کلاغ فید

به نقل از خبرگزاریها در مورد کلاغ فید : مامان مطمئن است زمانی که من را حامله بوده، کلاغ سفیدی با دم سیاه را چهار ماهِ تمام هر روز روی کابل برق روبه روی پنجره آشپزخانه می دیده و از جایی بهش الهام شده که کلاغ، منتظر به دنیا آمدن من بوده. هیچ توی فامیل داستان مامان را که.... نازنین درحالی که تو تراس کلاغ دیده خطاب ب من : تارا کلاغ! من : طلاق؟ نازنین : بابا کلاغ! من: طلاق چی اخه چی میگی تو!؟ نازنین سرمو میچرخونه سمت تراس میگه نگا دمش کن کلاغه تو تراسو میگم...! من درحالی که از خنده نفسم بالا نمیومد بدو بدو تو افق محو شدم!!!
گام به گام هشتم pdf
کتاب دروس طلایی هشتم
کلاغ سپید هشتم با جواب
گام به گام هشتم برای اندروید
کتاب گام به گام هشتم
پی دی اف دروس طلایی هشتم
کلاغ سپید ریاضی هشتم با جواب
کتاب کلاغ سپید پایه ششم ادامه مطلب ماجرای شعر ترکی و آموزنده «روباه و کلاغ» و تبدیل آن به شعری بی محتوا و ک نه در کتاب فارسی دوم دبستان داستان «روباه و کلاغ» از شا ارهای ادبی «میرزا علی اکبر صابر» یکی از مفا آذربایجان در کتاب معروف «هوپ هوپ نامه» است که در کتاب فارسی دوم دبستان با ترجمه حبیب یغمایی بدون اشاره به نام شاعر به چاپ رسیده است! گربه و کلاغی با هم دوست بودند.روزی در کنار درختی با هم حرف می زدند که ناگهان کلاغ پلنگی را دید که نزدیک میشود پرید و روی شاخه درخت نشست گربه گفت دوست من به منم کمک کن کلاغ در حین فکر مردن سگ چوپان را دید رفت و او را را صدا زد و با سگ به کنار پلنگ رفتند همین که پلنگ سگ را دید فرار کرد و گربه نجات یافته دوست خوب انسان را در هر موقعی یاری می . یک عکاس آماتور در هند این تصاویر را که چگونه یک کلاغ سیاه سر به سر یک عقاب می گذارد را به ثبت رسانده است. این تصاویر که توسط یک عکاس آماتور در تامیل نادوی هند گرفته شده نشان می دهد که چگونه یک کلاغ سیاه سر به سر یک عقاب می گذارد. میگن کلاغ مهربون بازم دوباره جازدی

