یکی بود دیگه نیست

به نقل از خبرگزاریها در مورد یکی بود دیگه نیست : از ماشین که پیاده شدیم یه سری ملت بالای اتوبان جمع شده بودن و پایین رو نگاه می ...
گفتم اینا چیرو دارن نگاه میکنن ؟ پایین ترافیکه؟
رفتم جلو ، یکی دراز به دراز افتاده بود کف اتوبان ، روش پارچه کشیده بودن ...
پیش خودم گفتم لعنتی ها چی رو تماشا میکنید ؟ یکی بوده که دیگه نیست ، یه خانواده امشب دیگه پدر نداره ، یه زن امشب دیگه شوهر نداره . سلام بچه ها.امروز یه مصاحبه دیگه رفتم توی یه باشگاه کوچیک. اما دو تا اشکال داره:یکی اینکه خیلی دوره و یکی دیگه اینکه ساعتهاش خوب نیست. چون وقتی رسیدم مطمین بودم که اینجا جای دلخواهم نیست استرس نداشتم و خیلی مسلط بودم به مصاحبه! گویا همه کارای دنیا برع ه.دیروز هم با کارت فامیلمون رفتم باشگاه که راهم ندادن و دیگه باید برم خودم یه جا اسم. یکشنبه هشتم اردیبهشت ساعت ده صبح بود که عاشق شدم، یه حس خاص که زندگیمو عوض کرد بعد از اون روز زندگی قشنگتر بود و معنایی دیگه داشت. هر صبحش با روزای دیگه فرق داشت همه چی خوب و لذت بخش بود. با عاشقی یه تیکه از وجود آدم ازش جدا میشه و دیگه مال خودش نیست. اصلا عاشقی همین گم شدن یک تیکه از آدمه و پر اون جای خالی با یه آدم دیگه و چه زیباست این گ. 'دیگه برای من همه چیز تموم شدمهدی دیگه برام تموم شداز توی دلم انداختمش بیرونهرگز یادم نمیره باهام چیکار کردزخمهایی که بهم زد روی قلبم موند و تا ابد هم فراموش نم یکنممن همه کار که برگردهبر نگشتمن هم رفتم از خونش نرفتماما از قلبش رفتمدیگه واسم مهم نیست با ی باشه یا نهدیگه جیزی واسم مهم نیستمن هم دارم عشقی و تجربه می کنمکه حتی بااون ه. بعداز ظهر که از سر کار اومدم زنگ زدم به بابا و شکایت مامان رو ، این وسط کلی هم گریه :/ در آ هم گفتم اگه یه بار دیگه این کارهاش رو تکرار کنه من دیگه خونتون نمیام ، بابا هم گفت اخلاقش گنده و فکر کن شوخی کرده و این چیزا . منم گفتم دفعه اولش نیست ، من دیگه کوتاه نمیام ، همین کارها رو بچه ها ( داداش ها ) باهاش ن ناراحت میشه و سه روز قیافه میگیره پ. بنویس از سرخط: بنویس که دلت دیگه به یاد اون نیست بنویس که بدونه: وقتی نباشه قلبت از غصه خون نیست اونکه گذاشتو رفت: یه روز سرش به سنگ میخوره برمیگرده دیگه صداش نکن: بذار خودش بیاد دنب بگرده دیگه گریه نکن: آخه اشک تو باعث شادی اونه دیگه به پاش نسوز: آخه اون واسه تو دیگه دل نمیسوزونه اگه میخواست میموند: حالا که رفتو غصش رفته ز یادم اگه پیش. این مطلب تنها جنبه طنز دارد دیگه کی بود که مربا بده بابا ؟ دیگه کی بود که پسرها را خمار کنه؟ دیگه کی بود که پسر ها سرکار بذاره؟ دیگه کی بود که حال پسر ها را بگیره؟ دیگه کی بود که عین فرشته مهربون که سر راه پینوکیو سبز شد اونو از دروغ گویی باز داره؟ دیگه کی بود که تو رو تحمل کنه؟ دیگه کی بود که قشنگ باشه عزیز باشه؟ دیگه کی بود که همیشه بو. خیانت از نظر من صرفا این نیست که با دیگه ای بخو ؛ صرف همین که پسر دیگه ای به نظرت جذاب بیاد خیانته. حالا هی به من می گن تو دبگه خیلی سختگیری. ولی عشق من که لااقل اینجوریه. همه ی وجودم می شه اون یه نفر. دیگه جایی برای دیگه ای نیس اصن تو دل و مغزم. زهرا حق نداری دیگه فکر کنی
