zoom apple مرجع تخصصی اپل

به نقل از خبرگزاریها در مورد zoom apple مرجع تخصصی اپل : چو زین بگذری مردم آمد پدید شد این بندها را سراسر کلید سرش راست بر شد چو سرو بلند به گفتار خوب و د کاربند پذیرندهٔ هوش و رای و د مر او را دد و دام فرمان برد ز راه د بنگری اندکی که مردم به معنی چه باشد یکی مگر مردمی خیره خوانی همی جز این را نشانی ندانی همی ترا از دو گیتی برآورده اند به چندین میانجی بپرورده اند نخستین فطرت پسین شمار تویی خو. دل روشن من چو برگشت ازوی سوی تخت شاه جهان کرد روی که این نامه را دست پیش آورم ز دفتر به گفتار خویش آورم بپرسیدم از هر ی بیشمار بترسیدم از گردش روزگار مگر خود درنگم نباشد بسی بباید سپردن به دیگر ی و دیگر که گنجم وفادار نیست همین رنج را یدار نیست برین گونه یک چند بگذاشتم سخن را نهفته همی داشتم سراسر زمانه پر از جنگ بود به جویندگان بر جها. چند وقت است دنبالش میگردم
همه جا را به دنبالش گشته ام
پیدا نمیشود که نمیشود
شما م امه من را ندیده اید؟
ا ین بار ؟ درست یادم نیست!
شاید سرش داد کشیدم!
ننر شده اند بچه های این دوره!
این که دلیل نمیشود برای ترک من تنها
ا ین بار نمیدانم کجا دیدمش!
خیلی فکر !یادم نمی اید
کرج بود!
این ا ها مدام با من کلنجار میرفت!این گریه ی مستانه ی من بی سببی نیستابر چمن تشنه و پژمرده ی خویشم
گلبانگ ز شوق گل شاداب توان داشتمن نوحه سرای گل افسرده ی خویشم
شادم که دگر دل نگراید سوی شادیتا داد غمش ره به سرا ی خویشم
پی کرد فلک مرکب آمالم و در دلخون موج زد از بخت بد آورده ی خویشم
ای قا. چراغست مر تیره شب را بسیچ به بد تا توانی تو هرگز مپیچ چو سی روز گردش بپیمایدا شود تیره گیتی بدو روشنا پدید آید آنگاه باریک و زرد چو پشت ی کو غم عشق خورد چو بیننده دیدارش از دور دید هم اندر زمان او شود ناپدید دگر شب نمایش کند بیشتر ترا روشنایی دهد بیشتر به دو هفته گردد تمام و درست بدان باز گردد که بود از نخست بود هر شبانگاه باریکتر به خو. بدین نامه چون دست دراز یکی مهتری بود گردنفراز جوان بود و از گوهر پهلوان دمند و بیدار و روشن روان خداوند رای و خداوند شرم سخن گفتن خوب و آوای نرم مرا گفت کز من چه باید همی که جانت سخن برگراید همی به چیزی که باشد مرا دسترس بکوشم نیازت نیارم به همی داشتم چون یکی تازه سیب که از باد نامد به من بر نهیب به کیوان رسیدم ز خاک نژند از آن نیکدل نا. ِ مرض! انگار از وحشی اومده ! بلبل درازی هم که میکنی! تو نه تربیت داری نه خانوادگی! تو اون کلاهی که می خوای سر من بزاری! مس ه فروشی باز کردی؟! حالا من نه یه آدم ! صداتو برا من داد نزن! وقتی با من حرف میزنی دهنتو ببند! از جلوی چشام خفه شو!
