161 مینویسم باران

به نقل از خبرگزاریها در مورد 161 مینویسم باران : وای ؛ باران باران شیشه پنجره را باران شست از دل من اما چ ی نقش تو را خواهد شست حمید مصدق و بیدار شویم با صدای بارانو بخو م با صدای بارانو خواب ببینیم در صدای باران.و به سهراب فکر کنیمکه نیستتا باران را واژه کند...
سهراب بیا کهباران های این شهر تو را کم دارندبیا که کرور کرور به صدای  قطره های ناگزیربد اریبیا که دیگر کفایت نمی کند مرا"زیر باران چیز نوشتنحرف زدنو نیلوفر کاشتن"
بیا که چتر بسته هازیر باران ر. من نمی دانم که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست. و چرا در قفس هیچ ی کر نیست. گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد. چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید. واژه ها را باید شست . واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد. چترها را باید بست. زیر باران باید رفت. فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد. با همه مردم شهر ، زیر باران باید رف. باران که شدی مپرس این خانه کیست سقف حرم و مسجد و میخانه یکی است باران که شدی پیاله ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پیمانه یکی است باران! تو که از پیش خدا می آیی توضیح بده عاقل و فرزانه یکی است غصه می سوزد مرا ، باران ببار
کوچه می خواند تو را ، باران ببار
ابرها را دانه دانه جمع کن
بر زمین دامن گشا ، باران ببار
خاک اینجا تشنه ی دلتنگی است
آسمان را کن رها ، باران ببار
باغبان از کوچه باغان رفته است
ابر را جاری نما ، باران ببار
موج میخواهد بیابان سکوت
با خوِد دریا بیا ، باران ببار
تا بیاید آن بهار. اهنگ جدید ارمین و باران به نام سکوت
اهنگ ارمین و باران عاشقم
اهنگ ارمین و باران کاغذی
اهنگ جدید باران تظاهر
ارمین تو اف ام و باران سکوت
آهنگ جدید باران گریه
آهنگ جدید باران و شادمهر
آهنگ جدید باران فریاد میکشم ادامه مطلب +دیروز نوشتم باران بارید ... اما اندک. ولی امروز بارید ولی نه اندک. و چه حس زیباییست خیس شدن زیر باران. گوش کن ... چه صدای زیباییست صدای برخورد قطره های باران با زمین خسته. صدای باران زیباست. و آرامش بخش. و من دوست دارم حال و هوای بارانی را. هوا دونفرست ... من و خدا , بی چتر ... زیر باران تقدیم به تمام مادران سرزمینم : تومیخوانی برایم باز هم املای باران را ومعنا میکند چشمت ؛معماهای باران را میان دستهایت سیب ؛مویت خوشه ی گندم هوایی می کند دیدار تو ؛حوای باران را بهشت افتاد د ایت؛دلت ازجنس باران شد و عشق آرام خم می شد ؛ببوسد پای باران را نگفتی پشت ابرستان؛چرا خورشید می بافی؟! تو شاید خوب می فهمی ؛تب فردای باران را من . سراپا خیس از عشق و باران …
در پاسخشان چه خواهی گفت اگر بپرسند : آستینت را کدامیک تر کرده است ؟ . . . باران یعنی تو برمی گردی …
الان داره بارون میاد … . . . من برای تو چتری بیش نبودم …
بـاران که تمام شد فراموشم کردی !
تو تتنها همقدم باران می خواستی اما من خود باران شدم بعد از تو … . . . باران که میبارد ، دلم برایت تنگ میشود …
راه می افتم بدون چتر ، من بغض میکنم ، آسمان گریه !. . . . باز باران میبارد و همه جا خیس است ، چشمان خیسم را کجا آویزان کنم ؟ باران که می بارد ...

همه تند تند راه میروند تا خیس نشوند ....

اما زیر باران ...

قدم میزنیم تا گویی عاشقانه ای برای خود بسازیم ...

زیر باران قدم زدن در کنار تو زیبا ترین خاطره عاشقانه من خواهد شد ...