کاری کنی
مطلبی بخونی
نمیدونم مطالب تلگرام رو نگاه کنی
وای به ح اگر انجام بدی
خودتو نگاه کن
داره سرت منفجر میشه
باید و نبابرا رو برسر دور
مهم نیست
هیچی مهم نیست
اگر درساتو بیفنی مهم نیست
اگر نمیتونند مامان بابات پول شهری رو بدند مهم نیست
فوقش ا اج میشی
میفهمی
منو اینجوری نگاه نکن
سل. مدتهاست که شنیدن اسم کوچیکم از زبون هیچ من رو به وجد نمیاره. این اسمش بدبختی ، افسردگی یا بیچارگی نیست. شرایط زندگی من تقریبا استیبله و خیاله من تخته از داشتن یه که قرار نیست یک روز صبح پاشه و من رو ترک کنه. من با این آدم گاهی به شدت حرفم میشه و حتی وسط سرد ترین لحظه ها به این فکر نمیکنم که چیزی قراره از هم بپاشه. من با همین آدم لحظات گرم. به منم میگفتن که چرا انقدر نگرانی و حرص میخوری و گریه میکنی و غمزده ای فوقش یه سال دیگه میمونی. حقیقت چیز دیگه ای دوستان باور کنید من هر چه قدر کند ذهن هم باشم متوجه ام که میشه یک سال دیگه موند و خیلی ها میمونن اما شما نمیدونید من نمیتونم بمونم به هیچ وجه شرایطش رو ندارم ؛ نمیتونم ؛ حامی و تکیه گاهی نیست ؛ من نمیتونم چون نمیتونم و واقع. بابا بیخیال هر کاری دوست داری دیگه برام مهم نیست اره تو فکر کن با هزار نفر میحرفم تو که پاک ومعصومی مثل تو اصلا دیگه نیست بس کنید دیگه خسته شدم تمومش کنید این بچه بازیا رو شما بهترین ادم من بدترین فقط تمومش کنید دیگه خسته شدم نیما کم آوردم و دیگه دور دلم خط کشیدم دیگه من به آ قصهء عمرم رسیدم کم آوردم و دیگه کاری ندارم با ی پیر شدم دیگه واسه لحظه های دلواپسی کم آوردم و میخوام ت و آروم بمونم این مهم نیست که بی عشق من نتونم یا بتونم کم آوردم و میخوام برم یه جای سوت و کور خسته ام ازین همه آدمکای جور وا جور کم آوردم و میخوام تنها بمونم با خودم بسه هی بازیچهء دستای این . جالبه. یک سالی میشه که دیگه زیاد ید نمیکنم. منی که دائم دنبال کفش و لباس بودم، یک سالی هست که خیلی درفکر ید لباس نیستم. یعنی زمستون بیاد و من چکمه و پ و یا بارونی ن م؟برای خودم هم حس عجیبه.اصلا مدتی هست که وقتی میرم بیرون دیگه دنبال پوشیدن بهترین لباس ها و خیلی شیک و پیک بودن نیستم.نمیدونم تاثیر عبور از سی و پنج سالگیه یا تاثیر حضور همک. همسایه ما با ماشین دست دوم مدل 91 رانندگی میکرد اون هر  روز صبح تا ساعت 12 کار می  کرد  بعد از ظهر هم  از  ساعت  3  تا  6 کار  میکرد  تقریبا  در  ماه  2 تا  4  میلیون   درامد داشت خوشحال  هم  بود  و  می  گفت  عجب  ماشینی  دارم  هرگز  اب  نمیشه  اما  یک  روز  که  در&n.
وقتیکه قهری با من ندیدنت آسون نیست
قصه غم که میشی شنیدنت آسون نیست

