در اقصی نقاط دنیا ندارد. علی کریمی در مناظره ی نود همان بود که باید باشد. جسور، بی پروا، حاضرجواب و علی کریمی. رئیس دانشکده علوم آلاباما معتقد است آنچه ترامپ به دنبال آن است انجام «بازی بزدل» با ایران است تا تهران تسلیم خواسته های آن شود. کارلوس کی روش در پیامی به عادل فردوسی پور به علی کریمی پاسخ داد. علی کریمی در تمرین تیم فوتبال سپیدرود گفت: همه حرف هایم را در کانال تلگرامی ام می گویم. رسانه ها جرات انتشار حرف های من را ندارند. به گزارش شفقنا ورزشی و به نقل از ایسنا، صبح امروز (چهارشنبه)… رئیس مجلس در پایان جلسه علنی امروز به تیراندازی در مجلس واکنش نشان داد و گفت: چند نفر از تروریست های بزدل به ساختمانی در مجلس نفوذ د و البته با آنها برخورد جدی شد. یه رفیق داشتیم
از این موهای فرفری و سبیل و خط ریش چکمه ای و شلوار خفن شش جیب ..... خلاصه
oــــo

یه بار جایی بودیم با یکی بحثش شد
اون شخص یه لگد زد به پای رفیق من

اینو میگی : یه نگاه بهش کرد و گفت اگر جرات داری یه لگد دیگه بزن
طرف یه لگد دیگه زد
@ــــo

اینبار رفیق ما خیلی جدی و عصبانی گفت : جرات داری یه لگد دیگه بزن

اون ش. جانشین دفاع گفت: دشمن به دلیل آمادگی های دفاعی نیروهای مسلح، جرات نگاه خصمانه به ایران ی را ندارد. همشهری آنلاین: علی کریمی با بیان اینکه حاضر به گفت وگو با یک برنامه ضبط شده نیست گفت اگر برنامه ۹۰ جرات دارد لازم نیست دعوتم کند بلکه فقط من را روی خط زنده تلفنی بیاورد. مکالمات ردوبدل شده در برنامه ب نود به مهم ترین صحبت های امروز اهالی فوتبال تبدیل شده است. درس بچه بد شده،هی بهت میگم چند روز بمون خونه بهش برس.گوش نمیکنی که! دخترم،یکم مرخصی از کارت بگیر به شوهر و بچه ت برس. عاشق شدن پسرا بدتره.پسر به آینده فکر میکنه،خونه،کار،میتونم خوشبختش کنم؟ - نگارنده در حالی اینارو مینویسه که غمگین،افسرده و نا امیده و تو چشمش اشک جمع شده.نمیدونه احساساتش رو چطور بیان کنه،به همین دلیل به کلمات کلیدی . حتی اگر نمیدانی که تا پایان روز چه پیش خواهد آمد؛؛
جرات داشته باش که لبخند بزنی؛؛
حتی وقتی تاریکی؛؛
هیچ امیدی برای پدید آمدن نور بیشتر ایجاد نمیکند؛؛
جرات داشته باش که خود نخستین نور باشی؛؛
وقتی که بی عد ی می بینی؛؛
جرات داشته باش که نخستین ی باشی که آن را محکوم میکنی؛؛
که آ ین محکوم کننده بی عد ی، تفاوتی با عا. گفت : "یک عده به ظاهر شعار می دهند ولی بزدل هستند و تا حرف مذاکره پیش می آید می گویند ما می لرزیم. به جهنم؛ بروید یک جای گرم برای خود پیدا کنید. خداوند شما را ترسو و لرزان آفریده است." ما می گوییم : بزدل هایی که می گویند با یک بمب می تواند کشور ما را نابود کند و از ترس کدخدا انرژی هسته ای را رایگان فروختند امروز از زیر لحاف گرم اعتدال سر بی. باران و تگرگ را به چشمم دیدم / افتادن برگ را به چشمم دیدم / در واهمه ی نبودن و بودن تو / من سختی مرگ را به چشمم دیدم .

لامارتین شاعر فرانسوی میگه : تو را دوست دارم بدون هیچ علتی ، محبتی که علت داشته باشد یا احترام است یا ریا .

