کلبه تنهایی ها

به نقل از خبرگزاریها در مورد کلبه تنهایی ها : آهنگ جدید مصطفی فتاحی کلبه قشنگ     آهنگ جدید مصطفی فتاحی کلبه قشنگ آهنگ کلبه قشنگ با صدای مصطفی فتاحی موزیکی دیگر و شیندنی ازخواننده خوش صدا مصطفی فتاحی با نام کلبه قشنگ همراه با دو کیفیت عالی تنظیم : وحید پارسا , موزیک و ترانه : ی , می و مستر : بنیامین ولی نژاد new “kolbeye ghashang” of mostafa fattahi whit text on saba- kolbeye ghashang آهنگ جدید مصطفی فتاحی کلبه قشنگ متن آهنگ کلبه قشنگ مصطفی فتاحی چشای خستمو تو بستی روی غم
یه کاری کردی که من عاشقت شدم
یه کاری کردی با دلم به سادگی
که هی نگات کنم که دل بهت بدم
من عاشقت شدم نفس شدی واسم
تو عمر من شدی شدی همه م
من عاشقت شدم نفس شدی واسم
تو عمر من شدی شدی همه م
تو عمر من شدی شدی همه م
یه کلبه قشنگ توو عمق جنگلا
منو تو مال هم منو تو پا به پا
هوای خوب عشق هوای عاشقی
منو تو و سکوت منو تو بی صدا
نگاه میکنیم به چشمای هم
ما گریه میکنیم فقط برای هم
دلامونو به هم میدیم ما تا ابد
بمونه قلبامون فقط به پای هم
بمونه قلبامون فقط به پای هم کلبه قشنگ مصطفی فتاحی منبع : آهنگ جدید مصطفی فتاحی کلبه قشنگ مطلب آهنگ جدید مصطفی فتاحی کلبه قشنگ در سایت بزرگ هف نیوز آهنگ جدید مصطفی فتاحی کلبه قشنگ     آهنگ جدید مصطفی فتاحی کلبه قشنگ آهنگ کلبه قشنگ با صدای مصطفی فتاحی موزیکی دیگر و شیندنی ازخواننده خوش صدا مصطفی فتاحی با نام کلبه قشنگ همراه با دو کیفیت عالی تنظیم : وحید پارسا , موزیک و ترانه : ی , می و مستر : بنیامین ولی نژاد new “kolbeye ghashang” of mostafa fattahi whit text on saba- kolbeye ghashang آهنگ جدید مصطفی فتاحی کلبه قشنگ متن آهنگ کلبه قشنگ مصطفی فتاحی چشای خستمو تو بستی روی غم
یه کاری کردی که من عاشقت شدم
یه کاری کردی با دلم به سادگی
که هی نگات کنم که دل بهت بدم
من عاشقت شدم نفس شدی واسم
تو عمر من شدی شدی همه م
من عاشقت شدم نفس شدی واسم
تو عمر من شدی شدی همه م
تو عمر من شدی شدی همه م
یه کلبه قشنگ توو عمق جنگلا
منو تو مال هم منو تو پا به پا
هوای خوب عشق هوای عاشقی
منو تو و سکوت منو تو بی صدا
نگاه میکنیم به چشمای هم
ما گریه میکنیم فقط برای هم
دلامونو به هم میدیم ما تا ابد
بمونه قلبامون فقط به پای هم