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ خیال بود و دل من ... امان از این ح بروی بام و هوا سرد... بی کت و ژاکت ولی اجاق دلم را چنان ألو کردی که با تو حرف زدم من درست یک ساعت! … شب آن شبی که شبیه تو داشت گیسویی _شبیه چشم تو خورشید بود از این بابت_ کشید خط به شب من شهاب یاد تو شد به سوره_ صورت ماهت، ستاره ها آیت * بگو شکایت چشم تو را کجا ببرم که برده دین و دلم را کرشمه ات، غارت! خمار چشم . بدون ازدست دادن چیزی نمیتوان چیزی را ب دست اورد . . . . من فقط احساسم را ازدست دادم زیاد ک مهم ننیست هست.؟؟؟؟؟ مامان گلی میگویند زخم ب دل ادم نخورد . . . زخم تن زودتر خوب میشود راست میگوید ؟ ؟ مگر او روانشناسی خوانده. . . نخوانده. . ولی قلبم عجیب امروزها احساس تهی بودن میکند. . گاهی میشوی دیوانه شهرو پامیگذاری درخیابان ها و جمله ای ک شده ورد ز. تا به خورشید رسانی خبرمبه همآغوشی چشمت ببرمچند روزی است اسیر قفسمدیر وقتی است که بی بال و پرماز غروبی که ج افتادتا به این ثانیه خونین جگرمزده تا نقب به دریا یک چشم,لاله زاری شده چشم دگرم*حرف بدخواه اگر تلخ, شکر! چشم اگر شور! برایت سپرمپا اگر همقدمت! همراهمدست اگر پیش تو سرکش! تبرمغیر عشق تو نریزد بیرونبارها گر بزنی نیشترم (*)*میشود خا. بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما زیرا نمی دانی شدن همرنگ ما همرنگ ما از حمله های جند او وز زخم های تند او سالم نماند یک رگت بر چنگ ما بر چنگ ما اول ی درکشی سرمست گردی از خوشی بیخود شوی آنگه کنی آهنگ ما آهنگ ما زین باده می خواهی برو اول تنک چون شیشه شو چون شیشه گشتی برشکن بر سنگ ما بر سنگ ما هر کان می احمر خورد بابرگ گردد برخورد از دل ف. جز وی چه باشد کز اجل اندررباید کل ما صد جان برافشانم بر او گویم هنییا مرحبا ان سوی گردون شوم زان جا سوی بی چون شوم صبر و قرارم برده ای ای میزبان زودتر بیا از مه ستاره می بری تو می بری گه شیرخواره می بری گه می کشانی دایه را دارم دلی همچون جهان تا می کشد کوه گران من که کشم که کی کشم زین کاهدان وا مرا گر موی من چون شیر شد از شوق مردن پیر شد م. خوشا به حالِ دل بی شکیب بعضی ها هزار غبطه به حال عجیب بعضی ها نمی رود ز سرِ این پرندۀ قفسی خیال بال و پر دل فریب بعضی ها قنوت وتر ... سحر ... در جوار «شش گوشه» طبیب حاذق درد غریب بعضی ها! نصیب همچو منی؛ مهر تربت و حسرت! برات کرب و بلا، هی نصیب بعضی ها ... دلم ش ته خدایا! مرا اجابت کن به حق حرمت امن یجیب بعضی ها به ه نی پاکانِ کربلا رفته گرفته چا. محبوبه دلیری گل: "معرکه عشق و جنون" دلبسته یک سبو کش دلخواهم از مزهء گسِّ دُرد مِی اگاهم من شرب مدام را به خاطر دارم حالا کمی از مستی خود میکاهم تا عقل بماند نفسی تازه کند مجذوب به لا اله الا اللهم در معرکه عقل و جنون خیر و شریست یک لحظهء غفلت به ته این چاهم یک لحظه، جنون و عشق و اشفته سری در وهم و تخیل برود گمراهم هر چند بنای زندگانی عش. سلام دوستای گلممممم...!! ببخشید این چند ماه اخیر نتونستم پست بذارم... سرم باچیزای دیگه گرم بود♡♡ سال تحصیلیم پست گذاشتن برام خییلی سخته! ببخشید ک نمیتونم ب نظرای همه جواب بدم! سرموقع چشم! حتما! ب روی چشو چالم!! تروخدا وبمو ترک نکنین! بخدا دوستون دارم ولی نمیشه زیاد ب وباتون سر بزنم! بحرحال بدی خوبی...!! امیدوارم بیشتر بتونم بیام یادتون نره! مثه همیشه! نظرررر..... یادتوووون...؟؟ نره!! دوستون دارم ! تا بعد! غفلت کرده ای مادر... پشت این قلب عاشق ، فرزندت آرام آرام جان میسپارد ... و تو ... فراموش را به او نیاموخته بودی ... ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛ امروز معلم عشقم گفت: دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسند مگر اینکه یکی از آنها خود را بشکند ... گفتم : من که خودم را ش تم پس چرا به او نرسیدم ؟ لبخند تلخی زد و گفت : شاید او هم به سوی خط دیگری ش ته با. ای نوش کرده نیش را بی خویش کن باخویش را باخویش کن بی خویش را چیزی بده درویش را تشریف ده عشاق را پرنور کن آفاق را بر زهر زن تریاق را چیزی بده درویش را با روی همچون ماه خود با لطف مسکین خواه خود ما را تو کن همراه خود چیزی بده درویش را چون جلوه مه می کنی وز عشق آگه می کنی با ما چه همره می کنی چیزی بده درویش را درویش را چه بود نشان جان و زبان د. تا که خلوت میکنم با خود، صدایم میکنند
بعد، از دنیای خود کم کم جدایم می کنند
گوشه گیری، انتخ شخصی و خودخواسته ست
پس چه اصراری به ترک انزوایم می کنند
مثل آتشهای تفریحم که بعد از سوختن
اغلبِ مردم به حال خود رهایم می کنند.
