sajjad gh

به نقل از خبرگزاریها در مورد sajjad gh : moving pictures of imam hussein, the prophet a., imam sajjad (as).www.shabhayetanhayi.ir (13)

moving pictures of imam hussein, the prophet a., imam sajjad (as).www.shabhayetanhayi.ir (18)moving pictures of imam hussein, the prophet a., imam sajjad (as).www.shabhayetanhayi.ir (18)moving pictures of imam hussein, the prophet a., imam sajjad (as).www.shabhayetanhayi.ir (18) از بلندترین قلّه ­های شعبان می ­وزی و در دشت محرم، به خیمه ی لحظه هایمان وارد می شوی تا دانه دانه با اشک شوق، در جهانی به وسعت کربلا، شقایق سرخ تو را برویانیم. ای هوای عشق ، ای حسین!
هزار بوسه باد بر قنداقه ­ای که حنجره­ ات را پروراند تا هنگام پرواز،زیباترین غزل را بسرایی.
میلاد تو، آغاز پرنده شدن دل­های هوایی ماست در آسمان تو، یا حسین... یا اباالفضل العباس!آبها کوزه به کوزه در انتظارت بودند ،چشمه ها چشم انتظارآمدنت...رودخانه ها در جستجوی دستانت و تشنگی مشک در مشک تو را می خواند تو آمدی و چشم باز نکرده ،دنیا حیران مردانگی ات شد،علی(ع)اشک ریزان بوسه بر سخاوت دستانت زد و ام البنین تمام عشق را پیشکش حسین فاطمه کرد علمدار حسین!خجسته باد آمدنت که علم عاشورا جز بر شانه های ستبر تو نمی توانست آرام بگیرد می آیی از آبی ترین کرانه های نور تا سخاوت دریایی تو عرصه ای باشد برای طلوع نگاهت در تیرگی زمین! یا سید الساجدین!ای باغبان نور!با خنده های غنچه به میهمانی آمدی تا زمین از نفس گرمت،از عبادت های زیبایت در دل شب ،از عطر سجاده ات به خود ببالد ،میلادت خجسته باد میلاد با سعادت سلطان عشق حضرت سید ال (ع)، عشق حضرت عباس بن علی(ع) و پور عشق حضرت سیدالساجدین بر تمام محبان اهل بیت مبارکباد... ولادت سجاد (ع) مبارک باد قالَ الاْ مامُ عَلی بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین عَلَیْهِ السَّلامُ: ثَلاثٌ مُنْجِیاتٌ لِلْمُۆْمِن: کَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَاغتِیابِهِمْ، وَإ شْغالُهُ نَفْسَهُ بِما یَنْفَعُهُ لاَِّخِرَتِهِ وَدُنْیاهُ، وَطُولُ الْبُکأ ‏عَلی خَطیئَتِهِ سه چیز موجب نجات انسان مومن خواهد بود: نگهداری زبانش از حرف زدن درباره مردم غیبت آنان، مشغول شدنش به خویشتن با کارهایی ‏که برای آ ت و دنیایش مفید باشد. و بسیار گریستن بر اشتباهاتش.‏ تحف العقول: ص 204، بحارالا نوار: ج 75، ص 140، ح 3. بسم الله الرحمن الرحیم ضمن عرض خسته نباشید خدمت دانشجویان محترم بابت تلاش یک ترم تحصیلی نمرات نهایی با لحاظ تمام پارامترهای مورد نظر به شرح زیر می باشد انسان از خطا مبرا نیست اگر ی احساس می کند اجحافی در حقش شده است به حقیر ایمیل کند [email protected] لینک نمرات
کارت پستال درخواستی طراحان تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید در کرم خانه حق سفره به نام حسن است عرش تا فرش خدا رحمت عام حسن است تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید بی حرم شد که بدانند همه مادری است ور نه در زاویه عرش مقام حسن است تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید هرکه آمد به در خانه او آقا شد ناز عشاق کشیدن ز مرام حسن است تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید خجسته میلاد دومین ستاره پر فروغ آسمان ت و ولایت، کریم اهل بیت، حسن مجتبی(ع) بر همگان مبادک. moving pictures of imam hussein, the prophet a., imam sajjad (as).www.shabhayetanhayi.ir (18)moving pictures of imam hussein, the prophet a., imam sajjad (as).www.shabhayetanhayi.ir (18) تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net مژده ای دل نور چشم مرتضی آمد خوش آمد شام میلاد مجبتی آمد خوش آمد غم مخور ای دل که در ماه دعا و استجابت بهر تأثیر دعا، روح دعا آمد خوش آمد تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net جشن میلاد تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید شنبه 93/4/21 تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید ساعت 21:30 تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید هیئت اصغریه (ع) بیوگرافی سجاد مردانی تکواندوکار مهمان خندوانه + تصاویر سجاد مردانی در خندوانه,بیوگرافی سجاد مردانی,همسر سجاد مردانی,زن سجاد مردانی,تصاویر سجاد مردانی و پدر و مادرش,سن سجاد مردانی,سجاد مردانی اهل کجاست,سجاد مردانی قهرمان تکواندو بیوگرافی سجاد مردانی اینستاگرام سجاد مردانی ایرانیان در المپیک 2016 المپیک 2016 ریودوژانیرو اخبار تکواندو sajjad mardani سجاد مردانی sajjad mardani (متولد ۱۰ تیر ۱۳۶۷ قد : ۱۹۸ ، وزدن ۹۶) در جونقان از توابع استان چهارمحال و بختیاری و در شهرکرد است. مادر، خواهر و برادری تکواندوکار دارد که وی معتقد است خانواده ای کاملاً ورزشی دارد و همین موضوع باعث شده تا تکواندو را بیشتر از رشته های دیگر دوست داشته باشد. مردانی تکواندو را از ۷ سالگی با برادرش آغاز کرده است. بیوگرافی سجاد مردانی تکواندوکار مهمان امشب خندوانه + تصاویر خانوادگی و افتخارات ای سرور عابدان عالم، امشب که شب رحلت توست،
به درگــــــــــــاهت می آیم
تا در لطافت و غلظت و رقت و نورانیت تو شناور شوم
و ذوب شوم در زلال نگاهت
.
.
.
ای سجده کننده بر تربـــــــت کــــربلا،
عروجت بر جاده های گل آذین بسته آسمان
و رها شدنت از بی مهری های اهل زمین برقلب های ما تسلیت باد.
امین متوسل زاده
amin motevaselzadeh پست:مهاجم تاریخ تولد:1361-02-24/سن: 32 گل: 1 گل گهر سیرجان vs مس رفسنجان(1:3) 86'
سجاد حیدری مقدم
sajjad heydari moghadam
پست :مهاجم گل: 1 گل گهر سیرجان vs مس رفسنجان(1:3) 8' 1
0
مهدی رستمی
mehdi rostami گل: 1 مس رفسنجان vs فولاد یزد(1:0) 20' 0
0
فرشاد سالاروند
farshad salar vand گل: 1 گل گهر سیرجان vs مس رفسنجان(1:3) 90' 2
0 شهادت چهارمین ستاره درخشان ت و ولایت بر عموم شیعیان تسلیت باد سجاد علیه السلام می فرمایند: اگر همه مردم که ما بین مشرق و مغرب هستند بمیرند، من از تنهای هراس نکنم،پس از آنکه قرآن با من باشد. اصول کافی جلد 4 صفحه403 زندگانی زین العابدین (ع) در این جلسه به مناسبت شهادت سجاد ع به معرفی حضرت پرداخته شده است . در ابتدا به بیان مختصری از اطلاعات تاریخی زندگانی حضرت و شرایط عمومی حکام زمان ایشان را بحث کرده ایم . و سپس شجاعت حضرت در واقعه کربلا بیان شد و اثار علمی سجاد نیز معرفی شده است و در انتهای بحث به مرثیه حضرت پرداخته شده است . متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید ... ..: السلام علیک یا قاسم ابن الحسن :.. روز شهادت سجاد(ع) در چند روایت متفاوت ذکر شده و تاریخ دقیق آن مشخص نیست اما روایت 25 محرمِ سال 94 هجری سندیت بیشتری دارد. زین العابدین پس از عمری 57 ساله به دست هِشام ‏بن عبدالملک در زمان خلافت ولیدبن عبدالملک مسموم شد و در کنار مرقد مطهر عموی بزرگوارش، حسن‏ مجتبی(ع) در قبرستان بقیع به خاک س شد. به مناسبت سالروز شهادت ایشان روش های سجاد(ع) برای دوران ت و مبارزه با حکومت بنی امیه را در گفت و گوی خبرآنلاین با آیت الله آقا رضی و رسول جعفریان در ادامه می خوانید. اس ام اس و جملات تبریک ولادت سجاد زین العابدین 12 اردیبهشت 96 پیام تبریک ولادت سجاد زین العابدین,شعر تبریک ولادت سجاد زین العابدین,متن تبریک ولادت سجاد زین العابدین از مهین بانوى ایران سر زد از خاک عرب آفتابى کز ج شد عیان آیات ربّ حجّت حقّ، رحمت مطلق ، علىّ بن الحسین درّه ّاج شرف ، ماه عجم ، شاه عرب سایت تفریحی نم تان http://namakstan.net پیام تبریک ولادت سجاد زین العابدین,شعر تبریک ولادت سجاد زین العابدین,متن تبریک ولادت سجاد زین العابدین رها کنید مرا در هوای این آقا گدا کنید مرا هم ، گدای این آقا دوباره اذن م دهید تا اینکه بدون پر بپرم در سرای این آقا ولادت با سعادت سجاد(ع) مبارک سایت تفریحی نم تان http://namakstan.net یک فلک مجد و کرامت یک جهان اجلال و فر در رخ انسان به چهرى دلنشین آمد پدید یک جهان تسلیم یک عالم رضا یک دهر فضل آسمانى آفتابى بر زمین آمد پدید سایت تفریحی نم تان http://namakstan.net جمالِ بی مثالِ داور است ایـن به خَلق و خُلق و خو پیغمبر است این حسن زادی، حسین آورده ای، یا المؤمنین دیگر است ایـن بـه چشم نـور از او نـور بارد جمـال چـارده معصـوم دارد سایت تفریحی نم تان http://namakstan.net به صورت حُسنِ صورت آفرینش ز صورت آفریـنش، آفریـنش فلک خواند به لب عین الحیاتش ملک گوید به رخ حقّ الیقینش کلام وحی ریـزد از دهـانش دعا گل بوسه گیرد از لبانش سایت تفریحی نم تان http://namakstan.net خدا مشتاق یارب یارب اوست سحر دلـداده ذکر شب اوست کلـیم الله مـدهوش تکـلّم ا زنده لعل لب اوست عبادت بوسه گیرد از جبینش خدا فرموده زین العابـدینش سایت تفریحی نم تان http://namakstan.net ولایت تشنه جـام ولایـش همه دل هاست، دشت کربلایش چهل پرواز از گودال تا شام چهل معراج تا طشتِ طلایش سفر از کبریـا تـا کبریا داشت عروجی همچو ختم الانبیا داشت سایت تفریحی نم تان http://namakstan.net بـه خلقت در اسارت مقت کند در بنـدگی کار خدائـی کند روز اسارت دست بسته ز کار عالمی مشکل گشائی فراز نـاقـه اوج اقتـدارش زبان هنگام خطبه ذوالفقارش سایت تفریحی نم تان http://namakstan.net کلامش همچو آیات شریفه حماسه، روشنی، حکمت، لطیفه بـه دریـای دلِ اهلِ تـولّا گهر جاری است از متن صحیفه دعای اوست وحی آسمانـی معانی در معانی در معانـی سایت تفریحی نم تان http://namakstan.net الا سیر عروجت تا سحرگاه من الله و الی الله و مـع الله نهان از چشم ها اسرار خود را علی با چاه می گفت و تو با ماه تـو قرآنی تـو ایمانی تـو دینی تـو سر تـا پـا المؤمنینی سایت تفریحی نم تان http://namakstan.net السلام ای سجده ی نورانی سجاده ها السلام ای هم قبیله با دل افتاده ها السلام ای رنج دیده در زمین کربلا السلام ای دل بریده از همه دلداده ها ولادت زین العابدین (ع) بر شما مبارک سایت تفریحی نم تان http://namakstan.net به مولا جلوه مولا مبارک جمال ربی الاعلی مبارک چارم آوردی بـه دنیا عروس حضرت زهرا مبارک عبادت های حیدر یـاد آمد که عید حضرت سجاد آمـد سایت تفریحی نم تان http://namakstan.net ای لیل قدر تشنۀ راز و نیاز تو قبله سزاست غبطه خورد بر تو چون بر قنوت دست دعا باز می کنی صدها فرشته پر کشد از دست باز تو ولادت سجاد (ع) بر شما مبارک سایت تفریحی نم تان http://namakstan.net به چشمم نور مطلق آف د بـه نامم ذکر یـاحق آف د یقین بـاشد مرا امشب دوباره بـه سر شور فرزدق آفریـدند سرشک شوق ریزد از دو عینم که مداح عـلی ابـن الحسینم . . . سایت تفریحی نم تان http://namakstan.net خدا امشب ولیّش را ولی داد جمالی منجلی نوری جلی داد حسین بن علی چشم تو روشن که امشب بر تو ذات حق علی داد شب وجد امـام عالـمین است که میلاد علی ابن الحسین است سایت تفریحی نم تان http://namakstan.net سلام اى چارمین نور الهى کلیم وادى طور الهى تو آن شاهى که در بزم مناجات خدا مى‏کرد با نامت مباهات تو را سجاده داران مى‏شناسند تو را سجده گزاران مى‏شناسند ولادت سجاد (ع) مبارک سایت تفریحی نم تان http://namakstan.net مزارت بیت قرب داور ماست بقیعت کربـلای دیـگر ماست به معراج عروج از خویش تا دوست تـولای شما بـال و پـر ماست به “میثم” از ازل شد این عنایت که بـا مهر شما گردد هـدایت سایت تفریحی نم تان http://namakstan.net اس ام اس و جملات تبریک ولادت سجاد زین العابدین 12 اردیبهشت 96 آهنگ شاد جدید سجاد وثوقى بنام لیلی و مجنون شکل متحرک بقیه در ادامه ادامه مطلب across the street : اونور خیابون around the corner : در نبش خیابون down/up the street : پایین/بالای خیابون on the left/your left : سمت چپ on the right/your right : سمت راست on the left/right side of the street سمت چپ/راست کنار خیابون next to the park : بعد پارک across from the park : مقابل پارک around the corner from the school : در نبش مدرسه near the pharmacy : نزدیک داروخانه between park st & ferdowsi st بین خیابون پارک و فردوسی on bahar street : تو خیابون . esteghlal football team suffered a home draw against saba in the iran professional league (ipl) here on friday. the blues moved down to third place behind tractor sazi and sepahan after a 1-1 draw with saba. sajjad shahbazzadeh was on target for esteghlal in the 72nd minute and ayyub kalantari equalized the match in the 77th minute. “we had several chances but esteghlal could have defeated against saba. i am isfied with our performance, but not isfied with our result,” esteghlal coach amir ghalenoei said in the post match news conference. 61 years p from prophet (pbuh)’s immigration and now imam hossain (pbuh) who has been trained by prophet (pbuh) to carry imamate flag of ibrahim and mohammad (pbuh)’s mission. so,he can lead human up to the light gates.