به گمونم دل تو جای دیگه س
دل تو پیش یه رسوای دیگه س
دست نذاشتی دیگه تو دستای من
دستاتم عاشق دستای دیگه س
به گمونم دل تو جای دیگه س
دل تو پیش یه رسوای دیگه س
دست نذاشتی دیگه تو دستای من
دستاتم عاشق دستای دیگه س
دستاتم عاشق دستای د. احتمالا آدما خوششون نیاد که وقتی مریض میشن، یک نفر دیگه به خاطر مریض شدنشون، مواخذه شون کنه. یعنی خوب صددرصد که خوششون نمیاد. ولی در توان من نبود که نگم هر چقدر که داری الان اذیت میشی، مسبب ش خودت بودی. نتونستم نگم که دیگه صلاحیت نداری راجع به کدوم و کدوم بیمارستان و زمانش و هرچیز دیگه مربوط به سلامتیت نظر بدی. نتونستم نگم که حرف نزدن. بسم الله مهربون :)
رفتم چشم پزشکی ، به میگم یه مدتیه همش احساسِ جسم خارجی دارم توی چشمم ، همش فک میکنم یه چیزی اذیتم میکنه ، فک میکنم یه ذره از صلبیه ی چشمم برامده شده .... نگاه میکنه میگه نه چیزی نیست = بهش میگم خودم دیدم ، هست ... میگه نه نیست = دوباره تاکید میکنم من به خاطر همین اومدم معاینه ، یه ذره از چشمم برآمده شده و اذیتم میکنه ... ب.
هیچی سخت تر از عوض شدنِ جایِ آدما تو زندگیت نیست؛
فکر کن باید عادت کنی به جای راسِ ساعت دوازده شب و یه پیام طولانی
دلتو خوش کنی به یه تولدت مبارک اونم ساعت دو ظهر...
فکر کن اسمش توی گوشیت از کنجِ دل،از یارم
بشه خانوم فلانی یا جنابِ فلان...
فکر کن باید عادت کنی که دلتنگیاتو دیگه نگی بهش چون دیگه ومی نداره که دلتنگش بشی اصلا...
فکر کن دیگه نباید تک تک کامنتاشو چک کنی و به خون هر ی که قلب قرمز براش گذاشته تشنه باشی...
فکر کن دیگه نباید اعتیاد داشته باشی به بودنش تو هر لحظه و هر شرایطی....
عوض شدنِ جایِ آدما تو زندگی خیلی سخته
گیرم خودت قبول کردی که دیگه "جانت" نیست و یه آدمِ معمولیه مثلِ بقیه
ولی دل این حرفا نمیفهمه که نمیفهمه...
#فاطمه_جوادی سلام سلام .... ح ون چطوره ؟ پر از استرس ؟ برای بازی چهارشنبه ... فقط دو روز دیگه مونده ! ولی ما میبریم .... اگر هم نبردیم اشکالی نداره... ولی نمیبریم نداریم !!! صد دررصد میبریم !!!! ایکاش حمزه هم تو این مسابقات بود ... اونوقت خوشیه دیگه تکمیل تکمیل بود ... اما نیست دیگه چه میشه کرد ... دست ماهم نیست که بریم به زور بیاریمش !! اما خوب دلخوشیه مسابقات شه. اینتور که ملومه / هاجی دیگه به درد کار نمیخوره نه اینکه از عمده نه / همه چیز دست خودش نیست / باید درک کرد / پزیرفت منم همینجورم / فلن شرایتم خوبه لابد که ادامه میدم دیگه ... . واقعن دوس ندارم دیگه ... ما تو هر شرایتی کار میکردیم ... زندگی شخسیمون خیلی جا نداشت / اما انگار داره الآن ... . پلن بی چیه ؟ ادامه / تنها تر :,,( من میون بغض نامه ام جا میدم دلخوریامو نامه ای که پست نمیشه، می میره کنج نگامو آ ین برگ یه پاییز میریزه رو شونه ی باغ وقتی حرفا می نشونن رو دل خسته ی من داغ پشت پا زدم به رویا، دیگه از چشم تو دورم پس می گیرم حرف دل رو، میرسه به دنیا زورم؟ با زمستون عهد بستم اگه برگرده ستاره برا قلب هردوتامون یه غزل می گم دوباره اما حرف این غزل ها رسیده به خط پایان دلخوری سهم کمی نیست وقتی دنیات بشه باران واژه ها رو جا میذارم دیگه حرف موندنت نیست این منم که داره میره، دیگه غرق بودنت نیست "م.د.م" میدونی من دیگه آب از سرم گذشته ... اگه رنجوندمش حقش بود ... حقم بود .. حقمون بود ... من نمی تونم حتی به یه پسر فک کنم ، ولی گفتم با صد تا پسر لاس میزنم ... باور نمیکنه ... ولی بهش فکر که میکنه ... بزار بسوزه ... بزار فکر کنم اگه باور کرده باشه چی میشه ... دیگه واسه م مهم نیست ... هیچی ، مهم نیست ... مهم فقط اینه که درس بخونم یه خوب قبول شم تا بتونم از این . رفیقم ازم دلگیر نباش 