میگن بازم به کفتره تو قصه پشت پا زدی

میگن هف هش روزی میشه که جلد اینو اون شدی

مثل مترسکای ده لنگ یه لقمه نون شدی

میگن یه چن روزیه که رنگ پرات پریده و

کلاغ سیاه قصه ها به خونشون رسیده و

آخه مگه زمستونا نذر تو پر زدن نبود

تو باد و بارونو تگرگ به باغچه سر زدن نبو. ایسنا نوشت: رییس هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری نهاد ریاست جمهوری گفت: به نظر نمی رسد برای رقابت با ی به میدان بیاید. منطقه کوهستانی الوند همدان یکی از مناطق بسیار زیبای ایران است ، چشمه های پر آب ، دشت های وسیع وزیبا ، مردم مهربان و خونگرم ، پناهگاه بزرگ و زیبا ،که در تمام فصول قابل دست رسی است ، شما در هر فصلی که به این منطقه صعودی داشته باشید لذت خواهید برد ، گروه ما نیز به علت علاقه فراوان به این منطقه سالی دو تا سه بازدید از این منطقه دارد این بار تابستان و قله کلاغ لان اینک تصاویر به سوی پناهگاه پناهگاه دشت میشان ابتدای دشت نادر البته ما به قلمرو انها پا گذاشته ایم مسیر پاکوب به سوی کلاغ لان پناهگاه کلاغ لان یا پناهگاه دوم الوند که برای شب مانی نیز مفید است خصوصا در زمستان مسیر پا کوب قله کلاغ لان ع یادگاری در کنار قله کلاغ لان کلاغ مثل طوطی یا مرغ مینا  عزیز دل همه  نیست ی کلاغی تو قفس نداره ،شاید بخاطر سیاهیش شاید بخاطر  کم یاب نبودنشصدای قار قار که گاهی ناخوشایند ترین صدای ممکنه برخلاف دلنوازی صدای جیک جبک گنجشک   یا قناری دلم به حال کلاغا سوخت  ناخوادگاه یاد شیرین افتادمدوست و همکلاسی دبیرستانم،دختر شاد و پر انرژی که تن صدای قشنگی دا. با سلام کلاغ میرزا نام یه نشریه در اندازه a4 و دورو که از وسط تا میخوره با موضوع طنز در قالب شعر و نثر که بصورت گاهنامه منتشر خواهد شد. مطالعه برای عموم آزاد است انتشار در هر مکان آزاد است. بهای دریافت نشریه: سه صلوات برای سلامتی ولی عصرمان حضرت مهدی(عج) برای دریافت اینجا کلیک کنید. امتداد شهید،کلاغ میرزا،نشریه آماده در ارتفاعات اصلا حیوانی وجود ندارد چون هم خطرات است و هم غذایی وجود ندارد که به آنجا بروند اما فقط کلاغ ها بالا می آیند و حتی تا ارتفاع هفت هزار و 500 متری نیز ما را دنبال می کنند تا بتوانند از غذای ما ب ند این کلاغ ها از کلاغ های معمولی بزرگ ترند و اگر غذا را خوب پوشش ندهیم آنها را می برند و حتی من دیدم با نوک منقار خودشان آنچنان به