گفته بودم نباشی بدون تو می میرم

به نقل از خبرگزاریها در مورد گفته بودم نباشی بدون تو می میرم :
گفته بودم چقدر مناجاتای میرداماد لذت بخشه؟؟ شب قبل اضطراب داشتم و پشت تلفن به مادرم گفته بودم برام دعا کن اونجوری که میخوام بشه و گفته بودم چشم... گفته بودم جوری دعا کن که آقای خدا بشنوه و گفته بود چشم! امروز که پا شدم خبردار شدم همه چیز همونطور که میخواستم پیش رفته و انگار آقای خدا خودش همه چیز رو "تماما مخصوص" برام راست و ریس کرده. بعد صدام کرد و گفت پاشو بریم این اطراف یه دوری بزنیم انقدر غصه نخور دختر...نگاش ...خندید...چند دقیقه ی بعد روی شونه هاش بودم تو راه تپه های پشت خونه... میدونید؟من بهترین آقای خدای سبیلوی قشنگ دنیا رو دارم... باور کنید!
قبلا به خونواده گفته بودم که چهارشنبه ها کلاس حل تمرین دارم و مثلا هر چهارشنبه ساعت ٦ صبح از خونه میام بیرون که برم . صبحش به بهونه این که میخوام بعد با بچه ها بریم بیرون ماشینو ورداشتم (چون خودمونو با مترو میرم ، معمولا ماشین نمیبرم ) و اومدم سمت پارکینگ مترو صادقیه . یه جای خوب پارک ، روزایی که میخوام برم پیش سارا معمولا یه ماشین از . برای یگانه ی باهوش و بی همتا ، الینای سخت کوش ، مژان همیشه شرمگین ، سپینود دوست داشتنی و آریانوش شوخ و شنگ که فقط سه کلاس یک ساعت و نیمه با آنها بودم و این دلم را پودر میکند ! ...................................................................................................... من از دیار اندوه و تبار دردم دوست و تو خودت اوج لبخند و زیبایی و جوانی هستی خودم گفته بودم کنارتان خواهم . گفته بودم رنگ ها حرف می زنند گفته بودم این روزها درختان به سخن درآمده اند ی در درونم همکلامم شده است میدانی تو که نیستی همه با من حرف می زنند صندلی ای که رویش می نشینی این میز آن کاناپه حتی استکان و قوری این پیرهنت چه حرف ها که نمی زند ! هوالمحبوب
امروز که در مسیر برگشت توی بی آر تی نشسته بودم و مدام گوشی را چک می و عجله داشتم که به بازی حساس امروز برسم؛ یک آن چشمم رفت سمت صندلی جلویی، تو قسمت مردانه. پسرو دختری توی صندلی فرو رفته بودند و غرق خنده و صحبت بودند. حس عاشقانه ای میان شان موج میزد. نیم رخ دختر را میدیدم که با پ وی قرمز رنگ و شالی سیاه و قرمز دلبری می کرد. ی. یک بار هم دستِ م را گرفته بودم و رفته بودیم بینِ شمشادها؛ یکی از همان هایی را که دوست داشتم پلی کرده بودم و نگه داشته بودم نزدیکِ گوش اش:
« تصور می کنم پیش ام نشستی
چه قدر خوب ئه، چه قدر خوب ئه که هستی ... »
گفته بودم : « خیلی خوب ئه؛ میدونی؟! » گفته بود می داند. ***
هیچ وقت با مفهومِ مرگ کنار نیامده ام.
دل ام ش ت آقا؛ به خاطرِ . یک بار هم دستِ م را گرفته بودم و رفته بودیم بینِ شمشادها؛ یکی از همان هایی را که دوست داشتم پلی کرده بودم و نگه داشته بودم نزدیکِ گوش اش:
« تصور می کنم پیش ام نشستی
چه قدر خوب ئه، چه قدر خوب ئه که هستی ... »
گفته بودم : « خیلی خوب ئه؛ میدونی؟! »
گفته بود می داند. ***
هیچ وقت با مفهومِ مرگ کنار نیامده ام.