army of light and the call of right and rightness are in oneside and army of dark and the call of darkness and foulness are in another side. sun of ashoora is looking to this bloody battle and red war. it’s ashoora noon, and karbala desert is terribly .
the sun is crying on the bodies, which have fallen on the earth, and on the corpses without shroud, and on the. across the street :اونور خیابون around the corner : در نبش خیابون
down/up the street : پایین/بالای خیابون
on the left/your left : سمت چپ
on the right/your right : سمت راست
on the left/right side of the street سمت چپ/راست کنار خیابون
next to the park : بعد پارک
across from the park : مقابل پارک
around the corner from the school : در نبش مدرسه
near the pharmacy : نزدیک داروخانه
between park st & ferdowsi st
بین خیابون پارک و . ماه محرم (muharram) why muharram?! pre-islamic arabs, the war in this month truce and knewhewas forbidden, so since this title was named this month. the first day of muharram and the first lunar placed. in this explain why other months of the war is forbidden in them, can not be called muharram said: "because of the war left it would start this month of muharram said.this month the paign reminds shia school of hazrat sydalshhda krblast eternal and the epic.this month, a reminder dlavrmrdyhay companions with promises hussein hossein (pbuh), sacrifices zeinab kobra (pbuh), imam sajjad (pbuh), and all prisoners of the caravan of imam hussain (pbuh), is. this month, sermons and slogans reminiscent gahybkhsh democratic martyrs, fiery speeches of hazrat zeinab (pbuh) and lecture ghray zain abedin (pbuh), is. yes, the month, the month is the victory of right over the wrong. چرا محــرم؟! پیش از ،عرب جنگ در این ماه را حرام می دانست و ترک مخاصمه می کرد؛ لذا از آن زمان این ماه بدین اسم نامگذاری شد. و روز اول محرم را اول سال قمری قرار دادند. در توضیح این که چرا ماه های دیگر که جنگ در آنها حرام است، محرم نامیده نمی شود می توان گفت: چون ترک جنگ از این ماه شروع می شد به آن محرم گفتند. این ماه در مکتب تشیع یادآور نهضت حضرت سیدال و حماسه جاودان کربلاست. این ماه، یادآور دلاورمردی های یاران با وفای اباعبدالله الحسین(علیه السلام)، فداکاری های زینب کبری(سلام الله علیها)، حضرت سجاد(علیه السلام)، و همه اسرای کاروان حسین(علیه السلام)، است. این ماه، یادآور خطبه ها و شعارهای آگاهی بخش سالار شهیدان، نطق آتشین حضرت زینب(سلام الله علیها) و خطابه غرّای زین العابدین(علیه السلام)، است. آری این ماه، ماه پیروزی حق بر باطل است.
ay momino jab majlise shabbir may aana
bachon ka tumhe waasta ye bhoolna jaana
ye soch ke jee khol ke tum ashq bahana
majlis jahan hogi wahan aati hai sakina

paani na mila aaj bhi pyasi hai sakina
pyasi hai sakina haaye pyasi hai sakina

allah kare aaye kabhi aisa zamana
ho shaam ke zindaan ki taraf aap ka jaana
phat jaayega dil dekh ke wo gham ka thikana
behaal hui qabr may soti hai sakina
paani na mila aaj bhi pyasi hai sakina

yun jaanibe darya gaye abbase dilawar
aur darya se mashqiza bhara ba-dile muztar
ay momino jab majlise shabbir may aana
bachon ka tumhe waasta ye bhoolna jaana
ye soch ke jee khol ke tum ashq bahana
majlis jahan hogi wahan aati hai sakina

paani na mila aaj bhi pyasi hai sakina
pyasi hai sakina haaye pyasi hai sakina

allah kare aaye kabhi aisa zamana
ho shaam ke zindaan ki taraf aap ka jaana
phat jaayega dil dekh ke wo gham ka thikana
behaal hui qabr may soti hai sakina
paani na mila aaj bhi pyasi hai sakina

yun jaanibe darya gaye abbase dilawar
aur darya se mashqiza bhara ba-dile muztar
شهادت بزرگ مرد مناجات سید سجده کننده آل طه عابدان و عارفان بر همه جوانان جوینده راه سبز وصال تسلیت باد! ♦♦♦.♦♦♦.♦♦♦ ای سجده کننده بر تربت کربلا، عروجت بر جاده های گل آذین بسته آسمان و رها شدنت از بی مهری های اهل زمین بر قلب های ما تسلیت باد ♦♦♦.♦♦♦.♦♦♦ ای سرور عابدان عالم، امشب که شب رحلت توست، به درگاهت می آیم تا بر جوانی ام دعا کنی، تا در لطافت و غلظت و رقت و نورانیت تو شناور شوم و ذوب شوم در زلال نگاهت ♦♦♦.♦♦♦.♦♦♦ امروز روز پر کشیدنِ مردی است که در سالیان دراز، غم عظیم عاشورا را لابه لای بغض های مناجات، به آسمان هدیه کرده است ♦♦♦.♦♦♦.♦♦♦ صحیفه سبز تو، نجوای انوار تابناکی است که تا بی نهایت، شربت آرام بخش روح عطشناک آدمی است دعاهایت را در این فصل سرد، بدرقه جوانی ام کن ♦♦♦.♦♦♦.♦♦♦ امشب اشک های داغ ِ روی گونه هایم، در کنار تپش های ملتهب قلبم، نظاره گر پر کشیدن سجده دارترین عنصر هستی است ای های عاشقانه شب، سفرت پرباران! ♦♦♦.♦♦♦.♦♦♦ ای عابدان شب زنده دار، غم فراق علقمه و عاشورا، چگونه بر پیکر تب دارت نهیب می زد، آن زمان که در ابتدای اسارتت، زخم های گلگون قدم هایت را به شمارش نشستی؟ ♦♦♦.♦♦♦.♦♦♦ در کوچه پس کوچه های جوانی ام، نجوای دعای توست که می جوشد و میل رویش را در تمام وجودم ایجاد می کند. برای سبز شدن و جوانه زدن، لابه لای صحیفه ات آشیانه می کنم ♦♦♦.♦♦♦.♦♦♦ تسلیت باد سالروز شهادت ِ لحظه های مناجات سبز صحیفه عشق و عرفان! ♦♦♦.♦♦♦.♦♦♦ غم فراق کاروان اسرای کربلا، نگین آرامش قلب اهل حرم، بر همگان به ویژه جوانان دلداده کوی دوست تسلیت باد! ♦♦♦.♦♦♦.♦♦♦ در سوگ زین العابدین زهرا نشسته، تیر غم از داغش بر این دلها نشسته ♦♦♦.♦♦♦.♦♦♦ خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی را دارم ولی چون خودی را نداری. سجاد (ع) ♦♦♦.♦♦♦.♦♦♦ عاشوراى حسینى، کتاب سرخى بود که «تفسیر ناب» آن از زبان سجاد تراوید ♦♦♦.♦♦♦.♦♦♦ سجاد (ع)، پاسدار «وحى نبوى» و «خط علوى» و «شورحسینى» بود ♦♦♦.♦♦♦.♦♦♦ در برابر خدا، «سجاد» بود، هرگز در برابر ظالمان، سر تسلیم فرود نیاورد و چهره بر درگاه ارباب قدرت نسود ♦♦♦.♦♦♦.♦♦♦ کبوتر مجروح و پر و بال ش ته عد با پماد عرفان زین العابدین (ع) در شفا خانه دعاهایش یام یافت
موسوعة فواصل البسملة لمنتدیات فاطمة

شهادت سید السا جدین تسلیت و تعزیت باد اشعار شهادت حضرت سجاد, شعر و ترانه
 شهادت زین العابدینحاج سعید یا سیدی زین العابدین( )
 mp410,228
♡◇♡◇♡◇♡◇♡
 می شکافد تیر غربت ی سجاد را
زهر از غم می رهاند این دل ناشاد را
می گذارم بر زمین دیگر سلاح گریه را
می کشم با " یا حسینی " آ ین فریاد را
دیده ام بر خاک صحرا پیکر ابرار را
دیده ام بر نیزه ی اعدا سر اوتاد را
دیده ام در کربلا غم واژه ی توحید را
دیده ام در بین مقتل شادی صیاد را
هم زمان ناله ی غربت ، تبسم بر یتیم ؟!