کنسر. فریبا خانی: این روزها در نگارخانه ی ماه، نمایشگاه «درخت ها و کلاغ ها»ی رضا یاراحمدی، هنرمند نقاش و مجسمه ساز ب است. این هنرمند دستی درمعماری هم دارد. توکیو> پروفسوری در ژاپن برای دور نگه داشتن کلاغ ها از یک کارخانه از تابلو هایی استفاده کرد که از آنها می خواست نزدیک این منطقه نشوند. یه دانش آموز دارم اسمش شفیعیه .مخ ریاضیه ولی املا و فارسی رو در حد مسی میفهمه . خود گفت که از کلاغ سفید مینویسه . چند روز پیش داشتیم بنویسیم انجام میدادیم . گفتم شما بخون شفیعی . خوند دیدم بععععله .کپی از کلاغ سفید . گفتم بسه شفیعی دیگه نخون . اگه بخوام از این حرفا بشنوم ،میرم کلاغ سفید می م . گفت . شما هم ب ین . راحت میشین . یکی از بچه ها اوم. به هنگام صحبت در مورد ویژگی های حیوانات، معمولا سگ را حیوانی وفادار می دانند که در هر شرایطی صاحب خود را دوست دارد و به او وفادار است. مطالعات جدید نشان می دهد کلاغ ها نیز به همین میزان به کینه خود وفادار هستند! - کلاغ وحشیه ؟؟؟؟ + (یک نگاه عاقل اندر ثفیح) - نه منظورم اینه که حمله میکنه ؟ + تو تاحالا یه کلاغ آدم خوار دیدی که به ی حمله کنه ؟! - کلاغ شومه ؟ + نمدونم من که فکر نمیکنم به این چیزا .- خب غذا چی میخوره پس ؟ + از نظر تو گوشت میخوره لابد ! - ... ینی اگه یهو ببینیش ، شوم نیس ؟ + تو هر وقت خواستی کلاغی رو ببینی ، به تدریج نگاش کن . یهو نگا نکن که شومیش اثر بذاره روت !!!- ... ینی نوک هم نمیزنه ؟ + معلومه که نوک میزنه !!! پرنده ست ماهی که نیس ! - پس وحشیه . (!!!) ++ مکالمه من و دوستم قبل از امتحات دستور در ! ++ ببین با چه ایی شدیم هفتاد و خورده ای میلیون نفر !!!!! نمایش افسانه کلاغ همزمان با بیست و چهارمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان در تویسرکان به روی صحنه می رود. هزاز آتش و دود غم ست و نامش: " عشق" هزار درد و دریغ و بلا و نامش: " یار" پی نوشت: کلاغ اولی: غار غار کلاغ دومی: غار؟ کلاغ اولی: پ نه پ هتل - البته قار نه غار - قار در زبان ترکی به معنی برف است --- پس همیشه کلاغ ها دعای برف می خوانند - دل بستن به کلاغی که دل دارد، بهتر از دل بستن به طاووسی ست که فقط زیبایی دارد .... - یادتان باشد که بعضی ها از عقل فقط دندانهایش را دارند .... - سعی کنید همیشه خودتان باشید .... از لای در سرک نکش اینقدر سرسری
تا خون به چشم پنجره و در بیاوری

