کوچه های انتظار

به نقل از خبرگزاریها در مورد کوچه های انتظار : درین سرای بی ی ی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند
ی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
گذر گهی ست پر ستم که اندر او به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
دل اب من دگر اب تر نمی شود
که خنجر غم. بی تو از همهمه ی خاک گذشتم باز از لحظه پژواک گذشتم همه تن چشم شدم دیده به دلدار تن به آتش زدم و پاک گذشتم با تو مهتاب چه زیبا لب کوچه تا که از کوچه ی مهتاب گذشتم آب بر آتش و آتش به رخ آب کشیدم باز از وسوسه ی خواب گذشتم تو مگر پنجر بر کوچه نبستی من از آن پنجره بی تاب گذشتم دفتر خاطر شب پر ز صفا بود همچو موج سر سیماب گذشتم دیگر ازوسوسه ها کو. اس ام اس و جملات بسیار زیبای عاشقانه با موضوع انتظار با سلام خدمت دوستای گلم امروز براتون اس ام اس های انتظار رو آماده … امیدوارم خوشتون بیاد، شما هم متن های زیباتون رو بنویسید… … حرفهای زیادی داری
سکوت علامت چیست
نمیدانم علامت رضایت است یا همان جواب ابلهان خاموشی است
معنی جدیدی به سکوت داده ای
سکوتت را میفهمم
یعنی انتظار
.
.
.
یادتــــــــ باشد ؛
مــــــــــن اینجا،
کنار همین رویاهای زودگذر،
به انتظار آمدن تـــــــو ،
خط های سفید جاده را می شــــــــمارم … !
.
.
.
ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ
” ﺑﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ”
ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻧﮑﻦ
ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ،
ﭼﻪ ﺩﺭﺩ ﺑﺪﯼ ﺍﺳﺖ…
ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺧﻢ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ
ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ…
.
.
.
تو را در باد گم کرد
و به انتظار نشست
و نمی دانست
مسافران باد را
بازگشتی نیست
.
.
.
امروز روز دیگریست…
یه روز از همان روزهای بی تو…
در به در این کوچه و آن کوچه…
می دانم که انتهای یکی از همین کوچه ها منتظری!
. سایر جمله ها و اس ام اس ها در ادامــه مطلب ای زیره به کرمانِ دلم خانه ‏ات آباد
ِ تهران دلم خانه ‏ات آباد
سرسبزی گیلانِ دلم خانه ‏ات آباد
در دست تو فرمانِ دلم خانه ‏ات آباد
بگذار کمی دور و برت شعر بگویم
آن روسری نازک آویز سرت را...
موهای رها تا سرِ خطِ کمرت را...
چشمان قشنگ و ترِ آسیمه سرت را...
قربان بروم چشم و لبان و جگرت را
بگذار کمی دور و برت شعر بگو. من یه کوچه ،تک و تنها ، بی عبورم اگه نگدری همیشه، سوت و کورم من یه برگم ،اگه باشی تو یه عابر یا یه ابادی، اگه باشی مسافر رهگذر ! سکوت این کوچه رو بشکن تا سحر شه شب تنهایی تو با من حالا کوچه امیدش یه عبوره نگوسخته، نگو دیر، نگو دوره اگه دوری اگه نزدیک ،اگه تنها اگه تاریک همدم غربت تو منم ، همین کوچه باریک شب تنهای تو ،یی کوچه که انتها ندا. رفته بود تهران درس بخواند. سال آ دبیرستان، دوستش از یک کوچه می رفته مدرسه و علی از کوچه ای دیگر. روستش به او می گفته: چرا از آنجا می روی؟ بیا از این کوچه برویم؛ پر از دختر است! علی می گفت:«شما می خواهی بروی، برو. به سلامت. می نمی آیم.» بی تو دیریست، که مهتاب، ز آن کوچه گذر نکرد
از پشت پنجره نگاهی به انتظار، سَر نکرد
نه تن همه چشم گشت و نه چشم دید تنی
انگار که سالهاست، عشق از این شهر گذر نکرد


#سعید_حافظی در جوار کوچه های انتظار دعایم کن، در تنگنای سرودن غزل هایم نمی دانم از چه غریبم که دیدگانم به غروب عشق می مانند و به فکر کدامین لاله هستم که اشک در خاکریز چشمانم موج می زند. نمی دانم در ساحل شب به جستجوی کدامین مهتابم و کرانه ی آسمان را به دیدار چه ی نظاره گر شده ام!!! فقط می دانم که باران در کنج نگاه تو آمدنی است!!!