بمونه قلبامون فقط به پای هم کلبه قشنگ مصطفی فتاحی منبع : آهنگ جدید مصطفی فتاحی کلبه قشنگ مطلب آهنگ جدید مصطفی فتاحی کلبه قشنگ در سایت بزرگ مجله پزشکی آهنگ کلبه قشنگ با صدای مصطفی فتاحی     آهنگ کلبه قشنگ با صدای مصطفی فتاحی آهنگ کلبه قشنگ با صدای مصطفی فتاحی موزیکی دیگر و شیندنی ازخواننده خوش صدا مصطفی فتاحی با نام کلبه قشنگ همراه با دو کیفیت عالی تنظیم : وحید پارسا , موزیک و ترانه : ی , می و مستر : بنیامین ولی نژاد new “kolbeye ghashang” of mostafa fattahi whit text on saba- kolbeye ghashang آهنگ جدید مصطفی فتاحی کلبه قشنگ متن آهنگ کلبه قشنگ مصطفی فتاحی چشای خستمو تو بستی روی غم
یه کاری کردی که من عاشقت شدم
یه کاری کردی با دلم به سادگی
که هی نگات کنم که دل بهت بدم
من عاشقت شدم نفس شدی واسم
تو عمر من شدی شدی همه م
من عاشقت شدم نفس شدی واسم
تو عمر من شدی شدی همه م
تو عمر من شدی شدی همه م
یه کلبه قشنگ توو عمق جنگلا
منو تو مال هم منو تو پا به پا
هوای خوب عشق هوای عاشقی
منو تو و سکوت منو تو بی صدا
نگاه میکنیم به چشمای هم
ما گریه میکنیم فقط برای هم
دلامونو به هم میدیم ما تا ابد
بمونه قلبامون فقط به پای هم
بمونه قلبامون فقط به پای هم کلبه قشنگ مصطفی فتاحی متن ترانه ، ت ت ، شعر و آهنگ جدید مصطفی فتاحی کلبه قشنگ آهنگ های پیشنهادی دیگر : آهنگ جدید مصطفی فتاحی کلبه قشنگ     آهنگ جدید مصطفی فتاحی کلبه قشنگ آهنگ کلبه قشنگ با صدای مصطفی فتاحی موزیکی دیگر و شیندنی ازخواننده خوش صدا مصطفی فتاحی با نام کلبه قشنگ همراه با دو کیفیت عالی تنظیم : وحید پارسا , موزیک و ترانه : ی , می و مستر : بنیامین ولی نژاد new “kolbeye ghashang” of mostafa fattahi whit text on saba- kolbeye ghashang آهنگ جدید مصطفی فتاحی کلبه قشنگ متن آهنگ کلبه قشنگ مصطفی فتاحی چشای خستمو تو بستی روی غم
یه کاری کردی که من عاشقت شدم
یه کاری کردی با دلم به سادگی
که هی نگات کنم که دل بهت بدم
من عاشقت شدم نفس شدی واسم
تو عمر من شدی شدی همه م
من عاشقت شدم نفس شدی واسم
تو عمر من شدی شدی همه م
تو عمر من شدی شدی همه م
یه کلبه قشنگ توو عمق جنگلا
منو تو مال هم منو تو پا به پا
هوای خوب عشق هوای عاشقی
منو تو و سکوت منو تو بی صدا
نگاه میکنیم به چشمای هم
ما گریه میکنیم فقط برای هم
دلامونو به هم میدیم ما تا ابد
بمونه قلبامون فقط به پای هم
بمونه قلبامون فقط به پای هم کلبه قشنگ مصطفی فتاحی منبع : آهنگ جدید مصطفی فتاحی کلبه قشنگ یکی از جاذبه های گردشگری مازندران، پارک جنگلی جوارم است که کلبه های چوبی زیبایی برای اقامت مسافران دارد. معماران patkau کلبه چوبی با سقف شیبدار در کنار پیست اسکی whistler طراحی د. این کلبه اسکی چوبی مزین دارای شکل کریستالی است که طوری طراحی شده تا برف را از سقف و بالای اتاق نشیمن به زمین ریخته تا دید سراسر روستای whistler کانادا به خوبی دیده شود.