«ای بمیری! لعنتی! کُشتی مرا با شعرهات»
مردم این شهر اینگونه دعایم میکنند
احتمالاً نسبتی نزدیک. ممکن است؛
خوب حرف بگوییم، خوب شعار بدهیم اهل راهبرد باشیم! خیلی خوب بنویسیم یا خوب تراوشات فکری در سر بپرورانیم
اما... حاضر به مطالعه و خواندن کتاب و منبعی برای راه و مسیر دادن به این همه معلومات و مجهولات هستیم!؟
از این پس با فرد و اشخاصی هم کلام بشویم، گعده بگیریم، جدل احسن کنیم که "می خوانند" و "خوانده اند" سر پایین هستند و چ. coreop onics, an israeli maker of dual-lens era technology, is suing apple. the company filed a lawsuit in the us district court in northern california, where cupertino is located. coreop onics claims that apple is using its tech in the iphone 7 plus and the iphone 8 plus. there is no mention of iphone x in the filing, probably due to the device being launched last friday. coreop onics demonstrated the dual era technology last year at mwc in barcelona. it showed how images from both sensors could be combined for a more detailed picture, including an optical zoom up to... گوشی طرح اصلی آیفون 6 apple iphone آندروید 4 ,
طرح اصلی apple iphone 6 با اندروید 4٫3 ,
ید و فروش گوشی موبایل طرح اصلی فول کپی اندرویدی ارزان قیمت ... ,
ید گوشی طرح اصل سامسونگ آیفون چینی ,
طرح اصلی apple iphone 6 با اندروید 4٫3 ,
ید طرح اصلی apple iphone 6 با اندروید 4٫4٫2 (3g) ,
وبسایت رسمی گوشی طرح اصلی و چینی فروش انواع گوشیهای ارزان و ... ,
ید ,
.  
ای دیــــر بــدست آمـــده بــس زود بـرفتیآتــش زدی انــدر مــن و چون دود برفتی
چـــون آرزوی تنگـــدلان دیـــر رسیــدیچــون دوستی سنگــدلان زود برفتی
زان پیش که در باغ وصال تو دل مناز داغ فــراق تـــو بـــر آســود برفتی
ناگــشته من از بند تــو آزاد بجستینا کـــرده مــرا وصل تــو خشنود برفتی
آهنگ بـــه جان مـــ. سخن هر چه گویم همه گفته اند بر باغ دانش همه رفته اند اگر بر درخت برومند جای نیابم که از بر شدن نیست رای ی کو شود زیر نخل بلند همان سایه زو بازدارد گزند توانم مگر پایه ای ساختن بر شاخ آن سرو سایه فکن کزین نامور نامهٔ شهریار به گیتی بمانم یکی یادگار تو این را دروغ و فسانه مدان به رنگ فسون و بهانه مدان ازو هر چه اندر خورد با د دگر بر ره رمز . چه کیفی دارد ی باشدکه وقتی نام کوچکت رااز ته دل صدا می زندلبخندی رویِ لبانت نقش ببنددو تو آرام بگویی جانمبه گمانم اینطور که باشدتو حتی عاشق نامت می شویکه از طرز صدا ش بفهمیاسمت که هیچحتی وجودت،مالکیتش به اشتراک گذاشته شدهبینِ تو و اوی زندگی ات !چه لذتی داردص مدامنامت را تکرار کند وتا تو جانم نگویی دست از سرت بر ندارد,بگوید امان ازح. "الهه سحرگاهی" قصه پنهان: بگذار در شه چشمان توباشم من معتقدم تا که شبی آن تو باشم دلخواه شدن شیوه ان تنگ ست لاجرعه اگر سر کشم تو باشم در دست تو باید به تپشهای جنون زد در پیش تو باید همه طوفان تو باشم من مشهدی ام خانه ام اینسوی زمینست اما تو طلب کن که به کرمان تو باشم در بارش اندوه تو ابرم که ببارم خوبست به مژگان تو باران تو باشم خوبست اگ. way back at the wwdc in june apple announced that amazon prime video will come to apple tv before the end of the year and it looks keen to keep its promise. apple mistakenly leaked a story about the launch of amazon prime video for the apple tv, which was picked up by reddit user studio1burbank. he set his phone's date and time to 1 day in a nce and got a promo in his app store about the amazon prime video for apple tv. apple has since hidden the promo but it's clear that it will update the apple tv to support amazon prime video quite soon, likely this week. the new apple tv... تنها آرزو
