ی دختره پایه با ریملو مدادو

به نقل از خبرگزاریها در مورد ی دختره پایه با ریملو مدادو : ﺧﺒﺮ ﻓﻮﺭﯼ ﭘﺴﺮﻩ ﺧﺎﺳﺘﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺭﻭ ﺑﺘﺮﺳﻮﻧﻪ ﯾﻪ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺍﺏ ﭘﺎﺷﯿﺪﻩ ﺗﻮ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺧﺘﺮﻩ . . . . . . . . . ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺻﻮﺭﺗﺸﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻩ ﺳﻮﺧﺘﻢ ﺳﻮﺧﺘﻢ ﭘﺴﺮﻩ ﺧﻨﺪﯾﺪﻩ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﺏ ﺑﻮﺩ ﺍﺣﻤﻖ . ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺯ ﺟﻠﻮ ﺻﻮﺭﺗﺶ . ﭘﺴﺮﻩ ﺩﯾﺪﻩ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻩ ﭘﺴﺮﻩ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ . ﺑ. پسره خاسته دختره رو بترسونه یه لیوان اب پاشیده تو صورت دختره . . . . . . . . .دختره صورتشو گرفته داد زده سوختم سوختم پسره خندیده گفته اب بود احمق. دختره دستاشو برداشته از جلو صورتش. پسره دیده صورتش عوض شده پسره ترسیده پا به فرار. باورش شده اسید پاشیده. نفهمیده آرایش دختره پاک شده، میگن هنوز پسره برنگشته رمانی که دختره خدمتکاره
رمانی که دختره فروخته میشه
رمانی که دختره حامله میشه
معرفی رمانی که پسره دست بزن داره
رمانی که پسره غیرتیه
رمان هایی که دختره یده میشه
رمان از نفس افتاده
رمان بگذار تا بگویم ادامه مطلب ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻭ ﭘﺴﺮﻩ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩﻥ ...
ﭘﺴﺮﻩ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ : ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺭﯼ ؟؟؟ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ : ﺁﺭﻩ !
ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻦ ! ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺗﮏ ﺗﮏ ﻟﺒﺎﺳﺎﺷﻮ ﺩﺭ آﻭﺭﺩ !
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ : ﺗﻮ ﭼﯽ ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺭﯼ ؟؟؟
ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ : ﺁﺭﻩ ! ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ : ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻦ ... ﭘﺴﺮﻩ تک تک ﻟﺒﺎﺳﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺭﻭ ﮐ. ﺧﺘﺮﻩ ﻭ ﭘﺴﺮﻩ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩﻥ ...
ﭘﺴﺮﻩ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ : ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺭﯼ؟؟
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ : ﺁﺭﻩ !
ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻦ !
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺗﮏ ﺗﮏ ﻟﺒﺎﺳﺎﺷﻮ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ !
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ : ﺗﻮ ﭼﯽ ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺭﯼ؟
ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ : ﺁﺭﻩ !
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ : ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻦ ....
ﭘﺴﺮﻩ ﺗﮏ ﺗﮏ ﻟﺒﺎﺳﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮﻩ . دختره و پسره تو خونه تنها بودن...

پسره به دختره میگه دوستم داری؟دختره میگه آره...

-ثابت کن.....

دختره همه ی لباس هاشو در میاره...بعد ازپسره می پرسه توچی منو دوست داری؟

-آره.....

-ثابت کن...

پسره تک تک لباس ها رو تنه دختره میکنه..
.