ای کاش من هم باران بودم

دقیقا میگذاشتم

روزی که چترت را جا گذاشته ای

می با

و بوسه هایم را بر ص. باران آمد ، بعد از آفتاب و بادصبح و ظهر خشک بودغروب خیسرویای زیستنم.آواره شهرم زیر بارانبا خودم حرف میزنم تا تنها نباشمناگهان تو می آییو مرا از لاکم بیرون می کشیتو که خود در لاک خودت پناه گرفته ای!حجم تنهایی ام وسیع تر می شودو دیگرباران هم رفته استو من می مانم و من.
خواب دیدمدر خانه ی شما بودم. تو بودی، آن شوهر نمی دانم کیت هم بود. باران هم بود. باران موهایش را دمب اسبی بسته بود و لباس بلند هم تنش بود. تو دراز شدی بودی روی تخت، من را دیدی. از درد جیغ زدی از درد دوریم. نتوانستم تحمل کنم. زدم بیرون. باران دنبالم دوید و داد زد بابا. گریه امانم نمی داد مگر میشد زن و شوهر نباشیم و باران آنگونه مرا صدا بزند. من نمی دانم که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست.
و چرا در قفس هیچ ی کر نیست. گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد.
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید. واژه ها را باید شست .
واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد. چترها را باید بست.
زیر باران باید رفت. فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.
با همه مردم شهر ، زیر. باران که می بارد تو می آیی
باران گل باران نیلوفر
باران مهر و ماه و آیینه
باران شعر و شبنم و شبدر

باران که می بارد تو در راهی
از دشت شب تا باغ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز
با ابر و آب و آسمان جاری بی سرو ص از سر و کول ع هایت بالا میرود... چقدرسکوت به ما نمی آید...چقدر دست برنمیداری از نبودنت از سکوت ت ... دلگیرم...دلگیر از تمام رو مه ها رو مه نگارها...نیستی که نیستی دلیل نمی شود که ننوشت که نگفت که نسرود... من مینویسم... من مینویسم چون کارم نوشتن است چون بایدنوشت... من مینویسم چون هستم و چون هنوزهوادارم... من مینویسم چون نبودنت دلیل بر ننوشتنم نمی شود... من مینویسم و کاری به درد نبودنت ندارم...این قلم برای نوشتن دست به دامان اتفاق نیست...بی موضوعی هم دردجمله های من نیست...موضوع اینبار سکوت... من مینویسم کاری به نبودنت ندارم... امشب قرار دارم... باران اگر نبارد
با عشق کار دارم... باران اگر نبارد

در دشت عاشقی ها، با یک غزال وحشی
گرد و غبار دارم... باران اگر نبارد

بی اعتنای مردم در چشم او نگاهی
بی بند و بار دارم... باران اگر نبارد

ای اشکها بدانید امشب عنان تان را
در اختیار دارم... باران اگر نبارد

از انتظار سیرم، شب انتظار ِ رفتن
باز باران، با ترانه می خورد بر بام خانه
خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟
روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟
پس چه شد دیگر؟ کجا رفت؟
خاطرات خوب و رنگین
در پس آن کوی بن بست در دل تو آرزو هست؟
کودک خوشحال دیروز، غرق در غمهای امروز
یاد باران رفته از یاد، آرزوها رفته بر باد
باز باران؟ باز باران می خورد بر بام خانه
بی ترانه، بی بهانه، شایدم گم کرده خانه ! تابستان هم که باشد. کل روز را هم درگیر بوده باشی. باز هم موسیقی نیمه شب باران تو را به پای پنجره می کشاند. دارم به تو فکر میکنم. به قدم های مان در زیر باران. اینکه اجازه نخواهم داد هیچ چیز جای تو را برایم بگیرد. ما عاشقانه ای ارام خواهیم ساخت برای یکدیگر. شاید آن روز، روز فردای باران باشد.... کربلا نوشت: باران برایم بوی بهشت بین الحرمین را. باران که می بارد تو می آیی
باران گل باران نیلوفر
باران مهرو ماه و آیینه
باران شعر وشبنم و شبدر
باران که میبارد تو در راهی
از دشت شب تا باغ بیداری

ازعطر عشق و آشتی لبریز
با ابر و آب و آسمان جاری
غم میگریزد غصه میسوزد
شب میگدازد سایه میمیرد
تا عطر آهنگ تو می د
تا شعر باران تو میگیرد