این زندگی این دوستان این آشنایان غریب
این کوچه های شهر با این مردمان نانجیب
این روزهای خسته و زاینده رود بی صفا
این قلب های مرده و این عاشقان بی طبیب
من آ خطم نمیخواهم بمانم بیش از این
در عالمی که هست سرتاسر دروغ و جنگ و کین
جایی که حتی ک نش هم همه افسرده اند
مهد فساد و قتل ودرد و خون و ماتم ها زمین
هر. سلام داداشا و عاجیا ، نظر دادن ۲ دقیقه طول میکشه ، امیدوارم از این سری جوک ها هم خوشتون بیاد ... .............................. ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﺴﺘﻴﺪ ﺷﻤﺎ میتونید ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺯﻧﻬﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺍﻭﻧﺎرو ﺑﻔﻬﻤﯿﺪ؟! . . . . . . . به طور ﻣﺜﺎﻝ ﺍﮔﻪ یه ﺗﻔﻨﮓ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﺎﺷﻪ یعنی ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﻪ ! اینم برای دوستانی که اطلاعات در مورد شناخت ه. banko
biber ki yasa dışı önderidir sebzelerin:
şu sofrada ikimiz için de vur emri!
sözcükler alevler içinde nasıl da serin!
orta yerde durmuyor bir türlü yumru.

bu akşamüstü üç şey doğruladı beni:
kulüp rakısının üstündeki resim, bir;
ortak arkadaşımız prens hayati, iki;
üçüncüsünü sorma, bizimle ilgilidir.

bekarlara ev vermiyorlar, doğru;
evlilere kız vermedikleri de doğru,
bu yüzden bir gün seni bırakırım ya,
tütünü bırakmak gibi bir şey olur bu.

evet. "سایه رضایی نسب" دلبر نزدیک: دروازه آسمانی ام باز شده است طفل دل من چه قصه پرداز شده است از اوهام برون افتاده است این ساقی مستان ز چه طناز شده است در حیرت از این هجوم پر سوز و گداز این حنجره خشک کنون ساز شده است آواز دلم عجب نوایی دارد مرغ دل من با تو که دمساز شده است من مغبچه ای کنون اسیر طوفان وین بال در شه پرواز شده است آواز دهل شنیدن . ever thought of purchasing an apple pencil for your brand new ipad pro and felt that the $99 price tag was a bit too expensive? fear not, for apple is now selling the apple pencil refurbished for just $85. what can easily be summed up as the deal of the century, the apple pencil can now be purchased for $14 off the price of a brand new one. think of all you could do with that money. as with other apple refurbished accessories, the refurbished apple pencil goes through rigorous refurbishment process, has a 1-year warranty and 14 day returns policy. so it's like buying new, except... میشه خاهش کنم آروم بری؟میشه خاهش کنم جلوی من بی اون بری؟میشه خاهش کنم زل نزنی توچشماش؟جلوی من نگی که جونم فداش؟میشه خاهش کنم دستای اونو نگیری؟روزی هزار بار براش نمیری؟میشه خاهش کنم به دست و پاش نیفتی؟مگه تو از من دوست دارم نَشنُفتی؟میشه خاهش کنم برگردی؟میشه خاهش کنم با ماس،فقط 1 باربرگردی؟
رابطه عدد 7 و عدد پی با حافظ (!)
همه تا حدودی با عدد 3.14 یا همان عدد پی آشنایی دارند . این عدد به صورت کامل تر در زیر آمده است :
3.14159265358979323846264338327950288419716939937511
اگر این عدد را بر 7 تقسیم کنیم عدد زیر به دست می آید :
0.44879895051282760549466334046850041202816705705359
حال اگر 7 رقم اول اعشار آن را در نظر بگیریم به نکته جالبی بر خواهیم خورد :
0.4487989
سه رق. عشاق تو را اینگونه می خوانند و تمثل می جویند
از صدقه سر شماست که ما هستیم و روزی داریم
" السَّلامُ عَلَیْکَ یَا نُورَ اللهِ الَّذِی یَهْتَدِی بِهِ الْمُهْتَدُون ... "
>>> سیدبن طاووس: من بعد از زیارت حضرت با این شعر تمثل می جویم...