سلامتیه همه ی پسرای با معرفت ی روز ب ی دختره گفتم میگیرم میزنمتا؟ گف تومنوبگیر.هرچی دلت خاس بزن!. . . . . . ی روزی دختره اش نذری اورد در خونمون.میخاسم بگم خداقبول کنه مرسی.نمیدونم چی شد گفتم خدایامرسی!دختره اشک توچشماش جمع شد.فک کرد چقد بدبخت وگدا گشنم! چرا به یکی بگن تخم مرغ ناراحت نمیشه ولی بگن تخم سگ میزنه زیر گریه ؟ مورد داشتیم دختره با ویلچر بوده می خواسته زنگ در یه خونه رو بزنه نمی تونسته ، بعد یه یارو میاد بهش می گه می تونم کمکتون کنم ؟ دختره می گه : میشه این زنگ رو بزنین یارو که زنگ رو میزنه دختره می گه حالا بیا فرار کنیم . . . این پسره که تو تصویر میبینید ۱۵ سال سن داره عاشق یه دختره هم سنه خودش میشه و مدام دختره محلی بش نمیذاره تا اینکه پسره پری روز میره تو مدرسه دختره و سه تا گنجشگو به تیرک دروازه مدرسه دخترانه با بند میکنه (مدرسه بدون سرایدار) و فقط دختره میدونه کاره کی بوده.. بعد مدرسه پسره میاد سره راه دختره میگه فردا نوبته منه که برم جای گنجشکا فکراتو که دختره بازم محلی بش نمیذاره و دیروز که دره مدرسه رو باز میکنن تا پسره خودشو به تیرک مدرسه اویزون کرده.. من که با دیدن این تصویر و داستانش شوکه شدم.
unnamed3 تصویری تاسف بار از خودکشی پسر 15 ساله ایرانی به خاطر ش ت عشقی !! مورد داشتیم چهارتا دختر داشتن امتحان راهنمایی رانندگی میدادن
به دختره که پشت فرمون بوده گفته ردی
دختره گفته چرا؟!
گفته از لاین خارج شدی!
دختره زده زیره گریه که
جناب سروان به جون خودم پیشنهاد دوستی زیاد میدادن
واسه این از لاین اومدم بیرون!!!!
اون سه تا دختره پشتی هم داشتن سریع لاین و نصب می
الان تو کماست واسش دع. دختره به ش می گه : برو یه نوشیدنی واسم بگیر پسره: کولا یا پپسی دختره: کولا پسره: دایت یا عادی دختره: دایت پسره: قوطی یا شیشة دختره: قوطی پسره: کوچک یا بزرگ دختره: اصلا نمیخوام .. واسم آب بیار پسره: معدنی یا لوله کشی دختره: آب معدنی پسره: سرد یا گرم دختره: میزنمتـــــــــا پسره: با چوب یا دمبای دختره: حیووووووووووووووون پسره: یا سک دختره: گمشو از جلو چشام پسره: پیاده یا با دو دختره: با هرچی بــــــرو فقط نبینمت پسره: باهام میای یا تنها برم دختره: میام میکوشمــــــــت پسره: با چاقو یا ساطور دختره: ساطـــــــــور پسره: قربانیم میکنی یا تیکه تیکه دختره: خـــــدا لعنتت کنه .. قلبم وایساد پسره: ببرمت یا و بیارم اینجا؟!؟!؟ دختره مُــــرد
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﮐﺪﺍﻡ ﻗﺴﻤﺖ ﺑﺪﻥ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﺗﺤﺮﯾﮏ ﺑﺸﻪ
ﺳﺎﯾﺰﺵ15 ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﯿﺸﻪ؟ :
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺳﺮﺷﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺍﺯ ﺧﺠﺎﻟﺖ
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﮐﻼﺱ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻗﺮﻧﯿﻪ ﭼﺸﻤ
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ ﺩﺭﺳﺘﻪ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﺩﻭﺗﺎ ﺻﻔﺮ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ :
ﺩﺧﺘﺮﻩ. : دیروز ﺭﻓﺘﻢ ﺑﺎﻧﮏ ﯾﻪ دختره ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ 200 ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﭘﻮﻝ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﮐﻨﻪ .
.
.
.
.
.
.
.
ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﺑﺎﻧﮏ ﯾﻪ ﺑﺴﺘﻪ 100 ﺗﺎﯾﯽ 2 ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻧﯽ
ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺩﺍﺩ . دختره ﺷﻤﺮﺩ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﮐﻢ ﺁﻭﺭﺩ :
ﻣﻦ ﺳﺮﻡ 5 ﺗﺎ ﺑﺨﯿﻪ ﺧﻮﺭﺩ !!! :
ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﺑﺎﻧﮏ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﺣﻤﺘﺶ ﮐﻨﻪ ﻣﺮﺩ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﻮ. این پسره که تو تصویر میبینید ۱۵ سال سن داره عاشق یه دختره هم سنه خودش میشه و مدام دختره محلی بش نمیذاره تا اینکه پسره پری روز میره تو مدرسه دختره و سه تا گنجشگو به تیرک دروازه مدرسه دخترانه با بند میکنه (مدرسه بدون سرایدار) و فقط دختره میدونه کاره کی بوده.. بعد مدرسه پسره میاد سره راه دختره میگه فردا نوبته منه که برم جای گنجشکا فکراتو که دختره بازم محلی بش نمیذاره و دیروز که دره مدرسه رو باز میکنن تا پسره خودشو به تیرک مدرسه اویزون کرده.. من که با دیدن این تصویر و داستانش شوکه شدم.
unnamed3 تصویری تاسف بار از خودکشی پسر 15 ساله ایرانی به خاطر ش ت عشقی !! پسری عاشق دختری بود دختر همیشه به او جواب رد میداد ..
یه شب پسر تصمیم گرفت عشق خودشو ثابت کنه به دختره گفت یا مال من باش یا خودکشی میکنم دختره سر حرفش بود و باز هم جواب رد داد ...
پسر بعد از شنیدن جواب منفی به خودش بنزین تزریق کرد و تا چند هفته به کما رفت بعد از مدتها بهوش اومد همون روز دختر رو بالای سرش دید که به ملاقاتش اومده بود