از لحظه های ت. و این باران
که در نبودنت می بارد
نامش باران نیست...
نمک زخم این خاطره هاست... باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟ روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟ یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین... پس چه شد دیگر کجا رفت؟ خاطرات خوب و شیرین... در پس آن کوی بنبست در دل تو آرزو هست؟ کودک خوشحال دیروز غرق در غمهای امروز... یاد باران رفته از یاد آرزوها رفته بر باد... باز باران،باز بار. تبریک باران کوثریتبریک باران کوثری , باران کوثری به مناسبت روز پدر تصویری قدیمی از پدرش را در اینستاگرام منتشر کرد.باران کوثری: اونایی که هستن ولی نیستن!جهانگیر کوثری تهیه کننده سینما، مجری و رو مه نگار کهنه کار، همسر رخشان بنی اعتماد و پدر باران کوثری است.باران کوثری تصویر زیر را از دوران کودکی خود به مناسبت روز پدر منتشر کرد و نو. با تو قدم زدن تنها زیر باران چه طعمی دارد با تو زیر باران دلم می سوزه بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی .... باران
غصه میسوزد مرا ، باران ببارکوچه میخواند تو را ، باران ببارابرها را دانه دانه جمع کنبر زمین دامن گشا ، باران ببارخاک اینجا تشنه ی دلتنگی استآسمان را کن رها ، باران ببارباغبان از کوچه باغان رفته استابر را جاری نما ، باران ببار تنهای دگر منم یا تو بماند باران سمفونی لذتی است که می بارد چه تنها باشیم چه باهم باران را که خیس بخوریم تمام است چتر را کنار بگذار آرزوی این قطرات ، کوبیدن به تنهائیست بدویم تا مرز ساحل مهتاب ، باران ، اشک همه را به دریا برسانیم بعد دست ما را به هم خواهد داد هجمه وهم انگیزی که در ساحل متولد می شود .... یوسف یک اسفند ٩٣ چشم ها را باید شست/ سهراب سپهری چشمها را باید شست
جور دیگر باید دید
چترها را باید بست
زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید دید
عشق را زیر باران باید جست
هر کجا هستم٬باشم
آسمان مال من است
پنجره٬ فکر٬ هوا ٬عشق
زمین مال من است
چشمها را بای. ناز باران چت بهترین چت روم فارسی ایرانی است که کاربران زیادی دارد و با این دامنه دوباره لینک اول را در کلمات ناز چت,چت ناز,روم ناز,چت روم ناز باران,باران ناز چت,ناز چت `باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه 、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽヽ、ヽ、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ ヽ、ヽ``、ヽ、ヽ、ヽ.`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ`、ヽ 、ヽ`、ヽ ╱◥████◣ │田│▓ ∩ │◥███◣ ╱◥◣ ◥████◣田∩田│ │╱◥█◣║∩∩∩ ║◥███◣ ││∩│ ▓ . اللَّهُمَّ اسْقِنَا الْغَیْثَ، وَ انْشُرْ عَلَیْنَا رَحْمَتَکَ بِغَیْثِکَ الْمُغْدِقِ مِنَ السَّحَابِ الْمُنْسَاقِ لِنَبَاتِ أَرْضِکَ الْمُونِقِ فِی جَمِیعِ الْآفَاقِ. *** خداوندا ما را به باران سیراب کن و رحمت خویش را بر ما بگستر. در همه جاى زمین براى گیاهان زیبا و خوش‏ منظر ابرى بارنده روانه کن‏ باران! باران! دوباره باران! باران باران! باران! ستاره باران! باران! ای کاش تمام شعرها حرف تو بود باران! باران! بهار! باران! باران! درست مانند زمین، خورشید آب و هوای بد به خود می بیند که همراه با بادهای قوی و بارش باران است. اما بر خلاف باران های زمینی، باران خورشید از گاز باردار پلاسما تشکیل شده و با سرعت 200 هزار کیلومتر در ساعت و از جو بیرونی این ستاره (تاج خورشیدی) روی سطح آن می بارد. گفته می شود هزاران قطره ای که بارش باران را تشکیل می دهند، ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ ヽ、ヽ``、ヽ、ヽ、ヽ.`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ`、ヽ 、ヽ`、ヽ ╱◥████◣ │田│▓ ∩ │◥███◣ ╱◥◣ ◥████◣田∩田│ │╱◥█◣║∩∩∩ ║◥███◣ ││∩│ ▓ ║∩田│║▓田▓∩║ `、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、``、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه... خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل.
زیر باران رفتم ...