کلبه هوم فندک زیپو اصل کلبه هومzippo برای دیدن مدل ها به سایت hoom-store.com مراجعه کنید فندک زیپو اصل کلبه هوم- zippo فندک , فندک زیپو , سیگار , کلبه
لینک های : کیفیت 180p کیفیت 270p کیفیت 360p کیفیت کیفیت 1080p آهنگ جدید مصطفی فتاحی به نام کلبه ی قشنگ آهنگ جدید و زیبای مصطفی فتاحی به نام کلبه ی قشنگ متن آهنگ جدید مصطفی فتاحی به نام کلبه ی قشنگ mostafa fattahi – kolbeye gasahang با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸  آهنگ جدید مصطفی فتاحی به نام کلبه ی قشنگ آهنگ جدید مصطفی فتاحی به نام کلبه ی قشنگ آهنگ جدید مصطفی فتاحی به نام کلبه ی قشنگ متن آهنگ جدید مصطفی فتاحی به نام کلبه ی قشنگ چشای خستمو تو بستی روی غم یکاری کردی که من عاشقت شدم یکاری کردی با دلم به سادگی که هی نگات کنم که دل بهت بدم من عاشقت شدم نفس شدی واسم تو عمر من شدی شدی همه م من عاشقت شدم نفس شدی واسم تو عمر من شدی شدی همه م متن آهنگ جدید مصطفی فتاحی به نام کلبه ی قشنگ معماران patkau کلبه چوبی با سقف شیبدار در کنار پیست اسکی whistler طراحی د. این کلبه اسکی چوبی مزین دارای شکل کریستالی است که طوری طراحی شده تا برف را از سقف و بالای اتاق نشیمن به زمین ریخته تا دید سراسر روستای whistler کانادا به خوبی دیده شود. دخترکی بود تنها...در خیابان...در سرمای سردی پاییز... زمین...نه سپید پوش بود...نه گرمای طاقت فرسای داشت...نه غیرقابل تحمل...زمین...فقط کمی بارانی بود...فقط کمی... ردّ پای دخترک برسنگ فرش جای نمیگذاشت... ردّ پای دخترک ی را بدنبال خودش نمی کشاند... ردّ پای دخترک وجود نداشت...کفش هایش نبود... کفش هایش کهنه نبود...کفش هایش وجود نداشت... هوای سرد بود و دخ. وقتی کاشف مشهور قطب شمال «رابرت پری» به جزیره ا میر در کانادا رسید ویرانه های کلبه ای را یافت که قبلا توسط سایر کاشفان قطب شمال در ساحل شمال شرقی این جزیره ب ا شده بود. آبادتر از شهر
کلبه ویرانه ی تواست
که سراسر عشق است
در پس پیری و رنجت
ای سراسر آغوش
ای همه پیوند خداوندی عشق
مادر ...
مادر ...

تقدیم به دوستان

translated for you my foreign friends :

have you ever seen
its not only one story
huge love behind history
storm of feeling
while life p ed
the word make all to know
mother
mother.... لو ترین کلبه های دنیا برای اجاره
کلبه‌های لو ی در سراسر دنیا هستند که می‌توانید آنها را اجاره کنید و یک شب به‌یادماندنی را در سفر ماه عسل خود بسازید. یک شب از خوب فرودین ماه است
در درون خانه ی چوبین خود
در گوشه ای
ارام میگیرم
صدای تق تق در میکشاند سوی خود من را
یکی از پشت در دارد صدایم میکند انگار
ص خوب
با لحنی خدا مانند
قفل در را میگشایم
راستی
گویا خداوند است
شک ندارم او خداوند است
ا ین دیدارمان را
خوب یادم هست
راست میگفتم
امشب از خوب فرودی. این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید] روزگاری پیرزنی رنجوروبی دردهی درکنار کشتزارمردم کلبه ای کوچک داشت. اوزندگانی درخلوت خودبه سختی پی میکرد.تااینکه سروکله ی گربه ی جسوری پیداشد. هرازچند گاهی به کلبه یپرزن می شدوطعام پیرزن رامی ربود.پیرزن از مردم ده نجات میطلبید. ردم اورانادیده می انگاشتندوپس دست به سرش می د وا لب همی می گفت حال که داد؛من پیرزن را؛مهمل میدانید.وقتی . مهر روی آن پریچهره مرادیوانه کرد شدسراسرشعله وروشن چراغ خانه کرد بردل آن آشناننشست از آهم شرر لیک نورمشعلش روشن دل بیگانه کرد یک شبی آمددراین ویرانه ی سردوخموش آهی ازدل برکشیدم خانه راویرانه کرد مست ودیوانه شدم من ازفروغ جام می بر رخم سرخی تراویدو مرا مستانه کرد شعله اش آتش به جانم زد'زاشک دیدام خون رو ان گردیدودریا رازخون پیمانه. مهر روی آن پریچهره مرادیوانه کرد شدسراسرشعله وروشن چراغ خانه کرد بردل 6آن آشناننشست از آهم شرر لیک نورمشعلش روشن دل بیگانه کرد یک شبی آمددراین ویرانه ی سردوخموش آهی ازدل برکشیدم خانه راویرانه کرد مست ودیوانه شدم من ازفروغ جام می بررخم سردی تراویدو مرا مستانه کرد شعله اش آتش به جانم زد'زاشک دیدام خون رو ان گردیدودریا رازخون پیمانه.
