یا ابا المظلوم

به نقل از خبرگزاریها در مورد یا ابا المظلوم : " یا سیدنا المظلوم "
روی دستش پسرش رفت،
ولی قولش نه!
نیزه ها تا جگرش رفت،
ولی قولش نه!
شیر مردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار،
دست غم برکمرش رفت،
ولی قولش نه!
هر طرف مینگری نام حسین است و حسین!
ای دمش گرم، سرش رفت،
ولی قولش نه چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا؟ دل سرگشته کجا، وصف رخ یار کجا؟ قصه عشق من و زلف تو، گفتن دارد نرگس مست کجا، همدمی خار کجا؟ سرِّ عاشق شدنم لطف طبیبانه توست ورنه عشق تو کجا، این دل بیمار کجا؟ هر که را تو بپسندی بشود خادم تو خدمت عشق کجا، نوکر سربار کجا؟ کاش در نافله ات نام مرا هم ببری که دعای تو کجا، عبد گنه کار کجا؟ اللهم عجل لمولانا الم. حسین علیه السلام حضرت عبداللّه الحسین الشهید المظلوم ابن علی بن طالب علیهم السلام ، در سال چهارم از هجرت در روز ( ) پنجم ماه شعبان المعظّم و به روایتی سوم ماه مزبور تولّد یافت، و به قول صحیح حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از ولادت حسن علیه السلام به فاصله پنجاه روز به حسین علیه السلام حامل گشت، و چون خبر تولّد او به رسول خدا صلی الله علیه. گفتم به اشک از چه روانی ز دیده ام؟ گفتا زبس که ماتمِ هجرانْ کشیده ام گفتم به اشک از چه بُوَد رنگت ارغوان گفتا که من همان دلِ در خون تپیده ام گفتم صبور باش و مرو از کنارِ چشم گفتا که من حجابِ نگاهِ دو دیده ام گفتم برای وصلِ نگارمْ چه کرده ای؟ گفتا زدیده خونِ فراوانْ چکیده ام گفتم به اشکْ، مهدیِ زهرا کجاستی؟ گفتا زدل شاهیِ او را شنیده ام. السلام علی القتیل المظلوم سلام برحسین(ع)که زیباترین سرودبندگی رادریک سمفونی عاشقانه درمحضرحضرت عشق به اجراگذاشت.این غزل عرض ارادتی است به آستان دلستان ایشان که تقدیم می شود. حِرزحسین(ع) جَهد چو دهمه سوی عشق کشیدندمَلَک روی عشق جمله ی شاهانِ تواناشدند همچوگدایان سرکوی عشق ازکف چوگان بقابرده است نام حسین وزهمه جا گوی عشق عطرفروشی . السلام علی القتیل المظلوم سلام برحسین(ع)که زیباترین سرودبندگی را در یک سمفونی عاشقانه درمحضرحضرت عشق به اجراگذاشت.این غزل عرض ارادتی است به آستان دلستان ایشان که تقدیم می شود. حِرز حسین(علیه السلام) جَهد چو دهمه سوی عشق کشیدندمَلَک روی عشق جمله ی شاهانِ تواناشدند همچوگدایان سرکوی عشق ازکف چوگان بقابرده است نام حسین وزهمه جا گوی ع. چگونه صبر کنم رفتن تو را بینم نوای واعطشا گفتن تو را بینم
در این طرف تو صدا می زنی «انا المظلوم» جواب...هلهلهٔ دشمن تو را بینم
بپوش زیر زره دست دوز مادر را مباد لحظه ای تن تو را بینم
چگونه معجر خود را به سر نگه دارم چگونه لحظه جان دادن تو را بینم
کویر و این همه لاله حسین خیز و ببین میان دشت فقط گلشن تو را بینم
شود به سمّ ستو. مداحی حاج حسین سیب سرخی شب هفتم محرم ۹۳ روضه الهی آسمون بباره (زمینه) هر که دارد هوس کرببلا بسم الله (شور) کرببلا برای من (شور) وقت آن است بگیری قمرش گردانی (واحد) بدم المظلوم ثارالله (ع)(واحد) الهی تا لحظه ی آ ارباب (شور) ب انت و امی یاحسین (ع)(شور) کربلای معلی (شور) ذکر المومنین (ع) و شعرخوانی  مراسم شب سوم محرم هیئت رایه العباس امشب شب دختری است که با گریه هایش، یزید و یزدیان را رسوا کرد؛ شب دختر سه ساله ای که در ابه های شام در مقابل گریه ها و بهانه برای پدرش، سر را آوردند؛ حضرت رقیه (س) دختر کوچک حسین بود که در شام پس از درد و دل فراوان با سر پدر در ابه های شام جان سپرد و به دیدار پدرش در بهشت برین شتافت… … (مراسم هیئت رایت العباس) بخش اول – غزل زمان (عج) [حاج محمود کریمی] [7:48] بخش دوم – غزل مصیبت حضرت رقیه (س) [حاج محمود کریمی] [10:05] بخش سوم – روضه حضرت رقیه (س) [حاج محمود کریمی] [8:57] بخش چهارم – زمینه (پوشیده جان چون می روی) [حاج محمود کریمی] [1:57] بخش پنجم – زمینه (وای وای وقتی که …) [حاج محمود کریمی] [9:42] بخش ششم – واحد [کربلایی ابراهیم رحیمی] [4:51] بخش هفتم – واحد [حاج محمد صمیمی] [3:24] بخش هشتم – واحد (ببین چرا صورت من شده کبود، عمو نبود) [حاج محمود کریمی] [7:19] بخش نهم – تک (اخ المظلوم یا حسین) [حاج محمود کریمی] [5:57] بخش دهم – ذکر (الحسین مولانا) [حاج محمود کریمی] [8:26] بخش یازدهم – شور و مناجات (یا خامس آل الله، یا اباعبدالله) [حاج محمود کریمی] [9:37] « حسین(ع) کشته اشک هاست» یعنی چه؟ این وصف، درباره حسین(ع) چنین آمده است: «وصل علی الحسین المظلوم، الشهید الرشید، قتیل العبرات و ....» «و درود فرست بر حسین مظلوم، شهید رشید، کشته شده اشک ها و...» [1] در پاسخ باید گفت: «العبرات» از عبره است یعنی گریه ای که از بیرون آید و کنایه از ی است که با یادآوری مطلب و یا شخصی بغض گلویش را می گیرد و چشمانش . همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی؟!
به ی جمال خود را ننموده‏یی و بینم
همه جا به هر زبانی، بود از تو گفت و گویی!
غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلم
تو بِبُر سر از تنِ من، بِبَر از میانه، گویی!
به ره تو بس که نالم، ز غم تو بس که مویم
شده‏ام ز ناله، نالی، شده‏ام ز مویه، مویی
همه خوشدل این . مراسم عزاداری شب سوم ماه محرم 1393 با صدای محمود کریمی تهیه شده توسط هیئت رأیت العباس با فرمت mp3  مراسم شب سوم محرم هیئت رایه العباس امشب شب دختری است که با گریه هایش، یزید و یزدیان را رسوا کرد؛ شب دختر سه ساله ای که در ابه های شام در مقابل گریه ها و بهانه برای پدرش، سر را آوردند؛ حضرت رقیه (س) دختر کوچک حسین بود که در شام پس از درد و دل فراوان با سر پدر در ابه های شام جان سپرد و به دیدار پدرش در بهشت برین شتافت… (مراسم هیئت رایت العباس) بخش اول – غزل زمان (عج) [حاج محمود کریمی] [7:48] بخش دوم – غزل مصیبت حضرت رقیه (س) [حاج محمود کریمی] [10:05] بخش سوم – روضه حضرت رقیه (س) [حاج محمود کریمی] [8:57] بخش چهارم – زمینه (پوشیده جان چون می روی) [حاج محمود کریمی] [1:57] بخش پنجم – زمینه (وای وای وقتی که …) [حاج محمود کریمی] [9:42] بخش ششم – واحد [کربلایی ابراهیم رحیمی] [4:51] بخش هفتم – واحد [حاج محمد صمیمی] [3:24] بخش هشتم – واحد (ببین چرا صورت من شده کبود، عمو نبود) [حاج محمود کریمی] [7:19] بخش نهم – تک (اخ المظلوم یا حسین) [حاج محمود کریمی] [5:57] بخش دهم – ذکر (الحسین مولانا) [حاج محمود کریمی] [8:26] بخش یازدهم – شور و مناجات (یا خامس آل الله، یا اباعبدالله) [حاج محمود کریمی] [9:37] ماس دعا روابط عمومی هیئت عاشقان حسین علیه السلام اشعار سالروز ت یب بقیع - حبیب چایچیان(حسان) در جهان، هم شأن و همتائی کجا دارد بقیع؟ چون که یک جا، چار محبوب خدا دارد بقیع نور چشمان رسول و پور دل بند بتول صادق و سجاد و باقر، مجتبی دارد بقیع خلق شد عالم ز یُمن خلقت آل عبا یک تن از پنج تن آل عبا دارد بقیع همدم دل دادگان و محرم محراب راز هست زین العابدین، بنگر چه ها دارد بقیع حاصل آیات قرآ. « حسین(ع) کشته اشک هاست» یعنی چه؟
پاسخ
این وصف، درباره حسین(ع) چنین آمده است: «وصل علی الحسین المظلوم، الشهید الرشید، قتیل العبرات و ....» «و درود فرست بر حسین مظلوم، شهید رشید، کشته شده اشک ها و...» [1]
در پاسخ باید گفت: «العبرات» از عبره است یعنی گریه ای که از بیرون آید و کنایه از ی است که با یادآوری مطلب و یا شخصی بغض گلویش را می گیرد و چشمانش اشک آلود می شود و مراد از اینکه حسین(ع) کشته شده اشک هاست این است که هر انسان آگاهی حسین(ع) و واقعه عاشورا را یاد کند، چشمانش اشک آلود می شود. شهیدی که هم یادش گریه آور است و هم اشک ریختن در سوگ او ثواب دارد و موجب احیای اه عاشورا می شود و ان(ع) نیز توصیه فراوان بر عزاداری و گریستن بر مصیبت های آن حضرت داشته اند.
حسین(ع) می فرمایند: من کشته شده اشک هایم. [2] و باز فرمود: من کشته شده اشکم و هیچ مومنی مرا یاد نمی کند مگر آن که گریه کرده و بغض گلویش را بگیرد و اشک در چشمانش می آید. [3] و صادق(ع) فرمود: کشته اشک یعنی هیچ مومنی او را یاد نمی کند مگر گریه کند. [4]
بنابراین مراد از کشته شده اشک ها یعنی به خاطر اه بزرگ و متعالی که داشتند و عده ای نگذاشتند این اه در جامعه عملی شود و آن حضرت را شهید د بر ملت های آزاده چنان این غم و اندوه سنگین است که همواره بر آن حضرت اشک می ریزند و حسین(ع) کشته شده ای است که اشک ها در یاد او سرازیر است.
منابع
[1]. ابن طاوس، رضی الدین، اقبال الاعمال، بی جا، مکتب الاعلام ال ی، اول، 1416 هـ.ق، ج3، ص342.
[2]. قمی، شیخ عباس، منتهی الامال، بی جا، هجرت، ج1، ص538.
[3]. شیخ صدوق، الامالی، قم، موسسه بعثت، اول، 1417 هـ .ق، ص200.
[4]. نوری، حسین، مستدرک الوسائل، قم، ال البیت، دوم، 1408هـ .ق، ج10، ص318. چرا به حسین علیه السلام قتیل العبرات می گویند؟ پرسش: « حسین(علیه السلام) کشته اشک هاست» یعنی چه؟پاسخ :این وصف، درباره حسین(ع) چنین آمده است: «وصل علی الحسین المظلوم، الشهید الرشید، قتیل العبرات و ....» «و درود فرست بر حسین مظلوم، شهید رشید، کشته شده اشک ها و...» [1] در پاسخ باید گفت: «العبرات» از عبره است یعنی گریه ای که از بیرون آید و کنایه از ی است که با یادآوری مطلب و یا شخصی بغض گلویش را می گیرد و چشمانش اشک آلود می شود و مراد از اینکه حسین(ع) کشته شده اشک هاست این است که هر انسان آگاهی حسین(ع) و واقعه عاشورا را یاد کند، چشمانش اشک آلود می شود. شهیدی که هم یادش گریه آور است و هم اشک ریختن در سوگ او ثواب دارد و موجب احیای اه عاشورا می شود و ان(ع) نیز توصیه فراوان بر عزاداری و گریستن بر مصیبت های آن حضرت داشته اند. حسین(ع) می فرمایند: من کشته شده اشک هایم. [2] و باز فرمود: من کشته شده اشکم و هیچ مومنی مرا یاد نمی کند مگر آن که گریه کرده و بغض گلویش را بگیرد و اشک در چشمانش می آید. [3] و صادق(ع) فرمود: کشته اشک یعنی . . . image oppressed....................................................................image ruthless image killer..........................................................................image victim image snatcher.....................................................................image plundered *** p o opprimée.......................................................image impitoyable image victime...............................................................tueur d'image image pillé.................................................................image snatcher *** 图片压迫..........................................................................图片无情 图像受害者........................................................................图片杀手 图片搜刮......................................................................图片绑架者 *** صورة المظلوم...............................................................................صورة لا یرحم صورة الضحیة................................................................................القاتل صورة صورة نهبت.......................................................................الصورة خاطف *** obraz uciskanych.............................................................................obraz bezwzględny obraz ofiarą...........................................................................zabójca obrazek obraz zrabowany.......................................................................obraz snatcher *** bilde undertrykte........................................................................bilde hensynsløs bilde offer..........................................................................bilde d smann bilde plyndret............................................................................bilde snatcher *** изображение угнетенного...........................................изображение безжалостным изображение жертвы...................................................................изображение убийцы изображение разграбили.........................................................изображение snatcher *** hình ảnh bị áp bức.................................................................hình ảnh tàn nhẫn nạn nhân ảnh.....................................................................hình ảnh kẻ giết người hình ảnh cướp......................................................................hình snatcher *** slika ugnjetavani....................................................................................slika nemilosrdni slika žrtva...................................................................................slika killer slika opljačkana.........................................................................picture snatcher *** وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ و بزودی آنها که ستم د خواهند فهمید که بازگشتشان به کجاست تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید السلام علیک یا رحمه الله الواسعه و یا باب نجاه الامه المظلوم یا ابا عبد الله الحسین سلام بر همه دوستداران محمد و ال محمد که در این ایام زانوی غم بغل گرفته اند و بر بزرگترین مصیبت عالم می گریند به مناسبت این ایام حزن و غم تنها اشاره به یک حدیث نورانی در حق حضرت سید ال حسین علیه السلام میکنیم باشد که فردای قیامت از جمله عارفان بحق ان حضرت محشور باشیم از محمد بن مسلم از باقر و از صادق علیه السلام روایت شده است که هر دو بزرگوار فرمودند: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى عَوَّضَ الْحُسَیْنَ مِنْ قَتْلِهِ أَنْ جَعَلَ‏ الْإِمَامَهَ فِی ذُرِّیَّتِهِ وَ الشِّفَاءَ فِی تُرْبَتِهِ وَ إِجَابَهَ الدُّعَاءِ عِنْدَ قَبْرِهِ وَ لَا تُعَدَّ أَیَّامُ زَائِرِیهِ جَائِیاً وَ رَاجِعاً مِنْ عُمُرِهِ خداوند متعال در عوض قتل حسین علیه السلام چهار امتیاز به او داد : (۱) ت را در ذریه او قرار دارد. (۲) شفاء را در تربت او قرار داد. (۳) اجابت دعا را نزد قبر او قرار داد. (۴) ایام رفت و برگشت زائر از عمر او حساب نمیشود. سوال: علت آغاز عملیات نظامی وسیع گرو تروریستی در این برهه زمانی در خاک عراق چیست؟! هنگامی که تمام اذهان جهان به یک رویداد ورزشی بزرگ معطوف میشود،بهترین فرصت است تا به دور از توجهات و اعتراضات احتمالی جامعه جهانی و بالاتر از آن به کمک امپراطوری رسانه ای خود و به حاشیه راندن تمام اتفاقات مهم جهانی در ذیل رویدادهای بزرگ ورزشی، استکبار جهانی خود را انجام دهند...