دل ام ش ت آقا؛ به خا. بازیکن تیم فوتبال نفت آبادان گفت: من به بهادر عبدی هم گفته بودم که اینها این بچه را اب می کنند من رویم نمی شود دیگر با هانی صحبت کنم و نمی دانم چه بگویم. الان اومدم زاده و همون جایى نشستم که چندماه پیش نشسته بودم.به "م" گفته بودم دیگه نمیخوام ادامه بدم.گفته بودم خسته شدم.گفته بودم حتى برنمیگردم خونه که پیدام کنه.یادمه مرتب زنگ میزد.اسمس پشت اسمس...بچه شدى...شورشو دراوردى...میگم برو خونه...نمیرم چرا فکر میکنى به حرفت گوش میدم...هر کار دوست دارى ...دارم همین کارو میکنم...باورش نمیشد که هیچى ن.
سروش

♫♫ عشق من . . .
یادم کن گاهی
که به دل دارم آهی
تو که از دردم آگاهی
یه دنیا یه دنیا عاشقم من
بدون که به عشقت صادقم من
تو مست خویش و من مست عشقم
اگه نباشی می میرم
بیا که عمر از سر گیرم
تا هستم . . .
با یادت شادم
آخه دل بر تو دادم
دیگه از غمها آزادم
یه دنیا یه دنیا عاشقم من
بدون که به عشقت صادقم من
تو مست خویش و من مست عشقم
اگه نباشی می میرم
بیا که عمر از سر گیرم
به انتظار دیدنت
به لحظه رسیدنت
دل داره پ ر می زنه
از ام پر می زنه
ای چشمه حیات من
فرشته نجات من
شوق نفسهای منی
همیشه رویای منی
یه دنیا یه دنیا عاشقم من
بدون که به عشقت صادقم من
تو مست خویش و من مست عشقم
اگه نباشی می میرم
بیا که عمر از سر گیرم
عشق تو در قلب من
هدیه جاودانه است
برای زنده موندن
قشنگترین بهانه است
دوست داشتن تو مثل عطر خوش بهاره
با تو نفس کشیدن پایان انتظاره
یه دنیا یه دنیا عاشقم من
بدون که به عشقت صادقم من
تو مست خویش و من مست عشقم
اگه نباشی می میرم
بیا که عمر از سر گیرم
اگه نباشی می میرم
بیا که عمر از سر گیرم
♫♫



پیج اینستاگرام کافه ایرونی :@cafe_ironi
قسمت نشد ببینمت ،خدانگهداری کنم
فرصت نشد بمونم و از تو نگهداری کنم
گفتم اگه ببینمت دل کندنم سخته برات
اگه یه وقت بگی نرو
رفتن پر از درده برام
گفتم صداتو نشنوم
ندیده از پیشت برم
پشت سرم زاری نکن
به کی بگم مسافرم…
من میرم ولی باز تو بدون همیشه
یاد تو از خاطر من فراموش نمیشه
گل من خوب می دونی بی تو تک و تنها. گفته بودم عاقبت دیوانگی کار دستت میدهد! گفته بودم اینهمه من شدن به نفعت نیست! نگفته بودم؟ یادم می آید که صلاه نیمروز بود و من دوگانه را که حکم سفر شکانده بودش را به یک خواندم و نشستم روبروی ضریح سفیر حضرت حسین(ع) و برایش نوحه ای که گفته بودم را که نه تقریبا داد میزدم و واسطه اش که شب نوروز نشده تو را دعوت بگیرد و باقی ماجرا که حکما شنید. گفته بودم تعداد انی که حال آدم را خوب میکنند کمتر از تعداد انگشتان یک دست است؟ گفته بودم ما خیلی خوش شانس هستیم که آدم های رنگی زیادی دورو برمان داریم؟ هفته ایی که گذشت پر بودیم از شادی های الکی و خنده های واقعی ولبخند و لبخند و لبخند....لذت ه نی با آدم های زلال و دوست داشتنی که سمبل عشق بودند و خوبی و صمیمیت. و بعداز هفت روز من بودم و خو. بعد از گذشت 10 سالبازم یهو یادش افتادم، با دیدن ع اشنمی دونم چراآدمی بودم که عاشقش شده بودم، بدون هیچ شناختیشناختم در حد یه سلام علیکه حتی تا الان همفک کن!نمی دونم چرا دوباره یادش افتادم، یه بار دیگه هم ع اشو دیده بودم و این ح ی نشده بودم، نمی دونم چرا اینبار اینطوری شدخیلی کار مز فیهمی دونی الان چی دلم می خوامدلم می خواد هیج عشق دیگه . پیش وت تیم فوتبال پرسپولیس، گفت: همانطور که قبلا گفته بودم پرسپولیس 3 هفته قبل از اتمام لیگ قهرمان می شود و این اتفاق هم افتاد. پیش وت تیم فوتبال پرسپولیس، گفت: همانطور که قبلا گفته بودم پرسپولیس 3 هفته قبل از اتمام لیگ قهرمان می شود و این اتفاق هم افتاد. سرمربی تیم فوتبال استقلال گفت: قبل از شروع مسابقه گفته بودم که دربی 84 نقطه عطفی برای تیم ما خواهد بود. گفته بودم از سقوط ...?! آرى سقوط... اما نگفته بودم که چه بى مهابا چشمانم بسته بود چون آن که در لحظه ى مرگ دیگر از تقلاى زندگى دست وا مى کشد... نگفته بودم حتى دست به تلاشى عاجزانه اى ، حتى... چون,غریقى از وحشت مرگ براى نجاتم نزدم... نگفته بودم نواى از غم و و فضایى پر از سرما در من بود... نگفته بودم نواى, نجواى به گشودن چشمانم ندا می داد... نگفته بو. اهل یکی از روستاهای اطراف بود ، آمده بود شهر ، بچه یک ماهه اش را برده بود و پول هایش تمام شده بود.برای برگشتن به روستایش پول نداشت.می گفت سوار ماشینی شده و به راننده گفته من را برسان فلان روستا ، اما کرایه ندارم.لابد گفته محض رضای خدا اینکار را .راننده که مرد مسنی بوده گفته تو هرکاری که من می گم هر جا خواستی می برمت!! توی زاده دیدمش ، کم . تسنیم/    نعیم سعداوی پس از تساوی بدون گل تیمش مقابل تراکتورسازی تبریز اظهار داشت: قبل از هر چیز سال جدید را به همه مردم ایران تبریک می‌گویم و آرزوی فرا رسیدن یک سال پر از موفقیت را برای آنها دارم. قبل از بازی گفته بودم با تیمی بازی داریم که ...