دلم از پاکی باران لرزید ...
و نگاهم را شست ...
و صدایم را برد ...
 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] زیر باران آرزو کلاس اول : " باران آمد "

تمام کودکی ام را هر وقت باران آمد ، جشن گرفتم

هر وقت باران آمد ، زیر باران آرزو

هر وقت باران آمد آسمان را با شوق در آغوش گرفتم

اما سالهاست که در سرنوشتم زمانی باران می آید که ابری نیست،

جایی از زمین خیس نمیشود،

و لحظـــــــہ هاے بـــــ☂ــــارانے دلتنگ ترین لحظه های عمر می. باران که می بارد باید پلک هات را بگذاری روی هم و سرت را تکیه بدهی به پشتی عقب رفته ی صندلی کمک راننده که صدای اصابت قطرات باران تا عمق وجودت نفوذ کند.. و بوی خاک نم خورده را از لای پنجره ی نیمه باز بکشی توی ریه هات.. با باران روی شیشه مست کنی و دو تا بال کوچک نارنجی را تصور کنی که دارند جوانه می زنند روی شانه هات..
کارگر ساختمان گفت : باران می بارد ، امروز گِل آلود خواهد بود
پستچی گفت : باران می بارد ، روزی سختی را خواهم گذرانید
راننده تا ی گفت : باران می بارد ، مسافران زیادی خواهم داشت
بانوی خانه گفت : باران می بارد ، بیرون رفتن و ید چه بدبختی است
پیر دختر گفت : باران می بارد ، مُدل مو هایم به هم خواهد خورد
کشاورز اول خندید : باران . سهراب گفتی:چشمها را باید شست... شستم ولی...؟

گفتی:جور دیگر باید دید ... دیدم ولی...؟

گفتی:زیر باران باید رفت... رفتم ولی...؟

او نه چشم های خیس و شسته ام را دید

نه نگاه دیگرم را

او هیچکدام را ندید!!!

فقط در زیر باران به طعنه ای خندید و گفت: دیوانه ی باران ندیده... چت روم باران چتروم فارسی چت باران راز چت. چت روم. چت. چتروم. باران رااز چت. چت روم باران. چت روم فارسی. چت باران. باران چت. چت روم شلوغ. راز چت. چت راز. چت روم راز. باز باران بی ترانه
باز باران با تمام بی ی‌های شبانه
می‌خورد بر مرد تنها
می‌چکد بر فرش خانه
باز می‌آید صدای چک چک غم
باز ماتم

من به پشت شیشه تنهایی افتاده
نمی‌دانم، نمی‌فهمم
کجای قطره‌های بی ی زیباست؟

نمی‌فهمم، چرا مردم نمی‌فهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می‌لرزد
. " در سمت توام
دلم باران ، دستم باران
دهانم باران ، چشمم باران

روزم را با بندگی تو پا گشا می کنم ...

هر اذانی که می وزد
پنجره ها باز می شوند
یاد تو کوران می کند ...

هر اسم تو را که صدا می زنم
ماه در دهانم هزار تکه می شود ...

کاش من همه بودم
با همه دهان ها تو را صدا می زدم ...

کفش های ماه را به پا کرده ام
دوب. زیر باران آرزو کلاس اول : " باران آمد "

تمام کودکی ام را هر وقت باران آمد ، جشن گرفتم

هر وقت باران آمد ، زیر باران آرزو

هر وقت باران آمد آسمان را با شوق در آغوش گرفتم

اما سالهاست که در سرنوشتم زمانی باران می آید که ابری نیست،

جایی از زمین خیس نمیشود،

و لحظـــــــہ هاے بـــــ☂ــــارانے دلتنگ ترین لحظه های عمر می. مجموعه: دنیای بازیگران

ع های جدید سریال «آوای باران»  سریال آوای باران,ع های سریال آوای باران,بازیگران سریال آوای باران  سریال آوای باران ، ع های جدید سریال «آوای باران» سریال آوای باران,ع های سریال آوای باران,بازیگران سریال آوای باران   سریال آوای باران ، ع های جدید سریال «آوای باران» سریال آوای باران,ع های سریال آوای باران,بازیگران سریال آوای باران   سریال آوای باران ، ع های جدید سریال «آوای باران» سریال آوای باران,ع های سریال آوای باران,بازیگران سریال آوای باران   سریال آوای باران ، ع های جدید سریال «آوای باران» سریال آوای باران,ع های سریال آوای باران,بازیگران سریال آوای باران   سریال آوای باران ، ع های جدید سریال «آوای باران» سریال آوای باران,ع های سریال آوای باران,بازیگران سریال آوای باران   سریال آوای باران ، ع های جدید سریال «آوای باران» سریال آوای باران,ع های سریال آوای باران,بازیگران سریال آوای باران   منبع:aksbaroon.com از بازیگران بیشتر بدانید مجموعه ع های سریال تلویزیونی “آوای باران” بیوگرافی سپیده خداوردی + تصاویر سپیده خداوردی تصاویری از آزاده زارعی بازیگر سریال آوای باران توافق مدیران شبکه 3 با پخش سکانس های مربوط به ابراهیم پاشای «حریم سلطان» بازیگر حریم سلطان در یک سریال ایرانی؟ سام درخشانی: سال آینده ازدواج می کنم