این شما و مروری بر آمار: - المپیک 1948= اعلام موجودیت - جام جهانی 1982= حمله رژیم صهیونیستی به لبنان - جام ملت های اروپا 1992= قتل عام مردم بوسنی توسط اروپا - جام جهانی 2006= جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستی علیه لبنان - المپیک 2008= حمله روسیه به گرجستان - جام جهانی 2010= محاصره غزه - المپیک 2012= شروع حملات سنگین و بی سابقه نظامی بر علیه - جام جهانی 2014= حمله به مناطق گسترده ای از خاک عراق...
آیا به طور اتفاقی در این برهه از زمان،عملیات وسیع خود را آغاز کرده است؟!!!
اللهم عجل لولیک المظلوم الفرج لطفا نشر دهید... از احادیث و آیات قرآن کریم به دست می آید که اگر انسان پیش از مردن، نتواند از عهده حق الناس برآید و در همان حال بمیرد، در آن جهان سخت گرفتار خواهد شد. طبق روایات، بعد از شرک، گناهی بدتر از ظلم در حق مردم(حق الناس) نیست؛ زیرا ممکن است خداوند از حق خودش(حق الله) گذشت کند؛ ولی حق الناس که در دنیا ضایع شده است قابل بخشش و گذشت نیست.بنابراین د. مجموعه کامل مداحی حاج محمود کریمی در شب سوم محرم 1393 در هیئت رایه العباس (ع) را بشنوید و کنید.به گزارش مهدویون