اگه دیگه مثل قبلا نیستم

باهات حرف نمی زنم یا

حالی ازت بپرسم یا

باهات درد دل کنم  

من از تو ناراحت نیستم

و از تو شکایتی  ندارم

چه از تو چه از هر دیگه ای

من با خودم درگیرم 

حالم خوب نیست توفقط این و بدون

نمی دونم یهو چی شد اینجوری شدم

سرد و ب. میخوام از اینجا برم یه جای دیگه ... که نبینم روی تو رو بار دیگه e dm چونکه با تو بودن یه کابوس تکراریه ... ترک خاکی که تو توش باشی اجباریه … a7 am میرم و نمیکنم پشتم و نگاه ... یه بلیط یه طرفه دارم به اون دور دورا e dm اونجایی که از تو دیگه نیست خبری ... همون جایی که نمیشناسم هیچ احدی رو am f am dm جایی که نداره راه برگشت ... همونجایی که میگن توش هیچ کمری. به هولدن کالفیلد تا چند وقت دیگه حتی هیفده سالمم نیست. تمام شونزده سالگی و هیفده سالگی به خوشحالی برای همسن بودن با تو گذشت. می خواستم مثل وقتی که موقع رفتن، برگشتی و همه ی اون بچه های تو خوابگاه و بیدار کردی، برگردم سمت مدرسه و داد بزنم:" خداحافظ احمقا. من دیگه رفتم." دبیرستان تموم شد. تا چند وقت دیگه حتی هیفده سالمم نیست دیگه... قلبم تالاپ و تولوپ!! می کنه. صفحه ی ارسال مطلب جدید رو میزنم. تاریخ انتشار رو نگاه میکنم. دیگه اسفند نیست. دیگه نود و پنج نیست. نوشته 1396 ... و من همچنان قلبم تالاپ و تولوپ میزنه و نمیدونم قراره چه اتفاقاتی بیفته. من می ترسم. تو که رفتی دیگه دنیام قشنگ نیست
زمین و آسمون با من یه رنگ نیست
تو که نیستی دلم تنهای تنهاست
بیا"جز تو ی با این نفس نیست
تو رو کم داره این قلب پریشون
بیا" عشقت برای من" هوس نیست
بیا مهدیس جان"بازم کنارم
بجز تو یار من هم هیچ نیست
دلم بی تو نداره تاب موندن
اگه باشی دیگه دنیام قفس نیست تو دنیای منی حرف دلم هست بیا جز تو ی همچون نفس نیست این که دیگه وبلاگ نیست همه چیمون بر باد رفت بمدت یکماه یعنی مرداد ماه رو نزدیک چهل تا پنجاه پست گذاشتم تا کمی جبران بشه یک هفته است که اجازه ورود بمدیریت نمیده حال امشب که وارد صفحه ام شدم ناباورانه دیدم بازم نوشته ها وپستهای دو ماهه ام مرداد وشهریور بیغما رفته دوستان سر،وبلاگ شماها چی اومده ؟؟؟اینکه دیگه ووبلاگ نیست مترسک سرمزرعه. امروز زنگ چهارم بچه های کلاسم (کلاس اول)ورزش داشتند. بعد از ورزش متوجه شدند که آب نیست و بعد از کلی فعالیت تشنه اومدند کلاس .من هم وقت را مغتنم شمردم و پرسدم اگر آب نباشه چی میشه؟ یکی از بچه ها گفت:دیگه سیب نداریم بخوریم یکی دیگه گفت :ماهی ها می میرند دیگری گفت :وقتی مامانم میره سر کار و حواسش نیست آب را خوب نمی بنده من میرم می بندم . دیگه کارم از گریه گذشته دیگه همه چی واسم تمومه دنیا واسم شده جهنم هیچی نمیخوام هیچی جز مرگ میخوام بمیرم همه چی تموم شه واقعا دیگه ب نمیتونم ادامه بدم نمیتونم حتی اگه بتونم دیگه خودم نمیخوام خدایا بسه خب ؟ دیگه طاقت ندارم دیگه تحمل ندارم دیگه نمیتووووووووونم تو رو به خاطر محبت مادر
نوحه خون های محترم
روضه ی مادر رو خوب ادا کنید....
ملاک خوب بودنش کشتن مخاطبها از غم نیست....

