کوچه یاد

به نقل از خبرگزاریها در مورد کوچه یاد : ﺑﯿﺎ و ﮔﺎﻫﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﻮﭼﻪ ی ﻋﻠﯽ ﭼﭗ ﺑﺰﻥ !
توی کوچه ی علی چپ نفــس بکـش !

ﺭﺍﻩ ﺑﺮﻭ !

ﺳﻮﺕ ﺑﺰﻥ !

عشق کن !

توی کوچه ی علی چپ سربه هواشو !

آواز بخوان ... ازنوع کوچه بازاری اش

بگذار زندگی ات رنگی تازه بگیرد.

بیخیال بایدها و نبایدها


باورکن کوچه ی علی چپ هم برای خودش عال. هنگام تردد در شهر گاهی کوچه هایی دیده می شود که ابتدای آن ها همچون درب خودرویی ادارات توسط نگهبان و گیت یا زنجیر مسدود شده است و شهروندان اجازه دسترسی به این کوچه ها را ندارند.این که آیا به طور کلی امکان مسدود کوچه ها وجود دارد و اگر این امکان وجود دارد شرایط مسدود کوچه ها چیست سوالی است که به ذهن بسیاری از شهروندان متبادر می شود. رمضان را با خیلی چیزها می شناسیم، شیرینی و حلاوت اذان مغرب، سفره های افطار و سحری، الغوث الغوث جوشن کبیر اما هستند انی که علاوه بر همه اینها رمضان را در کوچه پس کوچه های بهشت جست وجو می کنند. ای تکیه گاه و پناه
زیباترین لحظه های
پرعصمت و پر شکوه
تنهایی و خلوت من
ای شط شیرین پرشوکت من ای با تو من گشته بسیار
درکوچه‎های بزرگ نجابت
ظاهر نه بن بست عابر فریبنده‎ی استجابت
در کوچه‎های سرور و غم راستینی که‎مان بود
در کوچه باغ گل ت نازهایت
در کوچه باغ گل سرخ شرمم
در کوچه‎های نوازش
در کوچه‎های چه شب. صبر اگر ستایش باد است من ی چنار زمستانم. مرگ اگر سزای وفاست من سالهاست که مرده ام. و اگر باران است، جزای همه ی واژه های بی چتر من همه ی عابران بارانی-پوشم. بی عبوری اگر تقدیر تنهایی کوچه هاست من سکوت همه ی کوچه های شهرم. حالا ببین... این همان لحظه ی بی مرگی است من با همه ی آنها چه تصویر غریبی شده ام: کوچه ی خلوت صبح باشد، ت، سرد، بی عبور آ ز. نیروهای عراقی در حال نبرد منزل به منزل و کوچه به کوچه با تروریستهای در الموصل القدیمه هستند و طی ساعات آینده پرچم عراق بر بالای مسجد النوری در غرب موصل به اهتزار در می آید. انگار فضا خیلی شده و واسه تلطیف فضا یه غزل میچسبه!

هرچند پیش روی تو غرق خج ند چشمان این غریبه فقط با تو راحتند بانو...به بی قراری شاعر ببخش اگر این شعرها به حضرت چشمت جسارتند آغوشت آشیانه ی گرم کبوتران لبخندهات...حس نجیب زیارتند دور از نگاه سرد جهان...دست های من با بافه های موی تو سرگرم خلوتند دنیا سکوت های مرا ساده فکر کرد از حرف د. ساعت 11 شامگاه یکشنبه اول بهمن، صدای فریادهای زن جوانی در یکی از کوچه های شهرستان تفت-استان یزد- اهالی محل را سراسیمه به کوچه کشاند. آنها پس ازرسیدن به میانه کوچه با پیکرنیمه جان روبه رو شدند که چاقو خورده و بشدت دچار خونریزی شده بود. .
کوچه ها هرچی هم اسم داشتند و پیشونی هرکدومشون چندتا اسم عوض کرده بود باز هم با اون اسمی صداشون میکردیم که برامون ملموستر و بامسماتر بود: کوچه ی بربری، کوچه ی مسجد تُرکها، کوچه ی بهروزاینا، کوچه ممدشامی، کوچه دوتابرادرا!... لابد توی خونه های دیگه هم انی برای کوچه ها اسمهایی داشتند، مثلا کوچه ی طرف! ولی هیچوقت پیش نیامد من کوچه ای . دوباره آن کوچه، دوباره ما تنها
گرفته ای ای دوست دوباره دست مرا

