el internado اگه نیای ظررررررر کردی

به نقل از خبرگزاریها در مورد el internado اگه نیای ظررررررر کردی : پرنده قشنگی بود و پر زد
رفیق روز تنگی بود و پر زد
خیال دلش دنبال عشقه
پی خوش آب و رنگی بود و پر زد

اگه سکه دو رو داره اسیر دست بازاره
نه عشقی داره تو کارش نه مهری داره بازارش
تو که سکه نبودی یار بودی
به ظاهر عاشق و غمخوار بودی
منو گمراه کردی وای بر من
تو هم افسونگر و مکار بودی

خیال که تو فصل بهارم
بها . بهتر از من چه ی . عاشق تر از من چه ی
واسه ی عشق تو دیوونه تر از من چه ی
اگه قربونی می خواستی بهتر از من چه ی
واسه پیش مرگ تو اماده تر از من چه ی
تو اگه چشمه بودی تشنه تر از من چه ی واسه دلداری دادن خسته تر از من چه ی
بهتر از من چه ی . عاشق تر از من چه ی
همه راه ها رو به من سد کردی
عشقم و رد کردی
به خودت بد کردی . به خودت بد ک. میترسم میترسم از اینکه تو نیای و من همیشه بدون تو باشم من از بدون تو بودن هراس دارم میترسم اگه قرار باشه تو نیای و من تنهای تنها باشم چطوری باید بدون تو ادامه بدم اونم با این وضعیت .... بیا بیا من بدون تو میترسم در دل و جان خانه کردی عاقبت هر دو را دیوانه کردی عاقبت آمدی کاتش در این عالم زنی وانگشتی تا نکردی عاقبت ای ز عشقت عالمی ویران شده قصد این ویرانه کردی عاقبت من تو را مشغول می دلا یاد آن افسانه کردی عاقبت عشق را بی خویش بردی در حرم عقل را بیگانه کردی عاقبت یا رسول الله ستون صبر را استن حنانه کردی عاقبت شمع عالم بود لطف چاره گر شمع را پرو. دلم می خواست شبی که می رفتی اتفاق ساده ای می افتاد راه را گم می کردی فاخته ای کوکو می کرد و کلیدی زنگار گرفته از آشیانه ی خالی دُرناها به زمین می افتاد باران می گرفت بیدار می شدم بیدارت می و ادامه ی این خواب را تو تعریف می کردی . . . شاعر: واهه آرمن + خیـــال نوشت: خواب بودیم، از خواب بیدار شدیم،باران گرفت . . . این خواب تعریف ی نبود . . . سلام خدمت دوستان برای هر که هنوز به موسیقی اصیل ایرانی به دیده تردید نگاه میکنه پیشنهاد میدم این تکه آواز رو در گوشه مثنوی دستگاه همایون از آلبوم همایون مثنوی شجریان گوش کنه تا به جادوی موسیقی ایمان بیاره..... یک نظر مستانه کردی عاقبت عقل را دیوانه کردی عاقبت با غم خود آشنا کردی مرا از خودم بیگانه کردی عاقبت در دل من گنج خود کردی نهان. میترسم که نیای. میترسم که بیای. میترسم که دیر بیای. میترسم که دیگه نیای. میترسم که همینجوری بمونه همه چی. میترسم.من همیشه از ساختمون های نیمه کاره میترسیدم. میترسم.من همیشه از نیمه رها میترسم. نیمه کاره رها نکن چیزی رو. جرات کن و تمومش کن. ابش کن بسازش اما نیمه کاره ولش نکن لحظه ای از غمم آزاد نکردی،کردی؟ دل غمگین مرا شاد نکردی،کردی؟ رفتم از یاد و به ذهنت متبادر نشدم هرگز از خاطره ها یاد نکردی،کردی؟ کمرم از ستم قاضی دوران بش ت اندکی شکوه ز بیداد نکردی،کردی؟ بیدِ هر بادِ وزان بودی و گاهی حرکت بر خلاف جهت باد نکردی،کردی؟ لاله دلخون شده بود از وزش باد خزان فتنه را دیدی و فریاد نکردی،کردی؟ بذر ایکاش نش به . چه ی می گوید اگر بدی و گرفتاری نبود زیبایی های زندگی دو چندان
می شد؟!
اگر بدی نبود، خوبی ها و زیبایی ها به چه شکل قابل درک بود وقتی که
همه چیز هم سطح و تکراری می شد؟!
چگونه خدا را در قلب انی می دیدی که نور را در اعماق تاریکی ها به
دل ها هدیه می بخشند؟!
چگونه دست های خدا را به واسطه دستانی لمس می کردی که در
گرفتاری ها و. آقای تونی چی کار کردی؟پیش خودت چی فکر می کردی که آندو و ادینیو رو نیمکت نشین کردی تو نیمه اول؟چرا تو دقایقی که باید فاتحه می خوندی ادینیو رو فرستادی زمین؟می ترسیدی مصدوم بشن؟فکر می کردی راحت می برین؟فکر می کردی این بازی کم اهمیت تر از لیگ هست؟آخه چرا ادم رو دیوونه می کنی!! سرسبز دل از شاخه ب ، تو چه کردی؟ افتادم و بر خاک رسیدم، تو چه کردی؟ من شور و شر موج و تو سرسختی ِ ساحل روزی که به سوی تو دویدم، تو چه کردی؟ هر به تو از شوق فرستاد پیامی من قاصد ِ خود بودم و دیدم تو چه کردی مغرور، ولی دست به دامان ِ رقیبان رسوا شدم و طعنه شنیدم، تو چه کردی؟ «تنهایی و رسوایی»، «بی مهری و آزار» ای عشق، ببین من چه کشیدم تو چه کردی؟...!
آن فکری را که تو کردی من هم ! پارچه فروشی می رود در یک آبادی تا پارچه هایش را بفروشد. در بین راه خسته می شود و می نشیند تا کمی استراحت کند. در همان وقت سواری از دور پیدا می شود. مرد پارچه فروش با خود می گوید: بهتر است پارچه ها را به این سوار بدهم بلکه کمک کند و آن ها را تا آبادی بیاورد. وقتی سوار به او می رسد، مرد می گوید: «ای جوان! کمک کن و ا. نجوای خدا با انسان عالم ز برایت آف ، گله کردی
از روح خودم در تو دمیدم، گله کردی
گفتم که ملائک همه سرباز تو باشند
صد ناز بکردی و یدم،گله کردی
جان و دل و فطرتی فراتر ز تصور
از هرچه که نعمت به تو دادم، گله کردی
گفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشم
بر بخشش بی منت من هم گله کردی
با این که گنه کاری و فسق تو عیان است
خو. رباعی گفتی و تقدیم سلطان غزل کردی معمای ادب را با همین ات حل کردی رباعی گفتی و مصراعی از ان را تو ای بانو میان اهل عالم در وفا ضرب المثل کردی کشیدی با سر انگشتت به خاک مرده خطی چند تمام شهر یثرب را به خاک طف بدل کردی خودش را در کنار مادرش حس کرده بغضش ناگهان وا شد خدا را شکر بودی زینب خود را بغل کردی چه شیری داده ای شیران خود را که شهادت را درون کامشان شیرین تر از شهد عسل کردی رباعی تو بانو گرچه تقطیع هجایی شد به تیغ اشک خود اعر ان را بی محل کردی 1 .خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می شدی ، بلکه از تو خواهد پرسید که چند نفر را که وسیله نقلیه نداشتند
به مقصد رس ؟
2 .خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چند متر بود ، بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه است خوشامد گفتی؟
3 .خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی ، بلکه از تو خواهد پرسید ب. سوالی که خدا نمیپرسد! 1- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟ 2- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوش ؟ 3- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟ 4- خدا.
سوالی که خدا نمیپرسد!


1- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود
بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟



2- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوش ؟



3- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود
بلکه از تو خوا. دل دنیا رو خون کردی که اینجوری تو رفتیتموم دلخوشی هامو تو با رفتن گرفتیمثه قصه یه عشق تازه بودیمثه افسانه بی اندازه بودیهیشکی برای من شبیه تو نبودهدنیا چه بی رحمی، آخه تنهایی زودهدل دنیا رو خون کردی که اینجوری تو رفتیتموم دلخوشی هامو تو با رفتن گرفتیکه اینجوری تو رفتی .... "آهنگی برای ناصر"--------------------------------------به خدا زوده، زوده که بگ. مهدی شاه بیک: با چادر مشکی، چه غوغا کردی دختر جا در دل مرد و زنِ ما کردی دختر سیمرغ ها را برده بابایت ولیکن تو سر فرازش پیش زهرا(س) کردی دختر بی حرف و بی منبر، به روی دست بابا کار هزاران شیخ، یکجا کردی دختر تو شالها و مانتوها و عشوه ها را شرمنده ی خود، کاری زیبا کردی دختر در بین مد ها و گریم ها، ساده بودی با چادر مشکی، چه غوغا کردی دختر نمیدانم چه در پیمانه کردی
نمی دانم چه در پیمانه کردی جانم
تو لیلی وش مرا دیوانه کردی جانم
چه شد از در دل من جا گرفتی
مکن از خانه ویرانه کردی
حبیب من ویرانه کردی
جانم جانم ویرانه کردی خدا

