๓ چه غریبانه تنهایم ๓

به نقل از خبرگزاریها در مورد ๓ چه غریبانه تنهایم ๓ : اینجا زمین است و صدای پای ملایک قرار از دلِ دنیایی ام بُرده
اینجا زمین است مولای من و من در حوالی خاطرات با تو بودن غرق در دلتنگی ام دل تنگم برای تو برای عزیزی که امشبی را باید لباس عزا بر تن کند و دست بر سر یتیمان علی بکشد بیا من هم جزو فرزندان علی ابن طالب م امشب دست ت را می خواهم همان وسعت بی انتهای مهربانی ات را

ببین من هم . یاران چه غریبانه ،رفتند ازاین خانه
هم سوخته شمع ما، هم سوخته پروانه
بش ته سبوهامان، خون است به دل هامان
فریاد و فغان دارد، دردی کش میخانه
هر سو نظر اندازی ، صد خاطره می سازی
زانها که سفر د دلشاد از این خانه
تا سر به بدن باشد ، این جامه کفن باشد 
فریاد اباذرها، ره بسته به بیگانه
ای وای که یارانم، گلهای بهارانم
رفتند از این خانه ،رفتند غریبانه
یاران چه غریبانه رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه
یاران چه غریبانه رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه
بش ته سبوهامان خون است به دلهامان
فریاد و فغان دارد دوردیکش میخانه
هر سو نظر اندازی صد خاطره می سازی
زآنها که سفر د دلشاد از این خانه
تا سر به بدن باشد این جامه کفن باشد
فریاد اباذرها ره بسته به بیگانه 
ای وای که یارانم گلهای بهارانم
رفتند از این خانه رفتند غریبانه
یاران چه غریبانه رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه آهنگ یاران چه غریبانه از غلام کویتی پور غریبانه تر از این قصه... غریبانه تر از این قصه غریبانه تراز این قصه شنیده ای آیا هرگز !؟ قصه ی ما ,قصه ی آن پرندگانی ست که با مشقت چوب می آوردند تا از برای شان ,قفسی سازند عمری قفس را دل بسته بودند و زندگیبی قفس را ,مرگ می پنداشتند
غریبانه تراز این قصه شنیده ای آیا هرگز !؟ به قفس دل بستند.
اکبردرویش
...دنیا قفس طلایی بیش نیست... یاقوت سبز مادرم میگفت شنیدم پسر همسایه خیلی مومن است

ش ترک نمیشود

زیارت عاشورا میخواند

روزه میگیرد

مسجد میرود

خیلی پسر با خ ست

لحظه ای دلم گرفت ........

در دل فریاد زدم باور کنید من هم ایمان دارم

نمیخوانم ولی لبخند روی لبهای مادرم خدا را به یادم می آورد

دست های پینه بسته پدرم را دست های خدا م. بیا و سراغی از من بگیر
می دانم باید جائی در این ها باشی
بیا که تنهای تنهایم
در حسرت صدای بال کبوتر پیام جائی می روم که دیگر به چیزی نیاز ندارم
جائی که عزیزترین همراهم سایه ای است فقط
بادی از میان درختان باغ زوزه می کشد
و گور در یک قدمی ست. اکنون از دنیا و هرچه در اوست
چه مانده برایم؟ تنها نان روزانه
و کلام یک نفر، . دل من ای دل تنها چه صبورانه ش تیسرراه غم فردا چه غریبانه نشستیای دل عاشق خسته همه جا راه تو بستهشاخه خشک غم تو نه شکفته نه ش تهدل من ای دل تنها چه صبورانه ش تیسرراه غم فردا چه غریبانه نشستیمن به دنبال تو بودم رد پاهاتو ندیدمنفسم بریده اینجا خودم هم اما نب مثل رویای درختهاست هر که سجاده نشین هستشاخه هاش تو فکر خورشید اما ریشه اش تو زمی. به دیدارم بیا هر شب
در این تنهایی تنها و تاریکِ خدا مانند

دلم تنگ است
بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند
شبم را روز کن در زیر س وش سیاهی ها
دلم تنگ است

بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه
در این ایوان س وشیده
وین تالاب مالامال
دلی خوش کرده ام با این پرستو ها و ماهی ها
و این نیلوفر آبی و این تالاب مهت