نَزِیلُکَ حَیْثُ مَا اتَّجَهَتْ رِکَابِی وَ ضَیْفُکَ حَیْثُ کُنْتُ مِنَ الْبِلاد
در ه. دوباره پاییز... هم چون مرغ اساطیری موسیقیِ یـــــلدا سر میدهد و می د... و میخندد... و میسوزد... و از خا ترش، ستاره ای... متولد می شود ستاره ای از جنس مهر ستاره ای به نام خورشید! (مهرآ.ن)
1+یلداتون پساپس مبارک:))) 2+امروز تولد مامان نادیاست! 3+میگن شب یلدا، شب تولد "خورشید"... چون از فرداش طول روز زیاد و زیادتر میشه! 4+اصلا مهم نیست که فرق یلدا با . مظلوم تر از هرآنچه مظلوم هستی از ایل و تبار و خاندان بگذشتی از بس که قرین حب زهرا بودی رزمنده شهر فاطمیون گشتی
فرزند قم از تبار نیشابوری از روی همین به این حرم حساسی فردا که به روی دست مردم آیی گویند شهید لشکر عباسی
در خط نبرد حق تو اول بودی رنجیده دلی، ولی که آرامی تو در بین تمام آسمان مشهوری گمنام تر از شهید گمنامی تو
در طوف. زونوم چمه دَسی کو خَستَه آوِرَه ایته صبر بکَه ایته م مالَت بدَه برا کلاک ویدَه ام اشته اسمونی بن چمه دَسی آدَم اشته دَس چمه سَری گِرم کَفا چمه دیل اشته شن چمه اَسرگ ک بَلَکه بوم هَه ادمی ک ت خوای هَه ک ت دوس داری پاکییَه امیدوار ماکَم برا کلاک ویدَه سه داستان کوتاه زیبا؛
روزى روستاییان تصمیم گرفتند براى بارش باران دعا کنند در روزیکه براى دعا جمع شدند تنها یک پسربچه با خود چتر داشت ، این یعنی ایمان.
○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○ کودک یک ساله اى را تصور کنید زمانیکه شما اورابه هوا پرت میکنید او میخندد زیرا میداند اورا خواهید گرفت این یعنى اعتماد.
○○○○○○○○○○. به دل گفتم: از ی بگو که بهترین زمین است. گفت: او!
گفتم: ی که خدای تعالی بسیار دوستش دارد. گفت: او! گفتم: ی که احمد(صلی الله علیه و اله وسلم) از او یاد کرده است. گفت: او! گفتم: ی که علی(علیه السلام) اورا فرزند خود خوانده. گفت: او! گفتم: ی که فریادرس فاطمه(سلام الله علیها) پشت در بود. گفت: او! گفتم: ی که زینب(سلام الله علیها) به انتظارش نشسته تا ا. مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا مهمان صاحب تم که تش پاینده با بر خوان شیران یک شبی بوزینه ای همراه شد استیزه رو گر نیستی او از کجا شیر از کجا بنگر که از شمشیر شه در قهرمان خون می چکد آ چه گستاخی است این والله خطا والله خطا گر طفل شیری پنجه زد بر روی مادر ناگهان تو دشمن خود نیستی بر وی منه تو پنجه را آن کو ز شیران شیر خورد او شیر باش. خوردنی باشد: مثل عسل ساعات مختلف روز: مثل پگاه، سپیده، سحر اسم جک و جونور باشد! اعم از پرنده: مثل پرستو، درنا… ه: مثل پروانه چها ا: مثل غزال اسم علف باشد: مثل ریحانه، پونه و… اسم مکان باشد: مثل صحرا، دریا، خاور، ایران خیس باشد: مثل شبنم، دریا، ساحل، باران. و کلا هر اسمی تو این مایه ها باشد اسم دختر و در غیر این صورت اسم پسر می باشد ! من دو تا طرح برای رفع آلودگی هوای ا دارم .
بخصوص تهران یکیش بعد از اجرا شدن به جمعیت ورزشکارها اضافه میکنه .
و مصرف بنزین هم کاهش پیدا میکنه .
چند ارگان یا سازمان باید با هم به اجرای این طرح کمک کنند .
و یکی دیگه یک دستگاهه تصویه هواست که هر ساختمان موظفه که یکدستگاه رو بالای ساختمان نصب کنه .

