15توصیه سبک زندگی از حاج اسماعیل

به نقل از خبرگزاریها در مورد 15توصیه سبک زندگی از حاج اسماعیل : استیکر اسم اسماعیل استیکر اسم اسماعیل استیکر اسم اسماعیل استیکر اسم اسماعیل استیکر اسم اسماعیل استیکر اسم اسماعیل ادامه مطلب انسان پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و ب شعور و آگاهی در مشعر (محل آگاهی و شعور) و ترد در منا (سرزمین آرزوها، رسیدن به عشق) نوبت ذبح هوای نفس می رسد که این عمل در روزی میمون و مبارک یعنی عید قربان، عید رهایى از تعلقات و هر آنچه غیرخدایى است صورت می گیرد در این روز حج گزار، اسماعیل وجودش را، یعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنیوى پیدا کرده قربانى مى کند تا سبکبال شود، اسماعیل تو کیست؟ و چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ موقعیتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاکت؟ ... ؟ اسماعیل تو آنچیزی است که تو را، در راه ایمان ضعیف می کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" می خواند، آنچه تو را، در راه "مسئولیت" به تردید می افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا "پیام" را بشنوی، تا حقیقت را اعتراف کنی، آنچه ترا به "فرار" می خواند، آنچه ترا به توجیه و تاویل های مصلحت جویانه می کشاند، و عشق به او، کور و کرت می کند و... .
چه عجیب است که خداوند، بر پیری و تنهایی و رنج رسول امین و بنده وفادارش که عمر خود را در کار او به پایان آورده است، رحمت می آورد و از کنیز سارا - زنی سیاه پوست - به او یک فرزند می بخشد، آن هم یک پسر! اسماعیل برای ابراهیم، تنها یک پسر برای پدر نبود، بلکه پایان یک عمر انتظار بود، پاداش یک قرن رنج، ثمره یک زندگی پرماجرا، تنها پسر جوان یک پدر پیر، و نویدی عزیز، پس از رنجی مدید.
اسماعیل، در برابر چشمان پدر - چشمانی که در زیر ابروان سپیدی که بر آن افتاده، از شادی، برق می زند – می رود و در زیر باران نوازش و آفتاب عشق پدری که جانش به تن او بسته است، می بالد و پدر، چون باغبانی که در کویر پهناور و سوخته ی حیاتش، چشم به تنها نو نهال ّم و جوانش دوخته است، گویی روئیدن او را، می بیند و نوازش عشق را و گرمای امید را در عمق جانش حس می کند.
در عمر دراز ابراهیم، که همه در سختی و خطر گذشته، این روزها، روزهای پایان زندگی با لذت "داشتن اسماعیل" می گذرد، پسری که پدر، آمدنش را صد سال انتظار کشیده است، و هنگامی آمده است که پدر، انتظارش نداشته است!
اسماعیل، اکنون نهالی برومند شده است، جوانی جان ابراهیم، تنها ثمر زندگی ابراهیم، تمامی عشق و امید و لذت پیوند ابراهیم!
در این ایام، ناگهان ص می شنود:
"ابراهیم! به دو دست خویش، کارد بر حلقوم اسماعیل بنه و بکُش"!
مگر می توان با کلمات، وحشت این پدر را در ضربه آن پیام وصف کرد؟
ابراهیم، بنده خاضع خدا، برای نخستین بار در عمر طولانی اش، از وحشت می لرزد، قهرمان پولادین رس ذوب می شود، و بت شکن عظیم تاریخ، تردید به خود راه نمی دهد. فرمان فرمان خداوند است. جنگ! بزرگترین جنگ، جنگِ در خویش، جهاد اکبر!
بسوی قربانگاه می رود و اسماعیل هم در مقابل این امر الهی تسلیم وار، ندای «یاابت افعل ما تامر» سر می دهد و از این آزمایش عظیم الهی سربلند بیرون می آیند. این خداوند است که چیز دیگری اراده نموده است ی بهشتی برای ذبح می فرستد و ابراهیم را که نگران عدم قبولی ذبحش بود را از نگرانی در آورده و اسماعیل و ابراهیم را دو لقب جدید می دهد ابراهیم خلیل الله و اسماعیل ذبیح الله
این ایثار و عشق به انجام فرمان خدا، فریضه ای برای حجاج می گردد تا در این روز قربانی کنند و از این طریق برای یتیمان و تهیدستان خوراکی فراهم سازند. و به شکرانه این عید، (عید قربان) ب ا می دارند.
در روایت هاى مکررى نقل شده که در روز عید اضحى قربانى کنید تا گرسنگان وبیچارگان از خوردن گوشت سیر شوند؛ آنان که روزها بلکه ماه ها توان تهیه گوشت براى خانواده خویش را ندارند، در این روز فرخنده که براى همگان عید است و بسیار خجسته و مبارک است، خوشحال گردند و از خوردن گوشت حلال، بى منت، سیر شوند.
عیدتان مبارک ا*** "یک هدیه از خدا" ** در انتظارت امسال صد قاصدک رها شد// صد قلب پاک و آبی اسیر لحظه ها شد // وقتی که آمدی تو // خورشید خنده ای کرد// یک ماه و صد ستاره اظهار بندگی کرد// یک آسمان فرشته در حیرت از زمین شد// سجاده های مردم با عطر گل عجین شد// یک کوله بار خالی، پر شد ز عشق و ایمان / حرف دل مرا باز فهمید نور عرفان/ وقت سحر شدم ابر، آزاد گریه // از ناسپا. ک ن

وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند

وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند.

وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند.

وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند.

وقتی با تمس زندگی می کنند می آموزند که خج ی باشند.

وقتی با حس. بگونه ای زندگی کن که به هیچ آسیب نرسانی. سازنده، ملاحظه گرانه و هنرمندانه زندگی کن. با حساسیت و ظرافت زندگی کن و هیچگاه دل بسته نشو. از تمام تجارب زندگی لذت ببر. از تمام گلهای زندگی لذت ببر اما روان باش. در هیچ جایی توقف نکن osho قسمت 27 سریال شهرزاد رو دیدم، یه جایی تو دیالوگ هاش می گه مگه چقدر زنده ایم، چرا زندگی نمی کنیم و... راست است چیزی، ی رو که دوست داریم برخی وقت یا نمی تونیم داشته باشیم یا اگر بخواییم داشته باشیم براش باید خیلی هزینه بدیم ... سپیدیم به چار دیواری زندگی و جایی رو ندیدیم و همه اش داریم به این فکر می کنیم که چه خوب بود اگه ... وقت کم است غنیمت . زندگی با همه وسعت خویش محفل ت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست اضطراب وهوس دیدن و نادیدن نیست زندگی خوردن و خو دن نیست زندگی جاری شدن است زندگی کوشش و راهی شدن است از تماشاگه آغازحیات تا به جایی که خدا می داند از خیاطی پرسیدند:
زندگی یعنی چه ؟گفت :
دوختن پارگی های
روح با نخ توبه !!!!
از باغبانی پرسیدند :
زندگی یعنی چه ؟گفت :
کاشت بذر عشق در زمین
دلها زیر نور ایمان !!!!!