جان به دل دادم به شام محنت این اضداد را
ناله ام احیا نماید خون ثارالله را
اشک من رسوا نماید دشمن شیاد را
باورم شد دردهای سوز کوچه را
حس نمودم در اسارت غربت اجداد را
خارجی خواندم ، اسیرم کرد ، قصد جان نمود
با دو چشم خویش دیدم مرگ عدل و داد را
دیده ام در زیر پا اوراق قرآن ، دیده ام
پرچم زلف سر نیزه نشین در باد را
زهر برد از تاب ، اما نبرد از خاطرم
کینه های قوم بدتر از ثمود و عاد را
گوشه ی ویرانه گم ، نجستم تا کنون
گوهری که زیر دست و پای خصم افتاد را
♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧
هیات امنای آرامستان شهرستان شوط
 شهادت سید السا جدین 
حضرت  زین العابدین (ع)
 را به همه ی عاشقان  ت و ولایت
 تسلیت و تعزیت عرض می نماید.  اعظم (ص) علی (ع) حضرت زهرا (س) حسن (ع) حسین (ع) سجاد (ع) باقر (ع) صادق (ع) موسی کاظم ... رضا (ع) هادی (ع) جواد (ع) حسن عسگری ... حضرت ابوالفضل (... زمان (عج) حضرت زینب (س) حضرت معصومه (س) ماه مبارک رمضان علی اکبر (ع) ی و حجاب بیداری ی غدیر - عید ولای... قدس حضرت رقیه (س) استکبار جهانی-آ... پا تان - پاراچ... عید فطر حماسه 9 دی 22 بهمن - دهه ف... مقاومت حزب الله مراجع و علما (ره) و دفاع مقد... اس ام اس ، متن و جملات تبریک ولادت حسن مجتبی 20 داد 96
تبریک ولادت حسن مجتبی , اس ام اس تبریک ولادت حسن مجتبی اس ام اس ، متن و جملات تبریک ولادت حسن مجتبی ولادت حسن مجتبی علیه السلام در سال سوم هجرت و در شب نیمه ماه رمضان ـ که بهترین ماه های خداست ـ خانه المؤمنین و فاطمه علیهماالسلام میزبان قدوم مولود مبارکی شد که شادی را با خود به خانه وحی آورد. در این شب فرخنده، سبط اکبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ، حضرت حسن علیه السلام چشم به جهان گشود و شهر مدینه را غرق نور کرد. هنگامی که حسن علیه السلام به دنیا آمد رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در سفر بودند و المؤمنین و فاطمه علیه السلام چشم به راه بازگشت. ایشان پس از مراجعت از سفر، طبق معمول ابتدا به خانه فاطمه علیهاالسلام وارد شد. هنگامی که خبر تولد نوزاد را به ایشان دادند، شادمانی وجود حضرت را فرا گرفت. هنگامی که کودک را نزد صلی الله علیه و آله وسلم آوردند، حضرت رو به علی علیه السلام کرده، فرمود: «آیا او را نام گذاری کرده ای؟» عرض کرد: «من در نام گذاری وی بر شما پیشی نمی گیرم». رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «من هم در نام گذاری بر خداوند سبقت نمی جویم». در این هنگام جبرئیل از آسمان فرود آمد و از سوی خدای متعال به وی تهنیت گفت و سپس اظهار داشت: «خداوند تو را فرمان داده که نام پسر هارون، «شبر» را بر او بگذاری». حضرت فرمود: «زبان من عربی است». جبرئیل عرض کرد: نامش را «حسن» بگذار و صلی الله علیه و آله وسلم او را «حسن» نامید. پاتوق من : در ادامه اس ام اس های تبریک ولادت حسن مجتبی را مطالعه فرمایید. اس ام اس ، متن و جملات تبریک ولادت حسن مجتبی تبریک ولادت حسن مجتبی , اس ام اس تبریک ولادت حسن مجتبی اس ام اس ولادت حسن مجتبی «« آمد چو به نیمه ماه پرفیض صیام »» «« شد طلعت مجتبی عیان چون مه تام »» «« با روی حسن خوی حسن جلوه نمود »» «« فرزند ابوالحسن بن »» اس ام اس ، متن و جملات تبریک ولادت حسن مجتبی پیامک ولادت حسن مجتبی «« سرآمد عقل برخورد نیکو و شایسته با مردم است »» حسن مجتبی (ع) اس ام اس ، متن و جملات تبریک ولادت حسن مجتبی متن ولادت حسن مجتبی «« گویند که گرد مَه، ‌زمین می‌گردد »» «« دور فلک و عرش برین می‌گردد »» «« خورشید، جمال مجتبی را دیده است »» «« حیران شده است و این چنین می‌گردد »» میلاد دومین اختر تابتاک آسمان ولایت مبارک اس ام اس ، متن و جملات تبریک ولادت حسن مجتبی پیام ولادت حسن مجتبی «« بر ماه تمام ماه رحمت صلوات »» «« بر نور جمال حُسن و حکمت صلوات »» «« در سفره ی ماه رمضان فیض حَسن »» «« بخشیده به عرش و فرش، نعمت، صلوات »» میلاد حسن علیه السلام مبارک باد اس ام اس ، متن و جملات تبریک ولادت حسن مجتبی مسیج ولادت حسن مجتبی «« سلام ای حُسن عالمتاب، ‌ای روح سحر سیما »» «« سلام ای آیه مظلوم، ای غم، سوره زیبا »» «« سلام ای دومین خورشید، ای روشن‌ترین امید »» «« بتاب ای عصمت روشن، بتاب ای عصمت زیبا »» میلاد نور مبارک اس ام اس ، متن و جملات تبریک ولادت حسن مجتبی جملات ولادت حسن مجتبی «« گلی زیبا نمایان در چمن شد »» «« شب میلاد مولایم حسن شد »» «« شدم امشب سراپا مست نامش »» «« یقین مرغ دلم گردیده رامش »» ولادت حسن مجتبی (ع) مبارک اس ام اس ، متن و جملات تبریک ولادت حسن مجتبی اس ام اس رسمی ولادت حسن مجتبی «« سرشار شمیم اهل بیت آمده است »» «« شادی به حریم اهل بیت آمده است »» «« جوشان شده است چشمه فیض خدای »» «« میلاد کریم اهل بیت آمده است »» اس ام اس ، متن و جملات تبریک ولادت حسن مجتبی اس ام اس اداری ولادت حسن مجتبی «« این مه که به بستان ولایت آمد »» «« نوری ست که از بهر هدایت آمد »» «« او آمده تا نور به شب ها بخشد »» «« روح شرف و عشق به دنیا بخشد »» میلاد حسن علیه السلام بر شما مبارک باد اس ام اس ، متن و جملات تبریک ولادت حسن مجتبی اشعار ولادت حسن مجتبی «« ماهِ روزه بود و ماه‌ ‌ای از ورای ابرها پدید شد »» «« آفریدگار عشق و عقل نیز شادمان از آنچه آفرید شد »» «« مجتبی که شیعه رسول بود، اولین ودیعه بتول بود »» «« از نهاد مرتضی حلول کرد بعد از آن مدینه رو سپید شد »» اس ام اس ، متن و جملات تبریک ولادت حسن مجتبی شعرهای ولادت حسن مجتبی «« ای تو با قلبم صمیمی یا حسن »» «« تو کریم بن کریمی یا حسن »» «« داری از زهرا نشان یا مجتبی »» «« مهربانی دل رحیمی یا حسن »» میلاد کریم اهل بیت مبارک اس ام اس ، متن و جملات تبریک ولادت حسن مجتبی پیام تبریک ولادت حسن مجتبی حسن مجتبی (ع) : «« با مردم آن‌گونه نشست و برخاست کن که دوست داری، با تو رفتار کنند »» اس ام اس ولادت حضرت ابوالفضل,پیامک روز جانباز,پیام تبریک میلاد حضرت عباس متن های ولادت حسن مجتبی «« گناه و اشتباه دیگران را به زودی سرزنش مکن »» «« و میان او و اشتباهش راهی برای عذرخواهی قرار بده »» حسن مجتبی (ع) اس ام اس روز مرد , اس ام اس روز پدر , اس ام اس ولادت حضرت علی sms ولادت حسن مجتبی حسن مجتبی (ع) : «« بخشش پیش از درخواست ، بزرگ‌ترین بزرگواری‌هاست »» ولادت حضرت علی اکبر و روز جوان , اس ام اس تبریک ولادت حضرت علی اکبر و روز جوان اس ام اس جدید ولادت حسن مجتبی «« او رود زلالی ست که درفصل عطش »» «« جود و کرم خویش به دریا بخشد »» «« از لطف ، کریم اهل بیت عصمت »» «« ما را زکرم خدا به فردا بخشد »» میلاد حسن علیه السلام مبارک باد اس ام اس ولادت سجاد,متن تبریک ولادت زین العابدین,پیامک تولد سجاد علیه السلام اس ام اس زیبای ولادت حسن مجتبی حسن مجتبی (ع) : «« شوخی، بزرگی و ابهت را از میان می‌برد »» «« شخص ت از بزرگی و وقار بیشتری بهره‌مند است »» پیامک تبریک ولادت زمان عج , اس ام اس نیمه شعبان , متن تولد مهدی اس ام اس ، متن و جملات تبریک ولادت حسن مجتبی 20 داد 96 دشمنان احمق یکی از دعاهای سجاد این است: خدا را شکر که دشمنان ما را، از احمق ها آفرید. این فراز دو مقهوم کلی دارد: یکی اینکه اگر ی دانشمند و دانا باشد، دشمن اهل بیت نمی شود. زیرا متوجه رفتار ها و گفتار های نیک آنها شده، جذب می گردد. اما جنبه مهم دیگر ان این است که: دشمنان اهل بیت در اوج عقلانیت، احمق هایی بیش نیستند و رفتار آنها، بیش از آ. دکوپاژ در ماه محرم دکو پاژ اصطلاح برداری است، می گویند قبل از برداری، باید صحنه کاملا و بصورت جزئی، از سوی کارگردان تشریح و توضیح داده شود. که تقریبا نیمی از کار های: یک کارگردان به شمار می رود. گرچه این مفهوم با سینما، به میدان فرهنگ نامه ها قدم گذاشت، و عمری کمتر از صد سال دارد. ولی این کار ها در ایران، سوابق بسیار طولانی دارد. درادب. iranian scholars ociation of professors scholars of iranian heritage - iranian studies directory -alireza abootalebi (u wisconsin) - mohsen aboutorabi ph.d. (u of cen england, uce) -kamyar abdi (dartmouth college) - ervand abrahamian (columbia u) - parvin abyaneh (csu pomona) -fereydun adamiyat(historian) - gholam reza afkhami (fis) - fereidoon adamiyat (historian) -fariba adelkhah (ceri) - janet afary (ucsb) - fereshteh ahmadi lewin (uppsala university) -jamsheed akrami (wpu) - janet afary (ucsb) - haleh afshar (york university) - iraj afshar (iranica) -mahasti afshar (paaia) - reza afshari (. ریاست محترم دادگاه بین المللی لاهه
با سلام و احترام
به استحضار عالی میرساند
اینجانب سید احمد حسینی، یکی از نوادگان سجاد، علی ابن الحسین ع مدفون در آرامگاه بقیع: در مدینه منوره هستم. که مدرک آن پیوست می باشد. همانطور که مستحضرید، آل سعود این آرامگاه را ت یب کرده، و آثار تاریخی آن را نابود نموده است. اینجانب بارها اقدام به در خوا. ریاست محترم دادگاه بین المللی لاههبا سلام و احترامبه استحضار عالی میرسانداینجانب سید احمد حسینی، یکی از نوادگان سجاد، علی ابن الحسین ع مدفون در آرامگاه بقیع: در مدینه منوره هستم. که مدرک آن پیوست می باشد. همانطور که مستحضرید، آل سعود این آرامگاه را ت یب کرده، و آثار تاریخی آن را نابود نموده است. اینجانب بارها اقدام به در خواست بازس. ریاست محترم دادگاه بین المللی لاهه با سلام و احترام به استحضار عالی میرساند اینجانب سید احمد حسینی، یکی از نوادگان سجاد، علی ابن الحسین ع مدفون در آرامگاه بقیع: در مدینه منوره هستم. که مدرک آن پیوست می باشد. همانطور که مستحضرید، آل سعود این آرامگاه را ت یب کرده، و آثار تاریخی آن را نابود نموده است. اینجانب بارها اقدام به در خواست با. دبیر کل محترم  سازمان ملل متحد
 عالیجناب آنتونیو گوترش
با سلام و احترام
به استحضار عالی میرساند:
اینجانب سید احمد حسینی، یکی از نوادگان سجاد، علی ابن الحسین ع مدفون در آرامگاه بقیع در مدینه منوره هستم که مدرک آن پیوست می باشد. همانطور که مستحضرید، آل سعود اقدام به ت یب آرامگاه و: آثار تاریخی آن  نموده است و نه تنها این . ترجمه کلمه حمار عربی، در فارسی الاغ می شود ولی، اینکه چرا الاغ را هم می گویند؟ بحث شیرین تاریخی دارد: وقتی حضرت ابراهیم ع یت یافت تا: فرزند خود حضرت اسماعیل را به :صحرای سوزان حجاز ببرد و: شهر جدید مکه را ب ا کند، و میراث حضرت آدم ع یعنی بافت فرسوده: خانه خدا را تعمیر کند، با اسب به آن منطقه رفت.عربها که او را دیدند گفتند: فارس آمد یعنی ا. ترجمه کلمه حمار عربی، در فارسی الاغ می شود ولی، اینکه چرا الاغ را هم می گویند؟ بحث شیرین تاریخی دارد: وقتی حضرت ابراهیم ع یت یافت تا: فرزند خود حضرت اسماعیل را به :صحرای سوزان حجاز ببرد و: شهر جدید مکه را ب ا کند، و میراث حضرت آدم ع یعنی بافت فرسوده: خانه خدا را تعمیر کند، با اسب به آن منطقه رفت.عربها که او را دیدند گفتند: فارس آمد یعنی ا. ترجمه کلمه حمار عربی، در فارسی الاغ می شود ولی، اینکه چرا الاغ را هم می گویند؟ بحث شیرین تاریخی دارد: وقتی حضرت ابراهیم ع یت یافت تا: فرزند خود حضرت اسماعیل را به :صحرای سوزان حجاز ببرد و: شهر جدید مکه را ب ا کند، و میراث حضرت آدم ع یعنی بافت فرسوده: خانه خدا را تعمیر کند، با اسب به آن منطقه رفت.عربها که او را دیدند گفتند: فارس آمد یعنی ا. text box: تاریخ : 15 /3 /1396 شماره نامه:110/66 دبیر کل محترم  سازمان ملل متحد  عالیجناب آنتونیو گوترشبا سلام و احترامبه استحضار عالی میرساند:اینجانب سید احمد حسینی، یکی از نوادگان سجاد، علی ابن الحسین ع مدفون در آرامگاه بقیع در مدینه منوره هستم که مدرک آن پیوست می باشد. همانطور که مستحضرید، آل سعود اقدام به ت یب آرامگاه و: آثار تاریخی آن  نموده است و نه تنها این مقبره بلکه موارد زیادی قابل ارائه است. به دفعات متعدد اقدام به درخواست بازسازی، ترمیم و مرمت این مقبره تاریخی، و اثر ارزشمند را به کشور عربستان سعودی داده ام، که متاسفانه مقامات عربستانی، نه تنها پاسخ متقن و مشخصی به این درخواست نداده اند، بلکه حتی از اعطای ویزا برای مراجعه و: نقشه برداری از این اثر تاریخی را که: اعلام نموده ام شخصا حاضرم تمامی این هزینه ها متقبل کنم، ممانعت نموده اند. عدم توجه مسئولین سعودی به مقبره هاو: آثار تاریخی و باستانی از این دست، بر ی پوشیده نبوده و نیست. حتی با توجه به مستندات تاریخی، شواهد و قرائن، مقامات سعودی اصرار بر م وبه ماندن این دست: از آثار ارزشمند تاریخی که بخشی از تاریخ بشریت است، را دارد، و به هیچ عنوان هم حاضر به پاسخگویی و :جبران خسارات وارده به این آثار ارزشی را ندارند. به نظر می رسد تمردان سعودی از: عهده حفظ و پاسداشت: آثار تاریخ و با ارزش این چنینی بر نیامده و: حتی حاضر به همکاری برای حفظ آن با: هزینه های شخصی هم نیستند. علاوه بر آن آمرین آن طبق کنوانسیون های بین المللی، مجازات ت یب آثار تاریخی که با آدم ربایی برابر دانسته شده است، بایستی مجازات شوند. نخستین بار در تاریخ نظام عد کیفری بین المللی، در سال گذشته در دادگاه لاهه، جرایم علیه میراث فرهنگی نزد: یک محکمه بین المللی به عنوان جرایم جنگی، برعلیه یکی از فرماندهان گروه انصار الدین، وابسته به القاعده، مطرح گردید. لذا وحدت رویه اقتضا می کند بر علیه آل سعود نیز مطرح گردد، زیرا ت یب این بناها و آرامگاه ها، از منظر مذهبی و هویتی و تاریخی، برای جهانیان مهم بوده و هست. به گفته دادستان لاهه ، ت یب چنین بناهایی می تواند: اثرات غیرقابل جبرانی بر ساختار های اجتماعی: یک جامعه داشته باشد. و ریشه های یک ملت را ت یب سازد. لذا نظر آن جناب را به کنوانسیون های زیر جلب می نماید:  کنوانسون ۱۹۵۴ در رابطه با حفاظت از میراث فرهنگی، در برابر صدمات ناشی از جنگ.کنوانسیون ۱۹۷۰ در مورد اتخاذ تد ر به منظور جلوگیری از ورود، صدور و انتقال غیر قانونی مالکیت اموال فرهنگی – تاریخیکنوانسیون ۱۹۷۲ در مورد حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی جهان.کنوانسیون ۱۹۹۵ درباره اعاده اموال فرهنگی قاچاق و مسروقهاز آنجایی که آثار تاریخی و آرامگاهها، از جمله اموال ارزشمند است که نه تنها به ملت ها، بلکه به تمامی بشریت تعلق دارد، فقدان هر یک از این اموال بسیار ارزشمند، از طریق تنزیل وضعیت، یا از میان رفتن آنها، موجب فقر میراث کلیه ملل جهان خواهد شد. بخش هایی از این اموال را می توان: به علت ویژگیهای استثنایی شان، دارای ارزش والای جهانی دانست، بدین لحاظ شایسته حفاظت ویژه ای در برابر: مخاطراتی که به طرزی فزاینده آنها را تهدید می کنند، هستند. مجازات ت یب کنندگان در عصر حاضر، توسط اسناد بین المللی، به عنوان یکی از را ارهای حمایت از : این میراث گرانبها می باشد. لذا انتظار می رود آن جناب دستور بررسی، رسیدگی موضوع، تسهیل برای بازسازی، مجازات عاملان و جبران خسارات وارده را صادر فرمایید. در نهایت خواسته بحق ما این است: یک دادگاه بین المللی بررسی :جنایات جنگی برای آل سعود تشکیل شود.با تشکرسید احمد حسینیرئیس ستاد بازسازی آرامگاه بقیعرونوشت : ، ریاست محترم شورای امنیت سازمان ملل متحد برای استحضار و بررسی secretary-general of the united nations rev. antonio gvtrshgreetings and regardshigher bring to your notice:i seyyed ahmad hosseini, a descendant of imam sajjad, imam ali ibn al hussein is buried in the tomb of baqi in medina'm proof of it is attached. as you know, the saudis attempted to destroy the tombs and monuments and not only the tomb but it has a lot to offer. on numerous occasions to request reconstruction, restoration of the tomb of historical and valuable work in saudi arabia have, unfortunately saudi authorities, not only call certain and specific to this question have left, but even granting visas to visit and: mapping of the monument that have declared themselves ready to bear all the costs i have prevented. saudi authorities are paying attention to the tombs and monuments and antiquities of this kind is not a secret. even according to historical documents, evidence, saudi officials insisted on the ruins survive this kind of valuable historical monuments that are part of the history of mankind, is, and by no means willing to accountability and compen ion for damages to the works no value. it seems the authorities arabia: the preservation and protection of monuments and this suggests is not valued and even refused to cooperate to keep its costs are not personal. in addition, officers according to international conventions, the punishment for the destruction of monuments that have been equated with kidnapping must be punished. the first time in the history of international criminal justice system, last year in the hague, crimes against cultural heritage to an international court for war crimes, against one of the leaders of ansar al-din al-qaeda, was raised. it demands unity against the house of saud also be considered, because the destruction of the monuments and tombs, from the perspective of religious identity and history, and is important to the world. according to the prosecutor of the hague, the destruction of such buildings can be: irreversible effects on the social structure of a society. and the roots of a nation destroyed. therefore, it seems dear to draw the following convention: 1954 convention relating to the protection of cultural heritage in times of war injuries.1970 convention on measures to prevent the import, export and transfer of ownership of cultural property illegally - historical1972 convention on the protection of the world cultural and natural heritage.1995 convention on the restoration of cultural property and trafficking in stolensince the monuments and tombs, including valuable property is not only the nation, but to all of humanity belongs, absence of this property highly valued by discounting the situation, or the elimination of causes of poverty heritage all nations of the world will be. parts of this property can be: due to their exceptional properties, has been outstanding universal value, as such worthy of special protection against: risks that increasingly threaten their way, they are. recent demolition punishment in the present age, by international instruments, as one of the ways to support this heritage is precious. it is expected that mr. grammar, consideration of the matter, facilitate reconstruction, punish the perpetrators and reparations issued the check. finally, it is our legitimate demands an international tribunal to investigate: war crimes for the house of saud are formed.thanksseyed ahmad hosseinichief of staff reconstruction baqi cemeterytranscript: president of the un security council to notice and reviewالأمین العام للأمم المتحدة القس أنطونیو gvtrshتحیة واحترامأعلى ألفت نظرکم إلى:أنا سید أحمد حسینی، وهو سلیل ال السجاد، ودفن الإمام علی بن آل حسین فی مقبرة البقیع فی medina'm دلیل على تعلق علیه. کما تعلمون، حاول السعودیون لتدمیر المقابر والآثار ولیس فقط القبر ولکن لدیها الکثیر لتقدمه. فی مناسبات عدیدة لطلب إعادة إعمار وترمیم قبر العمل اریخی وقیمة فی المملکة العربیة السعودیة و، السلطات السعودیة للأسف، دعوة لیس فقط بعض ومحددة على هذا السؤال لم یقم، ولکن حتى منح تأشیرات ل یارة و: رسم ال ائط من النصب ی أعلنت عن نفسها على استعداد لتحمل جمیع کالیف لقد منعها. یدفعون السلطات السعودیة الانتباه إلى المقابر والمعالم والآثار من هذا النوع لیس سرا. حتى وفقا للوثائق اریخیة والأدلة وأصر المسؤولون السعودیون على أنقاض البقاء على قید الحیاة هذا النوع من الآثار اریخیة القیمة ی هی جزء من تاریخ البشریة، هو، وبأی حال من الأحوال على استعداد لالمساءلة و عویض عن الأضرار ی لحقت أعمال لا قیمة له. ویبدو أن السلطات العربیة السعودیة: صون وحمایة الآثار وهذا یشیر إلى عدم الکرام وحتى رفض عاون للحفاظ على تکالیفها لیست شخصیة. وبالإضافة إلى ذلک، وضباط وفقا للاتفاقیات ال یة، یجب أن یعاقب عقوبة تدمیر الآثار ی تم تتساوى مع الخطف. لأول مرة فی تاریخ نظام العدالة الجنائیة ال یة، فی العام الماضی فی لاهای، والجرائم ضد راث الثقافی لمحکمة یة بتهمة ارتکاب جرائم حرب، ضد واحد من قادة أنصار الدین لتنظیم القاعدة، وأثیرت. ویطالب الوحدة ضد آل سعود أیضا النظر، لأن تدمیر الآثار والمقابر، من منظور الهویة الدینیة و اریخ، ومهم للعالم. ووفقا لممثلی الادعاء فی لاهای، وتدمیر هذه المبانی یمکن أن ی : آثار لا رجعة فیها على البنیة الاجتماعیة للمجتمع. ودمرت جذور الأمة. ولذلک، یبدو العزیز رسم الاتفاقیة الیة: اتفاقیة عام 1954 المتعلقة بحمایة راث الثقافی فی أوقات إصابات الحرب.اتفاقیة عام 1970 بشأن د ر الرامیة إلى منع استیراد وتصدیر ونقل ملکیة الممتلکات الثقافیة بطریقة غیر مشروعة - اریخیة1972 اتفاقیة حمایة راث العالمی الثقافی والطبیعی.1995 اتفاقیة ترمیم الممتلکات الثقافیة والاتجار فی مسروقةمنذ الآثار والمقابر، بما فی ذلک الممتلکات القیمة لیس فقط للأمة، ولکن لجمیع الإنسانیة ینتمی، وغیاب هذه الخاصیة ذات قیمة عالیة من خلال خصم الوضع، أو القضاء على أسباب الفقر راث فإن جمیع العالم أن ی . أجزاء من هذا العقار یمکن أن ی : نظرا لخصائصها استثنائیة، کانت قیمة عالمیة استثنائیة، على هذا النحو تستحق حمایة خاصة ضد: المخاطر ی تهدد بشکل متزاید طریقهم، هم. العقاب الأخیرة هدم فی العصر الحاضر، من خلال الصکوک ال یة، باعتبارها واحدة من الطرق لدعم هذا راث ثمین. ومن المتوقع أن السید النحو والنظر فی هذه المسألة، وتسهیل إعادة الإعمار ومعاقبة الجناة وجبر الضرر إصدار الشیک. وأخیرا، فإنه من مطالبنا المشروعة محکمة یة للتحقیق فی جرائم الحرب لبیت آل سعود تتشکل.