تو بودی و دل من، دلی که آرامست
میان آغوشت، میان خوف و رجا

سکوت کوچه ش ت کنار گریه من
گرفته ای سر من به شانه ات اما

نمی رود ز سرم هوای خاطره ها
چه زخم ها که زدم به ات به جفا

دوباره لبخندی که گفت بخشیدی
و باز مهر و وفاست که می شود پیدا

تو رفتی و فریاد: که باز میگردی؟
دوباره آن کوچه دوباره من تنها

آذر1392 هم ولایتی های روستای بق مطلع هستند که کوچه شهیدان صداقتی(آب انبار کوچولو/کوچه رئیس) تا 45 سال قبل بن بست بود.در سال 1346 افراد خیر و نیکوکار،مرحومان حاج قنبر قنب ور- ملارمضان نادعلیزاده- حاج ذبیح اله نادعلیزاده و حاج ولی اله هاتفی بانی خیر شدند و با مرحومان مشهدی علی اصغر صداقتی(حسین کاظم) و مشهدی عبداله صداقتی صاحبان منازل انتهای کوچه. فرض کنید شما در یک آپاتمان که در یک کوچه 10 متری واقع شده است زندگی می کنید اگر در این کوچه به طور متوسط 20 قطعه تفکیکی موجود باشد و در هر قطعه ساختمانی 4 طبقه وجود داشته باشد حدودا 80 تا 100 خانواده در این کوچه زندگی می کنند. تصور کنید که روز اول مهر هر خانواده تصمیم بگیرد فرزند دانش آموز خود را با اتومبیل شخصی خود به مدرسه برساند! شما در ا.
چشم به راه مانده ام تا عبورت را از کوچه پس کوچه های دل، نشانی
بگیرم...منتظرم ...
شاید بیایی
شاید....
باغچه پاییزی دلم میزبان بهار نام تو شود؟......
با تو غزل ستاره ها نورانی ست
دل در قفس نگاه تو زندانی ست
نگذر ز بهار کوچه باغ احساس
چون بی تو تمام لحظه ها بارانی ست ... کوچه های پر پیچ و خم عمر طی تا سر انجام گذر بر کوچه ای که فرخنده رویی به کاسه ای محبت رنج خستگی از دل برد . گذر عمر چنان در کوچه ی عشق زمین گیر شد که همچون شاخه های تازه سر کشیده سرود جوانی سر داده ام و چنان مست از بوی حضورش شده ام که ماندن اندر خم این کوچه را بر سیر افاق و انفس رجحان نهاده ام. م ز ... آدرس روی کاغذ نگاه دیدم این آدرس انگار نا آشنا است با خود گفتم کجاست رفتم تو راه از هر کی پرسیم هیچ نمیدونست بالا ه آدرس پیدا رفتم اول یک کوچه بلند و تنگ نگاه اولش روی یک تابلو قدیمی نوشته بود کوچه تنهایی دیدم بابا این کوچه که آشنا هست من بارها اسمشو شنیدم و لحظه لحظه انگار تو این کوچه بودم قدم اول را که در این کوچه گذاشتم حس سالهاس. مدینه باشد، شب نزدیک به سحر باشد، کوچه باشد، پیچ کوچه باشد، موذن اذان بگوید و من در پیچ کوچه نشسته باشم که تو بیایی... بیایی. و از پیچ کوچه بگذری و من بویت را، غبار کوچه برخاسته به شوق قدمت را، هوایت را، هوایت را نفس بکشم. و بگویم سالم بر تو ای آقای من! هزار و چهارصد سال دیرکرده ام. سرم را به دیوار حرمت می گذ ارم و چادر را روی صورتم می کشم.. سال هاست که مردم تگزاس یکی از کوچه های این شهر را با صدها هزار در بطری پوشانده اند. همشهری دو - شیدا اعتماد: کوچه ها خلوت بودند. کم بودند انی که جاذبه میدان و افق بازش را رها کنند تا بیایند در کوچه های خاکی پشت مسجد پرسه بزنند؛ غافل از این همه افسونی که در کوچه ها جا مانده بود؛ غافل از اینکه راه رفتن در محاصره دیوارهای کاهگلی تا رسیدن به دری چوبی با کوبه ای زنگ زده چقدر می تواند تجربه عجیبی باشد. پیرزن سالها در حیاط خانه ای کوچک در چهار راه گلوبندک حلوا می پزد ، به رسم هر ساله خانم های همسایه در حیاط خانه اش جمع می شود و حلوا می پزند تا اینکه بر اثر واقعه ای آتش سوزی پیش می آید ، از آن پس این مراسم را به کوچه می کشاند ، و دل پاک و بی آلایش پیر زن برای همه ی اهالی محل دعا میکند و ....... حالا این کوچه در تهران به نام کوچه ی حلوا پزون معروف شده ، کوچه ای که صبح های تاسوعا شاهد نی است که به همراه وسایل پهت حلوا به این کوچه می آیند و همانجا است که بوی حلوایشان همه ی رهگذرانی که برای دیدن تعزیه به چهار راه گلوبندک کشانده به سوی خود جذب میکند . رسمشان بر این است که هر ی از هفت نفر به اندازه ی کمی حلوا بگیرد و اگر تا سال آینده حاجت روا شد خود ش به جمع حلوا پزان کوچه بپیوندد










