کوچه پس کوچه های تنهایی

به نقل از خبرگزاریها در مورد کوچه پس کوچه های تنهایی : ای تکیه گاه و پناه
زیباترین لحظه های
پرعصمت و پر شکوه
تنهایی و خلوت من
ای شط شیرین پرشوکت من ای با تو من گشته بسیار
درکوچه‎های بزرگ نجابت
ظاهر نه بن بست عابر فریبنده‎ی استجابت
در کوچه‎های سرور و غم راستینی که‎مان بود
در کوچه باغ گل ت نازهایت
در کوچه باغ گل سرخ شرمم
در کوچه‎های نوازش
در کوچه‎های چه شب. ... آدرس روی کاغذ نگاه دیدم این آدرس انگار نا آشنا است با خود گفتم کجاست رفتم تو راه از هر کی پرسیم هیچ نمیدونست بالا ه آدرس پیدا رفتم اول یک کوچه بلند و تنگ نگاه اولش روی یک تابلو قدیمی نوشته بود کوچه تنهایی دیدم بابا این کوچه که آشنا هست من بارها اسمشو شنیدم و لحظه لحظه انگار تو این کوچه بودم قدم اول را که در این کوچه گذاشتم حس سالهاس. چند ماهى میشود که چراغ هاى تیر برق کوچه پنج شهید بهشى اب شده اند. و با وجود مسیر ناهموار و چاله هاى درون کوچه به علاوه خاموشى کامل کوچه در شب , موجب ناراحتى و ن یتى اهالى کوچه شده است و رفت و آمد در این کوچه در شب بسیار مشکل است که شورا و دهیارى ترمیم این چراغ ها را پشت گوش انداخته. مرزم حق دارند که از امکانات روستاى خود به درستى استفاده . کوچه مهرناز در تهرانکوچه مهرناز کجاست؟ امروز به یکی از جاذبه های گردشگری تهران سری زده ایم که با یک ایده خوب شروع شد و مورد استقبال مردم قرار گرفت .کوچه مهرناز که به کوچه چتری یا کوچه چترها هم معروف شده است، یکی از کوچه های اطرف میدان انقلاب در تهران است.که یکی از جاذبه های گردشگری تهران است.کوچه مهرناز یکی از جاذبه های گردشگری جالب . میون این همه کوچه که بهم پیوسته
کوچه ی قدیمی ما کوچه ی بن بسته دیوار کاه گلی یه باغ خشک، که پر از شعرای یادگاریه
مونده بین ما و اون رود بزرگ، که همیشه مثل موندن جاریه صدای رود بزرگ، همیشه تو گوش ماست
این صدا لالاییِ خواب خوب بچه هاست کوچه اما هر چی هست، کوچه ی خاطره هاست
اگه تشنه ست اگه خشک، مال ماست کوچه ی ماست توی این . به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد، به من گفت: نرو که بن بست است! گوش ن ، رفتم. وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم، پیر شده بودم! ما که هیچ

مادرت دارد صدایت میزند

از همان روز کوچه

ساعت در،

لحظه ی سرخ دیوار.

اصلا ما را هم،

تمام کوچه های شهر را هم،

خاک فراموشی بگیرد

مادرت که هر روز

کوچه تان را آب و جارو میکند

به هوای آمدنت

و سرک میکشد از لابلای در سوخته. نمی آیی؟ انگار فضا خیلی شده و توی این فضا یه غزل میچسبه! شاید یکم فضا تلطیف بشه

هرچند پیش روی تو غرق خج ند چشمان این غریبه فقط با تو راحتند بانو...به بی قراری شاعر ببخش اگر این شعرها به حضرت چشمت جسارتند آغوشت آشیانه ی گرم کبوتران لبخندهات...حس نجیب زیارتند دور از نگاه سرد جهان...دست های من با بافه های موی تو سرگرم خلوتند دنیا سکوت های مرا س. آهنگ رضا یزدانی و مصطفی رحیمی کوچه ملی آهنگ رضا یزدانی و مصطفی رحیمی کوچه ملی متن آهنگ کوچه ملی رضا یزدانی و مصطفی رحیمی هنوز ع فردین به دیوارشه
هنوز پرسه تو لاله زار کارشه
تو رویاش هنوزم بلیط می ه
میگه این چهارشنبه رو می بره
تو جیباش بلیتای بازندگی
روی شونه هاش کوهه این زندگی
حواسش تو ۳۰ سال پیش گم شده
دلش زخمیه حرف مَرد. ساعت 11 شامگاه یکشنبه اول بهمن، صدای فریادهای زن جوانی در یکی از کوچه های شهرستان تفت-استان یزد- اهالی محل را سراسیمه به کوچه کشاند. آنها پس ازرسیدن به میانه کوچه با پیکرنیمه جان روبه رو شدند که چاقو خورده و بشدت دچار خونریزی شده بود. ایسنا نوشت: تابلوی کوچه ای که تا دو سه روز پیش، عبور از آن برای عابرانش ترانه ای در خاطره ها زنده می کرد، به دستور مقامات محلی کنده شد؛ کوچه ای که تا چند روز پیش در روستای بیاره از توابع شهرستان دنا، نام شجریان را برخود داشت. رمضان را با خیلی چیزها می شناسیم شیرینی و حلاوت اذان مغرب، سفره های افطار و سحری، الغوث الغوث جوشن کبیر اما هستند انی که علاوه بر اینها رمضان را در کوچه پس کوچه های بهشت جست وجو می کنند و نگذاریم… دوباره آن کوچه، دوباره ما تنها
گرفته ای ای دوست دوباره دست مرا