بخش اول غزل زمان (عج)بخش دوم - غزل مصیبت حضرت رقیه (س)بخش سوم - روضه حضرت رقیه (س)بخش چهارم - زمینه (پوشیده جان چون می روی)بخش پنجم - زمینه (وای وای وقتی که ...)بخش ششم - واحد [کربلایی ابراهیم رحیمی]بخش هفتم - واحد [حاج محمد صمیمی]بخش هشتم - واحد (ببین چرا صورت من شده کبود، عمو نبود)بخش نهم - تک (اخ المظلوم یا حسین)بخش دهم - ذکر (الحسین مولانا)
روز نهم ربیع الاول در کلام المومنین علیه السلام
قال أمیر المؤمنین علیه السلام : هذا یوم الاستراحة ، ویوم تنفیس الکربة ، ویوم الغدیر الثانی ، ویوم تحطیط الأوزار ، ویوم الخیرة ، ویوم رفع القلم ، ویوم الهدو ، ویوم العافیة ، ویوم البرکة ، ویوم الثارات ، ویوم عید الله الأکبر ، ویوم یستجاب فیه الدعاء ، ویوم الموقف الأعظم ، ویوم وافی. حاج شیخ عباس قمی (1359ق/1319ش) این کتاب را به زبان عربی نگاشته است . وی در این کتاب –بنا بر گفته خود- کوشیده است تا بر اساس کتاب های معتبر گذشتگان کت معتبر بنگارد . بیشتر مطالب این اثر ، نقل قول هاست و مباحث تحلیلی و نقد و بررسی در آن چندان به چشم نمی خورد . این این کتاب دارای مقدمه ، پنج باب – که هر باب دارای فصل های متعدد است – و یک خاتمه اس. بسم الله الرحمن الرحیم وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ و بزودی آنها که ستم د خواهند فهمید که بازگشتشان به کجاست تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید السلام علیک یا رحمه الله الواسعه و یا باب نجاه الامه المظلوم یا ابا عبد الله الحسین سلام بر همه دوستداران محمد و ال محمد که در این ایام زانوی غم بغل گرفته اند و بر بزرگترین مصیبت عالم می گریند در این ایام حزن و اندوه هدیه میکنیم یکی از زیباترین اشعار در وصف حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام که توسط مرحوم علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی سروده شده است ... ان شا الله فیض برده و ما را هم دعا بفرمایید نور خدا آینه حق نما
نور هدی نور حسین است و بس


سر ولا لؤلؤ لالای حق
مظهر دادار حسین است و بس


سر هویت که تجلی نمود
پرتو پر نور حسین است و بس

روح مشیت که از او شد پدید
و مکان جمله حسین است و بس

جلوه ذات احدی بی نقاب
نور تجلای حسین است و بس


سجده که بر آدم خاکی نمود
خیل ملک بهر حسین است و بس


سلسلة منتظم انبیاء
مقدّم الجیش حسین است و بس


میوة خلقت ز ازل تا ابد
مقصد ایجاد حسین است و بس


محفل انس است دو عالم ولی
شمع دل افروز حسین است و بس
نفخه جان بخش نسیم بهشت
شمه ای از بوی حسین است و بس


آتش نمرود به جان خلیل
بَرد شد از خوی حسین است و بس

سفینه نوح به طوفان یم
زورقی از جوی حسین است و بس


موسی عمران که به میعاد رفت
از بر میقات حسین است و بس


روشنی وادی ایمن همی
شعشعة روی حسین است و بس


آتش افروخته در کوه طور
پرتوی از نور حسین است و بس


آن دم عیسی که به تن جان دمد
از دم و از بوی حسین است و بس


گردش این گنبد افراشته
بر خَم ابروی حسین است و بس


من چه بگویم به جهان هر چه هست
سر به تکاپوی حسین است و بس


آنکه فروزان کند امشب چو شمس
رایت توحید حسین است و بس


آنکه ببوسید گلویش ز مهر
رسول و بگریست حسین است و بس


محفل بزمِ حریم لقا
رأس پر از نور حسین است و بس


سوخته پروانة جان را به شوق
در حرم عشق حسین است و بس


کشتة جان باخته در کوه طور
پیکر صد حسین است و بس

آنکه بزد گه خود را برون
از دو جهان جمله حسین است و بس

آنکه به قربانگه کوی حبیب
گفت رضیً ربِّ حسین است و بس


آنچه به خون گلو آغشته شد
طرّة گیسوی حسین است و بس


باب نجات از غم و بحر بلا
کِشتی منجی حسین است و بس


دست شفاعت همه را روز
از کرم و جود حسین است و بس


گر تو بخواهی که شوی رستگار
راهْ تولای حسین است و بس


آنکه سرود این دُرَر پاک را
خاک رهِ کوی حسین است و بس «السلام علیک یا بضعه الرسول!» اللهم صل علی محمد و آل محمد و صل علی البتول الطاهره، الصدیقه المعصومه قیه النقیه الرضیه المرضیه ا کیه الرشیده المظلومه المقهوره المغصوبه حقها الممنوعه ارثها الم ور ضلعها المظلوم بلعها المقتول ولدها، فاطمه بنت رسول الله و بضعه لحمه و...(بخشی از زیارت حضرت فاطمه(س) ) حضرت فاطمه(س) در بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت جهان را به یمن قدومش نورانی نمود. او حوریه ای بود در سیمای انسانی که (ص) هرگاه شوق نسیم بهشت بر دل مبارکش می افتاد او را می بویید. صادق(ع) می فرمایند: فاطمه(س) نزد خدای عزوجل نه نام نیک دارد:فاطمه ، صدیقه ، مبارکه ، طاهره ، زکیه ، راضیه ، مرضیه ، محدثه و زهرا . سپس حضرت در مورد تفسیر نام فاطمه فرمودند: یعنی او را از بدی باز گرفته اند. در برخی روایات آمده است که فاطمه(س) را به این نام نامیده اند چرا که او و شیعیانش را از آتش در امان داشته اند و نیز آمده است که نام فاطمه از فاطر یکی از اسما الهی گرفته شده است. در بیان عشق و محبت حضرت زهرا(س) نسبت به همسرش بیان این حدیث جان کلام است: حضرت علی (ع) می فرمودند: هر گاه به فاطمه(س) نظر غم و اندوهم برطرف شد.و چه زیباست که چنین روز مبارکی بهانه ای می شود برای آنکه به یادمان بیاید محبت بی دریغ و همیشگی و بی منت مادرانمان را که چون همیشگی است فراموش می شود....و الها بر محمد و آل او درو فرست و آنچه بر من در رابطه با پدر و مادرم واجب است از دلم بگذران و بر من الهام کن و دانش رعایت حقوق پدر و مادر را به طور کامل در اختیارم قرار ده و سپس توفیقم ده به عمل به انچه آگاهم ساختی تا آنکه چیزی از وظایفم کم نگردد...پروردگارا یاری ام کن تا صدایم را در برابرشان آهسته و سخنم را پاکیزه و برخوردم را ملایم نمایم ... و به خاطر زحماتی که در تربیتم کشیدند و مرا تکریم نمودند اجر و پاداش عنایت کن و همان طور که در کودکی در حفظ و حراستم کوشیدند تو نیز انها را حفظ نما...(فراز هایی از دعای 24 ام صحیفه سجادیه) السلام علی القتیل المظلومسلام همراهان خوب:عزاداری هاتون قبول.حسین جان: مرگ راچون ریزی خوانده ای برگــــلــــوی دختــــران نـــــوجوان ای شه بی ســــــرچه زیبــــاگفته ای: مــــــــرگ می نازدبه نازدلبـــــران لهوف... بندبنداین بدن راگرگ ها نیک می بینم زهم کرده جدا سرنوشت من نوشته این چنین برنواویس وزمین کربلا خون خدا ماکه مَیِ .
از ابوبصیر از حضرت صادق علیه الصلوه و السلام روایت شده که صادق کاشف حقایق فرموده است علت و سبب وفات آنحضرت آن بود که قنفد غلام آن مرد بامر و دستوروى بوسیله غلاف شمشیر ضرباتى زد که بر اثر آن محسن را سقط نمود و بدین جهتبى سختى مریض گردید و به هیچ از آزار کنندگان خود اجازه عیادت نداد.1
و قریب به همین مضمون در سبب وفات حضرت فاطمه زه. وقد افادت وکالات الانباء العربیة والاجنبیة ان عالم الدین الشیعی البارز و جامع بلدة العوامیة الشیعیة فی المملکة السعودیة الشیخ نمر باقر النمر اعتقل مصابا جراء عملیة اتسمت بالعنف المسلح. هذا و ج سکان بلدة العوامیة الشیعیة وشتى مدن المملکة الى الشوارع احتجاجا على اعتقال الشیخ النمر وشهدت هذه الاحتجاجات هتافات کبیر ونداءات تدعوا . میگن چرا مشکی میپوشید؟؟ مکروهه؟

میگیوییم احکام شیعه از سه طریق مشخص میشود:
1-فعل معصوم
2-قول معصوم
3-تقریر معصوم

و این سه راه هست که حلال و حرام و مکروه و مستحب و واجب و مباح را مشخص میکند
بعدازشهادت المومنین
ان الحسین لبسا السواد علی هما فی الکوفه بعد شهاده
به درستی حسن و حسین بعداز شهادت پدربزرگوارشان. 1. اه نظام قضایی علوی