پاو وینت بررسی کلبه چوبی(نمونه مشابه مس ی)

به سایت ما برای پاو وینت بررسی کلبه چوبی(نمونه مشابه مس ی) خوش آمدید .
امیدواریم فایل پاو وینت بررسی کلبه چوبی(نمونه مشابه مس ی) برای پزوهش شما باشد .
برای مشاهده توضیحات بیشتر درباره محتویات این فایل ، روی دکمه قرمز رنگ زیر کلیک کنید :
مشاهده توضیحات بیشتر و آری از دور جغرافیای احساس من مرزی ندارد پراست از باران های نابه هنگام کلبه ای ابه، بوی خاک نم، کمی سرد اما چشم دل میخواهد ببینی حصار تنهاییم را تلاشت برای عبور از این حصار کاریست عبث مراقبم باش کلبه ابه خیلی زود با خاک ی ان می شود "avaa" در انتهای این سفر باید به فکر کلبه ای باشم تا چترهای آرامش را بی هیچ دغدغه ای باز کنم.شاید آنجا بشود کنار پنجره نشست و با آواز دارکوب چرتهای طلایی زد.من آنجا با درختان طرح دوستی خواهم ریخت و آنقدر سبزینه خواهم خورد تا جوانه بزند این پوسته ی پوسیده.کلبه ی من به آسمان نزدیک است تا بشود بوی آسمان را در اتاق نشیمن احساس کرد جایی که پرنده ها بی ترس لانه خواهند ساخت و جوجه ها آنجا برای روباه ها ترانه ی مهر خواهند خواند.در انتهای این سفر باید به فکر کلبه ای باشم که موریانه ها عاشقانه چوب هایش را دوست خواهند داشت و برای تزیئنش طرح خواهند ریخت.کلبه ی من سقفی خواهد داشت آبی رنگ من آنجا برای تمام هواپیما ها دست تکان خواهم داد.رودخانه از وسط تخت خواب من خواهد گذشت ماهیها می آیند و میروند و من هر روز برای دریا دسته گلی خواهم فرستاد شاید پری من از میان امواج مرا بیابد.شبها وقت خوب ستاره بازی آنقدر شکل میسازم تا به تجسمی خالص از تو برسم.تویی که کلبه ی مرا دوست نداری اما من در انتهای این سفر به فکر کلبه ای هستم که میعادگاه قناریهای عاشق است جایی برای لم دادن و سر کشیدن بطری نوشابه بی خیال از هیاهوی تاریخ نویسان و پیشگویان .وقتی پشه ها دور چراغ هلهله میکنند پا به پای آنها خواهم یدکه نور دوای درد همه ی ماست.کلبه ی کوچک من کلبه ی کوچک من است ومن آنرا خواهم ساخت و در طول سفر برای ساختنش از همه ی لانه هایی که به حرمت نام تو پابرجایند الهام خواهم گرفت.وقتی به کلبه ی من رسیدی در نزن که من قرن هاست قدوم تو را به انتظار نشسته ام .وقتی آمدی مرا خواهی دید که توشه ی یک عمر را ساز کرده ام آنروز برای دیوارهای شیشه ای کلبه ام فکری خواهم کرد. "نا شناس" بنام خدا مدتها بود که به کلبه حاج ابراهیم نرفته بودیم . تا اینکه این هفته به اتفاق آقای اسماعیلی و اخوت چهار نفری پنج شنبه رفتیم کلبه و شب را کلبه خو دیم و تا بعداز ظهر همان جا م م . محیط خیلی ت و آرامی بود . شب بخاری روشن کردیم و موقع خواب از کیسه خواب هم استفاده کردیم. در طول روز به گشت و گذار به اطراف پرداختیم . حاجی تعدادی کندو زنبور عسل هم داشت . کمی هم به آن ها رسیدگی کردیم . روز خوبی بود. موقع برگشت مقداری تمشگ هم جمع کردیم . تاز تمشگها در حال رسیدن هستند. جای دوستان خالی................ دوغ نخور شور میشی،از قلب من دور میشیچای بخور داغ بشی،تو قلب من جا بشی@**********شادی هایم را تقدیمت میک اندک بودنش گلایه نکن...این تمام سهم من از زندگیست**********وسعت یاد همیشه گفتنی نیستپس به وسعت تمام ناگفته ها به یادتم...دوستت دارم@**********در کنج دلم عشق ی کلبه ندارددر این کلبه ویرانه ی جایی ندارد!اینجا که رسیدی مکن احساس غریبیاین کلبه ویرا. کشتی مردی در یک طوفان عظیم غرق شد اما این مرد به طرز معجزه آسایی نجات یافت و توانست خود را به جزیره ای برساند .
