گفته بودم نباشی بدون تو می میرم

به نقل از خبرگزاریها در مورد گفته بودم نباشی بدون تو می میرم : راستی گفته بودم یه شب مهتاب ماه میاد توو خواب مارو میییییییییییییییییییییییییییییبره؟!!! شب قبل اضطراب داشتم و پشت تلفن به مادرم گفته بودم برام دعا کن اونجوری که میخوام بشه و گفته بودم چشم... گفته بودم جوری دعا کن که آقای خدا بشنوه و گفته بود چشم! امروز که پا شدم خبردار شدم همه چیز همونطور که میخواستم پیش رفته و انگار آقای خدا خودش همه چیز رو "تماما مخصوص" برام راست و ریس کرده. بعد صدام کرد و گفت پاشو بریم این اطراف یه دوری بزنیم انقدر غصه نخور دختر...نگاش ...خندید...چند دقیقه ی بعد روی شونه هاش بودم تو راه تپه های پشت خونه... میدونید؟من بهترین آقای خدای سبیلوی قشنگ دنیا رو دارم... باور کنید!
قبلا به خونواده گفته بودم که چهارشنبه ها کلاس حل تمرین دارم و مثلا هر چهارشنبه ساعت ٦ صبح از خونه میام بیرون که برم . صبحش به بهونه این که میخوام بعد با بچه ها بریم بیرون ماشینو ورداشتم (چون خودمونو با مترو میرم ، معمولا ماشین نمیبرم ) و اومدم سمت پارکینگ مترو صادقیه . یه جای خوب پارک ، روزایی که میخوام برم پیش سارا معمولا یه ماشین از . برای یگانه ی باهوش و بی همتا ، الینای سخت کوش ، مژان همیشه شرمگین ، سپینود دوست داشتنی و آریانوش شوخ و شنگ که فقط سه کلاس یک ساعت و نیمه با آنها بودم و این دلم را پودر میکند ! ...................................................................................................... من از دیار اندوه و تبار دردم دوست و تو خودت اوج لبخند و زیبایی و جوانی هستی خودم گفته بودم کنارتان خواهم . گفته بودم یکی از خواب های هفته ی اخیر، آن لحظه بود که سر کلاس نشسته بودم و آمد و من نفسم گرفت که آخ. این همان لحظه ایست که این همه سال منتظرش بودم. نگفته بودم؟ هوالمحبوب
امروز که در مسیر برگشت توی بی آر تی نشسته بودم و مدام گوشی را چک می و عجله داشتم که به بازی حساس امروز برسم، یک آن چشمم رفت سمت صندلی جلویی، تو قسمت مردانه. پسرو دختری توی صندلی فرو رفته بودند و غرق خنده و صحبت بودند. حس عاشقانه ای میان شان موج میزد. نیم رخ دختر را میدیدم که با پ وی قرمز رنگ و شالی سیاه و قرمز دلبری می کرد. ی. یک بار هم دستِ م را گرفته بودم و رفته بودیم بینِ شمشادها؛ یکی از همان هایی را که دوست داشتم پلی کرده بودم و نگه داشته بودم نزدیکِ گوش اش:
« تصور می کنم پیش ام نشستی
چه قدر خوب ئه، چه قدر خوب ئه که هستی ... »
گفته بودم : « خیلی خوب ئه؛ میدونی؟! » گفته بود می داند. ***
هیچ وقت با مفهومِ مرگ کنار نیامده ام.
دل ام ش ت آقا؛ به خاطرِ . شنیده بودم که کلمات ارتعاش دارند....که هر کلمه و ارتعاشش آدمی رو یا به عرش می بره یا به قعر قعر...فراموش کرده بودم ولی که شنونده ها هم ارتعاش دارند...که هر حرفی رو نباید زد ..که هر حرفی رو برای هر ی نباید زد...که برخی ها ذهنی دارند پر از متر و قضاوت...برخی ها ذهنی دارند بدون قضاوت ولی در فضایی کیلومترها دور از ارتعاش حرف تو....که بعضی ها تمام . سرمربی تیم والیبال شهرداری ارومیه گفت: به بازیکنانم گفته بودم که امسال فقط سال صبر و گذشت است تا بتوانیم به نتیجه برسیم. عضو هیات مدیره استقلال گفت:قبلا گفته بودم که در پایان هفته نوزدهم جزو 3 تیم اول قرار خواهیم گرفت. قسمت نشد ببینمت ،خدانگهداری کنم
فرصت نشد بمونم و از تو نگهداری کنم
گفتم اگه ببینمت دل کندنم سخته برات
اگه یه وقت بگی نرو
رفتن پر از درده برام
گفتم صداتو نشنوم
ندیده از پیشت برم
پشت سرم زاری نکن
به کی بگم مسافرم…
من میرم ولی باز تو بدون همیشه
یاد تو از خاطر من فراموش نمیشه
گل من خوب می دونی بی تو تک و تنها.
قسمت نشد ببینمت خدانگهداری کنم