نازنینا گر طبیبی بنده بیمار توام / با دلی پر آرزو مشتاق دیدار توام / گر بگویی جای پایت روی چشمان من است / . اولین بار که میخوام لنز رو از چشمم دربیارم برام سخته
واکنش طبیعی جسمم اینه که پلک بزنه انقدر که اجازه نده دستم رو بذارم روی قرنیه و لنز رو بیارم پایین...
بارها و بارها تلاش میکنم تا این ترس از بین بره و بفهمم که واقعا هیچ خطری چشمم رو تهدید نمیکنه...

قسمت سختش اینه که باید مستقیم رو نگاه کنم و دستم رو بذارم روی قرنیه...یعنی باید ب. و بزرگ ترین اشتباه من٬ سد راه من٬ آن بود که نتوانستم فراموش کنم. بار عذاب اشتباهاتم همیشه بر دوشم بود. و هروقت که در اتاق خیال می نشستم و برای آینده رویا می بافتم٬ در وهله ی شوق ناک آغاز قصه های دشوار٬ تک تک پیش چشمم آمدند و توان قدم های پیش رو را گرفتند. چقدر جرات مندی با پر خاش قاطی میشه میخوای بگی این رفتار من درست متاسفانه چون نمیدونی چطور بگی به صورت پرخاش میگی صدا رو بلند میکنی یا بی احترامی میکنی شاید چون در خانواده تو بی احترامی یعنی جرات مندی تعریف ها مون خیلی مشکل داره مربی ها هم گاهی دوست دارند گوشه ی سالن بنشینند و هیاهوی سالن را فقط نگاه کنند...
گاه دوست دارند سر به روی میزشان بگذارند و با صدای ارام موزیک،پایان کار چشم ها را ببندند و کمی ارام بگیرند...
مربی ها هم گاهی دوست دارند از خط مقدم تمرین عقب بکشند و پشت بچه هایشان بایستند و گام بزنند...
مربی ها هم گاه دوست دارند از خودشان برای بچه ها. رئیس جمهور در دیدار مسئولان نظام وسفیران کشورهای ی با ی گفت: تروریست های بزدل هرگز نتوانستند در همدلی، انسجام و اتحاد ما خللی وارد کنند. آدم بعضی وقتام دلش میگیره! و مینویسه! من هرچی و هرکی که باشم، مینیمم، مینیمم، شهامت دارم که ابراز عقیده کنم. حالا عقیده ام هرقدر درب و داغون باشه... از طرفی عقیده من ی رو بدبخت نمیکنه. از طرفی سعیمو حداقل میکنم که شرح بدم ماجرا رو تا که بگم اینا خوبن اونا بدن. یعنی من اگه میگم یه مذهبی باعث شد سکته کنم تو راه، همون اول اینو نمینویسم. داس. سابق مجلس شورای ی با اشاره به انتقاد انقلاب از عقب ماندگی در حوزه عد ، گفت: برخی مسئولانی که کم کار هستند حتی جرات عذرخواهی از مردم را ندارند درحالی که ی همواره با مردم صادقانه برخورد می کنند. زبانم را نمی فهمی نگاهم را نمی بینی