آن حضرت در عهدنامه ای که از رسول خدا(ص) اخذ کرده و عیناً برای مالک اشتر ارسال کرده است می گوید:
«اُنظر فی القضاء بین الناس نظرَ عارفٍ بمنزلة الحکم عند الله فاِنّ الحکم میزان قسط الله الذی وضع فی الارض لِأنصاف المظلوم من الظالم و الأخذ للضعیف من القوی و إقامة حدود الله علی سنتها و منهاجها ی لایصلح العباد و البلاد الاّ علیها؛
به امر قضاوت بین مردم نظر کن، مانند ی که به منزلت حکم و قضاوت نزد خدا عارف است. حکم و قضاوت، معیار و میزان عد خداوند است که در زمین به منظور احقاق حق منصفانه مظلوم از ظالم و گرفتن حق ضعیف از قوی و ب ایی حدود خدا بر اساس سنت و روش الهی وضع شده است. امر مردم و بلاد جز با اقامه این حدود اصلاح نمی شود».
و به ابن عباس در ذی قار می فرماید:
«این حکومت را نمی خواهم مگر برای اینکه حقی را اقامه کنم یا باطلی را دفع کنم».
و در خطبه ای که علت حکومت خواهی خود را بیان می کند می گوید:
«خدایا! تو می دانی هدف ما از حکومت، قدرت و ثروت اندوزی نیست، بلکه می خواهیم نشانه های دین تو احیا شود و بندگان مظلوم تو امنیت داشته باشند و سرزمینهای تو اصلاح پذیرند و حدود تعطیل نشود و ب ا گردد».
و به فرزندش می فرماید:
«رفع خصومت از اغلب ها و روزه ها بهتر است».
با جمع بندی عبارات فوق، اه قضاوت نظام علوی، عبارت است از:
گسترش قسط و عد ، احقاق حق و ابطال باطل، گرفتن حق ناتوانان از توانمندان، ایجاد مساوات و انصاف در جامعه، ایجاد امنیت برای بندگان مظلوم، اصلاح گری در ابعاد مختلف کشور ی، ب ایی حدود الهی، تعظیم شعائر الهی و دفاع از ارزشهای ی.
این اه هماهنگ با اه اعلام شده در قرآن است که هدف از قضاوت (حکومت) را ب ایی قسط (مائده/42) و عدل و حق (ص/26) اعلام می دارد.

2. اهمیت قضاوت

علی(ع) وقتی در عهدنامه یادشده می فرماید: لا یصلح العباد و البلاد الاّ علیها؛ اصلاح عباد و بلاد (ملت و کشور) جز با اقامه حدود نیست، اهمیت قضاوت روشن می شود.

3. جایگاه خطیر قاضی

در جمله معروف حضرت به شریح قاضی «تو در جایگاهی قرار گرفته ای که نبی یا وصی و یا شقی جای دارند» حساسیت قضاوت نشان داده می شود و می فهماند قضات عادل و جامع الشرایط، در مکان نبی و وصی قرار دارند. در عهدنامه معروف می فرماید:
«قاضی را از نظر منزلت و مقام آن قدر بالا ببر که هیچ کدام از یاران نزدیکت، به نفوذ در او طمع نکند و از توطئه این گونه افراد نزد تو، در امان باشد و بداند موقعیتش از او بالاتر نیست که بخواهد از او شکایتی د».
شأن و عظمت قاضی، همسنگ منزلت والی و حاکم است و قضاوت از مناصب جلیله الهی است که از آنِ خداست که به رسول حق تفویض شده است و رسول(ص) به المؤمنین و ائمه اطهار و آنها هم به علمای جامع الشرایط واگذار کرده اند. شأنی است که جز با حکومت تجلی نمی یابد و از شؤون اصلی ولایت است و آن قدر با حکومت عجین است که گویا یکی هستند. در مقبوله عمر بن حنظله و مشهوره خدیجه، حاکم و قاضی مترادف اند، لذا اه حاکم و قاضی و حکومت و قضاوت، یکی است.

4. مساوات همه در برابر قانون

در نظام حکومتی و قضایی حضرت، تمام طبقات و افراد جامعه، فارغ از رنگ و نژاد و حرفه و قبیله، در مقابل قانون و محکمه مساوی بودند.
حضرت خطاب به خلیفه دوم فرمود:
«سه چیز است که اگر به آن عمل کنی، تو را کفایت می کند و اگر ترک کنی، هیچ چیز تو را کفایت نمی کند: اقامه حدود بر قریب و بعید، قضاوت بر اساس کتاب خدا در حال رضا و سخط، و تقسیم عادلانه بین قرمز و سیاه».
در حدیثی آمده است که یکی از دختران حضرت، از خزانه دار بیت المال گردن بندی عاریه گرفته بود. حضرت ضمن توبیخ خزانه دار، به دخترش فرمان داد آن را فوراً برگرداند و فرمود: اگر به شکل عاریه نبود، تو اولین زن بنی هاشم بودی که به جرم سرقت دستش را قطع می .به یکی از ع که به بیت المال دستبرد زده بود، گفت: اگر حسن و حسین چنین می د، مجازات می شدند و حق را از آنها می گرفتم. نجاشی را که از یاران برجسته حضرت بود و حتی معاویه را به خاطر حضرت هجو کرده بود، به جرم خواری، حد زد. در یک محاکمه به عنوان مدعیِ زره در کنار یک یهودی که منکر مالکیت حضرت بود، نشست و هرچند حکم شریح خطا بود، ولی تسلیم شد، به گونه ای که یهودی گفت: این المؤمنین، حاکم مسلمانان است که به محکمه آمد و محکوم شد و حکم را پذیرفت. و بعد زره را تحویل داد و گفت: زره از آنِ توست که در صفین برداشته بودم. همین واقعه با یک ی تکرار شد. حضرت مدعی زره شد و چون بیّنه نداشت، قاضی به نفع ی حکم کرد. ی زره را برد، ولی وجدانش او را وادار به کرد و گفت: این طرز حکومت و رفتار، رفتار بشر نیست و از
نوع حکومت انبیاست وقایع فوق نشان می دهد رعایت مساوات، تأثیر شگفتی بر دوست و دشمن می گذارد.

5. استقلال قاضی

سلامت امر قضاوت، منوط به استقلال قاضی و استقلال وی، منوط به تأمین عوامل استقلال اوست. او باید از لحاظ معیشت و شأن و دیگر نیازهای معمول بشری سیر باشد. المؤمنین به مستقل بودن قاضی اهتمام بلیغ داشت و در این باره به مالک اشتر فرمود:
«با جدیت هرچه بیشتر، قضاوتهای قاضی خویش را بررسی کن و در بذل و بخشش به او، سفره سخاوت را بگستر، آنچنان که نیازمندی اش از بین برود و حاجت و نیازی به مردم پیدا نکند. از نظر منزلت و مقام آن قدر مقامش را نزد خود بالا ببر که هیچ کدام از یاران نزدیکت، به نفوذ بر او طمع نکند و از توطئه این گونه افراد نزد تو در امان باشد و بداند موقعیتش از او بالاتر نیست که بخواهد از او شکایتی د».
چه بسا حضور حضرت به رغم داشتن خلافت و قدرت در محکمه شریح قاضی، تأکیدی بر استقلال و تسلط قاضی، حتی بر خلیفه و قوه مجریّه است.

