گل واژه ی نور

به نقل از خبرگزاریها در مورد گل واژه ی نور : واژه انقل و انقل گری نیز همانند واژه های و حزب الله و دیگر واژه هایی که بار ارزشی دارند، به ویژه پس از پیروزی انقلاب ی مورد هجوم و تحریف دشمنان قرار گرفته است. به دلم شوق غزل شور و هیاهو دارد

گوشه چشمی به غزل حضرت یاهو دارد

واژه ها باز دوباره به تپش افتادند

بنویسم که چه حسی است که با او دارد

من در این سمت گرفتار ، زبانم الکن

و چه ذوقی است که هر واژه از آن سو دارد

باز لب های غزل نام تو را می خواند

نظری کن زشما خواهش جادو دارد

یا علی گفتم و این واژه به وجدم آورد

بس که امواج علی نغمه ی هوهو دارد

باید از پای شما واژه به لب برخیزد...

که یتیمان عرب را سر زانو دارد

همه ی حرف من این است اگر شاعرتان

می نویسد غزلی ، چون به شما خو دارد

ورنه هرگز به خدا وصف شما ممکن نیست

و فقط شأن تو را رتبه ی بانو دارد

آه... از واژه ی بانو دل من می لرزد

کاش می شد که بفهمم چه به پهلو دارد... «واژگان شهید» واژه هایم زهر هجران می چشند و آن سو! قلم گستاخ گستاخ قرار از واژگان ه را برده است آن سو،پیکر یک واژه ی عاشق و این سو پیکر مجروح دیگر واژه ای چه باید کرد،با خونابه ی محراب؟ کو خ تا کفن سازد پیکر بی جرم شهیدانی که بی فریاد و خاموش جان دادند؟ کنون من مانده ام تنها میان سیل خون واژه ها شگفتا! پاسبانی گیج و سردرگم تار شب را می ن. نمیدونم چی شد که من به جای هر واژه دیگری که حکایت از احساسات درونی و نا آشنایی داره، واژه درد جایگزین . خیلی هاشون با دلمشغولی، دغدغه، مشکلات روزمره، روزمرگی، بی تصمیمی، بی پولی، بی انگیزگی، یادآوری گذشته تلخ، فکر به تلخی های پیش رو و سایر از این دست امور قابل جایگزینی هست. لذا خودم فقط میفهمم این دردها چیه واژه در برابرت محو می شوند وقتی تو گام می گداری به میانشان زمان به احترامت می ایستد آنقدر وصف ناپذیری که در توصیفت عاجزم عشق فرشته آسمانی بهشتی نهههههه در ادبیات هم جا نمی شوی نمی توانم ،نمی خواهم در این واژه ها تکرارت کنم تکرارشدنی نیستی ،دردانه ی آفرینش! "مادرم "! قلم در دستانت بیهوده می چرخد؛ واژه ها از روی احساست سُر می خورند و فرو می افتند؛ دوباره واژه واژه می نویسی، دوباره ... چقدر با "کلمات" بیگانه ام؛ چقدر از "واژه ها" گریزانم ... چقدر این واژه ها تنگ اند؛ اصلا تاب معانی را ندارند و خیلی زود فرو می ریزند. دلم می گیرد وقتی که ناچار می شوم جرعه های ناب معانی را در جام های حقیر واژگان بریزم. آه! ا. فرهنگستان زبان وادب فارسی،پیوسته نوشتن واژه « فناوری » را درست می داند تا با واژه «فن آوری » به معنای« انتقال تکنولوژی »اشتباه نشود. واژه فناوری برآمده از چهار است:فن + میاوند الف + پسوند - ور + ی مصدری این واژه بر بنیاد کلمات دیگر زبان فارسی مانند دلاوری، تناوری و جن ری ساخته شده است و معنی آ ن «فَنوَری» است. آوردن تشدید بر روی کلمه ی . چشم نبند کاسه ی امید من از باران مهر مژگان تو پر از واژه های ستاره ای عشق می شود چشم نبند درخشش نوشته هایم پرتو ستاره های چیده شده از آسمان دیدگان توست چشم نبند واژه های شی من از مرکب دریای دیدگانت است بیاد تو از قلم من چو ستاره می چکد چشم نبند تا فردا راهی نیست خواهی دید من..... همان کویر خشک، شاعر لال بی زبان و تو..... همان باران مهر، واژ. واژه " بانو " در اصل برگرفته از واژه پهلوی " ریتا با گیانو " به معنی پرتوی یزدانیست بانو یک واژه پارسی کهن است . (بان + و = بانو ) بان در نام شهر بانه هنوز به کار می رود . بان یعنی بالا و بانو به معنی ی است که در بالا جا دارد و این به نشانه گرامی داشتن بانوان اس .... اما واژه خانم مغولی است و ریشه پارسی ندارد . خان و خانم و بیگ و بیگم نام های مغولی.
دیگر نوشته هایم