یوسف فاطمه ای واپسین حیاتم، بدان که ابهام اشک من تندیس حضور توست و غروب شعرهایم در سرا انتظار،عبور غریبانه تو را گریه می کند .......

گیرند همه روزه و من گیسویت

جویند همـه هلال و من ابرویت

از جـمله ایـن دوازده مـاه تــــمام

یک ماه مبارک است آن هم رویت
گرچه خسته ام گرچه دلش ته ام باز هم گشوده ام درى به روى انتظار تا بگویمت هنوز هم به آن صداى آشنا امید بسته ام. اى تو صاحب زمان! اى تو صاحب زمین! دل جدا ز یاد تو آشیانه اى اب وبى صفاست یاد سبز وروح بخش تو یاد لطف بى نهایت خداست کوچه باغ ام اى گل محمدى به عطر نامت آشناست آنکه در پى تو نیست کیست؟ آنکه بى بهانه تو زنده است در کجاست؟ اى کرام. ﺑﯿﺎ و ﮔﺎﻫﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﻮﭼﻪ ی ﻋﻠﯽ ﭼﭗ ﺑﺰﻥ !
توی کوچه ی علی چپ نفــس بکـش !

ﺭﺍﻩ ﺑﺮﻭ !

ﺳﻮﺕ ﺑﺰﻥ !

عشق کن !

توی کوچه ی علی چپ سربه هواشو !

آواز بخوان ... ازنوع کوچه بازاری اش

بگذار زندگی ات رنگی تازه بگیرد.