شرح خبر گفته بودم دنیا رو بدون تو نمی خوام هنوزم میگم نمیخوام! تو از نظر من همه ی دنیایی! پیش وت باشگاه پرسپولیس گفت: هنوز ۱۰ هفته تا پایان لیگ باقی مانده است، اما من از هفته دوم گفته بودم که پرسپولیس قهرمان لیگ خواهد شد. تولدشه , و درست توی همین روزا باهام قهره!!چقدر به نظرم شخصیت عجیبی میومد,بدون اینکه منو بشناسه سفره ی دلشو واسم باز کرده بود.اون حرف میزد و من بیشتر ت بودم.خیلی ساده و بی غل و غش سر کلاس آناتومی وقتی بین صدای خنده های پنجاه و دختر و پسر,تو تنهایی خودم غرق بودم بهم گفته بود بیا کنار ما بشین.دستمو گرفت و کشید.کنارشون نشستم. چیزی برای گفتن. 1- اگه ماشین بودم: مازراتی 2- اگه فعل بودم: مضارع 3- اگه رنگ بودم: سفید وصورتی 4- اگه هوا بودم: برفی 5- اگه میوه بودم: گوجه سبز 6- اگه حیوان بودم:گربه 7- اگه کتاب بودم: رمان 8- اگه بودم: تو ومن 9- اگه خواننده بودم:تیلور سوئیفت 10- اگه بازیگر بودم :ارسلان قاسمی 11- اگه ساز بودم: گیتار 12- اگه بازی بودم: تندیس 13- اگه هنر بودم:بازیگری 14- اگه شغل بودم: عمران. وبسایت رسمی برنامه نود - پیش وت باشگاه پرسپولیس گفت: هنوز ۱۰ هفته تا پایان لیگ باقی مانده، اما من از هفته دوم گفته بودم که پرسپولیس قهرمان لیگ خواهد شد. به گزارش وب سایت نود، علی پروین در خصوص پیروزی… نوجوان بودم. روی ج کنار خیابان ایستاده بودم. گفتم این بالا انگار روی ابرهاست. چشمانم را بستم و دستانم را باز . ازدحام پیاده رو و همهمه ی خیابان رنگ باخته بود. من آن بالا بودم، روی ابرها. انگار که خانه اینجاست، و قرار اینجاست، و همه چیز اینجاست. آرام راه می رفتم، شاید هم می خندیدم. یاد خانه افتادم. ابر دهن باز کرد و من سقوط ، چشمانم بسته . دارم از خونه میرم دلم گرفت :((( یکی دو روز مونده همه این شکلی اند؟  اوه اوه شب اول من خونه مجردی بودم پیش دوستام البته کار بد نمیکردیم :دی نصفه شب بود موبایلم پیام اومد ، خوندم ، خواهرم بود گفت فلان رشته فلان شهر قبول شدی وسط اون همه شادی و کلی کیفی که داشتم می ، یهو کل دنیا دور سرم چرخید اون موقعها خیلی خوشحال بودم همه چیزم سرجاش بود(. من اگر ماه میشدم خاموش بودم اگر باران میشدم اسیدی بودم اگر دریا میشدم شور بودم اگر یاد میشدم فراموش بودم اگر دیوار میشدم ترک داشتم اگر ابر بودم تکه تکه میشدم اگر خاک میشدم حاصل خیز نبودم در آ اگر کد میشدم همیشه مشکل داشتم... این ها از بدشانسی من نیست شاید هم از بدشانسی من است که چرا اینقدر کمبود دارم چرا اینقدر کم هستم چرا چرا چرا حتی . خاطرات زیادی از مرحوم آیت الله منتظری گفته بودم، من پیش آن مرحوم درس خوانده بودم، با هم در زندان بودیم و خیلی خاطرات دیگر. فقط همین یک قطعه کوتاه را انتخاب کرده اند که اه خودشان را دنبال کنند. س رست باشگاه پرسپولیس گفت: همانطور که گفته بودم برانکو عاشق ایران و پرسپولیس است و طبق وعده، این همکاری تمدید شد. یا الله.. سلام:) چتورین ;) گفته بودم که خیلی حرف دارم باهاتون.. حالامیخام بزنم.. حالا که همه چی خووبه خدا رو شکر:) فردا یه کوییز حیثیتی مخابرات دارم از اون جنبه که با یکی از بچه ها حس رقابت دارم اما دیه نمیخام درس واسم مهم باشه... عاشق سلامتی زیبایی بیزینس و لاغریم:) چن روز بود افتاده بودم به پرخوری.. اما با ورود شکوهمند اسفناج رژیم کانا فرد. از آ ین باری که اومدم توی وبلاگمو نوشتم حدود یه پونزده روزی میگذره. اون موقع نیمه شعبان بودهعو العان ماه رمضون شروع شده. هیچچی دیگه. توی رمضون کارگاه شبا بازهعو روزا خونهعیم. العانم من واسه همینه که خونم کد آهنگ از علی بابا گذاشتم. عاااااالیه لعنتی، اسم آهنگش به تو گفته بودم هسسش. البته ی نمیاد به اینجا ک. ایناعی هم که میان سریع میرن. . راستش من هیچ وقت از چشم های ی چیزی نخوانده ام!هیچ وقت ندیده ام ی با چشم هایش بخندد!هیچ وقت این برق معروفی که خیلی از رمان های زپرتی ایرانی باهاش مانوور میدهند را در چشم های ی ندیده ام!اما دیروز...وقتی که به ننه گفته بودم سال دیگر میروم،غم ِ توی چشم هایش را دیدم!دیدم که چه طور قلبش مچاله شد!دیدم که کاری برای ماندنم،برای نگه داشتنم از دست. کاش انگشت هات بودم کاش دکمه ی پیراهنت بودم کاش مردمک چشم هات بودم کاش ارتعاش آوات بودم کاش خون جاری در رگهات بودم ..