بیا، ای هم گن. دنیا از همه نظر پَست بوده و هست, اصلا من همه ی دنیا رو در حد و اندازه ای که دیدم هیچوقت نتونستم خوبی هاشو درک کنم , حرف خیلی زیاده , اما حرف زدن در موردش نه منو راضی میکنه نه خالی میشم , اینبار فقط دلم میخواد که بمیرم , اینجا مینویسم که ثبت بشه, دلم میخواد خیلی زودتر از این زندگی روزمره ی بی معنی راحت بشم

ما مانده ایم و غریبانه رفتنت
. درگذشت غریبانه و مظلومانه سرنشینان ایرانی کشتی سانچی را به خانواده های داغدار تسلیت می گوییم درگذشت غریبانه و مظلومانه سرنشینان ایرانی کشتی سانچی را به خانواده های داغدار تسلیت می گوییم ادامه مطلب " آنه" تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت؟ وقتی روشنی چشمهایت در های مه آلود اندوه پنهان بود.
با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیت
از تنهایی معصومانه دستهایت
آیا می دانی در هجوم دردها و غم هایت و در گیر و دار ملال آور دوران زندگیت، حقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود؟
”آنه" اکنون آمده ام تا دست هایت را به پنجه طلایی خورشید دوس. چه ساده قید دلم را زدی... چه ساده تنهایم گذاشتی... چه ساده بیخیال آنهمه علاقه ام شدی...چه ساده از من بریدی ...خی از تو باوفاتر است و مرا هیچوقت تنهانمیگذارد...ولی من خیلی ساده تر دل به تو دادم، حالا ببین بین این سادگی و آن سادگی چقد فرق است ...و میگویند این روزها سادگی بزرگترین خطای روزگار ماست !!!ولی من خطا ن ,فقط ی باورم نکرد...

#مادرم...

بعد #تو آنقدر #تنهایم،

که هر موقعی میخواهم فراموشت کنم
هوای دلم ابری میشود،

وچشمانم از غصه گریان می شود،

و دلم هوس باران پاییزی راخواهد کرد ،

همان باران پاییزی ،

که با آن همه #خاطره های لعنتی ،

بغضی شده اند در گلویم...


#علی_پورغلام با سلام خدمت خانم فیروزه فرهادی عزیز- بعضی حرفها و کلمت به انسان ایده میدهد مثل همین شعر شما- شعر زیز را تقدیم به شما میکنم
**
مسافر شهر غمی - غریبی مثل خودمی
مهمون تنهایی شب - تویی مهمون شب می

**
مهمون تنهایم بمون - مهمون شبهایم بومن
کویر تهایی من - کویر تنهایم بومن
**
بمون تو ساحل نجات می- مایه افتخار می
تو . می نویسم با دلی تنگ با خطی از حریر عشقم چه بی رحمانه تنهایم گذاشتی .تنهایم گذاشتی بی آنکه بگویی ی هست که برای من باشد .دنیا کوچک است یا بزرگ نمی دانم اما می گویند آدم ها به یکدیگر به می رسند نیز روزی به هم خواهیم رسید ولی شاید دیگر آنروز برای عذر خواهی دیر شده باشد .امروز گفتی بر دیگر نمی خواهمت آ اگر مرا نمی خواستی چرا این همه ماس کردی . چقدر بی تو اسیر گریستن باشم چقدر منتظرت ای غریبه من باشم عذاب این همه تنهایی و غم و دوری نمی شود مگر اینکه من از چدن باشم شبیه آدم دیوانه ای گرفتارم چقدر با خودم ای عشق هم سخن باشم بیا و خانه ی تنهایی ام چراغان کن چقدر بی تو غریبانه در وطن باشم شب است ودر دلم غصه می کند آشوب چقدر بی تو اسیر گریستن باشم شکیبا شهیدی دلم میگیرد: وقتی می بینم او هست... من هستم... اما قسمت نیست!!! پاییز امسال به طرز عجیبی خیلی غریبانه بود... غریبانه هم تموم شد... نه بارون درست و حس ...نه پیاده روی های دمِ غروبی!!! پاییز تموم شده... ب یه ع دیدم هواش بارونی بود.... از ته دلم همونجا ک خودتم نمیفهمی مستقیمِ مستقیم داری با خدا حرف میزنی،گفتم کاش بارون بیاد... صبح که بیدارشدم اتاقم هواش ابری بود... از ظهر داره ی ره بارون میاد... از خونه اومدم ب. امروز صبح رفتیم گ ار ی تهران که ناگهان دیدیم دارن سه تا قبر آماده میکنند،پرسیدیم چه خبره؟ گفتند قراره سه تاشهید م ع حرم رو تشییع کنند.مراسم تشییع غریبانه برگزارشد آدمهایی که چند قدمی مراسم تشییع بودند نسبت به توجهی نشان ندادن .برادرهای شهیدمان مظلومانه وغریب تشییع شدند فقط به خاطر اینکه افغانی بودند. شرمنده ایم زینب جان که مراسم س. مسافر ، همسفر ، ای ره رو امروز و هر روزم.. بیا برگرد میلادم.. در این راه بزرگ تنهای تنهایم. ی نیست گل بریزد بر سر راهم.. بیا برگرد میلادم.. برای عشق دیروزم ، برای حس امروزم ، تو را می خواهم و تنها تو را تنها.. بیا برگرد میلادم.. در این کنسرت بیت ، در این شبهای مهت ، تو ساز رو دست من دادی.. بیا برگرد میلادم.. باید دعوت بشی در جشن میلادم ؟ مگه می. آسمان حال تو و حال دلم یک جور است:: تو چرا تیره شدی:: نکند تنهایی:: آسمان حال که اینگونه شدی، عاشقان میگویند::که هواجفت شده:: آخ ببخشید غلط شد سخنم:: یعنی امروز نباید تک بود:: هم قدم باید داشت زیر این بارش تو،دو نفر باید بود:: زیر یک چتر سیاه به تماشای تو و گریه تو:: آسمان حال تو و حال دلم یک جور است نگران از چه شدی:: من هم امروز تک و تنهایم:: آس. من تنهایم بی تو ، هیچ کاری نمی توانم م دیگر شعر هم نمی توانم بنویسم و این تنهایی تلخ است تلخ ؛ مثل نوازنده ای که با دست های بریده به پیانو می نگرد