بیخیال بایدها و نبایدها


باورکن کوچه ی علی چپ هم برای خودش عال. آرام، رها، خنک، عمیق لای گیس انتظار ما باد دارد می وزد دیگر دمادم تحویل سال باید باشد، نه؟ ت است، صمیمی و نزدیک مثل ابر که بوسه می زند به گونه ی خورشید. صبر کن.... چیزی روی لبم بارید! بغض قحطسال ترانه انگار دارد می شکفد مثل ابر که بر انتظار خشک زمین. بارید؟ دیگر باید ببارد کوچه به کوچه ترانه بر حوالی صبر باید ببارد رعد زد؟ بله انگار بر خ. هنگام تردد در شهر گاهی کوچه هایی دیده می شود که ابتدای آن ها همچون درب خودرویی ادارات توسط نگهبان و گیت یا زنجیر مسدود شده است و شهروندان اجازه دسترسی به این کوچه ها را ندارند.این که آیا به طور کلی امکان مسدود کوچه ها وجود دارد و اگر این امکان وجود دارد شرایط مسدود کوچه ها چیست سوالی است که به ذهن بسیاری از شهروندان متبادر می شود. رمضان را با خیلی چیزها می شناسیم، شیرینی و حلاوت اذان مغرب، سفره های افطار و سحری، الغوث الغوث جوشن کبیر اما هستند انی که علاوه بر همه اینها رمضان را در کوچه پس کوچه های بهشت جست وجو می کنند. به گوش او برسان!کوفه مرده جوش و وشش خداکند برسد ناله های شهر به گوشش به گوش او برسان!ذوالفقار دست نخورده که شهر مانده و ضحاک های مار به دوشش بگو که شهرنشسته به انتظار یک شب دوباره بگذرد از کوچه های سرد و خموشش هنوز راز دلش جاری است دردل چاهش بگیر قطره ای از چاه و عاشقانه بنوشش بنوش تا بشناسی غریب کوچه شب را ولی به حرمت اشکش به سکه ها نف. امروز پای رفتنم نیست،............دلم گرفته است، از هر کوچه که میگذری چراغانیست،محله ما که جشن هایش معروفه ،کوچه تبریزیان،همه خوبیش به تکاپوهای قبل از جشنه،چراغونی ،چیدن صندلی ها،زدن پرچم های سبز،حس و حال عجیبی بهم دست میده،..........میدونی چی از همه بیشتر دلمو میبره؟وروجک خونه ما یه هفته اس هر روز صبح که از خواب بیدار میشه ،دلش کوچه میخو. بوی مهر بازهم با پایان یافتن فصل تابستان بوی مهر در ا و کوچه های کشورمان پیچیده است. و باز هم مدارس چشم به در دوخته اند و به انتظار نشسته اند تا سال تحصیلی جدید را همراه با دانش آموزان آغاز کنند. با آغاز سال تحصیلی در اول مهر، میلیون ها دانش آموز به شوق آموختن، روانه مدرسه می شوند. همه ساله با شروع ماه مهر کوچه ها و خیابان ها رنگ و بوی د. 31 سال من دلم لرزید 31 سال بی هوای تو بود در تمامی کوچه های شهر صد نشانه ز رد پای تو بود 31 سال انتظار بس نیست تر از دلم هیچ نیست 31 سال یا حسین گفتم من لبیک به پیر خمین گفتم 31 سال انتظار پسر سال های که شد به گریه به سر عید هر سال بی قرارتو صبر من کم چشم به راه تو سفره هفت سینم تو را کم داشت بی تو هر نوروز دلم غم داشت عید امسال من آمدم آ انتظارم رسیده است به سر ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ ن: در شهر من مادری 31 سال منتظر پسرش بود عید امسال به سفر رفت. . . تقدیم به روح بلند مادر شهید عسکری و تمامی مادران چشم انتظار ای تکیه گاه و پناه
زیباترین لحظه های
پرعصمت و پر شکوه
تنهایی و خلوت من
ای شط شیرین پرشوکت من ای با تو من گشته بسیار
درکوچه‎های بزرگ نجابت
ظاهر نه بن بست عابر فریبنده‎ی استجابت
در کوچه‎های سرور و غم راستینی که‎مان بود
در کوچه باغ گل ت نازهایت
در کوچه باغ گل سرخ شرمم
در کوچه‎های نوازش
در کوچه‎های چه شب. صبر اگر ستایش باد است من ی چنار زمستانم. مرگ اگر سزای وفاست من سالهاست که مرده ام. و اگر باران است، جزای همه ی واژه های بی چتر من همه ی عابران بارانی-پوشم. بی عبوری اگر تقدیر تنهایی کوچه هاست من سکوت همه ی کوچه های شهرم. حالا ببین... این همان لحظه ی بی مرگی است من با همه ی آنها چه تصویر غریبی شده ام: کوچه ی خلوت صبح باشد، ت، سرد، بی عبور آ ز. نیروهای عراقی در حال نبرد منزل به منزل و کوچه به کوچه با تروریستهای در الموصل القدیمه هستند و طی ساعات آینده پرچم عراق بر بالای مسجد النوری در غرب موصل به اهتزار در می آید. انگار فضا خیلی شده و واسه تلطیف فضا یه غزل میچسبه!