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ایسنا نوشت: مدیرکل پیش بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی ضمن اشاره به وضعیت بارش باران و برف در کشور طی امروز و فردا، از افزایش غلظت آلاینده های جوی از روز خبر داد. وقتی از ابر چکید ... آ ین غصه ی باران اشک و احساس هم آغوش شدند خاک از غربت ماندن تر شد ... لحظه ای چند گذشت ... اشکی از گونه ی خورشید چکید نور مهمان افق گشت آسمان نقشه ی هفت رنگ کشید ... رود هم غصه ی باران شد و رفت یک نفس قصه ی باران شد و رفت گریه ی ابر چو گردید تمام آسمان آبی شد ... و پل خورشید، از دور نمایان گردید تن من ... باز زمینی تر شد ... این روزها این روزهای سرد بی برف و بی باران حس می کنم چقدر "باران ِ پس از برف"م را دوست دارم --------------------------------------------------------------------- آقای مهدی ناصری که پیام گذاشتیدو درباره ی کتاب پرسیدید! کتاب"گنجشکهای پاییز"در کتابفروشیهایی که کتابهای فصل پنجم و می فروشند احتمالا باید باشه.متاسفانه حتی یک نسخه از این کتاب را هم حتی برای خودم ندارم. کت. اگر باران نبارد این زمین رنجور خواهد شد دل افسرده ی بی تاب اسیر دیو خواهد شد اگر باران نبارد دلم بیمار خواهدماند چشمه عشق تو هم خشکیده خواهد شد اگر باران نبارد شعرها افسرده خواهند بود اگر باران نبارد شاعران هم پیر خواهند شد اگر باران نبارد آن گل یاسم دگر تازه نخواهد ماند اگر باران نبارد غم ها شسته نخواهد شد اگر باران نبارد از دیار ی. در اولین دقایق هفتم اردیبهشت صدای باران را می شنوم.
و چه ص خوش تر از نجوای باران.

روز هفتم ماه... و بارِش باران
کاش می شد این نشانه ای باشد.
نشانه ای از تو.
کاش این ها محقق شدن تو باشد و نه صرفا تعبیری در عالم خوش خیالی ام.
نه! تو کجا و من کجا

و حالا صدای باران قطع شد. دقیقا همین اکنون.
این یعنی عالم رویای من.

و دوباره ب. بی سرو ص از سر و کول ع هایت بالا میرود... چقدرسکوت به ما نمی آید...چقدر دست برنمیداری از نبودنت از سکوت ت ... دلگیرم...دلگیر از تمام رو مه ها رو مه نگارها...نیستی که نیستی دلیل نمی شود که ننوشت که نگفت که نسرود... من مینویسم... من مینویسم چون کارم نوشتن است چون بایدنوشت... من مینویسم چون هستم و چون هنوزهوادارم... من مینویسم چون نبودنت دلیل بر ننوشتنم نمی شود... من مینویسم و کاری به درد نبودنت ندارم...این قلم برای نوشتن دست به دامان اتفاق نیست...بی موضوعی هم دردجمله های من نیست...موضوع اینبار سکوت... من مینویسم کاری به نبودنت ندارم...  تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودع ، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com گونه هایت خیس اســـت . . .
باز با این رفیق نابابت . . نامش چه بود؟ هان! باران. . .
باز با ;باران ; قدم زدی ؟
هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . .
همدم خوبی نیست برای درد ها . . .
فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکنــــــد . . .
باز باران نه نگویید با ترانه می سرایم این ترانه جور دیگرباز باران بی ترانه دانه دانه بر بام خانهیادم آید روز باران پا به پای بغض سنگین تلخ و غمگین دل ش ته اشک ریزان عاشقی سرخورده بودممی د قلب خود رادور می گشتی تو از منبا دو چشم خیس و گریانمی شنیدم از دل خود این نوای ک نهپر بهانه زود برگردی به خانهیادت آید هستی من آن دل تو جار می زد.