فاطمیه یک تاریخ است/ باید گفت فاطمیه عاشوراست
خدا را بر این نعمت بزرگ و بر این سِمَت فاطمی شاکر باشید و خادمین سوگواره «نگین ش ته» که در شهر مقدّس مشهد در جوار مضجع نورانی حضرت ثامن الائمة علی بن موسی الرضا علیه آلاف حیة و الثناء برگزار می شود بر این افتخار بزرگ بر خود ببالند و قدردان آن باشند.
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در پیامی به سومین سوگواره «نگین ش ته» آورده اند: باید گفت فاطمیه عاشوراست، فاطمیه شب قدر است، فاطمیه غدیر و نیمه شعبان است و فاطمیه یعنی روز پیروزی حق بر باطل.
متن پیام معظم له به شرح زیر است: بسم الله الرحمن الرحیم اللّهم صلّ علی محمّد و أهل بیته و صل علی البتول الطاهرة الصدیقة المعصومة قیة النقیة الرضیة المرضیة المظلومة المقهورة، المغصوبة حقّها، الممنوعة إرثها، الم ورة ضلعها، المظلوم بعلها، المقتول ولدها، فاطمة بنت رسولک و بضعة لحمه، حبیبة المصطفی و قرینة المرتضی و علی أبیها و بعلها و بنیها. عرض ادب و احترام دارم به عزیزانی که در این محفل با عظمت و باشکوه شرکت کرده و خدمتگزاری به آستان نورانی فاطمی شامل آنها شده است. حقیر با زبان الکن و بیان ناقص و با اعتراف به بضاعت مزجاة، در خود نمی بینم که عرضی داشته باشم؛ فقط از باب اینکه اسم حقیر در زمره جارو کشان و خادمان بارگاه ملک پاسبان آستان مقدّس فاطمی ثبت شود، عرض اخلاص و چاکری می کنم: أهدت سلیمان یوم النَّحل نملته ******** رِجلَ الجراد الّتی قَد کان فی فیها تـرنّـمت بفصیح القول و اعتذرت ******** إنّ الهـــــدایا عَلی مِقـدارِ مُهدیها حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها در حقیقت نسخه مطابق با اصل پدر بزرگوار خودش حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله هستند و در بین اهل بیت علیهم السلام، مقام و عظمت خاصی دارند که همه ائمه علیهم السلام به وجود ایشان افتخار می کنند. آن وجود مقدّس برای همه اهل بیت علیهم السلام حجت است، یعنی برای حقانیت خودشان و برای بطلان غاصبان و ستمگران به وجود آن بزرگوار احتجاج می کنند. همه اهل بیت علیهم السلام حجت هستند، ولی حضرت زهرا سلام الله علیها از این جهات، حجیّتش از همه بیشتر است. وی ت به معنای علم و هدایت را حائز بود و به عنوان بانوی اول در ، عصمت و کرامت، وجودش الگو و اسوه است. حضور در جاهایی که مختص به مردان است برای بانویی مانند او تنازل از مقام اجل و امنع و اقدس اوست. یکی از معجزات حضرت زهرا علیهاالسلام خطبه بالبدیهة آن حضرت بود که در آن جوّ اختناق و کودتای بزرگی که شده بود، با آن مصیبت جانکاه و عظمای ارتحال نبیّ گرامی و مصایب دیگر، این خطبه را که در اوج فصاحت و بلاغت است انشاء فرمود. فضایل آن حضرت بسیار زیاد است؛ همین حدیث مشهور که «إِنَّ اللهَ تَعالى یَغْضبُ‏ لِغَضَبِ‏ فَاطمةَ وَ یَرْضَى لِرِضَاهَا» در عین اختصار، معنای والا و مهمی دارد. حقائق مهم ولایی تا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از این روایت استفاده می شود. در حدیث دیگری داریم که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله هنگامی که می خواستند حبیبه خود را دلداری و تسکین خاطر بدهند می فرمودند: «أبشری یا فَاطِمة إنّ المَهْدِیّ منک» این بسیار مهم است که شخص اول عالم امکان، برای آرامش روان و آماده ساختن دختر عزیز خود برای تحمّل مصایبی که پیش می آید این گونه دلداری می دهند که مهدی از توست، یعنی همه از تو و برای توست و سیر جهان به سوی تو و پیروزی حق بر باطل و نور بر ظلمت برای تو است. نکته مهم دیگری که باید عرض شود گرامیداشت فاطمیه است. مواضع فاطمه سلام الله علیها، سیره و زهد فاطمه، عبادت فاطمه، علم و حکمت فاطمه علیها السلام باید همیشه جزء برنامه ها باشد و در سخنرانی ها، تألیفات و در هر فرصت مناسبی باید آن را بازگو کرد. باید در این فاطمیه ها، شخصیّت ملکوتی آن حضرت تجلیل و تعظیم شود. امروز ما به تأسی به آن بانوی بزرگ احتیاج داریم. جامعه ما به پیروی از روش هم ی و تربیت فرزند - که آن حضرت بهترین طریقه و روش را داشتند- احتیاج دارد. کلمات آن حضرت باید سرمشق زندگی همه بانوان و بلکه مردان باشد. آری! فاطمیه یک تاریخ است، فاطمیه یعنی فریاد بر سر ظالمان، فاطمیه یعنی جهاد و فاطمیه یعنی روز حکومت الهی حضرت مهدی علیه السلام. و باید گفت فاطمیه عاشوراست، فاطمیه شب قدر است، فاطمیه غدیر و نیمه شعبان است و فاطمیه یعنی روز پیروزی حق بر باطل. و شما خدمتگزاران با اخلاص، قدر و منزلت خود را بدانید و خدا را بر این نعمت بزرگ و بر این سِمَت فاطمی شاکر باشید و خادمین سوگواره «نگین ش ته» که در شهر مقدّس مشهد در جوار مضجع نورانی حضرت ثامن الائمة علی بن موسی الرضا علیه آلاف حیة و الثناء برگزار می شود بر این افتخار بزرگ بر خود ببالند و قدردان آن باشند. درود خداوند بر فاطمیون. سلام و رحمت خداوند بر هیئت های عزادار فاطمی و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته لطف الله صافی 12 جمادی الاولی 1435 منبع: ابنا طفلان مسلم محمد بن مسلم بن عقیل و ابراهیم بن مسلم بن عقیل درگذشت         پس از واقعه عاشورای سال ۶۱ هجری قمری آرامگاه در چهار فرسنگی کربلا در شهری به نام مُسَیِّب، نقش های برجسته        حضور در واقعه کربلا و اسارت بعد آن واقعه تأثیرگذاران     حسین(ع) و مسلم بن عقیل خویشاوندان    مس. پیام 22بهمن برای مردم جهان چیست؟
22بهمن همانطور که برای ایران، استقلال و را به ارمغان آورد، برای جهانیان نیز میتواند به ارمغان بیاورد. زیرا اکنون شه جمهوریت در ، با جمهوریت در غرب در حال مبارزه است و: توانسته به تمام دنیا ثابت کند که: میتواند: تئوری و زیربنای ساختار فکری و عملی ملت ها باشد، و آنها را به سوی سعادت رهنمون سازد. البته دن. همه اقتصاد دان شده اندمتاسفانه سندرم دانش اقتصاد! امروزه همه گیر شده و با اعلام: اولویت های اقتصادی در سال های اخیر، همه به خود حق داده اند تا در مسائل اقتصادی، وارد شده و اظهار فضل نمایند. و به ان این رشته هم پیشی بگیرند، و حتی حرف انها را نشنوند. امروز دیگر باید برع گذشته بگوییم! در گذشته ون می گفتند: ی که درس طلبگی نخوانده و مجتهد نش. به مناسبت میلاد باقرالعلوم(ع)؛ روایت جعفر صادق(ع) از سیره محمدباقر(ع) میلاد باقر صادق(ع) در احادیث زیادی عباراتی چون «کان أبی یفعل کذا» یا «کان یقول کذا» به کار می برد که این جمله ها نشان دهنده استمرار و تداوم رفتار یا گفتار است. به گزارش خبرگزاری مهر، یکی از واژه هایی که در فرهنگ ی کاربرد فراوانی دارد، واژه «سیره» است. سیره از منظر واژه شناسان و پژوهشگران حوزه دین، نوع رفتار و کردار یک شخصیت برجسته همچون اعظم و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) است. شناخت سیره معصومان، اهمیت به سزایی دارد و یکی از منابع شناخت معارف دین است. روشن است که عنوان «سیره» بیشتر معطوف به روش عملی است، اما در این مقاله به سخنانی که محمد باقر(ع) بارها بر زبان جاری می فرمودند نیز پرداخته می شود. اگر «سخن» را بخشی از «عمل» انسان بدانیم، آن را نیز می توان در مفهوم «سیره» جای داد. صادق(ع) در احادیث زیادی عباراتی چون «کان أبی یفعل کذا» یا «کان یقول کذا» به کار می برد که بی تردید این جمله ها ظهور، بلکه صریح در استمرار و تداوم رفتار یا گفتار است و پر روشن است که استمرار، نشان دهنده اهمیت آن رفتار و گفتار است. از این زاویه که این رفتارها و گفتارها از «حجت خدا» صادر شده است، مسئولیت آفرین خواهد بود و در خودسازی تأثیر زیادی دارد. اما چرا صادق(ع) عنایت بر بیان سیره پدر بزرگوارش داشت؟ این امر، دو دلیل می تواند داشته باشد: ۱. این کار نوعی تعظیم و حرمت نهادن به جایگاه رفیع باقر(ع) است؛ ۲. بعد از عصر خفقان و حاکمیت جنایتکاران بنی امیه که با ان شیعه و تفکر و عقاید آنان سر ستیز داشتند، این باقر(ع) بود که در دوره افول قدرت بنی امیه از فرصتها بهره جست و در بیان معارف ناب و آموزه های آن کوشید و حقایق ناب را به شکلهای مختلف، به شیفتگان و رهپویان راه اهل بیت(ع) و سایر مسلمانان بازگو کرد. از این رو، نقش محمد باقر(ع) در نشر و توسعه و بالندگی و معرفی «دین» و بنیانگذاری و ایجاد تحول و انقلاب فرهنگی در گستره جهان ، بی بدیل است. اینک برخی از گفتارها و رفتارهای آن حضرت را ذکر می کنیم. بیم و امید در آموزه های دینی به این نکته سفارش شده است که انسان مؤمن لازم است در پیوند خود با خدای تبارک و تعالی، هم به رحمت و لطف حضرت حق امیدوار باشد و هم از غضب و خشم پروردگار، ترس و بیم داشته باشد. صادق(ع) می فرماید: «کان أبی یقول: انّه لیس من عبد مؤمن إلا و فی قلبه نوران، نورُ خیفةٍ و نور رجاءٍ لو وُزنَ هذا لم یزد علی هذا(۱)؛ پدرم بارها می فرمود: نیست بنده مؤمن و خداشناسی، مگر اینکه در جان او دو نور بدرخشد: نور بیم از خدا- عقاب و خشم خدا- و امید به لطف حضرت پروردگار. باید این دو، باشند، به گونه ای که اگر سنجیده شوند، یکی بر دیگری افزون نشود.» شتاب در کارهای نیک کاری را که انسان اراده می کند به سامان برساند، پسندیده است که ابتدا درباره آن بین د تا صلاح و صواب یا فساد و زیان آن آشکار