این مرد با هزاران زحمت برای خود یک کلبه ساخت ...
روزی برای تهیه آب به جنگل رفته بود ؛ وقتی به کلبه برگشت در کمال ناباوری دید که کلبه در حال سوختن است .
به بخت بد خود لعنت فرستاد و بعد شروع به گله از خدا کرد که : خدایا تو مرا در این جزیره زندانی کرده ای و حالا که من با این بدبختی توانسته ام این کلبه را برای خودم درست کنم باید اینگونه بسوزد !
مرد با همین افکار به خواب عمیقی فرو رفت ... .
صبح روز بعد با صدای بوق یک کشتی از خواب پرید ؛ او نجات یافته بود !
وقتی سوار کشتی شد ، از ناخدا پرسید چگونه فهمیدید که من در این جزیره هستم؟
ناخدا پاسخ داد : ما علایمی را که با دود نشان می دادید دیدیم ! حدود بیست نفر , سی نفر فک و فامیل الان جمعن خونمون!سه تا دختر همسن و سال منم هست! یه عده تو پارکینگ سرگرم پختن نذری هستن , یه عده دور هم نشستن گل میگن و گل میشنون , یه عده خوابن حتی! ولی من هر چی به دور و برم نگاه میکنم چیزی جز تنهایی نمیبینم یکی هم فازم پیدا نمیشه اینجا یا شاید هم من مریضم که از بودن باهاشون لذت نمیبرم فقط میدونم از صبح تو. دختری زیبا بود اسیر پدری عیاش، که درآمدش فروش شبانه دخترش بود!
دخترک روزی گریزان از منزل پدری ، نزد حاکم پناه گرفت و قصه خودبازگو کرد.
حاکم دختر را نزد زاهدشهر امانت سپردکه در امان باشد اما جناب زاهد همهمان شب اول، دختر را ......... .
.
نیمه شب ، دختر نیمه به جنگلگریخت و چهار پسر مست او را اطراف کلبه خود یافتند و پرسیدند با ای. تنهایی... یک تن... با خود... آنجا و آن زمان که تو با خود روبرویی... به هرجا که بنگری...تویی و بازهم تو... دنیا ترجمه ی چشمان تو خواهد شد... کوه ها...دریاها...جنگل ها...رود ها... و... خدا.... و خدا در تنهایی تو, ترجمه نگاه تو خواهد شد... به قدر تنهایی خود خواهیم بود... آفرینش به وسعت تنهایی ماست.... ....... ای اقاقی های وحشی...
که بی هیچ لبخندی...
در کنار کلبه ی تاریک من پا گرفته اید...
ای واژه های تلخ تنهایی...
ای عابران خسته ی سرنوشت...
ای ورق های شده در غبار سهمگین...
آیا ی مرا...؟
در خاطرات اشکهایش...
می شناسد؟؟؟...
آیا عابران کوچه های غم...
فقط برای یک لحظه کنار پنجره رازهایم می نشینند
تا قصه ی ملک قصر ماتم را بازگویم؟؟؟
با شمایم...
ای آدم های شیشه ای!!!
من در حسرت یک تبسم صمیمی مانده ام...
ای کوچه های گلی رویا...
آیا گام های دیروز کودکی ام را...