سلام خوبین ؟یه چیزی باعث تعجبم شده اونم اینکه مگه میشه سوالای دفترچه های کنکور باهم فرق کنه؟!همه جا نوشته یا باید جای سوال عوض شده باشه یا جای گزینه ها و یا هر دو !ولی چرا سوالای روانشناسی دفترچه a به کل با سوالای دفترچه من ( b ) متفاوته ؟!!

_____________________________________________# بعدا نوشت ! : منتشر کننده گرامی ! وقتی سؤالای کنکور خارج از کشورو ب. ادعا می کنند که با تو هستند، رفیق اند به وقتش
بهای اطرافیان را به صرافی می برند و
با ریال عربستانی تاخت می زنند!


>>> ... وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّکَ. و اگر در دوزخم بیافکنی، در میان اهل جهنم اعلام خواهم کرد که من تو را دوست دارم. "مناجات شعبانیه" زیرخا تر ذهنم باقی استآتشی سرکش و سوزنده هنوزیادگاری است زعشقی سوزانکه بود گرم و فروزنده هنوز*****عشقی آن گونه که بنیان مراسوخت از ریشه و خا تر کردغرق در حیرتم ازاین که چرامانده ام زنده هنوز*****گاه گاهی که دلم می گیردپیش خود می گویمآن که جانم را سوختیاد می آردازاین بنده هنوز*****سخت جانی را بینکه نمردم از هجرمرگ صد بار به ازبی تو بودن ب. دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست

در من طلوع آبی آن چشم روشنیاد آور صبح خیال انگیز دریاست
 گل کرده باغی از ستاره در نگاهتآنک چراغانی که در چشم تو ب است

بیهوده می کوشی که راز عاشقی رااز من بپوشانی که در چشم تو پیداست

ما هر دوان خاموش خاموشیم، اماچشمان ما را در خموشی گفتگوها. ترا دانش و دین رهاند درست در رستگاری ببایدت جست وگر دل نخواهی که باشد نژند نخواهی که دایم بوی مستمند به گفتار پیغمبرت راه جوی دل از تیرگیها بدین آب شوی چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی خداوند امر و خداوند نهی که خورشید بعد از رسولان مه نت د بر ز بوبکر به عمر کرد را آشکار بیاراست گیتی چو باغ بهار پس از هر دوان بود عثمان گزین خداوند شرم و خد. اوشان دیلم شور ژَنه خاوم پِرَمَه یاریم کو نی خبر شاید برَمَه اوشان اَسرگم پِبو غَزری شی چمه میجَه یاریم کو نی خبر نِزنوم چبَه چمه قَشَنگَه کیجَه اوشان غم دیلی کو نشتَه مثالی نیزَه یاریم کو نی خبر مثلی ک مَریضَه دیلم اومَه لوکی بنی کو مَندَه اگر خوای مَمرم بکَه مرا خنده خدایا از نی نِبیمَه ترا بَندَه خاوی کو م آوین یارم کا مَندَه علی رستم پور هفتخوانی امشب دلم شور میزند خوابم پریده از یارم ندارم خبر شاید گریه کرده امشب اشکم مانند بوران میچکد بر روی مژگانم از یارم ندارم خبر نمیدانم چه شد عزیز من امشب غم نشست بر دلم مثل نیزه از یارم ندارم خبر مثل اینکه مریضه قلبم امده تا زیر گلویم اگر میخواهی نمیرم بزن برایم خنده خدایا من هم نشدم برایت بنده در خواب نشانم بده کجاست یارم zoom window فرمان zoom با زیر فرمان window یعنی به مقدار که پنجره باز کردیم نمایش بدهد command: zoom specify corner of window, enter a scale factor (nx or nxp), or [all/center/dynamic/extents/previous/scale/window/object] :w specify first corner: specify opposite corner: zoom previous فرمان zoom با زیر فرمان previous یعنی یک مرحله zoom قبل را نمایش بدهد و "خود واقعی" چه عیبی دارد که ی نمی خواهد بپذیرد خودت باشی اخوی... خودت باش رفیق
خود واقعی تو کیست که اینقدر ... "درهمی"؟؟! بعضی که نه اکثرا، ماشاالله! نوع الانواع هستند خودت باش... اینطور فردی را نشان خواهی داد که " " است، اشتباهی است؛ نقش بازی می کنی! خانه که رفتی لباس هایت را که درآوردی، گوشه ای بنشین... ببین تو این هستی؛ دیدی!؟
راستش.