با دکمه های پیرهنت سخت گیر باش
وقتی دو بره را به چراگاه می بری

رویاترین نه که من را مرتبن
به باد می­فروشی و از آب می­ ی

من مثل سنگواره­ ، پرواز مثل سنگ
پروانه ای که خشک شده لای دفتری

یا ... بادبادکی که به سرگیجه مبتلاست
در دست باد . همه ی کشتی ها و قطارها
حتی همه ی هواپیماها
رفته اند من
هنوز
منتظرم
کبوتری که از دل ها پرید
برگردد
و زمین را خلاف عقربه های ساعت
آن قدر بچرخاند
که برسد به نوح
که برسد به آدم
که برسد به تو سرگیجه گرفته ام
من
کلاغ بودم یا کبوتر؟ سید ضیاءالدین شفیعی
دعای مضطر مالک بن دینار میگوید((به قصد حج مسافرت می ، در بیابان کلاغی را دیدم که در منقارش تکه نانی بودبا خودم گفتم:"یعنی چه ؟حتما حادثه ای پیش آمده که تکه نانی در منقار کلاغ است."دنبال کلاغ را گرفتم، دیدم کلاغ وارد غاری شد.وارد غار شدم.دیدم دست و پای مردی را بسته اند و به پشت انداخته اند.کلاغ برای او نان آورده و لقمه لقمه می کند و ب. دو طراح هلندی که از حجم ته سیگارهای موجود در پارک های آمستردام نگران شده بودند، یک برنامه عجیب برای آموزش کلاغ ها را آغاز د که ته سیگار ها را از خیابان ها جمع کنند و با غذاهای خوشمزه مبادله کنند. قصه گو به نیمه های قصه رسید کلاغ توی تاریکی آن دورها سوسوی چراغی دید این بار قبل از به سر رسیدن داستان به خونه اش می رسید... قصه گو از نیمه ی قصه گذشت کلاغ خیره به سوسوی دور چراغ هر چه توان داشت بال زد. اشک توی چشمهایش جمع شده بود قصه گو به آ قصه رسیده بود. کلاغ تندتر بال زد بال زد و بال زد... چراغ که خاموش شد بغض کلاغ توی تاریکی آسمان ترکید. تا حالا در طول مسیر به حیوانات و پرندگان هم برخورد کرده اید؟
- نه اصلا. در ارتفاعات که اصلا حیوانی وجود ندارد چون هم خطرات است و هم غذایی وجود ندارد که به آنجا بروند اما فقط کلاغ ها بالا می آیند و حتی تا ارتفاع هفت هزار و 500 متری نیز ما را دنبال می کنند تا بتوانند از غذای ما ب ند این کلاغ ها از کلاغ های معمولی بزرگ ترند و اگر غذا را خو. احمد باروچا یک استندآپ بسیار دیدنی را اجرا می کند؛ از ماجرای برنامه آموزشی پرواز کلاغ ها تا درگیری با دستگاه های الکترونیکی. این استندآپ کمدی را با در «تابناک» می بینید. تهرانی:تیکه های هلوی ته آبمیوه رانی
وانت:اینترنت آزاد بدون
یک کلاغ چهل کلاغ:نبرد ناجوانمردانه بین کلاغ ها
کته ماست:گربه ی ماست
کره حیوانی:بیچاره ناشنواست
مختلف:مرگ مغزی
قرتی:نوعی چای که با قروحرکات موزون خورده میشه
غیرتی:هر نوع نوشیدنی بجز چای..... آیینه نگاهم می کند و تصویری تازه نشانم می دهد ... مترسکی گنگ جلو چشمانم ترسیم می شود... فریاد می زند آنچه نشان می دهم تو هستی ... و من در آیینه مزرعه ای می بینم که به اعتمادی کاذب داراییش به باد رفته... مزرعه ای که صاحبش هم برای خوش اعتمادی مترسک به کلاغ رهایش کرده... و حالا نگاه پر ماس مترسک به سمت کلاغ است و نگاه کلاغ به سمتی دیگر... نا امید . روباه به کلاغ : چه سری چه دمی، یه آواز بخون
کلاغ پیتزا زد زیر بغلش و گفت :
آن موقع که گولم زدی کلاس دوم بودم الان لیسانسم !
روباه میگه: میبینم پیر شدی پروب ریخته
کلاغ تا بالهاشو باز میکنه پز بده پیتزا میفته !
روباهه پیتزا رو برمیداره میگه :