زاشکم بی خبر م و آهم را نمی بینی

سخن ها ه بر چشمم نگاهم صد زبان دارد

سیه چشمم اگر طرز نگاهم را نمی بینی

گناهم چیست جز عشقت روی از من چه می پوشی

مگر ای ماه چشم بی گناهم را نمی بینی

سیه مژگان من روی سپیدم را نگاهی کن

سپید اندام من روز سیاهم را نمی بینی

پریشانم دل مرگ آشیانم. غذای مورد علاقه این کودک چیزی است که بعید است ی جرات خوردنش را داشته باشد. در هیأت محبّان العبّاس علیه السّلام ب ذاکری بیت دلنشینی از زبان حضرت رقیّه سلام الله علیها خواند. با جستجوی اینترنتی دریافتم که مطلع این سه بیت بوده که گویا از عبّاس حکیم است. فعلاً من هم به نقل همان سه بیت بسنده می کنم: ب به یاد روی تو چشمم به ماه بودتا ماه بود ی ره کارم نگاه بوددوشم در انتظار تو بگذشت و تا به صبح گوشم به حلقه در و چشم. چرا نمی روند از مدیران فدراسیون سوال کنند که پول قرارداد اسپانسر قبلی سازمان لیگ را چرا بعد از دو سال هنوز نتوانسته اید بگیرید؟ چرا مدام دنبال حرف زدن امثال علی کریمی هستید؟ ما که داریم حرف های مان را می زنیم و مردم هم لطف دارند متوجه سوالات و حرف های ما شده اند. چرا هیچ ی مدام سوالات را از فدراسیون فوتبال تکرار نمی کند تا مجبور به پا. امثال فرهاد مجیدی و علی کریمی که بازیکنان معتبری هستند هم می توانند با جذب اسپانسر آکادمی هایی شبیه به آکادمی مهدوی کیا بسازند تا هم خود در آینده از آن برداشت کنند و هم فوتبال ایران. ای آنکه بود طالب دیدار تو چشمم از هجر تو گردیده گهربار تو چشمم با رشته کلافی سر بازار محبت بنشستم و گردیده یدار تو چشمم تا آنکه بچیند گلی از گلشن رویت باشد نگران بر سر بازار تو چشمم ای یوسف زهرا به گدایت نظری کن دارد طمع از چشمه ی ایثار تو چشمم تا کی به تمنای تو ای مهدی موعود گریان شود از طعنه ی اغیار تو چشمم چشمم شده بیمار نما گوشه چشمی درمان کند آن نرگس بیمار تو چشمم تعجیل در ظهور آقا صلوات اقامت در قصر دراکولادراکولا داستان معروفی است که توسط نویسنده مشهوری به نام برن استوکر نوشته شده است . خانه ای که در این داستان برای ‏خون آشان معروف ، دراکولا ، توصیف شده است – که در حقیقت در داستان اصلی در چنین جایی زندانی بوده است -همانند قلعه ‏ای در رومانی است که به قصر برن مشهور شده است و خیلی ها آن را با قصر دراکولا می شناسند. ‏. اقامت در قصر دراکولادراکولا داستان معروفی است که توسط نویسنده مشهوری به نام برن استوکر نوشته شده است . خانه ای که در این داستان برای ‏خون آشان معروف ، دراکولا ، توصیف شده است – که در حقیقت در داستان اصلی در چنین جایی زندانی بوده است -همانند قلعه ‏ای در رومانی است که به قصر برن مشهور شده است و خیلی ها آن را با قصر دراکولا می شناسند. ‏. در گفت وگوی ویژه خبری هفته گذشته در راستای پروژه دوقطبی سازی و معرفی چهره خشن از منتقدان ت، از مردم خواست تا جریان همسو با وی را انتخاب کنند؛ این در حالی است که وی در طول چهار سال گذشته منتقدان را با واژه هایی همچون بزدل، ترسو، به جهنم، تندرو، متوهم، بی شناسنامه و کم سواد خطاب قرار داده است. مردم شهرستان های ملارد، شهریار و قدس در مجلس شورای ی گفت: امریکا جرات تعرض به کشور ما را ندارد. شهید م ع حرم امین کریمی زمانی که در معراج چهره آرام او را دیدم که خو ده، او را بوسیدم. یک هفته بعد خواب امین را دیدم که گفت "مامان من که خواب نبودم. وقتی من را بوسیدی تو را نگاه می ." خیلی وقت ها چشمم را که می بندم و باز می کنم امین را پیش رویم می بینم. وقتی روضه حسین(ع) و حضرت زینب(س) را گوش می دهم، داغ فرزندم را فراموش می کنم. روزی بر سر مزار. دریافت کننده تیم