از باستان شناسی پرسیدند :
زندگی یعنی چه ؟گفت :
کاویدن جانها برای
است اج گوهر درون !!!!!
از آیینه فروشی پرسیدند :
زندگی یعنی چه ؟گفت :در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه،
از خیابانی که نیست
می نشینی روبرویم،
خستگی در میکنی
چای می ریزم برایت،
توی فنجانی که نیست
باز میخندی و میپرسی
که ح بهتر است؟!
باز میخندم که خیلی،
گرچه میدانی که نیست
شعر می خوانم برایت،
واژه ها گل می کنند
یاس و مریم میگذارم،
توی گلدان. گوشه ای از زندگی نامه شهید اسماعیل اسکندری از ی هشت سال دفاع مقدس را در اینجا بخوانید. هدف از آموزش مهارتهای زندگی ارتقاِء سازگاری فرد ابتدا با خودش سپس با دیگران و محیطی است که در آن زندگی می کند. این مهارتها به ما می آموزدکه در طول زندگی به ویژه در موقعیت های پر خطر چگونه عاقلانه و صحیح رفتار کنیم . اه مهارتهای زندگی بخشی از اه مهارتهای زندگی عبارت است از: تقویت اعتماد به نفس تقویت روحیه ی مشارکت وهمکاری رشد و تقویت . هدف از آموزش مهارتهای زندگی ارتقاِء سازگاری فرد ابتدا با خودش سپس با دیگران و محیطی است که در آن زندگی می کند. این مهارتها به ما می آموزدکه در طول زندگی به ویژه در موقعیت های پر خطر چگونه عاقلانه و صحیح رفتار کنیم . اه مهارتهای زندگی بخشی از اه مهارتهای زندگی عبارت است از: تقویت اعتماد به نفس تقویت روحیه ی مشارکت وهمکاری رشد و تقویت . در خیالات خودم
در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه،
از خیابانی که نیست
می نشینی روبرویم،
خستگی در میکنی
چای می ریزم برایت،
توی فنجانی که نیست
باز میخندی و میپرسی
که ح بهتر است؟!
باز میخندم که خیلی،
گرچه میدانی که نیست
شعر می خوانم برایت،
واژه ها گل می کنند
یاس و مریم میگذارم،
توی گلدانی که نیست
چشم میدوزم به چشمت،
می شود آیا کمی
دستهایم را بگیری،
بین دستانی که نیست..؟!
وقت رفتن می شود،
با بغض می گویم نرو...
پشت پایت اشک می ریزم،
در ایوانی که نیست
می روی و
خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم،
با یاد مهمانی که نیست...!
بعد تو
این کار هر روز من است
باور این که نباشی،
کار آسانی که نیست...!
زندگی گاه به کام است و بس است
زندگی گاه به نام است و کم است
زندگی گاه به دام است و غم است
چه به کام و
چه به نام و
چه به دام،
زندگی معرکه همت ماست،.. زندگی میگذرد.. زندگی گاه به نان است و کفایت د
زندگی گاه به جان است و جفایت د
زندگی گاه به آن است و رهایت د
چه به نان
و چه به جان
و چه به آن،
زندگی صحنه بی ت ماست، ..
زندگی میگذرد.. یوسف : سلام تلاوت شیخ مصطفی اسماعیل از سوره مریم حاقه نازعات 1962 میلادی در اسکندریه و تلاوت سوره تحریم حاقه در سال 1956 میلادی که مقطع معروف مسلمات و... به زیبایی اجرا می کند. ق و ذاریات معروف شیخ مصطفی اسماعیل را می خواستم با تشکر فراوان برای تلاوت ها به ادامه مطلب بروید: ابن سینا معتقد است: باید دانست که قوه ها و کنش ها به وسیله یکدیگر شناخته می شوند. هر قوه ای منشا نوعی کردار (یا فعل انسانی) است و هر کنشی از یک قوه خاص سر می زند. از همینجا معلوم می شود که: جسم شما مساوی زندگی شماست و نوع جسم شکل دهنده نوع زندگی است. دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا اسماعیل و اسماعیل ها همان راز درد پنهانی ست که گاهی آشکار میشود و گاهی پنهان
تا داغی به بلندای سو کش بر دل ماها بگذارد و خودش با وزش بادی ملایم ما را در تنهایی های خودمان رها سازد چندی نیست داغ طاها را بر دلمان گذاشتیم
و امروز اسماعیل داغمان را دوباره سو کتر کرد روحش شاد و یادش در دلهایمان گرامی باد حضرت اسماعیل علیه‏السلام ان فراوانی داشت. روزی چوپان، ان را برای چرا به صحرا برده بود و از آن‏ها مواظبت می‏کرد ناگهان چوپان متوجه شد که ان از آب فرات نمی‏نوشند، جریان را به حضرت اسماعیل علیه‏السلام گفتند و آن حضرت نیز از پروردگارش چاره جویی کرد. آن گاه از طرف خداوند ندا رسید: از خود ان علت آن را بپرس حضرت اسماعیل علیه‏السلام از ان پرسید: چرا از این آب نمی‏خورید؟ آن‏ها به اراده‏ی خداوند گفتند: فرزندت حسین علیه‏السلام در این سرزمین و در کنار این نهر، تشنه به شهادت می‏رسد، ما نیز به خاطر غم و مصیبت او از این آب نخواهیم خورد. (بحارالانوار، ج 44، ص 243. ) 11.jpg با ذکر یک صلوات به ادامه مطلب مراجعه کنید اخلاق میرزا اسماعیل پیش از وفات برای زندگی مومنانه ۱۵ دستورالعمل را ذکر می کند که به ترتیب در ذیل آورده شده است. به گزارش آنا، بزرگ اخلاق آقای میرزا اسماعیل پیش از وفات برای زندگی مومنانه 15 دستورالعمل را ذکر می کند که به ترتیب در ذیل آورده شده است: 1. هر وقت در زندگی ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت . در قسمتهای آغازین کتابها یا مقالات با موضوع سبک زندگی، بخشی به نام مفهوم شناسی سبک زندگی دیده می شود که در آن تاریخچه ی پیدایش این مفهوم و تعاریف مختلفی که افراد مختلف از آن ارائه نموده اند طرح و بعضًا نقد می گردد وما نیز در مطالبی در پست های پیشین به آن اشاره کرده ایم. اما این نوع مفهوم شناسی کافی نمی باشد. مفهوم شناسی سبک زندگی در گ. قربانی و عید قربان در این روز سالروز دستور قربانی اسماعیل است به ابراهیم خلیل الله. خداوند که اسماعیل را پس از سال های طولانی به ابراهیم هدیه کرده بود اکنون او را در معرض آزمایشی بسیار سخت قرار داده و خواهان قربانی اسماعیل است. از او خواسته شده که اسماعیل را که اکنون نهالی برومند شده، جوانی جان ابراهیم و تنها ثمره زندگی اش است را قربانی کند. در این لحظه بت شکن تاریخ خود در هم می شکند، از تصور پیام می شکند، اما فرمان فرمان خداست. ابراهیم باید انتخاب کند. زندگی کنید برای رویاهایی که منتظر حقیقی شدن به دست شما هستند.

شما فرصتی برای بودن دارید. پس ت ننشینید.

بگذارید همه بدانند که شما با تمام توانایی ها و کاستی ها شا ار زندگی خودتانید.