نه شاعرانه است

نه عاشقانه

یک مشت احساسات مردانه است

پنهان شده پشت این واژه های بیگانه

تا به نمایش بگذارم

نگفته هایی را که گفتنش فراموشمان شده است

و تو امادرسکوت بخوان و لبخند بزن

به نوشته هایی که واژه واژه اش را درد کشیدم

و یک زیبا بود بگو

به همه ی زشتی های لحظاتم... نیازمند جایگزینی یک واژه با واژه ای دیگر هستید یا قصد دارید چندین واژه و عبارت را سریعا از یک سند پاک کنید؟ ساده ترین روش استفاده از ابزار جستجو و جایگزینی (search and replace) است. تقریبا تمام سیستم عامل ها و نرم افزارها دارای این ابزار هستند. جایگزینی واژه (ها) و عبارت (ها) را[ادامه مطلب] همشهری آنلاین: زبان های مختلف هریک واژه های عجیب و غریب فراوانی دارند که یادگیری و مهمتر از آن نوشتن درست آنها به دقت بالایی نیاز دارد، و وقتی از این واژه ها برای نوشتن مقالات علمی استفاده شود، دقت نویسنده باید صد چندا باشد تا از بروز هر نوع غلط املایی جلوگیری کند. جشن نخستین واژه آب برای هزار نفر از دانش آموزان شهر هشتبندی برگزارشد. به واژه فـرَوَر نخستین بار در تاریخ ماد و سپس در کتیبه های فارسی باستان داریوش شاه بر می خوریم . فرورتی در تاریخ ماد یکی از پادشاهان ماد است که مورخان یونانی آنرا به صورت فرئورتس ضبط کرده اند و در کتیبه های پارسی باستان یکی از سرکشانی است که داریوش با او جنگیده است . این واژه دراوستا بنا بر قاعدهزبانشناسی تطبیقی ایرانی rt= s به صورت فر. بعضی وقت ها واژه ها را باید جا به جا کرد بعضی وقت ها معانی ناخواسته رنگ و بویشان عوض میشود واژه ها را باید شست باید زیر باران این بار نه با زن بلکه با واژه ها خو د مثلا همین بهار بهار را باید با تو عوض کرد باید واژه واژه هایی که در بهار تکرار میشوند را در تو خلاصه کرد اصلا بهار که خود تویی هفت سین که فقط در سلام تو هفت تکه میشود عیدی فقط . معرفی زیرساخت یک شبکه واژه زیرساخت (infrastructure) از جمله واژه هائی است که در موارد متعددی بخدمت گرفته شده و دارای معانی متفاوتی است . واژه فوق اغلب برای تشریح مراحل نصب ، آماده سازی خدمات و امکانات مربوطه در زمینه یک عملیات خاص نظیر جاده ها ، سیستمهای ارتباطی، خطوط ارتباطی برق و ... بکار گرفته می شود. در اغلب واژه نامه ها برای واژه فوق تعریفی مشابه زیر ارائه شده است : معرفی زیرساخت یک شبکه واژه زیرساخت (infrastructure) از جمله واژه هائی است که در موارد متعددی بخدمت گرفته شده و دارای معانی متفاوتی است . واژه فوق اغلب برای تشریح مراحل نصب ، آماده سازی خدمات و امکانات مربوطه در زمینه یک عملیات خاص نظیر جاده ها ، سیستمهای ارتباطی، خطوط ارتباطی برق و ... بکار گرفته می شود. در اغلب واژه نامه ها برای واژه فوق تعریفی مشابه زیر ارائه شده است : وقتی حرفها گم می شوند واژه ها فراموش می شوند ولی وقتی واژه ها گم میشوند حرف ها فراموش نمی شوند همیشه... وقتی از راه می رسی بیشتر از چتر دستانت باران نگاهت را دوست دارم که وقتی واژه هایش گم می شوند رگبار می زند! فاطمه جم راد. (رها) می دانستید که ؟؟؟؟؟
واژه « دوقلو » اصلاً ترکی است؟ و هیج ارتباطی به عدد « دو »ی فارسی ندارد؟
این واژه ، واژه ای مرکب از دو بخش است اما نه از بخش های « دو » و « قلو » که این اشتباهی است که کمتر ی به آن فکر می کند.چون ما در زبان فارسی واژه ای به نام « قلو » نداریم. بلکه در اصل ترکیبی است از بخش های « دوق » و « لو » که « دوق » زیر واژه ای اس. تاریخچه واژه : تاریخ مفهوم culture، چنان که امروزه در علم به کار می رود، داستان پدید آمدن یک مفهوم تازه است از میان معناهای نهفته ی گوناگون یک واژه ی موجود که اندک – اندک از آن بیرون تراویده است. واژه culture از زبان کلاسیک و شاید زبان پیش – کلاسیک لاتین ریشه می گیرد و در اصل به معنای کشت و کار یا پرورش بوده است. این معنا هنوز در واژه های agricul. * نحوه­ی خواندن "ه" آ هر گاه درباره­ی صامت یا مصوت بودن "ه" در پایان یک کلمه دچار تردید شدید ، "ه" را یک صامت در نظر بگیرید و به آن یک مضاف الیه یا صفت اضافه کنید . اگر دیدید که خواندن آن صحیح است پس "ه" مورد نظر صامت است .برای مثال اگر به آ "کوه" واژه ی " بلند" را اضافه کنیم ، "ه" خوانده می شود اما اگر به آ واژه­ی " دانه " واژه ی " کوچک " را اضافه ک. در قرآن کریم علاوه بر اینکه سوره ای بنام جن وجود دارد، 22 بار واژه جن و 7 مرتبه واژه جانّ و 5 بار عبارت «الجِنّه» که جمع جن است بکار رفته است. اینجا سرزمین واژه های وارونه است:
جایی که "گنج" "جنگ"میشود!
"درمان" "نامرد"
"قهقه" "هق هق"!
اما " " همان" "است،
"درد"همان "درد"است
"گرگ" همان "گرگ"!!!!!!!
آری:سرزمین واژه های وارونه،
سرزمینی که "من" "نم"زده است،
"یار""رای "عوض کردهاست،
"راه"گویی"هار" شده،
"روز"به "زور"میگذرد،
"آشنا" را جز در "انشا"نمی بینی
وچه "سرد"است این"درس"زندگی. من..