فرصت نشد بمونم و از تو نگهداری کنم

گفتم اگه ببینمت دل کندنم سخته برات

اگه یه وقت بگی نرو بی هوا سست میشه پاهام

گفتم صداتو نشنوم

ندیده از پیشت برم

پشت سرم زاری نکن

چیکار کنم مسافرم

من میرم ولی باز تو بدون همیشه

یاد تو از خاطر من فراموش نمیشه

گل من خوب می دونی بی تو تک و تنهام عزیزم

اگه تو نباشی می میرم

من میرم ولی باز تو بدون همیشه

یاد تو از خاطر من فراموش نمیشه

گل من خوب می دونی بی تو تک و تنهام عزیزم

اگه تو نباشی می میرم

نامه رو تا تهش بخون

گریه نکن طاقت بیار

اشکاتو پاک کن عزیزم

سر روی شونه هام بذار

باور نکن یه بی وفام

نامه میذارم و میرم

قسمت زندگیم اینه

به کی بگم مسافرم

قسمت نشد ببینمت خدانگهداری کنم

فرصت نشد بمونم و از تو نگهداری کنم

میرم ولی باز تو بدون همیشه

یاد تو از خاطر من فراموش نمیشه

گل من خوب می دونی بی تو تک و تنهام عزیزم

اگه تو نباشی می میرم

میرم ولی باز تو بدون همیشه

یاد تو از خاطر من فراموش نمیشه

گل من خوب می دونی بی تو تک و تنهام عزیزم

اگه تو نباشی می میرم گفته بودم عاقبت دیوانگی کار دستت میدهد! گفته بودم اینهمه من شدن به نفعت نیست! نگفته بودم؟ یادم می آید که صلاه نیمروز بود و من دوگانه را که حکم سفر شکانده بودش را به یک خواندم و نشستم روبروی ضریح سفیر حضرت حسین(ع) و برایش نوحه ای که گفته بودم را که نه تقریبا داد میزدم و واسطه اش که شب نوروز نشده تو را دعوت بگیرد و باقی ماجرا که حکما شنید. بعد از گذشت 10 سالبازم یهو یادش افتادم، با دیدن ع اشنمی دونم چراآدمی بودم که عاشقش شده بودم، بدون هیچ شناختیشناختم در حد یه سلام علیکه حتی تا الان همفک کن!نمی دونم چرا دوباره یادش افتادم، یه بار دیگه هم ع اشو دیده بودم و این ح ی نشده بودم، نمی دونم چرا اینبار اینطوری شدخیلی کار مز فیهمی دونی الان چی دلم می خوامدلم می خواد هیج عشق دیگه . تسنیم/  نعیم سعداوی پس از تساوی بدون گل تیمش مقابل تراکتورسازی تبریز اظهار داشت: قبل از هر چیز سال جدید را به همه مردم ایران تبریک می گویم و آرزوی فرا رسیدن یک سال پر از موفقیت را برای آنها دارم. قبل از بازی گفته بودم با تیمی بازی داریم که ...