آ خدا خیرتون بده
نگید تو کوچه چی گذشت
همه ی حرف رو که نباید بگی....

اصلا همین که یک نفر به مادرت بی احترامی ه برای مردنت بسه
دیگه نگید این عمق بی حرمتی تا کجا میره...
دیگه نگید که فاطمه
ریحانه ی خدا و دختر . خب دیگه فکر کنم به اندازه کافی بیحوصله بودمو استراحت امروز میخوام بتر م. خب ادم حوصله اش سر میره وقتی کاری نمیکنه.بعدم همش یه چیزی کمه انگار. درسته که کلی دیدم اما دیدن واقعا برام جذاب نیست یعنی یه خورده زیاد بشه ل کننذست واقعا. به هر حال هرکی یجوریه دیگه. همیین فعلا چیزی ندارم بگم -___- گاهی وقتها انقدر برای رسیدن به چیزی یا ی دست و پا میزنی که وقتی بهش میرسی میبینی دیگه نایی واسه لذت بردن ازش نداری , دیگه نمیخوایششاید تاریخ انقضاش نیمه های راه رسیده , درست جایی که تو چشمات رو بسته بودی و می دویدی که برسی . دیگه نمیخوامش حداقل الآن حداقل تو این شرایط

این که آدم، به خاطر چیزی که براش ارزشمند و مهمه تلاش کنه، خیلی خوبه. خصوصا اگر با گذشتن از خیلی خواسته ها، پا گذاشتن روی غرور و حتی خلاف عرف معمول - ناز نه - باشه. اما اگر بعد از همه اینها، متهم بشه به دنبال سرگرمی  بودن - و حتی هوس زودگذر - دیگه جای اغماض نیست. وگرنه در ادامه اش، همون یک ذره احترام هم از بین میره و دیگه رفتار آدم نزد. هر وقت یه اتفاقی تو تهران میفته، من قلبمو حس می کنم که می ریزه انگار. من خیالم راحت نیست هیچ وقت. هیچ ثانیه ای. تا همون لحظه ای که محکم بغلت کرده باشم، بدونم همین جایی، بدونم امنی، نگران نباشم اون لحظه دیگه. جز اون ساعتا، دیگه هیچ وقتِ هیچ وقت خیالم راحت نیست. داد دوست داشتنی من اومد و رفت...هیچ اتفاقی توش نیفتاد...پر بود از ناراحتی و اعصاب دی و گریه...تیر از راه رسید...دیگه نه آرزویی دارم...نه میخوام اتفاقی بیفته...نه نیرویی هست که چیزی جذب بشه...نه تصمیمی دارم...نه میخوام خوب بشم...نه میخوام خوشحال باشم...خوبه خدا؟اینجوری راضی میشی؟هیچی نمیخوام...بذار هرجور میخواد بگذره...اگه دارم تاوانی پس میدم. بعد از خیلی وقت ،خیلی وقتاااا دیگه دارم کم کم احساس میکنم آزاد شدم،دلم،خودم،روحم تو قید و بند ی نیست و کم کم از روح خودم ،خودم رو طلب میکنم  و هیچ چیز دیگه ای نیس ک بخواد روحیه و شخصیت و خلق و خو و آرامش من بهش وابسته باشهنمی دونم خوبه یا بد،نمیدونم زشته یا زیبا ولی باز شیرینههیچ خوب نبود وقتی که تو دوراهی بودم هیچ زیبا نبود وقتی نص. ‏وقتی صدات میکنه جواب که میدی یه مکث کوتاه میکنه قشنگ میفهمی میخواد بگه دوست دارم اینو اگه تجربه کردی همیشه به یادش لبخند میزنی ولی وقتی یادت میفته دیگه اون نیست ...