#رسول_یونان تنهایم... اما دلتنگ آغوشی نیستم... خسته ام... ولی به تکیه گاه نمی شم... چشم هایم تر هستن.. ولی رازی ندارم.. چون مدتهاست دیگر ی را "خیلی" دوست ندارم... نمی بخشمت به خاطرتمام خنده هایی که ازصورتم گرفتی به خاطردلی که برایم ش تی به خاطرتمام غم هایی که برصورتم نش به خاطراحساسی که برایم پر پر کردی نمی بخشمت به خاطر زخمی که بر وجودم نش به خاطرنمکی ک. آسیابان : هرچه داریم از پادشاه است
زن آسیابان : چه می گویی مرد ما که چیزی نداریم!
آسیابان : آن هم از پادشاه است...

(مرگ یزدگرد- بهرام بیضایی)در حالی که سخت به تو فکر می
سوار اتوبوس شدم
و 30سنت کرایه دادم
و از راننده خواستم دو نفر را حساب کند
پیش از آنکه
متوجه شوم
تنهایم!

(ریچارد براتیگان) از وقتی که دوست ام مرا ترک کرده.
مظلوم تر از جواد، بغداد نداشت آن مظهر داد، تاب بیداد نداشت
می خواست که فریاد کند تشنه لبم از سوز عطش، طاقت فریاد نداشت رضا(ع) فرمودند:
(فرزندم جواد) به ستم کشته می شود و اهل آسمان بر او و برای او گریه می کنند، و خداوند متعال بر دشمن و ستم کننده به او خشم می گیرد، و دیری نمی پاید که خداوند او را به سوی عذاب دردناک و کیفر سختش می شتاباند. شهادت غریبانه ی مسموم، جواد مظلوم(ع) تسلیت باد شهادت غریبانه ی مسموم، جواد مظلوم(ع) تسلیت باد
سلام دوستانبه دلیل عزاداری های این ایام تلویزیون نگاه نمی که متوجه بشم و بهتون خبر بدمیکی از دوستان تماس گرفت و گفت که سینمایی غریبانه در حال پخشه و یکی از بازدید کنند های عزیز هم احتمالا این رو برای میفرستن که توی همین پست اضافه میکنم و 30 ع در ادامه مطلب گذاشتمدر مورد باید بگم خوبه که بعد از 10 سال مشکل این با تدوین جدید (که دلیلش رو میدونیم) برطرف شد ولی لطمه زیادی به داستان خورد.توی epg شبکه تهران هم نوشته شده که فردا غریبانه 2 ساعت 13:25 پخش می نلود قسمت اول سینمایی غریبانه خیلی ممنون از آقای شریف بابت زحمت آپلود این ماس دعا ایلنا نوشت: حسین فرجی در سکوت خبری در قطعه 88، ردیف 121، شماره 532 بهشت زهرا(س) به خاک س شد. باز هم رمضان بوی خون گرفته....باز هم غریبانه دچار غارت شده......این روزها خبرها را که میشنویم میبینیم شرق و غرب را میکوبانند و میکشند و غارت میکنند و تمام حقوق های بشر در خواب ه اند......این روزها دل آدم میگیرد وقتی از مسجد الاقصی تا مدینه و دل عربستان قبله های اول و دوم مسلمین تا حرم حسین ابن علی و کاظمین دچار تهدید است.....دل من به درک وای . استقلالی امروز جشنی غریبانه در ورزشگاه السیب عمان برگزار د.
ای شیعیان بیارید عطر و گلاب و قرآن
موسی بن جعفر آزاد، گردد ز کنج زندان