شرح خبر
پیشی یدونه ازین ویکتورین چندکاره ها داشت...کوچولوی قرمز. وصل بود به زیپ کوله ی مدرسش.میگفت دیوید از اونجا براش آورده. دیوید باب ه ی اروپاییش بود. بعد از مسلمون شدن خواست که اسمش داوود باشه. ولی باز خارجی صداش میزدیم.بگذریمگفته بودم خوشگله. گفته بود میگم یه صورتیشم برای تو بیاره. گفته بودم نه!! مامانم چی میگه ازینا داشته باشم!؟مثل. پیش وت تیم فوتبال پرسپولیس، گفت: همانطور که قبلا گفته بودم پرسپولیس 3 هفته قبل از اتمام لیگ قهرمان می شود و این اتفاق هم افتاد. سرمربی تیم فوتبال فولاد خوزستان گفت: قبل از بازی گفته بودم مقابل تیم مدعی تراکتورسازی کار سختی پیش رو داریم. نباشی..... نباشی سردو بی روحم، مث پاییز دلتنگم نمی خوام بی تو بودن رو، با این احساس می جنگم کجای قصه جا موندی،که پایان تو اونجا شد؟ کجا عشقم رو گم کردی، دلم تنهای تنها شد؟ نفس های منه عاشق، هنوزم عطر تو رو دارن دلم هر روز طوفانه، چشام هر روز می بارن من از تقدیر می ترسم، ببین با ما چه ها کرده با اون دستای بیرحمش،ما رو از هم جدا کرده از ای. تسنیم/    نعیم سعداوی پس از تساوی بدون گل تیمش مقابل تراکتورسازی تبریز اظهار داشت: قبل از هر چیز سال جدید را به همه مردم ایران تبریک می‌گویم و آرزوی فرا رسیدن یک سال پر از موفقیت را برای آنها دارم. قبل از بازی گفته بودم با تیمی بازی داریم که ...