اون موقع منم سرباز معلم بودم حالا م ! پسرمهربون: کلاغ آن بالا نشسته بود و داشت پنیرش را سق می زد. روباه خزید زیر درخت و ت نشست. کلاغ هی رفت و آمد. هی بال هایش را باز و بسته کرد. هی فیگور گرفت. روباه هیچی نگفت. کلاغ نشست روی شاخه پر و پاچه را بالا زد. روباه انگار خفه شده بود. کلاغ عاصی شد. قالب پنیر را زد تو سر روباه . غار زد یه چیزی بگو خفه خون گرفته یه روز یه بچه ۸ ساله با یه بچه ۹ ساله میرن پیش مادر بزرگشون میگن مامی بزرگ؟؟
پدر مادرا چجوری بچه دار میشن؟
مادر بزرگه: !!!(ای تو روحتون من چی بگم ب شما آخه؟)
!!!!!!!!!
نگا کنید عسلای من...
فک کنید رو تیر چراغ برق یه کلاغ باشه
فردا یه کلاغ دیگه میاد پیشش میشن دوتا کلاغ
پس فرداش میشن ۳ تا!!!
۸ ساله هه یه نگاهی به ۹ ساله هه میک. 3درسی که می توان از کلاغ آموخت ! کلاغ دنیا کارخانه آدمی ساز است، هر کدام از مخلوقات خداوند می توانند علامت و نشانه ای به سوی هدف باشند و انسان را به مقصد اصلی خویش راهنمایی کنند. از این رو می توان از هر یک از این مخلوقات درسی آموخت و آن را پیشه خود ساخت. تمامی مخلوقات درسی برای آموختن دارند و در این میان چشمی نیاز است که یارای دیدن آن را داشته و عزمی که آن را پیشه خود سازد. از کلاغ بیاموز کلاغ پرنده ای است که در سه خصلت می توان از او درس گرفت: رسول خدا(صلوات الله علیه) فرمود: از کلاغ سه عادت بیاموزید، پنهان بودنش به هنگام جفت شدن و سحر خیزیش در طلب روزى و بیدار و هوشیار بودنش. (الخصال/ ترجمه فهرى/ج‏1 / 113) بله مخلوقات خدا نیز هر یک صفات نیکی به خویش اختصاص داده اند که از آنها می توان در آن صفت الگو گرفت. این کلام رسول خدا صلوات الله علیه با خود نکاتی را به همراه دارد که در ذیل بدان اشاره می داریم: نکته1: ل صفات مذکور از اهمیت به سزایی برخوردارند که اکرم صلوات الله علیه در ذکر اهمیت آن از کلاغ بهره می جوید که این صفات بدین قرارند: کلاغ یکی از باهوش ترین پرندگان است زیرا بزرگ ترین مغز را در بین پرندگان دارد. رفتار کلاغ نشان از باهوش بودن و به کار بردن فکر در این پرنده دارد. برای مثال کلاغ دانه هایی را که دارد در زیر خاک ذخیره می کند. این پرنده گاه انباری می سازد ولی دانه های خود را در آنجا پنهان نمی کند بلکه احتمالاً برای گمراه سایرین این عمل را انجام می دهد. رونمایى از ویدیو کلیپ «یک قنارى یک کلاغ» با صداى هنگامه قاضیانى. پرنده زخمی شده بود. با منقار کلاغ... در یک نگاه داروینیستی بایست اجازه بلعیده شدنش را به طبیعت می دادم. اما کمک های نصف و نیمه ام تنها سبب شد با زخم های عمیق بر جسم کوچکش برای مردن بجنگد. از کمک های نصف و نیمه بیزارم. از چشم هایی که کارشان دالی به قصد بازی است! از پطروس های مثلا فداکاری که انگشتشان در همان میانه راه خسته می شود. چندین بار. من دیگر هیچ پری کوچک غمگینی نمیشناسم من فقط کلاغ های سیاه را میشناسم که درک نمیکنند که با چشم های نافذ و ترسناکشان به تو نگاه میکنند,به دنبال نقطه ضعف میگردند نگاهت میکنند تا بفهمند چگونه میتوانند وارد روحت شوند روحت را بجوند و از درون نابودت کنند تا با دیدن ویرانی تو,لذت ببرند تا شاید عقده های دیرینه شان فروکش کند با نابودی تو انگا. تار گرایش شدیدی در جذب دل های روشن ضمیر دارند،شب بدور از هیایوی روز فرصت مناسبی برای خلوت با خالق است. تار