دیگه صداش نیست اون لحظه فقط از خدا میخوای روزات بگذره . جوری که چیزی یادت نیاد ... بیشتر از یک هفته میشه که دیگه خبری ازت نیست ومن تنهای تنها موندم!!!میدونم سرت جایی دیگه با ای دیگه گرمه و به خوشگذرونی های خودت مشغولی....!!! این نیز بگذرد...!!! اما روزی میاد که یاد من بیفتو افسوسمو بخوری ....!!! اما دیگه فایده نداره......!!! خیلی وقته تو دلم غم خونه داره واسه چشمام ابر بارونی هدیه میاره خیلی وقته باتو بودن واسم رنگی نداره واسه . حالا درسته هر چی میگذره زندگی مشکلاتش سخت تر و جدی تر میشه ولی خداروشکر ک خیلی از روز های گذشته دیگه گذشته خداروشکر ک دیگه اون موقه نیست و الان الانه! خداروشکر ک من اینقد بهتر شدم خداروشکر ک دیگه اونقد احمق نیستم خداروشکر ک الان اینقد خوشبخت و عاقل و خوشکلترم نمی تونم فکر کنم یهو ابرها میرن کنار و تو از آسمون میفتی روی زمین و منجی من میشی! نمی تونم باور کنم روزای خوبی تو راهه وقتی هیچ نشونه ای نمی بینم. نمی تونم باور کنم یه روز صبح بالا ه از خواب بلند می شم و می بینم جلوی روم دریاست و پشت سرم جنگل، وقتی یه تبعیدی به کویرم. نمی تونم باور کنم آدمی که بیست و چهار سال از عمرش گذشته و هیچی نشده و هی. سلام بعد 2 سال و هنوز خبری از پول ما نیست و این دوستان کلاهبردار هم برای خودشون دارن میچرخن و پول در میارن . کاش اصلا شکایت نمیکردیم .حداقل اینقدر انتظار نمیکشیدیم ، یا خودمون یه جوری از حلقومشون در می آوردیم . نامردا عین خیالشونم نیست . شایدم یه جور دیگه دارن کلاه یه عده رو برمیدارن . من که دیگه قیدشو زدم اینم که مینویسم فقط میخوام تجر. کاش آدما میفهمیدن وقتی رفتارت باهاشون عوض میشه،مشکل از اونام هست. شاید اونا اینقدر رفتارشون آزار دهنده بوده که دیگه قابل تحمل نیست. شاید دیگه واقعا نمیتونی مثل قبل باشی باهاش مثل قبل دوستش داشته باشی. شاید اونقدر افسرده و شکننده شدی که دیگه نمیتونی تحمل کنی. شاید اونقدر مشکل داری که فرصت فکر به چیزای متفرقه رو نداری. و خیلی شاید ها. میگفت درست نمیتونه حرف بزنه. کلمه ها رو دونه دونه میگه. گفتم یک سال پیش که خیلی سر حال بود. گفت خوب سنش خیلی بالا رفته. گفتم آخه یه سال پیش کاملا اوکی بود. اینطور یکهو؟ باورم نمیشد که یه آدم، آدمی که خیلی ها بهش تیکه می ، اینقدر سریع د بشه. تموم راه رو دیگه حرف نزدم. نمیدونم چرا اونقدر منو شوکه کرد. من به اون کاری نداشتم. ولی وقتی میبینی آ. متن موزیک آرومم ادی عطار • رها فان     متن موزیک آرومم ادی عطار • رها فان متن موزیک آرومم ادی عطار