شرح خبر گفته بودم دنیا رو بدون تو نمی خوام هنوزم میگم نمیخوام! تو از نظر من همه ی دنیایی! پیش وت باشگاه پرسپولیس گفت: هنوز ۱۰ هفته تا پایان لیگ باقی مانده است، اما من از هفته دوم گفته بودم که پرسپولیس قهرمان لیگ خواهد شد. تولدشه , و درست توی همین روزا باهام قهره!!چقدر به نظرم شخصیت عجیبی میومد,بدون اینکه منو بشناسه سفره ی دلشو واسم باز کرده بود.اون حرف میزد و من بیشتر ت بودم.خیلی ساده و بی غل و غش سر کلاس آناتومی وقتی بین صدای خنده های پنجاه و دختر و پسر,تو تنهایی خودم غرق بودم بهم گفته بود بیا کنار ما بشین.دستمو گرفت و کشید.کنارشون نشستم. چیزی برای گفتن. رمان کی گفته من شیطونم 98ia
رمان کی گفته من شیطونم بدون سانسور
ع شخصیت های رمان کی گفته من شیطونم
رمان کی گفته من شیطونم قسمت 16
رمان کی گفته من شیطونم قسمت ا
ع دانیال در رمان کی گفته من شیطونم
رمان من شیطونم مشکلیه pdf
داستان کامل کی گفته من شیطونم
ادامه مطلب وبسایت رسمی برنامه نود - پیش وت باشگاه پرسپولیس گفت: هنوز ۱۰ هفته تا پایان لیگ باقی مانده، اما من از هفته دوم گفته بودم که پرسپولیس قهرمان لیگ خواهد شد. به گزارش وب سایت نود، علی پروین در خصوص پیروزی… نوجوان بودم. روی ج کنار خیابان ایستاده بودم. گفتم این بالا انگار روی ابرهاست. چشمانم را بستم و دستانم را باز . ازدحام پیاده رو و همهمه ی خیابان رنگ باخته بود. من آن بالا بودم، روی ابرها. انگار که خانه اینجاست، و قرار اینجاست، و همه چیز اینجاست. آرام راه می رفتم، شاید هم می خندیدم. یاد خانه افتادم. ابر دهن باز کرد و من سقوط ، چشمانم بسته . پیش وت باشگاه پرسپولیس گفت: هنوز ۱۰ هفته تا پایان لیگ باقی مانده است، اما من از هفته دوم گفته بودم که پرسپولیس قهرمان لیگ خواهد شد. من اگر ماه میشدم خاموش بودم اگر باران میشدم اسیدی بودم اگر دریا میشدم شور بودم اگر یاد میشدم فراموش بودم اگر دیوار میشدم ترک داشتم اگر ابر بودم تکه تکه میشدم اگر خاک میشدم حاصل خیز نبودم در آ اگر کد میشدم همیشه مشکل داشتم... این ها از بدشانسی من نیست شاید هم از بدشانسی من است که چرا اینقدر کمبود دارم چرا اینقدر کم هستم چرا چرا چرا حتی . خاطرات زیادی از مرحوم آیت الله منتظری گفته بودم، من پیش آن مرحوم درس خوانده بودم، با هم در زندان بودیم و خیلی خاطرات دیگر. فقط همین یک قطعه کوتاه را انتخاب کرده اند که اه خودشان را دنبال کنند. _ سین.پ. پیغام داده که از شاگردای فلانی شهریور ماه دفاع می کنن...........تو دلم میگم به جهنم! اما خ حقشونه؟!
_ ترجمه رو فرستادم رفت.....بشینم پای بدبختیای خودم.........نوبت م هم نزدیکه......گفته بودم شاید نرم اما این یه دفعه رو هم میرم.... یا الله.. سلام:) چتورین ;) گفته بودم که خیلی حرف دارم باهاتون.. حالامیخام بزنم.. حالا که همه چی خووبه خدا رو شکر:) فردا یه کوییز حیثیتی مخابرات دارم از اون جنبه که با یکی از بچه ها حس رقابت دارم اما دیه نمیخام درس واسم مهم باشه... عاشق سلامتی زیبایی بیزینس و لاغریم:) چن روز بود افتاده بودم به پرخوری.. اما با ورود شکوهمند اسفناج رژیم کانا فرد. از آ ین باری که اومدم توی وبلاگمو نوشتم حدود یه پونزده روزی میگذره. اون موقع نیمه شعبان بودهعو العان ماه رمضون شروع شده. هیچچی دیگه. توی رمضون کارگاه شبا بازهعو روزا خونهعیم. العانم من واسه همینه که خونم کد آهنگ از علی بابا گذاشتم. عاااااالیه لعنتی، اسم آهنگش به تو گفته بودم هسسش. البته ی نمیاد به اینجا ک. ایناعی هم که میان سریع میرن. . راستش من هیچ وقت از چشم های ی چیزی نخوانده ام!