هرچند پیش روی تو غرق خج ند چشمان این غریبه فقط با تو راحتند بانو...به بی قراری شاعر ببخش اگر این شعرها به حضرت چشمت جسارتند آغوشت آشیانه ی گرم کبوتران لبخندهات...حس نجیب زیارتند دور از نگاه سرد جهان...دست های من با بافه های موی تو سرگرم خلوتند دنیا سکوت های مرا ساده فکر کرد از حرف د.
گرچه خسته ام گرچه دلش ته ام باز هم گشوده ام درى به روى انتظار تا بگویمت هنوز هم به آن صداى آشنا امید بسته ام. اى تو صاحب زمان! اى تو صاحب زمین! دل جدا ز یاد تو آشیانه اى اب وبى صفاست یاد سبز وروح بخش تو یاد لطف بى نهایت خداست کوچه باغ ام اى گل محمدى به عطر نامت آشناست آنکه در پى تو نیست کیست؟ آنکه بى بهانه تو زنده است در کجاست؟ اى کرام. آهنگ رضا یزدانی و مصطفی رحیمی کوچه ملی آهنگ رضا یزدانی و مصطفی رحیمی کوچه ملی متن آهنگ کوچه ملی رضا یزدانی و مصطفی رحیمی هنوز ع فردین به دیوارشه
هنوز پرسه تو لاله زار کارشه
تو رویاش هنوزم بلیط می ه
میگه این چهارشنبه رو می بره
تو جیباش بلیتای بازندگی
روی شونه هاش کوهه این زندگی
حواسش تو ۳۰ سال پیش گم شده
دلش زخمیه حرف مَرد. میخواهم تنهایی رابرایت معنی کنم....در ساحل کنار جاده نشسته ای...هوای سرد...صدای باد..انتظار...انتظار...انتظار...انتظار...انتظار...دستت می سوزد با سیگار‏!‏‏! به خودت می آیی...یادت می آید دیگر نه ی است که ازپشت بغلت کند...نه ص که قشنگ تراز باد باشد...تنهایی یعنی این...‏!‏ میخواهم تنهایی رابرایت معنی کنم....در ساحل کنار جاده نشسته ای...هوای سرد...صدای باد..انتظار...انتظار...انتظار...انتظار...انتظار...دستت می سوزد با سیگار‏!‏‏! به خودت می آیی...یادت می آید دیگر نه ی است که ازپشت بغلت کند...نه ص که قشنگ تراز باد باشد...تنهایی یعنی این...‏!‏ شیراز- ۱۵ اردیبهشت به عنوان روز شیراز نامگذاری شده، شهری که به گل و غزل معروف است، تاریخ را باید در کوچه و پس کوچه های شهر به تماشا نشست.
غریبــ مادر حسن.... #یاس_بے_نشان_علـــــــے
به دل شعله ورم سایه ی دریا افتاد عاقبت قرعه به نام من تنها افتاد
زهر هم سوخت به حال جگر سوخته ام شعله شد آب شد و خون شد و از پا افتاد
باز هم خاطره هایم همگی زنده شدند راه من باز بر آن کوچه ی غم ها افتاد
یادآن کوچه ی باریک همان کوچه ی تنگ کوچه ای که گذر سنگدل آن جا افتاد
شور می زد د. رمضان را با خیلی چیزها می شناسیم شیرینی و حلاوت اذان مغرب، سفره های افطار و سحری، الغوث الغوث جوشن کبیر اما هستند انی که علاوه بر اینها رمضان را در کوچه پس کوچه های بهشت جست وجو می کنند و نگذاریم… دوباره آن کوچه، دوباره ما تنها
گرفته ای ای دوست دوباره دست مرا