خلاصه یه کاغذ برداشتمو به دختره علامت دادم، با نگاه. سلامتی اون پسری که رفت تو پارک به دوس دخترش اس داد گفت کجایی؟؟؟
دختره گفت سرما خوردم رو تخت خوابم…
پسره که داشت نگاشون میکرد رو نیمکت نشستن بهش اس داد:
دسته عشقتو ول کن لااقل اون سرما نخوره..
دختره جواب داد چی میگی؟؟؟؟!!
پسره رفت از پشت دستشو گذاشت رو شونه دختره ، دختره برگشت…..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پسره دید این که یک دیگس که!!!
عاقا ضایع شدا !!
تا رفت فرار کنه دوس پسر دختره گرفتش تا خورد اینو زد
دوس دختر خودشم دیگه جوابشو نداد
تا دیگه از این غلطا نکنه www.roozgozar.com-1723 از یه دختره خوشم اومد.... یه دو کیلومتری باهاش داشتم پیاده روی می که یه دفعه یه لامبورگینی اومد واسش بوق زد دختره گفت عزیزم من تورو با ماشین عوض نمیکنم بعد که لامبورگینی رفت بهم گفت مگه رانندت نبود؟؟؟ گفتم نه هیچی دیگه الان دو ساعتی میشه داره دنبال لامبورگینی میدوه،بنده خدا منو با شخصیت اون داستان اشتباه گرفته بود! سرت توی کامپیوتر باشه یهو یه صدای با عشوه بگه سلام اقا سرت را بلند کنی و ببینی یه دختر با پوشش بووووق کمی آرایش کرده اما زیبا داره نگات میکنه oـــo
من : سلام .. بفرما دختره : این ازانس داره ؟
من : بله ...برو بالاتر به سمت "پرید وسط حرفم"
دختره : من خیلی دیرم شده .. میشه خودتون منو برسونی ؟؟
من : oـــ@ خاک تو سرم ... شما خوشگلی و منم که بی. دختری وپسری عاشق هم میشن وتصمیم میگیرن باهم ازدواج کنن پدر دختره به شدت مخالفت میکنه. دختره که نمیتونه رضایت پدرش روبگیره تصمیم میگیره که باپسره فرارکنه... پدردختره وقتی متوجه موضوع میشه باازدواج اونهاموافقت میکنه... یک هفته قبل ازعروسی دختره درچاله ای می افته وتموم لباسهایش گِلی میشه دختره به خانه برمیگرده ولباسش رومیشوره ولی با. ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺑﻮﺩﻡ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﻩ
ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺧﺎﻧﻢ ﮐﺠﺎ ﻣﯿﺮﯾﺪ؟
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺖ ﺫﻭﻕ ﻣﺮﮔﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ :
ﻣﯿﺮﻡ ﺷﺎﻝ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﺑﺨﺮﻡ ! !!!!!!!!!!
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺷﻔﺎ ﺑﺪﯼ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﺰﺍﺭ ﺗﻮﯼ ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ دختره: سلام اسمت چیه چند س ه؟
پسره: علی 26 یو
دختره: اسمت
پسره:علی 26 یو
دختره: اسمت
پسره:علی 26 یو
دختره: اسمت
و این روند 30 دقیقه ادامه داشت تا پسره زنگ زد فهمید اسم دختره اِسمَت بود )) ********** اگه میخوای بهترین دل هارو بخوری اگه میخوای بهترین گردن هارو لیس بزنی اگه میخوای بهترین ران هارو بخوری . . . .برو اکبرجوجه دیدم که می. آخه برادر ِ من عینک دودی که زدی به چشمات کلاه نقاب دار هم پوشیدی ژست خوشتیپی هم که گرفتی روی ابرا هم داری سیر میکنی که...
خب جلوی پاتو نگاه کن تیر برق به این بزرگی ... واقعا تیر برق به این بزرگی را ندیدی ؟
همچین خورد به تیر برق که نقش زمین شد کلاهش هم از سرش افتاد حالا بلند شده و میگه : دختره نبینه oـــــo