زدی از هر طرف
زدی از هر طرف آتش جانم
مرا بیچاره چون پروانه کردی جانم
حبیب من پروانه کردی جانم،جانم
پروانه کردی

ای یار سن. ۱.دختر م که ع م با شلوار کردی گذاشت پروفایلش و کشش و مجبور شد شطرنجیم کنه.
۲.اون سری که با م رفتیم کوه به دلیل شلوار کردی من همه ع امون بالا تنه بودن.
۳.اون چالش دست خطه استامینوفن که یکم از شلوار کردیم معلوم بود سوژه م کردین.
۴.اون باری که در حیاط بودم یه مواد فروش ترمز کرد گفت ؟!
۵. ب که رفتم پیش آقای مشاور گفت دیروز بیرون دی. سرسبز دل از شاخه ب ، تو چه کردی؟افتادم و بر خاک رسیدم ، تو چه کردی؟
من شور و شر موج و تو سرسختی ساحلروزی که به سوی تو دویدم ، تو چه کردی؟
هر به تو از شوق فرستاد پیامی من قاصد خود بودم و دیدیم نو چه کردی
مغرور ، ولی دست به دامان رقیبان رسوا شدم و طعنه شنیدم ، تو چه کردی؟
تنهایی و رسوایی ، بی مهری و آزار ای عشق ، ببین من چه کشیدم . گُل من کافری کردی بسوزی به حالم عاشقی کردی بسوزی تو کافر هستی و مذهب نداری به حقم کافری کردی بسوزی تو که خون کرده ای دلهای عاشق رُخت را گلناری کردی بسوزی نچیدم یک گلی من از لبانت لبت سرخ و گلی کردی بسوزی
ج هزاران بوسه دادی بهر دشمن با بوسه عشق بازی کردی بسوزی گل حنا زدی بر روی زلفات با زلفت طنازی کردی بسوزی برای بردن دلهای عاشق هم. یار دل مو رو خون کردی تو مو رو تو چپق عین توتون کردی تو آتیش به قلبم زدی وقتی یواش مثل انار لب مو رو دون کردی تو روم نمیشه بیشتر از این ها بگم با دل مو یکباره چو کردی تو وقتی که خوب واله و شیدات شدم رفتی نه حتی تلفون کردی تو خواب خوش از مو تو گرفتی یهو مو رو چو لیلی پریشون کردی تو هر شو بجای که دلمو خوش کن از چش مو اشک رون کردی تو با دخترای مامانی دوس شدی خودتو واس اونها مهربون کردی تو هر چی میگم ایتو با مو تا نکن رحمی که مو رونیمه جون کردی تو قلعه قلبم رو گرفتی بابا یک نفره کار قشون کردی تو من دیگه از دست تو خسته رفتم پاک ما رو جونم پشیمون کردی تو وقتی که دیدی نازت و می م رفتی و نرخت رو گرون کردی تو اینهمه بیداد نمودی به مو آ سر هم ولمون کردی تو حسین بود و تو بودی ، تو خواهری کردی حسین فاطمه را گرم، یاوری کردی غریب تا که نمانَد حسین بی عباس به جای خواهری آن جا، برادری کردی گذشتی از همه چیزت به پای عشق حسین چه خواهری تو برادر، که مادری کردی تو خواهریّ و برادر، تو مادریّ و پدر تو راه بودی و رهرو، تو ی کردی پس از حسین، چه بر تو گذشت وارث درد! به خون نشستی و در خون، شناوری کردی پس ا. سوالی که خدا نمیپرسد!


1- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود
بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟



2- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوش ؟



3- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود
بلکه از تو خواهد پ. پارچه فروشی می رود در یک آبادی تا پارچه هایش را بفروشد. در بین راه خسته می شود و می نشیند تا کمی استراحت کند. در همان وقت سواری از دور پیدا می شود. مرد پارچه فروش با خود می گوید: بهتر است پارچه ها را به این سوار بدهم بلکه کمک کند و آن ها را تا آبادی بیاورد. وقتی سوار به او می رسد، مرد می گوید: «ای جوان! کمک کن و این پارچه ها را به آبادی برسا. زهرا به همه حق میدی جز خودت
با خودت مهربون باش
اشکال نداره یه روز صبح بخو
یه روز نری
به خواسته های بقیه بگی نه
چون میخوای مراقب خودت باشی
زهرا تو توان ت و انرژی محدود داری
قرار نیست یا همه ی آدما با روی خوش باشی
میدونم تموم عمر همین سعی و کردی
سعی کردی بخندی
سعی کردی ارو م باشی
سعی کردی قوی باشی
سعی کردی منطقی رفتا. نمیدانی
عشق را
بی حواس کردی وُ
به تن ِتبدار ِجنونم
سرایت کردی ..

نیلوفرثانی
6بهمن 95

کانال تلگرام شعرها ونوشته های نیلوفرثانی
https://telegram.me/niloofarsanipoem



همسر حضرت ابراهیم (ع) ساره تا زمان زیادی بچه دار نمیشدن حتما اگه انی از بیرون زندگی این بزرگواران رو میدیدن با خودشون میگفتن که شاید هیچ نسلی از حضرت ابراهیم باقی نمونه اما خواست خدا جوریه که اگه بگه موجود باش درجا موجود میشه با ازدواج حضرت ، با هاجر، اسماعیل (ع) ولادت یافت اما نکته جالبتر این موضوع اینکه در سنین پیری فرشتگان بشارت ی. بس درسر زلف بتان جا کردی ای دل..............مارا میان خلق رسوا کردی ای دل غافل مرا از فکر فردا کردی ای دل....................تا از کجا ما را تو پیدا کردی ای دل روزم سیه حالم تبه کردی تو کردی.............ای دل بسوزی هر گنه کردی تو کردی ای دل بلا ای دل بلا ای دل بلایی.....................ای دل سزاواری که دائم مبتلایی از ما نی آ خصم جان ما چرایی...................دیوانه جان آ چ. تا روزی که نیای برای من اصلا فقط برای من همه ی روزها عزاست... تمام!
رَأیتُ حُسْن إبْتَل َیْتْ وَ ما رَمَیْتَ إذ رَمَیْتْ...... تصور کنین زندگی یه بازی کامپیوتری بود.در اون صورت هر وقت کار خوبی می کردی یا خوش اخلاقی یا انسانیت خاصی از خودت نشون میدادی امتیاز میگرفتی و میرفتی مرحله ی بعد،هر وقت کار بد می کردی، ی رو ناراحت میکردی،سر غذا آروق میزدی،تو خیابون اخ تف می کردی، ی و غیر ی میدادی،تو جمع دندون تو در میاوردی تمیز می کردی مرحله رو کلا میسوختی و برمیگشتی . من حداقل 15 حقیقت رو راجع به شما میدونم:
1. الان توی اینترنتی
2. الان توی وبلاگ منی
3. یک انسان هستی
4. الان داری پست منو میخونی
5. تو نمیتونی با زبون بیرون بگی ژ
7. الان داری امتحان میکنی
8. الان خنده ات گرفت
9. اصلا ندیدی که عدد 6 رو جا انداخته ام
10. الان چک کردی ببینی واقعا جا انداختم عدد 6 رو یا نه
11. الان باز خ. دوباره اشکهای چشمام روی گونم سرازیر شد امیدم رفته از دستم خدای من چقد دیر شد دوباره جای خالیتو با ع های تو پر چقد سخه نمیتونم دیگه پیش تو برگردم بجای دست من دست کیو امشب بغل کردی بگو دنیا تو این لحظه به کام کی عسل کردی بگو کجای این شهری که بی تو محو غم میشم تو نیستی و زیر بارون با یادت هم قدم میشم تو قلبم جای تو یکدم نذاشتم ی جاشه میدون. سلام متاسفانه به علت یه سری اتفاقاتی که افتاده از چاپ کتاب "ملکه" منصرف شدم ... و غزل های جدید کتاب رو هر از چند گاهی از همین وب منتشر می کنم ... "اثر دارد ..."حتی بر آدم گِل ها اثر دارد