سکوت روشن پنجره


و بغض واژه های دلش ته...


رویاهای ش ته ام را سطر سطر فرو می خورم ...

انگاه که دلتنگی ها از پشت پنجره

برایم دست تکان می دهند...

با تو بودن ها

برگی از سرنوشت دیروزهایم می شوند

که تاریخ گذشته اند ...

دلتنگی ها

برایم دست تکان میدهند...

حرف های دل. زندگی میان واژگان سخت تر از زندگی با انسان است. واژگانی که هرگز رام نمیشوند. چه با آنها دوست شوی ویا اینکه دشمن، با تو به گفتگو مینشینند. پدر را و وطن را و و خیر و شر. اخلاق و هرچه و هیچکدام و همگی و یکی تفاوتشان در هیچ است و در همه. عشق و و نفرت واژگانی جدا و یکی هستند. چرا باید استفاده یا پرواز داده شوند. چه آنها را به کشتن دهی و یا آنکه ج. مهریه واژه ای است که خیلی ها به خاطر همین واژه به ظاهر ساده در زندان ها به سر می برند. مهریه واژه ای است که خیلی ها به خاطر همین واژه به ظاهر ساده در زندان ها به سر می برند. در مورد واژه «اطلاعات» به صورت جمع به عنوان برابرنهاده واژه «اینفورمیشن»، نکته ای قابل ذکر است. واژه «انفورماسیون» در زبان فرانسه در ح جمع، علامت جمع «اس» می گیرد. واژه «اطلاع» در زبان فارسی قدمت زیادی دارد؛ اما اینکه چرا علامت جمع عربی «ات» گرفته است، شاید به تبع جمع فرانسه آن باشد چون قاجارها به فرانسه بسیار سفر می د و برخی رو مه . واردات واژه ای آشنا برای اکثریت مردم است که این واژه در دوران فعالیت ت یازدهم بیشتر شنیده شده است. واژه پرداز مایکروسافت، قطعا یکی از ابزارهایی است که بسیاری از کاربران هر روزه چندین بار به آن مراجعه کرده و از امکانات آن بهره می برند. دانستن نکاتی چند از این واژه پرداز قدرتمند، می تواند کار با آن را بسیار ساده تر از همیشه سازد و از آنجا که word از این نکته ها به وفور دارد، تصمیم گرفتیم چند نمونه از آن ها را برای شما بازگو کنیم. زین پس به جای واژه های ناخوش آهنگ :" میدونی چرا تجریش ترافیک قفل کرده؟" از واژه های خوش آهنگ :" تجریشی الان؟ بیا ببینمت" استفاده کنیم!
به جای استفاده از واژه دراویش، از واژه دواعیش استفاده کنیم. واژه نکح برای زوجیت انسان و حیوان در زبان عربی استفداه شده است و واژه زوج نیز برای زوجیت هر چیزی از موجودات مرده و زنده به کار رفته است. حتی اگر در باب مفاعله یا افعال به کار رود در اولی به تلاش دو طرف برای عقد و در دومی برای تلاش یک طرف برای عقد است ولی در قرآن واژه " لامستم"  در باب مفاعله به لمس طرفینی گفته است که نتیجه اش مرد . فرهنگستان زبان و ادب فارسی می گوید سالانه حدود سه تا چهارهزار واژه جدید می سازد و تصویب کرده و همه آن ها را نیز در کت به نام «فرهنگ واژه های مصوب» منتشر می کند که تا حالا 13جلد از این مجموعه منتشر شده است. فرهنگستان نهادی ا ست با 13گروه پژوهشی که برخی از آن ها عبارت اند از: ادبیات معاصر، ادبیات تطبیقی، ادبیات انقلاب ی، برای کنار هم گذاشتن واژه ها٬ دست قلمم بیش از آنچه فکر کنی خالی است… و بیش از آنچه فکر کنی احساس می کنم به نوشتن مجبورم ! شاید این هم خاصیت ِ داشتن این صفحه ی مجازی است ؛ میان جاده که می آمدم ، سرم پر از فکر بود فکرهایی از آن دست که به هر نیمه ای که می رسیدم احساس می بیش از این رخصت پیش رفتن ندارم چیزهایی مثل ِِ آینده رفتن ماندن حالا اما ش. فرقی ندارد من* از تو* آغاز شوم یا تو* از من*.