تو بودی و دل من، دلی که آرامست
میان آغوشت، میان خوف و رجا

سکوت کوچه ش ت کنار گریه من
گرفته ای سر من به شانه ات اما

نمی رود ز سرم هوای خاطره ها
چه زخم ها که زدم به ات به جفا

دوباره لبخندی که گفت بخشیدی
و باز مهر و وفاست که می شود پیدا

تو رفتی و فریاد: که باز میگردی؟
دوباره آن کوچه دوباره من تنها

آذر1392 با اجرای این پروژه 4 کوچه از کوچه های روستا که در زمستان گذشته دچار مشکلات آبگرفتی شده بودند،تسطیح و زیر سازی و ج بندی کوچه ها از اوایل داد 93 آغاز گردید و تاکنون ج بندی یکی کوچه ها به پایان رسیده است و همچنان ج بندی 3کوچه دیگر ادامه دارد . هم ولایتی های روستای بق مطلع هستند که کوچه شهیدان صداقتی(آب انبار کوچولو/کوچه رئیس) تا 45 سال قبل بن بست بود.در سال 1346 افراد خیر و نیکوکار،مرحومان حاج قنبر قنب ور- ملارمضان نادعلیزاده- حاج ذبیح اله نادعلیزاده و حاج ولی اله هاتفی بانی خیر شدند و با مرحومان مشهدی علی اصغر صداقتی(حسین کاظم) و مشهدی عبداله صداقتی صاحبان منازل انتهای کوچه. قدیم ترها هنوز زمستان نرسیده بود کوچه ها وخیابان ها سفیدپوش می شد اما چند سالی است که تماشای برف به رویا تبدیل شده است. هوا بهاری شوقت، هوا بهاری توست
وش چلچله لبریز بی قراری توست

چه ساقه ها که سلوکش به صبح صادق توست
چه باغ ها که شکوهش به آبیاری توست

تویی که در همه ذرّات جلوه گر شده ای
هنور آینه، مبهوت بی شماری توست

بگو کدام غزل شرح ماجرای تو گفت؟!
بگو کدام چکامه به استواری توست؟!