تو بودی و دل من، دلی که آرامست
میان آغوشت، میان خوف و رجا

سکوت کوچه ش ت کنار گریه من
گرفته ای سر من به شانه ات اما

نمی رود ز سرم هوای خاطره ها
چه زخم ها که زدم به ات به جفا

دوباره لبخندی که گفت بخشیدی
و باز مهر و وفاست که می شود پیدا

تو رفتی و فریاد: که باز میگردی؟
دوباره آن کوچه دوباره من تنها

آذر1392 با اجرای این پروژه 4 کوچه از کوچه های روستا که در زمستان گذشته دچار مشکلات آبگرفتی شده بودند،تسطیح و زیر سازی و ج بندی کوچه ها از اوایل داد 93 آغاز گردید و تاکنون ج بندی یکی کوچه ها به پایان رسیده است و همچنان ج بندی 3کوچه دیگر ادامه دارد . هم ولایتی های روستای بق مطلع هستند که کوچه شهیدان صداقتی(آب انبار کوچولو/کوچه رئیس) تا 45 سال قبل بن بست بود.در سال 1346 افراد خیر و نیکوکار،مرحومان حاج قنبر قنب ور- ملارمضان نادعلیزاده- حاج ذبیح اله نادعلیزاده و حاج ولی اله هاتفی بانی خیر شدند و با مرحومان مشهدی علی اصغر صداقتی(حسین کاظم) و مشهدی عبداله صداقتی صاحبان منازل انتهای کوچه. فرض کنید شما در یک آپاتمان که در یک کوچه 10 متری واقع شده است زندگی می کنید اگر در این کوچه به طور متوسط 20 قطعه تفکیکی موجود باشد و در هر قطعه ساختمانی 4 طبقه وجود داشته باشد حدودا 80 تا 100 خانواده در این کوچه زندگی می کنند. تصور کنید که روز اول مهر هر خانواده تصمیم بگیرد فرزند دانش آموز خود را با اتومبیل شخصی خود به مدرسه برساند! شما در ا. به گرامی داشت روز ادبیات کودک
زیر قولت زدی بزرگ شدی
باز گفتی که اتفاقی بود
رفتی اما نشان کودکی ات
در نگاهت هنوز باقی بود
**
وقتی از کوچه بی صدا رفتی
ردّ پایت چقدر کوچک بود
می شد از ردپای تو فهمید
که دلت پیش یک عروسک بود
**
رفتی و روزهای روز اما
فرفره تند و تیز می چرخید
بادبادک برای مدّت ها
روی دست ن. قورمه سبزی بوی وطن می دهد، بوی ایران، بوی کوچه پس کوچه های کاهگلی و درشکه و کوچه باغ های قدیمی. از قورمه سبزی صدای تار درویش خان و شعر کلاسیک منظوم به گوش می رسد. یعنی قورمه سبزی تا این حد نوستالژی است؟ مدینه باشد، شب نزدیک به سحر باشد، کوچه باشد، پیچ کوچه باشد، موذن اذان بگوید و من در پیچ کوچه نشسته باشم که تو بیایی... بیایی. و از پیچ کوچه بگذری و من بویت را، غبار کوچه برخاسته به شوق قدمت را، هوایت را، هوایت را نفس بکشم. و بگویم سالم بر تو ای آقای من! هزار و چهارصد سال دیرکرده ام. سرم را به دیوار حرمت می گذ ارم و چادر را روی صورتم می کشم.. رئیس اداره بهزیستی بوکان گفت: پدری فرزندان خود را به علت اختلافات خانوادگی در کوچه رها کرد. ده ها گلدان به نماد یک کوچه در تهران تبدیل شده اند. کوچه های روستای علیه یک از توابع شهرستان شوشتر با هر بار بارندگی تبدیل به باتلاق می شود. ی از آبگرفتگی در کوچه پوریا واقع در خیابان میلان 6 زاهدان را مشاهده می کنید. http://gigpars.com/upload/81n7_shohada1.gif روزگاری این کوچه ها را نامی دیگر بود و این محله ‏ها را رنگی دیگر.تابلوی کوچه‏ ها هیچ کدام سرخ نبود؛ هیچ گلی به نام لاله نمی‏ ید.اینجا محله کودکی من است. من با جوی آب سر کوچه خاطره‏ ها دارم با هم‏بازی‏ هایم. از وقتی هم‏بازی‏ هایم رفتند، نام محله عوض شد و تابلوها و من از خج پاکی آنها سرخ شدم. حالا از آن همه هم‏بازی، فقط چند شاخه گل لاله باقی است که عیدها بر تابلوی کوچه‏ ها می‏نشیند. حالا همه کوچه‏ ها نام شهید دارند، ولی کوچه دل من هنوز سرخ نشده و من از عاقبت محله افکارم می‏ترسم. تا آن جا که من اطلاع دارم 5دانشجو پزشکی و دندان پزشکی آن هم از یک در کوچه مان وجود دارد،یک پزشک و یک دندان پزشک هم این کوچه تحویل جامعه داده است که میشود تا به حال 7نفر دو نفر هم در دست اقدام برای قبول شدن هستند،اگر برادر جان را هم که ا میخواند در نظر بگیریم... شما بگویید یک کوچه با این همه افراد فرهیخته کجا سراغ دارید؟! تاریخ لیگ برتر ایران پر بوده از سیاهی لشگر هایی که صحنه را پر د. سیاهی لشگرهایی که از سر کوچه پیدا کردیم. البته کوچه هایی ناشناخته در شاخ آفریقا و کشورهای حاشیه خلیج فارس و بن بست های اروپای شرقی. کوچه هایی از مهد فوتبال دنیا، ستاره های فیک از برزیل اورجینال که شاید تنها توشه ای که همراهشان بود اسم برزیلی بود. بوی رجب پیچیده توی کوچه پس کوچه قلبم...آنقدر که می روم تقویم را نگاه می کنم.... توی کتابخانه با اطلاعیه اعتکاف روبرو می شوم... ناخودآگاه می روم جلو و جزء جزء اطلاعیه را می خوانم...دلم پر می کشد تا سه روز ب ...سه روز نشستن و زانو بغل گرفتن... بی دغدغه... با لباس های ساده سفید احرامم... می دانم نمی شود... می دانم بچه دارم... غمگین نیستم...بوی رجب پیچی.
ای تکیه گاه و پناه