ملی والیبال ایران گفت: بعد از ضربه ای که از فائزی خوردم یک لحظه دنیا به چشمم سیاه شد. عضو هیأت نظارت بر انتخابات شوراهای ی شهر و روستای استان تهران گفت: در ارزی نسبت به صلاحیت اشخاص باید نگاه افراد را مد نظر قرار نداد زیرا همگان حق ثبت نام دارند. چقدر غم انگیز است که اگر یک روز وسایل ارتباطی انقدر پیشرفت کند که مردم ایران به جامعه ی جهانی اتصال کامل پیدا کنند انوقت باید فاتحه ی را خواند! چقدر غم انگیز است که ما حتی جرات نداریم بگذاریم مردم ایران سخنرانی ان امریکا را گوش کنند! چقدر غم انگیز است که ما مجبوریم خیلی از مطالب را در مورد انقلاب و و جنگ هم سانسور کنیم! چقدر غم انگیز ا. از همون لحظه اول که با پدر و مادرم وارد سالن مهمانی شدم چشمم بهش افتاد و شور هیجانی توی دلم به پا کرد. طول سالن را طی و روی یک صندلی نشسته دوباره نگاهش درست روبروی من بود این بار یک چشمک بهش زدم و لبخند زدم و یواشکی به اطرافم نگاه تا ی منو ندیده باشد ی متوجه من نبود. خودم را بی تفاوت مشغول حرف زدن ولی چند لحظه بعد بی اختیار چشمم را بهش انداختم و بهش نگاه چه جذاب و زیبا و با نفوذ بود. دوباره او چشمک زد بیشتر هیجان زده شدم. به خودم گفتم که از فکرش بیایم بیرون باز هم مشغول گوش دادن به حرف های بقیه بودم ولی حواسم به آن طرف سالن بود. می خواستم برم پیشش ولی خج می کشیدم جلوى والدین و صاحب خانه. حتماً اگر جلو و پیشش مى رفتم با خودشون مى گفتن عجب پسر پررویی! توی دوراهی عجیبی مانده بودم. دیگه طاقتم تمام شده بود. دل به دریا زدم و گفتم هر چه باداباد بلند شدم و با لبخند به طرفش نگاه وقتی بهش رسیدم با جرات تمام دستم رو به طرفش دراز برش داشتم و گذاشتمش توی دهنم، به به! عجب شیرینی خامه ای خوشمزه ای بود! :d پیش چشمم تاشقایق زردوپر پر میشود .. بر نگاه خســته شعری تازه بــستر میشود ** یکنفر در عمق جانم شــــعله بر پا میکند . . ازقلم چون مشعلی آتش بدفتر میشود ** واژه ها در خلوتم اعجــاز دیگــر میکنند .. . از خـــداوند غزل وحـــی مکـــرر میشود ** آیه هایم رنگ شادی سوره هایم عاشقی . .. کشتی نوحم که درطوفان شناور میشود ** دردل شب از سحرگاهان سرودی بر. صنایع برق کشور در حال حاضر صرفاً در ردیف یداران خارجی گاز طبیعی قرار دارند و به صنعت برق به عنوان یدارانی که باید با سایر واردکنندگان گاز از کشور رقابت کنند نگاه می شود. در حالی که این نگاه به دیگر… این روز ها حالم بد است...مثل اخلاقم ک بد است...من وضع درس خواندنم ک بد است...مثل شیوه ی برخوردم با او ک بد است...مثل درد سر و درد کمرم ک بد است...مثل خودم ک بد شده ام...این روزها یا کم حرف کم حرفم یا بهانه گیر...مثل غروب پنج شنبه ک سر شماره ی چشمم از دست عصبانی شدم و اصرار داشم ک با هیچ چیزی نمی بینم و چشمم ضعیف تر شده و هی سر درد و سرگیجه دارم و ا. این سیگار که خاموش شود... تورا نیز ترک خواهم کرد... تو نترس بانو... جرات تکانیدن خا ترت بامن...! مردی که بهم دست میدهد... پر میشوم از دود... دودی که از بر خاطر تو بود! وتکانیدنش با من... فقط خودم! نه حتی آشنایی که برای لحظه ای جرات جایگزینی داشته باشد... می نامم این حادثه را این: مردی که می شود من! (حیران) کدام نقطه بر روی کره زمین است که پرچم را به آتش نکشند؟ سرمربی سپیدرود می گوید امیدوار است در بازی های بعدی امتیازات لازم را بدست بیاورند. تو خیابون که راه می رفتم ناخداگاه چشمم میفتاد به خانم هایی که بدحجاب بودند. ازین وضع حس ناراحت وعصبی می شدم و سرم رو مینداختم پایین و افسوس می خوردم. دلم میخواست یک کاری کنم اما چه کاری از دستم بر میومد؟ از طرفی (ص) هم فرموده بودند : نگاه به نامحرم تیر زهر آلودی از تیرهای است. دلم می خواست به یک شکلی این تیر رو به سمت خود برگردونم که هم باعث ثواب بشه و هم باعث عاقبت بخیری ن بد حجاب. راه حلی برای حفظ نگاه تا اینکه تصمیم گرفتم هر بار که ناخداگاه چشمم به خانم بد حج افتاد هم نگاهم رو ازش برگردونم و هم از طرف اون خانم یک صلوات بفرستم و هدیه کنم به خانم فاطمه زهرا (س) برای عاقبت بخیری اون خانمبدحجاب. اینجوری هم من یک ثو می برم، هم اون خانم یک ثو می بره، هم برای عاقبت بخیریش کاری کرده بودم و هم اینکه تیر زهر آلود رو به سمت خودش برگردونده بودم. حالا شما فکر کنین اگه همه آقایون اینکارو کنن اونوقت چی میشه؟؟؟ برگرفته شده ازمعبرسایبری فندرسک سرما خوردم نشد دوش بگیرم ولی لباسامو عوض و موهامو شونه یه کم تو بالکن قدم زدم و اتاق رو مرتب خیلی بهم ریخته بود همش چشمم به در چشمم به تلفن به موبایل ... هر کاری میکنم نمیتونم حتی یه لحظه فراموش کنم تو نیستی بخدا حتی یه لحظه .. الان چشمم افتاد به قسمتی از نوشته ی قبلی ام که: هر طرف دنیا را نگاه کنی یک جنگ و کشتار میبینی... به تاریخ انتشارش نگاه که شکم برطرف بشود. بیست و نه شهریور. نه... هنوز به اصطلاح «حادثه» منا اتفاق نیفتاده بود. من دلم میخواهم بگویم قتل عام منا!! خدا لعنتشان کند! خدا لعنتشان کند. و باز هم خدا لعنتشان کند! این روزها هر دعایی که میکنم یک گوشه اش ه. فکر چقدر پایانِ داستانی را قرار دادن سخت است. چقدر جرات دارند آدم هایی که قصه می نویسند و آ ش را باز نمی گذراند. پایان چیزی را تعیین می کنند و خوابشان می برد. فکر نمی کنند می توانست هزار طور دیگر باشد. به من اگر باشد سکوت می کنم. رها می کنم. نمی توانم. برای همین هم آدمِ بی قالبی هستم. نوشته هایم. رابطه هایم. عشق هایم. نتوانسته ام باور کنم پ. تو خیابون که راه می رفتم ناخداگاه چشمم میفتاد به خانم هایی که بدحجاب بودند. ازین وضع حس ناراحت وعصبی می شدم و سرم رو مینداختم پایین و افسوس می خوردم. دلم میخواست یک کاری کنم اما چه کاری از دستم بر میومد؟ از طرفی (ص) هم فرموده بودند : نگاه به نامحرم تیر زهر آلودی از تیرهای است. دلم می خواست به یک شکلی این تیر رو به سمت خود برگردونم که هم باعث ثواب بشه و هم باعث عاقبت بخیری ن بد حجاب. راه حلی برای حفظ نگاه تا اینکه تصمیم گرفتم هر بار که ناخداگاه چشمم به خانم بد حج افتاد هم نگاهم رو ازش برگردونم و هم از طرف اون خانم یک صلوات بفرستم و هدیه کنم به خانم فاطمه زهرا (س) برای عاقبت بخیری اون خانمبدحجاب. اینجوری هم من یک ثو می برم، هم اون خانم یک ثو می بره، هم برای عاقبت بخیریش کاری کرده بودم و هم اینکه تیر زهر آلود رو به سمت خودش برگردونده بودم. حالا شما فکر کنین اگه همه آقایون اینکارو کنن اونوقت چی میشه؟؟؟ مردم مشک در مجلس گفت: مدیران اینقدر مورد توبیخ قرار گرفته اند که جرات ریسک ندارند؛ در حالی که باید مدیران را تشویق کرد. اپلیکیشن جدید بلک بری از نگاه مزاحمان به نمایشگر گوشی اندرویدی شما جلوگیری می کند! برای آن دسته از کاربرانی که زیاد با مترو سفر می کنند و یا آنهایی که در محیط های اداری و تجاری شلوغ نیاز به کار با اسمارت فون یا تبلت خود دارند، نگاه افراد مزاحم و البته افراد فضولی که سعی دارند اطلاعات و تصاویر نمایش داده شده بر روی صفحه را مشاهده کنند، یک ... نوشته اپلیکیشن جدید بلک بری از نگاه مزاحمان به نمایشگر گوشی اندرویدی شما جلوگیری می کند! اولین بار در گجت نیوز پدیدار شد.
بازیگری که در حال حاضر با «روح در پوسته» روی های سینما دیده می شود و اخیرا در ویدیویی هجو…