حالا دختره کجاست ؟؟ شونص. امیدوارم با جمع هفت سین نوروزی، قرآنش نگهدارتان، آینه اش روشنایی زندگیتان، سکه اش برکت عمرتان،سبزیش طراوت و شاد دلتان، ماهی اش شوق ادامه زندگیتان را به شما هدیه دهد سیزده بدر مبارک. چن روز پیشا چندنفری بودیم داشتیم یه خورده مطلب از کامپیوتر میریختیم لای فلش یهو یه دختره گفت اقا اگه مطالب رو روی سی دی بریزیم دیگه ویروس داخلش نمیره. دیروز میرفتم که سوار ماشین بشم یه دختری چنان تیپی زده بود که مردها به کنار زن ها هم خیر خیر نگاش می oـــo
یعنی باور کن کار از هیز بودن چشم مردها هم گذشته بود زنها چشم هیز شدن :)) ^ـــ^
توی همین ول وشو = بل بشو = یه چیزی وشو ؟؟
یه شاسی بلند آمد کنارش و اصرار که سوارش کنه آ ش هم موفق نشد و دختره راهش را عوض کرد
برادر من درسته که شاسی ب. پریروز دختری رو دیدم که تنها شد...دختری که همه احساسشو اعتمادشو دوست داشتنشو گرو گذاشتخدای من یادته گفتم خدایا واسه همه توجه ای که به من داری شکرت ....خدایا یادته...یادته اون دختره چقدر شاد بود یادته خنده مهمون لباش بود یادته صورتش از شادی میدرخشید ولی حالا چی.......دختره دیگه از وفاداری اقایی طرف مطمئن بود ولی حالا دختره نابوده دختری ب. خیانت ب با دوستم رفته بودم رستوان، روبروی تخت ما یه دختر و پسر نشسته بودن که پسره پشتش به تخت ما بود، معلوم بود باهم دوست هستن، اتفاقی چشمم به چشمه دختره افتاد، قشنگ معلوم بود پسره عاشقه دخترست، دختره شروع کرد به آمار دادن، سرمو انداختم پایین، دفعه بعدی تحریک شدم با نگاه بازی کردیم.
خلاصه یه کاغذ برداشتمو به دختره علامت دادم، با. مورد داشتیم چهارتا دختر داشتن امتحان راهنمایی رانندگی میدادن به دختره که پشت فرمون بوده گفته ردی دختره گفته چرا؟! گفته از لاین خارج شدی! دختره زده زیره گریه که جناب سروان به جون خودم پیشنهاد دوستی زیاد میدادن واسه این از لاین اومدم بیرون !! اون سه تا دختره پشتی هم داشتن سریع لاین و نصب می الان تو کماست واسش دعا کنید ! ﺑﺎ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺗﺎ ﺑﺮﻗﺎ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺷﺪ ، ﺩﺳﺘﻤﻮ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﺷﺮﺕ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺘﻢ : ﺷﯿﻄﻮﻥ ﺧﯿﺴﯿﺎ !!! ﮔﻔﺖ ﻧﻪ ﭘﺮﯾﻮﺩﻡ ! o_o ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻻﻥ ﯾﻪ ﻣﺎﻫﻪ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺗﺎﯾﺪ ﻭ ﮔﺎﺯﻭﺋﯿﻞ ﻣﯿﺸﻮﺭﻡ چنبارم خواستم قطش کنم جلومو گرفتن...0 مورد داشتیم دختره از سوسک نترسیده تحقیق فهمیدن پسره «« مورد داشتیم پسره دختره خنده دار »» مورد داشتیم به طرف می گن اگه یه دختر برات نشون کنیم، چی کار می کنی؟ می گه :با سنگ می زنمش «« مورد داشتیم پسره دختره خنده دار »» مورد داشتیم پسره با خشتکش داشته خیابونارو جارو میزده شهرداری همونجا با حقوق و مزایای عالی استخدامش کرده «« مورد داشتیم پسره دختره خنده دار »» مورد داشتیم پسره کار با موچین و بلد نبوده «« مورد داشتیم پسره دختره خنده دار »» مورد داشتیم به پسره گفتن سلام گفته مرسی «« مورد داشتیم پسره دختره خنده دار »» مورد داشتیم ماشینه مال یه خانوم بوده فقط باهاش میرفته مطبو برمی گشته «« مورد داشتیم پسره دختره خنده دار »» مورد داشتیم پسره میخاسته جلو دوستاش کم نیاره ناخون کاشته «« مورد داشتیم پسره دختره خنده دار »» مورد داشتیم دختره واسه حفظ جونش موقع رعد و برق ب بالای کلیپسش اتصال ب زمین وصل کرده مگه مجبوری با جون خودت بازی میکنی «« مورد داشتیم پسره دختره خنده دار »» اتفاق بسیار تلخ و ناگوار فقط به خاطر عشق