گردد. اما در کارهایی که خوبی و نیکی آنها کاملاً روشن است، انسان باید سریع اقدام کند و فرصت سوزی نکند؛ چون امکان دارد که حادثه ها و عواملی، او را از انجام آن کار خیر بازدارند. صادق(ع) می فرماید: «کان أبی یقول: إذا هممت بخیرٍ فبادر فإنک لا تدری ما یحدثُ(۲)؛ پدرم مکرر سفارش می کرد: هنگامی که می خواهی کار نیکی را انجام دهی، سریع به آن اقدام کن؛ چون تو نمی دانی که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد.» تأثیر گناه بر روح بی تردید یکی از عوامل انحطاط آفرین در شه و روح انسان، گناه و ش تن حریمها و بی اعتنایی به بایدها و نبایدهای الهی است. آثار گناه، جبران ناپذیر است و گناه، سرنوشت انسان را در مسیر انحراف رقم می زند. صادق(ع) می فرماید: «کان أبی یقول: ما من شی افسدُ للقلب من خطیئةٍ(۳)؛ پدرم بارها می گفت: بدترین چیزی که قلب و جان را فاسد و تاریک می کند، گناهان است.» لحظه های برتر نیایش دعا و نیایش به درگاه خداوند و رو آوردن به او در مشکلات و دشواری های زندگی، بی تردید یکی از ریشه دارترین نیازهای روح و جان انسان هاست و نیایش، تأثیر شگرفی در ساختار روحی و معنوی بشر دارد. نیایش با معبود بی همتا در هر جا و هر زمان مطلوب است؛ ولی در لحظه ها و مکان های خاص، مطلوب تر و به اجابت دعا نزدیک تر است. صادق(ع) نقل می کند: «کان أبی إذا طلب الحاجة طلبها عند زوال الشمس فاذا اراد ذلک قدّم شیئاً فتصدق به و شمَّ من طیبٍ و راح الی المسجد دعا فی حاجته بماشاء(۴)؛ راه و روش پدرم بدین سان بود: هر زمان که حاجتی داشت، آن را در موقع زوال خورشید- ظهر شرعی- طلب می کرد، به این گونه که نخست، چیزی را صدقه می داد و عطر استعمال می کرد و راهی مسجد می شد و در آنجا دعا می کرد و از خداوند برآورده شدن آن را درخواست می کرد.» گردهمایی برای نیایش نیایش جمعی به درگاه حق، امری پسندیده است و سفارش شده که نیایش کنندگان گردهم آیند و دعا کنند که این، به اجابت دعا نزدیک تر است. حضرت صادق (ع) می فرماید: «کان أبی إذا حزنه امرٌ جمع النساء و الصبیانَ ثم دعا و امنوا(۵)؛ پدرم سیره اش این بود که هرگاه پدیده ای ناگوار رخ می نمود که حضرت را غم و اندوه فرا می گرفت، زن ها و ک ن خویش را جمع و سپس به پیشگاه خدا دعا می کرد و آنان آمین می گفتند.» ذکر حضرت حق ذکر و یاد خدا، یکی از برترین شیوه های خودسازی است و مردان و ن دین باور به این اصل مهم توجه ویژه دارند. در سراسر قرآن - که خود، نوعی ذکر و یاد خداست - با تعبیرهای زیبا انسان ها را به یاد خدا، فرا می خواند. یاد خدا جان را نورانی می کند و صفا می بخشد و از ابتلا به خودفراموشی باز می دارد. حضرت صادق (ع) روش پدر بزرگوارش را چنین بازگو می کند: «کان أبی کثیر الذکر، لقد کنتُ امشی معه و إنه لیذکرالله و آکل معه الطعام و انه لیذکر الله و کان یحدّث القوم و ما یشغله عن ذکر الله و کنت أری لسانه لازقاً بحنکه یقول لا اله الا الله و کان یجمعنا و یأمرنا بالذکر(۶)؛ روش پدرم بدین سان بود که خدا را بسیار یاد می کرد. من با او گاهی راه می رفتم و او مشغول ذکر بود. غذا می خورد و در آن حال به یاد خدا بود. با مردم سخن می گفت و در آن حال از ذکر حق غافل نمی شد. او دائماً زبانش به کامش چسبیده بود و ذکر لا اله الا الله را بر زبان جاری می کرد. گاهی ما را جمع می کرد و دستور می داد که به ذکر خدا بپردازیم.» اهمیت سوره اخلاص صادق(ع) می فرماید: «کان أبی یقول: قل هو الله احد، ثلثُ القرآن و قل یا ایها الکافرون، ربع القرآن؛ (۷) پدرم بسیار می فرمود: شأن و منزلت سوره قل هو الله احد، همانند یک سوم قرآن و سوره قل یا ایها الکافرون، به اندازه یک چهارم قرآن است.» آری، به دلیل اهمیت سوره توحید است که سفارش شده در های واجب، همواره خوانده شود. نافله عشاء در شریعت ، هفده رکعت در شبانه روز بر مسلمانان فریضه و واجب و ۳۴ رکعت ، مستحب است. از های مستحبی، دو رکعت نافله عشا است که بعد از عشاء به ح نشسته خوانده می شود. ششمین اختر ت، حضرت صادق(ع) می فرماید: «کان أبی یصلیهما قاعداً؛ (۸) پدرم آن دو رکعت را همواره به شکل نشسته به جای می آورد.» پرهیز از ظلم و ستم یکی از بدترین گناهان، ستم و ستمگری به ویژه ظلم به انسان است. قبح و زشتی این پدیده شوم به گونه ای است که تمام عقلای عالم و همه ادیان آسمانی، آن را محکوم می کنند. حضرت صادق(ع) می فرماید: «کان أبی یقول: اتقّوا الظلم، فانّ دعوة المظلوم تصعد الی السماء(۹)؛ پدرم بارها هشدار می داد: از ظلم بپر د؛ چون دعا و ناله و فریاد ستمدیده، به آسمان بالا می رود(به اجابت می رسد)». تأثیر برخی از گناهان صادق(ع) بازگو می کند: «کان أبی یقول: نعوذ بالله من الذنوب ی تعجل الفناء و تقرب الآجال و تخلی الدیار و هی قطیعة الرحم، و العقوق و ترکُ البرّ(۱۰)؛ پدرم همواره تأکید می فرمود: به خدا پناه می بریم از گناهانی که به هلاکت انسان سرعت می بخشد و نابودی و مرگ را نزدیک می کند و سبب کوچ مردم از سرزمین خود و هلاکت آنان می گردد. آن گناهان عبارت اند از: ب پیوند با خویشاوندان، اذیت و آزار دادن به پدر و مادر، و ترک نیکی به انی که استحقاق آن را دارند.» صدقه یکی از امور پسندیده و دینی، کمک رسانی و خدمت به قشر محروم جامعه ی است. البته پر روشن است که انفاق و صدقه دادن باید در مسیر رفع محرومیت از جامعه باشد. از منظر دین، هر کار خیری که انسان انجام می دهد، صدقه است. باقر(ع) در صدقه دادن به افراد فقیر، روش جالبی داشت که فرزندش صادق(ع) این چنین بازگو می کند: «کان أبی اذا تصدق بشیء وضعه فی ید السائل ثم ارتدّه منه فقبله و شمّه ثمّ ردّه فی ید السائل(۱۱)؛ هرگاه پدرم چیزی را صدقه می داد، آن را نخست در دست شخص سائل قرار می داد، سپس آن را از او باز پس می گرفت، آن گاه آن چیز را می بوسید و می بویید و مجدداً در دستان سائل می نهاد.» ثواب و پاداش حج یکی از مناسک عبادی که در جایگاه ویژه ای دارد، حج است. این مراسم بین المللی ی که هر سال انجام می پذیرد، اگر چنان که می خواهد، انجام پذیرد، آثار معنوی و مادی فراوانی دارد و در ایجاد وحدت و همگرایی و همفکری مسلمانان بی نظیر است. صادق(ع) می فرماید: «کان أبی یقول: من أمّ هذا البیت حاجاً او معتمراً من الکبر، رجع من ذنوبه کهیئته یوم ولدته امُه؛ (۱۲) پدرم بارها می فرمود: هر قصد و اراده خانه خدا کند، چه برای انجام مناسک حج و چه برای انجام عمره، و خویش را از غبار کبر و برتری طلبی پاک و پیراسته کند، از آثار زیان بار و آلودگی های روحی که دامن گیر او شده، پاک و پاکیزه می شود، به سان روزی که از مادر متولد شده است.» اعتدال در زندگی یکی از اصول بنیادین ی که در تمام مقررات دینی بروز دارد، اصل اعتدال و پرهیز از زیاده روی و تفریط در تمام امور است. در عصر باقر(ع) نگرش منفی زهدگرایانه ای از سوی جماعتی از زهدفروشان و مقدسان نادان، ترویج و تبلیغات گسترده ای برای آن می شد. به عنوان نمونه، خوردن گوشت را تحریم و از آن اجتناب می د و این، به نام دین انجام می گرفت! ولی حضرت باقر (ع) با این انحراف برخورد و مبارزه کرد و منحرفان را رسوا ساخت و تصویر درستی از ارائه کرد. عبدالاعلی مولی آل سام می گوید: من به جعفر صادق(ع) گفتم: روایتی از رسول الله(ص) میان مسلمانان زبان به زبان نقل می شود که آن حضرت فرمود: خداوند تبارک و تعالی از خانه ای که در آن گوشت خورده می شود، بدش می آید. حضرت صادق (ع) فرمود: آنان که چنین خبری را منتشر می سازند، دروغ گویان اند. حضرت رسول الله چنین فرموده: خداوند از آن خانه ای متنفر است که در آن مسلمانان و برادران و خواهران دینی خود را غیبت می کنند و گوشت آنان را می خورند. (اشاره به آیه قرآن که غیبت مسلمان را به خوردن گوشت دیگری تشبیه کرده). سپس صادق(ع) افزود: «کان أبی لحماً، لقد مات یوم مات او فی کمّ أمُ ولده ثلاثون درهماً للّحم(۱۳)؛ زندگی پدرم بدین سان بود که به خوردن گوشت میل و علاقه داشت، حتی قبل از اینکه از دنیا برود، پولی را به همسرش داده بود تا با آن گوشت ب د.» ********************************************************************* پی نوشتها: ۱. کافی، ج۲، ص ۶۷، باب «خوف و رجاء» ۲. همان، ص ۱۴۲. ۳. همان، ص ۲۷۳. ۴. همان، ص ۵۷۷. ۵. همان، ص ۴۸۷. ۶. همان، ص ۴۹۸. ۷. همان، ص ۶۳۱. ۸. همان، ج ۳، ص ۴۴۶. ۹. همان، ج۲، ص ۵۲۵. ۱۰. همان، ص ۴۴۸. ۱۱. همان، ج۴، ص ۸. ۱۲. همان، ص ۲۵۳. ۱۳. همان. همه اقتصاد دان شده اند متاسفانه سندرم دانش اقتصاد! امروزه همه گیر شده و با اعلام: اولویت های اقتصادی در سال های اخیر، همه به خود حق داده اند تا در مسائل اقتصادی، وارد شده و اظهار فضل نمایند. و به ان این رشته هم پیشی بگیرند، و حتی حرف انها را نشنوند. امروز دیگر باید برع گذشته بگوییم! در گذشته ون می گفتند: ی که درس طلبگی نخوانده و مجتهد ن. خلال الأیام العشرة المهدویة المبارکة، (شعبان المعظّم 1435للهجرة ـ حزیران/جون2014م)، قام بزیارة المرجع الدینی سماحة آیة الله العظمى السید صادق الحسینی ال دام ظله، جمع من مسؤولی وأصحاب وأعضاء المواکب والهیئات والحسینیات من مدینة قم المقدّسة، وذلک فی بیته المکرّم بمدینة قم المقدّسة، واستمعوا إلى توجیهاته القیّمة، ی استهلّها سماحته بقوله:

قال مولانا الإمام أمیر المؤمنین صلوات الله علیه حول الناس فی عصر الغیبة الشریفة لمولانا الإمام المهدیّ الموعود عجّل الله تعالى فرجه الشریف: (یضلّ فیها قوم ویهتدی آ ون).

وبیّن سماحته: إنّ الناس فی عصر الغیبة الشریفة لمولانا الإمام صاحب العصر وا ّمان عجّل الله تعالى فرجه الشریف، سیغربلون، ویتمیّزون. وحسب الحدیث الشریف الذی مرّ ذکره، ان بعض المسیئین والطالحین من الناس سیتحسّنوا ویصلحوا، وبعض المحسنین ـ والعیاذ بالله ـ سیسیؤا. وهذا غیّر و بدّل سی نتیجة الامتحان والاختبار الإلهی للناس کافّة، وهو لا شکّ امتحان صعب جدّاً. فمن عصر الغیبة الشریفة ولحدّ الآن وقعت حوادث ووقائع کثیرة وبالألوف، وبعضها قد سجّلها اریخ. فقد کتب کلّ من الشیخ الصدوق والشیخ النعمانی والعلاّمة المجلسی فی بحار الأنوار، وفی غیرها من الکتب، کتبوا وألّفوا، رضوان الله تعالى علیهم، حول الغیبة الشریفة لمولانا الإمام ولیّ العصر عجّل الله تعالى فرجه الشریف. وعند مطالعتنا لهذه الکتب نجد فیها انعطافات کثیرة، وهی ذات عبرة. فنجد ان الکثیر من الأشخاص کانوا فی عصر الغیبة الصغرى وأدرکوا الإمامین الهادی والعسکری صلوات الله علیهما وسمعوا منهما الأحادیث والروایات والمواعظ، ولکن مع ذلک تغربلوا وامتحنوا، ف جوا ـ والعیاذ بالله ـ من هذا الغربال والامتحان بنتیجة سیّئة.

وأضاف سماحته: لاحظوا هذه الحادثة اریخیة الیة: کان محمد العمری النائب الثانی الخاصّ للإمام صاحب العصر عجّل الله تعالى فرجه الشریف فی عصر الغیبة الصغرى. فتمرّض وکان فی فراش الموت فجاءته رسالة من الإمام بهذا المضمون: انک ستفارق الحیاة فی کذا یوم، فعرّف الحسین بن روح للشیعة بأنه النائب الخاصّ الثالث لنا.

وهذا الأمر حصل فی ساعة کان الکثیر من وجهاء الشیعة وشیوخها، وکذلک أحد العلماء المعروفین وهو النوبختی، کانوا قد حضروا عند النائب الثانی للإمام، ومنهم الحسین بن روح الذی حضر لعیادة محمد العمری وکان جالساً عند رجلی العمری. وکان بن روح شخصیة غیر معروفة کثیراً، ولم یعرفه الکثیر من الشیعة. وبناء على ما ذکره العلاّمة المجلسی والشیخ الصدوق والشیخ الطوسی والشیخ النعمانی، أنه عندما وصلت رسالة الإمام عجّل الله تعالى فرجه الشریف إلى العمری، قرأها الأخیر على الحضور جمیعاً. وجاء فی الرسالة: ان الحسین بن روح هو النائب الخاص عنّا من بعدک، فأوصی الشیعة بالرجوع إلیه فی أیّة مسألة وقضیة.

فقام العالم الجلیل النوبختی الذی کان جالساً جنب محمد العمری، وأخذ بید الحسین بن روح وأقامه وقال أمام الحضور: أنت الذی یجب أن تجلس جنب العمری، وأنا الذی یجب علیّ أن أجلس عند رجلیه. وأصرّ على بن روح فی ذلک، وقال أیضاً: إنّ الإمام عجّل الله تعالى فرجه الشریف قد اختارک، فمقامک هنا جنب العمری ولیس عند رجلیه. و ذا ج هذا العالم الجلیل النوبختی مرفوع الرأس من الاختبار والامتحان الإلهی.

وقال سماحته: علینا جمیعاً أن نلتجأ إلى الله تعالى دوماً، وفی کل حال ومکان. ففی زمن العمری، کان هناک الشلمغانی أیضاً، وکان من علماء الشیعة. ولکنه عمل ع ما عمله النوبختی و ج من الامتحان الإلهی بنتیجة سیّئة. فعندما سمع بخبر تعیین الحسین بن روح نائباً ثالثاً للإمام، استاء کثیراً وتکلّم بکلام بذیء جدّاً لم یصدر حتى من النواصب ولا ممن عرفوا بسوء وبذاءة اللسان والأخلاق. فکان مما قاله فی اعتراضه بأنه لماذا لم یختارنی الإمام وأنا الأهم وأنا الذی یعرفنی الناس أکثر من غیری. فذهب الشیعة إلى الحسین بن روح لیعرفوا تکلیفهم. وإثر ذلک قال الإمام بحقّ الشلمغانی کلاماً حادّاً. فالشلمغانی کان قد انقاد لهواه وکان طالباً للجاه، ولعب بمعتقدات الشیعة، ولم یعتنی بمواریث الأنبیاء ی خلصت فی مولانا رسول الله صلى الله علیه وآله ومن بعده فی مولانا الإمام أمیر المؤمنین ووصلت إلى الإمام المهدیّ عجّل الله تعالى فرجه الشریف، کما نقرأ فی ا یارات الشریفة: (یاخلیفة الله وخلیفة آبائه المهدیین). فالشلمغانی رفض کل ذلک.

وکان فی بیوت الناس حینها الکثیر من کتابات ومؤلّفات الشلمغانی، وإثر ما صدر من الشلمغانی من تصرّف سیئ ذهب الشیعة إلى الحسین بن روح وطلبوا منه أن یعیّن تکلیفهم وواجبهم. فقال لهم بن روح أن یعملوا بما وصلهم عن الأئمة المعصومین سلام الله علیهم، وأن یترکوا آراء وفتاوى الشلمغانی.

وقال سماحته أیضاً: لم یکن الشلمغانی فی بدایة أمره وعلى الظاهر إنساناً سیّئاً ولا صاحب عقیدة فاسدة، بل کان، على الظاهر، عالماً وکان یروی عن المعصومین صلوات الله علیهم، ولکنه تغربل وتعرّض للامتحان، وصار من المصادیق ی ذکرها الإمام أمیر المؤمنین فی حدیثه الشریف الذی صدّرنا به کلامنا، وسقط فی الامتحان. وهناک فی اریخ الکثیر والکثیر من أمثال الشلمغانی، من الذین لم ینجحوا فی الامتحان والاختبار الإلهی. وبالمقابل هناک أشخاص قد اهتدوا وحسنوا فی نهایة الأمر. فالکثیر ممن کانوا لم یعرفوا ولم یتعلّموا شیئاً قد نالوا درجات رفیعة وذلک بسبب اتّباعهم للعقائد الصحیحة عن أهل البیت صلوات الله علیهم. فعقائد أهل البیت صلوات الله علیهم ومعارفهم هی أساس الإسلام.