رئیس فرا یون امید مجلس گفت: من بر این باورم حرف هایی که باعث ایجاد حاشیه می شود نباید گفته شود و من اگر جای پسرم بودم آن صحبت ها را نمی ولی به هر حال صحبتی است که شده است. گفته بودم دیوانه ام ! گفته بودم دوست داشتنم واقعی ست یادت هست ؟ گفته بودم حرف که می زنی خواستنی ام می شوی با دستانت که حرفی را برایم توضیح میدهی دیوانه ات می شوم عمیق که نگاهم می کنی سُرخ می شوم لُکنت می گیرم بچه نیستم ولی دلم خیلی کوچکتر از این حرفهاست دیده ای زنی را که احساسِ جنون کند با ندیدنت ؟ دیده ای زنی که گوشش هیچ ص نشنود جُز صد. تو او را مثل بقیه دخترا میدیدی.من همان دختر بودم. تو او را معمولی دوست داشتی.من همان دختر بودم. تو او را تحویل نمیگرفتی.من همان دختر بودم. تو او را کم میدیدی.من همان دختر بودم. تو نگران پول کرایه تا ی اش نبوودی.من همان دختر بودم. تو به فکر خودت بودی و به او فکر نمیکردی.من همان دختر بودم. تو حرف های عاشقانه به او نمیزدی.من همان دختر بودم. ت. به دوستم گفته بود که بهم چیزی نگه منصرف شده بود که باهام حرف بزنه بعد از این دوخط ده خط دیگه هم نوشته بودم، بقیه ی اتفاقات امروز هم نوشته بودم
ولی همشو پاک هیچی بیخیال بای
قبل از هر چیز خوب قاعدتا قبل ازهرچیز که سلامه سلام نه حالا ، بعد از سلام و قبل از باقی چیزا گفته بودم که یه پست در مورد ا سال 96 میذارم و گفته بودم ایی که قانون جذب و ... مطالعه دارن میدونن دلیلش چیه و اینا نوشتم ولی نذاشتم ، پیشنویس نگه داشتم برای خودم گفتم در جریان باشید و از شدت کنجکاوی بیخو نگیرید یه امشبو راحت بخو د لا اقل:-d حالا بریم. مدت مون تموم شده . بعد فکر میکنه دیگه نسبت به من تعهدی نداره . مردک رو همه تعصب داره الا من که زنشم . مردک برداشته از دهن من حرف درآورده . گفته ای فلان ا رو داده . (من هر چی باشم اون ا رو نمیدم).تازه جاری بزرگه هم نخود هر آش شده و گفته ای فلان روز تو تالار به برداره ای بد بد گفته . وای خدای من، من فقط یک کلمه گفتم : بی شعور  . که داشت بدون اجا. ببین که حالم ، حال همیشگی نیست
اینجا ، همینجایی که هستی باش، که قلبم بدون تو زنده نیست
ما عاشقانه مانده ایم برای هم ، من برای تو هستم و تو برای من ،
تمام نگاهت را هدیه کن به چشمان عاشق من…
هر زمان فکر بی تو بودن میکنم نفسم میگیرد،
اگر نباشی قلبم بی صدا میمیرد،مثل حالا باش ،
مثل حالا عاشقانه دوستم داشته باش
نه اینکه فردا بی. لا ه یه شبی بعد از اون 4 روز راحت خو دم ......!!!!!!!!!یه شب بدون گریه همش تو فکر بودم این دفعه واسش چه جوری بسازم که پشیمون نشه ...............!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ولی کاش با اون رویاها می مردم این قدر عمیق خو ده بودم که نفهمیدم 2 اس ام اس داده بودو 1 miss انداخته بود