این پسره که تو تصویر میبینید 15 سال سن داره عاشق یه دختره هم سنه خودش میشه و مدام دختره محلی بش نمیذاره تا اینکه پسره دو روز پیش (23 بهمن 92) میره تو مدرسه دختره و سه تا گنجشگو به تیرک دروازه مدرسه دخترانه با بند میکنه(مدرسه بدون سرایدار)و فقط دختره میدونه کاره کی بوده و بعد مدرسه پسره میاد سره راه دختره میگه فردا نوبته منه که برم جای گنجشکا فکراتو که دختره بازم محلی بش نمیذاره و دیروز که دره مدرسه رو باز میکنن ، میبینن پسره خودشو به تیرک مدرسه اویزون کرده

اینجا شهری بنام سوق واقع در یاسوج !
امیدواریم دیگر از این اتفاقات تلخ رخ ندهد ! پسره به دوس دخترش گفت اگه من بمیرم تو چیکار میکنی گفت میام سره خاکت خودمو میکشم پسره با دوستاش یه مرگه صوری درست و به دختره هم خبر دادن بعد اینکه همه از سره خاکه پسره رفتن دختره با یه دسته گل قرمز اومد و چند دقیقه ای نشست و رفت بعد چند وقت به پسره خبر دادن دختره با ش بوده که تصادف و مردن پسره روزه خاک سپاری بعده اینکه همه میرن با یه دست. داستان عشق: پسری عاشق دختری بود دختر همیشه به او جواب رد میداد. یه شب پسر تصمیم گرفت عشق خودشو ثابت کنه ….. به دختره گفت یا مال من باش یا خودکشی میکنم دختره سر حرفش بود و باز هم جواب رد داد . . . پسر بعد از شنیدن جواب منفی به خودش بنزین تزریق کرد و تا چند هفته به کما رفت بعد از مدتها بهوش اومد همون روز دختر رو بالای سرش دید که به ملاقاتش او. اول خط سوار تا ی شدم 1نفر مونده بود تا ی پر شه بعد نیم ساعت یه دختره اومد راننده به شوخی گفت: خانوم ما 1ساعته منتظر شماییم.. دختره هول شد گفت: ببخشید خواب موندم.. . . . . . . . ینی ما 4 نفر که ترکیدیم. خود تا یه از شدت خنده استارت نمیخورد... ﺗﻮ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺑﻮﺩﯾﻢ ، ﮔﻔﺘﻢ ﺍﻩ ﺍﻩ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﺪ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﻪ ،ﮐﻮﺗﺎﻫﻢ ﻧﻤﯿﺎﺩ، ﯾﻪ ﺑﻨﺪ ﻭﺳﻄﻪ !..
ﯾﻬﻮ ﺧﺎﻧﻢ ﮐﻨﺎﺭﯾﻢ ﮔﻔﺖ : ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ! ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﯿﺴﺖ !
ﭘﺴﺮ ﻣﻨﻪ ..
ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯼ ﻭﺍﯼ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﻣﺎﺩﺭﺷﯿﻦ ؟
ﺳﺮﺥ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺑﮑﺶ !! ﻣﻦ ﺑﺎﺑﺎﺷﻢ ....
ﺍﺻﻦ ﯾﻪ ﻭﺿﯿﻪ ﻫﺎﺍﺍﺍﺍ .
دختره به ش می گه: برو یه نوشیدنی واسم بگیر... پسره: کولا یا پپسی؟! دختره: کولا پسره: دایت یا عادی؟! دختره: دایت پسره: قوطی یا شیشه؟! دختره: قوطی پسره: کوچک یا بزرگ؟! دختره: اصلا نمیخوام .. واسم آب بیار پسره: معدنی یا لوله کشی؟! دختره: آب معدنی پسره: سرد یا گرم؟! دختره: میزنمتـــــــــا پسره: با چوب یا دمپایی؟! دختره: حیووووووووووووووون پس. پسری دختره زیبایی را دید،شیفتش شد... چند ساعتی با هم تو خیابون قدم زدن که یهو..! بنزگرون قیمتی جلو پاشون ترمز زد... دختره به پسره گفت: خوش گذشت ولی نمیتونم همیشه پیاده راه برم بای... نشست تو ماشین راننده بهش گقت: خانم ببخشید من راننده این آقا هستم لطفا پیاده شید...!!!!!!! - اگه من دو ماه دیگه برم ی سفر خارج از کشور و چهار سال دیگه برگردم،تو چه کار میکنی؟! + اگه پاهاتو قطع کنم هم میتونی بری؟ -خب اره! با هواپیما میرم! +دستاتو هم ؛چی؟ -بازم اره! از فکرم قراره استفاده کنم! +این زبونتو اگه ببرم چطور؟بازم میتونی بری؟! - احتمالن اره!