هیچ وقت ندیده ام ی با چشم هایش بخندد!هیچ وقت این برق معروفی که خیلی از رمان های زپرتی ایرانی باهاش مانوور میدهند را در چشم های ی ندیده ام!اما دیروز...وقتی که به ننه گفته بودم سال دیگر میروم،غم ِ توی چشم هایش را دیدم!دیدم که چه طور قلبش مچاله شد!دیدم که کاری برای ماندنم،برای نگه داشتنم از دست. با دعا ی آدم نمیشودشخصی به آیت الله بهاءالدینی گفته بود:آقاجان! دعا کنید آدم شوم.آقا فرموده بودند:
شده است بدون ریختن چای خشک در آب جوش، چایی درست شود؟شده است بدون مایه زدن به شیر، پنیر درست شود؟شده است بدون خوردن آب و غذا سیر شوی؟شده است بدون الکتریسیته، لامپ روشن شود؟بدون علم و عمل صالح نیز آدم شدن محال است. رئیس فرا یون امید مجلس گفت: من بر این باورم حرف هایی که باعث ایجاد حاشیه می شود نباید گفته شود و من اگر جای پسرم بودم آن صحبت ها را نمی ولی به هر حال صحبتی است که شده است. گفته بودم دیوانه ام ! گفته بودم دوست داشتنم واقعی ست یادت هست ؟ گفته بودم حرف که می زنی خواستنی ام می شوی با دستانت که حرفی را برایم توضیح میدهی دیوانه ات می شوم عمیق که نگاهم می کنی سُرخ می شوم لُکنت می گیرم بچه نیستم ولی دلم خیلی کوچکتر از این حرفهاست دیده ای زنی را که احساسِ جنون کند با ندیدنت ؟ دیده ای زنی که گوشش هیچ ص نشنود جُز صد. تو او را مثل بقیه دخترا میدیدی.من همان دختر بودم. تو او را معمولی دوست داشتی.من همان دختر بودم. تو او را تحویل نمیگرفتی.من همان دختر بودم. تو او را کم میدیدی.من همان دختر بودم. تو نگران پول کرایه تا ی اش نبوودی.من همان دختر بودم. تو به فکر خودت بودی و به او فکر نمیکردی.من همان دختر بودم. تو حرف های عاشقانه به او نمیزدی.من همان دختر بودم. ت. به دوستم گفته بود که بهم چیزی نگه منصرف شده بود که باهام حرف بزنه بعد از این دوخط ده خط دیگه هم نوشته بودم، بقیه ی اتفاقات امروز هم نوشته بودم
ولی همشو پاک هیچی بیخیال بای
قبل از هر چیز خوب قاعدتا قبل ازهرچیز که سلامه سلام نه حالا ، بعد از سلام و قبل از باقی چیزا گفته بودم که یه پست در مورد ا سال 96 میذارم و گفته بودم ایی که قانون جذب و ... مطالعه دارن میدونن دلیلش چیه و اینا نوشتم ولی نذاشتم ، پیشنویس نگه داشتم برای خودم گفتم در جریان باشید و از شدت کنجکاوی بیخو نگیرید یه امشبو راحت بخو د لا اقل:-d حالا بریم. مدت مون تموم شده . بعد فکر میکنه دیگه نسبت به من تعهدی نداره . مردک رو همه تعصب داره الا من که زنشم . مردک برداشته از دهن من حرف درآورده . گفته ای فلان ا رو داده . (من هر چی باشم اون ا رو نمیدم).تازه جاری بزرگه هم نخود هر آش شده و گفته ای فلان روز تو تالار به برداره ای بد بد گفته . وای خدای من، من فقط یک کلمه گفتم : بی شعور  . که داشت بدون اجا. سلام سحرین خیر نجسن؟=سلا صبت بخیر.چطوری؟ صبحانه نمنه ییسن؟=برا صبونه چی میخوری؟ گدیرم اشیه=میرم بیرون *گدیرم(رفتن)میتونی به اول هر جایی که میخوای بری اضافه کنی تا جملت شکل بگیره مثلا===== گدیرم ناهارا=میرم ناهار گدیرم بازارا=میرم بازار گدیرم قوناخلغا=میرم مهمونی لا ه یه شبی بعد از اون 4 روز راحت خو دم ......!!!!!!!!!یه شب بدون گریه همش تو فکر بودم این دفعه واسش چه جوری بسازم که پشیمون نشه ...............!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ولی کاش با اون رویاها می مردم این قدر عمیق خو ده بودم که نفهمیدم 2 اس ام اس داده بودو 1 miss انداخته بود