در این گزارش تصاویری از باریک ترین کوچه جهان را مشاهده خواهید کرد. در انتهای کوچه های دلواپسی هایم خوشی برایم دست تکان داد و فرار کرد...
من از آن روز به بعد به دنبالش تمام کوچه های ماتم و غم و غصه را گشتم .... خوشی را ساعت دیواری به من لو داد...
که گفت خوشی در همان ساعت هایی بود که تو در پی اش بودی .... [ ماه نگار.الف ] در میغان طبق سنتهای گذشته دهه آ صفر را مراسم های باشکوهی برگزار میکنند شب چهلم همانند سراسر ایران با ب ایی دیگ های حلیم و زنی در دور دیگ های حلیم . و روز مراسم زنی در سراسر میغان برگزار می شود . و روز چهل هشتم همانند روز چهلم برگزار می شود . مراسم از کوچه راست آغاز می شود و پس از طی کوچه به کوچه کلوک می رسیم ومراسم در این کوچه به پایان می . کلان شهر تهران همیشه از نبود فضای پارک رنج برده است و صاحبان ماشین بیش از آن که نگران ترافیک مسیر مورد نظر باشند، بیشتر نگران فضایی برای پارک خودرو های خود هستند. اما چند روز گذشته خبرنگار تیتر شهر با عبور از یک خیابان، به کوچه ای برخورد که شاید با کوچه های همجوار خود تفاوت های فاحشی داشته باشد. حال من را پرسیدی؟؟
حال من خوب است...! شب هم آفت ... ! یک نفر قلبش برایم می تپد در این شب مهت ...
کوچه ها خیسند... هوا سرد ... دل من با یاد او گرم است گرم... دل همه لبخند است غم بیمار است... ! خش خش جاروکش ان شهرداری دلتنگیم را جارو کرده است... و درخت کوچه ی خانه ی ما چشم بر دل تنگ من دوخته است آری خوابش برده است... نبود روشنایی در کوچه حکیم واقع در منطقه دُرچه اصفهان باعث گلایه شهروندخبرنگار ما شده است. آسف نبودن کوچه ای واقع در مرکز شهرستان نقده تردد را برای عابران پیاده و خودروها دشوار کرده است. کاشان، ۱۳۷۰، آنالوگ ------------------------------------------------------------------------------- ع های مرتبط : کوچه ۱ ( از مجموعه کوچه های قدیمی کاشان ) کوچه ۲ ( بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گدشتم ) کوچه ۳ ( در کوچه ما آوازی نیست شب گلدان پنجره ما را ربوده است ) کوچه ۴ ( مدرنیته و پست مدرنیته ) کوچه ۵ ( در این خلوت که حیرت نقش دیوار است ) کوچه ۶ کوچه ۷ ( باز از آن کوچه گذشتم )



رد خونست که بر پیکر این در مانده
مثل زخمی که روی بال کبوتر مانده
لرز سختیست که بر زانوی حیدر مانده
گرد و خا ت که بر چادر مادر مانده