شکرسید أحمد حسینیرئیس الأرکان اعادة اعمار البقیع مقبرةنص: رئیس مجلس الأمن ال ی لاحظت والمراجعةbirləşmiş millətlər təşkilatının baş katibi rev. antonio gvtrshgreetings və hörmətali sizin bildiriş gətirmək:bu əlavə olunur i seyid əhməd hüseyni imam səccad nəslindən, imam əli ibn al hüseyn medina'm sübut baqi türbəsi dəfn edilir. bildiyiniz kimi, səudiyyəlilər türbə və abidələri və yalnız məzarı məhv cəhd, lakin bu təklif çox şey var. çox hallarda yenidən qurulması tələb etmək də səudiyyə ərəbistanı tarixi və qiymətli iş məzarı bərpa təəssüf ki səudiyyə hakimiyyəti deyil, yalnız müəyyən və bu suala kret zəng var yazmayıblar, hətta ziyarət viza verilməsi və mən mane olan bütün xərcləri daşıyırlar özlərini hazır elan abidə mapping. səudiyyə hakimiyyəti bu cür türbə və abidələri və eserleri diqqət bir sirr deyil. hətta tarixi sənədlər, dəlillərə görə, səudiyyə rəsmiləri xarabalıqları israr bəşər tarixində bir hissəsidir qiymətli tarixi abidələri, bu cür və heç yaşamaq işləri ziyana görə cavabdehlik və kompensasiya etmək istəyən deməkdir heç bir dəyəri. bu məqamında arabia görünür: abidələrin qorunması və mühafizəsi və bu dəyərli və hətta xərcləri şəxsi deyil saxlamaq əməkdaşlıqdan imtina deyil göstərir. bundan əlavə, əməkdaşları beynəlxalq vensiyalar, cəza görə adam oğurluğu ilə bərabər edilmiş abidələrin məhv cəzalandırılmalıdır. haaqa beynəlxalq cinayət ədliyyə sisteminin, ötən ilin tarixində ilk dəfə, müharibə cinayətləri üçün beynəlxalq məhkəməyə mədəni irsinə qarşı cinayətlər, ənsar əl-din əl-qaidə liderlərindən biri qarşı qaldırılıb. dini şəxsiyyət və tarixi baxımından abidələri və türbə məhv və dünya üçün vacibdir, çünki o, həmçinin hesab edilə səud palatasının qarşı birlik tələb edir. haaqa prokuroru görə, belə binaların məhv ola bilər: bir cəmiyyətin sosial strukturu haqqında dönməz effektləri. və bir millətin kökləri məhv. buna görə də, aşağıdakı vensiyanı çəkmək üçün əziz görünür: 1954-cü il vensiyası müharibə xəsarət dəfə mədəni irsin qorunması ilə bağlı.qanunsuz idxalı, ixracı və mədəni mülkiyyətin mülkiyyət transfer qarşısını almaq üçün tədbirlər haqqında 1970 convention - tarixiümumdünya mədəni və təbii irsin qorunması haqqında 1972-ci il vensiyası.oğurlanmış mədəni mülkiyyətin və insan alveri bərpası üzrə 1995-ci il vensiyasıabidələri və türbə, qiymətli əmlak, o cümlədən yalnız millət deyil,-ci ildən bütün insanlığa məxsusdur, yüksək vəziyyəti və ya yoxsulluq irsi səbəbləri aradan qaldırılması dis t tərəfindən yüksək qiymətləndirilir, bu əmlakın olmaması dünyanın bütün xalqları olacaq. bu əmlakın hissələri ola bilər: onların müstəsna x ələri qarşı xüsusi qoruma belə layiq kimi görkəmli universal dəyər olmuşdur: getdikcə yol təhdid riskləri, onlar. bu irs qiymətli dəstək yollarından biri kimi beynəlxalq alətləri indiki dövrdə son dağıtma əzab. bu cənab qrammatika, məsələnin baxılması, yenidən qurulması asanlaşdırmaq çek verilmiş günahkarların və köçürülmə cəzalandırmaq gözlənilir. nəhayət, o, araşdırılması üçün beynəlxalq tribunal bizim qanuni tələbləri var: səud ev müharibə cinayətləri təşkil edir.təşəkkürseyyed ahmad hosseinibaş qərargah yenidənqurma baqi qəbiristanlığındatranscript: bmt təhlükəsizlik şurasının sədri  qeyd və nəzərdən سجاد(علیه السلام )را زینت عبادت کنندگان می نامندو به سایرابعادشخصیتی وتاثیربی نظیر وفرهنگساز آن همام کمت رداخته شده است .دراین مقاله قصدداریم ضمن معرفی این بررگوار به گوشه هایی اززندگی پربرکت ایشان وتاثیرات مهم فرهنگی ایشان بپردازیم. سجاد ـ علیه السلام ـ در سال سى و هشت قمرى دیده به جهان گشود (2-1)و دوران کودکى خود را در مدینه سپرى کرد. حدود دو سال از خلافت جدش موءمنان ـ علیه السلام ـ را درک نمود و پس از آن مدت ده سال شاهد حوادث دوران ت عمومى خویش مجتبى ـ علیه السلام ـ بود که تنها در شش ماه آن عهده دار خلافت ى بود. پس از شهادت مجبتى ـ علیه السلام ـ در سال 50هجرى , به مدت ده سال در دوران ت پدرش حسین بن على ـ علیه السلام ـ که در اوج قدرت معاویه با او در ستیز و مبارزه بود, در کنار او قرار داشت در محرم سال 61هجرى در جریان قیام و شهادت پدرش حسین ـ علیه السلام ـ در سرزمین کربلا حضور داشت . پس از فاجعهء کربلا که ت به او رسید, همراه دیگر اسیران اردوگاه حسینى به اسیرى به کوفه و شام برده شد, و در این سفر سر پرست و تکیه گاه حسینى به اسیرى به کوفه و شام برده شد, و در این سفر سر پرست و تکیه گاه اسیران در کوران مصائب و گرفتاریها بود. او در این سفر با سخنرانیهاى آتشین خود حکومت یزید را رسوا ساخت و پس از باز گشت از شام , در شهر مدینه اقامت گزید تا آنکه در سال 94یا 95هجرى به شهادت رسید و در قبرستان معروف بقیع در کنار قبر عمویش حسن ـ علیه السلام ـ به خاک س شد خلفاى معاصر حضرت على بن الحسین در دوران ت خود با زمامداران یاد شده در زیر معاصر بوده است:
1- یزید بن معاویه (61ـ 64ق ) (3-1). 2ـ عبد الله بن زبیر(61ـ 73) (4-1). 3ـ معاویه بن یزید(چند ماه از سال 64 4ـ مروان بن حکم (نه ماه از سال 65 5ـ عبد الملک بن مروان (65ـ 86 6ـ ولید بن عبد الملک (86ـ 96 بیمارى ; یک مصلحت الهى متاءسفانه بسیارى از مردم ناآگاه , از چهارم به عنوان بیمار یاد مى کنند و با ذکر این لقب , در ذهن آنان شخصى رنجور و ناتوان با چهره اى زرد و پژ مرده و روحى افسرده تداعى مى شود در حالى که واقعیت غیر از این است , زیرا چهارم تنها در کربلا مدت کوتاهى بیمار بوده است و پس از آن بهبود یافته و در حدود 35سال همچون سایر ان از سلامت جسمى بر خوردار بوده است بى شک بیمارى موقت آن حضرت در آن حادثه , عنایت خداوندى بوده است تا بدین وسیله از وظیفهء جهاد معذور گردد (5-1)و وجود مقدسش از خطر کشتار مزدوران یزید محفوظ بماند و از این رهگذر, رشتهء ت تداوم یابد. اگر حضرت بیمار نبود مى بایست در جهاد با یزیدیان شرکت کند و در این صورت همچون سایر فرزندان و یاران پدرش به شهادت مى رسید و نور هدایت خاموش مى شد (سبط ابن الجوزى مى نویسد: على بن الحسین چون بیمار بود کشته نشد (6-1 محمد بن سعد مى نویسد: آن روز(عاشورا) که على بن الحسین همراه پدرش بود, بیست و سه یا بیست و چهار سال داشت و هر بگوید که او در آن زمان کوچک بوده و موى بر نیاورده بوده , بى اساس است ; بلکه او آن روز بیمار بود (به همین جهت در جنگ شرکت نکرد (7-1 ابن سعد همچنین گزارش مى دهد که : پس از کشته شدن حسین بن على , شمر به سوى على بن الحسین آمد و او بیمار بود و در بستر خو ده بود. شمر گفت : این را بکشید. یکى از همراهان وى گفت : سبحان الله ! آیا جوانى را که بیمار است و در جنگ هم شرکت نداشته بکشیم ؟ در این هنگام عمر بن سعد در رسید و گفت : با این ن و این بیمار (کارى نداشته باشید (8-1 شیخ مفید ازحمید بن مسلم , یکى از یان یزید, چنین نقل مى کند:(روز عاشورا) به چادر على بن الحسین رسیدیم , او سخت بیمار و بر بسترى خو ده بود. شمر با گروهى از پیادگان آمد, به او گفتند آیا این بیمار را نمى کشى ؟ من گفتم : سبحان الله ! آیا ک ن را هم مى کشید؟! (9-1)این کودکى است و بیمارى او را از پا در خواهد آورد, و چندان از این سخنان گفتم تا آنان را از کشتن او باز داشتم . در این هنگام عمر بن سعد آمد ن به روى او فریاد زدند و گریستند. او به افراد خود گفت : هیچ از شما به خانه هاى این ن داخل نشوید و (متعرض این جوان نشوید (10-1 چنانکه ملاحظه شد, بیمارى چهارم , مصلحتى الهى بود که موجب حفظ حیات آن حضرت گردید و هرگز به معناى ضعف روحى و عجز ناتوانى او در برابر دشمن نبود. نه تنها در آن شرائط سخت و دشوار اسیرى , ملجاء و پناهگاه اسیران و آرام بخش دلهاى دردمند آنان بود, بکله با دشمن با شجاعت و شهامت بر خورد مى کرد و سخنرانیها و مناظرات پر شور آن حضرت در کوفه و شام گواه این معناست . چنانکه پس از انتقال اسیران به کوفه , به دنبال گفتگوى تندى که در مجلس عبید الله بن زیاد بین او و صورت گرفت , عبید الله خشمگین شد و دستور قتل حضرت را صادر کرد, اما فرمود:مرا به کشتن تهدید مى کنى ؟! آیا نمى دانى که کشته شدن , براى ما یک امر عادى بود و];ّّ (شهادت براى ما کرامت و فضیلت است ؟ (11-1 پیام آور قیام کربلا چنانکه اشاره شد, سجاد در فاجعهء کربلا حضور داشت و پس از شهادت پدرش حسین بن على ـ علیهما السلام ـ در راءس بازماندگان خاندان حسینى , ابلاغ پیام قیام و شهادت سرخ آن حضرت را به عهده گرفت و با سخنرانیها و مناظرات خود, به افشاى چهرهء پلید حکومت اموى و بیدار ساختن افکار عمومى پرداخت با توجه به تبلیغات بسیار گسترده و دامنه دارى که حکومت اموى از زمان معاویه به بعد بر ضد خاندان (بویژه در منطقهء شام ) به عمل آورده بود, بى شک اگر بازماندگان حسین ـ علیه السلام ـ به افشاگرى و بیدار سازى نمى پرداختند, دشمنان و مزدوران قدرتهاى وقت , قیام و نهضت بزرگ و جاوید آن حضرت را در طول تاریخ لوث مى د و چهرهء آن را وارونه نشان مى دادند, اما تبلیغات گستردهء سجاد و دیگر باز ماندگان حضرت سید ال ـ علیه السلام ـ در دوران اسیرى ـ که حماقت و کینه توزى یزید چنین فرصتى را براى آنان پیش آورده بود ـ اجازه ء چنین تحریف و خیانت را به دشمنان حسین ـ علیه السلام ـ نداد و طبل رسوایى یزید را به صدا در آورد. از آنجا که مبارزات تبلیغاتى چهارم را در بخش زندگانى حسین ـ علیه السلام ـ بتفصیل نوشته ایم , در اینجا به همین مقدار اکتفا مى کنیم عصر اختناق بر اساس تقسیم بندى ادوار چهار گانهء ت پس از رحلت (که در بخش زندگانى موءمنان ـ علیه السلام ـ توضیح دادیم ) زندگانى سجاد در دورهء چهارم قرار داشته است , یعنى * دورهء نومیدى از پیروزى حرکت مسلحانه * کوشش سازنده به امید ایجاد حکومت ى توسط خاندان در دراز مدت * زمینه سازى براى رسیدن به این هدف از رهگذر کار فرهنگى و تربیت نیروى انسانى متناسب * تبیین تفکر اصیل ى و نشان دادن بدعتها و تحریفها توضیح اینکه حادثهء دل اش عاشورا(در کوتاه مدت ) ضربت د کننده اى بر نهضت شیعه وارد ساخت , و با انعکاس خبر این حادثه در سراسر کشور ى آن روز, بویژه در عراق و حجاز, رعب و وحشت شدیدى بر محافل شیعه حکمفرما گشت , زیرا مسلّم شد که یزید که آماده است تا حد کشتن فرزند (که در همهء جهان به عظمت و اعتبار و قداست شناخته شده بود) و اسیر ن و فرزندان او حکومت خود را استحکام بخشد, در راه تثبیت (پایه هاى حکومت خویش از هیچ جنایتى دریغ نمى کند (12-1 این رعب و وحشت , که آثارش در کوفه و مدینه نمایان گردیده بود, با بروزفاجعهء حره و سرکوب شدید و بیرحمانه ء نهضت مردم مدینه توسط نیروهاى یزید(ذیحجهء سال 63هـ.