شهادت غریبانه ی باب الحوائج موسی کاظم(ع) تسلیت باد
4.gif چه ی گفته که این چرخ فلک گلچین است؟!

غزلم باز نپرسید: "چرا غمگین است؟"
و نپرسید"چرا قافیه ام "خونین" است؟"
شیرخوار است، گرفته است، پدر بر سر دست
مصرع از غُصه این قِصه سرش پایین است!
ضجّه زد اصغرش آنقدر که لشکر کر شد!-
- تا رجز خواند عمر:"کل ت اینست؟"
گفت: -سیراب کنید و به منش باز آرید-
آه، این ماه، کماکان به زمین. پیش می آید که گاه زمان را گم می کنم. یادم نمی آید که چه ساعت از روز است. تفاوت اعداد نوشته شده بر روی صفحه ی ساعت با هوای بیرون برایم مجهول می شود. گاه وقتی از خواب بیدار می شوم، مدتی طول می کشد که زمان و مکان را دریابم. خلسه ی عجیبی می شود. درست مثل آنروز که بر روی یک پله ی برقی اتفاق افتاد. به یکباره تمام ذهنیتم آب شد و خیره خیره به آدمکی . س رست تیم فوتبال پرسپولیس گفت: مرحوم آشتیانی جواهری بود که از دست دادیم و متاسفانه قدرش را به آن اندازه ای که باید ندانستیم. اگر از حوصله برون کنم حرف دل را ,؛حرف دل بسیار هست و حوصله کم و بین شب اگر دعایی م جز برای خدایم نیست که نیست و اگر سجاده ای به اندازه حرف دلم پهن کنم ,میدانم زیادی را بیدار خواهم بود میدانم تنهایم و این تنهایی بهترین گاه روزنه ی امیدم هست برای داشتن احساسی که بگویم انسانم آرزوست گاه از خود میگذرم و راه های نا امیدی را بی گاه میکنم تا س. زمانی که دختر رسول خدا(ص)وفات یافت، فرزندانش غریبانه به گرد او جمع شدند و هرکدامشان با مادر سخن گفتند. تیم مان بی روح ملی و شاید غریبانه در پک و کمپ و روزهایی حتی با چهار نفر آماده می شود و از مربی گرفته تا پزشک و تدارکات و بازیکنانش همه می دانند که باخت مال آن ها است و بردشان هزار پدر دارد و باعث و بانی. اگر تنهایم گذاری می پوسم بدون تو درین جهنم سخت من میسوزم و از درد دلم عاقبت من ذوب میشوم با من بمان . تو ای تنها م همه امید دنیای من. هیچ وقت فراموشت نمی کنم ، نخواهم کرد ، حتی! بعد از مرگم روحم در کنار تو خواهد بود و دعا گوی تو خواهد بود . بگذرد سال و دگر روز و دگر ماه و دگر هیچ نپرسی اثر از من
تنهایی و تنهایم و تنها به پی راهم و ای هیچ نپرسی اثر از من
ای داد از این جان و دل خون و سر گیج و پریشانم ای وای کجایی
فریادم و ای دادم و صد یادم دیوانه شدم هیچ نپرسی اثر از من از دود سیگار ، خنده های بین ، حرف های عجیب ، مستی های پشت سر هم ... فرار که به تو برسم فکر نمی کنی تنهایم؟ که وقت دیدارت است؟ وقت مستی های عجیب عشق نیست؟
عزیزترین، عزیزترینم تو را عذاب می دهم. خواهش می کنم عزیزم مرا ببخش! یک گل رز برایم بفرست تا بدانم مرا بخشیده ای. من در واقع خسته نیستم ولی بی حس و سنگینم و نمی توانم کلماتِ مناسب را پیدا کنم. آنچه می توانم بگویم این است که: در کنارم بمان و تنهایم نگذار... زندگی خیلی دشوار و غم انگیز است. چطور آدم می تواند امیدوار باشد که خواهد توانست ی را با نوشته برای خودش نگه دارد؟ با چنین وضعی آیا بوسیدنِ تو امکان پذیر است؟ آیا کاغذِ ناقابل را ببوسم؟ اگر اینطور باشد که می توانم پنجره را باز کنم و هوای شب را ببوسم.
نامه به فلیسه / فرانتس کافکا
آرام نزدیک میشوم. وجودم سرشار از دلهره و ترس است. زل مى زنم به دستان پینه بسته و صورت پر چین و چروکش... اشک در چشمانم حلقه مى زند و جلوى دیدگانم را می گیرد. غریبانه, با پشت دست چشمانم را پاک مى کنم, نفسم را حبس مى کنم و کمى نزدیک تر مى شوم.... ... به آرامى نفس مى کشد. هنوز دارد به آرامى نفس مى کشد... دلم قرص مى شود. دستان با اباهت و زمختش را دست م. خوب من همین جا درون شعر هایم بمان تا وسوسه ی دوستت دارم های دروغین آدم ها مرا با خو نبر به سرزمین های دور احساس من اینجا هر روز با تو عاشقی می کنم بی انتها شعر من بهانه ایست برای ما شدن دست هایمان تا تکرار غریبانه ی ج را ش ت دهیم ی دیگر نمی کوبد در این خانه متروکه ویران را