غم عالم به سرم ریخت ،امان از کوچه
همه ی بال و پرم ریخت ، امان از کوچه

آنقدر سوخته که چادرش از سر افتاد
دست بر شانه ی من بود که مادر افتاد
بضعه افتاد ، همه جان پیمبر . به کوچه نگاه می کنم به راهی که تو از آن می آیی می آیی می آیی پرستار را پایین می کشد می گوید باید استراحت کنم سرم را روی بالشت ِ نرم بگذارم و به چیزی فکر نکنم. به کوچه نگاه می کنم به راهی که تو از آن می آیی می آیی می آیی هایم تمام شده اند اما خوابم نمی برد خوابم نمی برد دلتنگم اندازه یک دلتنگم. به کوچه نگاه می کنم به راهی که تو از آن می آیی م. به کوچه نگاه می کنم به راهی که تو از آن می آیی می آیی می آیی پرستار را پایین می کشد می گوید باید استراحت کنم سرم را روی بالشت ِ نرم بگذارم و به چیزی فکر نکنم. به کوچه نگاه می کنم به راهی که تو از آن می آیی می آیی می آیی هایم تمام شده اند اما خوابم نمی برد خوابم نمی برد دلتنگم اندازه یک دلتنگم. به کوچه نگاه می کنم به راهی که تو از آن می آیی م. مهدی واعظی : سرو و چنار توی کوچه های باریک و شیب دار محله جماران دست به دست داده اند و بوته های یاس و درخت های انگور و انجیر از دیوار خانه های قدیمی به کوچه سرک می کشند. عاشقم.....
اهل همین کوچه ی بن بست کناری ،
که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی ،
تو کجا ؟
کوچه کجا ؟
پنجره ی باز کجا ؟
من کجا ؟
عشق کجا؟
طاقتِ آغاز کجا ؟
تو به لبخند و نگاهی ،
منِ دلداده به آهی ،
بنشستیم
تو در قلب و
منِ خسته به چاهی......
گُنه از کیست ؟
از آن پنجره ی باز ؟
از آن لحظه ی. هم ولایتی های روستای بق مطلع هستند که کوچه شهیدان صداقتی(آب انبار کوچولو/کوچه رئیس) تا 45 سال قبل بن بست بود.در سال 1346 افراد خیر و نیکوکار،مرحومان حاج قنبر قنب ور- ملارمضان نادعلیزاده- حاج ذبیح اله نادعلیزاده و حاج ولی اله هاتفی بانی خیر شدند و با مرحومان مشهدی علی اصغر صداقتی(حسین کاظم) و مشهدی عبداله صداقتی صاحبان منازل انتهای کوچه. زیر باران دوشنبه بعد از ظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد

سیب ها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد وغبار

قبلا این صحنه را...نمی دانم
در من انگار می شود تکرار

آه سردی کشید،حس
کوچه آتش گرفت از این آه

و سراسیمه گریه در گریه
پسر کوچکش رسید از راه

. قصه از جایی شروع شد واسه من که تو آرام و یواش و قدم قدم گذشتی از کوچه پس کوچه های دل من به دلم شک وقتی آن نگاه تو صاف تر از آینه دیدم به دلم شک توعبور کرده بودی و من هنوز خیره به رد پای تو بودم به دلم شک وقتی فرش قرمزی برای تو پهن به دلم شک وقتی تو پس از عبور لحظه ای کردی درنگ روتو کردی سمت من به دلت شک قصه از این جا شروع شد واسه ما عزیزم
همشهری آنلاین: برگ های پائیزی، کوچه باغ های درکه را مفروش کرده اند؛ ببینید: نمایش خیابانی «نبش کوچه بن بست» در دومین روز جشنواره جشنواره سراسری تئاتر مهر کاشان اجرا شد. در این خبر سعی داریم تا شما را با جاذبه های گردشگری شهرستان کاشان آشنا کنیم. کوچه ای رابود نامش معرفت مردمانش بامرام از هرجهت سیل آمدکوچه راویرانه کرد ، مردمش راباجهان بیگانه کرد هرچه درآن کوی بودازمعرفت شست وباخودبردسیل بی صفت ازتمام کوچه تنها یک نفر، خانه اش ماندوخودش جست ازخطر رسم وراه نیک هرجابودوهست ازنهادمردم آن کوچه است. چون که در شه ام اینگونه ای حتم دارم بچه ی آن کوچه ای! سال هاست شهروندان یاسوجی در کوچه پس کوچه های شهر و گاهی در معابر اصلی شهر با پدیده ای جدید به نام "سگ های ولگرد"روبرو می شوند که به عنوان یک معضل بهداشتی از آن یاد می شود. شهر لار در استان فارس، از نظر معماری مدرن به شهر بدون کوچه معروف شده است. کوچه علیقلی آقا حالا سالهاست که بخشی از ذهن من را به خود اختصاص داده است.  آن کوچه اکنون بخشی از هویت من است.  کوچه ای که سالها از حجره کوچک واقع در آن به برکت نور برادران ایمانی،برای خودش بهشتی بزرگ به شمار می رفت و محل راز و نیاز با خدا و رفت و آمد بندگان جوان و کم سن و سال ولی بزرگوار،  نورانی و صالح خداوند بود و حداقل دو تا از . نمایشواره بزرگ فرهنگی مذهبی «کوچه های بنی هاشم» از تاریخ ۲۶ بهمن ماه بمدت ۱۸ روز در محل میدان حسین (ع) اجرا می شود. آقای عادلی همچنان که کلید را در قفلِ در حرکت می داد، سرش را چرخاند و ما را در نیمه کوچه دید، دستش از کلید جدا شد و منتظر رسیدن ما ایستاد. ای کاش می شد این لحظات را از کتاب طولانی زمان حذف کرد که برایم سخت بود طول کوچه ای بلند را طی کنم درحالی که او رو به ما، منتظر ایستاده بود و شاید خدا دلهره ام را به دلش الهام کرد که پس از چند لحظه سرش را. خبـر خیر ِتو از نقل رفیقان سخت است

حفظ ِحالات من و طعنه ی آنان سخت است

لحظه ی بغض نشد حفظ کنم چشمم را

در دل ابر نگهداری باران سخت است

کشتی ِ کوچک من هر چه که محکم باشد

جَستن از عرصه ی هول آور طوفان سخت است

ســاده عاشق شده ام ساده تر از آن رسوا

ی شهر شدن با تو چه آسان سخت است

ای که از کوچه ی ما می گذری ، معشوق. خبـر خیر ِتو از نقل رفیقان سخت است

حفظ ِحالات من و طعنه ی آنان سخت است

لحظه ی بغض نشد حفظ کنم چشمم را

در دل ابر نگهداری باران سخت است

کشتی ِ کوچک من هر چه که محکم باشد

جَستن از عرصه ی هول آور طوفان سخت است

ســاده عاشق شده ام ساده تر از آن رسوا

ی شهر شدن با تو چه آسان سخت است

ای که از کوچه ی ما می گذری ، معشوق. استقرار سوال برانگیز عناصر اطلاعاتی و امنیتی در کوچه محل س ت !اخبار موثق واصله حاکی از استقرار دائم عناصر امنیتی و اطلاعاتی در برخی خانه های کوچه محل س ت محمود است. اخبار تکمیلی درباره این حضور سوال برانگیز متعاقبا به اطلاع مردم عزیز ایران خواهد رسید. یاد عید های قدیمی / تو یک روز بهاری/ دسته جمعی خانه پدر بزرگ/ می دویدیم چست و چابک/ از کوچه ها و پشت بامها/ می گرفتیم تخم مرغی / چند رنگی/ شاد و خندان/ روی بوسی/ کینه پر/ غصه ها کیش/ پسر عمو / پسر / غرق در بو سه / یا که /


صف می شد کل اقوام/ خانه خانه کوچه کوچه/ عید مبارک با ترانه/ توی یک روز کل فامیل/ سر کشیده/ خورده آجیل


قهر ها ک. پسر ۲۰ساله در ساعت ۲۳شب هنگام حال پرسه زنی در کوچه های بلوار یه قاسم آباد مشهد به پسر بچه ۱۲ساله حمله ور شد تا از او زورگیری کند. اما خیابانی نمی دانست که اهالی این کوچه هوشیارند و راه فرارش را… آقای بصیری جزو آ ین بازمانده های صنف دوچرخه سواران لحاف دوزی است که در کوچه پس کوچه های شهر دوره گردی می د. او حالا بعد از ۶۲ سال هنوز هم غم نان دارد و نگران ج و مخارج خانواده است.