کافی است لحظات گذشته را رها کرده و برای ثانیه های آینده زندگی کنید. چون رویاهایتان آنجاست و شما فقط و فقط یکبار فرصت زندگی دارید .
نده نگه داشتن یاد و نام
یادمان شهید اسماعیل پناهی/ بمناسبت دهم اردبیهشت سالگرد شهادتششهید اسماعیل پناهی/ فرزند رحمان در زمستان سال 1341 در یک خانواده مذهبی و عیالوار دیدهبه جهان گشود و به علت تقارن تولدش با عید سعید قربان نام وی را اسماعیل نهادند. اسماعیل پس از سپری نمودن تحصیلات و اخذ دیپلم در بهشهر، به عضویت پاسداران انقلاب ی ب. برای یافتن مولفه های یک زندگی برتر ؛ باید اوصاف خوبان این دیار بررسی شود ؛ چه آنها که رفتند و چه آنها هستند و هنوز هم الگویی زیبا برای یک زندگی زیباترند. در این قسمت به برخی دیگر از خصوصیاتِ زندگیِ هشت ساله اشاره می شود؛ خصلت هایی که نشان داد هم عملی و کاربردی است و هم تضمین کننده ی یک زندگی موفق ، و الگویی است مناسب ؛ برای همه ی انی که. زندگی موسیقی گنجشک هاست
زندگی باغ تماشای خداست...
زندگی یعنی همین پروازها
صبح ها
لبخندها
آوازها...
زندگی ذره ی کاهیست٬ که کوهش کردیم
زندگی نام نکوییست٬ که خوارش کردیم
زندگی نیست به جز نم نم باران بهار
زندگی نیست به جز دیدن یار
زندگی نیست به جز عشق
به جز حرف محبت به ی
ورنه هر خار و خسی
زندگی کرده بسی<. زندگی قدر دانستن امروز و تلاش برای باقی گذاشتن بهترین اثر در یادها
زندگی شکرگذاری حتی برای مشکلات ناخوانده
زندگی مهربانی با همه بضاعت
زندگی تنهایی و کشف خدا
زندگی سرسختی برای عبور از نا خواسته ها
زندگی ایمان به خیر پنهان در تک تک اتفاقات جهان... منبع:کتاب 50 راه برای ساده زندگی نثر باستانی پاریزی،از جمله نثرهایی سلیس، روان و شیرینی ست که از خواندنش لذت می برم در کتاب نان جو و ... از قول مرحوم عصار آورده است: یکه زن دارد مثل سگ زندگی میکند و مثل شاه می میرد، و آن ی که زن ندارد، مثل شاه زندگی می کند و مثل سگ می میرد! زندگی بدون هدف و عقیده و جهاد، جز زندگی حیوانی چیز دیگری نیست، و زندگی که تنها به خوردن و خو دن و خوشگذرانی بپردازد روزی به پایان خواهد رسید و روزی مرگ به سراغش خواهد آمد و انسان نباید به این نوع زندگی امید و دل ببندد. زندگانی آ ت پایدار است.
شهید علی اصغر خامسی تعریف کن اسماعیل اسماعیل خسته بود . دیگر نا نداشت . گرمش بود. تِه گلویش می سوخت . هر وقت به یاد دردش می افتاد، قلبش تیر می کشید و زود بغض می کرد . او فکر می کرد که دیگر زخمِ پایش خوب نمی شود و زود می میرد . اما سید* آرام بود . بر لبش لبخند زیبایی نشسته بود . او به سرانجامِ کار اسماعیل امید زیادی داشت ، اما اسماعیل می ترسید. سید گفت : نترس ، به خدا توکل کن . کفشهایم را میپوشم ودر زندگی قدم میزنم،
من زنده ام وزندگی
((ارزش)) رفتن دارد
آن قدر می روم تا صدای پاشنه هایم
گوش ((ناامیدی)) را کر کند
خوب میدانم که گاه کفشها،
پاهایم را میزند، میفشرند وبه درد میآورند
اما من همچنان خواهم رفت
زیرا(( زندگی)) ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد زندگی نه ماندن است نه رسیدن
زندگی به ((سادگی)) رفتن است
به همین راحتی،
زندگی چقدر ((آسان)) است ...

سلام بر زندگی...
سلام بر سادگی ... مفهوم «سبک زندگی» از جمله مفاهیم علوم اجتماعی و علم جامعه شناسی و مردم شناسی است که اخیراً و در دهه اخیر بسیار مورد توجه عالمان علوم اجتماعی و مدیران فرهنگی قرار گرفته است؛ سبک زندگی معنایی است که از به هم تنیدگی و پیوند و نظام وارگی و شبکه ای بودن عوامل متعددی که در شیوه های زندگی یا اقلیم های زیستن انسان تأثیر می گذارند، به وجود آ. 1- نگرانی بابت مسایلی که خارج از حیطه کنترل خود ماست.2- خوشبختی را به قیمت بدبختی دیگران خواستن.3- محدود دیدن دنیا4- ترس از ریسک در زندگی5- فکر بیش از حد به محدودیت ها قبل از اقدام به عمل6- باز ذهن به روی هر نوع فکر7- بگذاریم که اه ما در زندگی قربانی افکار دیگران شوند.8- در شه گذشته بودن9- باور به بدشانس بودن10- سطحی نگری11- ندیدن عواقب و پیامده. مذاهب دنیا گریز، چیزی بسیار ضد و نقیض را به انسان آموخته اند. به انسان می گویند « از زندگی روی بگردان، زیرا زندگی ضد خداست. اگر از زندگی روی نگردانی به خدا نخواهی رسید. اگر از زندگی روی بگردانی محبوب خدا خواهی شد. » چه تناقضی! حتی یک بچه کو...چک نیز می تواند این تناقض را ببیند. خنده آور است. اگر خدا زندگی را خلق کرده است نمی تواند ضد آن باشد. زندگی را باید گرم و پر حرارت گذراند. باید مشعل زندگی را همزمان از هر دو طرف مشتعل کنند. لحظه ای کوتاه از جشن گرفتن زندگی کافیست تا تو را با طعم جاودانگی آشنا سازد و تو را به شناخت خدا برساند. زندگی شکل آشکار خدا و تجلی او و جشن گرفتن زندگی یگانه راه ستایش اوست. عید قربان عید پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خا ترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.