با شادی به من باز می گردانید...؟؟؟
؟؟ با شمایم ای اسطوره های قصر ماتم... «روزی روزگاری پسری بود که می خواست به راز موفقیت پی ببرد. بنابراین نزد پیری فرزانه رفت که در دل کوهی زندگی می کرد. وقتی پسرک آن مرد را در کلبه اش یافت، از او پرسید: «ای مرد عاقل، می تونی راز موفق شدن در زندگی رو به من هم بگی؟» پیرمرد مدتی سکوت کرد. بعد از چند دقیقه، پسر را همراه خودش به رودخانه ای در همان برد. آن ها وارد رودخانه شدند و آنقدر پیش رفتند تا این که سر پسرک تقریبا در آب فرو رفت. پسر تلاش کرد تا سرش را بالا نگهدارد و بیشتر از این زیر آب نرود. در کمال تعجب دید که مرد هیچ کمکی به او نمی کند. در عوض، با تمام توان سر پسر را زیر آب می کرد. بعد از چند دقیقه، پسرک را از آب بیرون آورد و با هم به طرف کلبه رفتند. در کلبه، پیرمرد فرزانه از پسر پرسید آن موقع که سرش زیر آب بوده بیشتر از همه چه آرزویی داشته. پسر جوان با سرعت پاسخ داد: «پیرمرد نادان، این که سوال نداره. دلم می خواست یه جوری می شد که بتونم نفس بکشم!» پیرمرد در جواب گفت: «پسرم، اگه همون قدر که دوست داری نفس بکشی، دوست داری موفق باشی، پس بدون که به راز حقیقی موفقیت پی برده ای.» .. .» نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم:در عصر های انتظار،به حوالی بی ی قدم بگذار!خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو!کلبه ی غریبی ام را پیدا کن،کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب ارزوهای رنگی ام !در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو!حریر غمش را کنار بزن!مرا می ی ..... کلبه ای میسازم پشت تنهایی شب زیراین سقف سیاه که به زیبایی چشمان تو باشد پنجره هایش از عشق سقفش از عطربهار رنگ دیوار اتاقش گل یاس ع لبخندتو را می کوبم روی ایوان حیاط تا که هرصبح اقاقی ها را از تو سرشارکنم همه دلخوشی ام بودن توست و چراغ شب تنهایی من نورچشمان توست کاشکی در سبد احساسم شاخه ای مریم بود عطر آن را با عشق توشه راه، گل قاصدکی می که به تنهایی تو سر بزند تو به من و خودت می دانی شبنم یخ زده چشمانم در زمستان سکوت گرمی دست تو را می طلبد دردهای انسان همه اش متعالی نیست، دلخوشی هایش هم کفتر آن هفته و کودک پسفردا نیست. کلبه عمو سلام اتاق محقری بود کنارش یک است یا نه برکه یک جایی بود که آب را پمپاژ میکرد اطرافش ردیف درختان چنار سر به فلک کشیده بودند.کلبه کوچکی داشت با یک مشت ت و پرت گاز پیکنیک و تابه و لیوان و بشقابش را توی یک کمد درب داغون میچید. به همه میگفت . به ما هم. با. ما چاکر تمام کاربرانی هستیم که از تمام اقصی نقاط جهان به کلبه درویشی(وبلاگ)ما سر میزنند.اگر در کلبه ما کم و ری هست به بزرگواری خودتان ببخشید و از همینجا میگم همه شما را دوست دارم و ارادت داریم. ما چاکر تمام خوبان عالم هستیم. کاش ... کاش می شد زیر هجوم تنهایی بیشتر از این له نشم.خستم از بیداد سازهای وحشی. موسیقی ترانه هایم غمکده عشقو آهنگ نواخته هایم،شبرُه جاده های خیال کاش می شد بدون ساعت زیست و روز و شب را در نظر نگرفت .تا خورشید به جای روز،شب در آغوش مهتاب بخوابد. کاش می شد در حوالی ساحل دل تو کلبه ای داشتم برای فرار از تلخیها. تا کی ، تا کجا ، تا چه وقت ؟؟؟. تنهایی یعنی ... تنهایی یعنی اینکه وقتی به ی میگی من خیلی تنهام بگه پس من چیم عزیزم بعد ازت دورشه تنهایی یعنی اینکه ی ح رو نفهمه تومیتونی تو یه جمع شلوغ تنها باشی تنهایی وما بودن 1 نفر نیست یا نبودن 2نفر پیش هم نیس تنهایی یعنی اینکه وقتی میشینی تو اتاقت انقدر با خودت حرف بزنی که دیوونه بشی تنهایی یعنی اینکه اشک چشات تموم شه حالا تو بگو ی . هیچ چیزمرا از هجوم خالی اطرافنمی رهاندو هر صبح و شببادمی گسلد از همکلبه ی کاهپوشم را سیلاااااااام ب اومد تو خوابم روش ازم برگردوند .گفتم ناراحتی .گفت تو فراموشم کردی.نمردیم تو جامعه مجازی یکی عاشق ما شد. ی عزیز منم دوست دارم.امروز که اومدم ی سر به وبلاگم بزنم چ خاطراتی که زنده شدن.اولش وبلاگم نشناختم راستش از بس باحال بود فک نمی وبلاگ کار من بوده باش.امروز به یکی از هنرام پی بردم .