را می توان از شدت سیاهی و همچنین علاقه به ربودن دل های روشن به کلاغ تشبیه نمود و دل سفید مانده را می توان بسان قالب پنیری تصور نمود که اماده ی تقدیم به پروردگار است و رابط زمانی مناسب که همان کلاغ شب است بنا به استطاعت ما قطعه ای . حرفی بزن سکوتت مرا آشفته میکند دلم یک بغل حرف می خواهد آن هم از زبان تو حرفی بزن... " مریم حسن زاده " حرف بیشتر از این هر روز می آیم روی کاج خانه تان مینشینم برایت شعر می خوانم و تو سنگم میزنی و زیر لب می گویی: کلاغ بی شعور... " سپید والا " هر چقدر دلت می خواهد روی کاج وسط حیات بنشین هرگز دستی تکان نخواهم داد تا بالهایت را بگشایی و بروی خبرها. مالک بن دینار میگوید((به قصد حج مسافرت می ، در بیابان کلاغی را دیدم که در منقارش تکه نانی بود با خودمگفتم:"یعنی چه ؟حتما حادثه ای پیش آمده که تکه نانی در منقار کلاغ است. دنبال کلاغ را گرفتم، دیدم کلاغ وارد غاری شد.وارد غار شدم. دیدم دست و پای مردی را بسته اند و به پشت انداخته اند.کلاغ برای او نان آورده و لقمه لقمه می کند و به او می دهد.به محض ورود من کلاغ رفت و دیگر برنگشت.به آن مرد گفتم:"تو کی هستی و از کجا می آیی؟ گفت: من به قصد حج بیرون آمدم و در این بیابان ها مرا گرفتند وتمام اموالم را تصاحب د. دستم وپایم را محکم بستند و مرا به این مکان انداختند.پنج روز گرسنگی را تحمل تا اینکه درمقام دعا عرض :ای خ که در قرآن می فرمایی امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء (سوره نمل آیه62) ای ی که دعای مضطر را اجابت می کند و گرفتاری را برطرف می سازد، من مضطر و بیچاره ام، به من رحم کن.تا این که خداوند این کلاغ را به من رساند و هرروز مرا از غذا و آب سیراب میکند. الدین فی قصص/ج3،ص49 ندیده بودم که کلاغ گردو بخورد. امروز دیدم. کلاغی نشسته بود روی شاخه درخت گردویی و با نوک آن را باز کرده بود و مشغول خوردن محتویات گردو بود. بعد هم که گردو از شاخه جدا شد آن را به منقار گرفت و رفت. دیگر اینکه ی به نام idiocracy دیدم که شاید بشود "احمق سالاری" ترجمه اش کرد. کمدی خوبی بود. شرکتی آمده بود آب را با نوشابه ای سبز رنگ عوض کرده بود و ه. این داستانک را یک جایی خوا ندم و بعد به نظم در آوردم: زمستان و بود و سرما و کلاغ و جوجه هایش درختی خشک و برف و غصه هایش کلاغک لانه اش را گرم می داشت چه سودی چون غذایی بر نمی داشت امان را برده بود از آشیانه نبودش دون و نان و آب و دانه کلاغک ذره ذره کندی از خود نهاد اندر دهان جوجه ی د بخوردند و بخو دند و سر شد زمستان سیاه و سرد رد شد کلاغک مر. زن همسایه ام از من شکایت کرده ... که : این آقا ... شبها ... در خانه اش جن دارد ...! صدای جیغ بلند می آید ... حتی صدای سگ ها تغییر می کند ... است انگار که سر می میبرند ... و آ ین ناله هاشان می پیچد ... بر در و دیواری که با مشترک است ... انگار دارند گیسوان زنی را می کشند ... و جیغ می زند هی تا بمیرد ... اما وقتی مرد هم صدای جیغش تمام نمی شود ... تازه می آمیزد با . http://aks.roshd.ir/p os/12.4122.medium.aspx مطالعات نشان داده است کلاغ ها حافظه دقیقی در مورد چهره انسانها دارند. کلاغ ها قادر به تشخیص تفاوت بین یک صورت مهربان و صورت خطرناک و همچنین هشدار وضعیت خطر به همنوع های خود هستند.