و اکنون تو چون ابراهیم در منایی ، اسماعیلت را به قربانگاه آورده ای اسماعیل تو کیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ موقعیت. صداقت و راستگویی از عناصر اصلی یک زندگی ایمانی و از ویژگی های مهم یک انسان مؤمن است و دروغ مایه ی اصلی از هم پاشیدگی زندگی اجتماعی و باعث نابودی و هلاکت انسان است. دروغ به جز اثرات م ب در وجود شخص ، باعث از بین رفتن امنیت روانی جامعه می شود و تار های بی اعتمادی را در جای جای جامعه می تند ؛ بد بینی حاکم میدان زندگی می گردد و هلاکت در ابعا. جامعه ی ما به شدت نیازمند باز سازی فرهنگی است ؛ما ، مسئولان و مردم خوب این سر زمین ، هشت سال لذت زندگی با طعم ایمان راچشیده ایم و ثمرات آن را در گذر از مراحل و مقاطع حساس زندگی تجربه کرده ایم ؛ پس می توانیم از این پس آنگونه باشیم ؛ که بوده ایم .در بخش های قبلی این نوشتار به برخی از صفات رزمندگان در خلق زندگی زیبا و سرشار از امید ، اشاره . زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست اسماعیل س رست،جواد مهران زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست نمایی کلی از زورخانه باب الحوائج زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست اسماعیل س رست،احمد جذاب،حسین س رست زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست محمود عباسی،اسماعیل س رست زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست حاج حسین س رست،حاج احمد جذاب زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست عباس شیرخدا،اسماعیل س رست،تمدن زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست ابراهیم س رست،احمد غلامی زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست حسین شیریان زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست احمد قمیان زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست ابراهیم س رست،عباس شیرخدا زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست عباس شیرخدا،تمدن زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست ع از : علی س رست زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست داوود رازقی،جلال محمد زمانلو،محمد محقق،حسین ابراهیمی زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست اسماعیل س رست، یدالله کربلایی زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست اسماعیل س رست،شیخ مرتضی یوسفی،علی آقا زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست اسماعیل س رست،علی اکبر زندیه زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست اسماعیل س رست،یدالله کربلایی،جواد مهران،علی اکبر زندیه زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست علی س رست،مرشد پیمان حاج ولیان،اسماعیل س رست زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست اسماعیل س رست،مرشد پیمان حاج ولیان زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست اسماعیل س رست،مرشد پیمان حاج ولیان،ورزشکاران زورخانه باب الحوائج زورخانه باب الحوائج،اسماعیل س رست داوود رازقی،مرشد پیمان حاج ولیان، علی س رست ع از : علی س رست اس ام اس تبریک عید قربان ۹۲ از آنجا که ابراهیم(علیه السلام) اسطوره ای از اطاعت فرمان بی چون و چرای خداوند بود و حقیقت را با تمام وجود درک کرده بود، تمام وجودش در مقابل خدا تسلیم بود. به همین دلیل در مقابل تمامی بی خ ها با تمام وجودش ایستادگی می کرد. خداوند در این روز مبارک اراده کرد که ابراهیم(علیه السلام) را بیازماید و ابراهیم(علیه السلام) نیز اراده کرد تا با کمال میل فرمان الهی را اجرا کند. لذا وقتی در این آزمون بزرگ پیروز شد خدای مهربان ی را فرستاد تا به جای اسماعیلش ذبح کند. پس پیروزی در این آزمون یک عید بزرگ محسوب می شود. آری عید قربان یادآور آزمایشهای سخت و سنگین الهی از حضرت ابراهیم(علیه السلام) و ذبح حضرت اسماعیل(علیه السلام) است. و خدا اسماعیل را به ابراهیم بخشید و ابراهیم، خدا را به اسماعیلش ترجیح داد و اسماعیل، خدا را بر خود ترجیح داد و خدا اسماعیل را به ابراهیم و اسماعیل را به اسماعیل، بخشید و این چنین شد که قربان، عیدی مبارک شد و اکنون ، ابراهیمی ، و اسماعیلت را به قربانگاه آورده ای .
اسماعیل توکیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ باغت؟ اتومبیلت؟ خانواده ات؟ علمت؟ درجه ات؟ هنرت؟ تت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانیت؟ زیبایی ات؟ و ...
من چه می دانم؟ این را باید خود بدانی و خدایت. من فقط می توانم نشانی هایش را به تو بدهم، آنچه تو را در راه ایمان ضعیف می کند، آنچه تو را در راه مسئولیت به تردید می افکند،آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا پیام حق را بشنوی و حقیقت را اعتراف کنی، آنچه تو را به توجیه و تاویل های مصلحت جویانه و ... به فرار می کشاند و عشق به او کور و کرت می کند و بالا ه آنچه برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست می دهی، او اسماعیل تو است! اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد یا یک شیئی، یا ح ، یا یک وضع، و یا حتی یک نقطه ضعف! تو خود آن را هر که هست و هر چه هست باید به منی آوری و برای قربانی انتخاب کنی. چه: ذبح به جای اسماعیل قربانی است، و ذبح به جای قص !!!