دلم برای تنهایی میسوزد چرا هیچ او را دوست ندارد مگر او چه گناهی کرده که تنها شده جرم تنهایی چیست که هیچ او را نمیخواهد ب تنهایی از اتاقم گذشت دنبالش دویدم ولی او رفته بود.تنهای تنها نیمه شب او را مرده کنار حوض خانه پیدا از گریه چشمانش قرمز بود برایش گریستم آ او از تنهایی مرده بود تنهایی مردو من تنها تر شدم این زوج کلبه زیبای خود را از تنه درختان، گل و حصیر ساخته اند. کنسرت موسیقی گروه کلبه در اسفند ماه 90 اقدام به اجرای کنسرت در شهرستان بروجرد نمود که با استقبال چشمگیر از سوی مردم شهرستان بروجرد روبرو شد. این اجرا در دو پارت با مجوز رسمی خانه موسیقی تهران به روی صحنه رفت. هنرمندان: وحید ناگهی ویولون آهنگساز وتنظیم دکوراتورها: خانم برشان وچشم بنام آرش زنگ زرین تار سعید ناگهی کوبه ای مهرداد کردی گ. «در کلبه، کلمه!؟» (قسمت اول) کودکی در مکتبخانه(مکتب ی) بیش نبودم، سختی های «پنجسره» (پنج سوره شریف) را با قافپایی های صایئب در 4شنبه ها که بچه ها اسم اش را «تپ شنبه» (کتک شبنه) گذاشته بودند، با موفقیت پشت سرگذاشتم و از شرّ« انّی، بنّی و... الّا، بلّا و...» تازه جان سالم بدر بردم، که «پنج کتاب» بدستم دادند. با اشعاری زیبا، ساده و روان با بنم. سلام دوستای گلم ببخشید یه وقتایی فاز اینجا غم و تنهایی هست آخه من خیلی تنهام و بعضی وقتا واقعا کم میارم و یه جورایی اینجا شده کلبه ی تنهاییم و وقتی میام اینجا هم سر گرم میشم و هم با بازدید و کامنتا حتی اگه کم باشن دلگرم میشم که یه ایی هستن یه ایی هستن که شاید حرفای دلی رو که بعضی وقتا از سر ناچاری اینجا مینویسم میخونن حتی اگرم ی نخونه . تو یه کلبه چوبی کوچک بالای یه کوه بلند بودم. نزدیکای غروب بود. می خواستم بخوابم که رفتم به سمت در تا بیرونو نگاه کنم. ماتم برد. بهترین صحنه عمرمو دیدم. یه طبیعت نامحدود از درختای سبز با یه نور سحرانگیز. دستپاچه شدم. تند رفتم سمت اتاق تا دوربینمو بیارم و ع بگیرم. به حداکثر سرعتی که می تونستم سه پایه رو باز که یکی اومد بغلم یه چیزی گفت. حو. امروز دلم میخواد یه کلبه چوبی تو جنگل داشتم داخلش شومینه سنتی میداشت چایی درست می دودش از دود کش بره بیرون توی فضای مه آلود و یه دسته غاز بیان از جلو کلبه رد بشن جلو کلبه هم پر از درخت توت و تمشک و گل یاس وحشی باشه یه صندلی راحتی هم میداشتم بیرون کلبه میذاشتم و روش لم میدادم اخیشششششش به اواز پرنده ها و صدای آب گوش میدادم ....خو کاری ندارین فعلا من برم تو رویا غرق بشم نابود شم اصن لامصب استعدادی دارما گاهی رویاپردازی خوبه مگه نه ؟ شک ندارم الان شمام خودتون رو تورویا و توی کلبه تو جنگل و نم و هوای مه آلود وبارون ووووو تصفر کردین ,sms تنهایی, اس ام اس تنهایی, اس ام اس تنهایی 93, اس ام اس تنهایی ایرانی, اس ام اس تنهایی باحا, اس ام اس تنهایی باحال, اس ام اس تنهایی برای همیشه, اس ام اس تنهایی برگرد, اس ام اس تنهایی توپ, اس ام اس تنهایی جالب, اس ام اس تنهایی جدید, اس ام اس تنهایی خفن, اس ام اس تنهایی دخترانه, اس ام اس تنهایی دخترونه, اس ام اس تنهایی دوست دارم, اس ام اس تنهایی زیبا, اس ام اس تنهایی شیک, اس ام اس تنهایی عاشقانه, اس ام اس تنهایی غمناک, اس ام اس تنهایی غمگین, اس ام اس تنهایی فارسی, اس ام اس تنهایی قشنگ, اس ام اس تنهایی مجلسی, اس ام اس تنهایی ناز, اس ام اس تنهایی نایس, اس ام اس تنهایی پسرانه, اس ام اس تنهایی پسرونه, اس ام اس تنهایی کلاسیک, اس ام اس تیکه دار, اس ام اس سنگین, اس ام اس غمگین, سری جدید اس ام اس های تنهایی و سیگار هــــــی رفــــیـــــــــــق!
بغض هایم را مس ه نکن!
به سه نقطه های آ حرف هایم نخند!
تمام زندگیم نقطه چین است!
اینها تمام نوشته های تاریکی ذهن و دنیای من است…
اینجا کلبه ی وحشت من است! چرخ و فلک خاطره هاست…
سکوت چشمها و سرسره ی بغض هاست…
در دنیای تاریک و سیاه من خبری از گل و درخت نیست!
روشنی نیست… سیاهی مطلق است…!
دوست خوب من! سکوت کن و رد شو!
چشمهایت را ببند تا تن لش زندگی مرده ام را نبینی!
گوشهایت را بگیر تا صدای ناله ها و زجه زدن هایم را نشنوی!
در دنیای من؛بی ی دلتنگی و حسرت بیداد میکند…!
اینجا من هستم و من و من!
اینجا بجز من و بغضهایم چیز دیگری نیست! هیچی نگو… نخند…
اشک نریز… ترحم نکن… فقط رد شو…! تعبیر خواب اتاقک لیلا برایت می گوید: اگر در خواب خود را در اتاقک کشتى دیدید، به معناى آن است که درگیر دعوایى مى‏شوید که به دادگاه کشیده مى‏شود و به خاطر به اثبات نرسیدن حرف‏هاى شاهد، در دعوا ش ت مى‏خورید.   لینک تعبیر خواب جامع تعبیر خواب اتاقک , رویای اتاقک , خواب دیدن اتاقک , تعبیر اتاقک , خواب اتاقک , تعبیر خواب ک ن , رویای ک ن , خ. معرفی کتاب > پتش خوارگر نیز بی آن که بداند، برای آ ین بار به پسرکش نگاه کرد و او را در آن کلبه ی لبریز از عشق به یاد آورد... مرد حکیمی از راهی می گذشت. در بین راه با جوانی همسفر شد که بسیار ناراحت و اندوهگین به نظر می رسید. حکیم کمی با او راه سپرد و کم کم سر صحبت را باز کرد و دلیل اندوهش را پرسید. مرد جوان گفت:"آیا تا به حال به این آیه فکر کرده اید:( و لنبلونکم بشی من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشرالصابرین؛ و ما شما را به چیزهایی چون ترس . تنها بازمانده یک کشتی ش ته، توسط جریان آب به یک جزیره دورافتاده برده شد. با بیقراری به درگاه خداوند دعا کرد تا او را نجات بخشد، ساعت ها به اقیانوس چشم دوخت تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نیامد.

سرانجام ناامید شد و تصمیم گرفت که کلبه ای کوچک بسازد تا از خود و وسائل اندکش بهتر محافظت نماید. روزی پس از آنکه از جستجوی . محمد مشاهی شاعر و طنزپرداز در سن 104 سالگی بر اثر کهولت سن درگذشت.