این پرندگان که در هوشمندی مانند شامپانزه ها هستند چهره ی را که سبب تهدید یا خطری برای شان شود، حداقل به مدت 5 سال، فراموش نخواهند کرد. گروهی دانشمندان واشنگتن این موجودات را برای مدتی طولانی مورد بررسی قرار دادند.

آنها در منطقه سیاتل واشنگتن دسته ای از کلاغ ها را از طریق فردی که ماسکی با ظاهر خطرناک به چهره داشت و پرنده ها را به دام می انداخت و سپس رها می کرد، روبرو د.

بعد از 5 سال از این آزمایش محققان دریافته اند که کلاغ های زیادی در آن منطقه، نسبت به این ماسک واکنش خصمانه نشان می دادند که این عمل آن ها حاکی از آن بود که پرندگان در بند، دوستان خود را از چنین خطری با خبر کرده بودند.

بر اساس تحقیق، تعداد کلاغ هایی که در ابتدا در آزمایش شرکت د، کم بود اما پس از این اتفاق، تعداد کلاغ هایی که از این ماسک فرار می د، افزایش یافت. امید وارم خوشتون اومده باشه............................................................. مالک بن دینار میگوید((به قصد حج مسافرت می ، در بیابان کلاغی را دیدم که در منقارش تکه نانی بودبا خودم گفتم:"یعنی چه ؟حتما حادثه ای پیش آمده که تکه نانی در منقار کلاغ است."دنبال کلاغ را گرفتم، دیدم کلاغ وارد غاری شد.وارد غار شدم.دیدم دست و پای مردی را بسته اند و به پشت انداخته اند.کلاغ برای او نان آورده و لقمه لقمه می کند و به او می دهد.به محض ورود من کلاغ رفت و دیگر برنگشت.به آن مرد گفتم:"تو کی هستی و از کجا می آیی؟" گفت:"من به قصد حج بیرون آمدم و در این بیابان ها مرا گرفتند وتمام اموالم را تصاحب د.دستم وپایم را محکم بستند و مرا به این مکان انداختند.پنج روز گرسنگی را تحمل تا اینکه در مقام دعا عرض :ای خ که در قرآن می فرمایی((امن یجیب المضطر اذا دعاه)) (سوره نمل آیه62)ای ی که دعای مضطر را اجابت میکند و گرفتاری را برطرف میسازد، من مضطر و بیچاره ام، به من رحم کن.تا اینکه خداوند این کلاغ را به من رساند و هرروز مرا از غذا و آب سیراب میکند. الدین فی قصص/ج3،ص برگرفته از:وبلاگ ارزشی وقرآنی الشافیه این هفته برنامه نسبتا سنگینی اجرا کردیم . پیمایش خط الراس کم ارتفاع و در عین حال برف گیر قز قلعه سی تا قله کلاغ لانه که به خاطر وجود کولاک شدید و برف کوبی سنگین مقدمه خوبی برای شروع صعود ها زمستانه ساخت . گزارش تصویری از این برنامه را تقدیم نگاهتان می کنم : http://s1.xum.ir/2014/12/07/img_0794.jpg شروع مسیر با سوار شدن روی یال قز قلعه باشیب زیادی همراه است ... http://s1.xum.ir/2014/12/07/img_0803.jpg کولاک شدید در دوساعت اول برنامه چهره یک روز آفت را تغییر داد ... http://s1.xum.ir/2014/12/07/img_0807.jpg یال کم شیب زیبا و برف گیر قز قلعه http://s1.xum.ir/2014/12/07/img_0811.jpg گل برف های زیبای مسیر ... http://s1.xum.ir/2014/12/07/picture012.jpg و چشم اندازی متفاوت از قله کلاغ لان نفرات برنامه : علی محمودی و فواد رضاپور ع ها از : فواد رضاپور... بعضی از خاطرات هم به قدری شیرین و دل چسب هستند که هیچ گاه رنگ کهنگی و فراموشی به خود نمی گیرند و هرگاه یاد آنها می افتیم انگار همین چند لحظه پیش اتفاق افتاده اند. شعر کلاغ و روباه را که در یکی از کتاب های دوره ی دبستان داشتیم یادتان هست؟ داستان کلاغی بود که یک قالب پنیر پیدا می کند. آن را به منقار گرفته، روی شاخه درختی می نشیند. روباهی او را دیده و می خواهد به هر ترفندی پنیر را از کلاغ بگیرد. شروع می کند به تعریف و تمجید از کلاغ. سرانجام از او می خواهد تا با صدای خوش و دلنوازش آوازی بخواند. کلاغ که از تعریف و تمجید روباه خوشش آمده، دهان باز می کند تا آوازی بخواند. پنیر از دهانش می افتد و روباه با خوردن آن پنیر دلی از عزا در می آورد.
در آستانه اول مهر یادی از خاطرات کتابهای ابت +تصویری کاش همه ی ما ادما یکم از کلاغ یاد میگرفتیم خ هممون میگیم کلاغ زشت ترین پرندس
بد صدا ترین پرندس ولی هیچ اینو نفهمید... که کلاغ با همه بدی هاش تو فصل پاییز درخت بی برگ و تنها نمیزاره کاش ماام یکم از کلاغ وفاداری یاد میگرفتیم کاش ... یه روز یه بچه 8 ساله با یه بچه 9 ساله میرن پیش مادربزرگشون میگن:
مادربزرگ پدر مادرا چطوری بچه دار میشن؟؟؟
مادربزرگه میگه:نگاه کنید عسلای من
فکر کنید رو تیر چراغ برق کلاغ باشه
فردا یه کلاغ باشه فردا یه کلاغ دیگه میاد پیشش
میشن دوتا!!!!
پس فرداش میشن سه تا!
8 ساله هه یه نگاهی به 9 ساله هه میکنه میگه:
به نظرت واقعیتو بهش. انشا در مورد کلاغ برای کلاس هفتم
انشا در مورد خانه کلاس هفتم
انشا درمورد عینک با مقدمه
درباره عینک
مقدمه در مورد عینک
انشا درباره ی خانه پایه هفتم
انشا در مورد کلاغ ها
انشای عینک ادامه مطلب