ای حاج، اکنون به کجا میروی؟ به خانه؟ به زندگی؟ دنیا؟ رفتن از حج، آنچنان که آمده بودی؟ هرگز. ای که نقش ابراهیم را در این صحنه ایفا کردی! هنرمند خوب در شخصیتی که نقش او را بازی می کند حل می شود و اگر خوب بازی کرده باشد، کار صحنه پایان می گیرد و کار او پایان نمی گیرد. هنرمندانی بوده اند که از نقشی که ایفا کرده اند دیگر بیرون نیامده اند و بر آن مرده اند. و تو ای که نقش ابراهیم را بر عهده داشتی، نه به بازی که به عبادت، به عشق، از نقش ابراهیم به نقش خویش رجعت مکن، خانه مردم را ترک مکن و دوباره پا در گلیم خویش مکش. ای که در مقام ابراهیم ایستاده ای و بر پای ابراهیم به پا خاسته ای و به دست خدای ابراهیم دست بیعت داده ای، و به سرزمین ایمان و بر فرش خدا به مهمانی پا نهاده ای و در گرداب عشق فرو رفتی و خود را در خلق طائف نفی کردی و در کوهستان های حیرت و آتش به جستجوی آب تلاش کردی و آنگاه از مکه، ی ره در عرفات هبوط کردی و از آنجا، منزل به منزل به سوی خدا رجعت کردی و با «آگاهی» (در پرتو روشنی آ‏فتاب عرفات)، و «خودآگاهی» (به روشنی پاک شعور حرام)، به جمع سلاح پرداختی، و هماهنگ زمان و همگام با جمع از مرز منی گذشتی و سرزمین عشق و ایمان را از حکومت ابلیس ها رها کردی، و در پایان کار ی را ذبح کردی! ابراهیم وار زندگی کن و در عصر خویش معمار کعبه ایمان باش ...