سخته ولی بتونم! ... + من چند وقت پیش ی کت خوندم خیلی دوسش داشتم! -چی بود داستانش؟! +ی دخ. سلامتی اون پسری ک رفت تو پارک ب ش اس داد گفت: کجایی؟ دختره گفت: سرما خوردم رو تخت خوابم... پسره ک داشت نگاشون میکرد رو نیمکت نشستن بهش اس داد: دست عشقتو ول کن لا اقل اون سرما نخوره... دختره جواب داد: چی میگی؟؟؟؟ پسره رفت از پشت دستشو گذاشت رو شونه دختره---- دختره برگشت.............................. پسره دید یکی دیگس!!!! عاقا ضایع شدا!!! تا اومد فرار کنه دختره گرفتش تا خورد اینو زد. خودشم دیگه جوابشو نداد تا دیگه از این غلطا نکنه بله اینطوریاس نباید گوشیش زیاد دستش باشه.....چون دختره نباید صدای آهنگو چه تو اتاقش چه تو ماشینش زیاد کنه ......چون دختره نباید شب تو خیابون قدم بزنه......چون دختره... نباید با صدای بلند بخنده........چون دختره..... نباید تنهایی تا دیر وقت بیرون باشه.......چون دختره..... نباید از یکی خوشش بیاد و بره سمتش .....چون دختره.... نباید دفعه اول ابراز علاقه کنه هر چقدرم که عاشق باشه ...چون دختره.... چون ملت انقدر بیکارن که حرف در بیارن چون ما هنوزم درک نکردیم دخترم میتونه و لازم داره خوش باشه!!! چون اونقد احمقیم به پسری که با 10 تا دختره هیچی نمیگیم ولی منتظریم یه دختر یه ذره بیاد سمت پسرا تا فوری بگیم هرزس س س سس ست!!! بخدا ماهم آدمیم .....فقط دختریم.... امروز سر کلاس نشسته بودیم ی نیم ساعت از زمان کلاس گذشته بود که یه دختره وارد کلاس شد. با ناراحتی گفت چرا دیر اومدی؟؟ دختره با خونسردی میگه: دیر رسیدن بهتر از زشت رسیدن است.. من که تازه بعد از 6 ماه از کما بیرون اومدم بقیه رو خبر ندارم.. زمان دانشجویی ما پنجاه هزار تومانی واقعا پول بود هنوزم هست :)))
دیدم نصف یه پنجاه هزار تومانی افتاده روی زمین یه پسر گفت بچه ها پول و اونو برداشت دختری از بالای پله ها گفت : اقا ببخش مال منه و اون نصف ِ پول را نشون داد پسره رفت پولشو داد و عذر خواهی کرد و رفت دختره با دوستاش زدن زیر خنده و باز پولو انداخت همونجا و با دوستاش رفتن بالای . هوا واقعا آلوده شده دیگه نمی شه تحمل کرد : . . . . . . ب از بغل یه ماشین پارک شده رد شدم دیدم یه پسره داره به دختر بغل دستش تنفس دهان به دهان می ده تازه با دستشم داشت قلب دختره رو ماساژ می داد بنده خدا دختره هم بیحال افتاده بود رنگش قرمزشده بود جوونامون واقعا دارن تو این آلودگی از دست میرن :o اصن یه وضی : ﺩﻭﺳﺘﻢ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﺳﻮﺳﯿﺲ ﮐﺎﻟﺒﺎﺱ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻭﻣﺪ ﺗﻮ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﮔﻔﺖ :
۵۰۰ﮔﺮﻡ ﮊﺍﻣﺒﻮﻥ ﻣﺮﻍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ؛ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺧﯿﺎﻟﻢ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﺧﻮﺑﻦ ؟
ﺩﻭﺳﺘﻢ ﮔﻔﺖ : ﺑﻠﻪ ﺑﺮﺍی ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯿﺒﺮﻡ ، ﺑﻌﺪ ﮔﻔﺖ ﺷﺪ ۷. مکالمه ی من و مغازه دار : من : ماژیک دارین ؟ چه رنگی میخواین ؟ مشکی... نداریم.... آبی.... نداریم..... قرمز..... نداریم..... میشه بگین چه رنگی دارین ؟ اصلا ماژیک نداریم ! من هنوز تو کف دلیل سؤال اولیش هستم ، فک کنم میخواست ببینه من چه رنگی دوست دارم ولی من فعلا قصد ازدواج نداااااااارم !!!............................................................... ................................................. اون دختره
که روی ماه نشسته
شب تا سحر
روی زمین میجسته
اون دختره
یه عاشق پریشون