بی ا که در این کوچه باغ دلتنگی
دلِ ش تۀ هر عاشقی، . به گرامی داشت روز ادبیات کودک
زیر قولت زدی بزرگ شدی
باز گفتی که اتفاقی بود
رفتی اما نشان کودکی ات
در نگاهت هنوز باقی بود
**
وقتی از کوچه بی صدا رفتی
ردّ پایت چقدر کوچک بود
می شد از ردپای تو فهمید
که دلت پیش یک عروسک بود
**
رفتی و روزهای روز اما
فرفره تند و تیز می چرخید
بادبادک برای مدّت ها
روی دست ن. روز اول کاری توی این هفته/ هوای صبح خنک و کمی باد، در انتظار سواری، من معمولا برای اینکه اذیت نشم روی صندلی کنار راننده می شینم. امروز یه یک ربعی منتظر شدم تا ماشین مورد نظر پیدا بشه، اما وقتی سوار شدم ترس برم داشت... دنبال یه بهونه می گشتم که پیاده بشم. شانس آوردم، سر بلوار که رسیدم راننده گفت مدارکم رو نیاوردم منم خدا خواسته و عصبانی . ی از وجود یک تیر برق در وسط کوچه در شهرستان تویسرکان استان همدان را مشاهده می نمایید. ... آدرس روی کاغذ نگاه دیدم این آدرس انگار نا آشنا است با خود گفتم کجاست رفتم تو راه از هر کی پرسیم هیچ نمیدونست بالا ه آدرس پیدا رفتم اول یک کوچه بلند و تنگ نگاه اولش روی یک تابلو قدیمی نوشته بود کوچه تنهایی دیدم بابا این کوچه که آشنا هست من بارها اسمشو شنیدم و لحظه لحظه انگار تو این کوچه بودم قدم اول را که در این کوچه گذاشتم حس سالهاس. سال هاست که مردم تگزاس یکی از کوچه های این شهر را با صدها هزار در بطری پوشانده اند. ده ها گلدان به نماد یک کوچه در تهران تبدیل شده اند. یعنی گریه کن درکوچه های انتظار/خواهدآمد یوسف حق باشکوه ذوالفقار/ یعنی یک ظهوری ناب در آدینه است/ازپس غیبت بگردد حجت حق آشکار/ یعنی آرمان اهل بیت و انبیاء/میرسد آن قدرت حق باتجلی بهار/ یعنی کربلا را مرهمی آید به شور/یالثارات حسینش در جهان شد افتخار/ یعنی با ولایت هست یک آماده باش/عاقبت مهدی بیاید آن ولی خوش نگار/
کوچه های روستای علیه یک از توابع شهرستان شوشتر با هر بار بارندگی تبدیل به باتلاق می شود. خسته ام ولی صبور در دیار انتظار عاشقم پراز عبور ازحصار انتظار آه ! جرم من چه بود کز سریر وصل دوست میکشد مرا ی پای دار انتظار چشم دوختم به ر اه بی قرار و ناشکیب کی رسد به صبح وصل شام تار انتظار آه ! این منم هنوز در کویر بی ی می کشم به دوش صبر کوله بار انتظار لحظه لحظه زرد شد برگ برگ هستی ام مثل لاله های سرخ در بهار انتظار ای تنفس بهار ای نس. گفتم شبی به مهدی اذن نگاه خواهم گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم گفتم صدای قلبم یابن الحسن بگوید در کوچه های غربت رد تو را بجوید گفتا که قلب عاشق باشد سرای مهدی آن دل که شد خ گردیده جای مهدی گفتم بیا که کعبه چشم انتظار باشد جانها در انتظار روی نگار باشد گفتا که چشم من هم دنبال یک حبیب است فرزند پاک زهرا در کعبه هم غریب است گفتم که در ک. ی از آبگرفتگی در کوچه پوریا واقع در خیابان میلان 6 زاهدان را مشاهده می کنید. در انتهای کوچه های دلواپسی هایم خوشی برایم دست تکان داد و فرار کرد...
من از آن روز به بعد به دنبالش تمام کوچه های ماتم و غم و غصه را گشتم .... خوشی را ساعت دیواری به من لو داد...
که گفت خوشی در همان ساعت هایی بود که تو در پی اش بودی .... [ ماه نگار.الف ] فروغ بخش شب انتظار، آمدنی است رفیق، آمدنی، غمگسار آمدنی است به خاک کوچه دیدار، آب می پاشند بخوان ترانه، بزن تار، یار آمدنی است امروز، کوچه های سامرا، چراغان میلاد ی است که با آمدنش، حجت را بر زمینیان تمام می کند. او می آید و فرشتگان مقرب، با کاسه هایی از آب و شکوفه، به چشم روشنی نرجس می آیند. می آید و جهان به پیشوازش می شتابد با سبدها. در میغان طبق سنتهای گذشته دهه آ صفر را مراسم های باشکوهی برگزار میکنند شب چهلم همانند سراسر ایران با ب ایی دیگ های حلیم و زنی در دور دیگ های حلیم . و روز مراسم زنی در سراسر میغان برگزار می شود . و روز چهل هشتم همانند روز چهلم برگزار می شود . مراسم از کوچه راست آغاز می شود و پس از طی کوچه به کوچه کلوک می رسیم ومراسم در این کوچه به پایان می . کلان شهر تهران همیشه از نبود فضای پارک رنج برده است و صاحبان ماشین بیش از آن که نگران ترافیک مسیر مورد نظر باشند، بیشتر نگران فضایی برای پارک خودرو های خود هستند. اما چند روز گذشته خبرنگار تیتر شهر با عبور از یک خیابان، به کوچه ای برخورد که شاید با کوچه های همجوار خود تفاوت های فاحشی داشته باشد. حال من را پرسیدی؟؟
حال من خوب است...! شب هم آفت ... ! یک نفر قلبش برایم می تپد در این شب مهت ...
کوچه ها خیسند... هوا سرد ... دل من با یاد او گرم است گرم... دل همه لبخند است غم بیمار است... ! خش خش جاروکش ان شهرداری دلتنگیم را جارو کرده است... و درخت کوچه ی خانه ی ما چشم بر دل تنگ من دوخته است آری خوابش برده است... سلامی به کوچه پس کوچه های جاده انتظار...

سلامی به تنهایی ثانیه های دنیا...

سلامی به شمارگان ادینه های بی تو بودناین روزها که می گذرد ، هر روزاحساس می کنم که ی در بادفریاد می زنداحساس می کنم که مرااز عمق جاده های مه آلودیک آشنای دور صدا می‏زند…این روزها که می گذرد ، هر روزدر انتظار آمدنت هستیمدر انتظار دیدنت ...کاش بیایی تا حالمان خوب شود کاش زودتر بیایی تنهاترین دوای دردمان العجل مولا زده ام فالی و فریاد رسی می آیدمسافر