ق ) شدت یافت و اختناق شدیدى در منطقه نفوذ خاندان بویژه مدینه در حجاز و کوفه در عراق , حاکم شد و شیعیان و پیروان ان , که دشمنان بنى امیه به شمار مى آمدند, دستخوش ضعف و سستى گردیدند و تشکل و انسجامشان از هم پاشید. سجاد با اشاره به این وضع ناگوار (مى فرمود:در تمام مکه و مدینه بیست نفر نیستند که ما را دوست بدارند (13-1 مسعودى , مورخ نامدار, تصریح مى کند که :على بن الحسین , ت را به صورت مخفى و با تقیهء شدید و در زمانى (دشوار عهده دار گردید (14-1 صادق ـ علیه السلام ـ در ترسیم این وضع تلخ و اندوهبار مى فرمود:مردم پس از(شهادت ) حسین بن على ـ علیه السلام ـ بر گشتند( از اطراف خاندان پراکنده شدند) جز سه نفر:ابو خالد کابلى , یحیى بن ام الطویل , و جبیر بن مطعم (15-1). سپس افرادى به آنان پیوستند و تعدادشان افزون گشت .یحیى بن ام الطویل به مسجد در مدینه مى رفت و خطاب به مردم مى گفت :ما مخالف و منکر شما(و راه و آیین شما) هستیم و میان ما و شما دشمنى و (خشم و کینهء آشکار و همیشگى هست ... (16-1 نا گفته پیدا است که اینگونه موضعگیرى صریح آشکار در آن شرائط, تنها از معدود افراد جان بر کفى همچون یحى بن ام الطویل ساخته بود که خود را براى تمام عواقب خطرناک آن آماده کرده بودند, به همین دلیل حجاج بن یوسف به جرم دوستى و پیروى یحیى از موءمنان ـ علیه السلام ـ دستها و پاهاى او را قطع کرد و وى را به شهادت رسانید ((17-1 فضل بن شاذان , یکى از برجسته ترین دانشمندان و محدثان شیعه در اواسط قرن سوم هجرى و از شاگردان جواد و هادى و عسکرى ـ علیه السلام ـ مى گوید در آغاز ت على بن الحسین ـ علیه السلام ـ جز پنج نفر پیرو او نبودند:سعید بن جبیر, سعید بن مسیب , محمد بن (جبیر بن مطعم , یحیى بن ام الطویل و ابو خالد کابلى (18-1 حکومت سیاه عبدالملک‏ دوران ت حضرت سجاد، مصادف با یکى از سیاهترین ادوار حکومت در تاریخ بود. گر چه پیش از آن حضرت نیز حکومت ى دستخوش انحراف گشته به یک حکومت استبدادى و خود کامه تبدیل شده بود، اما زمان چهارم، این تفاوت را با ادوار سابق داشت که سر دمداران حکومت در این زمان، به صورت آشکار و بدون هیچ گونه پوشى، به مقدسات ى دهن کجى مى‏ د، و آشکارا اصول ى رازیر پا مى‏گذاشتند و هیچ هم جرأت کوچکترین اعتراض را نداشت/ بیشترین دوران ت حضرت سجاد (ع) مصادف بود با دوران خلافت عبدالملک بن مروان که مدت بیست و یک سال طول کشید. مورخان از عبدالملک به عنوان فردى زیرک، با احتیاط و دور ش، ادیب، باهوش و دانشمند یاد کرده اند(1) مولف«الف ى» مى‏گوید: «عبدلملک فردى دمند، عاقل، دانشمند، فاضل، ادیب، باهوش، جبار، بسیار باهیبت، فوق العاده سیاستمدار، و داراى حسن تدبیر بود»(2)«هندشاه» مى‏نویسد: «او مردى بود عاقل و فاضل و فصیح و فقیه، و علم اخبار و دقایق اشعار، نیکو دانستى و صاحب رأى و تدبیر بود»(3)/ او پیش از رسیدن به قدرت، یکى از فقهاى مدینه به شمار مى‏رفت (4). و به زهد و عبادت و دیندارى شهرت داشت و اوقات خود را در مسجد با عبادت سپرى مى‏کرد به طورى که به او « ة المسجد» (کبوتر مسجد) مى‏گفتند!(5) گویند: پس از مرگ پدرش مروان، هنگامى که خلافت به او رسید، سرگرم خواندن قرآن بود، اما با شنیدن این خبر، قرآن را بست و گفت: «اینک بین جدایى افتاد! و دیگر با تو کارى ندارم»!.(6) او براستى از قرآن جدا شد و در اثر غرور قدت، چنان دستخوش مسخ شخصیت گردید که مورخان از کارنامه سیاه حکومت او بتلخى یاد مى‏کنند. «سیوطى» و «ابن اثیر» مى‏نویسند: در طى تاریخ عبدالملک نخستین ى بود که غدر و خیانت ورزید (عمر و بن سعید بن العاص را پس از امان دادن کشت) و نخستین ى بود که مردم را از سخن گفتن در حضور خلیفه منع کرد و نخستین ى بود که از امر به معروف جلوگیرى کرد(7) او دو سال پس از ش ت دادن عبدلله بن زبیر در مکه (در سال 75 هجرى) در جریان سفر حج وارد مدینه شد و ضمن سخنانى خطاب به مردم چنین گفت: من نه همچون خلیفه خوار شده (عثمان)، نه همچون خلیفه آسانگیر (معاویه) و نه مانند خلیفه سست د (یزید) هستم، من این مردم را جز با شمشیر درمان نمى‏کنم، شما از ما کارهاى مهاجران را مى‏خواهید، اما، مانند آنان رفتار نمى‏کنید (ما را به پرهیزگارى مى‏خوانید و خود به آن عمل نمى‏کنید)به خداسوگند از این پس هر مرا به تقوا امر کند، گردن او را خواهم زد!(8) جمله اخیر را براى آن گفت که خطیبان و ائمه ، هنگام خواندن خطبه ، گفتار خود را با جمله «اتق الله» (پرهیزگار باش) آغاز مى‏ د(9)پیدا است وقتى ى که خود را خلیفه قلمداد مى‏کرد، در شهر و کنار مدفن او چنین سخنانى بگوید و بر سنت او اینگونه حمله برد، رفتار و گفتار مأموران او در ای هاى دور افتاده چگونه خواهد بود/ عبدالملک در مدت حکومت طولانى خود، آنچنان با ظلم و فساد و بیدادگرى خو گرفت که نور ایمان در دل او بکلى خاموش گشت. وى روزى خود به این امر اعتراف کرد و به «سعید بن مسیت» چنین گفت: «چنان شده‏ام که اگر کار نیکى انجام دهم خوشحال نمى‏شوم، و اگر کار بدى از من سر زند، ناراحت نمى‏گردم»! سعید بن مسیب گفت: مرگ دل در تو کامل شده است!(10) عبدلملک غالبا با زنى بنام «ام الدردأ» گفتگو مى‏کرد. روزى «ام الدردأ» به وى گفت: «اى المأمنین! شنیده‏ام پس از عبادت و تهجد، نوشیده‏اى»؟! و او پاسخ داد: «نه تنها که خون مردم را نیز نوشیده‏ام»!!(11) او که روزى از لشگر کشى یزید به مکه (جهت سرکوبى عبدالله بن زبیر) به خدا پناه مى‏برد و ابراز نفرت مى‏کرد، پس از رسیدن به حکومت، نه تنها این عملیات را ادامه داد، بلکه شخص سفاکى چون حجاج را مأمور این کار کرد و او مسجد الحرام و کعبه را (که پسر زبیر در آنجا متحصن شده بود) با منجنیق سنگباران کرد!(12) عُمّال ستمگر نمایندگان عبدالملک نیز در مناطق مختلف کشور ى، به پیروى از او، حکومت وحشت و اختناق به وجود آورده بودند و با زور و قلدرى با مردم رفتار مى‏ د/ «مسعودى» مى‏ نویسد: «عبدالملک فردى خونریز بود. عمال او ماند «حجاج» حاکم عراق، «مهلب» حاکم اسان، و «هشام بن اسماعیل» حاکم مدینه نیز همچون خو وى سفاک و بیرحم بودند»(13)/ هشام بن اسماعیل که حاکم مدینه بود، چندان بر مردم سخت گرفت و آنچنان خاندان را آزار داد که وقتى ولید بعد از مرگ پدرش به حکومت رسید، ناچار شد او را از کار برکنار نماید(14) بدتر از همه آنان حجاج بود که جنایات او در تارخ مشهوراست. عبدالملک پس از ش ت عبدالله بن زبیر توسط حجاج، او را به مدت دو سال به استاندارى حجاز (مکه و مدینه و طائف) منصوب کرد.(15) حجاج در مدینه گردن گروهى از صحابه مانند «جابر بن عبدالله انصارى» «انس بن مالک»، «سهل بن ساعدى» و جمعى دیگر را به قصدخوار آنان داغ نهاد!. دستاویز او در این کار آن بود که اینان کشندگان عثمانند!(16) او هنگام ترک مدینه چنین گفت: «خدا را سپاس مى‏ گویم که مرا از این شهر گنده بیرون مى‏ب رد. این شهر از همه ا پلیدتر و مردم آن نسبت به المومنین دغل کارتر و گستاخترند. اگر سفارش المومنین نبود. این شهر را با خاک ی ان مى‏ . در این شهر جز چوبى که منبر خوانند و استخوان پوسیده‏ اى که قبر مى‏ دانند، چیزى نیست»؟!(17) حجّاج در عراق پس از آنکه حجاج مکه و مدینه را مطیع ساخت، عبدالملک دانست آن که مى‏ تواند عراقیان را سرجاى خود بنشاند حجاج است، لذا در سال هفتاد و پنجم هجرى حکومت عراق (کوفه و بصره) را به وى سپرد. حجاج چون به «کوفه» در آمد، همچون حاکمى که از سوى خلیفه آمده باشد رفتار نکرد، بلکه سر و صورت خود را پوشاند و به طور ناشناس به مسجد وارد شد، صف مردم را شکافت و بر فراز منبر نشست و مدتى دراز خاموش ماند. در گرفت که این کیست؟ یکى گفت: او را سنگسار کنیم. گفتند: نه، صبر کن ببینیم چه مى‏گوید؟ همین که سکوت همه جا را فراگرفت، حجاج روى خود را گشود و چنین آغاز سخن کرد: «مردم کوفه! سرهایى را مى‏بینم که چون میوه رسیده، موقع چیدن آن‏ها فرارسیده است و باید از تن جداگردد، و این کار به دست من انجام مى‏گیرد، و خوانهایى را مى‏بینم که میان عمامه‏ها و ریشها مى‏درخشد...» آنگاه سخنان تهدیدآمیز خود را ادامه داد و چنان مردم را ترساند که بى اختیار سنگ ریزه از دست مردى که مى‏خواست او را سنگسار کند، بر زمین ریخت! (18) ورود حجاج به «بصره» نیز همچون ورود وى به کوفه بود. «ابن قتیبه دینورى» ورود او را به «بصره» چنین توصیف مى‏کند: حجاج همراه دو هزار نفر از یان شام و طرفداران آنان و چهارهزار نفر از نیروهاى متفرقه، رهسپار بصره شد. هنگام ورود به بصره، دو هزار نفر از آنان را همراه برد و تصمیم گرفت روز هنگام وارد شهر شود. او به همراهانش دستور داد مسجد را محاصره کنند و در کنار هر یک از درهاى مسجد که بالغ بر هیجده در بود، صد نفر بایستند و شمشیرهایشان را زیر لباس پنهان سازند. آنگاه به آنان گفت: به محض آنکه در داخل مسجد سروصدا بلند شد، هر خواست از مسجد بیرون برود، کارى کنید که سر بریده‏اش جلوتر از تنش بیرون رود! ان در کنار درها مستقر شدند و به انتظار ایستادند. حجاج همراه دویست نفر مسلح که صد نفرشان پیشاپیش وى، و صد نفر دیگر پشت سر او حرکت مى‏ د و شمشیرها را زیر لباس مخفى ساخته بود/ حجاج به آنان گفت: وقتى وارد مسجد شدیم، من براى مرم سخنرانى خواهم کردو آنها مرا سنگباران خواهند ساخت، وقتى که دیدید من عمامه را از سرم برداشتم و بر زانو هایم گذاشتم، شمشیر را از نیام بکشید و آنها را از دم تیغ بگذرانید ! با این نقشه، وقتى که موقع رسید، او بر فراز منبر نشست و طى سخنانى گفت: «... المومنین (عبدالملک) مرا به حکمرانى شهر شما و تقسیم بیت المال در میان شما منصوب کرده است، و به من دستور داده است که به داد مظلومان برسم و ظالمان را کیفر دهم، نیکوکاران را تقدیر و بدکاران را مجازات کنم... خلیفه وقتى مرا به این سمت منصوب کرد، دو شمشیر به من داد: یکى شمشیر رحمت، و دیگرى شمشیر عذاب و کیفر. شمشیر رحمت در راه از دستم افتاد، شمشیر عذاب اینک در دست من است!...» مردم حجاج را از پاى منبر سنگباران د. در این هنگام عمامه را از سرش برداشت و روى زانو گذاشت. ان وى بیدرنگ به جان مردم افتادند. مردم که وضع را چنین دیدند، به بیرون مسجد هجوم بردند، اما هر گام از در مسجد بیرون گذاشت، سر از بدنش جدا شد بدین ترتیب فراریها را مجبور به بازگشت به درون مسجد د و در آنجا آن‏ها را کشتند به طروى که جوى خون تا درب مسجد و بازار سرازیر گردید!(19) بدین ترتیب حجاج در سراسر عراق حکومت وحشت برقرار ساخت، و بسیارى از بزرگان و مردمان پارسا و بیگناه را کشت. او چنان ترسى در دلها افکند که نه تنها عراق، بلکه سراسر خوزستان و شرق را فراگرفت/ موج کشتار و اختناق «مسعودى»، مورخ مشهور مى‏نویسد: حجاج بیست سال فرمانروایى کرد و تعداد انى که در این مدت با شمشیر دژخیمان وى یا زیر شکنجه جان سپرد ند، صد و بیست هزار نفر بود! وتازه غیر از انى بودند که ضمن جنگ با حجاج به دست نیروهاى او کشته شدند/ هنگام مرگ حجاج، در زندان مشهور وى (که از شنیدن نام آن لرزه بر اندامها مى‏افتاد) پنجاه هزار مرد، و سى هزار زن زندانى بودند که شانزده هزار نفر آنها و بى لباس بودند! حجاج ن و مردان را یک جا زندانى مى‏کرد و زندانهاى وى بدون سقف بود از اینرو زندانیان از گرما تابستان و سرما و باران زمستان در امان نبودند.