گریه میکرد زیر لحاف ماه جون
اون دختره
از همه بیزار بود
چشماش به
هر چی عاشقه،تار بود
اون دختره
گریه هایش رنگ خون داشت
تو دلشم حرفای ناتموم داشت
اون دختره
گیساش انگار سوخته بود
عشوه گری از چشمونش رفته بود
اون دختره
یا طوطیِ دیوونه؟
که وقت ظهر
داد میزنه: تو خوشگلی ،تو خوشگلی سمانه
اون دختره
که روی ماه نشسته
یک سالِ پیش
روی تنش کلی اسید نشسته
اون دختره
از آینه ها گریزون
خسته شده از حرف های
خان باجی و خانوم جون
اون دختره
دلش فقط اشک میخواد
یک صورت
خوشگل و بی درد میخواد
اون دختره
که روی ماه نشسته
لب نداره
آروم آروم میخنده... برای این که نرخ دلار یه کم یادمون بره... * مورچهه می ره تو فیله، فیله بهش می گه تو من رفتی چی کار کنی؟ مورچهه می گه اومدم چس فیل بخورم. * دوتا پسر داشتن باهم حرف می زدن یهو یکیشون از اون یکی می پرسه “بابات دُ داره؟” می گه نه “یه ” داره. * دختره با مامانش می ره ، مامانه یهو می ه، دختره می گه اووو اوووو به بابا می گم! اووو اووو به بابا می گم! م. پسری عاشق دختری بود دختر همیشه به او جواب رد میداد یه شب پسر تصمیم گرفت عشق خودشو ثابت کنه به دختره گفت یا مال من باش یا خودکشی میکنم دختره سر حرفش بود و باز هم جواب رد داد ... پسر بعد از شنیدن جواب منفی به خودش بنزین تزریق کرد و تا چند هفته به کما رفت بعد از مدتها بهوش اومد همون روز دختر رو بالای سرش دید که به ملاقاتش اومده بود دیگه عشق اون پسر به نفرت تبدیل شده بود چاقوی جراحی رو برداشت تا دختر و بکشه تو راه رو بیمارستان دونبال دختر میدوید تا آ سالن بیمارستان دختره رو گرفت....... آقا تا چاقو جراحی رو برد بالا که بزنه به قلب دختره یهوپسره بنزین تموم کرد حالا پمپ بنزینم اون ا نبود هیچی دیگه هیچ م تو این گرونی بهمون بنزین نداد دختره خیلی شانس اورد ... خلاصه خدارو شکر هم ندارم به روحم هیچ اعتقادی ندارم