صبح که بیدار شدم دیدم بازم رفتم سره کار..........!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! توی اولین اس گفته بود که من نمی خوام هیچ نسبتی داشته باشم باهات....!!!!!!!!!!!!!!!! تو اس ب گفته بود :حوصلم سر رفتههههههه........!!!!!!!!!!! همه تون خو دین صبح که بیدار شدین بیدار نکنین منو....................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یک ساعت نشده بود که بلند بلند گفته بودم : معلومه با احساسم! و به مادر و پدر و همسرم احساس زیادی دارم! مگه مهمتر از شماها ی رو دارم؟! اما...یک ساعت نشده بود که این حرفا رو گفته بودم... که دیدم مادر و پدرم به خاطر کمی کهولت سن قادر به دیدن حلقه اشک تو چشمام نیستن؛ همسر هم کلا بی خیال من!!!، شب تو خونه هم باروبندیل جمع کرد رفت تو مهمون خونه خو د!. زندگی خوبی داشتم اونقدر به همسرم عادت کرده بودم که اگه یک شب دیرمیومد دلم هزارجا میرفت نفسم به نفسش بند بود(دراین لحظه اشک از گوشه چشمش سرازیر شد بعد از کمی مکث ادامه داد)من عاشق عباس بودم زندگی ام بدون اون امکان نداشت اونقدر تو خوشبختی غرق شده بودم که یادم رفته بود بدبختی چه مدلیه برای رانندگی شبانه تو جاده های دوطرفه باریک بدون گاردریلبدون خط کشی! بدون نور!!!دلم تنگ شده بودامشب بدجوری دوباره تجربه اش و کیف داد! تنها هم بودم و کیف چندبرابر شد
تو فیدیبو خلاصهء رمان سگ سالی رو خوندم. من بودم. من اون بودم. پنهان شده از ترس. مرده تر از مرده. من بودم. من همهء چیزهای بد دنیا بودم. تو یادگار من بودی افسوس که نیستی تو پیشم اینو بهت گفته بودم نباشی دیونه می شم زود رفتی گلم رفتی داغت موند رو دلم حیف بودی گلم رفتی دردامو به کی بگم زود رفتی گلم رفتی داغت موند رو دلم حیف بودی گلم رفتی دردامو به کی بگم تو یادگار من بودی افسوس که نیستی تو پیشم اینو بهت گفته بودم نباشی دیونه می شم زود رفتی گلم رفتی داغت موند رو دلم حیف بو. سلام به همگی یه ده باهاتون حرف دارم دفعه ی قبلی که بی خبر رفته بودم چند نفر نگرانم شده بودن من خیلی ازشون تشکر میکنم بابت این همه نگرانی من توی یکی از پستام گفته بودم دوباره میرم برای دو یا سه روز گفته بودم شاید شنبه یا یک شنبه برم اما میخوام از امروز برم بر میگردم تا یا4شنبه ی هفته ی دیگه ماس دعا این پستم نوشتم دیگه نگرانم نشید.....
دونه‌های پرتقال رو ریخته بودم توی گلدون و آب داده بودم و بعد ناامید شده بودم ازش و فراموشش کرده بودم تا اولین ساقه‌ی نحیف دراومد. دو هفته قبل دومی هم جوانه زد. ب خواب دیدم گلدون پر جوانه‌های کوچک شده. خواب دیدم رشد کرده. خواب دیدم سبز شده.