(20) نقاط تاریک و روشن کارنامه ولید بن عبدالملک‏ پس از مرگ، عبدالملک، پسر وى «ولید» به خلافت رسید. برخى از مورخان از ولید تمجید نموده او را بر پدرش عبدالملک و جدش «مروان» و بسیارى دیگر از خلفاى بنى امیه ترجیح داده‏اند، زیرا غیر از «عمر بن عبدالعزیز» هیچ یک از خلفاى اموى در دوران زمامداران خود، به اندازه او کارهاى عام المنفعه و امور خیریه انجام نداده است. ولید در دوران زمامدارى خود در تاسیس و توسعه و تعمیر مساجد و اماکن مقدس کوشش مى‏کرد و استانداران و فرمانداران خود را به کارها تشویق مى‏نمود/ مورخان مى‏گویند: ولید مسجد جامع «دمشق» را بناکرد و مسجد و مسجد الاقصى را توسعه داد. به دستور او در هر شهرى که محلى براى اقامه وجود نداشت، مسجد ساخته شد. وى همچنین براى دفاع از مرزهاى کشور ى پایگاهها و دژهاى گوناگون ایجاد نمود، راههاى راتباطى متعدد احداث کرد، در نقاط مختلف کشور چاههاى آب حفر نمود، مدارس و بیمارستانهایى تاسیس کرد، صدقات و اعانه‏هاى پراکنده را لغو نموده مقررى ثابتى از بیت المال براى بیماران زمینگیر و معلولین و نیازمندان معین کرد/ او آسایشگاههایى براى نگهدارى ن نایان و افراد از پا افتاده و جذامیان احداث کرد و پزشکان و پرستارانى براى مراقبت از آنها معین نمود و دستور داد به غذا و استراحت آن‏ها رسیدگى نمایند. نیز دارالایتامهایى جهت نگهدارى و تربیت و تعلیم ک ن بى سر پرست و یتیم به وجود آورد. غالب اوقات شخصا از شهر و بازار دیدن مى‏کرد وافزایش یا کاهش نرخها را کنترل مى‏نمود. (21) آلودگیهاى ولید بر رغم نقاط روشنى که در زندگى و زماندارى ولید به چشم مى‏خورد، وى داراى نقاط ضعف و تاریک بسیار و انحرافهاى آشکارى بود که در بررسى زندگى و زمامداراى وى نباید ناگفته بماند. بنابه گفته مورخان، ولید مردى ستمگر و جبار بود، پدرو مادرش او را در کودکى، با هوسرانى و بى قیدى پرورش دادند، از اینرو وى فاقد ادب و شایستگى انسانى بود.(22) او با علم نحو و ادبیات عرب آشنایى نداشت و تا آ عمر نمى‏توانست قواعد عربى را به کار ببرد و هنگام گفتگو، از لحاظ دستور زبان، مرتکب اشتباهات فاحش مى‏شد/ روزى در مجلس پدرش و در حضور عده‏اى، هنگام گفتگو با یک نفر عرب، جمله بسیار ساده‏اى را غلط ادا کرد! پدرش اورا مورد مواخذه قرار داد و گفت: «هر زبان مردم عرب را بخوبى نداند، نمى‏تواند برآن‏ها حکومت کند.» ولید به دنبال این جریان، همراه عده‏اى از دانشمندان علم نحو، وارد اطاقى شد و دررا به روى خود بست و مدت شش ماه مشغول فراگرفتن این علم شد، ولى پس از این مدت، نادانتر از روز نخست بیرون آمد! (23) شاید یکى از علل این مسئله که وى به گسترش علوم و فنون توجه نشان مى‏داد، محرومیت خود او از دانش بود و مى‏خواست از این رهگذر، بر نقطه ضعف خویش س وش گذارد! فرمانروایان ستمگر ولید عناصر فاسد و جنایتکار را، به عنوان و فرماندار و حاکم، بر سرنوشت مسلمانان مسلط کرده بود و این عده عرصه را بر مردم تنگ ساخته بودند. یکى از عمال او «حجاج بن یوسف» بود که وى را پس از مرگ عبدالملک، در پست خود ابقا کرد/ در آن زمان، منطقه شام زیر نظر خود ولید بود. در عراق «حجاج»، در حجاز «عثمان بن حباره»، و در مصر «قره بن شریک» حکمرانى مى‏ د و هر یک از اینها در بیدادگرى مشهور بودند و «عمر بن عبدالعزیز» (برادر زاده ولید) که تا حدى دوستدار عدل و انصاف بود، با اشاره به حکومت این چند نفر در این مناطق مى‏گفت: زمین پر از ظلم و ستم شده است، خدایا مردم را از این گرفتارى نجات بده!(24) گویا با توجه به این بیدادگریهاى سردمداران و مظلومیت و بى پنهاى مسلمانان بود که سجاد (ع) طى بیانى، مردم آن زمان را به شش دسته تقسیم کرده، زمامداران را به شیر و مسلمانان را به انى تشبیه مى‏نماید که در بین شیر و گرگ و روباه و سگ و خوک گیر کرده گوشت و پوست و استخوانشان توسط شیر دریده مى‏شود!(25) چرا چهارم قیام نکرد؟ اینک که فضاى سیاسى زمان حضرت سجاد تا حدى روشن گردید، بخوبى متوجه مى‏شویم که چرا آن حضرت قیام نکرد؟ زیرا با رعب و اختناق شدیدى که در جامعه حکمفرما شده بود و با کنترل و تسلط شدیدى که حکومت جبار اموى بر قرار ساخته بود، هر گونه و حرکت مسلحانه پیشاپیش محکوم به ش ت بود و کوچکترین حرکت از دید جاسوسان حکومت اموى پنهان نمى‏ماند ؛ چنانکه روزى جاسوس عبدالملک در مدینه، به وى گزارش داد: على بن الحسین کنیزى داشته، او را آزاد کرده و سپس وى را تزویج نموده است. عبدالملک طى نامه‏اى که به نوشت، این کار او را براى آن حضرت نقص شمرد و اعتراض کرد که چرا حضرت با یکى از افراد همشأن خود از قریش وصلت نکرده است؟! در پاسخ وى نوشت: بزرگتر و بالاتر از ى نبود، او کنیز و زن (مطلقه)برده خود را به همسرى گرفت. خداوند هر پستى اى را با بالا برد، هر نقصى را با آن کامل ساخت و هر لئیمى را در پرتو آن کریم ساخت، و پس هیچ فرد مسلمانى پست نیست و پستى‏اى جز پستى جاهلیت نمى‏باشد.(26) عبدالملک با این کار مى‏خواست به هشدار بدهد که همه کارهاى او -حتى امور داخلى و شخصى او - را زیر نظر دارد! در چنین شرائطى حرکت انقلابى چگونه امکان داشت؟ گویا سجاد با درک این شرائط تلخ و ناگوار بود که دعاى خود به پیشگاه خدا عرض مى‏کرد: «چه بسا دشمنى که شمشیر عداوتش را بر ضد من آخته، دم تیغش را براى ضربه زدن بر من تیز کرده و سرنیزه‏ اش را به قصد جان من تیز ساخته است، زهرهاى جانکاهش را براى کام من در جام فرو ریخته و مرا آماج تیرهاى خویش قرار داده و چشم مراقبتش براى کنترل من ن ه است، و مصصم است که به من گزند برساند و تلخابه مرارت خود را به من بنوشاند! خدایا ناتوانیم را از تحمل گرفتاری ها و رنجهاى گران، عجزم را از ش ت دادن آن که آهنگ جنگ با من کرده، تنهاییم را در برابر فزونى انى که با من دشمنى نموده و براى گرفتار م در کمین نشسته‏ اند، در نظر گرفتى و به یاریم آغاز کردى و به من نیرو بخشیدى» (27) دو راهى دشوار با توجه به آن‏چه گذشت در مى‏ی م که، « چهارم پس از حادثه عاشورا بر سر یک دو راهى دشوار قرار گرفته بود: یا مى‏بایست با ایجاد هیجان و احساسات که ى چون او بسهولت قادر بود در میان جمع معتقدان و علاقه‏مندان خود به وجود آورد، به یک حرکت تند و عمل متهوارنه دست زند، پرچم مخالفتى برافرازد، و حادثه‏اى شورانگیز بیافریند، ولى بر اثر آماده نبودن شرائط لازم براى پایدارى و اقدام عمیق، چون شعله‏اى فرو بخوابد و میدان را براى تاخت و تازهاى بنى امیه در میدان فکر و سیاست خالى کند/ و یا می بایست احساسات سطحى را به وسیله تدبیرى پخته و سنجیده مهار کند، نخست مقدمه لازم کار بزرگ خود رى‏ا فراهم آورد: شه راهنما و نیز عناصر صالح براى شروع به کار اصلى -کار تجدید حیات و بازافرینى جامعه ى و نظام ى - را تامین کند، عج اً جان خود و تعداد بسیار معدود یاران قابل اتکاى خود را حراست نماید و میدان را در برابر حریف رها نکند، تا زنده است و تا از چشم جستجوگر و هراسان دستگاه بنى امیه پنهان است، در این جبهه - جبهه سازندگى افراد صالح و تعلیم شه راهنما- به مبارزه‏اى بى امان ولى پنهان مشغول باشد و آنگاه ادامه این راه را که بیگمان به سرمنزلى مقصود بسى نزدیک‏تر بود، به پس از خود بسپارد... شک نیست که راه نخست، راه فداکاران است، ولى یک مسلکى که شعاع تاثیر عمل او نه تنها دایره محدود زمان خود، بلکه سراسر عمر تاریخ را در برمى گیرد، کافى نیست که فداکار باشد، بلکه علاوه بر آن باید ژرفنگر و دور ش و پرحوصله وسخت با تدبیر نیز باشد، و این همه شرائطى است که راه دوم را براى چهارم حتمى و قطعى ساخت.»(28) شورش مردم مدینه خوددارى پیشواى چهارم از همکارى با شورشیان مدینه را نیز باید از همین دیدگاه تحلیل کرد. شورش مدینه در سال 63(یا 62) هجرى رخ داد و به فاجعه «حره» مشهور گردید. (29)این حادثه از آنجا سرچشمه گرفت که پس از شهادت حسین (ع) موجى از خشم و نفرت در مناطق ى بر ضد حکومت یزید برانگیخته شد. در شهر مدینه نیز که مرکز خویشاوندن وصحابه و تابعین بود، مردم به خشم در آمدند. حاکم مدینه (عثمان بن محمد بن ابى سفیان) که در ناپختگى و جوانى و غرور چیزى از یزید کم نداشت، با اشاره یزید (30)گروهى از بزرگان شهر را به نمایندگى از طرف مردم مدینه به دمشق فرستاد تا از نزدیک، خلیفه جوان را ببینند و از مراحم وى برخوردار شوند تا در بازگشت به مدینه مردم را به اطاعت از حکومت وى تشویق کنند/
به دنبال این طرح، عثمان هیئتى مرکب از «منذربن زبیر بن عوام»، «عبیدالله بن ابى عمرو مخزومى»، «عبدالله بن حنظله غسیل الملائکه» و چند تن دیگر از شخصیتهاى بزرگ مدینه را جهت دیدار با یزید به دمشق روانه ساخت. از آن‏جا که یزید نه از تربیت ى برخوردار بود، نه مشاورانى داشت که به او توصیه کنند که حداقل در حضور آن هیئات رفتار سنجیده‏اى داشته باشد، و نه تدبیر پدر را داشت که بداند ى که به نام بر مسلمانان حکومت مى‏کند، حداقل باید ظواهر ى را حفظ کند، نزد آنان نیز از خوارى و سگبازى و تشکیل بزمها و مجالس ساز و آواز و فسق و فجور کوتاهى نکرد، اما پذیرایى باشکوهى از آنان در کاخ خود به عمل آورد، به آنان احترام بسیار کرد و به هر کدام هدایا و خلعتهاى هنگفتى بالغ بر پنجاه هزار و صد هزار دینار بخشید. او فکر مى‏کرد که آنان با دریافت این پولها و با آن پذیرایى جانانه در کاخ سبز دمشق، در بازگشت به مدینه، از او تمجید و تحسین خواهند کرد، اما این دیدار نه تنها به نفع او تمام نشد بلکه کاملا نتیجه مع بخشید/ نمایندگان بجز منذر بن زبیر (که به بصره رفت) به مدینه بازگشتند و در اجتماع مردم این شهر اعلام د که: «ما از نزد شخصى برگشته‏ایم که دین ندارد، مى‏خورد، تارو طنبور مى‏نوازد، سگبازى مى‏کند، خنیاگران و ن خوش آواز در مجلس او دلربایى مى‏کنند، و با مشتى و ابکار به شب نشینى مى‏پردازد. اینک شما را شاهد مى‏گیریم که او را از خلافت برکنار کردیم» پسر حنظله گفت: «من از نزد شخصى برگشته‏ام که اگر هیچ با من یارى و همکارى نکند با همین چند پسرم به جنگ او خواهم رفت، او به من عطیه داد مرا احترام کرد ولى من عطیه او را نپذیرفتم مگر براى اینکه در جنگ با وى از آن استفاده کنم.» به دنبال این جریان، مردم مدینه با عبدلله پسر حنظله بیعت د و حاکم مدینه و همه بنى امیه را از شهر بیرون د/ این گزارش که به یزید رسید، «مسلم بن عقبه» را که مردى سالخورده و از سرسپردگان درباره بنى امیه بود، با لشکرى انبوهى براى سرکوبى نهضت به مدینه اعزام کرد و به وى گفت: به آنان سه روز مهلت بده، اگر تسلیم نشدند، با آنان بجنگ، و وقتى پیروز شدى سه روز هر چه دارند از اموال و چهار پایان و سلاح و طعام، همه را غارت کن و در اختیار سربازان بگذار///
شام، مدینه را مورد حمله قرار داد و جنگ خونینى بین دو گروه در گرفت و سرانجام، شورشیان ش ت خوردند و سران نهضت کشته شدند. مسلم به مدت سه روز دستور قتل عام و غارت شهر را صادر کرد. سربازان شام جنایاتى مرتکب شدند که قلم از بیان آنها شرم دارد. مسلم را به خاطر این جنایات «مسرف» نامیدند/