من به این آغاز محتاجم،به آغازی دگر.چونان که به تکرار این واژه های تکراری هم و به تکرار آن قصه های تکراری تکرار شدنی و تکراری ناشدنی. من به تو محتاجم حتی اگر نبوسمت، به آغوش نکشمت و هرگز به زبان نیاورم که چقدر دوستتدارم و نه حتی جسارت فرستادن این متن را پیدا کنم. من تو را فراتر از واژه ها دوستدا. شامل: ۱) واج، تکواژ، واژه ۲) ویـرایش و مباحث دیــگر ۳) ساختمان جمله ۴) گروه اســـمی ۵) تکیبی از این چهار مبحث 1) واج، تکواژ، واژه 1-سؤال دانش آموز: سلام لطفاً تغییرات کتاب زبان فارسی چاپ ۹۱ که برای کنکور ۹۳ هست رو در سایت قرار بدهید.
پاسخ : درود. تغییرات اصلی همان تست های آزمون سراسری سال ۹۰ و ۹۱ به همراه پاسخ تشریحی آن هاست که در بخش تس. اختصاصی از سورنا فایل آموزش واژه بنشین با و پر سرعت .
آموزش واژه بنشین
آموزش واژه بنشین اولین درس خیلی مهم در عین حال بسیار ساده ، تعلیم نشستن است که باید در رگ و خون حیوان عجین شود.واژه ی بنشین باید بصورت سحرآمیزی حیوان را با .....
با
آموزش واژه بنشین
درود بر شما دوستان، چندی پیش یکی از دوستان از من در مورد راهنمای برخی نکات در خواندن آوانوشت های اوستایی و گاتها پرسش کرد که فکر می کنم دوستان دیگری نیز با این مشکل مواجه هستند. به همین جهت شایسته دونستم که آن را با شما در میاد بگذارم. - اوْ مانند آوای "او" در واژه "اورامان". - وُ مانند آوای "او" در واژه "کو" ( = کجاست ). - ه در پایان واژه بدین . بارالها خواستم تو را بخوانم به واژه واژه هائی که از دلم برمی خیزد ... ماندم به کدامین زبان تو را بخوانم ؟ فارسی ؟ عربی ؟ کوتاه ؟ بلند ؟ نجوا ؟ ندبه ؟ به چندین و چند واژه میتوان تو را خواند ؟ این همه زبان ! این همه گویش ! و همچنان زبان مانده در کام الکن تر ازهمیشه ! بارالها میخواهم بخوانمت اما نه با زبان که با نگاه .. با سکوت ... با اشک پس در خ . هیچ چیز سرجایش نیست ! واژه هایم به هم ریخته .. و من در این میان هاج و واج ایستاده ام نگاه میکنم .. این سردرگمی واژه ها چقدر عجیب شبیه من و زندگی ام است !.. واژه هایی که معلوم نیست از کجا آمده اند .. ای کاش جاذبه شان تمام میشد , آنوقت دیگر دردی نبود.. دیگر چیزی هم برای از دست دادن نداشتم ! .. «ژن خوب»؛ واژه ای که این روزها، نقل محافل شده است. خیلی ها حتی در مراودات روزمره شان هم از این واژه استفاده می کنند. گاه برای ایجاد یک موج طنزگونه و گاهی هم برای صحبت درباره ماهیت اصلی اش. حقوق فرهنگی حقوق فرهنگی مرکب از دو واژه حقوق و فرهنگ است. برای تعریف حقوق فرهنگی لازم است دو واژه حقوق و فرهنگ را تعریف کنیم. واژه حقوق که در بالا تعریف شد ومورد نظر ما در این رساله است، عبارت است از مجموعه امتیازات و توانایی هایی است که مردم در برابر حکومت دارند وتامین آن بر عهده حکومت است. در باره ماهیت فرهنگ و مولفه های آن هم تع ر م. او ، دوستم ،ندارد سه واژه،