ی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم

ومن شمع می سوزم ودیگر هیچ چیز از من نمی ماند
ومن گریان ونالانم ومن تنهای تنهایم
درون کلبه ی خاموش خویش اما
ی حال من غمگین نمی پرسد
و من دریای پر اشکم که توفانی به دل دارم
درون ی پرجوش خویش اما
ی حال من تنها نمی پرسد ومن چون تک در. ماه رمضان ماه صحبت باخداست از خدا پرسیدم در ساحل ارام رد دو پا بود گفت رد بود گفتم تو در سختی تنهایم گذاشتیببین جای یک پاست گفت هواست کجاست این رد پای من است که تو را در اغوش داشتم خندیدم گفتم اری از من حقیر چه انتظاری داشتی گفت مهم نیست همه خوبی ها یک روز فرا موش می شود حاج قاسم سلیمانی پس از دیدن تماشای «به وقت شام» حاتمی کیا گفت: من فکر میکنم خدمت بزرگی د با این کارشان به همه ی انی که مظلومانه و غریبانه دفاع د. سربازعراقی با صدای بلند دستور داد: «گوم ...رح با لداخــل...». به چاله ای شبیه به یک قبــراشاره کرد. فهمیدیم منظورش این است که باید بلنــد شویم وبه داخل آن چاله برویم. کاش بودی، صحبتِ سکوت انبوهِ لحظه هایم می شدی. صدا می شدی. کاش بودی نشانت می دادم توی هرلحظه چند سال تنهایم. کاش بودی.
کتمان نباید کرد
در این ع ها پیداست
من بعد از آن پاییز هم خندیده ام گهگاه
خندیده ام ؛ یا از ته دل
یا دست دور گردن فرد بغل دستی
با گفتن یک " سیب " ناقابل
خندیده ام ؛ اما تو می دانی
من بعد از آن پاییز تنهایم
خندیده ام ؛ اما تو می دانی
در ع های دسته جمعی نیز تنهایم ...

{ محمدمهدی سیار } در شب کوچک من؛
دلهره ویرانیست
گوش کن
وزشِ ظلمت را میشنوی؟
من غریبانه به این خوشبختی می‏ نگرم... #فروغ_فرخزاد + عنوان: نیمه ی ک به تمام حس و حال عجیبش شرطی شده ام... تصاویر نیم صفحه رو مه های ورزشی چهاردهم تیر به مسائل مختلف ورزش به ویژه فوتبال اختصاص دارد. مراسم گرامیداشت روز جهانی فوتبال بانوان در کمپ تیم های ملی بدون حضور مهدی تاج و علی کفاشیان، رئیس و نایب رئیس فدراسیون و همچنین ای از وزارت ورزش در کمپ تیم های ملی برگزار شد.