زیباترین لحظه های

پرعصمت و پر شکوه

تنهایی و خلوت من

ای شط شیرین پرشوکت من

ای با تو من گشته بسیار

درکوچه های بزرگ نجابت

ظاهر نه بن بست عابر فریبنده ی استجابت

در کوچه های سرور و غم راستینی  که مان بود

در کوچه باغ  گل ت نازهایت

در کوچه باغ گل سرخ شرممچشمان این غریبه فقط با تو راحتند
بانــو...به بی قراری شاعـــر ببخش اگــر
این شعرها به حضرت چشمت جسارتند
آغوشت آشیانه ی گرم کبوتران
لبخندهات ... حس نجیب زیارتند
دور از نگاه سرد جهان، دست های من
با بافه های موی تـــو سرگـــرم خلوتند
دنیا سکوت های مرا ساده فکر کرد
از حرف دل پرند ... اگ. به قدر زق زق زدن نوک انگشتان پا ، پیاده روی کردیم. من و تنهایی ، با جیب های خالی مان. البته تنهایی ام جیب ندارد. تنهایی ام هوس سیگار کرده بود ، از آن بهمن های سفیدِ پایه کوتاه ؛ و من که سیگار نمی کشیدم پیشنهاد به ادامه پیاده روی دادم تا حداقل قبل از رسیدن طوفان به مقصد رسیده باشیم. مقصد کجاست؟ نمیدانم ؛ شاید مقصد همین رفتن است ، همین گذش. ... مشابه دفُرمه چنین صحنه ای را (دور از جان این جوان های رعنا) اوایل دهه ٥٠ در کوچه و پس کوچه های فرعی قلعه (شهرنو) دیده بودم... به کوچه نگاه می کنم به راهی که تو از آن می آیی می آیی می آیی پرستار را پایین می کشد می گوید باید استراحت کنم سرم را روی بالشت ِ نرم بگذارم و به چیزی فکر نکنم. به کوچه نگاه می کنم به راهی که تو از آن می آیی می آیی می آیی هایم تمام شده اند اما خوابم نمی برد خوابم نمی برد دلتنگم اندازه یک دلتنگم. به کوچه نگاه می کنم به راهی که تو از آن می آیی م. به کوچه نگاه می کنم به راهی که تو از آن می آیی می آیی می آیی پرستار را پایین می کشد می گوید باید استراحت کنم سرم را روی بالشت ِ نرم بگذارم و به چیزی فکر نکنم. به کوچه نگاه می کنم به راهی که تو از آن می آیی می آیی می آیی هایم تمام شده اند اما خوابم نمی برد خوابم نمی برد دلتنگم اندازه یک دلتنگم. به کوچه نگاه می کنم به راهی که تو از آن می آیی م. مهدی واعظی : سرو و چنار توی کوچه های باریک و شیب دار محله جماران دست به دست داده اند و بوته های یاس و درخت های انگور و انجیر از دیوار خانه های قدیمی به کوچه سرک می کشند. عاشقم.....
اهل همین کوچه ی بن بست کناری ،
که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی ،
تو کجا ؟
کوچه کجا ؟
پنجره ی باز کجا ؟
من کجا ؟
عشق کجا؟
طاقتِ آغاز کجا ؟
تو به لبخند و نگاهی ،
منِ دلداده به آهی ،
بنشستیم
تو در قلب و
منِ خسته به چاهی......
گُنه از کیست ؟
از آن پنجره ی باز ؟