پس از پایان قتل و غارت، مسلم از مردم به عنوان بردگى براى یزید بیعت گرفت! (31) نقش عبدالله بن زبیر عبدالله بن زبیر، که فردى جاه طلب و ظاهر الصلاح بود، اندکى پیش از ورود حسین (ع) به مکه در سال 60 وارد مکه شده در آنجا اقامت گزیده بود، ولى در مدت حسین (ع) در مکه، او تحت الشعاع قرار گرفته و چندان مورد توجه مردم نبود. پس از شهادت حسین (ع) میدان را براى فعالیت او باز شد و در برابر یزید اعلام مخالفت کرده خود را خلیفه خواند/ عبدالله با خاندان مومنان (ع) میانه‏اى نداشت. او در ب ایى فتنه «جمل» نقش مهمى داشت و در دوران فعالیت در مکه، درود بر را از آغاز خطبه حذف کرد و چون در این مورد از او پرسیدند، گفت: خویشاوندان بدى دارد که هنگام بردن نام او گردن خویش را بر مى‏افرازند.(32) با توجه به این سوابق که سجاد (ع) از فتنه او اظهار نگرانى مى‏کرد.(33) نیز گفته‏اند که ا اج حاکم مدینه و بنى امیه از این شهر با موافقت او صورت گرفته بوده است. (34) چرا چهارم با شورشیان مدینه همکارى نکرد؟ اینک وقت آن رسیده است که علل خوددارى سجاد (ع) از همکارى با شورشیان را مورد بررسى قرار دهیم. علل خوددارى را مى‏توان چنین خلاصه کرد: 1- با ارزیابى اوضاع، و ملاحظه اختناق شدیدى که پس از شهادت حسین (ع) به وجود آمده بود، ش ت نهضت مدینه را پیش بینى مى‏ کرد، و مى‏ دید اگر در آن شرکت جوید، نه تنها پیروز نمى‏ شود، بلکه خود و پیروانش نیز کشته مى‏ شوند و باقى مانده نیروهاى تشیع از بین مى ‏رود بدون آنکه نتیجه‏ اى حاصل شود/ 2- با توجه به سوابق عبدالله بن زبیر، و نفوذى که او در میان صفوف شورشیان یافته بود، این نهضت نمى‏ توانست یک نهضت اصیل شیعى باشد و نمى‏ خواست امثال عبدالله بن زبیر قدرت طلب، او را پل پیروزى قرار دهند/ 3- چنانکه گذشت، شورشیان، عبدالله بن حنظله را به ى خود برگزیده بودند و هیچ گونه نظر خواهى از نکرده بود. گر چه ان شورش افرادى صالح و پاک بودند و انتقادها و اعتراضهاى آنان نسبت به حکومت یزید کاملا بجا و درست بود، اما پیدا بود که این حرکت، یک حرکت خالص شیعى نیست و در صورت پیروزى معلوم نیست به نفع شیعیان تمام شود/ گویا با توجه به این گونه ملاحظات بود که از ابتدا در شورش شرکت نکرد، و یزید که این موضوع را مى‏دانست و از طرف دیگر فاجعه کربلا در افکار عمومى براى او گران تمام شده بود، به «مسلم بن عقبه» توصیه کرده بود که معترض على بن الحسین ع نشود/ مامن پناهندگان وقتى که بنى امیه را از مدینه بیرون د، مروان از خواهش کرد که همسر و خانواده او در حرم باشند. نیز با بزرگوارى پذیرفت. از اینرو طى سه روز که مدینه دستخوش قتل و غارت بود، خانه سجاد مامن خوبى براى پناهندگان بود و تعداد صد نفر زن با اعضاى خانواده خویش به منزل پناهنده شدند و تا آ غائله از آنان پذیرایى کرد/ «مسلم بن عقبه»، پس از ختم غائله، على بن الحسین (ع) را خواست. وقتى که حضرت حاضر شد او را نزدیک خود نشاند و مورد احترام و تفقد قرار داد و سپس با بازگشت حضرت به خانه، موافقت کرد. (35) ابعاد مبارزات چهارم (ع) با مظالم و مفاسد عصر بارى چهارم با انتخاب راه دوم، یک سلسله برنامه‏هاى ارشادى و فرهنگى و تربیتى و مبارزات غیرمستقیم را آغاز کرد و بدون آن‏که حساسیت حکومت را برانگیزد، فعالیتهایى انجام داد که مهمترین آنها را مى‏توان در چند بخش زیر خلاصه کرد: 1- زنده نگهداشتن یاد و خاطره عاشورا از آنجا که شهادت حسین (ع) و یاران آن حضرت در افکار عمومى براى حکومت اموى بسیار گران تمام شده و مشروعیت آن را زیر سوال برده بود، براى آنکه این فاجعه فرموش نشود. با گریه بر شهیدان و زنده نگهداشتن خاطره آنان مبارزه منفى را به صورت گریه ادامه مى‏داد. شک نیست که این اشکهاى سوزان وگریه‏هاى پرسوز ریشه عاطفى داشت زیرا عظمت فاجعه و مصیبت کربلا به قدرى بزرگ و دل اش بود که هیچ یک از شهود عینى آن حادثه، تا زنده بودند، آن را فراموش نمى‏ د، اما بى شک چگونگى برخورد سجاد با این موضوع اثر و نتیجه سیاسى داشت، یادآورى مکرر فاحعه کربلا نمى‏گذاشت ظلم و جنایت حکومت اموى از خاطره‏ها فراموش شود. هر وقت مى‏خواست آب بیاشامد، تا چشمش به آب مى‏افتاد، اشک از چشمانش سرازیر مى‏شد. وقتى علت این کار را مى‏پرسیدند، مى‏فرمود: چگونه گریه نکنم در حالى که (یزیدیان) آب را براى وحوش و درندگان بیابان آزادگان گذاشتند، ولى به روى پدرم بستند( و او را تشنه کشتند)/ مى‏فرمود: هر وقت کشته شدن فرزندان فاطمه (س) را به یاد مى‏آورم، گریه گلویم را مى‏گیرد. روزى خدمتگزار حضرت عرض کرد: آیا عم و اندوه شما تمامى ندارد؟! حضرت فرمود: واى بر تو، یعقوب که تنها یکى از دوازده پسرش ناپدیدشده بود، در فراق فرزند خویش آنقدر گریست که چشمانش ن نا شد و از شدت اندوه کمرش خم شد، در حالى که پسرش زنده بود( و کاملاً از یافتن او نا امید نگشته بود) ولى من ناظر کشته شدن پدرم، برادرم، عمویم و هفده نفر از بستگانم بودم که پیکرهایشان در اطرافم نقش زمین شده بود، پس چگونه ممکن است غم و اندوه من پایان یابد؟!(36) «سهل بن شعیب»، یکى از بزرگان مصر، مى‏گوید: روزى به حضور على بن الحسین رسیدم و گفتم: حال شما چگونه است؟ فرمود: فکر نمى‏ شخصیت بزرگى از مصر مثل شما نداند که حال ما چگونه است؟ اینک اگر وضع ما را نمى‏دانى، برایب توضیح مى‏دهم: «وضع ما، در میان قوم خود، مثل وضع بنى در میان فرعونیان است که پسرانشان را مى‏ کشتند و دخترانشان را زنده نگه مى‏ داشتند. امروز وضع بر ما به قدرى تنگ و دشوار است که مردم، با سب و ناسزاگویى به بزرگ و سالار ما بر فراز منبرها، به دشمنان ما تقرب مى‏ جویند.»(37)/ 2- پند و ارشاد امت چون چهارم در عصر اختناق زندگى مى‏کرد، نمى‏توانست مفاهیم مورد نظر خود را بصورت آشکار و صریح بیان کند، از اینرو از شیوه موعظه استفاده مى‏کرد و مردم را از طریق موعظه با شه درست ى آشنا مى‏کرد و این شه را که در اثر تبلیغات حاکمان جائز در طول زمان به فراموشى س شده یا تحریف گشته بود، به صورت اول و اصیل به یاد مردم مى‏آورد و توده مردم و جامعه ى را تا هر مقدار که مى‏توانست با حقایق و تعالیم آشنا مى‏ساخت/ بررسى این موعظه‏ها نشان مى‏دهد که با روش حکیمانه و بسیار زیرکانه‏اى، ضمن اینکه مردم را نصیحت و موعظه مى‏کرد، آنچه را که مى‏خواست در ذهن مردم جا بگیرد، به آنان القا مى‏کرد، و این، بهترین شکل انتقال افکار و شه درست ى در آن شرائط بود زیرا این مباحث، در عین حال که اثر و نتیجه سیاسى داشت و بر ضد دستگاه حاکم بود، حساسیت حکومت را بر نمى‏انگیخت. ضمناً مسئله « ت»، یعنى سیستم حکومت ى و ى جامعه ى توسط معصوم، را روشن مى‏کرد و مردم را از آنچه در جامعه ى آن روز مى‏گذشت، یعنى حاکمیت حاکمان زور و کفر و سردمداران فاسق و منافق، آگاه مى‏ ساخت و به آنان تفهیم مى‏کرد که حکومتى مانند حکومت« عبدالملک»، حکومتى که خواسته، نیست. اهمیت این موضوع از این نظر بود که تا مردم نسبت به این مسئله توجه پیدا نمى‏ د و از ح جمود و تخدیرى که به مرور زمان به وجود آمده بود، بیرون نمى‏ آمدند، تغییر اوضاع و تشکیل حکومت مطلوب ى امکان نداشت.یک نمونه از این گونه بیانات و مواعظ سجاد که بهترین گواه نکات یاد شده است، سخنان مفصلى است که به تصریح محدثان، هر روز در مسجد ، آن را براى یاران خود و دیگران ایراد مى‏ نمود. در اینجا به عنوان نمونه بخش هایى از سخنان را از نظر خوانندگان مى‏ گذرانیم: «مردم! پرهیزگار باشید و بدانید که به سوى خدا باز خواهید گشت. آن روز (رستاخیز) هر آنچه را که از نیک و بد، انجام داده، نزد خود حاضر خواهد یافت و آرزو خواهد کرد که بین او و اعمال بدش فرسخها فاصله باشد... نخستین امورى که در قبر، دو فرشته منکر و ن از آن سوال خواهند کرد، «خداى» تو که او را عبادت مى‏کنى، و « » تو که به سوى تو فرستاده شده است، و «دین» تو که از آن پیروى مى‏ کنى، و «کتاب» (آسمانى) که آن را تلاوت مى‏کنى، و « » تو که ولایتش را پذیرفته‏ اى، خواهد بود...»(38) در این سخنان چند چیز جلب توجه مى‏کند: 1- تکرار این سخنان در هر روز که نشانگر اهمیت آن و میزان عنایت به طرح این مسائل است. 2- از اینکه گفتار با جمله: اى مردم! (ایها الناس) آغاز مى‏ گردد، معلوم مى‏ شود که در اینجا مخاطبان ، تنها شیعیان و یا پیروان خاص نبوده‏ اند، بلکه دایره مخاطبان وى وسیع و عام بوده است. 3- طى سخنان خود صراحتاً یا تلویحاً، به آیات، متعدد قران استناد و استدلال نموده است و این بدان جهت است که در اینجا طرف سخن، عامه مردم بوده ‏اند و آنان به سجاد به عنوان یک نگاه نمى‏ د، از اینرو براى تثبیت مطلب، به آیات قرآن استشهاد مى‏ کرده است، ولى در مواردى که طرف سخن تنها شیعیان و یاران خاص بودند، حضرت ضرورتى براى استناد به آیات قرآن نمى‏ دید.(39) کادر سازى نمونه دیگر از بیانات ، موعظه نسبتا مفصلى است که آن را «ابوحمزه ثمالى» یکى از بهترین و نزدیکترین یاران حضرت، نقل مى ‏کند. متن این روایت گواهى مى ‏دهد که در جمع شیعیان و پیروان خاص آن حضرت بیان شده است. طى سخنانى مى‏ فرماید:
خداوند ما و شما را از مکر ستمگران و ظلم و حسودان و زورگویى جباران حفظ کند. اى مومنان! شما را طاغوتها و طاغوتیان دنیا طلب که دل به دنیا س و شیفته آن شده‏اند و به دنبال نعمتهاى بى ارزش و لذتهاى زود گذر آن هستند، نفریبد به جانم سوگند در ایام گذشته حوادثى را پشت سر گذاشتید و از انبوه فتنه‏ها به سلامت گذشتید، در حالى که پیوسته از گمراهان و بدعت گذاران و تب اران در زمین دورى و تبرى مى‏ جستید؛ پس اکنون نیز از خدا یارى بخواهید و به سوى فرمانبرى از خدا و اطاعت از «ولى خدا» که از حاکمان کنونى شایسته‏ تر است، برگردید/ امر خدا و اطاعت از ى را که خدا اطاعت او را واجب کرده، بر همه چیز مقدم بدارید، و هرگز در امور جارى، اطاعت از طاغوتها را که شیفتگى به فریبندگیهاى دنیا را به دنبال دارد، بر اطاعت از خدا و اطاعت از ان الهى مقدم ندارید از معا با گن اران و آلودگان، همکارى با ستمگران و نزدیکى و تماس با فاسقان بپر د و از فتنه آنان برحذر باشید و از آنان دورى بجویید و بدانید که هر با اولیاى خدا مخالفت ورزد و از دینى غیر از دین خدا پیروى کند و در برابر امر ى الهى خود سرانه عمل کند، در دوزخ گرفتار آتشى شعله ور خواهد شد...(40) انحطاط وضع اخلاقى امت اهمیت و ضرورت این نصایح و ارشادهاى هنگامى روشن مى‏گردد که میزان انحطاط اخلاقى امت در زمان حکومت عبدالملک و پسرش ولید و متروک شدن سنتها و آداب و تعالیم ى در آن عصر را مورد توحه قرار دهیم: مى‏دانیم که از حدود سال سى ام هجرى (نیمه دوم دوران خلافت عثمان) فساد مالى و انحطاط اخلاقى در جامعه ى گسترش یافت و اشراف قریش که در آمد کلانى از خزانه ت داشتند و از بخششهاى خلفاى وقت نیز بهره‏مند بودند، به ثروت اندوزى پرداختنند و بدین ترتیب رفاه‏طلبى و اشرافیت و تجمل پرستى در جامعه ى رواج یافت.ثروت اندوزان، املاک و مستغلات فراوانى گرد آوردند و کنیزان و غلامان بسیارى یدند ؛ بخصوص کنیزانى که براى خوانندگى و بزم آرایى تربیت شده بودند...کم کم مجالس بزم و خوشگذرانى و خنیاگرى به طبقات دیگر نیز سرایت کرد. این انحطاط اخلاقى در زمان حکومت یزید آن‏چنان گسترش یافت که دو شهر مقدس «مکه» و «مدینه» نیز از این آلودگیها محفوظ نماند/ «مسعودى» مى‏نویسد: «فساد و آلودگى یزید، به اطرافیان و عمال وى نیز سرایت کرد، در زمان او ساز و آواز در مکه و مدینه آشکار گردید و مجالس بزم بر پا شد و مردم آشکارا را به خوارى پرداختند.» (41) این وضع در زمان عبدالملک نیز همچنان ادامه یافت، به طورى که «شوقى ضیف» پس از بیان گسترش اشرافیت و رفاه زدگى در شهر مکه و مدینه مى‏افزاید: «گویى این دو شهر بزرگ حجاز را براى خنیاگران ساخته بودند، تا آن‏جا که نه تنها مردمان عادى، بلکه فقیهان و زاهدان نیز به مجالس آنان مى‏شتافتند.»(42) «قاضى ابو یوسف» به بعضى از اهالى مدینه مى‏گفت: اى مردم مدینه! وضع شما با این آواز خوانی ها شگفت‏ انگیز است، زیرا هیچ و نا و هیچ شخص محترم و غیر محترم در ایمان شما، از آن ابایى ندارد!(43) محیط مدینه طورى شده بودکه «نه عالمان، غنا را ناروا مى‏ شمردند و نه عابد از آن جلوگیرى مى‏ د». (44) روزى «دحمان» آواز خوان، نزد قاضى مدینه به نام «عبدالعزیز مخزومى» در اختلافى که یک نفر از اهل مدینه با یک عراقى داشت، به نفع شخص مدنى شهادت داد و قاضى او را