به سنگینی تمام غم دنیا



سه واژه،




برای تعریف تنهایی





سه واژه،




و دنیایی درد






«او دوستم ندارد»






یعنی ش تن







یعنی اشک






یعنی آه



<. من در نوشته هایم به جای واژه ی «رئیس جمهور» از واژه ی «رئیس قوه مجریه» استفاده می کنم. و بین این دو تفاوت بسیار است، فتَدبَّر. من نمی دانم که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست. و چرا در قفس هیچ ی کر نیست. گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد. چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید. واژه ها را باید شست . واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد. چترها را باید بست. زیر باران باید رفت. فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد. با همه مردم شهر ، زیر باران باید رف. انسان هایی در جهان وجود دارند که "غیرممکن" برای آنها یک واژه تعریف نشده است که شهید مجید شهریاری یکی از این انسان ها بود. گوگل، واژه عربی «قُدسنا» را «اورشلیمِ ما» ترجمه می کند.

ادامه خبر
از همشهریان گرامی بویژه جوبُنی های عزیز درخواست می کنم که....... اگر واژه ای در فرهنگ واژگان گویش تاتی، جا مانده است برای بنده در همین وبلاگ یادداشت بگذارید و یا به نشانی بنده ای میل کنید. تاکنون حدود 600 واژه یافته ام که در فرهنگ، آورده نشده است و به امید خدا در چاپ دوم آنها را خواهم آورد. ولی ممکن است واژه ی پیشنهادی ِ شما جزء این واژگان. برای واژگان مرکبی که به شکل تک واژه نوشته می شوند، معمولا بخش آ شکل جمع را ایجاد می کند. مانند: schoolchild یعنی دانش آموز که به شکل جمع آن schoolchildren است. در اسامی مرکبی که جدا از هم یا با خط ربط نوشته می شوند، واژه اصلی آن واژه ای است که به شکل جمع در می آید. مثال: جمع sister-in-law یعنی خواهر زن/شوهر sisters-in-law است.