از آن لحظه ی. هم ولایتی های روستای بق مطلع هستند که کوچه شهیدان صداقتی(آب انبار کوچولو/کوچه رئیس) تا 45 سال قبل بن بست بود.در سال 1346 افراد خیر و نیکوکار،مرحومان حاج قنبر قنب ور- ملارمضان نادعلیزاده- حاج ذبیح اله نادعلیزاده و حاج ولی اله هاتفی بانی خیر شدند و با مرحومان مشهدی علی اصغر صداقتی(حسین کاظم) و مشهدی عبداله صداقتی صاحبان منازل انتهای کوچه. با همه لحن خوش آوایی امدر به در کوچه تنهایی ام
ای دو سه تا کوچه زما دورترنغمه تو از همه پر ر
کاش این فاصله را کم کنیمحنت این قافله را کم کنی 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] زیر باران دوشنبه بعد از ظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد

سیب ها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد وغبار

قبلا این صحنه را...نمی دانم
در من انگار می شود تکرار

آه سردی کشید،حس
کوچه آتش گرفت از این آه

و سراسیمه گریه در گریه
پسر کوچکش رسید از راه

. قرار داشتن علمک گاز شهری در وسط کوچه،برای نین منطقه رودکی پایتخت خطرساز شده است. همشهری آنلاین: برگ های پائیزی، کوچه باغ های درکه را مفروش کرده اند؛ ببینید: تصاویری از جشن نیمه شعبان در کوچه و خیابان های منطقه 5 شهر تهران را مشاهده می نمایید. در این خبر سعی داریم تا شما را با جاذبه های گردشگری شهرستان کاشان آشنا کنیم. کوچه ای رابود نامش معرفت مردمانش بامرام از هرجهت سیل آمدکوچه راویرانه کرد ، مردمش راباجهان بیگانه کرد هرچه درآن کوی بودازمعرفت شست وباخودبردسیل بی صفت ازتمام کوچه تنها یک نفر، خانه اش ماندوخودش جست ازخطر رسم وراه نیک هرجابودوهست ازنهادمردم آن کوچه است. چون که در شه ام اینگونه ای حتم دارم بچه ی آن کوچه ای! شهر لار در استان فارس، از نظر معماری مدرن به شهر بدون کوچه معروف شده است. کوچه بلوط در یک کشتزار نیشکر اوایل قرن نوزدهم به وجود آمد و امروزه درهایش به عنوان اثر تاریخی ملی به روی عموم باز است. کوچه ای را بود نامش معرفت... مردمانش با مرام از هر جهت... سیل آمد کوچه را ویرانه کرد... مردمانش را با جهان بیگانه کرد... هر چه در آن کوی بود از معرفت شست و با خود برد... سیل بی صفت از تمام کوچه تنها یک نفر خانه اش ماند... و خودش جست از خطر ... رسم را ه نیک هر جا بود و هست از نهاد مردم آن کوچه هست... چون که در شه ام اینگونه ای ... حتم دارم بچه آن کوچه ای...
امروز یک لحظه، داشت قلبم از ته گلوم می زد بیرون. تا وسط کوچه رسیدم و اثری از پراید جان نبود. کوچه هم اونقدر سر سبز و منحصر به فرد بود که به نظرم محال می اومد اشتباه کرده باشم. یعنی واقعا توی کمتر از نیم ساعتی که رفتم دنبال معاینه چشم برای گواهی نامه، پراید جانم رو برده بودند؟ با یدهای دیروز که عقب ماشین گذاشته بودم چی؟!... یعنی هیچ تو.