خدا تمام عشق بود عشق، آتش را گلستـان کرد عشق، پسر را به قربـــــانگاه برد عشق، مرگ به دست پـــدر را پذیرفت عشق، به جای او ی را به تیغ سپرد عشق، ابراهیم را بنده و خدا را آفریننده ساخت و عشق خشنودی عاشق و معشوق را در برداشت عیدقربان...جشن رهیدگی از اسارت نفس و شکوفایی ایمان و یقین بر همه ابراهیمیان مبارک باد . . . اسماعیل مطر روزگاری به عنوان بهترین بازیکن جام جهانی زیر 20 سال انتخاب شده بود اما اصراربر حضورش در الوحده موقعیت های بسیاری را از او گرفت. گوشاتو تیز کن ... به گزارش جهان به نقل از مهر، احمد احمد نعینع، پزشک و قاری ممتاز بین المللی مصر و داور مسابقات قرآن می گوید: من تاکنون دیدارهای متعددی با آیت الله داشته ام که تعداد آنها یادم نیست و خاطرات زیادی نیز از این دیدارها در ذهن من ماندگار شده اند. مثلاً یکی از دیدارها در حضور معظم انقلاب به تلاوت قرآن می پرداختم و هنگامی که ت. این روزها فقط دوست دارم بنویسم...انگار با نوشتن و چند بار خوندن لذت بیشتری می برم...انگار وقتی می نویسم فضای ذهنیم برای تجربه های بیشتر گسترده تر می شه پارسال بود که ن درونی بهم گفت:بسه هر چی از خدا خواستی اون طوری باشه که تو می خوای حالا نوبت توئه که اون طور باشی که خدا می خواد و این شروعی شد برای حفظ آیات کتاب خدا... و امسال ندائی درونی . زندگی نامه شهید اسماعیل کرمی (جزو شهیدان والا مقام سریش آباد) شهید اسماعیل کرمی یکی از برو بچه های گل سریش آباد(آقا مهدی گل) دو تا ع از شهید اسماعیل کرمی برام فرستاد که خیلی قشنگه . این ع ارو براتون گذاشتم. اونایی که اهل شهر من نیستن شهید کرمی رو نمیشناسن ، حیف این دسته گل زیبای شهر برا رفتنش و خوشا به حالش برا شهادتش. هنوزم که هنوزه بچ. مهارتهای زندگی را آن نوع از توانایی ها و مهارتهای عملی می دانند که موجب شکل گیری رفتارهای مثبت و سازگارانه در فرد می شود و برای رسیدن به موفقیت و شادکامی در زندگی روزمره ضرورت دارد . مهارتهای زندگی عبارت است از مجموعه ای از توانایی هایی که زمینه سازگاری و رفتار مثبت و مفید را فراهم می آورند . مهارتهای زندگی ، بسیاری از فغالیتهای روزمره را در ابعاد فردی ، بین فردی ، خانوادگی ، گروهی و اجتماعی را شامل می شود . نمونه هایی از صفحات پاو وینت ؛ برای فایل مربوطه اینجا را کلیک کنید . حجم فایل : 5.68 مگابایت فرمت : ppsx دریفات فایل های مرتبط : برای زندگی وقت بگذارید الفبای زندگی مهارتهای دهگانه زندگی پاو وینتی از سئوالات چهار جو و تستی روانشناسی هیلگارد به همراه کلید زاده شاه اسماعیل(ع) مقبره زاده اسماعیل (علیه السلام) در بخش اشکنان شهرستان لامرد، روستای رکن آباد و در مجاورت بقعه زاده شاه مردان و قلعه قدیمی روستا واقع شده است. دارای بنایی ساده به اندازه 2/75×2/70 سانتی متر که ساختمان آن قدیمی به نظرمی رسد. لطفا به ادامه مطلب بروید گله هارابگذار!
ناله هارابس کن!
روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی!
زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را...
فرصتی نیست که صرف گله وناله شود!
تابجنبیم تمام است تمام!!
مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت....
یاهمین سال جدید!!
بازکم مانده به عید!!
این شتاب عمراست ...
من وتوباورمان نیست که نیست!!
***زندگی گاه به کام . گوهر خیر ش همسر مرحوم جمشید اسماعیل خانی هست که سال ها با هم نه تنها در کار بلکه در زندگی شخصی شان هم به یک الگوی شایسته و به یادماندنی تبدیل شده بودند. با کمال تاثر و ثالم با خبر شدیم، حاج بابا اسماعیل پور، فرزند جان علی از روستای قلعه درگذشت. مرحوم حاج بابا اسماعیل پور ( برای شادی روحش فاتحه و صلوات ) حدود ساعت ۱۳:۳۰ روز شنبه ۲۰ تیرماه ۱۳۹۴ بر اثر بیماری و همچنین کهولت سن، در منزل پسرش در روستای لله مرز شهرستان بهشهر جان به جان .. علی بن شعیب گوید: بر ابوالحسن رضاعلیه السلام وارد شدم. به من فرمود: ای علی! زندگی چه ی از همه بهتر است؟ گفتم: ای سرورم شما به جواب از من داناترید. فرمود: ای علی! ی که دیگری در پرتو او زندگی اش را به خوشی بگذراند. /منبع: تحف العقول- صفحه۴۷۱ 1. مقدمه در طول تاریخ برای همه انسان ها این سؤال مطرح بوده است که هدف زندگی چیست و انسان برای چه زندگی می کند و در واقع هدف انسان از زندگی و در زندگی چه باید باشد. آفریدگار این نظام هستی، جهان و انسان را به چه هدفی آفرید. هدف خلقت جهان و انسان چیست. باید توجه داشت، منظور از سؤال یاد شده این نیست که بدانیم غایت این آفرینش چیست، بلکه منظور. !عید سعید قربان عید سعید قربان
عید قربان که پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهی و شعور) و منا (سرزمین آرزوها، رسیدن به عشق) فرا مى رسد، عید رهایى از تعلقات است. رهایى از هر آنچه غیرخدایى است. در این روز حج گزار، اسماعیل وجودش را، یعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنیوى پیدا کرده قربانى مى کند تا سبکبال شود.
اکنون در منایی، ابراهیمی، و اسماعیلت را به قربانگاه آورده ای اسماعیل تو کیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ موقعیتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاکت؟ ... ؟