lyrics new song by : eddie attar aroomam متن موزیک آرومم ادی عطار متن موزیک شنیدنی آرومم ادی عطار بازم کنارت آزادم عاشق میشم تو بخندی تا با من دنیا باشه
میمیرم تو نباشی تویِ قلبم خاموشه
هیچی از دنیا نمیخوام هر جا تو باشی میام تا این دلِ تنگم آروم شه تویِ قلبم ِ دیگه نیست میدونم ِ دیگه نیست شاید من باور
تویِ قلبم ِ دیگه نیست میدونم ِ دیگه نیست شاید من باور ترانه آرومم ادی عطار شادم با تو به خدا که آرومِ آرومم منِ عاشق اومدم که با تو بمونم
به هوای تو همه ثانیه هام آسونن آرومم هر جا باشی دلِ من با تو آرومِ این قلبِ من واسه تو میکوبه
هر جا باشی دلِ من با تو آرومِ این قلبِ من واسه تو میکوبه تویِ قلبم ِ دیگه نیست میدونم ِ دیگه نیست شاید من باور
تویِ قلبم ِ دیگه نیست میدونم ِ دیگه نیست شاید من باور ** موزیک خواننده ادی عطار آرومم متن موزیک آرومم ادی عطار از سایت بزرگ ترانه ، لطفا این مطلب رو به اشتراک بگذارید نوشته متن موزیک آرومم ادی عطار اولین بار در ت ت آهنگ متن موزیک پدیدار شد. برای این که نشون بدی ح خوبه و اصلاً اعصابت د نیست، لازم نیست اون قدر بخندی که عضلات صورتت نتونن به ح اولیه برگردن، همین که هندوانه درسته کف آشپزخانه رو فرش نکنه و ظرف آش توی یخچال برنگرده کافیه...... * خدایا، کف شوری هیچ، این نصفه شبی یخچال تمیز دیگه چه نعمتیه اون وقتش؟!..... پی نوشت: فکر کنم با این صحنه ها که دیدم تا مدتها دیگه نتونم آش رش. سلام دوستان... من دیگه کم کم باید برم... آخه خییییییییلی درس دارم... دیگه باید وبمو یه جورایی تعطیل کنم... ینی فقط تا سه چار روز دیگه میتونم بیام سر بزنم... اونم به خاطر شما دوستان که اگه کاری باری داشتین بهم بگید... ولی دیگه باید برم تا یه سال دیگه :) بعد کنکور برمیگردم ؛) دوستون دارم :) خیلی مودبانه گفت برو گمشو  تا دیروز قسمم حق بود هر چی میگفتم نه نمیگفت فقط خواستم امتحانش کنم ببینم مثل قبل هست یا نه میدونست که من کاری انجام نمیدم اگه درخواستمو براورده میکرد اما... اما اونم عوض شده حالا فهمیدم که سر بارم  دیگه هیچ ی منو نمیخواد فقط تحملم می تا امروز چه ساده ش تم چه بیصدا خورد شدم و چه راحت... دلم ریخت قلبم هزار ت. میکشم پر به جایی که دیگه بر نگردم خونه دریا شد از بس تو ی تنهاییهام گریه توی ایینه دیدم یه مو حتی روی سرم نیست عشق پروازم اما توانی تو بال و پرم نیست میرم از دست دردا م خداحافظ وقتشه دیگه خداحافظ زندگیم ارزوهامو تقدیم افسانه ها کرد میره اونی که بارید و شب گریه ی بی صدا کرد میکنم حس نگاههای سنگین این ادمها رو خنده ی تلخشونو نفهمیدن درد مارو .... خداا حافظ