صبح که بیدار شدم دیدم بازم رفتم سره کار..........!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! توی اولین اس گفته بود که من نمی خوام هیچ نسبتی داشته باشم باهات....!!!!!!!!!!!!!!!! تو اس ب گفته بود :حوصلم سر رفتههههههه........!!!!!!!!!!! همه تون خو دین صبح که بیدار شدین بیدار نکنین منو....................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یک ساعت نشده بود که بلند بلند گفته بودم : معلومه با احساسم! و به مادر و پدر و همسرم احساس زیادی دارم! مگه مهمتر از شماها ی رو دارم؟! اما...یک ساعت نشده بود که این حرفا رو گفته بودم... که دیدم مادر و پدرم به خاطر کمی کهولت سن قادر به دیدن حلقه اشک تو چشمام نیستن؛ همسر هم کلا بی خیال من!!!، شب تو خونه هم باروبندیل جمع کرد رفت تو مهمون خونه خو د!. زندگی خوبی داشتم اونقدر به همسرم عادت کرده بودم که اگه یک شب دیرمیومد دلم هزارجا میرفت نفسم به نفسش بند بود(دراین لحظه اشک از گوشه چشمش سرازیر شد بعد از کمی مکث ادامه داد)من عاشق عباس بودم زندگی ام بدون اون امکان نداشت اونقدر تو خوشبختی غرق شده بودم که یادم رفته بود بدبختی چه مدلیه مدت مون تموم شده . بعد فکر میکنه دیگه نسبت به من تعهدی نداره . مردک رو همه تعصب داره الا من که زنشم . مردک برداشته از دهن من حرف درآورده . گفته ای فلان ا رو داده . (من هر چی باشم اون ا رو نمیدم).تازه جاری بزرگه هم نخود هر آش شده و گفته ای فلان روز تو تالار به برداره ای بد بد گفته . وای خدای من، من فقط یک کلمه گفتم : بی شعور  . که داشت بدون اجا. تو فیدیبو خلاصهء رمان سگ سالی رو خوندم. من بودم. من اون بودم. پنهان شده از ترس. مرده تر از مرده. من بودم. من همهء چیزهای بد دنیا بودم. بالای صفحه سمت چپ نوشته بود " ریحانه ایز تایپینگ " من روی مبل کنار تلویزیون به این فکر می که ریحانه را دقیقا چهار سال است که ندیده ام . ریحانه هنوز ایز تایپینگ بود و من فکر از کی یادم رفت که رنگ چشمان ریحانه سبز بود ولی من اینجا نوشته بودم که آدم های چشم سبز را بدون دموکراسی دوست ندارم و فکر من که ریحانه را دوست داشتم پس چرا یادم نیامد ؟. سلام به همگی یه ده باهاتون حرف دارم دفعه ی قبلی که بی خبر رفته بودم چند نفر نگرانم شده بودن من خیلی ازشون تشکر میکنم بابت این همه نگرانی من توی یکی از پستام گفته بودم دوباره میرم برای دو یا سه روز گفته بودم شاید شنبه یا یک شنبه برم اما میخوام از امروز برم بر میگردم تا یا4شنبه ی هفته ی دیگه ماس دعا این پستم نوشتم دیگه نگرانم نشید.....
گفته بودم بی تو می میرم ، ولی این بار نه گفته بودی عاشقم هستی، ولی انگار نه هرچه گویی دوستت دارم ، به جز تکرار نیست خو نمی گیرم به این ، تکرارِ طوطی وار نه تا که پا بندت شوم از خویش می رانی مـــرا دوست دارم همدمت باشم ، ولی ســــربار نه دل فروشی می کنی ، گویا گمان کردی که باز با غرورم می م آن را ، در این بازار نه قصد رفتن کرده ای ، تا باز . آری می نویسم. داستان می نویسم و پنهانش می کنم. داستانی بسی بزرگ تر گفته ام. به عدد این روزها. در جایی که خودش می داند. در جایی که بدان سر نزد. در جایی که هنوز هم ندیده است. آری می نویسم. می نویسم و هستم و تلاش خواهم کرد. آری من همیشه بوده ام. به من ده می گیرند که دلتنگی است. خنده ام می گیرد. مگر من رفته بودم که دلتنگی عجیب باشد؟ من بودم. از بو.