این را تو خود می دانی، تو خود آن را، او را – هر چه هست و هر که هست – باید به منا آوری و برای قربانی، انتخاب کنی، من فقط می توانم نشانیهایش را به تو بدهم:
آنچه تو را، در راه ایمان ضعیف می کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" می خواند، آنچه تو را، در راه "مسئولیت" به تردید می افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا " پیام" را بشنوی، تا حقیقت را اعتراف کنی، آنچه ترا به "فرار" می خواند آنچه ترا به توجیه و تاویل های مصلحت جویانه می کشاند، و عشق به او، کور و کرت می کند ابراهیمی و "ضعف اسماعیلی" ات، ترا بازیچه ابلیس می سازد. در قله بلند شرفی و سراپا ف و فضیلت، در زندگی ات تنها یک چیز هست که برای بدست آوردنش، از بلندی فرود می آیی، برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست می دهی، او اسماعیل توست، اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد، یا یک شیء، یا یک ح ، یک وضع، و حتی، یک " نقطه ضعف"!
اما اسماعیل ابراهیم، پسرش بود!
سالخورده مردی در پایان عمر، پس از یک قرن زندگی پر کشاکش و پر از حرکت، همه آوارگی و جنگ و جهاد و تلاش و درگیری با جهل قوم و جور نمرود و تعصب متولیان بت پرستی و افه های ستاره پرستی و شکنجه زندگی. جوانی آزاده و روشن و عصیانی در خانه پدری متعصب و بت پرست و بت تراش! و در خانه اش زنی نازا، متعصب، اشرافی: سارا.
و اکنون، در زیر بار سنگین رس توحید، در نظام جور و جهل شرک، و تحمل یک قرن شکنجه "مسئولیت روشنگری و "، در "عصر ظلمت و با قوم خوکرده با ظلم"، پیر شده است و تنها، و در اوج قله بلند نبوت، باز یک " بشر" مانده است و در پایان رس عظیم خ اش، یک " بنده خدا" ، دوست دارد پسری داشته باشد، اما زنش نازا است و خودش، پیری از صد گذشته، آرزومندی که دیگر امیدوار نیست، حسرت و یأس جانش را می خورد، خدا، بر پیری و ناامیدی و تنهایی و رنج این رسول امین و بنده وفادارش – که عمر را همه در کار او به پایان آورده است، رحمت می آورد و از کنیز سارا – زنی سیاه پوست – به او یک فرزند می بخشد، آن هم یک پسر! اسماعیل، اسماعیل، برای ابراهیم، تنها یک پسر، برای پدر، نبود، پایان یک عمر انتظار بود، پاداش یک قرن رنج، ثمره یک زندگی پرماجرا.
و اکنون، در برابر چشمان پدر چشمانی که در زیر ابروان سپیدی که بر آن افتاده، از شادی، برق می زند می رود و در زیر باران نوازش و آفتاب عشق پدری که جانش به تن او بسته است، می بالد و پدر، چون باغبانی که در کویر پهناور و سوخته ی حیاتش، چشم به تنها نو نهال ّم و جوانش دوخته است، گویی روئیدن او را، می بیند و نوازش عشق را و گرمای امید را در عمق جانش حس می کند.
در عمر دراز ابراهیم، که همه در سختی و خطر گذشته، این روزها، روزهای پایان زندگی با لذت " داشتن اسماعیل" می گذرد، پسری که پدر، آمدنش را صد سال انتظار کشیده است، و هنگامی آمده است که پدر، انتظارش نداشته است!
اسماعیل اکنون نهالی برومند شده است، در این ایام ، ناگهان ص می شنود :
"ابراهیم! به دو دست خویش، کارد بر حلقوم اسماعیل بنه و بکُش"!
مگر می توان با کلمات، وحشت این پدر را در ضربه آن پیام وصف کرد؟
ابراهیم، بنده ی خاضع خدا، برای نخستین بار در عمر طولانی اش، از وحشت می لرزد، قهرمان پولادین رس ذوب می شود، و بت شکن عظیم تاریخ، درهم می شکند، از تصور پیام، وحشت می کند اما، فرمان فرمان خداوند است. جنگ! بزرگترین جنگ، جنگِ در خویش، جهاد اکبر! فاتح عظیم ترین نبرد تاریخ، اکنون آشفته و بیچاره! جنگ، جنگ میان خدا و اسماعیل، در ابراهیم.
دشواری "انتخاب"!
کدامین را انتخاب می کنی ابراهیم؟! خدا را یا خود را ؟ سود را یا ارزش را؟ پیوند را یا رهایی را؟ لذت را یا مسئولیت را؟ پدری را یا ی را؟ بالا ه، "اسماعیلت" را یا " خدایت" را؟
انتخاب کن! ابراهیم.
در پایان یک قرن رس خ در میان خلق، یک عمر نبوتِ توحید و تِ مردم و جهاد علیه شرک و بنای توحید و ش تن بت و نابودی جهل و کوبیدن غرور و مرگِ جور، و از همه جبهه ها پیروز برآمدن و از همه مسئولیت ها موفق بیرون آمدن ...
ای ابراهیم! قهرمان پیروز پرشکوه ترین نبرد تاریخ! ای روئین تن، پولادین روح، ای رسولِ اُلوالعَزْم، مپندار که در پایان یک قرن رس خ ، به پایان رسیده ای! میان انسان و خدا فاصله ای نیست، "خدا به آدمی از شاهرگ گردنش نزدیک تر است"، اما، راه انسان تا خدا، به فاصله ابدیت است، لایتناهی است! چه پنداشته ای؟
اکنون ابراهیم است که در پایان راهِ دراز رس ، بر سر یک "دو راهی" رسیده است: سراپای وجودش فریاد می کشد: اسماعیل! و حق فرمان می دهد: ذبح! باید انتخاب کند!
اکنون، ابراهیم دل از داشتن اسماعیل برکنده است، پیام پیام حق است. اما در دل او، جای لذت" داشتن اسماعیل" را، درد "از دست دادنش" پر کرده است. ابراهیم تصمیم گرفت، انتخاب کرد، پیداست که "انتخابِ" ابراهیم، کدام است؟ " مطلقِ بندگی خداوند"!
ذبح اسماعیل! آ ین بندی که او را به بندگی خود می خواند!
زنده ای که تنها به خدا نفس می کشد!
آنگاه، به نیروی خدا برخاست، قربانی جوان خویش را – که آرام و خاموش، ایستاده بود، به قربانگاه برد... و پیامی که:
" ای ابراهیم! خداوند از ذبح اسماعیل درگذشته است، این را فرستاده است تا بجای او ذبح کنی، تو فرمان را انجام دادی"!