وأردف سماحته: فی زمن الإمام الهادی صلوات الله علیه، جاء السید عبد العظیم الحسنی علیه السلام الذی کان صاحب مرتبة رفیعة وعظیمة، جاء إلى الإمام وقال: جئتک لأعرض دینی علیک، لأطمئن من صحّته أو سقمه.

کما ان المنصور بن حازم الذی کان من أفضل تلامذة الإمام الصادق صلوات الله علیه، من بین أربعة آلاف تلمیذاً، وخدم الإمام لسنین طویلة وکان من المقرّبین إلى الإمام. ویکفیه عظمة وجلالاً أن علماء الشیعة ومنذ ألف سنة لم یشکّکوا ولم یتردّدوا فیما وصل من الروایات المنقولة عنه، ولم یطعنوا فی أیة روایة یصل سندها إلى بن حازم. فهذا بن حازم مع ما له من مقام رفیع وعظیم، جاء عند الإمام الصادق صلوات الله علیه أیضاً، وقال: جئتک یابن رسول الله لأعرض علیک دینی، فإن کان مرضیاً أثبت علیه حتى ألقى الله عزّ وجلّ.

وشدّد سماحته بقوله: مهما کان الإنسان ـ والعیاذ بالله ـ من أهل المعاصی، ولکن إن کانت عقائده سلیمة وصحیحة فإنه لا ی مصداقاً لـ(یضلّ)، مع ان المعصیة أمر سیئ ومضرّ، والله یعفو عنها إذا تاب الإنسان منها توبة صحیحة وصادقة. فالله تعالى یغفر للعاصین ببرکة توبتهم عن المعاصی توبة صحیحة وصادقة.

جاء رجل إلى أحد الأئمة المعصومین صلوات الله علیهم، وقال: أنا قد قضیت مدّة من عمری فی تضلیل بعض الناس وإغوائهم، وقد استرزقت من قیامی بتضلیل الناس ومن نشر العقائد الفاسدة بینهم، والآن قد ندمت على ما فعلت، فهل لی من توبة؟ فقال له الإمام سلام الله علیه: کلا، حتى ترجع من أغویته إلى رشده وإلى الطریق الصحیح. فقال الرجل: إن بعضهم قد مات؟ فقال الإمام: لقد جعلتهم یدخلون النار بسببک، والآن ترید الجنّة لنفسک؟!

وأوضح سماحته: علینا أن لا نغفل عن أهمیة العقائد. فالعقائد الصحیحة لها الأثر البالغ على حیاة ومصیر الإنسان، وخیر مثال على ذلک هو ما حصل للعیاشی. ففی عصر الغیبة الصغرى وزمن الحسین بن روح، اهتدى العیاشی الذی کان من أحد علماء العامّة فی بغداد، وصار من کبار علماء شیّع، وت ّج على یدیه العشرات من علماء الشیعة الذین یأخذ عنهم فی الأحکام الکثیر من علماء شیّع الیوم. فالکثیر من علماء الشیعة الیوم یأخذون عن مؤلّفات العیاشی وعن تلامذته الذین ت ّجوا على یدیه. فالعیاشی کان من أحد مصادیق کلام الإمام أمیر المؤمنین صلوات الله علیه، حیث اهتدى وأهدى الکثیر من غیره.

وقال سماحته: إنّ العمل بالعقائد النابعة من أهل البیت صلوات الله علیهم، تهدی عالماً من المخالفین وتجعله فی صفّ الموالین والأتباع لأهل البیت صلوات الله علیهم. إذن علینا أن نحذر من الذین یروجون للعقائد السیئة، فالله تعالى لا یرضى بذلک ولا یعفو عن فاعلیها.

وقال سماحته مخاطباً أصحاب المواکب ومسؤولی الحسینیات والهیئات: على المؤمنین الناشطین فی الهیئات والحسینیات وفی إقامة مجالس أهل البیت صلوات الله علیهم وفی إحیاء الشعائر والمناسبات الدینیة المقدّسة، أن یسعوا إلى تربیة جیل الشباب على العقائد الصحیحة وهی عقائد أهل البیت صلوات الله علیهم. فأنتم ولله الحمد لکم ارتباط وعلاقة بالحسینیات والمواکب، فانقلوا ذلک إلى جیل الشباب. ففی معظم العالم الیوم یوجد المئات والمئات من الحسینیات والمواکب، فیجب أن نجعلها مراکز لنشر عقائد أهل البیت صلوات الله علیهم، وأن نجذب الشباب، بنین وبنات، إلیها، لتعلیمهم العقائد الصحیحة، لکی ی وا من المصداق الحقیقی لکلام مولانا الإمام أمیر المؤمنین صلوات الله علیه، حیث قال: (ویهتدی فیها آ ون).

وقال سماحته: کما علیکم أن تستفیدوا من الإمکانات المتوفّرة الیوم أحسن استفادة. واعلموا أنه إذا لم یتحقّق من یقوم بهذا الأمر على نحو الکفایة، فسی واجباً عینیاً على الجمیع. فالحسینیات والمواکب بإمکانها أن ت مرکزاً لنشر العقائد والأحکام لهدایة الناس، بالأخصّ جیل الشباب. فکلما ترسّخت العقائد فی الشباب، فسوف لا تؤثّر علیهم أیّة شبهة ولا أیّ تشکیک. فالحسینیات والمواکب والهیئات بتعلیمها العقائد للشباب، یجب أن ت حصناً لهم قبال الانحرافات.

وبیّن سماحته أیضاً: إنّ الشیعة ومنذ سنین طویلة، وبالأخص فی عالم الیوم، یتعرّضون للظلم والأذى وتقترف مجازر بحقّهم، بالأخصّ فی المدن المقدّسة بالعراق، کالنجف الأشرف وکربلاء المقدّسة، والکاظمیة وسامراء المقدّستین، ولکن نحن على یقین بأنه بعون مولانا الإمام المهدیّ المنتظر عجّل الله تعالى فرجه الشریف، سوف تفشل محاولات الأعداء ویخیبوا. والمهم حالیاً هو الحفاظ على عقائد الشباب وترسیخها، بحیث لا ینخدعوا بأیّة شبهة ولا بأیّ تشکیک یصدر من یارات الباطلة، وأن لا ندع شابّاً شیعیاً واحداً ینحرف بسبب الأفکار والشبهات الباطلة.

وختم سماحة المرجع ال دام ظله، توجیهاته القیّمة، قائلاً: اعلموا ان مقتل شیعی واحد، مع انه مصیبة کبیرة ومؤلّمة، لکنها أهون من انحراف شابّ شیعی بسبب ضعف عقائده. فإنا تز ل عقیدة الشاب الشیعی وعائلته بالشبهات و شکیکات، هو مصیبة کبرى وألم کبیر. وهذا الأمر یواجه الکثیر من الآباء والأمهات وکل المسؤولین فی المجتمع الیوم. فیجب جذب الشباب إلى الحسینیات والمواکب والهیئات بتشجیعهم إلى ذلک. فلا شکّ ان النشاطات والفعالیات ی تقام باسم أهل البیت صلوات الله علیهم فی الحسینیات وفی أیّ مکان آ ، ست ضماناً للمحافظة على عقائد الشباب، وستعینهم على الردّ وفی القضاء على شکیکات والشبهات المحتملة و ی قد تخطر فی أذهانهم.

أسأل الله تعالى أن یعجّل فی ظهور مولانا الإمام بقیّة الله الأعظم صلوات الله علیه وعجّل الله تعالى فرجه الشریف، وأن یمنّ بالخلاص والنجاة على الشیعة المظلومین بالعالم، بالأخص الشعب المظلوم والأبی فی العراق.

پیام 22بهمن برای مردم جهان چیست؟ 22بهمن همانطور که برای ایران، استقلال و را به ارمغان آورد، برای جهانیان نیز میتواند به ارمغان بیاورد. زیرا اکنون شه جمهوریت در ، با جمهوریت در غرب در حال مبارزه است و: توانسته به تمام دنیا ثابت کند که: میتواند: تئوری و زیربنای ساختار فکری و عملی ملت ها باشد، و آنها را به سوی سعادت رهنمون سازد. البته دنی. چرا ایران مقابله به مثل نمی کند؟در این دنیای بی در و پیکر، که هر ساز خود را می زند! و رای دادگاه خود را اجرا می کند، ایران هم میتواند مانند آنها اموالشان را مصادره، و یا بلوکه نماید ولی ایران چنین کاری نمی کند! مثلا کانادا برای خودش ایران را محکوم می کند! ساز مان ملل جدا، و فرانسه و یا حتی شورای امنیت و دادگاه لاهه، که رای به مصادره امو. چرا نمی گذارند سینمای ملی ایران با ملت خود آشتی کند؟مجری موقتی  که مدتی بجای مجری اصلی خانه سینما، جشن را مدیریت می کرد می گفت: ای سیاستمداران دست از سر سینما بردارید! این آدم کم حافظه، یادش رفته که همین حرف او است. یعنی او سینمایی می خواهد که: مخاطب آن افراد خاصی باشند، نه همه مردم. وقتی مردم 98درصد رای به می دهند، سینما چرا باید را.