با رفتنت آب از سرم رد شد و فهمیدم
پس ماه در پهنای ساحل ها اثر دارد
دنیا جوابم کرد ... محکومم به مجنونی
دیوانگی آیا به عاقل ها اثر دارد؟
آیینه های . چرا مرا عاشق کردی خدایا 
مرا بر این قایق سوار کردی خدایا
مرا به موج دریای طوفان نش
پای مرا به دنیای دیگر کش  
خانه ای دل مرا آشفته کردی
قبله ی احساسم را نشانه کردی
ربودی از من حال خوش بیخیالی را
گرفتی از من روزهای خوش جوانی را 
عشق را چنان تو جلوه دادی
که سختیش وا پنهان نهادی
آن چنان سرودی از عشق تو ز. من چقدر داغونم تو ب من بد کردی تو منو دوس داشتی پس چرا لج کردی من ازت بیزارم تومنو رد کردی من نمیزارم ک تو بخوای برگردی من چقدر خوشحالم تو منو ول کردی اگه من بد بودم پس چرا دق کردی من چقدر بیمارم تو باهام بد کردی خستم از اشعارم نمیخوام برگردی حس حالم خوش نیس فکرمنو کردی از روزی ک رفتی کمرم خم کردی من با تو خوش بودممم دلموو سرد کردی من با تو زوج بودم تو منو فرد کردی ( تقدیم به نفسیسمم ترانه زندگیم ) طبع شعر من دوست دارممم با تشکر از دوستان ✘⇐مـــرســــــــے دنــیــا کــہ⇒✘ ✘☜بہــم یاد دادی ← تـو ✘بدترین✘ شرایط زندگیــم خودم✓ خودمو 'دلداری' بدم✘ ✘⇇بهم فهموندی توجـــہ زیاد بــے توجــہــے میارہ⇉✘ ✘↵بهم ثابت کردی هرچــے بیشتر عاشق باشـــے بیشتر عذاب میکشـــے↱✘ ✘↜بهم ثابت کردی خوبــــے بـــہ ادمات بدی میاره↝✘ ✘↩بهم ثابت کردی ادمات فقط زمانــــے دوســ. بگذار بگویم :
آ فهمیدم چه ربطی بهم داریم !
که پشت این همه فاصله تا این حد به من ..
” تو ادامه ی وجود منی “
دل من با تو آرام گرفت
این نوشته های گاه و بی گاه
قلب من است برای تشکر از تو
که تمام کج خلقی هایم را تحمل کردی
صبورانه همه ی بهانه گیری هایم را هضم کردی
و آ هم با همان زنگ صدای همیشگی …
تسکینم دادی
من نمی دانم چه شد یا از کجا پیدا شدی !
فقط خوب کردی ادامه ی وجود من شدی
. . . خوب کردی ! ژیان وئه رکى ناخؤشی خؤشى په پوله ی ئاره زوىکوشتم
شه رابىجامی دلدارى ،له تافى لاوییا رشتم
ته مى رؤژانىپرمه ینه ت،وه هاتاریک و چلکن بو؟
نیگارى خؤشه ویستى دل،په رى ئاسای،تیاون بو
شه وى ته نیای ،رووناکى چراى ئاواتى ،خنکانم
ده سى ناکامی ،ئاوازی ده روونى که یلى،تاسانم
ئه وائیستا له گه ل زامى
ده روونى پرله ناکامى
ئه پیوم چؤلى سه رسامى من یه پسرم...اگه برات غیرتی نشم..اگه روت حساس نباشم..اگه ته ریش نداشته باشم...اگه باهات مهربون نباشم..اگه بهت اخمای کوچولو نکنم..اگه وقتی ش رفت عقب نگم اونو بکش جلو...اگه دستتو محکم نگیرم...اگه هرکاری کردی نگم راست بگو تا ببخشمت ...اگه سر به سرت نذارم..اگه قربون صدقت نرم...اون موقع تو دیگه دیوونه و عاشقم نمیشی..تو عاشق اینی که من یه مرد کامل باشم...اما تو یه دختری..اگه خودتو لوس نکنی..اگه باهام قهر نکنی و ناز نکنی...اگه وقتی چشمام میچرخه ازحسودی دیوونه نشی..اگه از نظر دادنام خوشحال نشی... اگه به خاطرمن به خودت نرسی..اگه برام گریه نکنی..اگه از سرو کولم بالا نری..اگه برام عشوه نیای..اگه برام لب و لوچه اویزون نکنی تابغلت کنم...اگه وقتی کار بدی کردی با ترس بهم نگی..اونوقت منم دیوونه و عاشق تو نمیشم تا اون کارا رو برات م.. من تورو خانم میخوام خانم من..منو تو همون ادم و حواییم..بیا جاهامونو عوض کنیم..من صلابت نگه میدارم تو لطافت..تو نجابتتو نگه دار منم نگاهمو...من میشم بهترین پسر واسه تو..تومیشی بهترین دختر واسه من!!!


اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش می کردی
تمامی ذرات وجودت عشق را فریاد می کردی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم چشمهایم را می شستی
و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا من بر سکوت نگاه تو رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم
ای کاش می دانستی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمی ش تی گرچه خانه ی شایسته ی ویرانی است
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم لحظه ای مرا نمی آزردیکه این غریبه ی تنها , جز نگاه معصومت پنجره ای و جز عشقت بهانه ای برای زیستن ندارد
ای کاش می دانستی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم همه چیز را فدایم می کردی همه آن چیز ها که یک عمر بخاطرش رنج کشیده ای و سال ها برایش گریسته ای
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم همه آن چیز ها که در بندت کشیده رها می کردی غرورت را ...... قلبت را ...... حرفت را
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم دوستم می داشتی همچون عشق که عاشقانش را دوست می دارد
کاش می دانستی که چقدر دوستت دارم و مرا از این عذاب رها می کردی ای کاش همه ی این هارا میدانستی ....



شهید کیانند اینان در این روزگار که از خون و آتش گذر می کنند چنان ک شانی که در مرگ نیزار عبور از مدار شرر می کنند چه رفته است برجان این عاشقان که باشوق جانان خطر می کنند نه در باغشان بیم پ ر شدن نه از باد و توفان حذر می کنند چنان آفت که گاه غروب شفق را همه شعله ور می کنند به پیمان سرخ اند ثابت قدم به تیر بلا جان سپر می کنندگوشه ای از م. ایام ضربت خوردن و شهادت المومنین را به شیعیان حضرتش و تمام محبینش تسلیت عرض می نماییم . گرچه بشکافتی و زخم دلم وا کردی چاره ای تیغ غم دوری زهرا کردی آمدی روی مرا سرخ نمودی از خون آمدی تا دل ابرو به سرم جا کردی میچکد خون من و نقش به محراب شده آه زهرا تو علی را ز کمر تا کردی از همان روز که در پشت در خانه ما سند داغ مرا م و امضا کردی از همان روز که در حلقه آتش م در دل دود مرا تار تماشا کردی ازهمان روزکه درکوچه زمین میخوردی باز با دست ترک خورده تقلا کردی من شـرمـنـده فقط گریه به ح تو ولی خنده به من در دل غمها کردی یاد آن روزی که آتش می کشید از در زبانه بال و پر می زد کبوتر در میان آشیانه دیدمش در خون نشسته با پر و بال ش ته من خج می کشیدم در برش با دست بسته فاطمه جان فاطمه جان پدر رفتی سفر بی من مرا خونین جگر کردی ندانستی من بیچاره را زیر و زبر کردی مرا در خیمه بی آب و غذا دادی بدست کی خودت با شور وشوقی بی مثال عزم سفرکردی نپرسیدی که دشمن با یتیمانت نمی سازد مرا چون مرغ پرکنده چرا بی بال و پرکردی پدر دشمن مرا آزار خواهد داد می دانی مرا هم با نگاه خسته راهی سفر کردی من از این زندگی سیرم مرا با خود ببر یارا به . زهرا حواست جمع باشه
یه دفعه یه عالمه تغییرات ایجاد نکنی
بعد از کنترل زیاد اونا همه چیز رو ول کنی و از پاشدن بر نیای
لاک پشتی انجام بده
هم خودت اذیت نشی.
هم بقیه مهاباد- ایرنا- هشتمین دوره جشنواره اسب اصیل کردی با حضور اسب هایی از ای مختلف آذربایجان غربی روز و در آستانه هفته دفاع مقدس در مهاباد برگزار شد تا نژادهای اصیل کردی در باشگاه سوارکاری این شهرستان… تورا شکر می کنم . . .که از پوچی ها ، ناپایداری ها ، خوشی ها و قید و بندها آزادم کردی و مرا در طوفانهای خطرناک حوادث رها ننمودی، و درغوغای حیات، در مبارزه با ظلم و کفر غرقم کردی، لذت مبارزه را به من چش ، مفهوم واقعی حیات را به من فهم ...